موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمين موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم حمد الله رحمن الرحیم لا مسلمان واقعی نیست من اصبه حلا یهتمم به امور المسلمین فلیسه به مسلم اگر کسی قانون مباساط نداشته باشد این مسلمان واقعی نیست و نظیر این جمعه پیغمبر روی منبر که باره ها میفرمودن بیش از صد آیه هزار روایت دارید قانون مباساط را منقسم کردم به اقسامی قسم اول این که ما باید در خوراک و پوشاک و مسکن و ازدواج به فکر یک دیگر باشیم گرسنه در میان ما باید نباشه بی خانه در میان ما باید نباشه بی ازدواج و بی همسر در میان مسلمان ها در میان ما باید نباشه مرتبه دوم که اون هم باید باشد این که گره گشاره این که گره گشاره مرتبه سبوم در قانون مباساط شخصیت دادن به دیگران و این خیلی مهمه ما باید برا دیگران شخصیت قائل باشیم هر که باشه اسلام این که این حماله این بیچار وفاده و فقیره اینا سرش نمیشه اسلام اون چه سرش میشه بعد نه مسلمان انسانیته گرد باید برای انسانها شخصیت قائل باشیم سوره عوض سوره عجیبیست انصافا همه من باید توجه به این سوره عوض داشته باشیم همه من باید توجه به این سوره عوض داشته باشیم سوره عوض داشته باشیم یک کسی میگن متموّل بوده این خدمت پیغمبر اکرم نشسته بود یک کوری اومد و این کوره همیشه یه تقربی هم پیش پیغمبر اکرم داشت چون چشمش نمیدید همینجوری هم میامد یااللهو میامد در خدمت پیغمبر اکرم یه مقدار می نشست عومد در خدمت پیغمبر اکرم نشست اما خودش را په روی این آقا نشود خودش را په روی این آقا نشوند مثلا چشمش نمیدید دوتیهم همینجوری هم می زند خودشوی تسپنت بید خودشوی تسپنت بی درانλι ش сильно کنند خودشوی تسپنت بی درری انزم خودموند بابینی که این باید ترشد فروایی برخورده با این کار Mitsubasa این باید ترشد فروایی برخورده به چه enca معلوم میشه انکوره توجه داشت یعنی توجه کرد که بیعتنایی به او شد ترش رویی به شد پیغمبر اکرام عصبانی شده اون حلم پیغمبر اکرام فرمودن چرا اینجور کردی؟ چرا بیعتنایی به این کردی؟ ترسیدی تمول تو به او به ششبه، فقر او به تو سرایت کنه؟ چرا امجی کردی؟ این معلوم میشه از آدم خوبی هم بوده از بس نارا حدشو گفت یا رسول الله من هرچه دارم نصفش مال این آقای کوره برای خاطر این بیعتنایی که بهش کردم از دست من راضی شو پیغمبر فرمودن خوب این هیوه است باید ببینیم خودش راضی میشه یا نه؟ به این کوره گفتن راضی میشی یا نه؟ گفت نه منم میترسم مثل ایشم بیذار به همین فقر و کوری بمانم خوب یه سوره اومد عبسه و تولا انجا اهل اعمه تو روش روئی و از کجا این بهتر از تو نباشه دو؟ چرمجی کردی و و بالاخره یه سوره عبس اومده برای یک بیعتنایی یک متمولی به یک فقیری معناه چیه؟ یعنی ما باید برای مردم شخصیت قائل باشیم ما باید موازب باشیم توحین به کسی نکنیم جنگ با خدا من احانه ولی جن فقط بارزنی بل محاربه دیگه تفاوت هم نمی کنه زن راجع به شوهر شوهر راجع به زن زن و شوهر راجع به بچه بچه جوانها مخصوصا راجع به پدر مادر بعض اوقات جوانه به قول امروزی ها روشنفکت جوانی برداشته بسگوانه موجود میتونید رو تبایین رو در مدد به تبایین روشنف!, تبایینه امام در قلق شد با belongs euro ما italiano なんです Croatia جون از بعد درسته باید دیگه بسخونده havens contact and itself بارزنی بالمحاربه هر کسی توهین به کسی کند با خدا جنگیده است با پیغمبر جنگیدن چقدر گناه داره؟ با امیر المؤمنین جنگیدن چقدر گناه داره؟ این روایت میگه جنگ با خدا نمیگه جنگ با پیغمبر من احان ولیین فقط بارزنی بالمحاربه امام شادق صلی اللہ علیه و سلام در زیر این روایت روایت سعی و سنده مرحوم کل اینه نرد کرده در زیر این روایت میفرمود خیال نکن ولی یعنی از اولیاء الله نه ولی یعنی شیعان ما ولا گناه کن یعنی ما باید برا دیگران شخصیت قائل باشیم و متاسفانه از فضائل فراموش شده مخصوصا در میان جوانها همینه که برای مردم شخصیت قائل نیستن عرباب رجوع میره پیش آقا اون آقا نوکر است واقعا هنها برای این که اداری رئیس اداره معاون هر که باشد نوکر این آقا است پول میگیره برای این که کار این آقا رو انجام بده این میشه نوکر اون شهر با حالا این آقا سرشو بلند نمی کنه سلام میکنه جوا سلام نمیده یا میده من نمی کنه باید این حساب کنه تا این کم کم سرشو بلا کنه چی میگی؟ بعدم میگه برو هفته دیگه بیا حالا این که نمیشه این همه جنگ با خداست جنگ با خداست بی اعتنائی به مردم مبازب باشی یه دفعه علیه ازو بالله یه قذب از طرف خدا نابود میشه بی یه پیر مرد روشن زمیری که وضع مالیش خوب بود به من گفت من نوکر بودم نوکر یه عربابی یه حاکمی یک روزی در ایوان استاده بود من پای ایوان بودم بارون گره بارون گره بود من پای ایوان بودم بارون گره این داشت حرف میزد من جرعت نکردم که بیان بالا اینم به من نگفت بیا بالا بارون نخوری من تر شدم و اونم حرفش زد دل من سوخت وای اگر دل یک کسی بسوزه ناگهان دنیا رو به هم میریزم این پیره در مرد به من گفت که دلم سوخ نفرینش نکردم اما دلم سوخ طولی نکشید قصرش سوخد طولی نکشید از حکومت عزف شد طولی نکشید به گدائی افتاد من وضع مالیم خوب شد یک روزی ماه مبارک رمضان بود بارون پای برهنه پاها تو گر رفته آمد خانه من برای گدائی موقع افتار بود نشست سر سفره من یادم اومد از اون بارانی که روی سرم آمد و این به من نگفت بیا تو ایوان بی اعتنائی به مردم اینجور هاو میشه و ما الان به آن به عنوان سیاست به عنوان طرفداری از این و اون توحید میکنیم به دیگر جوانها به عنوان سیاسی بودن تو جلسه توحید توحید توحید بابا اینا خیلی گرفتاری داری نمیشه خدا میگه نمیخوام توحین به بنده هام بکنیم توحین به بنده ها انسان رو سقوط میکشنه زیاد من دیدم خیلی داقه در انقلاب همه چیزش نمره اول که ما مریدش بودیم اما طولی نکشید ناگهان شد یه ضد انقلاب اون تندیش ایرا سوزندش ساقت شد آقبتش به خیل نشد و ما باید خیلی موازب باشیم توحین به کسی نکنیم زیاد من دیدم شوهر بد اخلاقه توحین میکند به خانمش ناگهان صبحی که از خواب پا میشه فلجه محتاجه به این زن میشه که این زن براش دگن ببره یا این زن ببردش ایرا برا دست شوی دیگه اون وقت التماس شروع میشه اما دیگه فایده نداره اون زخم زبونها کار خودش کرده دیگه اله هرچه التماس کنی نتیجه نداره من زیاد دیدم که جوان توحین کرد به باباش سقوط کرد چه سقوطی آبروش رفت چه آبروش رفتنی راوی میگد من چهل شبان روز رفتم مسجد سحله چار شمبه ها از اول شب تا به صبح شب چهلوم که خدمت آقا امام زمان رسیدم آقا یه جمعه بام گفتن درست شدن فرمودن اگر خدمت پدر کرده بودی بهتر از آقاییم آمدن مسجد سحله بود به جای خدمت به پدر توحین به پدر میکنه معلوم سقوط میکنه و من از همه تون مخصوصا جوانها تغازه دارم توحین نکنید مخصوصا به مراجع به علما به بزرگان به قول وحید بهبهانی بهبهانی توحین کردن به اینها انسان را آقابت به خیر نمیکنه یه زندگی تلخی یه زندگی به قول ایشون در بادی تیه سرگردام یه زندگی چکنم چکنم تا از دنیا بره به همه باید توحین نکن بدانیم جنگ با خداییم اما خواست مثل پدر ماده مثل پیر مرده ها مثل متشخص ها مخصوصا علما مخصوصا مراجع باید موازب باشیم و بدانیم به تجربه اصبات شده توحین به دیگران مخصوصا به بزرگان انسان را موازب باشیم بیچاره می کنه یه زندگی چکنم چکنم تا آخر پیدا می کنه با روزه خوبان و آن محمد و عجل فرجهم اللهم صل علام محمد و آل محمد و عجل فرجهم دوستان شنبنده مکارم خوبان رو بیس دقیقه به اتفاق شنیدیم و استفاده کردیم از موایز محبوبیم و اخلاقی آیت الله مظاهری صدای ما روی موجه اف ام ردیف نوید و ششمگاه است و از طریق برامه کاربوردی ایران صدا تقدیم شما عزیزان شنونده می شه برامه جرعه شرح حدیثیست از احادیث کتاب شریف کافی با توضیحات حجت الاسلام و المسلمین حسینی قومی ده دقیقه با هم می شنم جرعه جرعه بیان افاقیتیه احادیث کتاب کافی بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت شنوندگان عزیز رادیوم آرف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامان و الکفر باب بیست و هفتم کتاب الامان و الکفر روایتیست از موجود مقدس امام باغر سلام علیه امام باغر سلام علیه فرمودن بین رسول اللافی بعد اصفارهی اذ لقیهو رکبون رسول خدا در یه سفری بودن یه جماعتی با حضرت ملاقات کردن سلام کردن قالو از سلام علیکی رسول الله حضرت خوب جواب سلام اینها رو دادن فرمودن ما انتو کیا هستید چیکارهی چه طرز تفکری دارید فقالو نحنو مؤمنونه یا رسول الله مایه دلیلیه افراد مؤمن و با ایمان هستیم حضرت فرمودن فما حقیقت و ایمان کم حقیقت ایمان شما چی هست چون این باب باب بیست و هفتم انوانش هست باب و حقیقت ال ایمان ولی یقین اینا گفتن که ما مؤمنیم حضرت فرمود نشانش چیه حقیقت ایمان شما چیه سه ویژگی رو بیان کردن گفتن این که میگیم مؤمنیم یعنی این سه ویژگی رو داریم یک اولا رازی هستیم به قضای الهی سانیان همه چیز رو به خدا و گذار کردیم سالسان تسلیم عوامر الهی هستیم البته میشود هر سه انوان رو هم در زید یک انوان قرار داد تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم سالسان تسلیم محض پرسیده هستیم