از حامل حسین و لی الله حسرت دل میمان شبیه از جزبه مکامه خوبان روزگاه مکامه خوبان آین زاریه از نفس آسمان شبیه آین زاری از نفس آسمان شبیه بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم می کنه و دریافت می کنه دیگران بی بهره هستن فقل تو یا رسول الله من از هدوناس قال من لم ینسل مقابره ول بلا زاهد کسیست که مقابر به جاهای کهده و ویرانه را فراموش نکنه و آتر مایبقا علامایفنا اگه ام دایر شد بین این که چیزی را انتخاب کند که بقا دارد و چیزی که فناپذیر هست ام دایر شد بین کاری بکنه تا لذت دنیا براش حاصل بشه یا از لذت دنیا سرف نظر کنه تا لذت عبدی براش باقی بشه این روحیگر را داشته بشه که پایدار تره هست انتخاب کرد یکی دوتا دیگه تعبیر هست که بسیار مهمه و هم اثر عملی داره در زندگی و همه اشخاص را میشه با اون شناخت بسیاری از مردم هستن که در کارهاشون اونجایی که وظایفشون ایجاب میکنه که تلاش کنند فعالیت کنند و این فعالیت مانه میشه از این که راحت تلب باشند و خوش بگذارونند و آسوده باشند چون معمولا تلاش کردن با آسوده زندگی کردن نمیزاده و آدم یه جایی لمب بده و تماشا بکنه و مثلا سابقا یه قدیون زیر لب میزشتن یه کشیدند و این یه جور زندگی است یکی اینکه آدم دائمان در تلاش و حرکت و فعالیت و زندگی جدید داشته باشه اهل دنیا غالبا اونجوری هستند فکر این هستند که یه وسایل خوشی برای شما فراهم کنند لمب بدن یه جایی اینها وقتی کاری پیش میاد به شما پیشناد میشه که فعالیتی بکنید پاشید حالا درسی بحثی متعلقه ای تدریسی تبلیغی یا کارهای وظایف دیگری که هر کسی در زندگیش داره بگم خب حالا دیگه نمیشه فردا این روحیه که آدم راحت تلبی را مقدم بر فعالیت معقول بدونه اون فعالیت که وظیفش هست اون را رها کنه دنبال راحتی باشید خوشگزرانی راحت تلبی تنابی تناسایی این لازمه اینه که آدم همیشه بگه کارامون را فردا میکنی در واقع زندگی او فرداست اون زندگی که باید فعالیت کنه تلاش کنه او همیشه فرداست اما آدمی که رقبتی در زندگی دنیا نداره هر چی وظیفش میگه الان انجام میدم از کجا فردایی باشی روحیگه ی شخص زاهد اینه که فردا را جز امرش نمیشه امر من همین است که هست اگر وظیفه ای دارم باید حالا انجام بدم تعبیر خیلی جالبه میفرماد لم یعد غدن من ایامه فردا را از ایام زندگی شساب نکنید اگر ما ایام زندگی داریم و باید وظایفمون در این ایام انجام بدیم همین حالا است فردا توشنید اگر فردایی بود فردایی هم مال فردا هست اون وقت خودش خواهد اومد اونم میشه امروز وقتی وظیفه اومد وظیفه همیشه مال امروزه تا امروز است ما وظایفی داریم انجام باید بدیم اگر فردایی بود وظایف خودش را باید داشت اگر نبود که ایچی لم یعد غدن من ایامه من این ایامه من این ایامه را برای امروز امروز هر شب در مورد نکنید منوز منوز منوز منوز نکنید منوز منوز منوز منوز منوز منوز منوز اینه که یکی تراش میکنیم برای آینده یه چیزی که امروز زیاد شنیده میشه متاسفانه در بین دوستان اهل علم در تماس هایی که میگرند یا غیر مستقیم ما میشنویم نگرانی از آینده ما این درست که میخونیم نداریم آینده من چی میشه دانشگاه بریم یا تنویگی بخونیم کدومش را ادامه بدیم نگرانیم آینده من نمیدونیم چی میشه شما از کجا آیندهی داری برادر اگر تو معرفت اسلامی داری اگر با اسلام آشنایی فکر امروزت باش اگر فردایی بود خدا برای اون فردا هم هست اون خدایی که برای تو امروز روزی رسوند فردا هم هست فکر انجام وظیفت باش ای بابا ما این وظیفت تلبیگی معلوم نیست آینده چی بشید اسلام و معرفت دینی تربیت اسلامی میگه ببین امروز چی داری وظیفتو انجام بدی چه میدونی یه ساعت دیگه زنده هست یا نه اگر وظیفت این کاری انجام بدی برای فردا خون وظیفت امروزتی اما اگر فقط نگران اینستی که فردا لذایزت چی خواهد شد این دنیا گرایی تو هم میدونیم باشه ببینیم وظیفت چی همون انجام میده وظیفت هم همیشه مال حال هست وظیفه مال آینده نیست کاری آدم باید انجام بده که حالا وقتی چه باید انجام داد اینمیشه وظیفت اگر فردا من باید نماز بخونم اگر من باشم فردا اون مرد فردا برای من میشه امروز اون مرد نماز باید بخونم ولی حالا وظیفت ندارم که فردا نماز بخونم وظیفه من همین حال هست اگه فردایی بود فردا برای من میشه امروز اون وقت میشه وظیفه وظیفه همیشه مال حال هست اگه ما نگران وظیفه هستیم باید ببینیم الان وظیفه همون چیه انجام بدیم یه ساعت دیگه چیه خب کی میدونم که یه ساعت دیگه هست یا نیست اگه بود وظیفهی داره مال خودش روزی هم داره مال خودش پس کسی زهر داره در دنیا که خودش رو مرده حساب کنه اخ تموم شد من چه میدارم یه لحظه دیگه اون دارم یه ندارم پس باید تلاش کنم در همین لحظهی که در اختیارم وظیفه هم ببینم چیه خدا چی دوست داره اون انجام نگران آینده آینده دنیا نباشم آخرت که سر جای خودش هست اگر میشد از چنگ آخرت درده از رفت اون شاید برای بعضی ها خوشنود کننده بود اون جایی نمیشه درد اونی که احتمال داریم باشه یا نباشه فردای دنیا هست بله فردای آخرت که جایی نمیدید من نگران اون فردا باید باشم ول تمور نفسن ما قدمت لغت نگران اون فردا باید باشم اما فردایی که نمیدونم برام هست یا نیست اون نگرانی نداره اون فردایی دنیا هست فردایی که حتما هست اون فردایی آخرت باید اونو نگرانش باشه اما فردایی دنیا چه میدونم فردایی دنیایی هست برای من یعنی این جمعه دیگه امرو بخونیم و دیگه رفت زحمت کنیم یا عبادر این الله تبارک و تعالی لم یوحه الی ان اجمع المال بازی بیان دیگه از قبل این تنوع این مطالب و تفنون عبارات را ببینیم خودش چیزی شبیه موجزه است با چند شیوه امسانها را از دنیا گرایی دور کرده میفرماد یا عبادر خدا به من دستور نداد که برو پول جمع کن من که پیغمبر خدا هستم خدای متعال وظایف من را تعین میکنه مستقیمن به من میگه چه کار بکن به من نگفت پول جمع کن میدونی به من چی گفت؟ لم یوحه الی ان اجمع المال ولكن اوها الی ان سبح به همد ربک و کن من از ساجدین وعبد ربک حتی یعطی کل یقین این دستوریه که خدا در قرآن به من پیغمبر داده شما ببینید عظیفتوش اگر جمع مال چیز مطلوبی بود موجب سعادت و کمالی میشد خدا یه سفارشی به من هم نیکرد که این کار را بکن اما همچیکاری نکرد اونی که به من سفارش کرد سبح به همد ربک کن من از ساجدین وعبد ربک حتی یعطی کل یقین تا مرگی که حتمی است و سلاوتو خواهد آمد تا لحظه مرگ مشغول عبادت باشد اون چه از تومیخان اینه که بندگی کنید البته بندگی شعون مختلفی دارید گاهی مسائل فردیست عبادت هست سهرخیزیست انجام فرایز و نوافله هست گاهی خدمات اجتماعی هست تحصیل علم هست تدریس هست تبعید هست تبعید هست تبلیغ هست و چیزهای دیگری هرچه وظیفه الهیست و برای خدا انجام بگیره اون عبادت اونی که به من دستور دادن منی که رسول الله میفرمند سلام الله من این سفارش ها رو به من میکردن اگه شما تابع منید من پیانبر شما هستم من الگوی شما هستم شما باید اینها را مد نظر قرار بدید هم میتونی این باشه که تشبب به من پیدا کنید و کاری کنید که رفتارتون به رفتار پیانبرتون شباحت پیدا کنید و رضا بعدش مطالبی داری که اگه کسانی اینجور نباشند اینها تابع سنت من نیستن یا عبادر انی البس الغلیب و اجل سعنال ارضا و العقو اصابعی و ارکب الحمار به غیر سرجن و ارد فخخلفی من اینجوریم سیرت من و سنت من ایناست همش آثار توازو و پندگی درش ظاهر لباسم لباس خشن فکر اینستم لباس نرمی باشه خیلی راحت باشه البس الغلیب لباس درشت اجل سعنال ارض حتما باید روی غالیشه ارگیشمی بشینم نه روی زمین روی خاک پیغمبر خاکی روی خاک میشنن اجل سعنال ارض العقو اصابعی غذا میخورم انگوشتامو میلیسن مقید بودن با پنج انگوشت غذا بخونن بعد انگوشتاشو میلیسیدن این نشانه توازویه و ارکب الحما را به غیر سرجن سوار اولاغ اوریان ما میخوایم مرکبمون خیلی لوکس باشیم دلمون میخواد حالا اگر دستمونم نمیرسه دلمون میخواد ماشین بین سوار میشیم اگر پول داشته باشیم کستمون میکنه که مثلا جیان سوار بشیم پیغمبر فرمود من سوار اولاغ بی چی میگن چی اولاغ میگن بی پالان سوار اولاغ بی پالان میشم من تنها خودم اولاغ بی پالان سوار میشم یکی هم پشت سرم سوار میکنه کسترم نمیکنه که حالا این اولاغ پالان نداره یا حالا من که سوار شدم باید این استقلالی باشه نه خب من سوار شدم یکی هم پشت سرم سوار میشم حالا شما حساب بکنین در یه محیطی که اون تفرانها بود باید اصب مزین سوار بشن اون کسی که پیامبر هست خودش سوار اولاغ بی پالان میشه وقتی میره یکی سوار پیاده میره اونها رو بردارید اونها پشت سوار میکنه میگه میگه سوار شو اقلن آقایی که ماشین دارن یه جایی میبینن یک کسی پیاده هست دوستشون رو سوار برن حالا ما اولاغ بی پالان سوار نمیشیم اقلن تو ماشینمون اون کسی رو میبینیم پیاده هست سوارشون به هر حال اینا سنت منیم فمن رقب ان سنتی فلیسه بینیم اگه شما تابعه منیم منید من پیغمبرتونم با من ارتباط دارید روز قیامت میخواد با من باشید باید شما همیشه میرداشتوشید اگه شما از این چیزا خوشتون نمیاد پس با منم ارتباطی نخواهید داشت فمن رقب ان سنتی فلیسه بینیم پروردگارا ما رو از پیرمان راستین پیغمبر اسلام و امیت هار قرار بده و آقابت امر ما خرده من بخیل بفهمم السلام علیکم و رحمت الله از دلیل بین باشمی از فرمان مکاره بخوبا برین سید گر بر برز خلق خوشه مصطفى شدید از فرمان مکاره بخوبا برین سید گر بر برز خلق خوشه مصطفى شدید برشی از جنس برکت شد و تعالی ایک ورزشکار برنامه های راژیو ایران بیره از پخش و راژیو سایم موجیز آبستانه سبز کرامت است این موج موج نور و صدای فضیلت است موج اف ام ردیف 96 مگه هرتز موج ای ام ردیف 1071 کلو هرتز راژیوم عارف دانشاویی شبان روزی جرعه بیان احادیث کتاب کافی برنامه از جنس برکتش موج از جنس برکتش موج از جنس برکتش برنامه از جنس برکتش دانشاوییی شبان روزیدیده است کفر باب سی و هشتم باب الافه مرحوم کلینی رضوان الله علی هش روایت رو در این باب آوردن بعضی از روایات بسیار بسیار به هم شبیه لذا منتخبی از این هش روایت رو میخانیم حدیث اول از امام باغر سلام الله علی زراره که از اصحاب بسیار بسیار با عظمت امام باغر و امام صادق سلام الله علی ما هست راوی این حدیثه میفرماید امام باغر سلام الله علی فرمودن ما اوبدالله بشیئن افضله من افت بطنن و فرجن عبادتی بالاتر از این نیست خدای متعال عبادت نشده با عبادتی بالاتر از پاک دامنی افت پاک دامنی شکم و دامن یعنی انسان شکمش رو از حرام دامنش رو از حرام دور نگه داری اینو بالاترین اما اوبدالله بشیئن خب میدانی در روایت فراوانی داریم که بیشترین گناهانی که انسان ها مبتلا میشه یا در اثر حرام خاریه یعنی همون گناه به به اصطلاح شکم اگر افت در تهیه لغم حلال داشته باشیم لغم حلال این بسیاری از گناهان کنار گذاشته میشیم یکی هم در دامن ها آلودگی های شهبانی هست ما اوبدالله بشیئن حدیث دوم باز نزیر همین تعبیره این افزل العباده افت البطنه والفرج بالاترین عبادت پاکی و پاک دامنی در شکم و دامن هست حدیث سبوم باز همین تعبیر هست از امیر مومنان امام صادق صلی اللہ علیه از امیر مومنان صلی اللہ علیه افزل العبادت الافاف بالاترین افزل العبادت افاف و پاکیه روایت چهارامی تعبیر دیگری داره این روایت رو میخانم داستان جالبی هست عبیبسیر میگوید قال رجلون لعبی جعفر علیه السلام شخصی آمد محضر امام باغر سلام الله علیه گفت انی زعیف العمل تقاظا میکنم عزیزان بیشتر اینو حید کنن به امام باغر سلام الله علیه برش کنه اقا انی زعیف العمل قلیل سیام من در عمل زعیفم ظاهران منظور اینه من اینجوری برداشت میکنم و ترجمه میکنم یعنی من خیلی به مستحبات موفق نیستم خب واجبات ما انجام میدم نمازمون میگیرم روزه واجبام همه واجبات بلی تو مستحبات خیلی موفق نیستم زعیف العملم قلیل سیامم خب بعضی های خیلی به روزه های مستحبی موفقن ولی من کم روزه میگیرم کم کارای مستحبی انجام میدم ولی یه ویژگی که دارم اینست که امیدم اینست که جز لغمه حلال مصرف نکنم یعنی تو مستحبات توفیق ندارم لابد مثلا اشتغالات زیاد بوده کار زیادی داشته یا رغبتی نداشته به مستحبات خودش به امام ارزکر راقبا تو مستحبات موفق نیستم ولی از اون طرف مقیدم که فقط حلال استفاده کنم امام علیه السلام جواب بسیار زیبایی بهش دادن حضرت در حیقه قبلش فردن چرا میگی زعیف العمل فقال الله علیه السلام ایول اجتهاد افضل من افت بطنن و فرجن چه کوشش و تلاشی بالاتر در بعضی از نسخه ها هست ایول جهادن چه جهادی بالاتر از این که به طوانت شکم و دامن خودش رو از گناه نگه داره نگو من زعیف العمل این کسیر العملی بالاترین جهاد رو انجام میدی بالاترین جهاد بالاترین اجتهاد بالاترین کوشش اینست که انسان از لغمه حرام فاصله بگیره شکم و دامنش رو از حرام نگه داره این تعبیر زعیف العمل رو حضرت نصفت این شخص نپذیرفتن البته میدانید عزیزان خیلی خوبه انسان موفقه به مستحبات باشه ولی مستحبات کفه اثباتی داره اما مهمتر از کفه اثباتی اون ورع و تقوی از گناه فاصله لذا امام رو اون قسمت تکیه کردن این داستان رو فرابان شنیده اید که وقتی خاتم نبیین فضائل ماه زیافت الله رو در خطب شعبانیه بیان میفرمودن که اگر کسی یه آی قرآن بخاند سواب یه ختم قرآن داره من تلا آیتن تو ماه رمزان یه آیه بخونین شما سواب یه ختم قرآن رو بردید اگر کسی افتاری بده اینقدر اگر نماز نافله بخونه خیلی مفصل زیاد این رواهت رو شنیده اید اون وقت امیر مامران سلام الله علیه از رسول خدا سؤال کرد ایول اعمال افزل افزل اعمال تو ماه رمزانی که یه آیه سواب یه ختم افتاری دادن سواب آزاد کردن بنده هست نماز مستحبیش اینقدر سواب افزلش کدومه حضرت دو این بوده اثباتی ها تکیه نکردن رو اون بوده نفیه تحکید کردن فرمودن افزل العمال فی حاضر شهر الور و انمهار ملا دوری از گناه اینجا و حضرت فرمودن چه تلاش و کوششی بالاتر از پاکی و پاکی آمنی شکم و دامن آدم لغمه حرام استفاده نکنه از گناهان شهبانی فاصله بگیره حدیث پنجم این باب از امام صادق سلام علیه هست از رسول خدا قال رسول الله صلی اللہ علیه و علیه اکثر و ماتل جو بهی امتی انار الاجوفان البطن و الفرج در اون روایات قبلی می فرمودن افزل عبادت اینست که انسان شکم و دامنش رو از گناه حفظ کنه اینجا می فرمودن کسی این کار رو نکن رسول خدا می فرمود اکثر و ماتل جو بیشترین دلیلی دلیل این که انسان ها گرفتار آتش می شن همین شکم و دامن هست اینی از یه طرف اگر انسان بتواند شکم و دامنش رو از حرام محفوظ کنه حفظ کنه این بالاترین عبادتیه اگر نتوانست بیشترین دلیل جهنمی شدن انسان ها همین دو مسئله است لغمه حرام و گرفتار گناهان شهبانی شدن مخصوصا می دانید این دو لغمه حرام یه بخش بزرگ ما فرامان داریم انسان هایی که در هیچ کجای زندگی لنگ نمی زنن نمازشون اول وقت اخلاقشون خوبه مستحباتشون رو انجام می دن اما وقتی به لغمه حرام می رسن یا قسمت دوبون وقتی به برخی از گناهان شهبانی می رسن نمی تونن خودشون رو حفظ کنن حدیث ششم این باب رو هم بخونم از رسول خدا هست قال رسول الله صلی اللہ علیه و علیه سلاسن اخافهن علی امتی من بعدی روایات فرابانی داریم اگر عزیزان این رو باید مجموعه رو ببینم نگرانی های رسول خدا یه وقتی اگر فرصت کردن عزیزان این واجه اخافهن نرو اخافه و واجه های نزدیک بهش رو در یه مجموعه با انوان نگرانی های پیامبر یا نگرانی های احلیبه روایات فرابانی داریم که احلیبه چه نگرانی های نصفت به امت داشتن سه موردش تو این روایت آمده ده ها مورد هست فرمود اخاسه چه سه موردی که من نگران امتم هستم بعد از خودم یکیش همینه شه و طلبتن و الفرج این که انسان از گناه شکم و دامن گرفتار بشه و آلوده بشه دو مورد دیگه هم بازرین روایت هست که انشالله دو مورد رو در جلسه بعد میخانیم و سلام علیکم و رحمت الله و برکت از کفر و قبره ایمان ندارم سر کفر و قبره ایمان ندارم سر کفر و قبره ایمان ندارم از کفر و قبره آبرو گفتید صرف اصلا کوشش کرد به ایمان ندارم یاد وجودت custard دلزية این دلزی puda برخت später هست معنی است San Lemon ما controls line