یا پستی مقامی مرتبهی ریاستی بروبیای داشته باشن به دنبال اون جهت نیستن حالا ارز کردم گایم پیش میاد برای انسان چنان که از مرحوم سید و طایفه آقای برو جردین اول الله و مرقده منقول است که می فرمودن من آن چه برایم پیش آمد فرمودن دنبالش نرفتم اصلا و عبدا ولی اونم که آمد از دست ندادم که حالا حتما من نباید داشته باشم بلاخره آن چه که بسیار مزر است برای آخرت انسان اینه که انسان منویاتش این باشه در ذهنش در فکرش این جهت هست چنان که بعض از اشخاص هم به زبان می آورن رسمن علو و برطری جوی را می خوان اسلام ای را نمی پذیره و حتی سریع آقای قرآن این معنا و این حالت موجب ترد آخرت انسان هست که انسان در جهان عبدی راه به خدا پیدا ندارد ما فضاakes de زนน در قضیه های خیلی به معنی نتیجه به کیل automation هذار سراشوش ندارد مين سراز شدید سه کرایرًها سراز شده!. ��ی پردش شده اورای برای این کار میکنم خطرت سined دار صوبته آمان است نوزید ميدمان دور داره صورت فرعال میگذار USB آوردINA خطرت را بریه صورت ق combinations bout de libel صورت hah Lead زمین ندارن بعضی ها هستن دنبال این جهت میرن تشنه این جهتن تشنه کام حسابی که به هر صورتی شد این جرگان را برای خودشون تأمین کنن اگر به خلافگوی باشه اگر به دروغ باشه به هر وسیله هست دنبال این مطلبن این طور افراد که میرن دنبال این که ریاستی پستی مقامی رفت آمدی پیدا بکنند و بندگان خدا سر توازو در برابر اونها فرود بیاورن حتما این طور کسی از کاروان آخرت عقب میمانه شک ندار خدای متعال به سراحه فرموده و ظاهر آیم حس رحس تلکت دار آخره نجالو حال لذینه ما این را قرار میدیم برا اون کسانی که این طور باشن که لا یوریدون اولوف بنفل ارز برا فسادا آنان که اراده اولوف در زمین ندارن نمیخن در میان مردم یه سرفرازی یه مقامی مردم در برابر اونها خاکساری بکنن نه این جهان آخرت مال کسانیست که این نهوه تدبر و اندیشه در زن نداشته باشن که بخوان در زمین آقایی بکنن و روایاتی هم داریم که اگر میخواید نگاه بکنید به اهل جهنم نگاه بکنید اونجا که یک کسی نشسته است و مقابل او ادهی سر پایی ستادند یعنی آماده باشن برای اطاعت او که او فرمان بده اشاره بکنه اونو انجام بدن ولو خلاف شر باش خلاف شر خلاف دین خلاف وجدان باش اگر دین یک کسان کسی را که خیلی دلخوش هست چرا برا خاطری که تا نگاه میکنه ادهی مقابلش حاضر به اطاعت هستند این بدانید که اهل دوزخ خواهد بود همون آدمی که نشسته و افرادی در برابر او ایستادند ارز میکنم آقای کریمن نسخه شفابخش مخصوصا برای روحانیت این خطر زیاد انها را تحدید میکنه و یکی از بزرگان که گایم شاید این نکتر را عرض کرده باشم مرحوم آیت الله آقای سید ابراهیم حقشناس رزبان الله علیه که از بزرگان علما بودند و کسی که ایشون را درک نکرده واقعا نمیتوند به فهمت که این چه انسانی بود و چه اندازه در برابر خدا و خلق خداییمه متوازه بود و حتی کمترین چیزی که بوی مثلا ریاست ترابی و امثالش باشه از ایشون دیده نشد من از ایام کودکی که ایشون را دیدم تا اون آخر کارشون اخلاقشون همین بود و یک کسی هم بیشون گفته بود که آخ خیلی شما به همدلله محبوبید همه جا سلاتون هست همه جا حرفتون هست صحبت از شما می کنن تعریفتون می کنن ایشون متابقین نقل فرموده بودن ای کاش یک نفر مرا نمی شناخت این چه وضعی هست که خدای نخواست انسان به دنیا این طور دلبسته بشه در حالی که می بیند اقوامش ارهامش نزدیکانش دوستان و رفقا و هم کراسی هایش همه رفتند و همه می روند مه از حاله که انسان دنبال این باشه که ریاستی پیدا بکنه اگر دارد توصع بده بیشتر بکنه سبحان الله العظیم و لا فسادا این عالم آخرت برای کسان ما قرار دادیم که اراده علو در زمین ندارن و نه این که فساد بکنن در زمین با گناهیم با گناه کردن با مردم رو به جان هم انداختن با فتن انگیزی کردن با مرید و مریدبازی زندگی کردن این فساد است دیگه فساد از این بالاتر جامعه رو انسان به هم بریزه یک ادهی را با خودش طرف دار بکنه اینها رو بادار بکنه به انواع طرق برای این که رقبای خودش که حساب میکند رقیبش هستن انها رو نابود بکنه و اسقاط بکنه و به زمین بزند این فساد در زمینه و آنان که اهل آخرتن نه اون فکر دارن نه این اندیشه را لا یوریدون علو و انفل عرض ولا فسادا آخر کار مطلب را به یک جمعه در این کار تمام کرده است و این مزمون صدر در زیل آورده است و آن جمله این اول آقبتل المتقین آقبت برای اشخاص با تقواه هست انسان با تقواه خوش آقبت هست که از رفاه دوستان بودن که ورد زبانشون بود و هست که خدا آقبتت بخیر بکنه آقبتت بخیر در این کلمه است ول آقبتل المتقین برای انسان پرهیزکار انسانی که از خدا بترسه انسانی که رعایت حلال و حرام خدا بکنه به یک جمله که گفته باشد راحت نمی نشنه که چرا من این طور کردم چرا من این را گفتم و من می شناسم کسی را که در خلواتش شده که می گفته از این خاک بر سر من خاک بر سر من چرا این طور کردم چرا اون طور گفتم محاسبه خودش دارا ول آقبتل المتقین پس حالا میار را خدا به ما عطا کرده این ماییم که درست بنشینیم حسابگر خودمون باشیم و توجیهگر برای خود نباشیم این بد بلاهیه که انسانگاه گرفتار این معنام می شه که هر کار غلطی ناروایی نابجای بکنه صحبت که می شه خلاصش توجیه می کنه که کار کار درستی بوده و به جا بوده در حال که بزرگان دین هرگز این طور نبودن و از محقق نامدار مرحوم آقای نائینی اعلالله مقام و شریف که استاد فقه ها و مجتهدین بودن این مطلب نقل شده که به بعضی از نزدیکان و علاقمندان و تلامزشون فرموده بودن شما مشغول زمه استید اگر یه ناروایی از من دید خلالی زلالی اشتباهی از من ببینید و به من تذکر ندید آقای نائینی که تلامزه او اقتار ایران بلکه جان را فرا گرفتن اون بزرگواری که مجتهدین در برابر او توازع میکردن ولی به اندازه آم موازب بوده که حتی به رسمن گفته است مشغول زمه اید من فردا قیامت از شما بازخاص میکنم که یه کار ناروای از من ببینید و شما تذکرونید که این کار ندید بلاخره این آقای کریمه را خیلی تکرار بکنیم در ذهن بسپاریم و بدانمینه تمام میشه و همه دیدیم که برای بسیاری تمام شد اشخاص متنوی آمدن حالا اهم از این که از علما و روحانیت یا سیاست مداران همه رفتند با این که چه مقامات داشتن علماه با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه مقامات داشتن با این که چه همونی Hi stress چه که پس میگو سے بگذارید لیکن گوه همعت тоیک خواهد بگذار Vilani چه اده های گروه جärtی کنه آشرافه- Henry دس هستم شکر ردم من برگردن به تنبیه یازده هم یه توضیحاتی امروز در ب Producer تنبیه یازده هم و اضافاتی بعد برگردیم به تنبیه دوازده هم درباره این بود که بعده مسلمان در استصاب اثر شرعی لازم یا باید خودش بکم شرعی باشه یا موضوع زو اثر نه تنها در استصاب اثر شرعی لازم در تمام اصول در تمام امارات همه جا اثر شرعی لازمه اگر اثر شرعی نباشه حجیت اماره ینگ حجیت اص ینگ جایی که نه خودش حکم شرعی نه زو اثر شرعی نه استصاب معنی داره نه اصول نگر نه امارات این نظر مبارکتون برای همه جا باشیم بنابراین ما یه چیزی رو استصاب کنیم که ای که اثر شرعی نداره من یه مثال براش بزنم آمسال مطلب روشن میشه فلان قطعه سنگ در فلان گوشه بیابان سابقا بوده نمیدونیم اون سنگو در اون بیابان برداشتن یا نه آیا استصاب وقعش بکنیم یا نه نه استصاب معنی نداریم اون سنگ در اون بیابان باشه چه اثر شرعی برای بنده و شما داره اصلا معنی نداره استصاب وقتی میگه استصاب یعنی یه حکم شرعی یه اثر شرعی فلان حیوان در فلان جنگل بوده نمیدونیم منقرز شده یا نه استصاب بقای حیوانو در جنگل اگر باشد چه میشه اگر نباشد چه میشه چه اثری داره بنا اقلا هم باشه بنا اقلا هم لل اثره اقلا هم نمیان بنایی بزنن بر چیزی که اثر نداشت اونم برای اون هم اثر باید داشته باشه شارعه میگید امزا کرده بنا اقلا امزایی چی کرده ولو اثر شرعی نداشته باشه شارعه در کرسی شارعیت دنبال شارعیتشه ندنبال غیر شارعیت شارعه نشسته رو کرسی شرعه میگه امزایی تو یعنی چه امزایی تو یعنی اثر شرعیتی که فرضمونی نست رو کرسی به خالقیت نیست خدا به ما اندنا و خالقون آدم تکوین در اختیارش ولی خداون شارعه به ما اندنا و شارعون رو کرسی شارعیت نشسته امزایش اثر شرعی میخاد اختراش اثر شرعی میخاد تحسیصش اثر شرعی میخاد غصول اثر شرعی میخاد امارات اثر شرعی میخاد همه چه اثر شرعی میخاد چون فرضمون این اثر روی کرسی شارعیت نشسته از دریچه تشریع تشریع نگاه می کنید باید یه اثر باشید نظر می کنید اگه این سنگ فلان گوشه باید اگر کسی چین ند ولی بنده که بیکار نیستم یه همچین نظریب کنم من این استحاب نمیتونم جایی کنم شما من استحاب جایی کن که نظر کردید در جا دارید و اما این معلوم شد توضیح اضافهی که من دادم اینست که تمام اصول این چینینند تمام امارات این چینینند نظر مبارکتون باشه اشاره بر کرسی اشاره ایت که می نشونید حتما باید اثر شریع به دنبالش باشه اگر نباشه معنی نداریم منطقه در استحاب این مطلب اضافه می شه که آیا اثر در حال شک باشه یا در حال یقینم باید باشه اون وقت باید اثر شریع داشت یا امروز که استحاب می کنم جواب دادیم نه اثر امروز لازمی چون استحاب برای امروزی اثرا برای امروز باد باشه نتیجه اگر چیزی سابقا اثر شریع ندار یا اثر شریع داشت انشائی بود نفعلی اما امروز اثر شریع فعلی داره من دوتای مثال می زنم براتون چیزی سابقا اصلا اثر شریع نداشت هیچ مثل چی؟ مثل قبل از آنی که خلقت آدم بشه عدم رجوب فلان عدم قرمت فلان کار قبلن هیچ تأثیر نداشت چون آدمی آفریده نشده بود بالغی وجود نداشت انسانی وجود نداشت که ما بخوام آثار شرقی یه ای باد کنیم پس در ازل اثر شرقی برای عدم رجوب و عدم قرمت نبود یا اثری بود اما به صورت انشائی آدمی آفریده شده انسانی از غیر بالغ مستته هم هست افرسری مستتهی بوده اما به صورت انشائی با آثار شرقی نشده هم هست اولو زیادم ده نمیدونم این پسر موقعی که بالغ شده استطاعتی زایل شده یا نه استصحاب استصحاب میتونم بکنم میگم این بچه در حال سغر پول زیادی از باباش بهش رسیده بود قانم مستطیه هم حالا که بالغ شده مستطیه هست یا نیست شک داره استصحاب میکنه بنابرای استطاعتو پس این استطاعت وره قبلن هیچ اثر شرقی نداشت یا به عنوان انشاب بود اما امروز که بالغ شده هست اثر فعلی میتواند داشته باشد و استصحاب میکنیم نتیجه این شد ما اثر شرقی میخواییم فعلی هم باشیم که در حال شرقی حال یقین اگر هیچ اثر نداره یا شعنی بود است و انشائی بوده فعلی نبوده این نداره اگر در حال یقین شرقی بعد آمدیم نتیجه گرفتیم از این گفتیم بنابراین استصحاب عدم ازلی اشکالی نداره شما بیایید عدم احکام رو فی العزل استصحاب کنید بگید در عزل شرب توتون حرام نبود انسانی نبود توتونی نبود در عزل مثلا سلات اندر رعیت الهلان واجب نبود قصد جمعه واجب نبود نماز جمعه واجب نبود اینا استصحاب عدم وجوبه عدم حرمته اینا بیاییم استصحاب کنیم بگیم در عزل نبود بعدن که انسان موجود شد نمیدونیم این عقام هست یا نه این استصحاب عدم عزل نمیگنه عب نداره چرا برای این که ولو اون وقت اثر نداشت وجوب و حرمت اون وقت اثر نداشت اما امروز اثر داره و ما تابع اثر امروزیم نه تابع اثر دیروزیم درست؟ اینا یسما بالاستصاب العدم العزلی و گفتن اینجا یه انقلتی گفتیم این انقلتو من تکرارش کنم جا بیفته انقلت این از که آقا مگر خدا به این عبارت انقلتو بگم بهتره مگر خداون در ازن آلهه این نبوده چرا؟ آلم به کل شکل آلم به احکام هم بوده احکام بلوان قضیه حقیقیه از ازل در علم خدا بوده وجوب سلات حرمت شروع خمد پس شما عدم عزلی ندارید پس کجا میدانین شما از ازل سلات جمعه باجم نمبری قصه جمعه باجم نبود شاید از ازل به صورت قضیه حقیقیه فی علم الله بوده وگر نمیگید خداون آلمه به همه چیزی آلم به احکام هم هست دیگه احکام هم به صورت قضیه حقیقیه که مانه نداره قضیه حقیقیه تابع وجود موضوعه رو موضوعات مفروض و نوجوده موجوده من احتمال میدم از ازل این حکم روی این موضوع فی علم الله به صورت قضیه حقیقیه بوده هست که میتون جراوی این احتمال منو بگیره؟ پس شما اصل عدم ازلی نمیتون جاری کنید خوب دقیق کنید این قول میخواد ریشه اصل عدم ازلی رو بزنید میگید در ازل نوجوبی بود و نه حرمتی بود و نه استحبابی بود و نه حرمتی بود نه استحبابی بود و کذا و کذا و نه بود میگه نه شاید اینها از ازل بوده فی علم الله بر این که علم الله شامل مستقبل و آینده میشه و اینها به عنوان قضیه حقیقیه فی علم الله بوده که اشکال داره ما جواب این این قول تو سه جواب دادیم سه جواب و پذیرفتیم ایش بعضی ها سآل میکردن آقا تکتیب این سمجیده جواب چی شد؟ سه جواب رو قبول داریم هر سه شو قبول داریم این قولت به ما کردن میخوان دست ما رو از اصل عدم ازلی کتاب کنن ما سه جواب میدیم و میگیم اصل عدم ازلی درسته جواب اول این از احکام انشاه انشاه حادثه و از ازل نمیشه باشه فی علم الله معنی نداره علم الله ازلیه انشاه حادثه ایجاده و مخصوصا ازف الازالک این از ایجاده فی عالم ذهنه خدا ذهن نداره با تیغمبری ایجاد بشه و در ذهن او اعتبار بشه تا قضیه حقیقیه انشاهیه درست بشه برد و احکامیه درست بشه برد تاجه کردیم؟ هست نه؟ این غیر از این است که خداون از ازل میدانسته امروز من در این ساعت این سخن اینجا میگم ما معتقدیم خدا عالم به کلیات و جزیات همه چیزه از ازل میدانسته که در این لحظه من این رو با اختیار خودم که جبرم لازم نمیاد با استفاده از اختیار خودم من این سخن رو اینجا میزنم خدا از ازل میدانسته اما از ازل احکام میدانسته معنی نداره نه اصل آدم قبل از بلوغ قبل از وجود زهد قبل از وجود انسان قبل از وجود آدم قبل از زمین آسمان ما اصل آدم ازلیم وریم اونجا اجازه بدید آدم اجازه بدید خب وقتی این مسئله شد بنابراین این چیزی نیست که بگیم فی علم الله بوده این عمر حادثه این اعتباره این شاهه این شاهه این ایجاده این باید یه وقتی خلق بشه این شاه باید خلق بشه خدا میدانست که فلان حکم انشاء خواهد شد اما نه اینست که انشاء شده اش فی علم الله باید انسانی باشد حکم اعتبار بشه تو زهنش فلاحظا احکام امور انشائیه و امور انشائیه ایجادیه است اعتبارم هست یحتاج الى ذهن ذهن نبوی یا ولوی امام باید اینها در ذهن اونها منوان انشاء بوده باشد و اینها در ازل معنی نداره وجود داشته باشه این حقیقه