دیوار ها و حسار های اطراف هم خراب شده باشه روی اون سقف ها یعنی دیگه هیچیش نمونده هم سقف ریخته هم دیوار های اطراف روی سقف بگه ریخته که همه از بین رفته این رو میگیم خوابیتون علا اروشه ها البته بعضی هم فرمودن که اروش یعنی شالوده ها و هیه خوابیتون علا اروشه ها اروش جمعه عرش هست عرش یعنی شالوده یعنی خراب شده بود روی شالوده ها یعنی همه اطراف رنبیده بود به اسطلاح روی شالوده ها علایه حالا خراب شده بود و هیه خوابیتون علا اروشه ها خب اون آبادی مردمش همه از بین رفته بودن هیچ آبادی نداشت و مردمهاش هم که همه از بین رفته بودند مردگان و استخان مردگان و ذرات متلاشی شده ای اونها قسمت هایش همونجا در منظر و مرآب بود این طور نبود که مثل یه قبرستانی که کم کم مردم مرده باشند هم دیگر را دفن کرده باشند باشه نه مردگان اجسادشون استخان اونها همینطور اونجا افتاده بود عذابی بوده بلایی بوده به این شکل مردگان همینطور بودند حال اننا یهی هاذه الله بعد موتها اون شخص محترم که از انبیاء الهی بوده اوبورش که از اونجا افتاد و این سحنه را دید گفت اننا یهی کلمه اننا به معنای کیفه هم آمده مثل این که آیه بعد که از حضرت ابراهیم میاد کلمه کیفه داره اینجام کلمه اننا هست و بعضی پرموده اننا یهی یعنی کیفه یهی چیطور خدا این را زنده میکنه بعد موته بعد زانی که مرده هست عبارت آیه شریفه یک مجاز درش هست و اون اینه که قریه یعنی آبادی ولی اینجا منظور اهل آبادی هست مره علا قریت این اوبورش افتاد به یه آبادی ولی اینجا منظور اهل آبادی هست که از وین رفته بودن وقت گفت اننا یهی هاذه الله و بعد موته ها چیطور خدا اینها را زنده میکنه اینجا مسئله معاد چون مسئله ای هست که انسان با کشب ندیده با حس ظاهری درخورد نکرده بوده بزرگان هم ممکن هست در مقابل علم و ایمان صد درصدی که دارن یه خطور بیاد این خطور ممکنه هست که درخورد نکرده بوده با علم با ایمان یعنی اینا شک نیست که شک در مطلب باشه که زننده باشه اننا یهی هاذه الله و بعد موته ها چیطور خدا اینها را زنده میکنه در آیه شریفه هست که ولله اخرجکم منبوتون امهاتکم لا تعلمون شیعا وجعل لکم و سمعه ولعبصاره ولعفعده وقتی که از رحم مادر خدا شما را بیرون آورده و جنین هایی بودید هیچی نمیدونستید ولی ابزاری برای علم و آگاهی به شماها داده از سمع یکی از اونا گوش هست یکی از اونا چشم هست یکی هم خود فؤادها دلها عقلهها اینا همه دست به هم میدن ابزاری میشن برای این که انسان آگاهیهایی داشته باشه از راه چشم از راه گوش خود فؤاد هم خودجوشی داره حالا اگر انسان فؤادش خلبش عقلش براهان را درک کرده مطلب را به خودجوشی ولو میدونه اما این کار اگر از راه چشمش هنوزا ندیده باشه از راه گوشش نشنیده باشد باز اون برهان و دلیل صد در صد در معرض قوه خیال و واهمه هست که اونا یک چی درست میکنن برای اینکه انسان را عذیت بکنن هی میارن برابر فکر انسان ولی اگر انسان برهان داره با چشمش هم دیده وقتی که با چشمش هم دیده این دیگه راحت تره باشه در این حالی که ممکنه همونجایی که انسان برهان داره دلیل داره با چشمش هم دیده بازم قوه واهمه بسازه برای انسانی یه مطلبی که عذیتش بکنه مثلا بگه که اون مرتبه که تو دیدی گذشت بگه بعد از این ممکن نیبشه با این که دیده الان این حالا غرض هم اینه که انسان عالم آگاه با ایمان هم هر اندازه مقام داشته باشد این خاطرات خطورهای قلبی یه چیزی بیاد رد بشه اینا منافعات با علم و ایمان نداره به شک نمیرسه انا یهی ها زه الله میخواسته بیبینه همونطوری که در جریان حضرت ابراهیم هست و در آخر همین آیه هم هست که وقتی خدا نشانش داد فلم ما تبین لها یعنی باید و حس هم براش مبین شد وقتی که این حرف را زد فَأَمَا تَهُ اللَّهُ مِعَتَآم خداوند میروند او را صد سال فَأَمَا تَهُ اللَّهُ مِعَتَآم سنبعثه بعد از صد سال برنگیخت او را حیات بهش داد حال کم لبست و خطاب بهش شد که چقدر وقت اینجا مقص کردی مدت درنگت در اینجا چقدر بوده حال لبست و یومن او بعض یوم گفت که یا یه روز یعنی یه شبان روز یا بعض یه روز مثلا اگر که زهرانی امروز خواب رفته باشه یعنی این خوابی که مرگ منظورم مرگ است خداوند حالت مرگ براش پیش آورده بوده زهر حال وقتی که بیدار شده طرف اصر هست بهش بگن چقدر خوابیدی بی تو فکر بره که ما که خوابیده بودیم مثلا یا اینجا که بودیم از دیروز بوده تا حالا که یه شبان روز خوابیدیم این میگه لبست و یومن یا نه همین حدود زهر که خوابیده بودیم یه چند ساعت خواب رفته ایم و بیدار شده ایم این میگه بعض یوم حالا این شخصی که خداوند قبض روحش کرده بوده و جز امردگان بوده صد سال خداوند میپرما چه خواب وقت اینجا بودی؟ حالا لبست و یومن یه روز یعنی یه شبان روز او بعض یوم حاله بل لبست و میعته آم خداوند متعال فرمود خیلی صد سال اینجا هستی صد سال هست حالا برای خاطر این که خوب توجه پیدا بکنه که چقدر توی کشیده دو حدرت عجیب همینجا خداوند آلم بهش نشان میده هنزر الى تعامک و شرابه که لم یه تسنه نگاه بکن صد سال هست اما در این صد سال خوراکی که همراه داشتی و اون شرابی که همراه داشتی که مثلا آب میوهی بوده یا هرچی بوده همراه داشته افت لم یه تسنه فاسد نشده خراب نشده ولی برای این که خوب روشن بشه برات که صد سال اولاغت که اگه یه شبان روز خابیده بودی یا اگر که نصف روز مثلا خابیده بودی تو اولاغت که از بین نرفته بود ونزر اله مارک تو مرکب هم داشته نگاهی میکنه استخانه هایی مثلا یا ذراتی مثلا اونجا هم او وقت دو قدرت خدای متعامل بهش نشان میده تعام که باید فاسد بشه او وقت آب میوهی که همراه داشته او باید فاسد شده باشه نشده اما از اون طرف اولاغت که باید یه مدت بیشتری باشه مثلا نیست بعد میفرماد که ولی نجالک آیتن لناس این جریان که تا اینجا حالا برات پیش آورده ایم فائده هایی داره درسهای آموزنده همراه داره اول درسش اینه که میفرماید برای این هست که تو آیه و نشانه ای باشی برای مردم یعنی همی که تو مردی ست سال و بعد از ست سال حالا برگشتی زنده شدی و مردم هم میفهمه حالا از اینجا میری بین محلت و اینها میبینی که چه خبر هست بچه های تو همه پیر ولی تو حالا جوان اوائل عمر مردم همه رفتن اما تو هستی آیه میشه برای مردم نشانه میشه برای مردم که خدا قدرت داره و مردگان رو میتواند زنده کنه این واب واب عطفه ولی معتوبون علیه در کلام نداره یعنی واب عطف رو یه جایی میارن که یه مطلبی گفته شده باشه و این دنباله اون باشه و اون تتمه در صورتی آورده میشه که کلام اولم ذکر شده باشه ولی در قرآن مجید بعضی وقتا معتوبون علیه نیست ولی واب عطف و عطف هست این نکتش اینه که میخوان بگن فائده ها داره نکته هایی یکیش اینه ولی نجالکه یعنی این که تو را زنده کردیم برای این بوده برای این بوده اونها را ذکر نمی کنیم یکیش را ذکر می کنیم ولی نجالکه آیتند نام خب این یک ونزر الال ازام کیفه ننشزوها حالا نگاه بکن این استخانهایی که اینجا افتاده خیلی از بزرگان فرموده هست یعنی استخان همون مرکبش مرکب و علاقه که همراه داشته ببین چی طور می سازیمش کیفه ننشزوها ننشزوها که متکلمه مالغیره از انشاز هست انشاز یه معناش یعنی انما یعنی نموب دادن چی طور رشد می دیم و درست می کنیم کیفه ننشزوها سمن نرمیدیم اکسوها لهما بعدن هم می پوشانیم به این استخانها گوشت گوشت هم میارن نگاه بکن ببینی با چشم می خواستی ببینی نگاه بکن نگاه کرد تا نگاه کرد این داره ساخته می شه زنده می شه فَصُبْحَانَ الَّذِي بَيَدِهِ مَلَكُوتُ کُلِّ شَيْتِ کلید همه چیز دست اوه راه باطنی همه اشیا و راضش به دست اوه فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهِ روشن شد داره دید حال اعلم ان الله الى کل شیئن قدیر گفت می دانم که خدا بر هر چیزی قدرت داره امیدواریم انشاءالله که همه ما با اعتقاد کاملی که به قدرت لایزال و بیپاست و برای خدایان خدا داریم همیشه در زندگی هامون پلاش های شخصی پلاش های اجتماعی و همینطور از نظر عقیده و فکری همیشه این پناه گاه در برابر خودمون مجسم داشته باشیم که ان الله الا کل شیئن قدیر و صلو اللہ علی محمد و آله تاهرین امیدواریم اللهم صلی علی محمد و سلم على محمد بیشتر از این طرف در این طرف داریم و آل محمد و عجل فرجهم همراه باشن با فقه آل محمد در این برنامه همراه میشیم با درست خارج فقه حضرت های طلا نوری همه دانی کل فرقت منهم طاقفت لیتفقه فی الدین فقه آل محمد لیتفقه فی الدین و لیلنذر قومه اینا رجعون ایلیهم لعله یکدهون سلام علی خیر خلقه و اشرف بریته سیدنا و نبینا عبدالعاصم محمد و علی اهل بیت هدیبین و طهرین المعصومین سیما بقیه اللهم العظیم اون که ما در کتاب ارستابها الخاندیم طبقه اولا و ثانیه بوده اولا و ثانیه بوده طبقه سالسه را ما نخاندیم و معیار در این طبقات اینه در طبقه اول که عوان و اولادن اینها بلاواسته با میت مربوطن برای خاطر اینکه پدر و مادرشه پدر و مادرشه پدر مادر نصد میت بلاواستن میت هم نسبت گناه بلاواست است و از عبوان و اولاد طبقه اولا هستن که میت بلاواسته با عبوینش ارتباط داره با ولدش هم ارتباط داره خیلی خوب این طبقه اولا معیار در اینجا مسئله ولادته معیار در اینجا مسئله ارتباطه بوده ارتباطه از راه ولادت این طبقه اولا که بلاواسته با میت مربوطن طبقه دوم یک واسته این بخوره در طبقه دوم اخوه و اجداده اخوه و اجداد با میت به چه جهد مربوطن اخوه و اجداد برای خاطر اینکه اخوه اولاد پدرش هستن دیگه جدم پدرش هستن دیگه اولاد پدر و مادر میشن اخوه و اجداد و در اخوه و اجداد اون پدر واسته است برای اینکه اولاد پدر هستن که با این مریت اخوه و خواتن بنابراین و همه طور پدر این پدر پدره که باید میشه جد اینش هست در اخوه و اجداد یک واسته است و طبقه اولاد ویرایثخود آن ف پدر پدر وجود داده است اخوه به واسطه پدر با این مریت مرباوید کوسه است جده امی باشه جده عبی باشه همه اینا باسته پدر مادر باسته پدر مادر برخورد یک باسته خورد میشه طبقه دوم طبقه سبم که نخاندیم دوتا باسته نخورد ولی در طبقه سبم اولاد اجدادن اعمام و امات و خولا و خالات خولا و خالات تطرف مادر اعمام و امات و اعمام و تره پدر دوتا باسته خورده یک پدرش باسته شد برای طبقه دوم حالا اون جدش باسته اولاد جدن اولاد جد برای این شخص اعمام و پرسنان بیگی که اماتن اولاد جد مادر و پدر باشه و اولاد جد جد و جده مادری هستن اونا برای خال و خالات درست میشن برای انسان بنابراین در طبقه اولاد بنابراست هست طبقه دوم یک باسته میخورد طبقه سبم دوتا باسته میخورد اینا رو ما باید بدانیم که به چه معیاری بسیار معیار معیار خوب دقیقیست معیار مهمیست در عرص با این اساس این طبقات تشکیل یافته و درست شده بس طبقه اول ابوان و اولادن طبقه دوم اخباب و اجدادن طبقه سوم اعمام و اخوار خب اولاد جد در خلاص اولاد جد در اینه اعمام و اخوار اولاد جد دینمیت هستن اولاد جد دینمیت هم خب این چند جور تصور میشه و دقسیمات ما داریم برای خاطر این که اولاد جد جده حالا میگیم اولاد جد خب اون اولاد جد کاهی ولد ابی و امی کاهی ولد ابی کاهی ولد امی خب حالا بنابراین اولاد جدش اگر ولد ابوی و امی باشن میشه امه ابی و امی این میت اگر نخیل فقط ولد ابی باشه مادره جدا باشه میشه ولد ابی میت اگر نخیل این ولد ولدیست که از جهت مادر فقط و هم بگه مربوطن میشه ولد امی یعنی ام امی میت خلاصه شده است که دوازده فرض اینجا عرض کنم به وجود میاد برای این که امه ابی امه ابوینی امه امی تمام اینو اولاد جدن اولاد جدن نسبت به هم دیگه که من حاضر کنیم یه وقت اون ولد ابی و امی با هم پدرشون هم ابن و امن ایکی فقط امن یه فقط امن خب وقت میشه امه ابوینی امه ابی امه امی اینا همه مذکرن و برادران هستن برای پدرشون خب هی وقت این ماندستن امه ابوینی امه ابی امه امی بلابر امام ششتا شدن ششتا جده امامهنم عاطفه امه اززادان اززادان اززادان خلاف دور ششتان اززادان اززادان برادرین شخص's برادر четы ردست که امه کنند به شعلان ات داره یه نوع گوز Nh سخت عندش یه برای چند بوجود تقریب است اتمان ق volley همه شکل فرزندان جدنو برادران و برادر امی میشه ام ابو اینی ام ابی ام امی که مذکر باشن ام هم به همین ترتیبه اگر خوهرن باز که خوهر هستن ابو اینی یا ابی امی برابر این ششتا از طرف اعمام میشه ستا اعمام که مذکرن ستا امات که مؤنسن این ششتا میشه اعمام اعمام و امات اعمام و امات میشه ششتا خب حالا میگنیم سراغ مادر چون خاله با مادر مربوطه اعمام با پدر مربوطه برادران مادر یا برادران جده این شخص خلاصه باز ما امنسن بخشید خوهران خوهر مربوطن اون خوهرم ستا از آنها میشن خووله امی یعنی برای اون مادر برادران برادر عببینی هن یا برادر عبی هن یا برادر امی میشن خووله و مذکر هن یا کنه خوهر هن برای اون برای جدشان خوهر باشان میشن خاله عببینی یا خاله امی خاله عبی بنابراین ششتا اطراف بانا پدرم در نظر گرفته میشه یعنی امام و امات اینا اطراف پدرن به پدر مربوطه امموی انسان به پدر مربوطه اما اخبار با مادر مربوطه برادران مادرن دیگه خب وقت اونجا هم برادر باشن ستا میشه برادر عببینی برادر عبی برادر امی اگر اینده خیلی معنیس هن میشه چی؟ میشه خاله عببینی خاله عببینی خاله عبی خاله امی دوازده تا اینجا تصور میشه نه در تمام تقسیمات ما اثر خواهد گذاشت و تقسیماتشون فرق داره عرض خواهیم کرد خب برای همین داره کتاب شرایع میخانیم تا آشنا بشیم در شرایع المرتبه تا سالسه الاعمام و الاخبال مرتبه سووم اعمامن و اخبالن که اعمام به تقسیمات به طرف پدر مربط میشه اخبال به طرف مادر مربط میشه خب در این آره حفظ میشن گفته الاموی رسول مال ازن فرد اموی انسان اگر تنابش همه مادر میبره و کزل امان دوتا ام و کزل اعمام یختست مود المال بینهم به سبیه اینا همه مذکر بودن امو هستن ولی بزرگیرن بینشان به سبیه قصاد بفردن البته وعدر خواهاد ام ابوینی ام ابی ام امین بعدن بگیم خلاصا اگر در یک ردیف باشن یختست و همشان مذکرن اعمامن یختست اون رو به سبیه و کزل امه ول امتان ول امات یک امهی داره و امتان ول امتان یعنی خوهر پدرشه یک امه داره یا دو نفرن یا سه نفرن اونا هم بینشان به سبیه و این اجتماعو ول اگر جمع شدن اعمامن و امات مذکر و معنیسن اعمام و امات اگر مختلف باشن زفورن و اناسن فن از ذکر مثل هزاران سهین اونجا نزدیکر مثل هزاران سهینه برای این همه اماتیمه امه معنیسه امه مذکره اینجا مذکر و معنیس رفتاری پدر هم هستن این ها خب رزدکر مثل هزاران سهینه ول این شخص و این اجتماعو فرزدکر مثل هزاران سهینه ول اون کنه متفرقین اگر متفرق باشن یعنی این شخص هم امه و ام داره اطراف پدر پدر و امتان مادر اما امه و ام داره فقط اطراف پدر یعنی فا اون پدرش اوه بینی باشن یا فنها عبی باشن ولو کنم متفرقین فایل امته اوه الام من الام است خب وقت اما فرم کنه اما اوه بینی اگر باشه گفتیم اما اگر من الام یعنی اینو وقتی بارابرن اولاد جدشنده اولاد جدشنده اولاد جدشنده اولاد جدشنده اولاد جدشنده نصرت به همدگه متفرق فایل امه تا اول امه من الام از سلس و لمازاده الالباهد از سلس یکی باشن کنالن در حققت نام اگر یکی باشه سلسه در کناله قبلن خواهد نیم یکی باشه سلسه لمازاده الالباهد سلسه خب اینا چون اطراف مادرن یسته فیه زکر و لسا چون اطراف مادرن یسته فیه زکر و لسا از قرآن کریم استفاده کردیم از قرآن کریم استفاده کردیم همون آیه 12 و 11 از سوره نسابود اونجا زکر و لسا و سایی بودند این اومه خب اگر ام و امین و امام پدر و مادری باشن نزدیکیده مستحضرون سهید خب اگر ام و امین و امام نزدیکیده مستحضرون سهید خب اگر ام و امین و امام