مرخوش بخیر باشد دوستان خوبم خیمش روی این پنج رکم استواره بر بال سخن خیمش روی این پنج رکم استواره خیمش روی این پنج رکم استواره خیلی برابر امام زمان قرار بدهد و قلوب ما رو با معرفت و محبت حضرت نورانی بفرموید به برکت سلوات بر محمد و آل محمد ایکی از دستوراتی که در بیانات امیر آلیه مسلم برو تأکید شده و به طبعا از ایمه علیه و سلام بزرگان و علماء افلاق تأکید بر او داشتند رسیدگی به خود و محاسب نفس هست که انسان قافل از خودش و دستاورتهای خودش، خوبیهای خودش و بدیهای خودش نباشه روایت متعددی در این زمینه داریم یک روایتی رو مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی نقلش کردن در دو جا هم نقل کردن هم در کتاب ایمانوکو و هم در روزه کافین رو بای اختلافی نقل کردن از وجود مقدس موسب نجعفر علیها لا فتحیت و سنا ارواهنا دهول فدا که حضرت دستور محاسبه رو اینجوری دادن میفهمن که لیسم انا من لم یهاسد نفسه کل یومن کسی که هر روز بهترینه حساب خودش نرسه از ما نیست شاید معنای این از ما نیست اینی نمیتونه در حلقه نزدیکان احل بیت وارد بشه نه اینکه مؤمن نیست ولی دور نزدیک نیست لیسم انا من لم یهاسد نفسه کل یومن و دستور محاسبه هم حضرت دو کلمه ریان فرمودن فرمودن این عمل خیرن استزادل و این عمل سوان استغفرالله انسان وقتی محاسبه میکنه یا موفق بوده اعمال خوب انجام داده یا اینکه نه خدایی نکرده موفق نبوده دوچار لغزش شده این محاسبه باید منتعی بشود به شکر و استقفال اما نکته اول آدمگر قفلت کنه از تهایی که خدایی متعالقه او داده از جمله توفیقاتی که داشته این موجب ادم شکر میشه یکی از موانع شکر قفلت از ت انسان امکاناتی داره توفیقاتی داره پرس کنید سال هاست موفق است به نافل شب موفق است به اقامه ازاداری سیر و شهده موفق است به مجاهده در راه خدا اگه قفلت از عمل خودش کنه نمیتونه شکر کنه یکی از آفات مهم به شکر قفلت اگر کسی قفلت نکرد تهای خدا رو دید تهایی که و انتعاد دو ت الله لا تبسوها قابل احسا همونیست اگر تو این ت خودش رو دید این آفت دوم ت هست انسان ت رو ببینه به خودش نسبت بده خیال کنه خودش تلاش کرده زحمت کشیده به دست آورده و خدای متعار پشت سر ت نبینه این مبتلای به عجب میشه در اعمال خوب هم همینطوره انسان ممکنه توفیقاتی داشته بشه نافل شب بخونه مجاهده در راه خدا کنه سی سال زیارت آشروه شک نشده الحمدلله اهل اقامه ازاداری سید و شهده هست ولی این رو از خودش ببینه خیال کنه من هستم که موفقم نافل شب میخانم این موجب عجبه به نفس میشه و در روایات داره عجبه آفت عبادت انسان هست و گاهی انقدر عجبه بده که خدای متعار برای اصلاح یک انسان موجب اون رو از عمل خیر محروم میکنه گاهی البته گاهیست و همیشه اینجور نیست که انسان میبینی موجب شده به نافل شبش برای نماز صبح هم یه دو روز خوابش میکنن رهاش میکنن بیدار میشه بین آفتاب بالا آمده که بفهمه اگر ما رو رها کنن ما حال نماز صبح خوندن هم نیستیم تا چه در سر شب زندداری و بیداری آفت دوم شکل عجبه در روایات داره این آدم وقتی محروم میشه برمیگرده به عبادی تقصیر و استقفار و اینها این داره به خدا نزدیک میشه حالا مقرف میشه در یه دعایی از رس فرمودن این دعا رو بخونید الهی لا تجعلنی من المعارین ولا تخرشنی من التقصیر خدای من از معارین قرار نده من از بادی تقصیرم بیرون نبر به حضرت از که جمله اولو میفهمم یعنی چه معارین یعنی اونایی که ایمانشون آریه هست مال خودشون نیست مثل بوی عطری که آدم میزنه این موقع مومن یه اطر باطنی داره معطره خب اون بوی خوش خودش هست وجود مقدس نبی اکرم امیر المومنین در خطبه قاسیه تعبیر دارن که من بوی نبوت و ازشون استشمام میکردم یه بوی خوشه یه باردم عطر میزنه عطر مال من نیست ایمانم یه موقع همینجوریست آریه ایست واقعا مال آدم نیست بعدم از آدم گرفته میشه سریع پیچی توی امتحان یه آدم جا میگذاره میره این میشه آریه معارین رو میفهمم یعنی چی لا تجعلی من المعارین خدا من از اون کسه نمیشم که خوبی های من آریه ای مال خودم نیست بعدم از من سرد میشم ولی لا تقلیص این ماند تقصیر رو نمیفهمم من از تقصیر بیرون نبرد فهمودن معناش اینه که هیچ کسی نمیتونه حق بندگی خدا رو انجام میده هیچ وقت نباید احساس کنیم و وظیفم رو انجام میده اون چه وظیفمون بود تمام شد ما هر چی هم بندگی کنیم کتاهی کردیم در بندگی بنابراین نقطه مقابل عجب همین تقصیره بنابراین آفت دومی که ت های الهی اعمال خوب داره اینست که انسان عمل خودش رو ببینه ولی خودش رو پشوانه عملش ببینه بگی من انجام من زحمت کشیدم من نافل شب کنم من زحمت کشیدم آلم شدم و هم صالح آفت سبب اونه که انسان ت رو ببینه به خودش هم لسفر نده به اسباب نسبت دده فلانی منو بیدار کرد برای نافل شب اینم یه نوعی شرک خفی در انسان پیدا میشه انسان باید اعمال خودش رو ببینه خوبی هایی که داشته این خوبی های متفابطه آدم اگه اهل محاسبه نفس شد آرام آرام باطن خودش هم میتونه محاسبه کنه اول از ظاهر شروع میشه همین افعال ظاهری هست ولی همینم خوبه آدم فرصت بگذاره بشینه محاسبه کنه ما امروز زبانمون چه کار کرده چشممون گوشمون دستمون قبامون با پولمون چه کار کردیم با آبرومون چه کار کردیم همین از محاسبات ظاهری آدم رو خیلی روش میده محاسبه کنه ببینه اگه کار خوبی کرده بعد توجه پیدا کنه که این کار خوب نمستنده به اسبابه و نمستنده به خودشه وقتی این دوتا رو نف کرد در انتهای عمل خودش خدای متعال رو میبینه میفهمه همه این توفیقات از روسته این قدم اول در بادی شکره از این بالاترینه که خبالا اگر انسان عمل خوبی انجام داده تی بهش دادن امکاناتی بهش دادن بتواند اینها رو در همون مسیری که خدای متعال فرموده خرش کنه این میشه شکر کامه هم از خدا بداند هم به خدا برگردیم حضرت حال در اینجای امره اضافه فرمودن فرمودن دارم خودشو محاسبه کنه اگر توفیقی داشت هم توفیقشو بفهمه هم بفهمه نه از خودشه نه از جای دیگری اوست که داره توفیق میده در ازن دخول حرم امیر المومنین حرمهای دیگه هم هست میگه دم دربه ایستید خدای تو منو تا اینجا آوردی آدم اگر خیال کرد که خب من خودم زحمت کشیدم آمدم این قدم اول سقوط انسان سامبت خدا رو ببینه که او داره توفیق میده و بعدم از نت فرمودن استزاده کنه اگر او به من توفیق داده من امسال اینقدر موفق بودم در ازاداری بگم خدای توی که توفیق دادی بیشتر بده اگر من امشب بیدار شدم نیم ساعت به ازانی نافلشه دست پاشه کسته خوندم خدا رو شکر کنم از خدا بخوام خدایی که توفیق دادی بیشترش کن فردشب نافلشب انسان بهتر بشه اگر نمازم نماز با توجه بود متوجه توفیق الهی بشم بعد از خدا زیاده بخوام بدونم او خدایی که این انایتو کرده اختزای کرمش هست که بیش از اینم به من بده هم خدا رو در انتهای توفیقاتش ببینه انسان هم بفهمد که این خدایی که این توفیقاتو داده شعنش هست که بیشتر از اینم به من بده من شعنم نیست ولی او که شعنش هست که بیش از اینم به من بده این موجب میشه آدم از خدا استزاده کنه از خدا این طال طلب زیاده کنه پس محاسبه اعمال خوب آدمو اکبرد به استزاده خیر به بیشتر شدن توفیقاتش و درخواست توفیق بیشتر از خدا برسونه این میشه قدم اول در محاسبه حالا اگر انسان موفق نبود و خدایی نکرده عمل سوئی داشته اونجا هم محاسبه برای اینه انسان عمل سوئی داره آفاتی داره گای اصلا متوجه نیست کار بد انجام داده از کچیکاش بگیری محاسب نیست دیگه را میره پاشو میزنه رو مهر مردم را میره چی این کار تو خیابون داره میره بی خودی بوگو میزنه مردم اصلا متوجه نیست این کار کار خوبی نیست من از این ساده هاش بگیری یه استادی داشته میموند میفهمود آدمی که تو این کارهای کچک مسامهه میکنه تو کارهای بزرگ هم همیتونه را میری جلوت میبینی یه لغمه یه نان افتاده بر نمیداری این مقدمه اینه که توفیقات بعدی هم از دست بدی خب یه چراغ روحشن میشه چرا پاتو میذاری رو این چراغ اگه پاتو چراغ بذاری رو این چراغ چراغ بعدی روحشن نمیشه آدمی وقتای کارهای بد میکنه اصلا متوجه نیست از کچکهاش بگیرید تا بزرگ دار تو مجلس اصفاره دوشه حواسش نیست کجا بشینه جای دیگری یا تایمکی به شما اجازه داده اینجوری بشینه از این کارهای کچک بگیرید تا اون وقت میرسه به یه کارهای بد اولینی که آدم بد بدی خودشو بفهم بفهمه زبانش گوشش قلبش درست راه رفته یا نرفته اگه درست راه نرفته بفهمه اشتباه کنه دوم این که اگر بدی رو دید اینو به خدا نسبت نده اگه خدا نخواست ما برای نماز صبح باشیم اصلا اینجوری نیست چرا خدا نمیخواست من برای نماز صبح باشم چرا رفیقه بقل لستین پا میشه دو نفر همه هاش روی من خواب میبونم اون نماز شبشم میخونه بعد بگم خدا نخواست این آدم هیچوقت روش نمیکنه جرم خود رو گردن دیگران بندازه یا گردن خدای اوتال یا دیگران قیبت کرده میگه فلانی مسترد قیبت بود بعدو بیرا گفته میگه حقش بود بهش بگم هیچوقت درست نمیشه دومی که آدم عیب خودش رو اول عیب خودش رو ببینه آدمی که عیب خودش رو نمیبینه همیشه این عیب رو داره خیالتی که نمیفهمه عیب گارش کجا ست تا دیگه هم لباس ببوشه همین عیب رو داره به دوزه همین عیب رو داره اول آدم باید متوجه عیب خودش بشه باید بفهمه این عیب مستنده به خود منه به دیگران نسبت مده به خصوص تو مرابطات اجتماعی اینجوریه دو نفر توی خانه دوتو برادرم پدر و مادرم همسرم عیبی که پیدا میشه معمولا مستند به دو طرفه آدم عیب رو صاف دو دوشه طرف مقابل میدازه خودش رو تبریم میکنه هیچوقت این عیب آدم رفت میشه هیچوقت هم بدانید تا آدم عیب خودش رو نفهمه و بیتوجهی کنه معلوم نیست مخفرت خدا سراخش میاد آدم باید عیبش رو بفهمه گردن بگیره تا مخفرت میاد قدم دوم اینه آدم اگه بدی کرده اول بفهمه بدی کرده کسی که بدی خودش رو خوبی میبینه یا بدی خودش رو نمیبینه محفظ نیست عیبا خودش رو آدم پیدا کنه بعد که پیدا کرد توجیح نکنه آدمی که عیبش رو توجیح میکنه هیچوقت اصلاح نمیشه عیب خودش رو به دیگری نسبت نده به خدای امتحان نسبت نده عیب خودش رو گردن بگیره حالا من معیوبم من عیب دارم هزار تا عیب بشموری همینطوری که تهای خدا عدد نداره نقصای ما هم عدد نداره حالا من خودم عرضم چه کار باید کرد؟ من موفقه به نافل شب نبودم موفقه به زیارت آشورا نبودم یه عددیه سی سال دارن یه عددیه آشوراشون ترک نمیشه جامعهشون ترک نمیشه خدمات استماعیشون ترک نمیشه سی سال زبانشون دروغ نگفته و بشمور منم نه الحمدلله یکی دوتا نیست عیبای آدم چه کار باید بکنیم؟ عیب داریم باید تو عیبمون بمانیم یا میشه از عیب بیرون آمد؟ خطا کرده انسان میشه یک کاری بکنه؟ ما خودمون براحتی نمیتونیم خطای خودمونو تدارو کنیم اگر توجه نکردیم به رحمت خدا، مقفرت خدا عظمت الهی، قدرت الهی هیچ وقت اصلاح نمیشه آدم عیب خودشون میفهمه دائم تو عیب خودشون قدم بعد اینه که انسان بفهمه یک سرچشمه فیضی هست، یک خدایی هست که میتونه منو اصلاح کنه، من خودمونو نمیتونم اصلاح کنم، او میتونه مثل هیچ وقت نمیتونه خودشو تلا کنه، ولی یک کیمیاگر مثلو تلا میکنه، این آدم باید بفهمه که یک کیمیاگریست نفسش کیمیاست بخوره به من کار نروز میشه امام خودشو بشنسه، خدا رو بشنسه اگر این سبومی قدمو برداش حالا آماده میشه برای این که بره و استقفار کنه تدارو کنه اصلاح کنه، تو این استقفارم یه کارایی رو دوش من میان یه کارایی هم خدای متعال انجام میده نمیشه که آدم به خدای متعال بگه کار بنده هم تا مقام استقفار تا انجام میده استقفار این اولش ندامته درسته از رفتون دنشیش دارو که من باید پشیمون بشم، نه خدا که خدای متعال که نه باید پشیمون بشم قدم دوبومش تصمیمه من باید تصمیم بگیرم که بعد از این دیگه سراغ اون عمل نمیرم به خدای متعال نمیشه بگیر تو تصمیم بگیر اون حقوق که از مردم زایه کردم باید تدارو کنم، این بوده منه معنی این که خدای متعال میبخشد اینه که آدم اگر خدای نکرده تعدیب مال مردم، عرض مردم آبروی مردم کرده حالا من رفتم اصخاهی کردم رفتم مالی که برده بودم دادم اون خطای اول که جبران نشد که گناه سر جاشه اون گناه رو خدای متعال آلودگی خدا پاکی میکنه اگر حقوق الهی به اهدمه خب نمازم رو غذا کردم بعد غذای نماز تو بکنی حالا غذای نمازتو که کنی هنوز اون گناه هست نماز رو غذا کرده این رو خدای متعال تدارو کنی این چیزایی به اهدمه هست حضرت فمود حتی بالاتر اگر لذت خطا رو بردی رنج عبادتا به خود دچشون مساوی بشه اگر در اصل لذت فربه شدی با قصه آبش کن پوستو به بدن قصدخان بچسبان دوباره گوشت نومه رویه اینا کار ماست ولی همه این کارها رو که کردی اینا که استقفار حقیقی نیست استقفار حقیقی اون رو جوه خداست تطهیر الهیست از خدا بخواهد که مغفرت او شامل آلمن بشه بس منابراین محاسب قدم دومش اینه انسان اگر بدیی کرده متوجه زعفای خودش بشه زعفا رو هم توجیح نکنه به کسی دیگه هم نسبت نده عیب و گردن خدای امتحان هم نندازه بعد از اینم که عیب خودش رو فهمید معیوس نشه آفت گناه یعنی آدم چل سال نافل شب میخونه اگر معیوس شد که دیگه من نافل شب خوندیستم این خیلی خطای بزرگیه البته آدم بعد از خودش معیوس شد آدم تا از خودش معیوس نشه راه براش باز نمیشه ولی این یعنی بعد از تلاشه آدم تلاشه شکنه معیوس که شد تازه اول آغاز خدا با ماست آدم باید با همه وجود کار کنه وقتی با همه تواند کار میکنی به یه نقطه میرسی که وقت نزلتو منزلتل آیسین امن خیری از خودت دیگه معیوس میشه این آغاز اعتماده به خداست تازه آغاز راه انسان با خداست بنابراین انسان اگه دوچار خطا شده اول باید خطا شده بفهمه دو به احده بگیره با همه وجود تلاش کنه که این صفت بده از خودش دور کنه این خطا رو تداروک کنه حسادت رو از خودش دور کنه بخل رو دور کنه تکبر رو دور کنه ولی اگه خیلی زحمت کشید میفهمه که نه نشد کار اینجوری درست نمیشه وقت تازه خدای متعال میاد وسط حالا خدای متعال درو باز میکنه فضل خودش رو نشون میده میفهمه راهل اینجاست حالا آدم به استقار میرسه از خدا میخواد پاکی میشه درست میشه از دو کلمه بیشتر نیست محاسبه انسان خوبی ها رو ببینه قفلت نکنه معجب نشه مشرک نشه خوبی ها رو به خدای متعال لسبت دده بعد فضل خدا رو ببینه بگی خدای بیشترش کنه تمع کنه در رحمت خدا ای به خودش رو ببینه به احده بگیره تداروک کنه بعد از خدا بخواد حالا من تلاشم رو کردم بقیه شده رو درست کردم من کاری ساخته نیست دیگه اونجایی که آدم به خدا رو میاره و مغفرت خدا رو میبینه درها باز میشه و انسان تحتیر میشه دروابه جناب یونس یه تعبیری قرآن داره این ذکر یونسیه که انقدر معسر بزرگان تحکید میکنن لا اله الا انس اینشون یه ترک اولا کرده خدای اینطور اینشون رو برده تو شکم ماهی ظلمات انسلاس اونجا به خدای اینطور عرضه میدارن لا اله الا انت خدای جستو الهی نبود من برای کی عصبانی شدم برای کی عجله کردم از کی تبعیت کردم که عجله کردم پیغمبر بودم نه بعد عجله میکردم بعد هنوز پای قومم میاستادم بزنون از زهر و مغازبن همه قفیل خونده ایم دیگه خناد آفظ ظلمات الله اله الا بعد سبحانه که خدای تو من از زهی ایب گردن تو نیست انی کن تو من از زالمین من یه جایی خطا رفتم قرآن فمد فستجب ناله و نجیناه من الغم اجابت کردیم براش از گست نجاتش داریم حضرت فرمود که تعجب میکنم از هر کسی که مؤمنی که گرفتار گسته است به این آیه متوسط نمیشه خودم از خدا شنیدم فقط امام از این حرفا میتونه بزنه ما از این حرفا نمیتونیم بزنیم من از خدای امتحان شنیدم خدای امتحان اینجوری میفهمد بعده خدا است هر مؤمنی اگر وقتی خطا میکنه طبیعت خطا اینه که بر انسان گست و غم میاره اگر اینجوری برخورد کنه ما نجاتش میده همینه سه چیزه توجه به خطا توجه به حضرت حق و این که من نباید خطا میکردم برای چی گناه کردم برای چی دروغ گفتم برای کی پیداست برای کسی غیر خدا است لا اله الا ان برای چی عصبانی شدم برای یک کسی غیر خدا چی ادام بی خودی که صداشو به سرش میاندازه شروع میکنه برای غیر خدا است لا اله الا ان این دو قدمیست که از ما خواستن هرچی هم انسان تو محاسب بیشتر تلاش کنه به باطن خودش به افعال باطنی خودش که اصلا نداموندارو فعل خودش نمیدانه بیشتر احاطه پیدا میکنه استقفارش امیغتر میشه اصلاح نفسش امیغتر میشه این جمعه رو گفتم ایام خاص محاسبات خاص داره انسان باید سر صفره امام حسین همه ایباش مرتفعه میشد همه ی تعلقاتش به دنیا برداشته میشد بعد یه جوری وارده حزن آشورایی میشد که ریشه همه ی تعلقات به دنیا بسوزه دیگه این نمیگم نمیشه انسان عشق بریزه میشه انسانی که شب قدر رو درکد بعد شب قدرم میشه آدم عبادت کنه دعا کنه اما دیگه شب قدر نیست میشه تو این فضا انسان اون سیری که در زیارت آشورا هست که انسان رو میرسونه به حیات و ممات محمد آل محمد صلوات الله را اینجمهین انسان رو میرسونه به صبات قدمه در محضر سید و شهد آدم میتونه ملحق به اصحاب بشه اولزینه بزل او محجه هم دونه هسینون هایی که خونشون رو پیشه رو امام هسین دادن آدم یه محاسبه باید کنه باید نیست موفق بود تونست تعلقات خودشو با امام هسین زیر پا بگذاره تونست به امام هسین پیوند بخوره واقعا اگر الان سال شست و یکی هجری بود واقعا شهید شده بود یا نه الان سال شست و یکی هجری بود دنبال زندگیش بود دنبال کارهای خودش بود این محاسبه الان میتونه انسان خدای مطالبه انسان قدرت توفیر نیت داده ما نبودیم کربلا توفیر نیت میتونیم توفیر یعنی همین یعنی خیلی کارهایی که انسان با عمل نمیتونه ولی با نیت میتواند یک تعبیری در زیارت جامعه تو احمد المومنین هست خیلی تعبیر عجیبیه به اون امامی که زیارت میکنیم ارز میکنیم قد شارکنا اولیاءکم المتقدمین ما با اون اولیاء پیشین متقدمین با اونا شریکیم اونا کیان قد شارکنا اولیاءکم المتقدمین در چه عملی فی قتل ناکسین ولقاستین ولماربین مونه که ایران امیر المومنین بودن و در کنار امیر المومنین دست سفین و نهروان و جنگ جمل شمشیر زدن با این سه دست جنگیدن ما قد شارکنا اولیاءکم المتقدمین فی اراقت در ریختن خون قاستین و ناکسین و فی اراقت دماء ناکسین ولقاستین ولماربین و قتلت عبی عبدالله الوسین ما شریک این در اون کسانی که روزه آشورا از امام حسین دفاع کردن و ایستادن خون دشمن های حضرت رویخت که این خیلی کار مهم میست در یه روایتی میدیدم در رکاب امام زمان یه دی کشته میشن یه دی میکشن فرمود اونی که در رکاب امام زمان میکشد سواب بیس برابر اون کسی اون برکه شهید میشن خدای ما در عمل اون کسانی که در کنار امیر المومنین در کنار سی دو شهرها رفتن تو میدان جنگ با دشمن درگیر شدن خون اونا رو ریختن شریکیم چجوری؟ به نیات و قلوب با نیتمون ما با نیتمون هستیم با قلبمون هستیم جسمم نیست قلبم اونجاست قلبم تو سفینه قلبم با اوناییست که کنار حضرت ایستادن نیات ما در نیت میتونیم با اونا مشارکت داریم این توفیر نیت عملن ما نبودیم ولی قد شارکنا به نیات و قلوب قلب انسان میتونه تو کربلا باشه قلب انسان الان میتونه تو سفین باشه خیلی ها میان هنوز به دنیا نه این بدان اونا با ما هستن میشود انسان چنین عملهایی انجام بشه و تعصف الا فوت تلیت المواقف یکی نیات و قلوبه دو تعصف آدم واقعا متعصف باشه همه ای که در زیارت ناهی هست ای کاش من میبودم پیشمرگ شما میشودم ولی ولی این اخرت ندهور و آغنی ان نسر که المقدور فراندوبن نکه سباحن و مساءن ولی عبکین نقلی که بدلت دموهدما تعصفن علاما دها که و تله بفا آدم اگه نبوده معقل تعصف بخوره ما میتونیم با نیتمون با قلبمون با تعصف خوردن از ای که چرا از من فوت شد به چه دلیل من نتونستم سفر امام حسین بشم تیرها رو بگیرم مثل سعید ابن عبدالله تعصف که میشه خورد یکی از بکاهایی که گریه های این ایام همین گریه تعصفه آدم تعصف بیخوره که چرا محروم شده از یاری امام حسین یکی از گریه های این ایام گریه خوفه که نکنه خدایی نکرده پای ما هم بلغزه یه موقعی مثل مردم کوفه بشیم دنیا ما که گروه افتاد امام حسین رو تنها بگذاریم یا خدایی نکرده با حضرت درگیرش یکیش تعصف انسان محاسب این ایام اینه ببینه واقعا قد شارک نا با قلبش تو کربلا بوده لاغر با نیتش تو کربلا بوده واقعا به یه نقطهی رسیده که نیتش اینه اگر الان سال چستوه که اجریه برسه پر امام حسین بشه حضرت میگن کی میسته نماز بخونیم اول کس این آدم پاشه این نیت هست اگر کسی به این نیت مرسده خوش به حالش این نیت رو داره که مثل عمر بنیاشم مقابل حضرت چمشیر بزنه مثل اصحاب سید و شهده به نیات و قلوب و تعصف و فعلا فوت تلک المباقف این کاریست که آدم میتونه کنه محاسب این ایام اینه آدم ببینه اگر موفق بوده خدا رو شک کنه از خدا بخواد این حفظ بشه بیشتر بشه اگر خدایی نکرده کتایی کرده تو این زمینه در این ایام درقصه ی دو شهده قفلت نکنه به کتایی کرده باب سید و شهده باز بود ما نرفتیم قفلت نکنیم از این که این فرصت از دست رفت واقعا فرصت استثنائیه حالا تا سال بعد خدا به چه کسی اون بدهد ندهد انشالله همه در غیر حیات باشیم و دوباره درک بکنیم این ایام رو ولی اگر کسی کتایی کرده میتونسته یه قدم هایی بردارو بر نداشته میتونسته مشارکت در ازاداری کنه میتونسته بیشتر بره ما موسین گریه کنه میتونسته نیتشو بهدر کنه میتونسته قدم برداره سر صفره ما موسین از همه تعلقاتش جدا بشه میتونسته تصمیم بگیره آشورایی بشه نکرده هم بفهمه عیب خودشو هم استفار کنه یعنی یه کارهایی رو من تا سال دیگه باید انجام بدم یه اموری رو خدای متعال باید جبران کنه وظایف خودم رو انجام بدم از خدای متعال بخوام محفرت خدای متعال شامل حال من بشه انشاءالله آماده بشین برای آینده السلام علیک یا عبا عبدالله السلام علیل حسین و علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی و علی ابن الحسین و علی اسحاب الحسین سلالله علیک یا عبا عبدالله و رحمت الله و برکاته یا رب الحسین