بس در هنگام خرید وسایل برقی به میزان مصرف کالا توجه کنید. برای مدیریت در مصرف بهینه ی انرژی لبازم خانگی پرمصرف را بشناسیم و از آنها در ساعت اوج مصرف استفاده نکنیم. مهربان باشید. امروز چهار شنبه هشتم مرداد ماه برابر با پنجمه ماه سفر بخش اول برنامه های رادیو معارف را خدمتون آغاز میکنیم. و برای اینکه از زمان پخش برنامه برکرانی نور عبور نکنیم بقیه حرفات، تعارفات و همه ارادت ورزی ها را اجزب فهمید که بگذارن برای لحظاتی دیگر. برکرانی نور تفسیر آیه 122 سوره مبارکه ماعده و بیان ارزشمند. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. ایشالله در ادامه خدمت گذار شما هستیم. برکرانی نور تفسیر آیه 122 سوره مبارکه ماعده و بیان ارزشمند. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایید. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایی داد. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایی داد. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایی داد. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی داد. آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تعالی را الان همراهی بفرمایی داد. اون که جزه انبیای اولوạt عزم است اخلاق او جزه اولواء عزم بود اون که نبوت مشتدي متوسط است نبوتم متوست است خلق آن هم در همان حد حالجم بود چون خلق او برای اعتقاد ایمان است اعتقاد ایمانم برای اتص casually happens بالایت برای رسالت و در نتیجهAKE fav. Allama Ibn Al Praise Behold برای اتصاص آن شهود هست هر امدازه آن شهود قوی تر بود ایمان قوی تر است اخلاق قوی تر است اونگاه ذات اقدس اله در این زمین یه بیان جامعه کلی دارد که عدب انبیار را بیان می کند که این منظره متن است در بحث عدب بعد این بحث کلی را این متن را در زمن شرح سننوسیر انبیار را توضیح می دهد از نوح گرفته تا وجود محقی پیغمبر خاتم علیه مصر و علیه مصرم برخورد اونا را عبادات اونا را دعای اونا را جنگ و سلح اونا را رفتار و کردار اونا را با مردم شرح می دهد این شرح که تقریبا بخش عظیم از قرآن با باحدی گرفته است این برای توضیح اون متن است متن را در چند جای قرآن ذکر کرده است که اون متن را حالا می خونیم شرح رم تا اون جای که ممکن است مثلا اشاره می شود متن در سوره این باره که انعام به این صورت بیان شده جریان بسیاری از انبیاء علیه مصر و علیه مصرم رو نام می برد و اوصاف اونها را ذکر می کند بعد در پایان به پیغمبر خاتم علیهم حالا خود تیت و سنان می فرماد که راه اونها را تی کن در سوره این باره که انعام آیه هشتاد و سه به بعد این است بعد از این که فرمود به تلکه و جتنا آتیناها ابراهیم علاقونهی نرفع درجات من نشان ربک حکم علیم فرمود و بهبنا لهو یعنی به ابراهیم سلامون علیه اصحابه و یعروبه کلن هدینا و نوهن هدینا من غم و من زوریتهی داود و سلیمان و ایو و یوسف و موسا و هارون و تبالک نیزر محسنی و زکریه و یحیی و عیسا و الیاس کلون من اصالحین و اسماعیل و یسا و یونس و بلوقن و کلن فضلن لا علالعالمین و من آبائهم و دوغیاتهم و اخوانهم و اجتبیناهم و هدیناهم اراس راق مستقیم ذالشه هدن لا یهده بهی من یشع من عباده این هدایت خاصه است و قنون هدایت آمک هدن دن ناس است همه را هدایت کرده است این هدایت میشه هدایت توحیدی چرا؟ بلکه در مقابل این هدایت زلالت نیست در مقابل این هدایت شرک است که البته شرک ظلم عظیم است دلالت عظم است فمو ذالکه هدن لاهی یهده بهی من یشع من عباده ولو اشرکو لحبت عنهم نفرم ولو ذلو خب پس منوشه ادب و توحید است اگر کسی سراسر کارش رو بینش توحیدی باشد و معتقد باشد همه این کارها را ذات اقباسی اله دارد اداره میکند مدیر آمل هستی خداست بلاغید دیگران جنود سماوات و عباده و ما یعلم جنود ربک الله لله جنود و سماوات و عباده این میشه مباهید اونگاه این اول هم صدا با اصرار عالم است بعدم ممکن صدای اونها را بشنود خب چطور هیچ موجودی نیست مگر اینکه مسبع حق است در چند جا گاهی بسیار فعل ماضی گاهی بسیار فعل مزارق گاهی بسیار صورت مصدر گاهی بسیار صورت امر از تسبیح یاد شده است خب سب به هب الله و محافظ سماوات یوسف به هب الله و محافظ سماوات و جامعه همین ها در سوره بارک اسرام آمده است که این میشه دایوسف به هب و همده خب انسانم اگر تسبیح گوی حق بود یه صفه جماعتی طولانی و اندازه سماوات و عرض میبندد اگر از این مرحله جروتر رفت اونگاه یا جبال و عبه به معهور نصیب اون میشود اونگاه میشنود تسبیح جماعتات را که برخی ها شنیدن چون صفه جماعت اونا یکی اگر همه تسبیح گوی و حقا به انسانم در صفه این مسبحان الهی قرار گرفته است کم کم به جایی میرسد که زمزمی اونها را میشنود خب یا جبال و عبه به معه هست جبال یوسف به نه هست همین را نماز جماعت را به امامت داود میخوندن دیگر یکی و دوتا و دهدا و ستا که نبود همین پرند همین سلسل جبالی که در اون معدود بودن نفهمود یا جبل سخن از جبال هست یا جبال و عبه به معه خب اگر او عباب هست این سنگریز ها هم عباب هست کو هم عباب هست بلکه کو هم عباب هست حالا اگر کسی عباب بود چطور ناله عبابین دیگر را نشنود خب اونم میشنود بنابراین اول با سراسر جهان هم صدا شدن بعد صدای اینها را شنیدن اونا کسی در آدم را میشنود چرا ما از اونا کمتر باشیم اگر اونا صدای ادم را نمیشنیدن وضع ادم را نمیدن نه اهل شهادت بودن نه اهل شکایت خب چطور زمین شهادت میدهد زمین شکایت میکنه بلکه میفهمد دیگر خب چرا ما نقه همین اگرچنین که ادم با اینا هم صدا باشد کم کم صدا اینا را مشترد این عدب میشود عدب توحیدی این هدایت در مقابل شرک است نه در مقابل زلالت همون زالکه اون هدایت در مقابل زلالت است گرچه زلالت شرک و مادون رو شانوشن اما این هدایتی که مال انبیاز هدایت توحیدی است یا اینا مبهد نابن اینا نمیگوند این که خدایی هست دیگرانم هستم اما و ولی در کار اینها نیست خدایی هست اما خدایی هست ولی این چنین نیست خدا هست ووه هست ووه هست ووه هست و دیگران به عنوان اما و ولی در کار اونیستن این همه معموران الهی هستن هرچی او بخواهد نیپ کنن هرچی نخواست نمی کنن نه اینکه خدایی هست اما دیگران هم هستن ولی باید فراموش کرد این اما ولی هم بر اساس معموریت الهی انجام می شود اونگاه خود انسان وقتی که بیرون را جنود سماوات عرض دید برمی گردد می گرد خب منم مثل همین هم دیگر منم جنود سماوات و عرض هستم این لیلایی رو دوست سماوات العرض را بیان نورانی امیر مومین سلام داری باز کرد فهمود وعلم و عباد الله انعالیکم هفت و فاز صدق انفوسیکم تا بخش دیگر که فهمود وعلم و که انجواره هکم جنودهو و خلباتکم ایونهو یعنی تمام اعضاب جواره شما سر جو سروازان خودم مبادر خیال کنید بگید که من مددی خودم درس خوندم به جای رستم این هر حرف قارون هست او گفته انما اوتی تو علا علم من من مدد کار کردم که حصف کردم این سرمایه را به دست آوردم ممکنه از کسی عمری در حوضه های دانشگاه ها باشد برای فکرش فکر قارونی باشد من خودم درس خوندم به اینجا رسیدم خب اون که میگوید من خودم زحمت کشیدم به اینجا رسیدم یه قارون جدیدیست دیگر حرف دیگری نمیدوند که این که میگوید انما اوتی تو علا علم من این حرف حرف قارونه اما اون که میگوید ذات اقدس اله را سنامو کنم که من چیز آموخت او حرف توحیدی دارد خب پس اگر این چیزی شد میشود هدایت در مقابل شکل هیچ کاری از کارها را خارج از معمولیت الهی نمیداند پس اون هدایتی که در مقابل زلالت است اینست کسی معصیت بکند در مقابل کسی که معصیت نکند البته معصیت بتاعد فروع فرقی فروع فرقی اگر تبهگاران به این کتاب و نوبت و مانند اون کوف میوزند ما انبیارا وکیل خود قرار دادیم اینا خلفاء الله و وکلا الله امود فقط وکلنا به ها قومن که لیسو به ها بکافه اینا که خلیفه الهی هستن وکیل خدایی هستن اینا دیگه کوف نمیوردن ما این زمام اعتقاد را به دست بودیم وکلایی دادیم که هرگز کوف نمیوردن بعد به پیغمبر اسلام صلی اللہ علیه و سلمون اینا کسانی هم که از هدایت خاصه برخوردارن نفرمود به اینها اقتدا بکن بران که این انسانو کامل هست محیمه بر اونا هست فرمود راه اونها را برو ف به خدا هم اقتده نفرمود به ام اقتده دیگه وقتی سیدن استاد اون علامه تواتب رزمانالله نرمی کردن که چند نفری در محضر مرحوم های قاضی اون عارف نامدار رزمانالله علیه و سلامالله علیه بود این درس توحید میده و اون اتاقهای خونه های قدیمی نجف بعضی از اینها خب قبلن این طور بود که برای رسد مستون ها از زغالی های زوم استفاده می کردن و یه بخاری دیواری بود بخاری های فلزی و حلبی آهنگی که نبود یعنی دیوار راهی داشت این دودها بیرون میرند یه خونه چون کلنگی بود یه مقداری اون آثار تقریب داشت غیرانی داشت ما همه نشسته بودیم داشتیم درس توحید بش میدادیم و دقعتن اون سقف از همه اون کانال این دودکشه بخاری ریخ و همه ما رفتیم بیرون فکر کردیم زلزله ای چیز آمد و این بزرگوار همچنان نشسته بود و از این که گرد و خواد نشست و ما برگشتیم فهمود اینل و وحدون خب اینا یه راهی اینا ملکه اینل و وحدون قرار از آن است که اگر چون که ذات اقدس علاوه پیغمبر اسلام صلی اللہ علیه و سلم فرمود ف به هداه و مقتده معلوم میشود که یه هدایت توحیدی است که همه انبیاء اون راه دارن و خداوند پیغمبر اسلام صلی اللہ علیه و سلم نفرمود دنبال انبیاء برو به اینها اقتداع کن اونگاه وقتی این راه را تیه کرد در همون سوره بارکه انعام در آیه ۱۶۱ به بعد این است قل بگو اِنَّنی هداانی ربیرا سرات مستقیم دین قیاما ملت ابراهیم هنیفا و ما کانم المشرکین قل اِن سرات و نسوکی و محیای امماتی رب العالمين لا شریک الله وَبِذَالَكُمُ رُتُو وَاَنِا اَوَّلُّ الْمُسْلِمِينَ این اِنَا اولو المسلمین معنیش نیست که من انظر تاریخ و زمان اولو المسلمین هم برای اینکه قبل از من انبیاء دیگر بودن که خدا فرمود این راه ها را اونو رفتم فه به ادامه اخترده این منظور اولیت تاریخی و زمانی نیست این یک اولیت نسبی هم نیست که من نسبت به امتان خودم اولو المسلمین هم برای اینکه هر پیغمبر نسبت اومده خودش اول المسلمین است به این تعبیر در سراسر قرآن فقط برای پیغمبر اسلام آمده هیچ پیغمبری اول المسلمین نبود اگر منظور اولیت نسبی است خب هر پیغمبری باید بفرماید وعن اول المسلمین چرا در هیچ جای قرآن در باره هیچ پیغمبری نیامده و نه اول المسلمین اولا همه شما وعنه منال المسلمین گفتن این اول المسلمین گفتن نشانه آن است که تو عالم علست یا غیر علست وقتی که در پیشگاه تو میخواستن سر به سایین اول کسی که مستسلن و منقاط بود من بودن این اولیت وجودی و رتبی و فضیلت است این درسته خب بعد ذات اقدس اله هم سهه گذاشت بود اینه که لعلا خلق عظیم این خلق عظیم هم علامت اون اعتقاد عظیم است همه علت این عدب عظیم حالا انسان به اینجا که رسیده است میبینید خدا به همه بعد اداب به همه بعد اداب منطق اونا بهتر رفتن بهتر چشیدن دیگران کمتر میرادن کمتر میتشد یه مرحل است که با کس پاسد نمیشه اون مسمت نبوت است و رسالت اون نه با درس درسخونه است نه با سومعی سومع نشینه است نه با عرفان عارفان است اون با علم شهودی به دست میاد نه با علم حسولی به دست میاد که ایک سیال ریاضت بگیره که بشه بشه پیغمبر یا رسول اون چنین نیست یا امام اون اعلام و حیثیاتی ادو رسالته و نبوته و امامته اون چیز دیگر است اما ولایت یعنی بشه باید ولی خدا تحت ولایت الهی باشد به کمالاتی برسد این در همچنان تا روز قیامت باز است اونگاه فرمود به این که برای بعضی ها خیلی سخت است برای بعضی ها خیلی آسون است فرمود اما من اعتا و اتقا فسدق بالحسنان فسن ؟ برنیس هار میکنند میردين میردن افریت نهنبیده اللح moyen این ها اولینجور نبودند که این راه را بهتر تهی کنند هیچ محضوری نداشته باشه با هر که مشورت کنند میبرون اون را تایید میکنند هیچ رهزنی ندارد این فصل نویسر رو لیوسیب بعد از این که اون را آزمودیم همه این راه را تهی کرده است یه مقدار که آدم راه را تهی کند بقیه دیگر روان خواهد بود خب عدد انبیاد تو این بخش است اونگاه ذات اقدس ایلابی فرماد به این که من کار را به اونها وحیم بیدن این به اوهین آلیه فیعل الخیراب یه بیانی någonuesta بزنان وری دارن که اون بیان از اینجها نتمام است میفرماین فرق است بین این که خدا بفرماید به اوهین آلیه فیعل الخیراب یا بفرماید انفعل الخیراب اگه بفرماید انفعل این معلوم میشه وحی نبوت است و اما اگه خود فیل را ایها کند این معلومش به اساس ولایت است کاری به نبوت ندارد این فررایشون بین این دو تعبیر دارند بر تقدیر اصل مطلع حق است کسی که در این راه علم و عملش آمیخته شد او توانه تبیر و تربیت را دارد در نوبت دیروز یه بیانی از محجب بلاغه استعمیر نقشت حالا اون بیان را از خطبه مبارکشون بکنیم در محجب بلاغه زیر خطبه این چی این آمده است ایوه نفس اینی و الله ما احفكم علاقات الا و اسبقكم الیها و لا انهاكم عن منسقیت الا و اتناها قبلكم عنها فمود مردم قسم به خدا من هرگز شما را به طاعتی تشویق نمی کنم مگر اینکه قبل از شما اون طاعت را انجام می دم و هرگز شما را از معصیتی باز نمی دارم مگر اینکه قبل از شما از اون متناهیم بشم این این هم که در بحث دیروز گذشت که ما اگر بخویم حرفای علمی بزنیم کار نداریم گوینده کیست ما اگر بخویم یه مسئله فیزیک یا ریاضی حل کنیم اما اگر بخویم خودمون را به او بسبریم یا جامعه را بخویم به او بسبریم یا یک مسئولیت را بخویم به او بسبریم هم باید بدونیم که انظر علا ما قال هم به انظر علا من قال خب اینا که این شعار میدادن این گفتن لا حکمه الا للا در طریعه خطبه چیره نهجر بلاغا آمده است که این حرف حرف خوبیست برای مقصودشون چیز بدیست یعنی اینجا نگاه نکن انظر علا ما قال هم انظر علا ما قال هم انظر علا من قال اگر میخوای کار تربیتی انجام بدید و اساس عبب دینی روی تزکیه است خب تزکیه با هم من قال را باید انسان بلاحظه کند هم ما قال را باید ملاحظه کند این هم یه از بحث های چلیدی است البته این هم جز برکات سیدن استاد است منطقه شویه مورد ذهک کردن ببینید هر حرف عادی را انسان بخواهد منظم ادا کند باید سبر و ساخش همه هنگ باشد ولی قرآن در خیلی از موارد میبینیم سبر و ساخش همه هنگ نیست و این نه همه هنگی مایه زیبایی اونست اول آدم رو بادار میکنه به سؤال کردن بعد کم کم ببینید نه زیبایی دار همین است ببینید بحث در فعل است فاعل رو استثنان میکنه حالا اونا که به این نکته به بین بحث کلیدی تفسیری عاشنا نبودن حالا چشم شهر توسی ببینید که مجمل بیان نوعا به این وضع گرفتارن میگن مضاف در تقدیره مضاف لیدر تقدیره یا قرارت جور دیگه است مثلا لیس البر انتوال و المغرب لاکن البر من آمن به الله اینو میبینن که لاکن البر من آمن به الله با هم جور دار میگید این محتوی خبر همه آنگ نیست بر من آمن به الله نیست لذات گفتن نه قراعت این است لاکن البر که بر صفت مشبه هست که معنی بر رو میدهد بر من آمن به الله هست تا جور دار میگه یا هم بعدون گفتن نه زود در تقدیر هست لاکن زل بر من آمل بلا هست یا مردم گفتن نه یک بری رو کلمه من مقدر هست لکن البر بر من آمل بلا یا در مقتوی دخالت کن یا در خبر یا در اسب تا جور در بیاد اما به این فکر نرسیدن که قرآن هایی چرا اینجور حرف زد این نکته و این حمله کلیدی را سیدن استاد باز میکند میفهمد قرآن که کتاب علمی نیست که باید حرف علمی بزند که قرآن نور هست میخواد آلم به پرورانه حالا شما آمدید بر رو معنا کردید این چه مشکل رو حل کرد شما با تفسیر بر بر را معرفی کنید لکن البر بر میدونید چیه نمیگن بر چیه بر میدونید چیه مردان پاک میبینید این حکم کلید در بسیار از جه های قرآن هست میگن یوم لاین فاومالن ولا بنون روزی قیامت روزیست که نمال اثر در فایدار نفرزن باید بگن الا عمل ساله نفرم بود الا عمل ساله که بود الا من اتحال لاها به قلب انسلید خب این استثناب با اون مستثمه هیچ همه همی نیست اینا به زحمت افتادن بگن یا منقطع هست یا متثل هست چی مقدر هست چی مقدر نیست قافل از این که قرآن نمیخواد حرفای علمیه مهز بزند میشه کتاب های علمیه دیگر این نور است این نور عبارت از علم و با عمل است که میشود آدمیت اول گفت میدونی چی در قیامت نافع است بعد میگوید کنف میبرد لاین فاومالن ولا بنونه الا من اتحال لاها به قلب انسلید میخواد اینا رو بپردارنه فکر نمیشد بگوی الا سلامت القلب خب این که آسون تره که نفرمود سلامت دل نافعه همون کسی که با سلامت دل بیاید نفرمود میخواد اینا رو بپردارنه