وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَا اللَّهَ إِلَهًا آخَرَهُ اهل شرک نیستن نه در فکر نه در عمل که توضیح دادیم وَلَا يَقْتَلُونَ نَفْسَ الَّتِي هَرَّمَ اللَّهُ اهل کشت و کشتار و شوق و کشی و نمیدونم قم برداشتن و برخودهای سخت و دیگران نیستن وَلَا يَظْنُونَ اهل فساد اخلاقی هم نیستن چشمشون پاک افیف هستن عباد الرحمن بعد میفهمه اگر کسی مبتلا شد به فساد اخلاقی نگیدی که کار تمام شد خوردم زمین نه میگی توبه بکنه ایمان بیاره جبران کنه جبرانش چیه افیف باشه و این افتشو حفظ کنه بخدمت بکنه به جامعه به جبران میشه در این جلسه یکی از ویژگه های دیگرشون رازمی کنه وَلَا يَشْهَدُونَ زُور اینها در محیط هایی که زور هست حضور پیدا نمی کنه این یعنی چی لا يَشْهَدُونَ زُور زور در زبان عرب یعنی کارهایی که برای انسان زشتی به بار میاره برای انسان عقبمانی به بار میاره عقب افتادگی به بار میاره برای انسان تخدیر و سقوط به بار میاره مثل دروغ انسان اهل دروغ باشه چه بگه چه بشنوه اهل مواد مخدر باشه اینم زور دیگه آدم عقب میفته زندگیش نابود میشه اهل گناه باشه شنیدن موسیقی های گناه آلوت لا يَشْهَدُونَ زُور اینا توی محیط ها حاضر نمیشن وَاِذَا مَرُّوا بِاللَّغْ مَرُّوا كَرَامَا زمانی که بهشون پیشنهادی مجالسی میکنن مجالس لغو بیاید همچین مجلسی ما داریم خلاص خیلی آباده بزن بکو فراونه دوستان دوره هم نشستن میخوان نمیدونن پلان چیزهای مبتزل نگاه بکنن دعوت بشه به چیزهای بد و ایزا مر رو به لغو مر رو کراما مبتلا نمیشه شما ببینید چقدر جوونها بخاطر حضور در بعضی از این مجالس معتاد شدن چقدر جوونها بخاطر دوستان و بد و حضور در بعضی این مجالس مبتلا به فساد اخلاقی شدن به فساد سیاسی شدن به فساد فرهنگی شدن چقدر خانواده پاشیده شده بخاطر همین امور و ایزا مر رو به لغو مر رو کراما خودش درمه کنه نمیره این سمتاش سمت این امور نمیره مردی که همسره داشته رفته دوست ناباب اونو آشنا کرده به محیط های فساد بند خدا مبتلا شده به فساد زنشو طلاق داده رفته محیط های بعد ایزا مر رو به لغو مر رو کراما خط داره زندگیشون از این خط عبور نمی کنن همسرشونو دوست دارن زن شوهرشونو دوست داره آبروشو دوست داره خانوادشو دوست داره نسلشو دوست داره خودشو در محضر خدا میدونه آقل هست میدونه اگه از این خط جدا شد سقوط شخصیتی براش ایجاد میشه لذا مجالس لغو مجالس بد حتی شبهناکش هم نمیره دوستانشون با حساب کتاب انتخاب بکنه دوست انتخاب بکنه که به درد آخرتش بخوره با اصرشت شخصیتش باشه دوستی انتخاب بکنه که با اصرشت ایمان و تقویب و اخلاقش باشه دوستی انتخاب بکنه که در مسیر تحصیلات عالیه بهش کمک بکنه نه دوستی انتخاب بکنه که بگو درست و خود مجالسی داشته واشیم شبت و صبح نمیدونم فسادهای آنچنانی تو مثال اقتصادی بیا بریم کارهایی بکنیم بلند پروازانه یا پول از این بگیریم نمیدونم هزاری کار خراب بکنیم از این دوستا پریز میکنه لا یشهدون از زور تو محیطهای زور پیداش نیست تو مجالس الهی هست قراءت قرآن هست مسجد هست مسائل علمی هست مسائل اخلاقی هست کتابونه هست تحقیق هست به جوهش هست محیطهای خوب پیداش هست محیطهای بد گردی ازش پیدا نمیشه محیط ورزشیش هست محیط فرهنگی هست جوون این جاها پیداشه جاهایی که نمیدونم فساد اخلاقیه جایی که درش تحصیل و تحقیق و پجروهش نیست درش بد اخلاقی هست اصلا این فرد پیداش نمیشه و ازا من رو به الله اگر احیانا عبور کرد دعوتش کردن من رو کرام و کرامت خودشو نمیبازه خدا رحمت کنه آی عاشق جهبر مشتهدی انسان وارهسته و پاکی بود در تبریز خدا رحمت کنه ایشون ایشون شما شاید اکسشو دیده باشید بسیار زیبا بودن نقل میکنن که من خیلیم انسان و با تقوا و با اخلاق و با ایمان و متولی به ولای تعلیم نعبیتن نقل میکنن که یک روزی تعداد جوون تبریز مرو دهوت کردن دوتم کردن به منزلشون اشنا مشهور بود به انسان و اخلاق و با ایمان و با تقوا داره همون دوره جوانیش که میره دوت کردن منزل برختم منزلشون وقتی برختم منزلشون کم نشستم دیدم جوون ها رفتن جوون ها یک به یک رفتن خیلی تجا کردم دیدم کنتر خانوم اومدن دیدم خانوم ها میگن که خلافه اخلاق انجام بده عمل خلاف انجام بده منم که اصلا از این امور مبره هستم مبره بودم دیدم مپلا شدم هیچ راهی هم ندارم برای فرار از دست اینها و طبقه هم که بودیم طبقه های بالا بود الان من خاطر هم نیست طبقه سوام چارام اشون چی گفتم گفت من آمدم دیدم من تنها راست اینی که من خودم پرد کنم بیرون یا باید خودم پرد کنم بیرون یا مبتلاه بشم از این در برم بیرون اینها تحمد به من میزنن گفت پنجره را باز کردم خودم پرد کردم بیرون گفتم یا علی من به خاطر این که گناه نکنم این کار کردم با این نزدیک زمین که رسیدم دیدم به دستی آمد زیر پام پامو گرفت آرام من را آورده روی زمین و متوجه شدم دست علی ابن عبی طالب که از هموجه دیگه من متوجه شدم تو عالم خلقت حساب کتاب هست دیگه ایشون سیزده یا پونزده سال رفت نجف کنار درب بارگاه امیر المؤمنین نشست و کفاشی میگرد ایشون شد مستجاب و دعوه به خاطر همون یک کار کاری که حضرت یوسف کرد اونم کرد خدا رحمت کنه یک انسان شریفی بود قوم مشهور بود آی آفخر خدا رحمتش کنه این آقای مشتهدی منزلی داشت عیالم نداشت آخر عمر این رفقاش میرفتن کمکش میکردن ای که غذا درست میکرده که لباساش میشه این تیب زندگی میکرد این آی آفخر میگه من تقریبا سفه هم چارم زیحجه بود رفتم منزل آی مشتهدی در زدم در باس کرد گفتم آقا میخوام لباسان بشونم شما لباس دارید گفت خدا خیرت بده لباس دارم آره میخوایی بشه من لباسای خودم رو شستم لباس آقا جهترم رو شستم آفتهاب کردم روی بند گفت به من چی دوست داری گفتم خیلی دلم میخواد هج برم گال سبوم چارم هج بوده همه کاروانو رفتن و دیگه آماده انجام مراسم میشن دیگه بعد از چارم پنجام گفت دلت میخواد امسال هج بری گفت محطی من گفتم دلم میخواد برم هج گفت نه جدی دلت میخواد گفت دعا کن دعا تمام نشده در زدن گفت چار پنج نه از دوستان تهرانی آمدونو عوال پرسی گفت نه آقا ما آخرین کاروان ایرانیم که میخواییم بریم هج آمدیم قم هرم هستم هستم گفتیم بیم پیش شما هم بیم یه عوال پرسی کنیم یه عدز عدبی داشته باشیم و ما از آخرین کاروانیم که آزم میشیم و که انشاءالله فردا محرم بشن و پس فردا دیگه اعمال انجام میشن گفتم اینم با خودتون ببرید این آقا فخرم با خودتون ببرید گفت نما سبت نام کردیم نه ویزا داریم نه آماده هستیم هیچ گفت چون ایمان بهش داشتن گفت من لباسم نداشتم لباسم شسته بودم رو بند بود جمع کردم تا کیس نایلون کردم با خودم بردم تهران گفت رد میشدم هیچ کس من نمیگفت که گذرنامه رد میشدم نمیگفتن ویزا رد میشدم نمیگفتن بلیت هواپی ما داری خود گذرنامه گفت همطور رفتم گل لباس هایی که تو منزل آقا جنفر شده بودم داخل مکه افتاق کردم انسان پاک اینطوری میشه استجاب و دهبه میشه انسان افیف آقا امیر المؤمنین میفرماید لکاد العفیف ان یکون ملکن من الملائکه انسان افیف اینطوری و ایزا مر رو به لغم جلسات لغم و فساد و این مسائل میبینن مر رو به لغم جلسات لغم و فساد و مر رو به لغم جلسات لغم و فساد و مر رو به لغم جلسات لغم و فساد و این مسائل میبینن حسن آقابت به همه ما انایت بفرما و السلام عليكم و رحمت الله و برکت و سلام عليكم و رحمت الله و برکت و سلام عليكم و رحمت الله و برکت و سلام عليكم و رحمت الله و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و رحمت الله و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت و سلام عليكم و برکت موضوع موضوع موضوع موضوع مکنند یا میتوانند اینجاست که میشود گفت به این که علم قاضی از استدلال طرف به دست آمد نه از شنیده های بیرونی نه از حدث و گمانه خود قاضی از استدلال به دست آمد علمی که گفتن برای هر تقییه حجت هست مال خود آدمه مال خود آدمه یعنی مال خود آدمه این اگه شنیدید گفتن علم از هر طریقی ها شد مای دیگری که نیست که علم زید برای دیگری چه حجیت دارد علمی خود مال زید رو به عمر بدد مال عمر به زید بدد اگر شنیدید که علم از هر طریقی حجت هست یعنی برای خود آلم نه برای دیگری به هر تقدیر اگر شنین چه فرمودن این نماعغزه بینکن بالایمان والبیانات این حس حس نسبیست نه معنیش نیست که در محکمه جز شاهد و یمین چیزی کارساز نیست این حس نسبیست برای نفسی برای این که علم قاضی به ماهو والحق از برهان طرف این به دست اومد استدلال محققانه کرد و ثابت کرد این کار کار اون خب این علم حجت دیگه این علمی نیست که از دیگری شهده موشد این علمی نیست بگیم عدل از اون منصرف هست این علمی نیست که بگیم چون معهود نیست نزیر علم رویایی علم تشروع شروع از قبیل هست نه برهانه پس انما اغزی بینکن بل ایمان و البیران این گون از علوم رو ترد نمی کند ممکنه که در یه همچن موردی برای تعیید مطلب تعکید مطلب بیانه هم سخنشو بگوید یا سرگنده برات کند ولی قاضی میتواند به این علمی که از استدلال طرف این به نظر آمد حکم بکنند پس بنابراین علم علا اقسامه علم در برابر شریعت هیچ حجیت ندارد علم به موضوعات از طریق غیر متعارف مثل رویا و کشف شهود و امثال داره هیچ حجیت ندارد علم بیرونی که از اخبار شده گاهی این چیزی که لعرزان است بشه میدن رجفه این گذارشگرایی که اخبار لعرزان تو فضای مجازی یا غیر مجازی بخش بکنند میگن عراجیف و منشه ایشان تو آیه سوره و بارکه احزاب است که فهموند گروهی بخالف با اشلام بودند کفار بودند از این طرف منافقون بودند از سه طرف و لذینه فی قلوبهم مرز بودند از طرف سه بوم و المرجفون فی المدینه مرجفون فی المدینه همینه که تو فضای مجازی اخبار رجفه و لعرزان نغلب کنند پایگاهی ندارد یکی ایدی نیست برهانی نیست امروز دغل بکنم فرده تقزیب میکنم فهموندن اینای که اخبار لعر