مردات های مربوط به ایران و ساری نقاط جهان خواهیم بود بعد از اخبار ساعت هشت صبح انشالله با ادامه برموهای بخش اول تا ساعت چهارده دوه بعد از اول با شما همراه و همگام خواهیم بود دعوت میکنم شنونده مبنا باشید درس کلام حجت الاسلام و المسلمین برنجکار ساعت شش صبح را دیو معرف اگر خدا فعلش قایت نداشته باشه غرز نداشته باشه عبثه و عبث خواهیم مرسل و قب میگیم افقال خوب و بد دارن عدل میگیم خدا هم کار بد دارن نمیون متظلمه یک طرف اشایره و احل حدیث یه طرف مبنا تبین قواعد بنیادین علم کلام ندعو که ایده مدبرنه الهیمنا خیره تدبیری فالامرو بیدیک و سبحانك فالامرو بیدیک و سبحانك فالامرو بیدیک و سبحانک فالامرو بیدیک و سبحانک فالامرو بیدیک و سبحانک فالامرو بیدیک و سبحانک فالامرو بیدیک و سبحانک اتفاق المعنی فی اسمت هازه الاممه در خطه روایات معناشیکی ولی الفاظگاهی مختلفه بیان میکنه که این امت از خطه معصومه یعنی همون نخشی که ما در مورد اسمت میگیم و میگیم که اهل بیت این نخش رو دارن که معصومن و ارهال در اونجایی که همه مطالب رو خدا و پیانبر بیان نکرده بود بقیه مطالب رو باید یک انسانهای باشن معصومه از خطه که اون احکام و معارف رو برای بار اول به ما برسونن حالا بار دوم ثوم علم ها مبلغین میگن ولی اون بار اول باید اسمت داشته باشه خب اینا چنین اسمتی رو قبول نمی کنن به جای اون اسمت امت رو میارن که حالا باید دید که اصلا چنین اجماع امتی تا حال محقق شده در طول تاریخ یا نشده ولی حالا پرزی داریم بازم کنیم دیگران هم این تعبیر رو بکار بردن خب حالا اون تعبیر اصلی و شاخص اینه لا تجتمع امتی علال خطر و خود غزالی این تعبیر رو که میاره میگه و حاضا من حیث و لفظ اقوا و عدل و علال مخصود روایت ها مختلفه گاهی تعبیرشون ولی این تعبیر که تعبیر در واقع اخباری هم هست تجتمع امتی علال خطر این میگه که من حیث و لفظ اقوا و عدل و علال مخصود این دیگه بهترین دلیلی که ما برای اجما داریم این روایت هست خب این روایت رو ما هم باید بررسی سندی بکنیم حالا تبقیه مبانی خود اونها به اعلان ما که راویان اونها برای ما هیچ کدوم توصیق نشده هیچ کدوم که یعنی نوعا توصیق نشده ولی ببینیم حالا از دیدگاه خودشون مسئله به چه صورته و بعد وقتی مشخص شد که وضعیت سند این روایت به چه صورته بریم سراغه حالا راه هایی که خواستن درست کنن و بعدش هم که ببینیم مثلا دلالت این روایت چیه البته اینم ارزو کنم که این روایت در کتب شیعه هم هست چند تا هم سند و تاریخ داره اونا رو هم بحث میکنیم ابتدا طرق اهل سند رو بحث میکنیم بعد اصناد شیعه رو هم بحث میکنیم خب صحیح این این روایت رو ندارم خود این البته یه مسئله است صحیح بخاری و صحیح مسلم که صحیح این در واقع همین دوتا هست حالا چهار تا کتاب دیگر هم گاهی بعد از این دوتا کتاب اول صحیح بخاری و بعد صحیح مسلم که خیلی ها متقیدن که این دو حجت و صحیح اسمشم صحیح دیگه صحیح مسلم صحیح بخاری خب نیست در این دوتا کتاب این تعبیر و این روایات نیست که خود این یک نخصی رو نشون میده دوتا کتاب اصلی نیست البته حاکم که حاکم نشابوری مستدرکی بر صحیح نوشته تو مستدرکی آورده که خب اون به هیچ فرد جاریوه صحیح رو نداره مستدرکی سندت نظرت رو نداره اون دو نفر یکیشون در اول باید درست نداره و این گفتن نگفت در محوان رجالشون در اول یکیشون باید گفتن بله بله ولی خب این نه گفتید که به هر حال نیست ولی شما نگاه کنید مثلا مستدرک وسائل شیع محدث نوری نصفت وسائل شیع شما روایتشو نگاه کنید سندن مخصوصا نه نه نه سندش چیز نیستی اصلا قابل مقایسی نیست نه نه میخوام کلن بگم همطوری که بین ما وسائل شیع سطحش خیلی فرق داره تا مستدرک یعنی میخوام بگم شیخور آدم توانمندی بوده مسلط بوده اینا رو که نیا برده امدن نیا برده اکثر غریب اتفاقی اینا رو امدن نیا برده یعنی در اون حد اعتبار نبوده ولی خب مستدرک آورده دیگه در این عبواب این کامل کرده بسه اما نوعا اون روایت ها در اون حد اعتبار نیست خب اولین کسی که ظاهرا این روایت رو نقل میکنه احمد ابن هنبل و اون کسی که خیلی روایت رو به طرق مختلف فکر کنم هفت طرق هایی اشتباه نکنم نقل میکنه حاکم نشابوریهی که بعد هاست احمد ابن هنبل متوفای 241 قرن ثبوم از دنیا رفته وسط قرن ثبوم حاکم نشابوریهی متوفای 405 اوائل قرن پنجه خب در المصند مصند احمد ابن هنبل به دو صورت یعنی با دو تا طریق این روایت نقل شده صورت اولش اینه حدثنا یونس قال حدثنا ليس ان ابی هانی الخولانی ان رجل قد سماهو ان ابی بسر الغفاری صاحب رسول الله صلی اللہ علیه و آلیه و سلم ان رسول الله صلی اللہ علیه و سلم قال سألت ربی عزیز و جل اربن فعتانی سلاسن و منعنی واحدتن چهار تا چیز رو پیانبر میگه از خدا خواستم از اون چهار تا ستاشو خدا قبول کرد یکیشو قبول نکرد یکی از اون ستایی که خدا قبول کرد اینه سألت الله عزیز و جلیل از اون ستایی که خدا قبول کرد حالا این جالبه یجمه یجمه امتی علا زلالتن فعتانیها این یکی از اون سه موردید که پیانبر از خدا خواست و خدا قبول کرد که امت امتی حالا این امتی با یه تحلیلی که ما راجع به امت داشتیم اونم مد نظر داشته باشیم حالا گرچه الان بسه دلالی نداریم خب در این روایت حلقه اتصال ابو بسری غفاری با ابو هانی خولانی مطلوله گفت که ابی هانی ان رجل اینقدر سماه که کسی ها گفت ولی اون الان من یادم نیست یادش نیست یا به هر دلیلی اسمش نگفته اون رجل نقل میکنه از ابی بسری غفاری که از اصحاب پیانبر بوده خب بنابراین ما یک قسمت از این حلقه اتصال رو نداریم نمیدونیم کیه بنابراین روایت سنده مچوله یکی از راویه ها معلوم نیست کیه تو میدونن یکی مثلا الان من بیام یه روایت درست میکنم اون یه نفر خیلی مهمه دیگه اون یه نفر وقتی اتصال نباشه معلوم نباشه کیه میشه هر روایتی رو درست کردی یه جایی از سند لطفا متصل باشه سند هم باید متصل یعنی مرسل نباشه همین که تک تک راویه ها هم باید شناخته شده و مورد حد دقیق توصیق باشه خب صورت دوم پس این که یک مچول داره توش صورت دوم میشه حدث انا افویمان حدث انا ابن ایاش یعنی نباید دو نفر به ایشون میگه ان البختری ابن اوبید ابن سلمان ان عبیه ان عبیزر ان نبی صلی اللہ علیه و سلام ان نهو قال حالا با اجازت ما یه آلیه اضافه کنیم یرچه نیست علیه و آله به جای سلم ان نهو قال اسنان اسنان خیرون من واحده دو نفر از یه نفر بیتره و سلاستون خیرون من اسنان و عربهتون خیرون من سلاست فعلایکن بالجماعه فان الله لن یجمع امتی الا علا هدو خداوند جمع میکنه امتی من رو ما یه بر هدایت خب تو سند این روایت طبقی گفته خودشون ابن ایاش و بختری و پدرشی با ان عبیه ان البختری ابن عبید ابن فلان ان عبیه اینا مشکل دارن مثلا زهبی ابن ایاش رو میگه مچرول ابن عبیه حاتم بختری رو تضعیف میکنه میگه پدرشم خودشه تضعیف میکنه پدرش رو میگه مچروله نمیشنسی ابن جوهر این جوزی هم باز مطالبی رو نقل میکنه از رجالیونشون که دلالت بر تضعیف بختری داره مثلا میگه البختری ابن عبید ابن سلمان اتابخی از شامی یردی ان عبیه حال ابو حاتم ابن حبان زعیف هست زعیف الهدیست زاهبون لا یهل الهتجاج بهی ازن فرده این اگه یه روایتی فقط ایشون نقل بکنه قابل احتجاج نیست فلیس به عدل فقط روا ان عبیه عادل هم نیست از پدرش نقل میکنه او هم پدرش هم از عبی هره یه روایتی نسخه رو نسخه تن فیها عجایبون یه حرفای خیلی عزیب غریبی غیر قابل قبولی و قال ابن عدی یا اودای روا احادیست آمتها مناکیر اکثر این روایت هایی که نمیدونی منکرن این روایت هایی که به صرف مخالف قرآنه مخالف عدیثه مخالف عقل قابل قبول نیست و قال دارقطنی البختری دارقطنی میگه البختری زعیفون و عبوهو مچهور و قال الازدی البختری کذابون سخاقتون دیگه از زعیفون این ها گذشت کذابون حالا این ها رو ما نمیگیم که شیعه ایم اونا میگن که خودشون سن دیگه میگن این روایات اینجوریه یکی هم نیست چنداشون این مشکل دارن خب پس این دیگه اولین و مهمترین سند که در واقع مال احمد ابن هنبله اینه اون اولی که یه نفرش معلوم نیست این دومی هم که ستاشون مشکل دارن خب دومین طریق طریق ابن ماجه است خب ابن ماجه هم از بزرگان یکی از همون کتابای سنن رو نوشته ایشون بعد از احمد ابن هنبل این روایات رو نه کرده به این صورت اختلافاً فعلایکم به سواد العظم حالا این سواد العظم غیر اجماعه خب عمت جمع نمیشن بر اشتباه زلا بده در این صند هم باید چند تا فرد ضعیف هستن یکی ابو خلاف الاعمه هست یکی ماان ابن رفاه هست این دو نفر ضعیف هستن و توصیق نشدن بلکه تضعیف شدن مثلا ابن حجر در مورد ابو خلاف الاعمه از عبارت متروک استفاده میکنه یعنی متروکی هست یعنی روادش رو قبول نمی کنه ابو حاتم میگه مونکر الحدیث و ليس بالغوی حدیث یادش مونکره و غوی نیست و ابن معین اصلا نسبت که از میده به اون؟ ماان ابن رفاه دمشقی هم در موردش گفتن لینا الحدیث و کثیر الارسال و یهی ابن معین هم ایشونو تضعیف کرده ابن حبان هم درباره اونو اینجوری میگه یه مونکر الحدیث یرغی مراسیل کثیره و یهدوسو ان اقوام مجاهیل حدیث نقوم میکنه از اقوام جاهل مجهول ببخشید مجاهیل مجهول ها لایش به او حدیث او حدیث الاسباد شبیه حدیث اون مورد قبول نیست ظاهر منظور اینه هم یعنی از افراد مجهول نقوم میکنه هم محتوای حدیث هم حدیث های چه قابل قبولی نیست یه راویش هم وریده بن مسلمه که اون از موالی بن اومیه بوده و گفتن کثیرالخطا و دارای روایات مونکر راجب ایشون هم اینو گفتن و گفتن اون چیزی که میشنیده و نمیشنیده رو مخلوق میکرده نقوم میکرده یعنی یه چیزی درست یه چیزی غلط این چیزا قابل اعتماد نیست بله عباس ابن عثمان دمشقی راوی ولید و استاد ابن ماجه هم با عنوان صدوقن یخته یاد شده اینجا تو سند بود عباس ابن عثمان دمشقی حدث اما عباس ابن عثمان دمشقی به اصطلاح این در واقع کیده ازش نقوم میکنه همین آهای ابن ماجه خب این هم به اصطلاح از ولید نقل میکنه استاد ابن ماجه هم هست که ابن ماجه از اون داره نقل میکنه استادش بوده دیگه از استادش داره نقل میکنه راجع به این گفتن که آدم درستی بوده صدوق بوده صادق بوده یعنی دروغ نمیگفته اما یخته خطا میکرده اشتباه زیاد میکرده یعنی مثل مثلا کذاب یا چیز نبوده آره یعنی ضبطش درست نبوده اشتباه میکرده خب برای این هم آسیبه دیگه به حدیث آسیب میزنه مثل اون قبلی که گفت هم حرفهایی حالا اون اشکال چیزی داره که همونایی که شنیده هم نشنیده رو نقل میکنه با هم هر دو رو به عنوان مثلا روایت نقل میکنه اون بیتقواست ولی این بیتقوا نبوده ولی اشتباه میکرده ضبطش داره درست مثلا میشنیده درست نگه نمیداشته تو حافظه اش خب این هم دوتا تریقه تریق ابن ماجه تریق احمد ابن هنبل این هم تریق ابن ماجه تریق سوام تریق ابو داود سجستانی است این هم از قدم هاست متوفه های 275 قرن سبعه از قدم های محدثی اهل سنته و با ابن هنبل و ابن ماجه هم نزدیک زمانشون این همه هاشون قرن سوام هستن دیگه این همه هاشون اینجا میلغم میکنه حدثنا محمد ابن اوف عطایی حدثنا محمد ابن اسمایل حدثانی عبی قال ابن اوف بغرعتو فی اصل اسمایل اونو هم مثل ما اصل داشتند دیگه اصل اسمایل اونو دیدم قال حدثانی زمزم ان شرع ان عبی مالک یعنی الاشعری یعنی عبی مالک چند تا داریم؟ او ابو مالک اشعری قال قال رسول الله صلوات و برات این الله اجارک من سلاس خلا خدا شما رو تعیید میکنه از سه مسیر اَنْ لَا يَدْ اُوَ عَلَيْكُمْ نَبِيُكُمْ فَتَحْ لَكُ جَمِيعاً این که مثلا پیامبر لعنت نفرسته به شما اگه این کارو بکنه حلاک میشید این یه مسیر یعنی لعنت نفرستادن پیامبر وَاَنْ لَا يَزَهَرَ اَهْلُ الْبَاطِلِ عَلَىٰ اَهْلِ الْحَقِّ این که در میان شما اهل باطل بر اهل حق غلابه پیدا نکنن اینم دو وَاَلَّا تَجْتَمِعُو عَلَىٰ زَلَالاً و این که جم نشید ببینید اینها دلالتشون مشکل داره دیگه بگی این سه تا کارو نکنید خدا ازتون حمایت میکنه که البته اونا هر سه تا کارو کردن یعنی سرانشون که تعدادی لعنتشون کرده چه کار باید بکنن؟ باطل ها مثل همین بنی امی و بنی عباس آدم های بد برشون حاکم شد تجاجه بود یوسف و یزید و اینا اجتماع بر زلالت هم کردن دیگه یعنی امیر ارمومینه گذاشتن رفتن سراها دیگه خب عرض با خدمت شما تو سند این حدیث همین روایت هم ابو مالک اشعری این اختلافه که این چیه؟ سه نفر ما داریم به نام ابو مالک اشعری و این اختلافه که این چیه؟ این معلوم نیست که این کدومشونه که ببینیم اونی که مثلا خوبه هست یا اونی که خوب نیست مثلا بعد شرعه ابن عبید حضرمی که از ایشون نقض میکنه ایشون هم به اصطلاح در منابع البته توصیح شده در منابع رجالی عامه اما در موردش گفتن کانه یرسلو کثیره این ارسال زیاد میکرده و همینطور گفتن مرویات ایشون به اصطلاح یعنی شرعه از ابو مالک مرسله این در واقع یه حقوق اعتصالی هست که نیستون و در واقع باز گفته شده که ایشون ابو مالک اشعری گفتن که ایشون با اینکه صحابه نبوده صحابه رو هم درک نکرده ولی از صحابه نقض میکرده اینم باز در مورد ایشون گفتهه برحال ایشون هم تضیف شده در مورد زمزم زمزم ابن زرعه حضرمی ابو حاتم ای که از این رجالیون ایشون رو تضیف کرد ابو معین هم گفته توصیق نمیتونیم بکنیم توصیق ندارد بلکه تضیف هم شده ببخشید نه اشتباه بودم ابو حاتم ایشون رو تضیف کرده ابو معین ایشون رو توصیق کرده منطقه طبق مبانی جرح و تعدیل اگه راجب یه نفر یک رجالی تضیف بکنه یک رجالی توصیق بکنه تضیف مقدمه در بحث به اصلاح جرح و تعدیل جرح مقدم میشه بر تعدیل در مبنایون ها حتی گفتن که حتی اگر اون تعدیل کردن هم تعدادشون بیشتر جرح کنندگان باشه جرح تضیفه نتیزه تابعه خسته توشیه هم فکر کنه همه جوریه اگر اینکه اثبات بشه که جرح ناشیه از مثلا غلوه اینکه غلوه نبوده در واقع اگه جرح جرح واقعی باشه میگن مقدمه یا مثلا ناشیه از تقییه بوده مثلا نا خب عرض و خدمت شما که اسمایل ابن عیاش هم که نسائی تضیفش کرده ابن حبان هم گفته که اسمایل ابن عیاش به خاطر اختلات هم اسناد و هم متون رو متون روایت رو قاطع میکرد هم اسناد رو اشتباه میکرد هم متنا رو قاطع میکرد با همین لذا روایتش به هیچ فرص قابل قبول نیست محمد ابن اسمایل ابن عیاش هم که فرزند ایشونه این هم از سوی ابو داود با لفظ لم یکم بزایی لم یکم بزایی یعنی با در اینکه از اینکه از اینکه از اینکه مطبخ نیست قابل قبول نیست احلیت نداره لم یکم بزایی یعنی تو این حوضه به در نمیخوره احلیت نداره و گفته شده که از پدرش روایت میکرده در حالی که از پدرش نشنیده بوده یعنی علیه که چون پدرش بوده پدرش از راویه بوده نه میکرده زرک از پدرش سما نکرده بوده منقطعه با اینکه پدرش بوده ولی نشنیده چون معروفه که اینکارو میکرده لذا انگار که از کسی دیگه شنیده که اون از پدرش شنیده که اینه انداخته که اینه انداخته ابن کثیر هم که کلر اصنادی که این شخص درش باشه تضییف کرده به هر حال این رویش مسیر ثوم هم خیلی توش بحثه هم زیف داریم مختوش بیعتبار این سند بانی هم که گفته از ها این مسیر اشکال داره سند اشکال داره ترمزی مسیر ترمزی چارمه یه همه شیش هفته مسیر داریم ترمزی چارمه نویسنده ایه که به اسطلاح اونم باز قرن ثبت تا این خورده ۲۷۲۹ این هم متقدمین هست همشون قرن ثبت خب میدونید دیگه اینا چون نقل حدیث ممنوع بود یه مدت یعنی کتاب نداریم یه دفعه کتاب ها بیشتر مال همه قرن ثبت هدیث انا ابو بکر ابن نافی البسری هدیث انا موتمر ابن سلیمان هدیث انا سلیمان مدنی هدیث انا ابن عبدالله ابن دینار هدیث انا ابن عمر هدیث انا رسول الله سلام علیکم و علیکم قل این الله لا یجمع امتی او قال امت محمد سلام الله علیکم و علیکم الى زلالتن و یدالله و من شزه شزه الام نار و من شزه شزه الام نار خب تو این سنده عبدالله ابن دینار در صحافظه که شده ابو ذرعه گفته که ایشون سه تا حدیث نقل کرده که هر سه تا جزئه حدیث های منکره در مورد سلیمان مدنی هم احسیه کیه ترمزی میگه که این همون سلیمان ابن صوفیان که روایت نقل کردن از او راوی بوده اما سلیمان ابن صوفیان ارز به خدمت شما تو کتابای رجالی با تعاویری مثل ليس به ثقته منکره الحدیث زعیفون فی الحدیث اینجوری توصیف شده یعنی با اینکه احتمالا معلومه کیه و طریقش چیه و به چه صورته ولی خب ثقه ندونسته بلکه اما معتمر ابن سلیمان ترخان تیمی هم گفتن موسقه اما گفتن که ابن خراش و یهی ابن سعید قدان اون گفتن که سعی الهفظه حفظش خوب نبوده حافظهش رضا قابل اعتماد نیست ابن معین هم در موردش میگه ليس به حجت حرفش حجت نیست بخاطر این اشکال حافظه ایش برحال این هم که چند نفرشون اونا باز شاید یک کارش میشود چند نفرشون مشکل داره اینم چهارتا چهارتا مسیر رو گفتیم فکر کنم سه تا دیگه مونده اینم بگیم بعد طروب شیعه رو بگیم همه چه مشکل دارن اینا یه دونه حدیث صحیح تو این احادیث نیست درست میکنن بعضی ها تواتر از طریق تواتر میتونن درست کنن آره آره حالا میرسیم ببینیم اون مسیر درسته یا نه که بحث دلالی ولی حالا من چهار مسیرشو که گفتیم دو سه تا دیگه مونده اونها رو هم عرض میکنم هیچ کدوم اینا هم دقیقا یک اشکال داره بعضی هاش چند تا اشکال داره همینطور که همینطور که آره دیگه حالا اونها ببینیم آره بحث بعدی همینه دیگه و السلام علیکم و رحمت الله و برام particularly with creators especially onientôt nf pelke fromلیکه الان از دو اشکال دارم همینطور که برای خب له قدبر تشره برای مسیر موسیقی آره راتبایی و آره را gaanبleh موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته