این دلهای ما خشک رو تیدا کند قرآن گفته ما این دکم ینفت و ما این دواه باق اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره باید بها به کدی که خدا از اون نظرش رو برگرد بر بال سخن روزها فکر منی نه همه شهر سخنه روزها فکر منی نه همه شهر سخنه که جراح لذهب دار دل پیش کنه که جراح لذهب دار دل پیش کنه بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین امیدوارم و صلو اللهم علی سید الانبیاء والبرسلین واشرف السفراء المقربین اب القاسم محمد وعلي آله تیبین التاهرین المعصومین آیات قرآنی برای سبر و شکیبائی خیلی امتیازاته فوق العاده مطرح کرده سبر و شکیبائی سرگذشت ما هم در تاریخی که در پشتر گذاشته ایم نشان میدهد که پیروزمندان تاریخ کسانی بودن که از این ت بسیار بزرگ سبر و مطانت در حد علا برخوردار بودن آنان به جهت ایلیم به ایلل علتها علم به شرایط و اینچین طور نیست که هر کس که حق دستش باشه همون دقیقا باید پیروز بشه و تواصل بلحق و تواصل بسبر همدیگر را به حق و حقیقت توصیح کنید سفارش کنید و ضمنان هم و همدیگر بفهمانید که واقعیت کنم نیست که هر وقت حق از آن کسی بود حق بر اختیار کسی بود او می تواند او را اجرا کند و می تواند او را به جا بیاره به��는 استفاده کنه این نبود شما در باید این آیه کمی یک دقیقه تحمل کنید این آیه را از زبان کسی می شنوید که در صد حق را با خودش می دید و سوده کنید وى در صدć так billions نمی کند و صد در صد حق با او بود و اگر این انسان بزرگ این پیامبر از بالاترین قلعه تاریخ به بشر نمیرگرست این حرف را از زبانش جاری نمیشد مال خودش نیزد بد در وحص به اون نازل نمیشد حق و آرامشتب شکیبایی و در جولاتی از نحش بلاغه هست که کسی که میخواهد میبه درختی را پیش از رسیدن بچیند نتیجه نخواهد گرفت و وقت شما در جریان امام سیدن رسید سلام در زمان معاویانی بیدید آرام سر کم مل واقعا اینها با این نفاهی به دهم دستی خواهد تفسیم نیست اینها با این نفاهی به دهم دستی خواهد تفسیم نیست این قد سبر و این قد شکیبایی که خود سبر را به شگفتی وابدارد انسان و حتی شیعانی از عراق نوشتن به امام سیدن رسید سلام که شما حرکت کنید بیایید عراق ما از شما حمایت خواهیم کرد حضرت فرمود که ما تعهدی بستیم تا اون تعهد تمام نکتر من حرکت نمی کنم حسین وفدنی بود تمام پیامبران او یا الله همه رفتن و بایدم برم اون چی که میمونه برای بشر از این او یا الله همین کلمه است که من تعهد کردم این میمونه و الله فرمی فرماید که امام سیدن رسیدن کمی سایی دیگر هم حکومت را به دست موارکش میگرفت و روی زمین را از عدالت پر میفرمود و همون گونه که پیامبر اکرم در نظر داشت اسلام را میگسترم بلخیر خودیش و میرفتم باز انسان است و اختیارش باز انسان است و معرفتش همونطور که فرمود اگر رفتیم به پیروزی رسیدیم که نحمد الله لازارک به خدا حمد خواهیم کرد اگرم نشد شهادت میرسیم هر دو اهدل حسیم و بلاخره اون بزرگ اون بزرگ مانند سائر بزرگان پیامبران بلاخره میرفتم و انسان بود و باز خواهیم دسته هایش تمایلاتش چهریه حیوانیش و جریان حسین نمیتوست مردم را مجبورا نگه داره در خرد دین ایمان نه جبرن نه باز همین ها بودن از خود پیغمبرکتم که بالاتر نمیشد که یاده کردید که اون هم از همه وحی را میدیدن و هیچ کس تردید نداشت که این ساخت این ریگزار نیست ترهنگه اون ریگزار برای ما روشنه ما آشناه هستیم قنده فرهنگش یک مقدار اشعاری بود انظر لفظی خوب بود شما دقیقه شما تمام این قصائد سبه ملقه هفت قصیده خیلی مهم که میبوده از کهب آویزان کرده بودم در جاهنیت مثل قفانب که منذکره حبیبه و منزلی و سائد قصائد در مقامی قصیده متنبه هیچ انظر معنوان انظر مطلب اون فرهنگ آیا اون میتوانست همچی را به وجود بیاره خیلی انسان برای توجیه خودش باید بگه بله خیلی باید خودش را توجیه کنه خیلی باید جرو آفتاق بیسته به که تو تاریکی به آفتاق بگه تاریکی که بگه بله از اینجا درمانه تو هست حالایی که هستش خیلی ترقیم کرده هم از یک هزاروم محمد سورایی واله نام محمد سورایی محمد تمام بشریت الان به یک انسانی یک میلیونمه پیامبرک خبه دیگه همون محیط هست که خیلی هم الان پیشرفت کرده خیلی پیشرفت کرده از این قابل قیاس با اون زمان نفکوش پس این که امام سید علیه السلام سبر فرمود و شکیبایی کرد تا حادثه درست منطقه خودش را در نوردت جا ببینید الان چند قرنه دارد قضیه میگه آقا این درست بود گذشت روزگاران کوچکتر این اشتباهی برای این حاصل نتوست باد کنه با این که این حاصل به ذره خیلی هاست بود و خواهد بود آنان که میخواهند در این زندگانی با قدرتهای محاسب نشون زندگی کنند یک کتازان تنازو در بقایی باشند مسلمان داستان حسین برای اونها اسباب نارهد کنند نست که ها عدالت هست من میتوانم یک مسئله هست من میخواهم پس حق هست یک مسئله هست حق یه مسئله دیگره میخواهمش ها مدار حق نیست داستان حسین برای این میکنه مسلم هست برای پوشندن همچه حادثهی دست بکار زیاد شده خیلی دست بکار شدم نمیشه چون جریان با یک مدیری و با یک سبر و با یک محاسبه دقیقه الهی انجام گرفته تا این جریان رسید به شب ده هم فجمع الحسین علیه السلام مسحابه این ده قرب المسام مسیحن علیه السلام یاران خود را نزدیکی های شب جمع کرد قال علیه حسین علیه السلام فدنوت منهو لعسم اما یهولو لهم من من نزدیک کردم خودم را به طرف پدرم که ببینم با اونها چه میبوید با اونها چه صحبت میکرد مریض بود رو شد و اما از ذاکر مریض من اون موقع بیمار بودم و اممه ام عزت زینب سلام الله علیها پرستاره میکرد منو من نزدیک شدم ببینم چه صحبتی میکرده پدرم من شنیدم پدرم چنین میگفت این خیلی تاریخش معتبر این خیلی خیلی شنیدم پدرم به یارانش این طوری شروع کرد قسمی علالله احسن السلام و احمده علی سبراء و ذرا من ستایش میکنم خدایم را بهترین ستایش نمیگویم من چه خوب حرکت میکردم این که جریانش پیش آمده نه خیلی نه خیلی این که این جریان عظمت حسین را باداطر از عظمت تاریخی اثبات کرده برای همینه اصلا مثل این که در آزی ترین مستقیت زندگی طبیعی داره زندگی میکنه قسمی علالله احسن السلام یعنی خیلی حالم خوبه معناش نیست یعنی دنیا به مراد منه زندگی به مرام منه اصلا همنا من میخواستم که باشه معنای این گونه ستایش و این گونه ستایش فاسقوذاری چنین است قسمی علالله احسن السلام و شکرگزارش هستم در ناجواری ها در خوشی ها تسلیم محضم برای خدا به خدا به بارگاه خدا با این شروع کرد حالا دقت کنید که اون هفتاد یک نفر در این قیافه چه میدیدن در این چهره ملکوتی چه هر لحظه به شکوفایش عبدودن میشد چه میدیدن شروع فرمود به این جملات اللهم احمد و کرم خدا یا سپاست میگذارم هم میگویم به تو ما را با نبوت اکرام فرمودیم و قرآن را به ما تعلیم دادیم و ما را در دین فقید شدیم و در دین فقید شدیم و برای ما گوش و کشم و دل دادیم که ما اینها بفهمیم بگویید فقط اون دوره بر اون قضیه که محکم الامحاسه اش اونها صحبت نمیکنه درست میشه که در یک حالت فارغ و لبال دسته اونو در یک عجبت بودکرم محفل دانش داره صحبت میکنه که ما چگونه با خدای من ارتباط برقرار کنیم؟ که گوما سپاس بذار خدای من باشیم خدایا پروردگارا خودت ما را از درد کمضرفیتی نجات بده این کمضرفیتی بد چیزیه این پیجان ها این عجول بودن این شیطان زدگی ها این کوچک بودن قلب این ها خیلی از توفیقات را از دست ما میگیرن وگه انت لما اسما ان خواهیم بودن این را دوشنید خواهیم نگری است دیده به من داده سمایش میگویم که به من دیدی دقت بفرد از اینجا نمیگوید که سائر اون ت های مادی را بیان نیفرماید باش خون هم ت هست فرماید که نوشنم به من ت فهم داده ای الله اکبر گوش دارم که بشنرم دیده دارم که ببینم دل دارم که دریافتم سلامت الله عزیزی عبا عبدالله حق تا چاسته ای برای همچنین تعظیمی که امت بزرگی در طول این قرون اثار درباره تو داشته ما خدای راست پاس گذاریم که به من دیده داده میبینیم میشنویم و با قلبون دریافت میکنیم برای همیشه این درس بس نیست ببینید اول اوامر را در نظرتون بگیرید این میداند که بچه هاش در چه اضطرابی هست میداند میبینند میداند این با مقابل چیز بچه هست میداند این از خدا بی خدران و ضد انسانها چه وضعی را به وجود خواهند آورد مسئله این نیست که بکشن دشمن دارن مسئله این نیست مسئله این نیست که بکشن هزار جور شبا تتاه هزار جور نابخلدی ها و نابکاری ها و شدید درخشن تنه شبا تنشان خواهند داد با این حال باز کاملا آرامی خدایا ما چقدر شکرگزارت باشیم که به ما بینایی داده ای به ما گوش داده ای به ما قلب داده ای فجعل مامن شاکرید خدایا مارا از سپاسگزارانت قرار بده مارا شکرگزارت قرار بده در ام و نیایشش با خدا این است که پرودگاران در مقابل این سه ت بزرگ که بزرگترین ت انسان شدن انسانهاست مارا نطک و شاکر باشیم اما بعد من یارانی با وفاتر از یارانم نمیبینم حالا هفتاد یک نفرم میشستن دارن گوش میرن نشستن ولی روی آتش شونه ورد نشستن ولی در یه حاله بسیار قیده عادی نشستن در یک حالتی که نگاهش و نفوز می کنه قرون احسا را میزنه جلو نشستن در مقابل یک مردی میبینن مظلومتر این فرد تاریخ و میدانن که فردا چه خواهد شد ازت شروع کرد من از این یارانم بهتر و با وفاتر ندیدم من نیکوکارتر و پیوسته تر از اهل بیتم سراغ ندارم خدا آمد به اونها از من جزای خیل بدهد من از شما راضیم هم به یارانش میفرماد هم به خاندانش من از خدا برای شما پاداش خیل میخواهم انشاله خدا به همین شما پاداش خیل بدهد الان و این نیل از اونها یوم لنا منها اینا اهدا آگاه باشید من یک روزی را بیبینم فردا با این دشمنان روزیست بسیار سخت روزیست که هر کسی قدرت تمرشان نداره و اینها فقط نظرشون منم شما بیای شب تاریخ شده هر کسی دست یک از بچه ها را اهل بیتم بگیر و شب را برای خودش یک سپری قرار بدهد امام سیر اسلام به اینها آزادی داد آیا اینها شرعه هم میتوستند برای شما برند یا نه بعضی هم گذیه قضیه اشک بود و آقای امام سیر اسلام از اینها آزادی داد چرا اینکه از طور راه چیز کسا اجبان نکرد و این یکی از اون دلایه آن است که امام سیر میدانست که پیروزی جسمانی و فزیکی بسیار بید رو قایده که باید اینها بعضی از تحقیق قرنمگان در باید امام سیر اسلام باید بدونند و اینها خب میپرداخت به جمعاوری یاران جمعاوری کمک ها از اینها باید بردارند و اینها باید بردارند به این حربت حرکت نشان میدهد که دقیق دقیق مسلمان که اصلا شهادتی در کار نیست گرم آبید مرد زندگی و مرد حرکت میکرد که اون حال دیگر مها برای ما قابل درک نیست اون حال که چنگونه زندگی و مرد علی سویه در مقابل این مرد بزرگی الهی بوجست زن بود حرکت میکرد دیدید که کتن آماده کرد اردویی ساخت که مسلمان که اصلا لشتنش در مقدار لشتن همونهاست اینقدر دقیق حرکت کرد دیده بودن بعضی گفتن من تعجب بود که چگونه این اگر نقشه را از در پیاده فرموده بودن به هر حال این فرمود من اجازه دادم به شما اینها را آزاد کرد از در یک تاریخی هست مرهون سید عبدالوزاغ مقدرم در نجف رحمتالله یه مقتل حسین داره اونجا دو تا مسئله داره و اینکش میگه فرماد که بنی اسد را صدا کرد دوره برای همون جاها بودن در 16 کلومتری کبله بندرد قبیله بنی اسد هستند ما با طرف های پیاده گاهی میرفتیم ما شبها شب از یک شب میموندیم اونجا خودشو هم میگفتند حضرت بزرگان را جمع کرد و گفت که شما اینجا نمونید بلند شید و اینجا را ترک کنید برمید بعد جا میگن اونجا را خرید داری که به شعاع خیلی مهم بود خرید و فرمود دید اینجا را ترک مید و بلید برای اینجا اگر کسی اینجا باشه فردا صدایی مرا بشنند و اجابت نکند قطعا به آتشی را های دو سال خواهد شد بلند شید بلید یکش این مثلا قدر یک شب باز مقررم رحمت الله علیه نویشته است که حبیب آمد و دید حضرت تنها مشغوله در خیمه خودس و مناجات این حال و بعد حضرت نمازش تانشور از کرد که اجازه میدهید که من برم در این نزدیکی ها قبیله من بنی اسد ببینم بلکه ایده را بردارم بیارم حضرت فرمود که برو اختیار داری و او رفت نوت نفر دار توانسته بود برداره بیاد چطورا ها مثل که حسین ابن نمیر بود چون او با اون روبرو شدند اونها چار پنی زار نفر بودند اینها نوت نفر را دردیری شدیدی شد چون ها یه دیده شان کششدند یه دیده شان برگشتند به محل خودشان حبیب تنها اومد حبیب تنها اومد و سلام کرد به حضرت قزجه را عرض کرد حضرت یه نگاهی به آسمان کرد و فرمود لا حول ولا قوته ایلام الله العلی العقیم با سبر سبر و آرامش این دو داسته را مقدم دارم و من به شما اجازه دارم همه تن برید من شما را حلال کردم و از طرف من شما تحقیم ندارید این یک شب است که پرده های تاریکشان به روی همه ما انداهده است هر کسی از شما هر مردی کسی را از دسته این بچه ها بگیره بره و در این سیاهی متفرق بشید تا خداون از شما فرج بره به شما ف این نلقا و این ننایت رو بونی این مردم فقط منا بیخوان ولوقد اصابونی یا لهو انطلب غیری اگر منا اینها کسی دیگه با مشغولن به من و با هیچ کس کاری نخواهند داشت شنیدید که اینها هر کدوم برخواستند و مطالب را گفتند اونجا اگر یک کسی تحلیل کنه سخنان این مردم را سخنان این انسانهای تبدیل شده این به وسطی کیمیای روح حسین از مصفر تبدیل شده به تماه اونها را اگر بخونه دقت کنه می فهمد که عظم انسانی که امروز ها در مسیر انسانها چقدر انسانها کوچک کرده اونها در جازبه چقدر آگرفتند رودن که جواب حضرت را اونطور بیان کردن که هیچ کدوم هم ترک نکردن که این شده را فردا به تمام مرنا استادن بازباز کرد حضرت خیلی بسرار فرمودن اینها مخلط بدهند خدا میداند که من نماز را دوست دارم بلکه ما با ذکر یا حق و ذکر الله اکبر و با نماز لحظات آخر عمر مون را سپری کنیم جوانان عزیز این پیشتاز شما حسین و این مخلطه که اینجا بردهند فقط برای نماز بوده و الان میداند که اینها دستبردان نیستند احساس میشود که یه خود به نماز مسامحه بکنند بعضی از جوانان ما یعنی بدوید کاریه وگر به اینجام انجام بدهند شما نماز گذارن هستید و سلام یعنی بدوید چون کسی که با خدا تعهد ندارد به هیچ انسانی تعهد ندارد این را میشو ازموند و اینجا برای شما مسامحه کردید آیا برای شما افتخار نیست که پیش راه شما یک همچین حسین را نماز گذاره؟ آه پیش راه شما عریب نبی طالب نماز گذاره؟ پیش راه شما فاطمه زهرای نماز گذاره؟ اون چی که خواسته برای بشر قدم برداره اونها بودند ارتباط با خدا داشتند و که ارتباطی با آنها تر از نماز؟ ایشالله جوانان عزیز از این زحمت کشیدید خدا بنابراین شما توفیقتون بده آمدید ارشبت زحمتها کشیدید نتیجه اینو میرید با اون احساسات که آدم میبینه واقعا نمیشه اون احساساتی که ما داریم میبینه منسطی نیست واقعا عمیقه اکثرا خیلی عمیقه خیلی عمیقه خب از اینکه ما نتیجه بگیریم که به از راه حسن زمانه و ره سپار بارگاه خدا بشیم بنابراین نماز اهمیت بدهیم اگر نماز اهمیت ندهیم لا تقبل چیزی دیگه از ما قبول نمیشه من نماز میگوز آدم برای خدا چه معنا میدهد احتیاج به اندیشه خیلی زیادی نیست که نماز عبارت هست از رابطه بر قرار کردن یک من بینهایت کوچک با یک من بینهایت بزرگ به نام خدا بامعرفت که اون معبد هم بیابا میتواند بشد هم گوشه خانه تو میتواند بشه هم مسکت بشه هم کارگاه بشه هم دانشگاه بشه هرکجا میتواند بشه بشه که فارق فخرم ان اکون لک عبدا یا ان اکون عبداللک چه اشتخاهی بالاتر از اینجا به ایسان میگن تو رابطه بر قرار کن با خدا پس سر و کار ما باز با اون معلمان و مربیان است که درباری خدا با ما ی خدا صحبت کن ما را اینقدر به هجران خدا مبتلا نکنن ما ی اشق نا آقاهی به خدا داریم که آفری نمده ماست اشق به خدایی داریم که این حسین راجل اوما گذاشته بوده اشق به خدایی داریم که علی را بر ما به وجود آورده اشق به اون خدا داریم که انسانهایی به وجود آورده است که یک فردی شن مساویه تمام اصلیه بگذر از ما در این اطلاعه جهان یک سهر رشد بحار تاز گلزار جهان رسم خزن برخیزد خب با خدا ما این اتباط را کجا رها کنیم عمری میگذرد دوبارم چیزیست که فرزدنان عزیز برادران دوبار نیست یه وقت احساس کنید که داشت داشت گذشت و دیگه برگشت کنید که خدا نکنه نکند موقعی بیدار بشیم که بگوییم من کیستم تبه شده سامانی عبثانه ای رسیده به پایانی عبثانه ای چیز که به پایان برزه کجایی شد در اون موقع بگیم و از لس ما چه رفت اتباق با خدا نیست آقا نیست نیست معنوش که واقعا خدا بر ما مطرح نیست که مفهوم نیست در ذهن ما که ما را به خود جلب نمی کنه خدایا خودت ما را به سوی خودت جلب بفرما فرمدگارا تو راضی ما باش خدا مورد اینایت قرار بده نماز را عظمت نماز را خودت برای ما قاب و درک بفرما آمین خدا در اون حیجان در اون جریان ابو ثبامی سیدامی آمد گیرو که یا ابا عبدالله ازان شده آف تاب از نصف نهار گذشتیم و نوازی بخوانیم خدمت شما حضرت ترموت ذکر از صلاح بخواهد خدا حضرت اقدام فرمود و اون دو نفر آمدن جیرو که نواز خوب بود آمدن جیرو حتی تا دکت دوم حضرت خاص بخونه حرب افتاده بود و تمام شده بود من بار دیگر بخواهم مرد کنم خب ما دیدیم کم و بیش اینها نمیشه اینها شوخی نیست نمیشه دل اینقدر عرضون باشه که بگویم این گریه گریه ساختگیه دل بالاتون از نرفات تو همینگویی مرا دل نیز هست دل فراز عرش باید نیمه پست ولی با در این روزها اینجور دل عرشی شما حرکت میکنه دل عرشی شما به هجم در اومده عشقها از درگاه این دل جای موجود میزده از خدا بخواهیم از این شهید دار بقا شهید راه انسانیت بخواهیم از خدا بخواهد که عشق و عناقی نماز را بردل آمدن خدایا تو را قصد میدهم اون قطرات خون حسیب این فرزندان عزیز این برادران عزیز ما را ما تعهد میکنیم که نماز هاش را انشاءالله ترک نکنن خدایا اینها را وقت نرد بفرما خدا انشاءالله به شما عجیب بده خدا به شما توفید بده تعهد کردید آه دیگه فراموش نکنن ما اینجور دل عرش بخواهیم دل عرش بخواهیم از این شهید در اومده خدا به شما توفید بده تعهد کردید آه دیگه فراموش نکنن ما این و السلام علیکم و رحمت الواه و برکاتو یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین حسین ای جان جانم جانم حسین جانم حسین جان ای جان جانم جانم حسین جانم حسین ای جان جانم جانم حسین جانم حسین جانم حسین ای جان جانم جانم حسین جانم حسین ای جان جانم جانم حسین جانم حسین جان ای جان جانم مرق خون نمشه شدیدان میخانی ای خون خدا بر نیز قرآن میخانی ای خون خدا بر نیز قرآن هفت آسمان در نور نامه گشته ایران ای جان جانم جانم حسین جان ای جان جانم جانم حسین جان آتش گرفته جان من از داغ اسقر آتش گرفته جان من از داغ اسقر پشتم شکسته از غم عباس و اکبر چشمان زینه در غمت عبر به هم ای جان جانم جانم حسین جان هفت مرحبه مرحب Kh 네 لا سه های Bravo مرحبه مرحبه مرحبه مرحبه مرحبه مرحبه مرحبه از صلاح toilet are equals این و الاسAKIبن الحسین ولا اولادهاろうصل چه خبله سانری احنای دوران 198 تقریب اتهیم شد بروار با 향ه سآخه آن بود سرشانی من فهم مرهم الامه مک laughs این الس میدونی با مرخcot نگزی domedice بسائن به هسانThat she touch o ander cola شهادت برای نماز انشاءالله که مورد توجه و انایتتون قرار گرفته باشه و انشاءالله که قسمت و روزیتون بشه زیارت عربعین حضرت عبو عبدالله حسین علیه السلام ما ملت امام حسینیم و این کشور کشور امام حسین و امیدوارم که همه ما اون چرا که در مکتب امام حسین علیه السلام آموختیم به بهتری شکل زندگی همون پیاده بکنیم و سبک زندگی همون سبک زندگی حضرت امام حسین علیه السلام بود