به کنار طربتش گریه کند مهدی به کنار طربتش گریه کند تا خلق نگویند غریبه است حسن اللهم صلی اللہ و محمد و آن محمد و عجل فرجم عرض سلام عدب و احترام دارم به پیشگاه شما شرمنده عزیز و عرجمند رادیو معارف که امروز جمعه ده همه مرداد ما و هفتمه سفر المزفری که زارو چهار سد و چهل و هفت با رادیوی خودتون همراه هستید اجازه میخوام که سال روز شهادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبه علیه السلام رو خدمتتون تصلیت و تعذیت عرض بکنم به اتفاق امکاران عزیزم با شما همراه هستیم در فرصتی که به دستگیات فهرست و زمان پخش برامار خدمتون عرض خواهم کرد الان شش صبح هست که دعوت میکنم اولین برامه بخش اول یعنی مبنا رو همراهی بفرمایید درس کلام حجت الاسلام و المسلمین ربانی گل پایگانی قضیه امامت و دلایت اونچنانی که در تاریخ اسلام هم مشخصه است معلومه است یه قضیه امامت مبنا بررسی کلامی مسئله امامت بسم الله الرحمن الرحیم نسل الله علیه سیدنا و نبینا محمد و آله تاهرین قصه گذشته این بود که با توجه به اونچه که راجعه به آهه شریفی تتهیر و نسبتش با آیه های قبل و بعد بیان شد یعنی این که از نظر موضوع این آیه با قبل و بعد متفاوت هست خواه ما تنظیل آن را با هم بدانیم یعنی به سیاق تنظیلی قائل باشیم یا نزول و تنظیل آن را مستقل بدانیم اونچه که مرحوم علامه معتقد هستن و این که مرحوم علامه معتقد هستن و قائل به سیاق تددینی باشیم فرق نمی کنه در هر ده صورت با توجه به روایاتی که داریم که همه مربوطه به اهل کسا هستن پس معلوم می شود که موضوع این آیه یعنی بخشی از آیه سی و سه که حالا ما بهش می گوییم آیه تتهیر این نمایولیدو لا مولیو به بان کم ریسه ایل البیت این فرق می کنه با قبل و بعد برای اصاس این سآل مطرح شد که پس چرا اینجا قرار گرفته هست حال که یک موضوع مستقلیست یا نزولن مستقل هست یا تدبینن و تعلیفن پس چرا اینجا واقع شده این باید یک حکمتی داشته باشد که در پاسخ به این سآل اولین وجه این بود که یه تمل که از از باب ابتلا و امتحان امت باشه و این امتحان و ابتلا یک اصل اصاسیست در تکالیف و در قرآن هم در آیات بسیاری مورد تأکید واقع شده امتحان به این صورت که آیا کسانی که به این آیه برخورد می کنن با توجه به روایات تسلیم می شوند که این مربوط است به این آیه برخورد می کنن که این آیه برخورد می کنن به اهل کسا و رفتی به ازواج و همسران نداره یا این که دنبال بحانهی می گردن و این مطلب روشن را تسلیم نمی شوند و بر اساس همین که این در ارتباط با این آیات قرار گرفته است شانه خالی می کنن به اصطلاح تسلیم این مطلب روشن نمی شوند این می شوند این که آزمون پس می توانیم بگوییم که بر اساس اصل امتحان مثل متشابهات از کردم در مورد متشابهات حالا اگر نتوانیم این را هم یه جوری به متشابه رفتش بدهیم اگر این رفتش ندهیم لعقل ملاکش شاملش می شه یعنی متشابهات اون جاهاییست که طرف می تواند با تعمل و تفکر معنای صحیح را پیدا کند با توجه محکمات یا با توجه به روایات و هم می تواند بدون تفکر و تعمل لازم به یک معنای دیگری روی بیاورد خب این یک وجه بود وجه دوم که هم مرحوم سید شرف الدین در الکلمت القرار فرمود و هم مرحوم مزفر در دلائل و صدر حالا با یه مقدار تفاوت کمی که داشتن و الا مطلب یه چیزه هر دو بزرگوار فرمودن که وجهش این هست که این تکالیف شدیده یا شدت در تکالیف یا تکلیف ویجه که در این آیات مرموطه به همسران پیانبر اکرم آمده هست این به انایت خاص نسبت به اهل کساست تاجه فهمودید چون که منصوب هستن به این مجموعه مجموعه مزرگوار به این هفران متهر که جایبه خاصی دارن رفیه هست حالا اینا بایستی در واقع به مسئولیت ویجه خودشون تاجه کنن حاصلش این میشه اینا یک مسئولیت ویجهی دارن این مسئولیت ویجه منشهش چیست منشهش ارتباط آنها هست با پیغمبر و اهل ویت خاص پیغمبر که اهل کسا باشن حاصل دوتا بیانی که هر دو مزرگوار داشتن این شد که خدای متعال اون انایت ویجه و فوق العاده که به اونها دارد میخواهد که گشتار بدهد به همسران پیغمبر که موازب باشید مراهب باشید از ناقیه شما کاری نکنید یا حرفی نزنید که این یک نوع خدشهی وارد بشد به مثلا به پیغمبریه یا به اهل کسا وجهش اینه ممکنه راجعه به این وجه حالا فکر کردم یه مقدار راجعه به این ممکنه کسی این وجه را خدشه کنه اشکال کنه بگوید اگر مقصود این باشد خود مرحوم آی مزفرم اشاره فرمود که یا نسا النبی لستون نه که احد من النسا انتقیتون نه خب همین کافیه دیگه ولی اصلا بحث اهل کسا و اون ماجره را بگذاریم کنار بلاخره اینا همسران پیغمبر هستن انتصاب الان نبیشون دیگه واضحه همسران پیغمبر در آی شریفه هم تأکید شده یا تصریح شده که لستون نه که احد من النسا یا نسا النبی ولی خب همین کفایت میکنه دیگه یعنی برای نسا نبی و این که به اینا توجه داده بشود این مسئولیت های مهم یا شدت در این مسئولیت برای این که شما همسران پیغمبر هستید اینجوره دیگه حالا نیاز اینیست که اون ماجره کسا و اهل کسا یعنی حالا امیر المامنین و فاطمی زهرا و حسنن علیه السلام بیان یا نیان اونی که مهم هست اگه اونو هم تازه بیان اینجا که حرمت اونا هم باید رعایت بشه حرمت اونا هم باز برمی گرده به چه به حرمت پیغمبری در واقع اونا هم اهل بیت نبوت هست یعنی در حقیقت اون مقام منی نبوت هست که این منشه این مسئولیت و این شدت در مسئولیت خاص هست یعنی اونا چه نقشی دارن نقش اساسی مالا خود پیغمبر اونم که در آیه تصریح شده یعنی به این معناه که اگر این آیه تطهیرم اینجا قرار نمی گرفت این پیام را خود این جمله یا نساء النبی لستن نه که احد منن نساء نتقیتن نه این پیام را می رسانه پس این وجهی که این به انایتی که به این خاندان دارد به همسران خوشدار می دهد یا تنبوه می دهد این آیه شریفه این را بیان میکنه منهای این که این آیه تطهیر اینجا قرار نمی گرفت قرار بگیره یا قرار نگیره یعنی ارزو کنم که این وجهی که فرمودند و بزرگوار این وجه تأمین می شود با خود این آیات آیات مربوط به نساء بدون قرار گرفتن آیه تطهیر بر اینجا این هدف تأمین می شود پس می شود لغو یعنی اگر هدف این باشه تحصیل آسله لغوه این نمی کنه یک وجه اقلانی و حکمی باشه چون اینکه حسله به نفس آیات حاضل غرز حاصلون به نفس آیات که خطاب می کند که یا نساء النبیه نظام مرمون آقای مزفرم دقیق فرمودید خواست از همین اینا مشعر بگیره ایشون هم اتفاقا برگشت برای توجیه مطلبش این که ببینید که قرآن می فرماید یا نساء النبی یعنی خود این نساء به زواته نه مسئولیت خاصی نه چون نساء نبی هستند این مسئولیت را دارن و اگر این باشه دیگه حالا آوردن اون داستان آیه تدهیر و اینا اینجا چه مثلا نقشی داره از یک شنین اشکالی ممکن است که بر این وجی که دو بزرگوار فرمودن و بعد حتی در بیان حضرت آیت الله سبحانی هم آمده آر ایشون هم دو تا وجی دارن یکیش همینه حضرت استاد هم دو تا وجی ذکر کردن یکیش همین وجیست که در کلامون دو علم و بزرگوار آمد یک چنین شبههی ممکنه به آن نیاز نیست خب خود قرآن این را دار میتوانیم دفاع بکنیم یعنی در مقابل این اشکال ما دفاع بکنیم اشکال این است که این لغم میشود چه فایلی داره همون تأمین میکنه این قراز را جواب این است که درست است مسائل مهم مسائل مهمه مسائل مهمه در راستای اهداف هدایت صرف این که این مطلب فهمیده میشود یا میفهمیم این ممکنه کفایت نکنه یعنی مسئله اهمیتش اختضای تأکید دارد تأسیس نیست تأکید است از لغم نیست یعنی بازم میتونیم دفاع بکنیم قراز و تأکید ایزم قرازون حکمیم زهلا اگرم نمیفرمود خدای متعال یعنی پیغمبر از طریق وحی نمیفرمود خب عقل میفهمد دیگه این را یعنی اگر نتیقا تحصیل حاصل است چون نحنو به عقلنا نعلم وجوب اطاعت الله و وجوب اطاعت رسول یعنی عقل میگه خدا را بعد اطاعت کرد رسیل هم اطاعت کرد پس چرا دوباره خدای متعال این را از طریق پیغمبر آورده برای این که تأکید بکنه مسئله مهم است یا مثلا به قول برام علامه اونجایی که بحث غشنگیشون دارد در زیل آیه اولیل امر اتیعو همین آیه اتیعو الله و اتیعو رسول و اولیل امر منفهم که میفهمند که این اطلاق در حالت بر اسمت میکنه این که قید نزده است اتیعو الله سبحانه و تعالی و رسول اولیل امر منفهم قید نزده اگر معصوم نمی بودن یه قید میزد طرف میگه که همه حرف الله منو نهو کنم خدا رحمت کنم علامه تواسابایی در علمیزان اصافاً واهی متفرد هست به بعض نکات متفرده یعنی سابق بر ایشان بعضی نکات خیلی کلیدی ها حالا یه نکات دست چندونی یه کسی میگه حالا بگم نگم خوبه ولی گم بعضی حیاتیه سن کلیدی اصاسیست جواب گفتن که به همین استدلال ها اشکال کردن گفتن آقا عقل میگوید که لا تا اطل مخلوق به مسجد چه خاله قید میزنه یعنی مقید داریم ما پس این اطلاق امر به طاعت و علم داله بر اسمت نیست چون مقید هست قیدش چیشی هست حکم عقل هست پیانبر هم فهمود هست لا تا اطل مخلوق به مسجد چه خاله پس مقید هست اطلاق نشد دیگه مقید یا قید میتواند متصل باشد میتواند منتصل باشد میتواند عقلی باشد میتواند نقلی باشد اینجور که جواب فرموده هیچ کسی جواب را نداره این اشکال را فقط ایشان جواب داده جواب متین میفرمایید که ما از قرآن چنین میفهمیم که وقتی یک مسئله خیلی مهم و حیاتیست خداوند متعال به وضوحش که عقل گفته میفهمیم بسنده نمی کنه یک تأکیدن می کنه که مشدار میده یعنی وقتی مثال میاره برای مثال چه میاره اون آیه شریفهی که وَاِنْ جَاهَدَا کَعَلَا اَنْ تُشْرِكَبِی مَالَیْ سَلَكَبِی اِلْفَعَاتُ تَحْمَا اینجور که میزید قید زده چه نیازی بود تازه در مورد والده اینست که شهنش هم مثل شهن اولیل امر نیست محدوده اولیل امر میخواهد جامعه اسلامی را مدیریت کنه چطور میشه حتی در یک مطلبی که محدود هست نیاز نبود به لحاظ این که این حکمش واضحه داری تأکید کرده معلومش از در قرآن از در خدای متعال این مسائل سرنوشتاز را باید پشتار بده دقیقا میخواهد اون لذا اونجا آورده پس میتوانیم دفاع کنیم همچنان از این وجهی که ای آقایان فرمودن بگوییم که برای تأسیسن نیست ولی لوجه تأکید لعهمیت مسئله مانوی نداره باز لعب نیست عقلانی و حکمیه پس این شبهه و این اشخال هم به این صورت در حمدالله جواب داده شد وجه ثوامی هم که این را حضرت اصطاد فرموده چه بود اصلا گرفتن یعنی میخواد به اینا بگه که توجه داشته باشید که این اهل البک که متحرم اینها الگو باشن خب اینم راجعه به این رکته تا اینجا این را از کرده میخدمت شما شد سه وجه در مجموع در مجموع شد سه وجه برای این وجه این که چرا این آی شریفه در میانه در سیاق این آیات مربوطی به همسران قرار گرفت خب از این گذشتیم حالا اگر یادتون باشه این جناب آقای دهلوی که عبارتشو قبلن خوندیم در توفه اصناع شریف چه گفته بود؟ یه اشکالی بارد کرده بود گفته بود اگر چنانچه اختصاص داشته باشد این آیه به اهل کسا این نمایوری دلالهو دیوزه و انکوم اگر واقعا این طوری بود که راضی خدا بینو تعلق گرفته من مقصود هستم دیگه پیغمبر چرا باید اینا جمع کند در کسا و بعد به خدا از کند که اگر خدا اراده کرده اراده الله ازها بر ریش دیگه دوباره درخواستش دیگه چی چیه؟ چیزی که حسنه درخواستش تحصیل حاصل است و لقب است این از همونید هیانبر چیز رو میخواد درخواست بکنه؟ چیزی را که خدای متعال قبل از درخواستشون اراده فرموده است اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ الْعَالِيُّ وَزِبَهَنْكُمْ یعنی خدا این آیه آمده ورد پیغمبر نازل شده حالا که جبرئیل آمده آیه را آورده پیغمبر اینا را جمع میکند و اللهم ها اولا احل و بیتی این نشان میدهد که آیه مربوط به اینها نیست کسی دیگه است مثلا ازواجه پیغمبر میخواهد با این دعا اونا را هم داخل کند لذا جمع میکنیم میگوییم متن آیه مربوط به امثال هست ولی دعای پیغمبر هم اونا را داخل میکند لذا یه گروه اولا و به ذات داخلا یه گروه دوبار دیگه ثانیان در دلال است مثلا اگر اصلا یه آقای را دعوت میکنم محافظه اشان با خودش میبره یا هم مباعثه اشان با خودش میبره یعنی قرض اصلی او است یا هم مباعثه اشان با خودش میبره آقای اینجوری گفتند گفتند که علای باید چنان یادم نیست دیگه وضعی اون بود که پیغمبر تحصیل حاصل انجام نمیده حاشات پیغمبر منذره است که بیاد یک چیزی که حاصل است درخواست بکنه میشه تحصیل حاصل میفرماین که ار روایات و احادیث علا طایفت این یک دسته از روایات مفادشون این استش که نزلت لآیه سم جمع رسول الله صلی اللہ علیه و سلم اهل کسا تحت کسا و قال اللهم حالا الویتی یه دسته روایات این است حالا بعیدم نیست که بگیم مثلا بیشتر باشه من اتحامات نگرفتم احتمال داره حالا این هم که یک کاری است اگر یکی از رقاها زحمتش بکشه خاری از فایده نیست که اون روایاتی که بیانگره این است که آیه نازل شد بعد دیگه هم به این کار کرد یه دسته روایات میگوید نه وقتی که پیغمبر علم پیدا کرد به این که میخواهد وحی نازل بشود قبل از اینکه این وحی بیاد و آیه رو بیاره این کارو انجام داد و درخواست کرد اگر باید طبق این دسته دوم اشکال جوابش روشنه این بر اساس دسته دوم روایات این اشکال وارد نیست چرا؟ چون که پیغمبر درخواست کرده آیه هم نازل شده در همین مورد نازل شده پس اینجا اشکال وارد نیست اشکالی که آقای دهلوی کرده نازل به اون روایاتیه که نزول آیه اول است و دعای پیغمبر بعد است خب حالا چجور جواب بدیم؟ بلاخره ما اون روایات رو هم داریم روایات هم فراوان هستن نمیتونیم که اونها رو کنار بگذاریم که بگیم ما دسته دوم قبول میکنیم یا باید به تعداد نزول قائل بشیم یا اگر به تعداد نزول هم قائل نشیم بلاخره بگیم این واقع چند بار رخ داره نمیتونیم که اونها رو کنار بگذاریم حالا جواب چی؟ اینجا در واقع میگیم که علا وجه اشکال وارد است علا وجه نیست طرف میگرد خیلی خوب علا وجه اشکال که هست شما جوابتون چی؟ از جناب آقای دهلوی سوال میکنیم هر جواب شما اینجا به ما دادید ما هم به شما جواب میدیم اگر جواب شما اینجا دارید ما هم اینجا میگوییم همین تیغمبر عظیم و شم دیگه در عوج تیغمبر هست که خدای مطابق را هدایت کرده و اون آیات سوری اناام هست که انبیرا نام میبره اجتبیناهم و هدیناهم الى صراحت المستقیم ذالکه ادالله یهدی بهی من یشام انبیرا را خدا هدایت کرده قبلا اونم چه هدایتی؟ هدایت ویژه این اجتبیناهم و هدیناهم این هدیناهم یعنی انبیرا هدایت ویژه دارن این ایساله به مطلوب هست حتی نه اراعیه طریق اون هدایتی که پیامبران برخوردار هستن از جنس چی؟ از جنس ایساله به مطلوبه یعنی رسیدن به قول اهل عرفان وصلو که بقیه را میخوان ایسال کنند والا اگر کچون نرسیده باشه تو بقیه را میخوان ایسال کنند انبیرا اینجور هستن کسانی که واصل شدند دست دیگران را میخوان بگیرند بگن شما بیان دنبال ما تو برسانیم اتون خب حالا همین پیغمبر یا همین امیر المومنین یا همین فاطمی زهرا یا همین صحابه دیگر که اسلام را قبول کردن و تحت ولایت الهی قرار گرفتن اقلا هر روزی هر شوانه روزی در این نمازهای یومیه واجب آن نوافلش بگذاریم بگذاریم بایستی در هر نمازی دو مرتبه اقلش دیگر حالا نماز صبح و بقیه نمازهای اقلش باید بگن اهدن از سراطل مستقیم تحصیل حاصل نیست مخصوصا پیغمبر پیغمبر به خدا موگید خدا یا ما را به راه راست هدایت کن هدایت شده اید شما دیگر اول اصلا هدایت شده اید که آمده اید مردم را هم هدایت بکنید خدایی افهم ان یهدی ایلالحق احق ان یتب امن لا یهدی الا ان یهدا الا ان یهدا دیگر اینها ندارن اینها یهدی این هدایت از اولیه دارن آن چون پیغمبر چرا میگه اهدن از سراطل مستقیم هر چی جواب شما اونجا گفتید ما هم اینجا میدیم اونجا چه جوابی دادن جواب چیست اونجا در این اهدن از سراطل مستقیم چی چیه الاستمرار و دوام یعنی عدمنا علا سرات کل مستقیم و سمرنا علا باره این به ذات نیست دارو پیغمبر هست در قلعه هم هست ولی در قلعه هست گدا هست دسته هیچی نیست هرچه هست اصلا به خدا هست چیزی رو که آنها از خودش نداره آن با آن هی باید بگه لحظه و لحظه باید بگه حالا دستور داده شده که شما در مواقع خاص این معنیش هست که همراه آدم باید بگه این رو در ذکر واقعی منطقه در مواقع خاص دیگه تحکیل شده که آدم بگه این رو منطقه چی هست احلن از سرات المستقیم استمرار سرات مستقیم هست خب در ما نه نوفی هم همین مطلب رو میگیم پیامبر گرامی اسلام حالا اهل و بیتی اللذین از هفت انه مرچ و از هبه انه مرچ این ها هم تنافی ندارد تحصیل حاصل نیست اللذین از هفت انه مرچ و از هبه انه مرچ الاخر به دام استمرار درخواست استمراره اگر جواب دیگه شما بکنید ما این میرسه این ها دیگران هم پرمودن ها گفتن که در احزن سرات المستقیم درخواست ادامه و استمرار این هدایت هست برای خاطر این که بزرگ چیزی نداره این باید هی آن با آن از جانب خدا برسه ولو در مرکزه به اعلا باشه این استمرار خوب دقیقا از مایدانی نکات کردی بحث بشه دیگه لطایف بحثه خوب عرضم دقیقا از مایدانی نکات کردی خواهش مندم یک نکته میخوام بگم خیلی اصاسیه نه تنها کسی که پیمانه اش بیشتر پره اینا باید بگه مثل بقیه بلکه اون باید بیشتر بگه اون بیشتر بهش دادن پون بیشتره نیاز دارد که ای بهش بدن که وامش بیشتر برخشته اگه اینا رو دقیق کنید یه چیزایی پیدا میشه از لابلاش که اون گریهش بیشتر گریه منه آدم تو ظاهر قضایی میگه علی ابن عطا تا گریه میکنه دیگه من باید گریه کنم زلمت نفسه نمیبه اصلا اون بگه من باید بگم اون به مقدار شایده هاش میفهمند زلمت نفسی چیه اصلا اون زلمت نفسه رو ما نمیفهمیم اصلا چیه اصلا حالی من نمیشه این رو اون حقنی سبرتا علا عذابه و کیفه اصلا علا فراغ اصلا همسالو بنده اصلا توی حالی میشه اصلا اگه عذاب نبود نمازمون خاندینه فراغ خودمون اصلا که وحش شدیم که حالا فراغ داشته باشه هیچ بره بس نشدیم اصلا خودمون میگم همه به شما حسابتی نمیفنم همه که از ترس همون عذاب هاست و قبر و نمیدونم برزف و این کتک ها و فلان و اینا میترسیم و یه خود گریه میکنیم باید داره که نماز باید حالی امیر المامنین اصلا به اینا کاری نداره دبازش احراره اینجوری اصلا منقول هست شاید شما هم شنجیده این بنده شنجیدن این را که حضرت امام رضی الله تعالی علی اصلا اینجا دعای کمه دیگه تن رد میشدن تعمل نمیگردن مال ما نیست دیگه الان ما میخوانیم میریم اینجا که میرسیدن ها که دیگه حب نیست حضابک و کیف اصبر علا فراقق این دیگه ما که نمیفهمیم چی چی اصبر و الان فرمودن بخوانیم ما میخوانیم میریم این امیر المامنین میفهمه خدا رحمت کند مقامش عالیست متعالی محشور با اولیه های خاصه الهی حضرت امام رضوان الله تعالی علی که این همه ما به همه بشریت در واقعشان در این عرض رت دارند و به جامعه امام ایشان فرمودن که من در تمام عمر در این دوره که از نماز برا خدا نخاندم یه اصابه منو شما پاکه دوره که از نماز برا خدا نخاندم اینا کی میگه؟ اینا یه فردی که در ارفان روح شده اون میفهمه یعنی چی ما مثلا دوره که از نمازو یه کمی دلون میشکنه و خدا میگی دیدی چه نمازی خاندم فهم قادر سه نه است متوجه مثلا خدا هم ازمی کنم یه اون طلب کاری مالو بلند شدیم یه نماز شدیم مثلا فرس مقندی میگم با خدا نجبا کردیم شامل دانالایی چیزی مثلا ما بستونگار شدیم لات همون نوع علیه اسلام کن مثلا همون مقدار که گلند بشی از رفت خواب باید همون وقت بگی خدایی همون تشکر ممکنه آدم تشنش بشه به خاطر تشنگی آدم ها بیدار میکنه لطفه سرش درد بگیره به خاطر سردر بچهش گریه کنه به خاطر بچه همسایه سر رو صدا کنه ممکنه از شخص آمده رعایت نمی کنه بوغ میزنه آدم بیدار میشه بیا قولات یه خواب من نگردیم درکت نماز بخوانیم قایی عروش هست خدا اینا همه در حواستون باشه یعنی حواستمون باشه خلاصه ما اگر مسیر رو درست بریم هرچی از دوست و سر دیگر میکنه تو مسیر اگر آدم قرار بگیره آشقم بر قهر و بر مهرش بچه وین عجب من آشق این هر دو زد مولایی اینجور میگه دیگه چه تفاوت دارن هر بلاک از دوست آید رحمت هست هر بلاک از دوست آید چیه رحمت هست اون بلا را بر دلم صد منت هست اون بلا را بر دلم میگید این لفظش بده این لفظ دوبومیه اشانالا دیگرشون گفته من لفظ خودش میگم نباید بگو جور کمتر کند جور نیست وره ایجا وره چیز دیگه میگو میگید میگریم میترسم باورش بشه وسترخون به من رحم کنه جور را جور موردشه یا نه اون شدت اون سختی کمش کنه یعنی کم بگذاره خلا دیگه نمیگه بحث شد گفتیم این چیزی حالا نمیشه از دایی گفتن حرف اونا توتیبار نرمه کنیم این حرف بزرگان است و عاظم منرفت پس تا اینجا این مطلب رو رسونیم که ما جواب میدهیم که از دون باب باشه اگر شما جواب دیگری اونجا دارید حالا هرچی گفتیم ما اینجا میدیم از جواب از جواب یعنی اینجا اختصاصه به ما نداریم دیگه همه اونها مشروطه به استمرار لطف الهیه یعنی هرچی خدای متعال انایت میکنه حدوثا و بواعا باید باشه یعنی این که شیطان معیوسه آن با آن انایت الهی نباشه شیطان دیگه معیوس نمیشه اون با یعنی یعنی یعنی یعنی شیطان