هر کسی هر شخصی در هر موقعیتی با هر شراعتی در هر زمان و مکانی او رو صدا بزنه خداوند به او توجه و انایت می کنه بدون استثناب لذا بدون استثناب به همه ما گفتن بگید الهی ای خدای من علاوه بری که خدای هستی هستی علاوه بری که خدای همه ما هستی خدای منم هستی با من یک رابطه ی ویژهی هم داری یه سر و سر بین شخص من با تو هست الهی و اله اینجا به معنی خالق به معنی رازق به معنی اینا نیست جدای از این که منو خلق کردی به من حیات و رزق دادی جدای از اصلا قیامت و بهشت و جهنم و ثواب و اغاب عشق منی معبود منی من واله تو هستم من شیدای تو هم این ترد سدازدن خداوند بعد عرض میکنیم که امام حسن میفرمان خدای مهمانت آمد دم در خانه توست یعنی مسجد یعنی نماز و عبادت باز تعبیر امام حسن اینه که انسان مهمانه خدای خداست خدایا من مهمانتم از من پذیرایی کن دقیق کنید نوع گفتگو و خداوند نوع انسان شناسی و خدا شناسی هر دو در ضمنش مندرج هست و خابیده عشق من میزبان من باش اله من مهمانت دم دره زیفو که به بابک بنابراین باب الله خداوند هم دری و درهایی بسیاریه این همه در این دعایی هست از امام حسن علیه السلام بعضی رابطه بین مادم و معنا رابطه بین طبیعت و مابر و طبیعه رابطه بین مخلوق و خالق بومبسته در بسیاری از معنویت ها ارفانه ها و عدیانی که حتی تحریف شدن خدا خلق کرده اما اینکه منو داره میبینه به من توجه داره صدای منو میشنه به من من مهمانش میشم من واله و شیدای اون میشم من باش حرف میزنم عشق بازی میکنم میگم و او میشنوه و جواب میده ازش اجازه میخوام وارد مهمان خانه او بشم اینجا مهمانیست یک زیافت معنویست یک زیافت وجودیست ما مهمان خدا میشیم و خداوند به سوی ما درها رو گشوده به بابک در محضر تو به بابک در محضر تو یعنی میتونم بیام تو راه انسان به سوی خداوند بسته نیست این پنج نکته فوقلاده مهم در همین عبارت اول از دعای امام حسن علیه السلام دوستانی که با انواع معنویتها ادیان ارفانها و به اصطلاح معنادرمانی ها و از این قبیل رواندرمانی و اینو عاشقان که مکاتب مختلف مادی و معنوی چه زیرساخت های فکری دارن در همین پنج حوضه ای که تو همین عبارت آمد متوجه اهمیت و ذرافت و دقت این تعبیرات امام حسن علیه السلام احتمالا بیشن بقیه خیلی متوجه شد نشن خب نکته بعدی من چون باید سریع عبور کنم میخوام چند فرمایش ازشون رو عرض بکنم و الان تو همین عبارت هنوز نکات مهم مقابل بحث و گفته بست ای خوب خوبی کننده فائل خوبی ای کسی که به زیبایی با همه موجودات عالم رفتار میکنی بدون هیچ چشم داشتی که نفعی برای تو داشته باشد اینوش محسن احسان احسان یعنی عمل زیبا حسن و نیک بدون پاداش طلبی یا محسن تو اهل احسانی تو خدای خدایی که من میشناسم ما میشناسیم خدا شناسی اسلام اینه خدا من محسن است یعنی چی اولا موسی نیست هیچ کار زشتی رو در این عالم به خداوند نمیشود نسبت داد هر جا سو و زشتی است هر جا پلیدی و نکبت هست این به هیچ وجه قابل نسبت دادن قابل استناد به خداوند نیست چون او محسن است محسن کار عمل سیع کار پلید از او سر نمیزنه هر چه هست از خدا سر زده او محسن است و هر چه از خدا سر زده احسان است یا محسن خدای من تفسیری که از تو دارم اینه که تو جز نیکوی جز نیکی نکرده ای و نخواهی کرد هر چه از طرف تو خوبی است بدی از طرف ماست یا محسن تو کارت نیکوکاری اصل خلقت و همه فیوزات و امداداتی که در زیل خلقت کردی و میکنی میفرمایی خب آمدن دم مسجد سرشون رو بالا گرفتن امام حسن حرز میکنن معبود من خدای من میهمانت دم دره من میهمانتم تو خوبی من بدم یا محسن قد اتا کلمسی میزبان خوب میهمان بد میهمان بد اخلاق میهمان بدرفتار و بد کردار آمده خونت میخواد وارد این زیافت معنوی بشه دارم در میزنم اجازه میدی؟ این روشنه که هیچ گمان بد در مورد خداوند ذات و صفات خدا و افعال خداوند نواهد داشت این یک اصلاحیه بزرگ بر خیلی از معنویت ها و عرفانه های نادرست و ناقص یا باطل نکته بعد قد اتا که من اومدم اومدم به محضر تو این خدا ایست که میشه رفت به محضرش امکان گفتن اتا که یعنی اومده پیشت اومده به محضرت وارد حریم مقدس معنویت و عشق و عبادت تو شده اینم یک درس مهم است بسیاری از خدا شناسی ها و انسان شناسی ها چنین رابطه ای رو بین انسان و خداوند ولو خدا رو قبول داشته باشند این تصفیر رو ازش نداره نکته بعدی در تربیت ماست ان المسی من خود مرکزبین نیستم من خودمو مهور عالم نمیدونم من آخر وقتی هم که گاهی دعای نماز یا چیزی عبادت تو اینها میکنیم باز مثل که طلبکاریم یا طلبکار میشیم و گاهی اصلا زیارت نمیدونم دعا ازادوری این کارها رو که میکنیم یک تمعی یک چیزی در برابرش میخوایم و که ببین دیگه خدایی حالا این کارم کردم برایت مثلا دیگه حالا چی میگی چه بحانه داری اینجوری که بعضی هایی با امام زمان دعوا دارن به زبان عشق و انتظار که آقا بیا آقا بیا چرا نیامدید نمیبینی اینجوریه مگه ندیدی چی شد اینقدر بیچاری ولان چرا نمی آی اینا میخوای مثلا اشون رو در محضور قرار بدن که جدا از برنامه الهی زودی اشون بیاد ظهور کنه مشکلات اینا رو حل کنه یعنی کلن از خدا تا اولیا خدا تا امام زمان همه رو میخوایم برای که بیان تو دنیا مشکلاتو منو حل کنن ماشینم خرابه درستش کنن خونم عیبی داره چرا کنن شغلم مدرکم بیماریم اینا رو برای این اما مثلا میفرماید که توجه داشته شوید که ما زیادی بدی کردیم ما مسیح هستیم ما در حق خودمون بدی کردیم در حق بقیه انسانها و موجودات عالم بدی کردیم هر روزم داریم این کار رو تکرار میکنیم یا نمیفهمیم یا تجاهل میکنیم یا جاهلیم یا متجاهل یا هم تحریف یعنی یا هم توجیح میکنیم اولا اعتراف کن انسان خودشناسی انالموسی من کارای زشتی از من سر زده قبلا بعدا هم سر خواهد زد هیچ کار زشتی خدای از تو سر نزده من چه طلبه از تو میتونم داشته باشم یا محس نقشه از این قد اتا کلموسی ای خوب اون بد که منم آمدم به آغوش تو به محذر تو فتجاوز ان قبیه ما اندی به جمیل ما اندک یا کریم باز اینجا یک دو قطعه قبیه و جمیل زشتی و زیبایی خدایا تو زیبایی و همه زیبایی ها از توست و پیش توست کارای زشتی زیادی مرتکب شدم خودم که مردم هم نمیدونند خودم هم گایی فراموش کردم تو که میدانی تجاوز خدایا عبور کن ندیده بگیر ببخش این خدا میتونه ببخشه این خداوند میخواد ببخشه تعبیر دیگه در این خداشناسی صادقانه بخشش بخوایم جبران کنیم فرمود خداوند وعده داد در اون که میبخشه بلکه ممکنه یک فروز زنی اگر صداقت و صلاحیت داشته باشی توبه و بازگشت درست داشته باشی توبه یعنی انقلاب علی خود یعنی در اولین دور برگردان جرعت و شجاعت اعتراف و برگشتن رو داشته باشی توبه کار بسیار مهم میه و خیلی اوقات هم سخته ولذا امثال بنده با اینکه میدانیم گرفتار گناهانی و مظالمی هستیم اما میخواییم هم توبه کنیم ولذا امثال بنده گناهانی و مظالمی هستیم اما میخواییم هم توبه کنیم ولی شجاعت و صداقت این بازگشت اصلاحی اصلاح طلبانه انقلابی انقلاب علی خود این رو نداریم خب اینجا میفرماد که خدا یا تو میتونی زشتی هایی که از طرف من بالا میاد ندیده بگیری با اون زیبایی هایی که از طرف تو نازل میشه و پایین میاد جمیل ما اندک همه زیبایی ها پیش تو از محضر تو فیضان پیدا میکنه حالا میشه به خوبی های خودت بدی من رو بدی انسان رو نافرمانی ها و پلشتی های ما رو ندیده بگیری میشه اگر نمیشد به ما نمیگفتی که استغفار کنید پس میشه ما امکان بخشیده شدن ما نباید معیوس بشیم ما میتونیم اصلاح بشیم تجاوز خدا یا از این بدی های من عبور کن از کنار من عبور کن از کنار این اعمال یا کریم آخر امام حسن علیه السلام تعبیر کرامت رو میارند خدا یا اصل کرامت به کریم تویی کریم کسیه که بزرگوارانه ندیده میگیره و میبخشه این هایی دقیقا خدا شناسی خدای امام حسن چنین خداییست این دم در مسجد اینو میگن بعد ورده مسجد میشن برای نماز راجع به خود مسجد از امام حسن علیه السلام تعبیر خیلی زیبایی رسیده که خیلی از مخصوصا تمام کسانی که مسجدی هستن یا متولی پایگاه های فرهنگ دینی در جامعه هستن به این نکته خیلی توجه کنن که امام حسن علیه السلام قیلی به دقت تعریف کردن یک مسجد درست رو مسجد اسلامی رو مسجدی که طبق فلسفه عبادت که فلسفه رشد و رستگاریست باشه تعبیر دومی که از امام حسن علیه السلام عرض میکنم فرمودن من ادام الاختلاف الان مسجد نه اونا که الان یه بار دو بار یا کمی گاهی مسجد میرن الان بنده در جوانی خیلی توفیق داشتم منتب میرفتم دیگه جوانی فاصله گرفتم از صداقت و توحید و عبادت و اخلاص و از همه اینا هم متاسفانه فاصله گرفتم یه ادیه مثل بنده هم دیگه یه ادیه هر چی پیر تر میشن آدم تر میشن که البته اقلیت هم تعبیر امام حسن علیه السلام کسانی که با مسجد رفت آمد دارن یعنی اونسه با مسجد اهل مسجد هن در محل و حد اقل روز یک نماز رو میرن مسجد کسانی که تفکر مسجدی دارن این مرکز توحید و تربیت اسلامی اینا فوائدی باید بهشون برسه که اینا روز فلسفه مسجده وقتیشون هشت فایده رو میشمارن میفرمان کسانی که ادامه بدن رفت آمده به مسجد را پایگاه عبادت و معرفت دینی رو اصابه اهدا فمان دست کم یکی از این هشت فایده رو خواهند برد یکی از این هشت فایده رو یعنی این هشت کارکرد رو یک مسجد درست یک مسجد حسابی باید داشته باشه از منظریش چی هست اونا یک آیت محکمه یک دین محکم اینا کارکردها و برکات مسجده اگر درست انجام بشه امام حسن علیه السلام میفرمان که مسجدی که مسجد باشه اولین فایدهش اینه که نسلی که با مسجد رفت آمد داره اون بخش از جامعه یک آیتون محکمه محکم یعنی حکیمانه استوار دقیق و درست چیده شده یعنی یک دینه تحکیم یافته و قابل استدلال قابل فهم استدلالهای محکم و استوار در معرفت دینی دو و اخد مصطفادا امام حسن میفرمان که یه صفت اخوت یعنی برادری مصطفادم یعنی برادریه مفید نه برادر فقط به لفظ بنابراین یکی دیگه از کارکیدهای مسجد امام حسن علیه سلام میفرمان که باید روح برادری وحدت دلسوزی و همه نگران هم باشن به فکر هم باشن مراقب هم باشن مدافع هم باشن بداد هم برسن این میشه اخوت و برادری سه و علما مستطرفا صحبت از علم و آگاهی است صحبت از دانستن است نه از ندانستن خیلی از عدیان و معنویت ها و عرفان ها میگن نفهم و بپذیر سآل نکن و همینجوری چشاتو ببند و شیرزه برو معنویت این شزاعت معنویست در مسیحیت بعضی از بزرگان کلیس ها یه حرف ها رو زدن چه پروتستانشون چه کتولیکشون چه ارتدکسشون بودیزم هندویزم اینا همه تقریبا شاید امروز معنویتی بجز معنویت قرآنی نباشد که حاضر باشه قبل از ای که وروده به عوالم معرفت اشراقی و باطنی هم بشود برای مبانی این عرفان و معنویت استدلال کنه و مهاجه کنه و این تعبیری که امام حسن علیه السلام میفرمان مسجدی که وقتی میری و می آی هیچ چیزی به آگاهیت اضافه نمیشه و رحمتن منتظره این اگر بود رحمتن منتظره یه معنا داشت رحمتن منتظره یعنی مسجد یک آثار و برکاتی داره معبد اسلامی اگر به فلسفه معنویت اسلامی درست آشنا باشیم و التزام داشته باشیم امام حسن بفرمان که هر بار که دور هم جمع میشه این جامعه ایمانی در این معبد توحید اینگار یه رحمت جدیدی یک گشایشی یک روح و ریحان جدیدی که منتظر شما بوده منتظر انسان و جامعه دینی بوده رو میشه و کلمتن تدلو علال هدا دیگه چی؟ هدا یا هدایت در برابر ذلال و ذلالته هدا وقتی معنا پیدا میکنه که امکان گم شدن باشد یا گم شدگی محقب شده باشد کلمتن تدلو علال هدا یه حرفی یه کلمه ایه گزاره هایی رو بشنوه مردم در این پایگاه معنوی معرفتی که در ایک جامعه دینی که تدلو علال هدا راه رو بهشون نشون بده مشکلات و گرفتاری هایی که ما الان داریم مشکلات اخلاقی مشکلات اعتقادی مشکلات در سبک زندگی مشکلات در تاخیر ازدواج در طلاق ها در دعوا ها پرونده های دادگاه و دادگستری تنبالی بینظمی اعتیاد و امثال اینا اونها همه مشکلاتیش که ریشه معنوی داره و آثار مادی داره تو همین حالت تمام حسن علیه السلام میفرمان که یک جمعه دینی معرفتی دینی فرهنگ دینی تبلیغ و رسانه دینی باید کلمه تن تدلو علال هدا باید وقتی کسی این حرف رو میشنوه میبینه از جده زرده از جده بیرون بفهمه جده کجاست بتونه دوباره برگرده اگر بخواد او تردهو ان ردا یا ممکنه تو مسیریم ولی داریم از مسیری کم کم خوارج موشیم یک کلمات و گزاره هایی رو باید بتون بشنویم در یک رسانه دینی در یک تجمع عبادی و معنوی که ما رو تکون بده بیدارمون کنه و به همون بگه که رفتی لب پرتکا داره میفتی از این روزه باش برگرد و ترک ذنوب خوبه او خشیتن زنب و ردا و هدا اینم یک نکته ایست که ما خیلی شبه معنویت ها و شبه عرفان هایی داریم که میگن خدا خوبه خدا عشق است اینا ولی ما این چیزی به نام درست و نادرست حق و باطل هدایت و زلالت نمیدونم واجب و حرام مشروع و نامشروع اخلاقی و غیر اخلاقی اینا رو نکنیم دوغطفی نکنیم دوغطفی نکنیم که آقا مسلمان نمیدونم مومن کافر فلان با تقوی بی تقوی دوغطفی نکنیم یه دوغطفی است که نباید بکنیم به دوغطفی کاظب انسان ها بر این اساس نباید تقسیم بشن ایجاد تعارض و کیناها و شکافهای اجتماعی گسلهای اجتماعی و نسلی جنسیتی طبقاتی قومیتی نجادی اینا به شکلی که بدون ملاک معقول و مشروع جامعه بشری رو هی دو دسته و چند دسته کنیم به جان هم بندازیم و اینها دی غلط این اصلا چرا میگن قیبت تهمت افتراع حتی سوئزن به دیگران دیگران رو قضاوت نکردن قضاوت قلط نکردن اینجا هم یک اشتباهی یا یک انعرافی هست که های بعضی ها میگن دو تا حرف درست و نادرست رو بهم مخلوط میکنن دیدید میگه که آه هیچ کس رو قضاوت نکنیم هیچ عقیده ای رو قضاوت نکنیم این حرف به دو معناسی یکیش کاملا درسته یکی کاملا غلطه او معنای درست که قضاوت نکنیم اولا قبل از اینکه دو تا معنا رو بگیم اصلا کسی نیست که قضاوت در همه هیچ موردی نکرده باشد یعنی همه ما که بگیم که نگیم راجب همدیگه قضاوت داریم قضاوت کردیم این قضاوت تو زهنمونه الان بنده ولو نیم ساعت شما رو دیده باشم راجب شما یه قضاوتی دارم ممکنه این قضاوت درست باشه یا نادرست عادلانه و منصفانه باشه یا ظالمانه ممکنه این قضاوت اشتباه باشه یا نه ممکنه این قضاوت رو بگم یا نگم اما امکان نداره شما این این قضاوت همه راجب هم راجب دیگران هیچ قضاوتی نداشته باشه قضاوت نکن به معنی که قضاوت نداشته باش امکان نداره همه راجب هم قضاوت داریم تو در مورد من قضاوت داری من در مورد تو دارم اصلا دست خودمون نیست قضاوت کردن وقتی هر چیزی رو ما ببینیم بشنویم سریع زهن ما تحلیل و قضاوت میکنه او قضاوتی که گفتن نکنید همین تهمت سو ازن قیبت افتراع و شایع کردن و ترویج شایعات و این چیز هست تمام این اخلاق اسلامی که امام حسن علیه السلام در چندین حدیث به تک تک اینو اشاره میفرمان برای دفاع از حریم انسان هاست بکنیم اما قضاوت نکن به این معناه که اصلا ما خوبی و بدی درست و نادرست نداریم مؤمن و کافر مساوی هست قوا و فجور مساوی هست قوایت و زلالت مساوی هست علم و جهل مساوی هست نگو حالا این آمد گناه رو کرد این مثلا ظلم رو کرده داره یک مسیر باطل اینو میره شما قضاوت نکن قضاوت نکن یعنی چی؟ یعنی این عمل معروف و منکر ما نباید قضاوت کنیم بفهمیم که این کار درسته یا نادرسته؟ که باید بفهمیم طرف تو حریم خصوصیش نیست آمده تو حریم عمومی در اینکار یک کار رو انجام بده این کار یا درسته یا نادرسته اگر درسته باید حمایت کنیم لبخند بزنیم تشویرش کنیم حمایت کنیم اگر نادرسته باید عقم کنیم و تلخی کنیم انتقاد کنیم اعتراض کنیم جلوش بیستیم بنابراین این جمله دیگران را قضاوت نکنیم این هم درسترین عبارت هست هم قلطترین نادرسترین این دو سوی باید از هم تفکیک بشه وقتی ایشون میفرمان که ترک و ذنوب اینجوری نیست که صرف اینکه میگیم ما به خدا و خدایان معنویتی ناغیده داریم بنابراین معنویت معنویته دیگه حالا چه کار داری به سبک زندگیمون نه امام حسن علیه السلام میفرمان سبک زندگی درست و نادرست داریم زندگی سیاه زندگی سفید خیلی زندگی هایم خاکستریست یه جای سیاه یه جای متماهیل بیشتر به سفید که اکثر ما این دسته سومیم ولی بالاخره اینجوری نیست که حق و باطل خاکستریست حق و باطل یک دو قطبی واقعی کامل و اصلا فلسفه ی خلقت اصلا ما به دنیا آمدیم قرآن میفرمان برای اینکه دائم بین حق و باطل و عدل و ظلم انتخاب کنیم جالبه که امام حسن علیه السلام میفرمان از این مدرسه های مکتبی و این تجمعات معنوی و مسجد باید طوری باشه که حد اقل کمترین کار این باشه که کسانی که اون بخشای از جامعه که گرفتار یکتری زنوب و گناهانی هست زنوب هم بر ریشش در لغت عرب زنب به دم میگن دم هیوان دم روباه یعنی همطور که دم دنبال خودت میاد به چسبیده است دم روباه از روباه جدا نمیشه این زنب و گناه چسبیده به توه این ادامه خودته اینجا نیست که بتونی بگی این گناه گناه نیست یا ظلم نیست یا بگی این گناه یا ظلم من کردم ولی من بازم آدم خوبیم نه آقا دیگه الان آدم ظالمی داریم میشیم میفرمان ترک و زنوب حبه نه و خشیتن یا بر اساس حب و محبت و عشق یا بر اساس حد اقل ترس و نگرانی یعنی فرهنگسازی دینی باید در جامعه دینی در انسان دست کم این دوتا اثر رو داشته باشه یک رغبت به خوبی ها دو خشیت از بدی ها یا انگیزه ایجابی درشون ایجاد کنه که با انگیزه مصبت به عشق عمل صالح را بیفتن خدمات اجتماعی عمل صالح عبادت چه و چه در مسیر عدالت و عبادت عمل کنن یا حالا اینجا اگر اونقدر انگیزه درشون ایجاد نشده اونقدر حب و عشق ایجاد نشده دست کم یک خشیت و ترسی یک ترس اقلانی خضوعی دردقی به این مسیر ادامه بدید تشب بیچاره میشی و بیچاره میکنی دیگران رو این آگاهی ها این اختار ها داده بشه و السلام علیکم و رحمت الله و سلام علیکم یا غریبه بطن ایوه هل مجتبا یا سیدی یا حسن ای امید همه پسر فاطمه ای امید همه پسر فاطمه یا حسن یا حسن یا حسن یا حسن سدای مندگاه جلوه از جامعه دینه رادیو معارف یک چهی به جمهانه روشنایی و معرفت رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت صدای فضیلت و فطرت تا قرطب احمد بی روشن جرماز روشن جرماز اصلا همیشه اصلا همیشه اسلام همیشه پیام بلایت جبهه مقابمت نه از پیروزی ها مغرور باید بشود نه از شکست ها معیوست باید بشود پیروزی شکست هست زندگی شخصی انسان هم همینجوره توش محفقیت هست ناکامی هست زندگی گروه همینجوره توش محفقیت هست ناکامی هست یه جریان یه روز بر سر کاری یه روز منعزل از کار دولت همینجور کشور ها همینجور فراز و نشیب در زندگی هست از فراز و نشیب نمیشه باید انسان پرهیز بکند اونی که لازمه اینه که وقتی بر فراز قرار میگیریم مغرور نشید چون غرور جهل میاره خود مغرور شدن انسان رو قافل میکنه وقتی که به فرود رسیدیم یه جایی ناکام موندیم باید افسرده و معیوست و دلشکسته نشید ما در این چند سال الان چهر ساله جمهوری اسلامی در این چند و چند سال حوادث بزرگ و سختی رو باش مواجه شد حوادث بزرگ جوانا اون روز رو ندیدن تو همین تهران تو خونه نشسته بودن مردم تهران جنگنده میگه بیس و پنج ساقت شوروی متعلق به صدام میامد بال سر ما اینجا حرکت میکرد اگر نجابت میکرد بومباران نمیکرد اما میترزون و ما میشکردیم تو از این باقی نه پتافندشو داشتیم نه امکاناتشو داشتیم با اینا مواجه شدیم ما یک روز در همین شهر تهران همه نشسته بودن تو خانه های خود دفعتن هواپیما های صدام آمدن اینجا بومباران کردن فرودگاه بومباران کردن جای دیگر بومباران کردن تهران رو بعدو خودم اون روز در یک کارخانه این ازی که فرودگاه تهران سخنرانی داشتم سرسدا شد پاشدیم از پنجره نگاه کردیم دیدم من خودم هواپیمای اراقی رو که آمد پایین بومباشو ریخ برم تو فرودگاه ما اینا رو دیدیم جمهوری اسلامی با این حوادث گناگون حوادث تلق مواجه شده اما در این حوادث یک لحظه جمهوری اسلامی دوچاره انفعال نشده انفعال از مومن نباید سر بزن انفعال گایی از خود حادث خطرش بیشتر انفعال یعنی این که انسان نگاه به این احساس برسی که هیچ کاری نمتونه بکنه پس تسلیم بشه این انفعال توجه کنید من آخرین جمله رو مرز بکنم پس در پیشرفت ها و موفقیت ها غرور سمست در ناکامی ها مشکلات انفعال زهره است باید براقب این دو دا باشید قرآن میگه از آجای نصرالله و الفت و رأی تناس یدخلون فی دین الله فسبه و حمد ربک خدا رو شدید