دازش با اسرائیل میزنید به ما بگید این سنگو چجوری ببندیم که بیشتر جلوی گشنگی ما رو بگیره و با چه پارچه اون رو ببندیم و ادامه صحبت هاش انشالله با فرج آقا امام زمان همه این درد هم به زودی زود تمام بشه و اسرائیل از روی زمین و خاطره ها محو بشه خیلی ممنونم که با ما بودید نشان صبح درس خارج مهدوییت حضرت آیت الله نجمون دین تبسیح هست به مدت سی دقیقه تقدیمتون میشه من با تون خدافزی میکنم شب خیلی خدایی رو نگه دارتون که از این از این درسته از این درسته نشانه های مهدوییت نشانه های مهدوییت نشانه های مهدوییت نشانه های مهدوییت گرچه یک لفظ جدا از تو نبودم همه مورد باز از شوق به هر لفظ تمناه و کنمت باز از شوق به هر لفظ تمناه و کنمت بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمين و صلى الله على محمد و آله الطاهرین اللهم صلی اللہ علیه و سلم سیما امام زماننا حجت الله و حجت الله خب بحث یهود در عصر زهور تقریبا بعد سی یا سی و چند تا سی و چهار تا یا پنج تا درس بحث به پایان رسید و حسب تتبع و تحقیقات ناقص خودما ادعایی نداریم تحقیقات من کامل باشد به این نتیجه اینجا رسیدیم که حکومتی به نام حکومت یهود در عصر زهور نمی ماند که امام عصر علیه السلام با اینها درگیر بشه بله در آخر زمان درگیری هست با اینها ولی نه در عصر زهور قبل از زهور اینا به ساتشون جمع می شه خب ما بارده بحث دیگری بشیم مسئله اصرار و علل غیبته گاهی راجع به علت و علل غیبته گاهی حکمت غیبته گاهی علت یا حکمت طول غیبته در ارتباط با اصل این که امام عصر غائب می شن و غائب شده روایات متعددی تقریباً حالا من بعد روی تحقیق ها هم عرض کرد تقریباً از همه معصومی رسیده از وجود مقدس نبی مکرم صلی اللہ علیه و آلیه و سلم راجع به غیبته امام عصر امام عصری که فرزند امام یازده همه هست و امام عصر غیبته امام عصر امام دوازده همه ماست این بزرگوار به فرموده پیمبر اکرم و در لسان پیمبر اکرم سخن از ولادت و غیبت ایشون شده است تا به امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین و همه راجب به غیبت آقا امام اصر مطلبی فرمودن و بعضی روایات دارد که در بعضی وقت علت طول غیبت را بیان یکی دوتا روایته و کلمات بزرگان ما هم تبیین می کنه که خب اصلا چرا آقا غائب باید باشه مگر امام نیست مگر محور نیست مگر قطب آلم امکان نیست با امیر دیگه چه فرق میکنه این اشکالات را قبلا مطرح کرده بودند و مرحوم اربلی به نقل از سید مرتزا جوابشو به را میده صفحه 302 می فرماید که الباب الخامس فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل فی ذکر مسائل پیداباس فی درم شارف الان ای ام آpie ام آروای x الماری كروه ouv سال babe 氣 我想 مهم در این آهایی حتم لنگ Więc استفتاءات مردم بودن و احکام سادر میکردن لایمکن احدا نفی وجوده کسی نمیتونه بگه که امام اسکری نبوده نمیتونه بگه امام حادی نبوده خب اینا علمی بودن و انفا امامتهم یعنی اده امامت اینا را نفی کردن اما اصل وجودشونه که نفی نکردن خب چه میشد امام اسرم اینجوری ظاهر باشد جواب قد ذکر الاجل المرتضا مرحوم سید مرتضا در تنظیح الانبیا صفحه زده اشتاد و در کتاب الامام الشافیف الامامه جلده یک صده چهل و پنج و شرح جمل العلم صفحه دویست و بیست و شش و در کتاب مقنعه این کتاب هست اینجا یا نه؟ تهیه؟ در غیبت؟ بله خوب کتابیه و در کتاب المقنعه نمقنعه المقنعه فی الغیبه بله صفحه چهل و پنج و چهار و بعدشم کتاب غیبت شیخ توسی متعرض این بحث شدن اصدقاد فهمد قضیه این اشکال اشکال نوبر نیست چیز جدیدی نیست قبلن گفته شده و جواب دادن چون میفهمد که ادکر سید المرتضا فی ذالک طریقن لم يسبقه الیها احد من اصحابنا یه راه خیلی تعلیم ای رایشون پیش کشیده است فقال اِنَّ الْعَقْلَ اگر عقل دلالت کند بر وجوب امامت یعنی عقل بگه امامتی باید امامی باید باشد فَاِنَّ كُلَّ الزَّمَانِنْ كُلِّ فَفِيهِ الْمُكَلَّفُونَ هر زمانی که مُکَلَّفیه امامتی باید باشد این دستوراتی گردنشون هست مُکَلَّفون کین؟ اِنسَنْهَایی کَیَقَعُ مِنْهُمُ الْقَبِیحِ وَالْحَسَنِ اِنسَنْهَایی که هم کار خوب ممکنه زهر بزهر هم کار بد خوب یَجُوز عَلَيْهِمُ الطَّاعَ وَالْمَعْصِيَ این انسان ها ممکنه از گناه مرتکب بشن ممکنه از اطاعت خدا هم بکنن پس دورانی که دوران تکلیفه و صدور قبیح و حسن صدور معصیت و اطاعت در یه چنین دورانی عقل میگه لا یخلوم من امام عقل میگه نمیشه راه نما و بالاخره راه بر و هدایت گری نباشد چرا؟ لِأَنَّ خُرَبَهِمَا خُلُوهُ مِنَ الْاِمَامِ اِخْلَالٌ بِتَمْتِینِهِمْ اگر امامی نباشد در واقع به تَمَکّن و قدرت اینها اخلال وارد میشود خلل وارد میشود وَقَادِخُنْ فِي خُسْنِ تَكْلِيفِهِمْ نمیشود دیگه نبود امام قطع میکند در اینکه اینها را تکلیفشون بکنید بعد میفهمد که قَدْ ثُمَّ دَلَّ الْعَقِلِ خُب پس اصل امامت را در اصل تکلیف عقل میپذیره عقل خوکم میکن خُب باز همون عقل میگه اون کسی که میخود راه نما باشد او باید معصوم باشد از خطأ معصوم باشد از هر گونه قبیهی و الا تسلیم از هر گونه قبیهی از خطأ میکنه و از همون اگر اون راه نما باشد خودش چه میخواد یه راه نمای دیگر میخواد بعد میفهمد که وَثَبَتَ اَنَّهَا ذِهِ الصِّفَحِ این صفت بین دستو مقدمه بیان کرده عقل میگه باید امامی باشد باز عقل میگه این امام باید معصوم و معصوم باشد میفهند حالا که این دو تا مقدمه را عقل تعیید میکنه خود عقلم میگه بله این صفات و البته ثابت شد که این صفات نمیتونه در غیر از اون امه اصناعش هر باشد که شیعه میگن اینها امام هستن چرا؟ وَيَعْرَا مِنْهَا كُلُّ مَنْ يَدْمَنْ تُدْدَعَا لَهُ الْاِمَامَ اه هر کسو در این بلاخره گیتی در این جهان برش ادعای امامت کردن نگفتن معصومه همه اینهای که ادعا نصفت بهشون شده از که امام هستن اینا معصوم نبودن کسی هم نگفته معصومه خب میفهند که بعد از این دو ستا مقدمه فَالْکَلَام فِی عِلَّةِ غَيْبَتِهِ وَسَبَبِهَا وَاضِحه چرا امام دوازده هم غائبه بعد ان تقررت امامته امامتش ثابت شد یا نه میگی نه خب دوتا مقدمه چرا میکنه عقل میگه امام لازم باشد ولی حسن فکریف نیست عقل میگه امام باید معصوم باشد وَاللَّه تَسَلْسَد خب بعد از این دوتا مقدمه نتیجه میگیم که پس باید در دوست دوران بعد از شهابدات امام ازکری امام باید باشد و این امام ایشونه خب حالا علت غیبتشم روشن میشه برد لِأَنَّا اِذَا عَلِمْنَا اَنَّهُ الْاِمَامُ دُونَ غَيْرِهِ حالا که ما علم پیدا کردیم که ای بزرگوار امامه نه کسیگه وَرَأَيْنَاهُ غَائِبًا عَنِ الْأَبْصَارِ خب او امام هست ولی در از ششمها نظرها پنهانه علمنا انهو لم یق مع اسمته و تعیون فرض الامام فی الا لِسبب دیگه به یقین میرسیم که غیبت آقا با توجیمی که معصومه و با توجیمی این که خودش امام هست خب شر غائبه این سبب علابت داشته الا لِسبب اقتضا ذالک لِسبب اقتضا ذالک یه سببی بوده از که این معصوم اینی که امامت در اون متعینه است ایشون غائب شده است خب وَمَصْلَحَتِنْ اِستَدْعَتُهُمْ وَضَرورَتِنْ حَمَلَتْ عَلَيْهِمْ ضرورت اختضا کرده مصلحت اختضا کرده سبب اختضا کرده است حالا چی اون سبب؟ وَاِنْ لَمْ يُعْلَمْ وَجْهُهُ عَلَى التَّفْصِيلِ اِلَّا تَفْصِيلا نَمْ تو روایات گفته شده خلوه چی؟ اصلاب بله؟ خلوه و اصلاب متخصص شمایی دا این زمینه؟ چون بحث کردیده؟ بله؟ خب خلوه و اصلاب نمدونم اجرایه؟ نمدونم اجرایه؟ خوف از قتل خوف از قتل اینو گفته شده آیا اینا تفصیله؟ اصلا سبب اینو؟ اینا علته یا حکمته؟ اگه علت باشد علت تامه است؟ یا چی هست؟ لذا اشتماعاتی که ما یقین بده میکنیم که غیبت آقا روی حکمت و علتی بوده اما اما اگر براز در حال ما یعنی تفصیلشون ندونیم چرا؟ لِأَنَّ ذَٰلِكَ مِمَّا لَا يَلْزَمْ عِلْمُهُ لازم است که ما علم به علت غیبت هم بدونیم مگر علل به اصلاح احکام علل اشیا در عالم تکوین در عالم تشریح همش بر ما تبین شده لِأَنَّ ذَلِكِ مِمَّنْ لَا يَلْزَمْ اِلْمُهُ لازم از ما علمش داشته باشیم وَجَرَ الْبَدْ مثال میزنه میفرمه جرال کلام فی الغیبه و وجهه ها مجرن علم مراد الله در آیت منشابه هاد خب سؤال قرآن ظاهرش جبره ظاهرش تشبیهه همون آیات چی؟ آیات متشابه یوظل الله من یشا از این چی استفاده میشه بعض به ظاهر؟ یوظل الله جبر نیست؟ این جبره اِنَّ اللَّهَ عَلَى الْعَرْشِ اِسْتَوَا خودش خب این همون آیات متشابه هاد میفرمه که اِنَّا نَقُولِ اِذَا عَلِمْنَا حُكْمَ اللَّهِ ما حکم خدا را میدونیم و این تجایز نیست ان یخبره بخلاف ما هو علیه من استفاده نمتونه خداوند عزیز بجل برخلاف استفاده خودش جماله جلاله بله ثبوتیست برخلاف این نمتونه خداوند عزیز بجل توصیف کن خودش را علیمنا بله علیل جمعه ان لهاده ال آیات وجود خب ما میدانیم صفات خداونده از نوال جبهان و میدانیم یو ذلالله این با صفات خدا نمیسازه با جبر نمیسازه پس این متشابهه متشابهه متشابهه یقین پیدا میکنیم که این آیات وجهی دارن وجوه چی میگن توجیه بله توجیهات صحیحی دارن و این توجیهات علا خلاف ظاهر آیست وجوهن صحیحتن به خلاف ظاهرها تو طابق مدلول عدلت العقل وجوهی دارد توجیهاتی دارد این آیات که ظاهرش تشبیه ظاهرش بله جبرست که اون توجیهاتی دارد متابق است با مفاد حکم عقل حالا چی اونها؟ نمیدونیم و این غابه عنا العلم به ذالک مفصله ببینید شما مثال زدن قضیه غیبت امام زمان چرا؟ قائب شده حتما چرا؟ ما میدونیم حکمتی هست میدونیم چه میگم؟ سببی دار میدونیم ضرورتی هست چی اون؟ چه میدونیم؟ مثل آیات متشابه آیات متشابه برخلاف صفات خدا و در از در و در از بحث به ظاهر میدونیم خدا نمیتونه برخلاف بله مواسبات خودش توصیف بکند پس این آیات چی دارد؟ بگید این آیات توجیه دارد؟ فَاِنَّ تَكَلُّفَنَا الْجَوَابَ عَنْ ذَلِكِ یا فَاِن تَكَلَّفْنَا الْجَوَابَ عَنْ ذَلِكِ وَتَبَرَّعْنَا بِذِكْرِهِ فَهُوَ فَضْلٌ مِنَّا غِرِ وَاجِب به زحمت امداختیم تونستیم جوابشو برستیم فضله اما واجب نیست حالا بعدشو میفهمیم میفهمید که مثال میزنه جواب میفهمید که مثل الوجف ایلام الاطفال و جهت المصلحه في رمی الجمار میفهمید که در عالم تشریح خیلی از این نقاط هست که ما نمیدونیم و ما اشبه ذلك من العبادات على التفصیل والتعیید فَاِنَّا اِذَا عَوَّلْنَا عَلَى حِكْمَةِ الْقَدِيمِ یعنی چی؟ ما میدونیم قدیم این خداوند عزوجل میدونیم خداوند عزوجل چیه؟ حکیم وَاَنَّهُ لَا يَجُوزُ اَنْ يَفْعَلَ قَبِيحًا هیچ وقت قبیه خدا انجام نمیده پس این کارهایی که در حج هست همه چی داره؟ حکمت دارد فَلَابُدْ دَعَنْدَهُمْ وَاَنَّهُمْ وَفَلَابُدْدَ مِنْ وَجْهٍ عَسَنٍ فی جمع ادامه هر چی خدا دستور داده واجهی دارد واجهش هم چیه؟ حسن هست وَاِنْ جَهِلْنَاهُ بِعَيْنِهِ نمیدونیم نمیدونیم که معادل تغییر نمیده فَلَيْسَ يَجِبْ عَلَيْنَا بَيَانْ ذَلِكَ الْوَجْهِ واجب هست با این پیدنکت چه بهتر؟ پیدنکت بر شما الزامی؟ نیست وَفِیْهَادَا سَدْدُلْبَابِ عَلَى مُخَالِفِينَا ایشون چی میگن به اصلا دست بالا گرف شما میگی چرا امام زمان غائبه؟ ما هزاران چرا؟ در برابرتون میریزیم به جوابش بدید هر وقت اونها را جواب دادید این را ما جواب بدید لذا میفرماید من اینجوری نقض جواب میدم که درب چرا بسته بشه سَدُّلْبَابِ عَلَى مُخَالِفِينَا فِی سُؤَالَتِهِمْ وَقَطْعُوا التَّطْوِیلَاتَ عَنْهُمْ از اینها حرف ها چی میگن؟ هر فراموش دل مرغانه چمن بسیار است ما اینجوری به این را نقض میکنیم که دیگر حرف تمام بشه چرا؟ چون خودشون هم در برابر این سوالات و بیش از این قرار گرفتند سوال فقط راجع به علت غیبت امام زمان نیست هزاران هزار باید شما جواب بدید اونها را جواب بدید ما این را انشاءالله جواب بدیم خب بعد میفهمد که اِلاَنَّا نَتَبَرَّع بعد میفهمد خیلی سید رشنگ وارد شد به مرگ به اسطلاح امروز چی میگن؟ به مرگ گرفت که به تب قبول کنید دست بالا گرفت شما از ما چرای اینه میپرسید؟ ما از شما چرای هزاران چرایی داریم اونها را جواب بدید این را ما جواب بدیم و گفتم به شما بودم خدا حکیمه حکمت خداوند از زوجن اقتضام کند که این کارش قبیح یعنی این کارش روی چیه؟ روی حکمت روی حکمت چون خدا کار قبیح هم جا نمیده اما اون حکمت چیه نمیدون؟ بعد میفهمد که حالا که ما اینجوری جواب دادیم نَتَبَرَّع تبرع یعنی چی؟ دوتلب دوتلب میشیم که یه جواب بدیم به ایراد لجفی غیبتهی چرا آقا غائب شده هم؟ على سبیل الاستظهار و بیان الاقتدار ما میخواهم بگیم که بلد خره؟ میتونیم و انکان ذالک غیر واجب علینا بر ما لازم نیست ما جواب رو بدیم ولی میخواهم بگیم لازم نیست معناش اینست که خدرت نداریم توانش رو نداریم فَنَقُول الْوَجْفِ غَيْبَتِهِ هُوَ خَوْفُ عَلَى نَفْسِهِ اه میگن میشه؟ میگه بله بعد توضیح میدن وجه غیبت اشتباه نشه نه تنها وجه علت منحصره نیست وجه در غیبت حضرت خوفشه بر خودش وَمَنْ خَافَ عَلَى نَفْسِهِ احتاجه یا استطاع هر کس بر خودش به ترس محتاجه به مخفی کذن خودش هست اَمَّا لَوْ كَانَ خَوْفُهُ عَلَى مَنِهِ اَوِ الْعَذَافِ نَفْسِهِ وَخُوف بر نفس قتله یعنی خوف بر نفس ازیادش میکنه اموال چه میبرن؟ اگه این باشد لا استطاع ندارد باید تحمل کنه لَوَجَبَ عَلَيْهِ اَنْ يَحْمِلَ ذَلِكَ كُلَّهِ لِيَرُوحْ عَلَيْهِ الْمُكَلَّفُونَ فِي تَكْلِيفِهِمْ تا بلاخره مکلفین یعنی این سختی رو به خودش تحمل بکنه زراده مواجهه تحمل بکنه از جرح و نمدن زرب رو تحمل بکنه که مکلفینه باشه برسند به تکالیفشون بعد میفهمید که همونطور که پیمبر اکرم هوا هادا کما نقولو فی النبی فی انهو یجب علیه ان یحمل کل ادا فی نفسه شقدر پیمبر اکرم ازیت تحمل کرده خب این آیت کنید پیمبر اکرم ازیتها را تحمل کرده حتی يصح منه الادا الى الخلق ماهو لطف لهم یوزی که لطف برای اونها باشد یا ارائه طریقه یا ایثار الال مطلوب از هر چی هست اینا لطفه تحمل کردن که این لطف به مردم برسند خوب و انما یجب علیه الظهور و این ادا الى قتله کما ظهر کثیر من الانبیاء به قتل ام برسد ظهور بر نبی لازم است همونطوری که برای انبیاء دیگر بود و الحمدلله رب العالمين موسیقی موسیقی