اولگو باشن خب اینم راجعه به این نقطه تا اینجا این را از کرده این خدمت شما شد سوچ در مجموع در مجموع شد سوچ برای این وجه این که چرا این آیه شریفه در میانه در سیاغ این آیات مربوطه به همسران قرار گرفت خب از این گذشتیم حالا اگه یادتون باشه این جناب آقای دهلوی که عبارتش قبلا خوندیم در طرف اصطناع شریف چه گفته بود؟ یه اشکالی بارد کرده بود گفته بود اگرچنانچه اختصاص داشته باشد این آیه به اهل کسا این نمایورید اللاه و دیوزه و انکوم ای اهل کسا اگر واقعا این طوری بود که ارادی خدا بینا تندقی رفته مقصود هستن دیگه پیغمبر چرا باید اینا جمع کند در کسا و بعد به خدا از کند که و اگر خدا اراده کرده اراده دیگه دوباره درخواستش دیگه چی چیه؟ چیزی که حسنه درخواستش تحصیل حاصل است و لغب است این از هم بودید هیانبر چیزا میخواد درخواست بکنه؟ چیزی را که خدای متعال قبل از درخواستش اراده فرموده است این خدا این آیه آمده بر پیغمبر نازل شده حالا که جبریل آمده آیه را آورده پیغمبر این را جمع کند و این نشان میدهد که آیه مربوط به اینها نیست کسی دیگه است مثلا ازواجه درست؟ هیانبر میخواهد با این دعا اونا را هم داخل کنه نزا جمع کنیم میبوییم متنه آیه مربوط به امسران هست ولی دعای پیغمبرم اونا را داخل میکنه یه گروه اولن و به ذات داخلن یه گروه دوبان دیگه ثانیم در دلعره است مثلا یه آقای را دعوت میکنن محافظه شان با خودش میبره یا هم مبایثه شان با خودش میبره یعنی قرض اصلی او هست یه هم مبایث هم با خودش برده مثلا آقای اینجوری گفتن گفتن که بازیون بود که پیغمبر تحصیل حاصل انجام نمیده هاشاک پیغمبر منظره است که بیاد یک چیزی که حاصل است درخواست بکنه میشه تحصیل حاصل میفرمایم که از روایات و احادیث علا طایفت این یک دسته از روایات مفادشون این استش که نزلت اله آیه سمجمع رسول الله صلی اللہ علیه و سلم اهل کسا تحت ال کسا و قال یه دسته روایات اینه حالا بعیدم نیست که بگیم مثلا بیشتر باشه احتمال باره این هم کلیجه کاریه اگر یکی از رقاها زحمتش بکشه خالی از فایده نیست که اون روایاتی که بیانگره این است که آیه نازل شد بعد پیغمبر این کار کرد یه دسته روایات مگوید نه وقتی که پیغمبر علم پیدا کرد به این که میخواهد وحی نازل بشود قبل از این که این وحی بیاد آیه رو بیاره این کار رو انجام داد و درخواست کرد اگر باید طبق این دسته دوم اشکال جوابش روشنه این بر اساس دسته دوم روایات این اشکال وارد نیست چرا چون که پیغمبر درخواست کرده آیه هم نازل شده در همین مورد نازل شده پس اینجا اشکال وارد نیست اشکالی که آیه بهلدی کرده نازل به اون روایاتیه که نزول آیه اول است و دعای پیغمبر بعد است خب حالا چجور جواب بدیم بلاخره ما اون روایات رو هم داریم روایات هم فرامان هستن نمیتونیم که اونها رو کنار بگذاریم که بگیم ما دسته دوم قبول میکنیم یا باید به تعداد نزول قایل بشیم یا اگر به تعداد نزول هم قایل نشیم بلاخره بگیم این واقعه کم با رخ داره نمیتونیم که اونها رو کنار بگذاریم حالا جواب چی؟ اینجا در واقع میگیم که علا وجه اشکال وارده است علا وجه نیست طرف میگرد خیلی خوب علا وجه اشکال که هست شما جوابتین چی؟ از جناب آقای دهلوی سوال میکنیم هر جواب شما اینجا به ما دادید ما هم به شما جواب میدیم اگر جواب شما اینجا دارید ما هم اینجا میبینیم همین پیغمبر از این مشهد اینجا به ما دادید اینجا به ما دادید و تحت بلایت الهی قرار گرفتم اقلا هر روزی هر شبانه روزی در این نمازهای یومیه واجبه نوافرش بگذاریم بگذاریم بایستی در هر نمازی دو مرتبه اقلش دیگه اقلش بایستی دیگه اهدن از سراتل مستقیم تحصیل حاصل نیست مخصوصا پیغمبر پیغمبر به خدا مستقیم مخصوصا پیغمبر به خدا مخصوصا پیغمبر به خدا مستقیم مخصوصا پیغمبر به خدا مستقیم مخصوصا پیغمبر به خدا مستقیم مخصوصا پیغمبر به خدا مستقیم مخصوصا پیغمبر به خدا مستقیم مخصوصا پیغمبر به خدا مستقیم مخصوصا پیغمبر باشخوت مخصوصا خواب kicked مخصوصا نابوکی عنق عنق عنق عنق آمل آمل آمل آمل آمل آمل آمل آمل آمل آمل آمل داره که نماز بخواهید. ولی امیر المومنین به اینها کاری نداره. دبازش احراره. اینجوری اصلا منقول هست شاید شما هم شنیده این بنده شنیدن این را که حضرت امام رضوان الله تعالی علیه اصلا اینجای دعای کومل دیگه تن رد میشدن. اصلا تعمل نمیکردن. گفتید مال ما نیست دیگه الان ما میخواهیم میرم. اینجا که میرسیدن آن که دیگه حب نیست بر تو علا عذابک و کیف عصبر علا فراقق اینجوری هست. ما که نمیفهمیم چی چی عصبر رو و الان فرمودن بخوانیم ما میخوانیم اینجوری. اینو امیر المومنین میفهمند. خدا رحمت کند مقامش عالی است متعالی محشور با اوریای خاص اله هزید امام رضوان الله تعالی علیه این همه ما به همه بشریت در واقعیشان در این حرف لطف دارند و به جامعه امام. شما فرمودن که من در تمام عمرم دو رکعت نماز برا خدا نخواندم. یه احساس منشون پاکه. دو رکعت نماز برا خدا نخواندم. اینو کی میگه؟ اینو یه فردی که در عرفان زبوخ شده. اون میفهمه یعنی چیه. اولا ما مثلا دوره که از نماز رو یک کمی دلمون میشکنه به خدا میگیم آه دیدی چه نمازی خواندم. یه زیری اصلا فهم قاسر است. متوجه من خدا هم ازمو کنم نه میفهمیم. مثلا این طلبکاری مالا. بلند شدیم نماز شبیه و ازمو خوندیم و با خدا نجوا کردیم. فهم کنم اولا یه چیزی مثلا ما بستونکار شدیم. لا تمانو علیه اسلام کن. مثلا همون مقدار که بلند بشی از رفت خواب باید همون وقت بگی خدایم تشکر کن. دادم کرد. ممکنه آدم تشنش بشه و به خاطر تشنگی آدمها بیدار میکنه. لطفه. سرش درد بگیره به خاطر سردرد. بچهش گریه کنه به خاطر بچه. همسایه سر رو صدا کنه. ممکنه از این صبح آمده رعایت نمی کنه بوغ میزنه آدم بیدار میشه. میگه آقا لطفا یه خواب مونه نگاه رو کنیم دلتر نماز بخوانیم. راهی عدو شبت صحبه خیلی اگرچه خداینا نه همه در حواستون باشه. یعنی حواسمون باشه. خلاصه ما اگر مسیر رو درست بریم ما هر چه از دوست و اثر دیگه نیکوستا. توی مسیر اگه آدم قرار بگیره آشقم بر قهر و بر مهرش بچه. وین عجب من آشق این هر دو زد. مولاوی اینجور میگه دیگه. شما با شادی اینجور چه تفاوت دارن؟ چه تفاوت دارن بله. هر بلا که از دوست آید رحمت است. هر بلا که از دوست آید چه؟ رحمت است. اون بلا را بر دلن صد منت است. میگه گریم و ترسم که او باور کند. وزترحام این لفظش بده این لفظ دومیش. حالا دیگه چون گفته من لفظ خودش میگم. وزترحام جور را نباید بگویم جور. کمتر کند. جور نیست. ولی چیز دیگه میگوید. میگه گریم و ترسم که او باور کند. میگریم و ترسم باورش بشه. وزترحام به من رحم کند. جور را جور منابشند اون شدت و سختی. اون کمش کند یعنی. کم بگذارد. خلو دیگه هم یه بحثی شد. گفتیم چیزی حالا نمیشه. استای گفتم. حرف اونا توتیبار نرم می کنیم. این حرف بزرگان است و عاظم معرفت. خب. پس تا اینجا این مطلب را رسونیم که ما جواب می دهیم که از اون باب باشه. اگر شما جواب دیگری اونجا دارید. حالا هر چی گفتید ما اینجا می دیم. از جواب از جواب. یعنی اینجا اختصاص به ما ندار. از جویت بعد از اینجایی که خدا با نیزون نوز تثیر کرده باشه. من میتونم که این نوز را به نوز تثیر میشه. از اینجا شیطان قادر استمرار مختصی ندارید. فهم. یه چی لازم هست که قادری استمرار مختصی ندارد. دیگه همه ی اونها مشروطه به استمرار و لطف الهیه. یعنی هر چی خدای متعال انایت میکنه حدوسا و بقاعا باید باشه. یعنی اینکه شیطان معیوسه آن با آن انایت الهی نباشه. شیطان دیگه معیوس نمیشه آن باشه. یعنی یعنی یعث شیطان تابع اینه که این ارتباط دائمان برقرار باشه. و این گدا هست دیگه. مختصای گداییش، مختصای فقر ذاتیش اینه که دائمان بخواهم. حالا چه به لسان قال، چه به لسان حال. یعنی مثلا موجودات عالم همهشون این دعا میکنن هم. مهمان هم همه برای این حال کردن میگیم دوباره ما قال خود من خبار ميلاد قرار میدیم. شاید اون هم قالم دارد. اما هر موجودی دائمان این را داره ولی خدا میگه ما رض میریم ولی در این حال این باید آنبهان این رض را از خدا بخواهد این متقاضیه او فیاضیت الهی در جنبه فاعلیته و این متقاضی و این در واقع قابل هم باید آنبهان این را درخواست بود اما دیگه هر جور برقرار گفتیم اگه این جواب دیگر جواب هر چه باشه بسانوان این اشغال بارده است که تحصیل حاصل نمیشد چرا؟ به حدوثان و بقاهم دیگه یعنی همواره با این اراده استمرار پیدا کنه تکوینه حدوثان یا بقاهم؟ نمیدونی؟ از کجاش دیگه؟ همینه دیگه اینی هر دو باید باشه اینی اراده الهی از ازل باید باشه و استمرار هم پیدا بکنه ولی اگر قطع بشه اسمت هم مبقیتی خواهد شد ازاله رشد هم مبقیتی خواهد شد اون تکوینی و تشریحش فرق نمی کنه مثل اینه که مثلا فرض فهمه که من لیوان رو دستم گرفتم خدا اراده دارد که من این دستم رو که آوردم آب رو بنوشم حالا اراده کرده تا آخر نمی کنه ارادهش قطع بشه یه قلف کردم یه جرعه کردم تمام شد تکوین استمرار کش نخواهیده ممکنه از مبقیت باشه ممکنه استمرار باشه مثلا ما که می نیرین مگر اراده تکوینی به ما تعلق نگرسته از که ما زنده باشیم اما اراده تکوینی مستمرنیست مبقت است بس اینم اشکال این آقای دهلوی اینه هایت فرمودید تا اینجا بحث تمام شد به لحاظ مدلولی مرموم شرفت نیم قبل از اینکه به مدلول برسیم بحث مستا ایشون یک بحثی باز داره گرچه مطلب روشن شد اما کلام ایشون هم حیثه که به اشتغجون نکنیم و آن این است که هنوکه قولون آخر قول آخر شیست قول دیگر این استش که این احلالبیت در این آیه مراد نه ازواجن نه مخصوص احل کسا اون دو قول نیستن یعنی اون کسانی که گفتن که همسرانن اشتباهه این کسانی هم که میگوین اختصاصه به احل کسا دارد این هم اشتباه هست مراد ایشابندان و بستگان پیغمبر هستن اون کسانی که صدقه بر اونا حرام شده ولی هاشم مثلا این نظریه را ایشون نقل میکنه همین صفحه 65 و ذهب بعضهم الى ان المراده من احل البیت فیل آیه من حرمت علیه مصدقه مراد اونا هستن و هم بنو هاشم کافتن مستدلین علا ظاله این سیادیلش چی هست مستدلین علا ظاله بما اخرجه مسلم فی باب فضائل علیین علیه السلام من صحیحه در صحیح مسلم در باب فضائل علیه الممنون آمده ان زید ابن ارغم وقد قیله یعنی به زید ابن ارغم گفته شد من احل بیتهی احل بیته پیغمبر کیا هستن نساؤه آیا همسران پیغمبر مراد هست قالالله آقای زید ابن ارغم گفت نه مراد همسران نیستن و ایمالله دلیل آورد و ایمالله به خدا قسم اِنَّ الْمَرَأَةَ تَكُونُ مَرْ رَجُلَ الْعَصْرَ منَ الدَّهْرِ زن با شوهر خودش درست زندگی می کند از صبح تا عصر سُمَّ يُطَلِّقَهَا مثلا عصر که شد مرد زن را طلاق می دهد فَتْهَرْ جَوَائِلَاْ اَبِیْهَا وَقُومِهَا میراد پیش پذرش و قوم خودش دیگه چه کاری به این مرده داره از اهل بیت پیغمبر همسران نیمیتونن باشن اینو در زید ابن ارغم می گویند اهل بیتهی اصله و عصبته اونایی که از در ریشه نسوی به هم می رسن الَّذِينَ خُرِّمُ از صدقت بعده اینا هستن انتها دلیل این قول این سخن آقای زید ابن ارغم هست که این را مسلم در سعیه اش آورده جناب شرف و دین دوتا جواب می دهد یک جوابش این هست که می فرماید این کلام زید ابن ارغم مربوط به آیه تدهیر نیست که ایشون اهل بیت در آیه تدهیر را معنا کرده باشه این مربوط هست به حدیث سغلنگ چون حدیث سغلنگ در اونجا آمده از اون سؤال کردن که اون نیتار کنفیک و مستغلنگ یا سغلنگ کتاب الله و اطرتی مراد از اون اطرت در اون حدیث چی هست زید ابن ارغم و زنان هستن گفت نه این خیشاوندان پیانبر هستن از شبت که ایشون بهتشین از انکله و راجعت ها در حدیث من سعیه مسلم تعلم انزیدن انما سؤل ان مراد نبی به اهل بیته هلزین از ذکره هم فی قولهی ای نیتار کنفیکم ما انتمستکتم بهیلن تزلوک تاب الله و اطرتی ایشون الان وچه اول سب کنید الان عجله نکنید اولا میفرماین این وچه را میتوانیم بگوییم شما از کجا میگید آقای زید ابن ارغم دارد اهل بیته در آیه تطیر را معنام کنه ما الان بحثم در آیه تطیره این ربطی به این نداره اگر هم شما میخواید سقلنگ به این آیه تطیر ربطی نداره این اولا خب میگرد لذا اگر سؤال شده بود از زید آقا آیه را چی میگید شما این که راجعه به حدیث سقلنگ بود اگر سؤال میشون زید ابن ارغم برمیگرد میگفتش که مثل ابو سعید و خدری و دیگران میگفت نه اینجا علیه کسا هستن این جواب اول مرگوم شرف و دین هست و جواب دوبوم ایشان این هست که جواب اساسی و درست دوبومیست مماشاتن دقیقه بفهمید دوستان اینو خواهش کنم در لحاظ روش مهم نستا ما وقتی که میخواییم وحس کنیم گاهی برهان گاهی جدال هستن اد آیلا سبیل رب که بلهکمن و المعاوید از این حسنه و جادل هم به لطیه هستن آقا امیر المومنین به معاویه چطور احتجاج میکنه نمیفهم از در قدیر و خون پیغمبر مرا نزد کرد تو چه میگی حدیث منزلت هست شهست شهست میگه از ای معاویه بایان القوم اللذین بایعو ابا بکر و عمر و عثمان علاما بایعو هماره اینجوری احتجاج میکنه یک از برگرده بگه آهان امیر المومنین قائل به نصف نیست و الا به نصف استدلال میکرد برادر اصلا به نصف نباید استدلال میکرد چرا چون معاویه براحتی جواب میداد باید دادن حواسش جمع باشه معاویه میگو اگه نصف بود که شجوخ سلاسه قبلان قبول میکردن من دنبال اون را هستم چه بگم امیر المومنین خلصلاه میشد حواس اون باید باشه که مطلب را کجا باید به کار ببریم همیشه نباید دادن برهانی بحث کنه یه جا باید جدال احسن کنه جدال احسن میگه آه خلان ما ماشاتم این رفتی به این نداره جواب اصلی این نیست جواب اصلی چه چهه برادر اصلا مسلم اشتباه کرده هست که کلام زید ابن ارغم را در صحیحش آورده هست این یک نمره منحیم مسلم هست تو محدث هستی نباید در متن حدیث زید حدیث کلامه صحابی را بیاری رعی صحابی که حدیث نیست اشتهاد صحابیه اصلا اشخال به مسلم وارده این اگه تو حاشه مینوشه این نداره تو پاورقه مینوشه این نداره اما تو متن زید حدیث اشتهاد کرده اشون آورده حالا نقضه بلغازه که محدث هست این حدیث اینقدر گشته حدیث صحیح آورده کلام زید ابن ارغم هست حدیث نیست که خب ما میگیم آقا زید اشتباه کرده این که زید ابن ارغم اشتهاد کرده نظرشه لذا اونایی که گفتن نگاه کنید اونایی که گفتن اختصاص بعض واجدارت اکرمه و نمیدونم اون عربت ابن زبایی اونا هم گفتن اشتباه کرده لذا هم قبول نکردن هفته اشون را بنابراین ایشون که گفته هست که مال اونایی از این حرمت علیه مستدقه نمیگیم نه این مرادی نیست چرا ربطی به این در اون حرف این آقا ما حرف این آقا تابع و حرف اون نیستیم که حدیث نیستیم که سخن پیغمبر باشه و هم معارض بشه و که نه آقایان میخوان بگن این معارض هست با اون احاویسی که مراد چیه که مراد اهل که سازمین های معارض پیغمبر که نفرموده که آقای زید ابن عرقم اجتهاد کرده حالا این اجتهاد اختصاص داشته باشد به حدیث سقلن لا خدجته در باری آقای تطیرم شما پیاده بکنید بازم لا خدجته فرق نمی کنه از این بحث هم تمام شد نکته ای نداره انشالله دومبید فروردگار با شرط حیات بحث دلالت ها که خیلی مهم هست ما حالا مصدار مشخص کردیم اهل کسا یه گام دیگه ای داریم برای امامت اهل بید و آن این هست که اسمتشون هم انشالله تعالی از آیه ثابت بشود و صلو اللهم صلی علی محمد و علی محمد و عجیب و رجعون در دست هم جدون و در دست هم جدون در سلامتو میوزد weakness نسیمه اش آمدیی و باقه جان پر preached as شمیمه اش �� ع..! شمیمه اش ! آمدیی و باقه جان پر underneath š meified اور شمیمه اش damn a من من امام شامل سایبان اش عن دست ده hangs مسعود برای نامه جاویدان راه هست ، اما آیه köسدğl容 دست ده ثانیه آیه years and so یک هماسه بود و هست نام جاودان تو با تو ارد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را مسلمین باید بیدار بشند ملت ها دولت ها را من از اکثرشون معیوز هست لیکن ملت ها باید بیدار بشند و همه تحت لبای اسلام و تحت سیده رای قرآن باشند الحمدلله مسلمین هم ادهشون قریب یک ملیاد هست و هم مبالکشون یک ممالکیست بنی سربطمند و هم افرادشون افراد لایق لیکن اونهایی که می خواند در این ممالک حکومت کنند باسته تبلیغات سویی که در طول چند ست سال تقریبا کردند و نفوزی که در دانشگاه ها در جاهایی که مراکز تربیت ابناء مسلمین هست کردند مسلمین را طوری کردند که از خودشون معیوز شدند یعنی خودشون را گم کردند باید مسلمین جدیت کنند مجد خودشون را پیدا کنند این عرب یا شرب که سلطه پیدا کرده است بر همه ممالک اسلامیه مهمش اون سلطه فرهنگی بود است که در اون مراکز تربیت می شودند بچه های ما به تربیت هایی که وقتی که از دانشگاه ها بیرون می آمدند طرفتار قرب یا طرف قرار شهر بودند همین جوان هایی که شما ملاحظه می کنید که الان یا برای چین یا برای شعروی یا برای امریکا فعالیت در ممالک مختلف و الان در ایران خصوصا می کنند این ها بیشتر بسیارشون از همین دانشگاه ها بیرون آمدند یعنی با این تربیت بیرون آمدند که خودتون چیزی نیستید اممال اونها چه اونهایی که فرسایی می کردند و قرب زده بودند و چه اونهایی که در مدارس ما مشغول تربیت بودند این ها همه این معنا را متفق کلمه بودند که ما خودمون از اون چیزی نمی آد ما باید دنبال عرب باشیم یا دنبال شهر باشیم مسیبت بزرگ برای مسلمین همین فرهنگی است که در بین مسلمین رواز پیدا کرده و جوانهای ما را می کشاند یا به اون طرف یا به اون طرف و در ایران اکثرا طرف امریکان با صورت اینکه ما کومونیست هستیم برای اینکه اینها بعضشون که از کومونیست خودشون ها می دانستند یا خیال کردند بودند در درباره شاه خدمت می کردند در هر صورت اون چیزی که وضیفه همه ما مسلمین هست وضیفه علمای اسلام هست وضیفه دانشمندان مسلمین هست وضیفه نویسندگان و گویندگان در بین طبقات مسلمین هست این است که کشیار بدند به این ممالک اسلامی که ما خودمون فرهنگ داریم ما خودمون فرهنگ قنی داریم فرهنگ ما طوری بود است که فرهنگ ما صادر شده است به خوارش که اونها گرفتند از ما کتبی که در این کار داریم این کار در ایران یا در ممالک اسلامی نوشته شده که اونها گرفتند و ازش استفاده کردند این کار در ایران یا در ممالک اسلامی نوشته شده که اونها گرفتند و ازش استفاده کردند موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی