نبه مدینه امام روبه برادر بزرگوارشون حضرت عباس کردن و فرمودن زنان و کودکان را بر مرکب ها بنشانید تا ببینیم این مرد و لشهرش چه می خواهند باد می وزید و نامه ها را تکن می داد باد می وزید و حضن ناشناخته را به قلب هر می دمید دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب بگذار از ببه تازت خدا نگهدار پرشور و باطراوت زنده و پویان صدای روشن دین ندای جهان اسلام راژیو مرد معارف صدای فضیلت و فطرت آشفتگان موید از خود خبر ندارد آشفتگان موید از خود خبر ندارد پار سایان بر درگه تو بحریست از آب چشم و شام خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارد حجت الاسلام وحیدی در ره گذر ندارد بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علی محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله عزیزان همراه در برنامه پارسایان خدای متعال ما رو جزئ دوستان واقعی هزارات معصومین قرار بده و آمنه به دستورات اونها یکی از نکات مهمی که مؤمن باید در زندگی خودش رعایت بکنه پذیرش حقه اگر اشتباه کنید اشتباه کردم بپذیرم که اشتباه کردم اصرار بر اشتباه و لجاجت نداشته باشم که این جزئه صفتهای زشتیست که از او منع شدیم بعضی وقتا انسان به خاطر پیروی از هوا و حوست حق رو قبول نمی کنه لجبازی می کنه قرآن کریم می فرماید فرعیت من اتخذ الههو هواه و ادله الله دیدی کسی که هوای خودش رو معبود خودش قراره داد و گمراه می شه گرفتار می شه نکنه انسان نفسانیتش باعث بشه که حقی رو قبول نکنه در ادامه قرآن کریم می فرماید کسی که پاروی حق می گذارد و حق رو قبول نمی کند به خاطر پیروی از هوا و حوست یه اتفاقی براش می افته ختم علا سمعهی و قلبهی و جعل علا بسرهی غشاوه خدای متعال دستگاه محاسباتی او رو مهر می کنه دیگه او نمی تونه به فهمه گوشش نمی شنوه چشمش پردهی جلوی او می افته نکن نبینه و کر بشه می بینه نکن نشنوه و کر بشه می شنوه اما فهم نمی کنه آدم اگر از حق پیروی نکرد و لجاجت بر ناحق کرد آهست آهست دستگاه محاسباتیش از کار می افته و دیگه نمی تونه معارف و حقائق رو درک بکنه خدا هممون رو جزء حق پذیرها قرار بده انشاءالله خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله ملالی قارپوزابادی یکی از علمای بزرگ و البته متخلق ماست نسبت به حق بسیار متوازع بود نقل می کنن یه قضیهی پیش آمده بود دو نفر بر سر مالکیت زمین های یک رستایی ادعا کرده بودن این می گفت زمین های این رستا مال منه اون یکی می گفت برای منه هر دو عدله خوده خودشون رو بردن پیش مرحوم ملالی زنجانی که ایشون اهل قارپوزاباد زنجان بودند و عدله مالکیت هر کدومشون رو بررسی کردیشون خب این آقا یه حرف هایی زد اون آقا هم یه حرف هایی زد مرحوم ملالی زنجانی دلیل های اون کسی که مالک واقعی بود رو کافی ندونست و البته حکم نهایی هم سادر نکرد ولی به نظر اشتسیده بود اون مدعی غیر واقعی او باید مالک باشه این رو هم مطرح کرده بود که شما که میگی مالک هستی حالا این مالک واقعی بوده بنده خودم شما نه دلائل درست نیست به نظر میرسه این یکی این طرف مقابل شما مالکه که در واقع او مالک نبوده حالا این دوتا از پیش مرحوم آیت الله زنجانی خارج میشن یه روز اون مالک اصلی داشته پیش دوستاش تریف میکرده که آره ما رفتیم پیش ملالی زنجانی عدلی رو او بردیم و ایشون حرف ما رو قبول نکرد و حق رو به او داد البته حکم قطعی هم نکرده بودا ولی به نخره اینجور بوش میاد که میخوام زمین های ما رو بگیرند و بدن به اون طرفی که داره ادعا میکنه و میترسم که زمین هم از دستم بره کاری هم از دستم بر نمیگن اون رفیقش که حالا داره حرف این مالک اصلی رو میشنوه میگه من با یکی از شاگردان ملالی زنجانی رفاقت دارم بذار برم باش مشورت کنیم ببینیم چی میگه بلاخره او استاد خودش رو میشنسه ببینیم نظرش چیه رفتند و همه ماجره رو برای اون شاگرد ملالی زنجانی رحمت الله علیه نقل کردند اون شاگرد گفت فردا صبح نزد استاد برید مرحوم ملالی زنجانی و به ایشون بگید قبل از این که حکم سادر بکنند فلان صفحه از فلان کتاب رو هم متالعه بکنند بعد حکم رو سادر بکنند گه باشه اینا فردا شد و رفتند پیش مرحوم ملالی زنجانی رحمت و رضوان خدا بر او و گفتند آقا شما فرمودید که حق با این بنده خدا هست یه طلبه ای ما باش مشورت کردیم ایشون به ما گفته پیشه شما بیانید و بگیم قبل از این که حکم نهایی رو سادر بکنید فلان صفحه از فلان کتاب رو هم ببینید مرحوم آیت الله ملالی زنجانی بلا فاصله میدن باز میکنند و میبینند عجب حق با این بنده خداییست که تا الان حق رو به اونه میدادند بلا فاصله میگن من اشتباه خودم رو متوجه شدم حکم قبلی اشتباهه این زمین ها مال شماست بعد فرموده بود این طلبهی که شما رو راه نمایی کرده طلبه نیست مجتهده او فهم مسئلهش قوی بوده من باید او رو زیارت کنم من رو پیش او ببرید ببینید به محض این که میفهمه اشتباه کرده اشتباه خودش رو اعتراف میکنه و حکم رو بر میگردونه و حالا برای تشکر از اون طلبه میگه من رو به زیارت او ببرید فردا با اون بندگان خدا میرن به محل زندگی اون طلبه یه دفعه میرن عجب این طلبه یکی از شاگردهای خودشه و خیلی خوشحال میشه به خدا رو شکر میکنه که یکی از شاگردانش به مرحله اجتهاد رسیده اینقدر فهم بالایی پیدا کرده خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله آبزرگ تهرانی رحمت الله علیه یه قضیه نغم میکنن میگن مولا محمد هرندی جز اش شاگردان شیخ انصاری رحمت الله علیه بود خب در شهر خودش مرجعیت پیدا کرده بود مرد توجه بود بعد از مدتها آمده بود زیارت اتباد کربلا رفت پیش مرحوم میرزا رحمت الله علیه یه ملاقاتی با همدیه گفتگو میکردن بعد از مباحثه که تمام شده بود میرزای شیرازی متوجه شدن که در اون مباحثهی که بین میرزا و این مولا محمد هرندی رحمت الله علیه درگرفته حق با مولا محمد هرندی بوده و مرحوم میرزا در اون مباحثه حرف این مولا محمد هرندی رو قبول نکرده بلا فاصله مرحوم میرزای بزرگ شیرازی صاحب فتوه تنباکو مرجعیت آم دستور میدن یه نامهی بنویسند میدن به یه قاسدی که سواره با سرعت بره کازمین و پیام میرزا رو به مرحوم مولا محمد هرندی برسونه و بگه حق با شما بود در اون مباحثهی که ما کردیم حق با شما بود و من اشتباه کرده بودم ببینید پذیرش حق یعنی این قضیه دیگری نقبه کنم مرحوم فیض کاشانی رحمت الله علیه در باره یک مسئله علمی با مرحوم مولا خلیل قزوینی رحمت و رضوان خدا بر او مناظره کرده بودن مباحثه کرده بودن خب نظر جناب فیض کاشانی با نظر مولا خلیل قزوینی متفاوت شده بود هر کدام سعی می کردن که رأی خودشون رو اثبات بکنن دلاخره مرحوم قزوینی حرف فیض رو تختعه کرده بود و کلام خودش رو صحیح دونسته بعد از چند روز مرحوم مولا خلیل قزوینی متوجه شده بود که حرف فیض کاشانی رحمت الله علیه درست بوده و خودش اشتباه می کرده برای همین ایشون از قزوین پیاده راه می افته به سمت کاشان بعد میره در خانه مرحوم مولا محسن فیض کاشانی رحمت الله علیه که میرسه از دم در فریاد می زنه یا محسن قد اتا کلموسی ای محسن گناهکار آمده کسی که اشتباه کرده بوده آمده میاند و سلام و احوال و پرسی و تعارفات معمولی بعد مرحوم قزوینی رحمت الله علیه بی مرحوم مولا محسن فیض کاشانی میره در اون مسئله حق با شما بوده اومدم بگم که حق با شما هست و بردم هرچی مولا محسن اصرار میکنن که بمونید استراحت بکنید ایشون میگن نه من فقط و فقط به قصد اعلام اشتباه خودم اومدم باید برگردن و بر میگردن به سمت قزوین این یعنی حق پذیری آدم اگه بفهم اشتباه کرده به اشتباه خودش اعتراف بکنه حالا تو خونه ممکنه باشه محل کار ممکنه باشه در مقابل بچه من ممکنه باشه اگه اشتباه کردیم پافشاری روی خطای خودمون انجام ندی انشاءال پنجری پنجری پنجری پنجری پنجری پنجری ما باید به سمت سلح مسلح بریم یعنی تابون دندان باید مسلح باشیم بسم الله الرحمن الرحیم خانم ها آقایان سلام افتخار دارم میزبانی کنم از استاد بزرگوار جناب آقای دکتر سعید جلیلی از مجمع تقخیص مسلحت نظام آقای دکتر سلام خیلی ممنون من هم سلام عرض میکنم خدمت شما بود آقای دکتر مرد یک پیام راه بردی و کلیدی و از ولی معظم فقیه رحبر معظم انقلاب از اتاقا دیدیم و یک بندهایی و به عنوان تکالیف به اراع استراتیجی ها برای اقشار و سنوف مختلف احالی رسانه رو خطاب قرار دادن روحانیون رو خطاب قرار دادن جوانان پرشور انقلابی و مخاطب قرار دادن و یه فرامتنی فوق این بودونم اینه که حرکت پویای ملت شریف ایران نباید متبرک بفشه ما یه سلایه داریم میگیم که در پیام های رسانه هران چه که منتقل میشه یک فرامت و یک زیر متن داره فرامتن پیام رحبری معظم چیه که این حرکت علمی و تأکید میکنن در فضایی که ما در یک آتشبست و شکننده قرار داریم نکتهی که اشاره کردید پیام رحبری خب نکات مهم میداشت من یه فرازشو عرض میکنم ایشون فرمودن ملت سرفراز ایران پرشتاب تر از قبل به سمت افخهای بلند حرکت میکنم من عرضم اینه که هر ستای اینها یه واقعیت و حقیقته تعارف نیست اونجایی که میفرماین ملت سرفراز ایران امروز آوازه ملت ایران واقعا در دنیا به سرفرازی شناخته شده کالا این رو توضیح خواهم داد اینم که فرمودن پرشتاب تر از قبل شتابنده تر از قبل شتابنده تر از قبل باید حرکت کنیم و هم به سمت قله به حد دقلها اکتفا نکنیم این اقتضا انقلاب فس اینه که چرا در چنین شرایطی این نوید داده میشه یا این حرکت این راه نمایی میشه که باید حالا پرشتاب تر حرکت کرد و هم به سمت افخهای بلند این به نظر من کاملا یک بحث واقعیست ممکن هست و انشاءالله محقق خواهد شد این اون چیزیست که مهم فهمیده بشه من اینجا باید که این موضوع فهمیده بشه لازمش اینه که ما باید اگر میخواییم چنین باوری رو داشته باشیم و حتی در یه مباحثه میگه که بگه نه اصلا به چه دلیل اینو دارید میگید این رو چگونه یک نفر اقناب شود به این حقیقت چگونه براش اثبات بشه که این حرف حرف واقعا همینه آیا الان ما مثلا میگوییم ملت سرف راز پرشتافتر از قبل به سمت افخای بلند این دلیلش چیه این نکتر رو اگر میخواییم در ببیشه سطح ملی بهش برسیم به نظر من باید یک فهم مشترک و یک اجماع ملی پیدا بشه نسبت به مختصات نقطهی که الان در اون قرار داریم این خیلی مهمه که ما الان در چه نقطهی هستیم من یه موضوعی رو که الان همه مردم ما هم بایش آشنا هستن رو عرض کنم برای توضیح این نقطه اون چیه ببینید یک باند جنایتکار یه رژیم سحیونیستی یه حمله و یه حمله نظامی رو به ما شروع کرد در همین جنگ دوازه روزه این رو روشت کم تعمل کنیم از هزاران کلومه دونورتر هواپیما بلند میکنه با موشک حمله میکنه به چی به رئیس دانشگاهیه به استاد دانشگاه ببینید این در تاریخ جنگ ها شما ببینید رای ممکنه یه رئیس دانشگاهی هم یه جا حدف قرار گفته مثلا رفتن ترارش کردن به شکل امنیتی اما این که هواپیمای نظامی موشک بلند کنن ببرن به سمت حدف اون حدف چیزی رئیس دانشگاه هست باز اون رئیس دانشگاه هم نکه مثلا بگی توی محرکتی توی تحسیصاتی توی آزمایشگاهیست تو خونهش گنار زن بچهش خوابیده حدف حمله به اون حرکت پرچهتاب ملت ایرانه این رو یک کم تحلیل کنیم چرا این کار رو میکنه اونم در این شکل حدف قرار میده نباید مثلا ترار امنیتی مثلا با یه کلت بگه آقا یکی برو این کار رو بکن ریزپرندست بمبارانه هواپیما بلند میکنه موشک بلند میکنه میاد کی رو حدف قرار میده ریز دانشگاه رو چندین استاد دانشگاه رو به شکل نظامی حدف قرار میده این رو به نظر من خیلی جای تعمل داره چرا این کار رو میکنه اونم چی در دنیایی که ادعای تمدن داره بعد وقت همین حرکت مورد حمایتی کی قرار میگیره امریکا همین حرکت مورد حمایتی کی قرار میگیره همین سه دولت اروپایی میان با افتخار تحیید میکنن پشتیبانی میکنن حمایت میکنن این از لازه حمایتاشون از اون طرف تو همین حرکت در چه زمانی صورت میگیره که همین کسانی که ادعای مناسبات فعلی جهان رو دارن یک کلمه محکوم نمی کنن شورای امنیت شورای حکام ارزن بزرگ شما آجانز اینو قابل تعمله دیگه اون بحثی که شما فرمودید این قابل تحلیله چرا این کار رو میکنن؟ سکوت میکنن سکوت میکنن تایید میکنن حمایت میکنن و او چرا برای یه استاد دانشگاه که شب کنار خونوادش هست نیمه شب هواپه ما بلند میکنه و اونو هدف قرار میده چرا این کار رو میکنن؟ تو این دنیا تو همین هایی که خیلی وقتا ادعا داشتن آقا ما از فلان موضوع خیلی ناراحتیم یکی فوت کرد ما ناراحتیم یکی فلان شد اینطوری بود این حرکت ها اینجا به نظر من اگر این رو بتونیم ملت ما که امروز به حق یک ملت سرف رازه و اتفاقا یک درک صحیح از این سحنه داره این رو بتونیم به یک تحلیل مشترک برسه و اون وقت مسیرهای بعدم بهتر روشن بشه در دنیا یه مناسباتی هفتادشت ساله آکم در دوره های مختلف هر زمان یه مناسباتی بوده بعد اینا تغییر میکرد هفتادشت ساله یه مناسباتی آکمه بعد از جنگ جانی دوم یه قدرت های شکل گرفتن برای خودشون یه انحساراتی درست کردن یه مناسباتی درست کردن که از جمعه مناسباتشون همینه شورای امنیت از آجانس انیجی اطومیه نمیدونم از این چیز هاست دیگه یه مناسباتی درست کردن ادعاشون همینه که ما با این مناسبات میخوایم امنیت دنیا رو حفظ کنیم شعار دموقراسی میدادن شعار اقتصاد آزاد میدادن شعار آزادی هم همه این چیزهایی که مطرح میکنن این مناسبات امروزی که ما به قول اونها تاریخ ملیادی در سال 2025 هستیم که به قول بعضی از اینا میگفتن پایان تاریخ و دیگه ما انتهای همه چی رو رفتیم و دیگه در اینجا هستیم از لحاظ ارتباطات میگفتن ما امروز در بهکده کوچک جهانی هستیم همه این دنیا من وصله شما این حرکت خیلی قابل تعماله چرا این حرکت صورت میگیره از ساتید دانشکار رئیس دانشکار نباچید با هواپیمای نظامی مورد عدف قرار بگیرن چرا نوید نظم نوید نه آقای دکتور یا ما پسر بد بازییم که داریم بازی و بهم میریزیم اینجا من میخواهم میگم این اتواقا اون نظمی رو که اینها مناسباتی رو که شکل دادن اولا این نمودشه اما چرا یه حرکت رو میکنن چون احساس میکنن این مناسبات داره به پایان خط میرسه چرا به ایران حمله میکنن چرا به این استاد دانشکار حمله میکنن چون میبینن این فهمیده هست که این مناسبات مناسبات قابل اعتماد نیست این مناسبات مناسباتی نیست مناسباتی نیست وقتی میگیم ملت سرفراز این یعنی هم دانشمندش هم فرموندش هم مردم دیگرش اینها در یک فهم مشترک هستن از این که اگر ما میخواییم پیشرفتی داشته باشیم این پیشرفت اگر میخواییم امنیتی داشته باشیم این امنیت باید واقعی باشد متکیه به خودش باشه وارداتی نباشه که اون یه روز بگه خب میدم یه روز بگه نمیدم یه روز بگه حالا داشته باشه یه روز بگه نداشته باشه این ملت شهست ساله از زمان شعار حضرت امام که در سال چلوسه جلوی کپیتولاسون باستادن گفت من ملت ما ملتیست که برای خودش اززت داره احترام داره اون زمان از این سطح شروع کرد امروز رسیده به چه نقطهی به یه نقطهی رسیده است که او دیگه سر این نیست که بگه آقا تو فقط من رو این حقوقم رو به رسمیت بشناس که مثلا تو حق کپیتولاسیون نداشته باشی امروز به جایی رسیده که او خودش میگوید من در این عرصه ها پیشرفت میکنم مقاومت میکنم و از حقوق خودم دفاع میکنم این رو تونسته این مناسبات قلط رو به چالش بکشونیم با شهیدان خدایی وطن وطن وطن ببینید در دو سه سال پیش اینها یه حرکتی رو بعد از توفان الاخصا کامل فهمیدم اون چی بود امیدوارم این مناسبات دیگه نمیتونه ادامه پیدا کنن مناسبات قلط ببینید خود اینا میگن توفان الاخصا که صورت گرفت میگن یه گروه بود مثلا هماست برای منطقه کچی که انجام داد من سآل میکنم چرا فردای این عملیات فیض جمهور امریکا تو همه هفته اول فیض جمهور فرانسه نخص وزیر انگلیس اینا همه پا میشن به اونجا من گره میگید یه گروه بود چرا اینقدر اهمیت پیدا میکنه که چند قدرتی که خود چون قدرتهای بزرگ جانی میدونن سراسیمه همه هفته اول میرن اونجا حضور پیدا میکنن قول همکاری میدن و بعد ببینید در این دو سال هر کاری که تونستن انجام دادن مثلا چی کار براتو قضیه میکردن که نکردن انواع و اقسام جنایت یعنی چی؟ این یعنی این که اون مناسبات به پایان خودش رسیده ادامه نمطوله بده یکتی که ببینید چه وقت یه مناسبات یه نزد به هم میریزه وقتی که خودش دیگه بفهمد با اون مناسبات نمیتونه اتقاب کشید کار چردشوند دست داد؟ امروز شما این رژیم سهیونستی هیچ چیزی قائل نیست هر کاری رو میکنه یعنی چی؟ ابتدا خیلی اینها دست و پا میزدن که این نظم رو نگه دارن در عملیات شهادت رسوندن سید حسن نصرالله خود رژیم سهیونستی اسم عملیات رو گذاشت چی؟ نظم جدید یعنی این که فهمیدن این نظم دیگه قابل دوام نیست تمام زورشون رو میزن چرا رژیم امریکا ترامب ببینید تمام تلاشش چیه همین میخواد اگه این نظم هست من کت خدارشم حالا من میانجی میشم حالا من میگم این کار رو بکن حالا میگم اون کار رو بکن همین دیروز دیدم یک از این نشریات خود قربی مدرن دیپلوماسی یه مطلبی نشون نشوند آقا تو نتونستی چرا نتونست؟ اون توی مقالش نمیشته میگه چون تمام این مناسبات تو رو یه ملتی مثل ملت ایران این که میگی ملت سرفراست نترسی ایستاد او میبینه در اولین بار در دنیا یه ملتی یه تمدنی شکل میگیره اونا قدرت هستهی یعنی تاقم بمبه هستهی نداره تاقم بمبه هستهی رو قائل هم نیست بدون بمبه هستهی این جرعت رو داره به او حمله میکنه تو دهنش میزنه به دو قدرت هستهی که الان به اسطلاح که رژیم سهیونستیچ امریکا نمیترسه میایستد و موفق میشه چرا چون این دانشش از خودش هست من این بحثم بحث مهم میسن میخوام بگم که اینجا این رو باید بدانیم در چه نقطه هستیم این مردم عزیزمون بدونن چرا ما امروز در یک نقطه بزنگاهی هستیم که چی که این نظم داره عوض میشه خود اونا هم فهمیدن منطقه مردم اونا میخوام تو ویرانه های نظم قدیم دوباره متناسه با همون منافع خودشون امیال خودشون این نظم جدید رو شکل بدن ما اطلاقا توی نقطه بزنگاهی همیشه در طول تاریخ متاسفانه در این نقطه های بزنگاهی ما یا قایب بودیم یا قافل بودیم زمان قاجار بوده زمان پهلوی بوده در دوره های این طوری بود امروز ملت ایران که میگیم ملت سرفراز این که رهتری معظم انقلاب میفرمن ما با قدرت به افقهای بلند باید نگاه کنیم پرشتابتر از گذشته برای چیز باید که امروز ملت ایران نقایب هست نقافه بلکه یک از کنشگران اصلی سحن هست این که شما میدونید اونها من این رو گفتم این جنگ جنگ رجیم سحنیستی با ما نبود تمدن قرب با تمام زرفیت سخت افزاری و نرم افزاری شومد این هم ادعای من نیست اصارات خود شونه خود امریکا چی بیان کرد به سراحت ورداشت گفت بله ما هر چی در طوان ما بود دادیم میام تونست استفاده کن خود همین وزرهای کشورهای اوروپایی بیان کردن وزیر دفاع فرنسا گفت بله ما تو فلان قضیه انقدر کمک کردن اصلاهایی که دادن در قضایی همین پدافندش کمکی کردن این از را سخت افزار نرم افزار هم شما دیدید نه تنها محکوم نکردن استقبال کردن تایید کردن پس ببینید جنگ در یه نقطه به زنگایی هستیم اینا با همه زرفیت سخت افزاری و نرم افزاریشون میان شورای امنیت شما میگید اینجا دیگه اصلا شورا امنیت که مثلا برای کار کردن سانتریفیوش زیر نظر آجانس قطنامه سادر میکنه اینجا بیانی هم سادر نمیکن شورای حکامی که همون که هر روز قبلش قطنامه سادر میکنه اینجا حتی محکوم نمیکنه حتی خلاف نظم خودشون قطنامه 487 چی میگه میگه که حق نداری به تحسیصات اصلایی حمله بشه اینجا میگه حمله شد اشکال نداری یک کلمه بیان نمیکن هم میخواه میگن پس ما تو این نقطه بزنگاییم بعد میام نه نتیجه نمیگیرن میبینن کسانی استادن موفق شدن او فکر میکنه مثلا با این سخت افزار با این حمله موشکی میتونه اون نرم افزاری که رو به فرو پاشیست تو جلوشو بگیره یعنی این حرف من نیست این که میخواه میگم حالا شما این ورنگام میکنید همین به هیچ اموره تونست چند روز پیش دیدار با نواندی ویژه امریکا دقیقا اکسهای قدر رو که نشان داد که این نظم فرو پاشیده حالا میگه تونست بوده همین آقای سناتی که موقعی که توفانال اقصار شد نخست وزیر انگلیس بود پاشد رفت سراسیمه به تلاویب شما میبینید همین هفته پیش مساهبه میکنه بیار میکنه میگه این نظم در حال فرو پاشیست بعد اینجا نقطه اشتیاله بود میگوید ایران امروز در حال بنا کردن نظم جدیده من نمیگم این اصارات اونه آقای دکتور ما در یک وضعیت آتشبست کاملا شکننده و ناپایدار هستیم ما مورد حجمه و تهاجم واقع شدیم ما دوشمن سهیونستی و تنبیه کردیم که الان نشستیم داریم مزاکره میکنیم یعنی ما نباید ادامه میدادیم میدونیم مردم سآل دارن دیگه میگن که تجاوز کرده ما دفاع کردیم ما تنبیهش نکردیم چرا الان میشیدیم پای میزه مزاکره الان موقع موقع مزاکره هست کدام مزاکره الان من این رو میخوام توضیح بدم دقیقا ابتکار عمل که میخوام میگم اینه امروز در این عملیات در همین جنگ دوازده روزه که او فکر میکرد مثلا اگه بیاد فرماندهان شما رو در کنار دانشمندان شما بزند امنیت شما رو با پیشرفت شما مثلا زمین گیر میکنه امروز دیده نه هیچ کدوم این دوتا نشد هم شما از امنیت ادفا کردی هم به فرمایش آقا پیشرفت شتابنده تر از قبل به سمت افقهای بلند در حال حرکت این آهنگ کشور شماست حالا اینجا من میخواهم میگم دیپلوماسی شما چیست اطلاقا الان وقت حرکت های نخت زن تو دیپلوماسیه تو سیاست خارجیست همونجور که ما چطور در عملیات موشکی میگفتیم کار نخت زنی باید داشته باشیم بخوره که من به اون الحمدلله به مدد شهده بزرگ ما عزیز ما شهید باقری شهید حاجزاد شهید سلامی شهید تشید اینا زحمت کشیدن و ما تونستیم عملیات نخت زن داشته باشیم بخوره به اون حدف امروز ما در بحث دیپلوماسی هم نوبت عملیات نخت زن ماست این چیه؟ همه دنیا دید اینها کسانی بودن که وسط مزاکره موشک زدن خود اینها اومدن کسی که استدلالش اینه این دیگه نمیتونه در دنیا جایگاهی برای نظم داشته باشه باید بگم نه من مثلا میخوام منم که مناسبات جهانی رو شکل میدم تمام شما این توییت های ترامبو ببینید مثل آدم متوهمی که بعد میان کنه بله حالا من اینجا میگم این کار رو بکنید حالا میگم اینجا من میانجی میشم از تو شد توی هم حالا اون که حسابش مشخص بقیه شما من کسی که حمله به تحسیصات هسته ای رو محکوم نمی کنه این نمیتونه مورد اعتماد باشه این چطوری شما میتونید بید او الان باید بیاد در یه موضع اول خودشو اثبات کنه نه اینکه او از شما بخواد تو بیاد اثبات کن که مثلا فلان کار میکنه یا نه اتاقا اون نگرانیش از چیه اون نگرانیش از اینی