به آرشیو زمانی و برنامه ای اون رادیو به خصوص رادیو معارف توجه بکنید ساعت و روز پخش برنامه تون رو مد نظر داشته باشید که بتونید دوباره و بارها بشنوید اون برنامه ای مورد علاقتون رو از اون رادیو ای که مد نظرتون هست در ادامه برنامه های رادیو معارف بربال سخن رو براتون داریم حجت و رستان و المسلمین شریعتی تبار در مورد خواس بیبسیرتی صحبت میکنن و این از سبک زندگی حضرت امام حسن مشتبه علیه السلام گرفته شده این سخن رانی بنشینیم پای منبره ایشون نرسید اون وقتی که این دلهای ما خشون تیدا کند قرآن گفته ما ایندکن ینفت و ما ایند الله باق اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره باید به ها به کسی که خدا از اون نظرش رو برگرد بر بال سخن همه شهر رخنم روزها فکر من اینه همه شهر رخنم که چرا باق لذن با دل پیشتنه که چرا باق لذن با دل پیشتنه که چرا با دل پیشتنه بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین باره الخلائق اجمعین باعث الانبیاء والمرسلین وصلات و سلام على سیدنا و نبینا حبیب اله العالمین عبیل قاسم المصطفى محمد اللهم شهر مرسل محمد مرسل مرسل محمد مرسل مرسل وعلى اهل بیته طیبین قاهرین المعسومین سیما بقیت الله فی الارضین روحی و ارواه الالمین له الفدا ولعنت الله على اعدائهم اجمعین من الان الى لقاء یوم الدین قال الله الحكيم في كتابه ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان اتدقوا اذا مستهم طائف من الشیطان اتدقوا اذا مستهم طائف من شیطان اتدقوا اذا مستهم طائف من شیطان اتدقوا اذا مستهم طائف من شیطان موضوع سخن و ارز ارادت من خدمت شما عزیزان امام حسن علیه السلام و خواس بیبسیرت خواس یعنی اون کسانی که در جامعه از یک موقعیتی احیانا از یک جایگاهی به لحاظ خانوادگی یا به لحاظ سوابق یا به لحاظ موقعیت اجتماعی و سیاسی از یک جایگاه و موقعیت مثلا مهمی برخوردار هستن ولی این ها اگر چنانچه فاقد بسیرت باشن فاقد بینش و آگاهی درست رسبت به مسائل اسلامی اجتماعی و سیاسی باشن این ها میتونن زرر و زیانشون برای جامعه و برای فرایند حرکت فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جامعه زیانبار باشد و زیان احیانا خواست بیبسیرت از دشمنان هم بیشتر باشد امام حسن مجتبا علیه السلام در دوران پرمهنت امامتشون خب یک عده زیادی بودن که دشمن بودن جبهه دشمن، جبهه بنی امیه، جبهه معاویه و اوامل و ایادی و امال معاویه در اون مقته تاریخی اینها دشمنی می کردن، خسومت و اداوت داشتن و از ناهی اینا چه خون دلهایی به امام حسن مجتبا علیه السلام وارد می شود این که امام حسن مجتبا علیه السلام بنشینن پای منبر و خطیب معاویه بره بر منبر به صاحت مقدس امیر المؤمنین جسارت کنه احانت کنه این چقدر واقعا سرده داره سخت است و طاقت فرساست که نقل شده یه روز امام حسین علیه السلام یکی از دوستان و شیعانشون رو دیدن خیلی ناراحته، خیلی محزونه، خیلی گرفته است خیلی گریه کرده امام از حالو سآل کردن او گفت آقا من رو به حال خودم بگذارید، سآل نکنید امام اصرار فرمودن شما باید بگید ما از حال شیعان و دوستانمون نباید بیخبر باشیم چرا این ناراحتی و قم و غصت برای چیه؟ گو آقا مسجد بودم سخنران و خطیب بنی امیه و معاوی رفت منبر اونقدر به صاحت مقدس پدرتون امیر المؤمنین احانت کرد اصاعه عدب کرد جسارت کرد که من دلم مالا مال از قم و اندوه بر مظلومیت ولایت شد این گرفتهالی و این پریشانهالی من و این قم و اندوه من به خاطر مظلومیت مقام ولایت و پدر عزیزتون امیر المؤمنین امام اصرار وقتی اینو شنیدن چند قدمی با چهره برفروخته و ناراحتی به سمت مسجد حرکت کردن که برند اون خطید ناجوان مرد رو تنبیه بکنند چند قدمی که رفتند برگشتند سآل کردند فهم بودند که آیا برادرم امام حسن مجتبا هم در مسجد تشریف داشتند ایشون گفت بله آقایشون نشسته بودند تو مسجد با این هم برنشسته بودند امام علیه السلام برگشتند و مبسوطی فهم بودند او امام است او حجت خدا است اگر حجت خدا و امام اسر امام زمان در این قضیه مسلحت رو بر سکوت میدانند منم باید ساکت باشم غر از اینکه دشمنانی که امام حسن مجتبا علیه السلام داشتند خب معلوم بود حتی همسر امام حسن مجتبا فرید این جبحه دشمن رو خورد و خود در این جبحه قرار گرفت و و با دستیسه های معاویه و وعده های معاویه بلاخره آمل مسمومیت و شهادت امام حسن و مشتبه همسر حضرت شد اما در این میانه دوستانی حالا به حسب ظاهر شیعه معتقده به امامت و ولایت ولی اینها بسیرت نداشتن آگاهی نداشتن به امام مشتبه به خاطر سلحی که با معاویه کرده بودن زخم زبان میزدن نیش و کنایه میگفتن به امام مشتبه هم گفتن السلام علیک یا مذل المؤمنین سلام بر شما یکی که مؤمنین رو زلیل کردی یکی از این آمد پیش محمد حسن مشتبه علیه السلام و از کرد آقا یبن رسول الله قد ازلل تنا و جعل تنا عبیدن لب بنی امیه شما ما رو زلیل کردی شما ما رو بنده و برده بنی امیه قرار دادی امام فهمودن ممدک از کجا میگی چرا ای حرفو میزنی گفت سلمت الامر الله به تاقیه خب امر خلافت رو به این تاقوت واگذار کردی به معاویه واگذار کردی و با این کار ما رو زلیل کردی ما رو برده کردی امام علیه السلام فهمودن من تسلیم نکردم من شما رو امتحان کردم من اهل کوفر رو آزمودم امتحان کردم یعنی اینا وفا ندارن اینا سر احد و پیمانشون نیستن اینا اون آگاهی و بصیرت لازم رو ندارن امام میخواد این رو توجیه بکنن که اما آگاهی داشته باشن ببینید آقاییم برادران و خوهران ما در مسئله امامت خب یک ادعا رو اون زمان یا الان ممکنه نظرشون باشه ما وقتی قبول کردیم امام حسن مجتبا امام هست حجت معصوم خدا هست خب کسی که معتقده به امامته و این اعتقادش اعتقاد آگاهانه با بصیرت آلمانه خب امامت از اصول دینه باید اعتقاد به امامت مثل اعتقاد به نبوهب مثل اعتقاد به توحید مثل اعتقاد به معاد باید آلمانه باشه آگاهانه باشه نه تقلیدی باید کسی به امامت همچی عقیدی داشته باشه به امام صادق علیه السلام عرض کرده آقا این سیب رو یک دونه سیب شما اگر از وسط نصف کنید بگید این نصفش حلاله این نصفش حرامه من قبول میکنم چون شما رو امام و حجت معصوم خدا میدونم و دیگه چون و چرا ندارم حالا اگر سآلم بکنم برای که آگاهیم تغییر بشه ولی ایمان دارم باور دارم حرف شما حق است حجت است و دیگه من چون و چرا نمی کنم و کسی چنین باوری داشته باشه میگه آه امام حسن مشتبه امام هست حجت خداست او طبق دستور و فرمان الهی عمل میکند او مسلحت رو در این میبیند که با معاویه سل بکنه پیغمبر اکرام در یه حدیثی فرمودن الهسن و الهسین هما ابنای امامان قاما اوقعدا حسن و حسین پسران منند و هر دو امامند اول امام حسن بعد امام حسین یکی بعد از دیگری امام امت اسلامند حجت خدایند چه قیام کنند چه قعود چه پرچمدار حماسه شکوه مند بزرگ تاریخ بشریت حماسه آشورا باشند و چه پرچمدار اون قهرمانه ترین نرمش تاریخ یعنی صلح برای امام حسن علیه السلام جنگیدن و به شهادت رسیدن به مراتب آسانتر گواراتر قابل تحملتر بود از اون صلحی که کردن و ده سال در این دوران صلح و آتش بس در واقع خون دل به امام حسن مشتبه خورنده شد خیلی شهادت ولی امام طبق تکلیف الهی عمل میکنه اسلام هم جنگ دارد هم سل داره پیغمبر سیزده سال در مکه دست به شمشیر نبوردن آیات جهاد نازل نشده بود قانون جهاد در سیزده سال مکه قانون گذاری نشده بود بعد از هجرت به مدینه آیات جهاد نازل شد و پیغمبر با کفار و مشرکین وارد جهاد و جنگ نظامی شدن قضوه بدر کبرا جنگ اهود قضوه خندق و احزاب اینا بزرگترین جنگ ها و قضوات تاریخ اسلامه پیغمبر با کفار قرش اینا رو انجام دادن بعد در سال ششم هجرت در جریان خدیبیه پیغمبر آمدن با کفار قرش با همین مشرکین مکه که حد دقل این سه جنگ بزرگ تاریخ اسلام رو با اینا داشتن پیغمبر با اینا سلوک کردن مسلحت در این بود امام حسن علیه السلام در جایگاه امامت عزیزان در مسند امامت و جایگاه خلافت اسلامی ده سال در جایگاه خلافت اسلامی ده سال در جایگاه خلافت اسلامی در جایگاه امامت با معاوی معاصر بودن از سال چهل تا سال پنجاه سال چهل سال شهادت امیرال مومنین تا سال پنجاه که امام حسن المشروع به شهادت رسیدن ده سال در پست امامت در جایگاه مدیریت و خلافت اسلامی با معاوی معاصر بودن امام حسن علیه السلام ده سال دوران امامتشون یعنی از سال پنجاه تا سال سال شست که معاوی از دنیا رفت و امام حسین ابن علی سلام الله علیه بود در مسند امامت امام حسین هم ده سال با معاوی معاصر بودن ببینید برخورد امام حسین علیه السلام با معاوی در این ده سال ادامه همون برخورد و روش و سیره امام حسن در اون ده سال بوده یعنی جنگ کربلا توی ده سال اتفاق نیفتاد آشورا و کربلا و هماسی کربلا و جنگ آشورا در محرم سال شست و یک اتفاق افتاد یعنی زمانی که یزید روی کارا میدود و شراعت اختزام میکرد که اون موقع جهاد و جبهه کربلا و هماسی آشورا اتفاق بیفته خب این کسی که معتقده به امامته با ایمان و اعتقاد به امامت و غذیبهش حل و در این حال اگر اهل بینش و بسیرت هم باشه تحلیل سیاسی هم بکند موقعیت و شراعت فرهنگی سیاسی اجتماعی رو ملاحظه بکنه میتونه براش این قضیه قابل تحلیل و درک باشه اما یک ده متاسفانی بسیرت رو نداشتن ولو خواست هم باشن سابقدار هم باشن بسیرت عزیزان همون حقیقت ارزشمندیست که شنیدید وقتی امام صادق علیه السلام میخوان اموی رشیدشون پرچمدار کربلا عبالفضل عباس رو تعریف کنن اولین شاخص و ویژگی که امام صادق برای عبالفضل عباس بیان میکنن بسیرت کان امون العباس نافذل بسیرت اموی معباس بسیرتی نافذ داشت بسیرت اینه که انسان دوست و دشمن رو بشناسه موقعیت و شراعت سیاسی اجتماعی رو بشناسه در فتنه ها در شبهه ها در فضای تاری که حجوم فتنه ها بتونه به کمک این بسیرت راه روشن خودشو پیدا بکنه به موقع و به هنگام به وزیفه و مسئولیت و تکلیف خودش عمل بکنه بسیرت همون حقیقتیست که فرمودن فقدل بسره احوال منفقدلیه البسیره حدیث آدم چشم ظاهری نداشته باشه براش کمحزینه ترست و آسون ترست از این که چشم ظاهری داره ولی بسیرت نداره اون بینش لازم رو نداره به شما عرض بکنم میدونید بسیرت هم حتما به این نیست که طرف دانشمند باشه حالا علوم مختلف رو اگه بلد بود مدرک تحصیلی فوق تخصصی داشت مدرک دکترها و فوق دکترها و پسا دکترها به قول امروز یاداش این دیگه حتما بسیرت هم داره بسیرت صرفا به داشتن معلومات کلاسیک مدارک و مدارج آلی دانشگاهی یا حوزوی به اینم نیست ممکنه یه آلم یه دانشمند بزرگ که خیلی دانش تخصصی بالایی در رشته های حالا علوم ریاضی و علوم تجربه و حتی علوم انسانی و اسلامی داشته باشه ولی بسیرت نداشته باشه اون بسیرت یه حقیقتیست که گاهی یکی از اوامل مهم تحقق بسیرت تقواست تقوای الهی قرآن کریم میفرماید یا ایوها الذین آمنو انتقالله یجعالکن فرغانا ای مؤمنین ای مؤمنین ای مؤمنین اگر تقوا داشته باشید خدا به شما بسیرت میده فرغان میده فرغان یعنی بسیرت فرغان یعنی قدرت تشخیص شما را قدرت معرفت و شناخت شما رو اونچنان تقوییت میکنه که سر به زنگاه ها میتونه حق و باطل رو ازم جدا بکنید گرفتار نمیشید در جریان جنگ جمل حارس ابن حوت آمد پیش امیر المؤمنین گویی امیر المؤمنین اترانی ازن و اصحاب الجمل کانو علا زلاله شما فکر میکنید من اصحاب جمل رو آدم های گمراهی میدونم تو جبهه جمل تلهه هست زبیر هست به اون سابقه درخشان تو تاریخ اسلام امام علی فهم بودن که یا حارس انکه نظرت تحتک و لم تنظر فوق که فحرت تو بسیرت نداری تو بسیرت نداری تو پیش پاتو نگاه میکنی تو حق رو نشناختی که اهل حق رو بشنستی باطل رو نشناختی که اهل باطل رو بشنستی حق و باطل رو بشنست میتونی بعد در این شراعت بفهمی که حق با کجاست این وقتی مقابلی منطقه امیر المؤمنین قرارگیه و آقا این میعطز رو من عبدالله ابن عمر و سعید ابن عم خب منم میرم مثل عبدالله ابن عمر میشنم تو گوشه مسجد ذکر خدا میگم عبادت میکنم قرآن میخونم مناجات من با شما هستم نه با جبهه جمل آها مسئلتون مگه میشه در تقابل بین حق و باطل انسان نه با حق باشه نه با باطل زیارت آشورا و ما چی درست میده زیارت جامعه کبیره و ما چی درست میده فمعکم معکم لا معدو بکم یعنی اگر انسان در جبهه حق نبود در جبهه ولایت و امامت نبود یعنی تو جبهه باطله نمیشه در تقابل و مسافه بین حق و باطله کسی بگه خب من نه با علیم نه با معاویه نه با حسین ابن علیم نه با یزید و ابن زیاد و عمر صد نه با حسین نبودی در تقابل بین حق و باطل یعنی ساکتی بی تفاوت یعنی تو جبهه باطلی ول ممهدی نه لهم به تمکیل قتاله هستی یعنی زمین سازی با سکوت خودت بسیرت اینه یکی از اوامل بسیرت تقواست آیه دویست و یک سوره مبارکی اعراف رو ملاحظه کنید میفهمد اِنَّ الَّذِينَ تَقَوْا اِذَا مَسَّهُمْ تَاعِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا وَاِذَاهُمْ مُبْسِرُوا تقوا پیشگان کسانی که تقوا دارن تقوای الهی تقوای مالی تقوای سیاسی تقوای اقتصادی یعنی به حلال و حرام و خدا مقیدن اینا کسانی هم که اِذَا مَسَّهُمْ تَاعِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وقتی توایفی از شیاطین انسی یا جنی به درنا میپلکن میچرخن فضای مجازی این طرف اون طرف تبلیغات اینا شیاطینن اِذَا مَسَّهُمْ تَاعِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ امنا فقط شیطان جنی امروز بعضی از این تبلیغات فضای مجازی شیطانه تو خونه های ما تو گوشی های ما خب اگه تقوا باشه اِنَّ الَّذِينَ تَقُوا اِذَا مَسَّهُمْ تَاعِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ این تا اف من شیطان یعنی شیطان گای گروهی حمله میکنه گای فردی گای دستجمی حمله میکنه یا تا اف من شیطان یعنی شیطان میاد دور ما میپلکه میچرخه ببینه نقطه زب ما کجاست از کجا میتونه تو زندگی ما بارد بشه از راه مال از راه اولاد از راه علم از راه دین از راه بیدینی از راه بیهجابی از چه راهی میتونه نفوز بکنه اِذَا مَسَّهُمْ تَاعِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ متونه تقوا اینه که وقتی تقوا داشته باشه امسان تذکره یعنی متوجه دستیسی شیطان میشه متذکر نقشه شیطان میشه فَاِذَا هُمْ مُبْسِرُونَ و بسیرت خودشو از چنگال شیطان نجات میده بسیرت اینه خواستی بودن هم در زمان امیر و المومنین هم در زمان امام حسن هم در زمان سائر ام خواست بودن خودشون خصوصی میدونستن خودشون سابقدار میدونستن خودشون با خانوادو و اصالت و حسب و نصب میدونستن ولی بسیرت نداشتن و امام علی سلام الله علی در خطبه 173 نحج البلاقه امام علی یک جمله مثل همه جملاتشون مندگار و بروز برای همه زمانها دارن که البته همه سخنانشون مانند قرآن نو هست بروز هست و نیاز دائمی و همیشگی جامعه اسلامی و شیعی بروز هست اما در اون خطبه 173 میفرمایید وقد فطه باب الحرب بینکم و بین اهل قبله فلا یحملو هادل علم الا اهل البسره و سبره بل علم به موازه الحق در جریان جنگ سفینه جنگ جمله جنگ نهروانه بدتر از اونا و امو باب جنگ بین شما و بین اهل قبله اتفاق افتاد باز شد تو جنگ نهروانه مقابل امیر رومونی استادن حافظ قرآن بودن پیشانی هاشون بر اصل سجده های طولانه پینه بسته بود ولی ایادی معاویه شدن تیره های زهراغین کمان معاویه شدن به سمت اهدافی که معاویه دنبال میکنه امام الاسلام فهمودن حالا این پرچم رو کی میتونه حمل کنه در این شرائط و نفسا در این شرائط فتن انگیز کسی میتواند پرچم ولایت رو پرچم جهاد و مبارزه رو با قدرت و استقام بردوش بکشه که اهل بسیرت باشد و اهل سبر رابطه بسیرت و سبر رابطه وسیقه سبر بر طاعت و بندگی خدا سبر در برابر معاصی و گناهان که خودشو حفظ کنه سبر بر سختی ها و مشکلات و سائب کسانی میتونن که اهل بسیرت و اهل سبر باشن و اهل آگاهی به موازع حق من میخوام بگم امام حسن مشتبه در چلین شرائطی امامت رو اهددار شدن که امیر المؤمنین با اون سلابت و شجاعت و ازمت در روز روشن در ملعه آم با صدای بلند شروع کرد گریه کردن از دست همون مردم بیبسیرت و همون خواسی بسیرت اونجا فرمود این اخوانی الذین رکبو علت تریق و مزو علل حق این امار این دو شهادتین این نبتیهان و این نزراؤهم امار کجاست امار یاسه او بسیرت داشت او وقت در جنگ سفین قرآن رو سپانگ مواویه سر نیزه بلند کرد و یک گده مردد شدن و قبلش یک گده دیدودن اینو نمازم میخونن به حسر ظاهر مردد شده بودن آمد گفت چرا تردید میکنید من این دو تا پرچم رو یه جای دیگه مقابله هم دیدم تو جنگ بدر همین پرچمی که دست مواویه است او روز دست ابو صوفیان بود و همین پرچم او روز دست علی دست رسول خدا بود امام از فقدان این یارانه و خواس با بسیرت از فقدان اینا گریه میکنه توی شرایط ما مثلا مشتوا میاد عددار امام اد میشه حالا بید امام امام مشتوا چه واقعا خون دلهایی خوردن اینجور نبود که امام همینجوری سلو قبول بکنن اینقدر یاران و اصحاب ما بیوفایی کردن پیمان شکنی کردن خون دل به امام خورندن که به قول شاعر گفت دیگه بعد در تاب رفت و تش تبب کرد و ناله کرد آن تش راز خون جگر باق لاله کرد خونی که خورد مدت عمر از گلو بریخد خود را توحیز خون دل چند ساله کرد وسیعت گردن حسن جان بعد از شهادت منو ببرید کنار حرم رسول الله فقد لعجد ده به احدا با جدم رسول خدا تجدید احد بکنم برگردونید کنار قبر جده ام فقط فاطمه بن تعصد تو بقی دفن کنید حسن جان وقتی منو میبرید ممکنه اینا فکر کرد میخواید منو اونجا دفن کنید میان مانع میشن اگه مانع شدن من دوست ندارم در تشریج رازی من خونی ریخته بشه دوایی بشه برگردونید حالا آشقان کربلا آشقان قبر قریب و مظلوم امام مشتبه در بقی بدن امام مشتبه رو برداشتن شما شنیدید دیگه پنجتن آل عبا ای خمسه تیوه هیچ کدومشون تشریج جنازه نداشتن جز امامستن مشتبه پیغمبر تشریج جنازه نداشتن همونجای که همون اتاقی که از زمین رفتن تو همون غرفه دفن شدن زهرای اطهر تشریج جنازه نداشتن یا اگه داشتن شبانه بوده رسمی نبوده امام امیر المومنین تشریج جنازه رسمی نداشتن شبانه بدنشون قریبانه توسط فرزندانشون برداشته شد بفرمایید آیا حسین ابن علی تشریج جنازه داشت؟ امام سجاد آمد فهمود بني اصد یه قطعه حسیر برام بیاری تو امون گوده قتلگاه نازلین بدن بابا رو در خانه قبر گذاشت از این پنج وجود مقدس یه نفر تشریج جنازه براش برگذار شد کاش برایشونم برگذار نمیشد چرا؟ چون و شهیدن فوقال جنازه تقد شکت بسهامه اکفانو یعنی آه برادران و خوهران جنازه امام مشتبه تیر باران شد تابوت امام حسین مشتبه تیر باران شد هفتا تیر بر تابوت و چه بسا بعضی از این تیرها بر بدن شریف امام مشتبه صلوالله علیکم یا احلا بیت نبوه اللهم عجل لبلی کالفرج والعافیت و النصر عرض سلام و ارادت و تسلیت ما را به محضر مبارک امام زمانمون ابلاق بفرما قلب مقدسشون را از ما راضی خوشنود بفرما شهدا امام انباتمون قریغ رحمتت بفرما کشور ما ملت ما نظام ما رحبر عزیز ما در این محضر مبارک امام زمانمون را ابلاغ بفرما در کنف حمایت امام زمان بحافظت بفرما