خدا می فرمد اونا دعا کردن ولما بر از اول جالوت و جنوده قالو ربنا افرق علینا سبرن و ثبت اقدامنا ونصرنا علل قوم کافرین خدایا ما را بر کفار بیروز بگردان باز در سوره مبارکه بقره آید 186 همین دعایی که پیغمبر در سفر میراج به محضر پروردگار عرض می دارد می گه ونصرنا علل قوم کافرین و از جمعه همین آیی که موضوع بحث ما سوری آل امران آیی 147 که می فرماید و ما کان قولهم الا انقالو ربنا افر لنا ذنوبنا و اصرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا ونصرنا علل قوم کافرین این نکته دوم نکته سومی که در باره این دعای مهم عرض می کنم این است که برادران تا سلطه کفار بر جوامه اسلامی وجود داشته باشد جوامه اسلامی روی سعادت رو نخواهندید لذا امت اسلام باید تلاش کند این نظام تک قطبی که سلطه کفار سلطه امریکای جنایتکار در غالب سازمانهای ظالمانه بین المللی تمام جامعه بشری رو تحت تأثیر قرار داده این سلطه باید شکسته بشه ولذا دعای اصلی پیغمبر در شبه معراج این است انصرنا علل قوم کافرین خدایا علل قوم کافرین خدایا ما را بر نظام سلطه کفر پیروز بگردان البته رهبر عزیزمون مجده دادن که نظام جهانی در حال تغییر است نظام تک قطبی داره جای خودشو به نظام چند قطبی میدهد که قطعا یکی از مهمترین قطبها در نظام جدید جهانی قطب امت اسلام است اگر این اتفاق بیفتد در واقع نصرت بر کفار به طور نسبیم محقق شده و البته نصرت نهایی اون زمانیست که حضرت ولی اصر ارواحوناله الفدا تشریف بیاورن و پرچم توحید رو در سر تاصر جهان به احتزاز در بیارن استجابت این دعای انصرنا علل قوم کافرین در مرتبه تامش در زمان ظهور حضرت ولی اصر اتفاق خواهد افتاد خب این یک دعا از سه دعای مجاهدان دو تا دعای دیگه هم دارن که من با توجه به زیق وقت این دو دعا رو قدری خلاسه تر توضیح ارز میکنم اول ربنا قفر لنا ظنوبنا و اسرافنا جامعهی که بخواهد بر دشمن خودش پیروز بشود باید از گناه و معصیت دور باشد جامعهی که مبتلای به گناهانه است جوانانش گرفتار انواع اقسام شهوات باشند که امروز متاسفانه در امت اسلام این بلیه رو ما شارعهیم دشمنان ما کاری کردن جوانان ما در بسیاری از کشورها گرفتار انواع اقسام مفاسد بشند جامعهی که گرفتار لقزش هاست جامعهی که گرفتار معاصیست نمیتواند درخواست پیروزی بر نظام کفر رو دشته بشند نظام اولین درخواست مجاهدان راه خدا این است ربنا قفر لنا ظنوبنا و اسرافنا فی امرنا ظنوب به معنای کتابی اصراف به معنای زیاد روی هاست گای و گاد گرفتار معاصی شدیم تکالیفمونو انجام ندادیم گاهی زیاد روی کردیم در هر دو حالت جامعه از ت پیروزی محروم خواهد شد بدانیم برادران و خوهران امروز سد و بیس شبکه ماهواری به زبان فارسی دارن برنامه تولید میکنن این شبکه ها هدفشون چیه؟ هدفشون این از که جامعه ما رو در فساد فرو ببرن هدفشون این از که جوانان ما رو و آلودگی ها و انواع و اقسام معاصی آدت بدن هدفشون این از که نظام خانواده رو متلاشی کنن وقتی نظام خانواده متلاشی شد قدرت اجتماعی ما فرو میریزد جامعه ای که قدرت اجتماعی نداشت نمیتونه در برابر دشمن مقاومت بکنه خیلی باید مراقب باشیم نسبت به ترک گناه و دعوت دیگران به کارهای پسندیده و بازداشتن اونها از کارهای ناپسند و به تعبیر دیگر امر به معروف و نهی از منکر که زامن سعادت جامعه و زمین ساز پیروزی ما بر دشمن من خواهد بود و دعای آخر ربنا قفر لنا ظنوبنا و اسرا فنافی امرنا و ثبت اقدامنا خدایا به ما سبات قدم استقامت استواری در نسیر را انایت بفرما مردان مجاهد از خدا اینو میخان خدایا کاری کن ما پای رکاب امام حق بمانیم خدایا کمکمون کن این فرصت بزرگ مبارزه با نظام کفر رو از دست ندهیم در وسط راه دوچار تردید نشیند و پای خودمون رو کج نگذاریم و از این مسیر منحرف نشویم خب چگونه باید به سبات قدم رسید برای این که جامعه به سبات قدم برسد و در رکاب ولی خدا بماند دو شرط اصلی لازمه یکی همینی که اشاره کردم ترک گناه و معصیت جامعهی که گرفتار معاصی باشد در رکاب ولی نمیماند و اما دوم که بسیار مهمه در این زیارت نورانی آشورا که بارها و بارها خانده اید و انشالله خواهید خاند مداومت خواهید داشت راه رسیدن به سبات قدم بیان شده و اون در یک کلمه پیروزیه در جنگ شناختی است جنگ شناختی جنگ معرفتی دشمن به بوازات جنگ نظامی یک جنگ شناختی راه می اندازد در جنگ شناختی کنید کاری می کنه که افراد دوست و دشمن رو با هم اشتباه بگیرن کاری می کند که جای جلاد و شهید عوض بشود کاری می کند که شما رهبر الهی را شورشگر ببینید تقیانگر ببینید و دشمن خونخار خود را دوست تلقی کنید مگه با مردم کوفه این کار رو نکرد وانمود کرد که امام حسین شورشید امام حسین بخواد نظم اجتماعی رو به هم بزند وانمود کرد که یزید خلیفه برحق پیغمبر است دشمن اینطور میاد جلو و لذا در زیارت آشورا این فقره و این فراز رو همه تون خوندید فاسأل الله اللوی اکرمانی به معرفتکم و معرفت اولیائکم و رزقن البراعت من اعدائکم امیجعلنی معکم فدنیا والاخره و از این کاری و انیوثب به تلی اندکم قدم صدقه از خدا میخواهم به من سبات قدم بدهد اون خدایی که قبل سبات قدم توفیق شناخت شما رو به من اطا کرد توفیق شناخت اولیاء شما رو به من اطا کرد توفیق شناخت باطن زشت و پلید دشمنان شما رو به من اطا کرد اگر این اتفاق برعکس بشود انسان ولی این کاری ولی خدا رو دشمن ببیند انسان دشمن رو دوست ببیند چنین شخصی دیگه در رکاب ولی خدا نمیماند برادران و خوهران دشمن قدار ما این رژیم صفا که در سالهای قبل کاری کرده بود برخی از جوانان این کشور نسبت به رهبر عظیم و شعن انقلاب یه نگرش منفی بیدا کرده بودن گاهی شعارهای تندی علیه این مرد بزرگ میدادن این باعث شده بود که دشمن ما تمع کند و تصور کرده که این مردم پای رکاب ولی نمیمانند اما کور خانده است قدری که جلو آمد خب خدا توفیق داد خدا انایت کرد مردم حقیقت ولایت فقیه رو دیدن مردم دیدن که ولی فقیه که امتداد امام زمان ارباهناله الفداست امتداد وجود مقدس امام زمان و عقیبته است تنها سنگر ایست که در برابر ظلم جهانی قد علم میکنند مردم دیدن اگر قرار است کسی به فکر این وطن باشد او ولی فقیه است که در شب آشورا به مدداه اهل بید میگوید سرود ای ایران بخوان ای میهن خدایی بخوان وطن آشورایی بخوان وطنی که سحن امام رزاست اگر قرار باشد کسی در برابر تلاش دشمن و تجزیه این کشور به ایستد ولی فقیه است دشمنان ما کاری کرده بودن که برخی از جوانان ما امریکای جنایتکار و اسرائیل کودکش رو دلسوز میدیدن امروز بر همه جهانیان آشکار شد امروز خدای متعال توفیق براعت از اعداء مسلمانان رو به همه ما انایت کرده است امروز خدای متعال توفیق معرفت اولیاء علیه مسلم رو به امت ما و به مردم آزادی جهان انایت کرده است ولی ازا میبینید امروز تران سرایان در گوش و کنار جهان در مده و منقبت رهبر عزیز ما سرودهایی را ایجاد میکنن و تولید میکنن برخی از این سرودها با مقیاس میلیاردی در فضاهای مجازی بازدید میشود امروز زمینه سبات قدم در رکاب ولی حق به شکل بسیار خوبی آماده است و امروز کشور ما و جهان ما آماده است که در رکاب ولی حق بر آرزوی نصرت بر کفار نائل شود انشاءالله این صدعه را از خدای متعال درخواست کنیم ربنا اغفر لنا دنوبنا و اصرافنا في امرنا خدایا ترک گناه و معصیت رو به ما و جامعه ما و به امت اسلام روزی بگردان خدایا به همه ما توفیق سبات قدم در راه مبارزه با دشمن قدار و رژیم خونخار و کودکش انایت بفرما و خدایا ما را بر کافران و بر نظام سلطه کفر جهانی پیروز بگردان دقائقی و لحظاتی ارز ادب کنم محضر عرباب بیکفنم ابا عبدالله علیه السلام صلی اللہ علیکم یا ابا عبدالله ای سایت خطاد بروی سرم حسین معنای واقعی اصول الكرم حسین یک یا حسین گفت با دیدم قمین ما یا نه تسکین دردهای دل مزدرم حسین لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکر ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین از امام زمان پرسیدن آجان این مسیبتی که صبح شام براش گریه می کنید کدام مسیبت آیا مسیبت جد قریبتون ابا عبدالله فرموده باشد اگر جد ما هم بود بر این مسیبت گریه می کم آیا مسیبت اموژمون اموژانتون عبالفضل فرموده باشد اگر اموژانم هم بود بر این مسیبت گریه می کم آیا مسیبت اموژانتون علی اکبر فرموده باشد اون مسیبت مسیبت امجانم زینب مسیبت اصارت زینب کجا و مجلس نامه مهرمان کجا یک ذره حق بده نشود باورم مسیب در محضر آیت الله لزماش عبدالکریم هائری روزخان روزه می خونه وقتی دن آشیخ امامه از سر برداشت فرمود بسه دیگه ادامه نده همیه جملهی که خوندی تا صبح هم جمعهیمیده گریه کنیم کمیم بگه چی گفته بود روزخان این جمله رو گفت دخلت زینب و علب نزیاد زینب رو بالباس اصارت وارد مجلس امن زیاد کردم همه صدا بزنید یا حسین یا ربن حسین یا ربن حسین اشفی صدر الحسین اشفی صدر الحسین به غور الحجت یارب یارب الحسین به حق الحسین اشفی صدر الحسین به ظهور الحجت یارب الحسین به حق الحسین اشفی صدر الحسین به ظهور الحسین بربال سخن بود و سخنانی حجت الاسلام والمسلمین حاجبالقاسم که تکرار این برامه ساعت سیزده امروز از رادیو معارف خواهد بود اما در ادامه دعوت بکنم روایت کتاب رو بشنوید روایت کتاب بر اساس کتاب بگذار از بدبتازد نوشته یه محبوب زاره موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی رو به امام موسیین علیه سلام اختدا کردن بعد از نماز هر به امام گفت که معموریت داره تا از امام برای یزید بیعت بگیره امام از دوت کوفیان و نامه های اونا گفتن هر گفت از این نامه ها خبر نداره امام به اقبت ابن سمآن گفتن که خرجین نامه ها رو بیاره هر با دیدن نامه ها سرشو پایین انداخت اما خیلی زود به خودش مسلط شد و باز از معموریتش گفت امام هر رو از آقابت این کار بیم دادن هر از امام خواست راهی رو انتخاب کنن که نبه کوفه برسه نبه مدینه و حالا ادامه روایت کتاب بگزار اصفت بتازد در قسمت پنجم امام هر رو بیاره امام صحبت کنه کمی که گذشت صدای گریه شیرخارهی از خیمه کناری سکوت بین امام و هر رو شکست آیا سخن نگفتهی بین ما باقی مانده است ابن ریاهی هر با صدای لرزان گفت یبنه رسول الله واقعیت همانیست که به عرضتان رسانده معمولیت من به ید گرفتن از شما برای خلیفه یزید ابن معاویه و بردنتان نزد امیر عبید الله ابن زیاد است همانطور که میدانید پسر امویتان مسلم به جرم شورش در کوفه کشته شده است با شنیدن این حرف امام زیر لب آیه استرجاع رو خوندن هور میخواست رازگیر خوردگی دلشو با نگاه آخر مسلم برای امام تعریف و صفر دلشو مقابل حضرت پهنو آجزانه به همه چی اعتراف کنه میخواست قصه هیرانیشو فقط به خود امام بگه اما کلمات اونو در ادای جملات همراهی نمی کردن کمی که گذشت هور سکوتو شکست و گفت یا ابا عبدالله من نمیتوانم حقیقت رو از شما پنهان کنم حقیقت این است که لشکر من و حتی لشکریانی که در غادسی اردو زدن در برابر سپایانی که یزید برای جنگ با شما معیه کرده ناچیزند اگر شما بیاد نکنید بی تردید در برابر لشکر یزید تا به مقاومت نخواهید داشت امام زیر لب فرمودن لا حول ولا قوت لا بالله العلی العزیم یبنه رسول الله به روح پدرم سوگن میخورم که آقابت حقیقت شما مرگ است مرگی خونبار که کمترین حد آن جدا شدن سرها از بدن هاست اگر مسلم فرصت می کرد قاسدی می فرستاد و خبر می داد که مردم از بیعت خود دست کشیدند هور مکسی کرد و ادامه داد من از دارال اماره کوفه می آیم چیزهایی می دانم و این مرابران داشته است که نه از سر معمولیت بلکه از روی خیرخواهی به شما خوشدار بدهم من سلاح کارتان را می خواهم و چاره ای نمی بینم جز این که از شما بخواهم دیگر قدمی به سوگی کوفه بر ندارید مردم کوفه با پسر زیاد بیعت کردند کوفه و سراسر ایراخ تسلیم امریکا مردم کوفه مردم کوفه مردم کوفه پر ادامه داد من نامه به امیر عبیدالله ابن زیاد می نویسم و از او کس به تکلیف می کنم این آخرین فرصتیست که داریم امید دارم تصمیمی بگیرد و مرا از جنگ با شما معاف کند امام به نقطه در بیابان خیره شدن فرمودن باشد به کوفه نمی روهم اما در بیابان راهم را ادامه می دهم مست diagnose يعساست ندارد living in the امید دارم می دهیم فرمودتریAND و شهر эт fen ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران شل لهای خرشید آفتاب قبل اینجا تارهه شکسته بود هور، روب عبوطارق کرد و ب squat و از گناه ی شریف bemoulャ منزلگاه قدیمیه بنی تمیم نزدیک می شویم هیچ خوفی نیست مگر این که در مسیر هچ گذرش به این منزلگاه افتاده است بعید نیست که حسین به خواهد شب درانجا اقامت کند ابو تارق دستشو سایبونه چشماش کرد و همینطور که به دوردست اشاره می کرد گفت امیر آن هفت سوار را می بینی؟ آره به این سو می آیند در چشم همزدنی سوار ها از راه رسیدن و مقابل که آرمان امام صف کشیدن هر به سمت اونا تاخت برسه های اوبید و لاهب نزیاد تو زهن هر از سر گرفته شده بود اون به سمت سوار ها رفت و تر ماه رو زودتر از بقیه شناخت و با خودش گفت وقتی رانما تر ماه باشد و حتی زنگولی شطرش را هم در برابر حسین مقبول سکوت کرده باشد چیز مپمی باقی نمی ماند هر به تک تک سوار ها نگاه کرد اونا رو هم شناخت تر ماه آزوغه و خاربار رو روشترش گذاشت و از شوق دیدار امام حسین تب شهرش گل کرده بود بلند بلند میخوند و رجزگونه انگار نه هر رو میبینه نه لشکر هزار نفری اونو هر با دیدن تر ماه و همراهان شمشیر کشید و گفت هه؟ حسین به فرمان خلیفه گزید ابن معاوی بازداش و در اصارت ماست کسی حق صحبت با او را ندارد با شنگدن این حرف شعرهای تر ماه بین آسمون و زمین محلق شد هفت مسافر به هر و امام نگاه کردن هر شمشیرشو تو هوا چرخوند و گفت شما ازن ملاقات با حسین را ندارید رایتان را در پیش بگیرید وگر نه آماده ی جنگ باشید ادهی از مردان لشکر هر هفت سوار تازه وارد و محاصره کردن