موسیقی موسیقی برهان بسم الله الرحمن الرحیم مردم از از ایران سلام برصد دیگریست که در خدمت شما مردم از ایران باشین بسیار اوقات روایت از جنگ شاید از خود جنگ مهمتر باشه قدرت ها تبدان ها تلاش میکنن خودشون رو روایت بکنن و کسی که بتونه روایت برتر رو در دستش دوشه در واقع تولید قدرت کرده در آغاز جنگ تحمیلی غربی ها علیه ملت ایران روایت ها شروع شد و الان ادامه داره از گروه ها و جریانات مختلف سیاسی روشنفکری و احزاب رسانه داخلی و خارجی شاید بهترین دستبندیش اون هفت تکلیف راه بردی باشه که رحبر انقلاب تعین کردن بخواهم در موضوع این موضوع صحبت بکنیم روایت از جنگ گفتار ها و خانش های مختلفی که جریانات مختلف بهش پرداختن نخص هاش و روب آینده البته صحبت بکنیم گفتارونو کنم با آقای دکتر کاکا دسفولی و آقای دکتر حسن خانی آقای دکتر سلام خوش آمدید با تره بحثی که داشتم از روایت از جنگ و اون چیزی که ما در این چهلو اندی روز بعد از پایان جنگ از طرف گروه های مختلف جریانات مختلف چه داخل چه خارج از کشور با وزن های مختلف داشتیم از اینجا شروع بکنیم و بعد بررسی بکنیم که هر کدوم از اینا چه ویژگاه داشتن من در نهایت آینده چه روایت رو های تر نظر گرفتیم در باری جنگ وقتی صحبت بکنیم در باری یک اتفاق دوازده روزه صحبت نمی کنیم در باری مقتعی صحبت میکنیم که یک سری انگاره ها و گزاره ها رو از قبل از هم گسست و احتمالا انگاره ها و گزاره های جدیدی رو به وجود خواهد آورد به فرمان راه بردی وقعا موزم رهبری اشاره کردیم تحت عنوان هفت فرمان من از همینجا شروع میکنم این که این پیام در یک چنین شرایطی یعنی مناسبتش مناسبت چهلومین سالگرد شهادت فرمانده ها و جمعی از عزیزان بود این که در این شرایط این پیام چه معنایی داره سرف نظر از ظاهر قضیه که شاید در ظاهر یک تقسیم کار ملی بشه نام گذاشت این بیانی رو این پیام رو من میخوام به چند تا نکته فرامت نشاره کنم این بیانیه یا این پیام در شرایطی منتشر شد که شاید یک سوگ ملی به نوعی وجود داشت این سوگ البته سوگ منفعلی نبود به هر حال از دست دادن جمعی از عزیزان و فرمانده ها و شخصیت های نخبه مسئله کمی نیست اما این که جامعه از نظر ذهنی در این سوگ نماند و به سمت یک کنش فعال حرکت کنه این یکی از اهداف صدور این پیام نکته دیگر اینه که قدرت نظامی و قدرت علمی جمهوری اسلامی و حتی قدرت اجتماعی با توجه به مخاطبانی که در این بیانیه ذکر شده وابسته به افراد نیست بلکه این قدرت نهادی ساختاری و جریان مهوره چیزی نیست که با از دست دادن جمعی از افراد نخبه در ما از بین بره نکته دیگر باستعریف نقشهای اجتماعی در شرایط جنگ ترکیبی یعنی این که به هر حال ما ایک مقتعی رو پشت سر بذاشتیم و این مقتع به شیوه های دیگر احتمالاً جنگ ادامه خواهد داشت چه به لحاظ رسانهی چه به لحاظ میدانهای ذهنی و مهمه که ما مسئولیت خودمون رو بدونیم و هر کسی در این شرایط مسئولیت خودش رو بدونه به لحاظ روانی فکر میکنم یک مسئلهی که هم در بیانیه گام دوم در زمان صدورش بسیار برجسته بود و هم در این پیام اینه که اصاساً رهبری به دنبال تداوم وضعیت صبات برای جمهوری اسلامی و برای آرماهای انقلاب در ذهن هاست یعنی قبل از این که ما در میدان کاری بخواهیم بکنیم میدان عمل جمهوری اسلامی میدان ذهن ها و میدان قلب هاست و تداوم این انگاره که استمرار جمهوری اسلامی چیزی نیست که خدشدار شده باشه و صباتش چیزی نیست که خدشدار شده باشه یکی از لایه های دیگر این بیانیه بود در چنین شرایطی طبیعتاً ممکنه بعضی ها دوچار یک خلع امنیت روانی بشن یا در فضای رسانه ای حالا چه در رسانه های داخل چه در رسانه های بیرون یک فضای غیرواقعی ترسیم بشه باز مقابله با این خلع امنیت روانی و تردیدهای احتمالی یکی دیگر از اهداف این پیام بود سیاره دیگر ممنونم وطن وطن وطن مقابل دکتور شبیه کردن به فرامتن دستور و تکالیفی که رهبری مشخص کردن خب شما یه مقداری باید اقبتر اگر ممکنه به پردازیم به نظراتی که دیگران گفتن این دیگران میتونه جهانات سیاسی باشه میتونه افراد باشه احزاب باشه یا جدیه هاییست که از خارج کشور در اتفاق میفته در پایان روز توقف جنگ جنگ به نحوی دیگر در حوضه روایت ادامه پیدا کرد و هر یک از این روایت ها که بخشیش رو دشمن سر میکرد این روایت رو از جنگ بسازه و طرف خودش رو پیروز اعلام کنه و ما رو شکست کرده سعی میکرد که در نتیجه اون بازتازی روایتی که میکنه اون دال هایی که کنار هم میذاره به پیشنهاد اقدامی منجر بشه این رو جریانت سیاسی ما هم داشتن یعنی جریانت سیاسی ما که وحضا به سیاسی ما که در دوازده روز جنگ به شدت منفعلانه عمل کردن و نقش معصی در این اجماع ملی که در جامعه شکلی یرف نداشتن و این مقاومت ملی حاصل تلاش اونها نبود بلکه اونها پیرو به این وضعیت بودن نه پیش رو اما در پس جنگ سعی کردن که بخشیشون البته سعی کردن که مسادره کنن این وضعیت رو به نفع روایتی که خودشون از جنگ میسازن و راحل هایی که به عنوان دستور کار پیش روی سیاست بزار پیش روی مسئولی میزارن پیام رحبر انقلاب روایت رحبر انقلاب و دستور کار از منظر رحبر انقلاب در این وضعیته یعنی در این میان آشفت و بازار روایت ها و در نتیجه اون روایت ها پیشنهاداتی که روی میزه مسئولی میاد رحبر انقلاب از منظرگاه رحبری انقلاب و فرماندیه کل قواه پیشنهاد خودشون رو و منظرگاه خودشون رو تح کردن من فقط یه موردش رو بخوام از فرامت بیاییم داخل مد مورد اشاره قرار بدم مورد آخر در باره رویه انقلابیه ببینید نظریه حوییت رحبر انقلاب با نظریه حوییتی که خیلی پر بسامت تو جامعه ایران در باره ایرانی تح میشه یه تفاوت اصاسی داره. بسیار سنگ میشه که سگانه اسلام ایران غرب رو به عنوان سگانه حوییت ایران که اتفاق از سگانه جدا شده از همه که به زور در کنار هم قرار گرفته به عنوان اناصر حوییتی ایران باستازی کنن. خب عبدالکریم سروش کسی بود که این روی صورتمندیه کامل کرد. در نظریه حوییتش. رحبر انقلاب نظریه حوییتش اسلام ایران رو داره ولی انصر سبون غرب نیست واکنش جامعی ایران به عمل کرده غربه یعنی انقلابیگری یعنی بیانات ایشون رو که میبینیم ایشون نظریه حوییت ایرانیش بر اساس اسلام و ایران و به علاوه انصر انقلابیگریه که واکنش جامعی ایران به غربه. و این دو یعنی اسلام و ایران در کنارش انقلابیگری. یه چیز چسبیده به کنار هم به معنای شنیش نیست. یه چیز آمیخته جدا نپذیره ایرانش با اسلامش تمایوزی نداره. بسیاری سن می کنن یک روایتی از ایران بدن که بر اساس اون یک خانشی از رویداد جنگ بکنن که واقعیت نداره با جامعی ایران. جامعی ایران هزار خورده سال هست. ما حتی اگر دیویست سال اول دوغر سکوت رو لحاظ نکنیم. هزار دیویست سال هست که جامعی ایران مسلمان زیسته. بیش از پونسد سال هست که یک دست و یک پارچه شیعه زیسته. نمیشه این تجربه زیسته جامعی ایرانی رو کنار گذاشت. در باره ایرانی صحبت کرد که گونه دیگر هست. حتی در باره قبل از اسلام ما هفت ست سال با غرب جنگیدیم. دو سلسله پشت سره هم اومده و هر دو سلسله قبل از اسلام دگر حوییتی غربه خب اینها ما بودیم. غرب به معنای امروزی که وجود نداشت الان مگر امریکا خودش رو تراث میراستار امپراتوری روم نمیدونه. خب ما بودیم با کی میجنگیدیم؟ با روم میجنگیدیم و ما دگر حوییتیش بودیم یه خانشی از گذشته میشه که گذشته گرایانه هست یعنی این که یه گذشتهی داره برساخت میشه که با واقعیت متابقت نداره در باره ایران اما روایت رهبر انقلاب روایت تجربه زیسته جامعی ایرانه. ما این مسیر رو آمدیم و در این نقطه ایرانیت و اسلامیت آمیخته به همه. هیچ وقت جدا نبوده بعد این که میگن روحانیت یا جمهوری اسلامی در موقعیت جنگ داره ملیگرایی پیشه میکنه و پیش از اون نبوده ملیگرایی به معنای اون ناسیونالیزمش به معنای مصطلح علمیش رو میخوام بگم. بله که ویژگیش بر نجاد بر نجاد و قدرت تحکید میکنه نه بر وفاداری و سرزمین بله میهنپرستی انصار ما بوده یعنی انصار سنتی بسیار یک جاگامه بوده و جامعی ایرانی همیون داشته قبل از ویسکفالی ما توی فردوسی واجه کشور رو داریم واجه معنای همایندی مردم ایران رو داریم یعنی یک گونه ای از دولت ملت بودگی رو ما زیستیم خارج از تاریخ غرب ربطی هم به اون تاریخ نداره و از پس این تاریخ آمدین جلو در صفویه همزمان با رونسانس این دوتا همزمان هندگیه ایران جدید حوییت ما شکل گرفته با تشیعو زبان فارسی و تاریخ مشترک سه انصار اصلی حوییت ما و در این نقطهی که داریم با هم در پس دوازده روز جنگ که یکی از انصارش جامعی قدرتمند ایران بود یکی از مقات زف رژیم نداشتن جامعه بود نداشتن دولت ملت بود این حاصل این تاریخ بوده و سه انصار داشته از منظرگاه رهبری به همه خاطر در این فرمان من فقط مورد آخر رو لحاظ کردم این انقلابیگری که رهبر انقلاب میگن از این زاویه باید نگاه بشه یکی از انصار حوییتی امروز جامعی ایرانه و انصار پیروز بخشی هم هست من فقط نکته آخر رو بگم این کاری که الان هم اتفاق افتاده یعنی ملی کردن امر جنگ جنگ به مسابقی امر ملی اختصاصی به این دوازده روز نداره ما تو جنگ تحمیلی هم این کار کردیم جهت اطلاع مخاطبان تو جنگ ایران روس روحانیت داشت جنگ ایران روس رو ملی میکرد میدونید که اون زمان ما چند تا بخش داریم که پنج تا فکر میکنم ایالت داریم که هر ایالتی وارد جنگ بشه جنگ اون ایالته و امر ملی نیست جنگ در دوره قاجار حتی اون جنگ ایران روس امر ملی نیست روحانیت بسیار تلاش میکنه که امر رو ملی کنه کاشف القطاع پدر شیخ چفر کاشف القطاع که مخالف قاجاره ولی در موضوع جنگ با دشمن خارجی بنوان امر ملی میپذیره و خودش پای کار میاد و این سنت گذشته روحانیت شیعه در این سرزمین بوده که جنگ رو همیشه به مصابه امر ملی پیش باره دایی وطن وطن وطن آقای دکتر خب در جامعه گروه های مختلف افراد مختلف آزادند که نظرات خودشون رو بیان بکنند یا روایت خودشون رو بیان بکنند جلوی این روایت هم نمیشه گرفت و میبینید گروه های مختلف بیانیه میدند حق خودشون میدونند من سوالم اینه که خود جامعه ما چقدر به این روایت ها توجه داریم؟ اصلا چقدر براش مهمه که فلان حزب سیاسی الان یه بیانیه داده این درخواست رو اتراک کرده و بعد این معنای درخواست اینه که حکومت این کارها رو انجام بده میخوای از این به بعد از بعد این جنگ ما با تو باشیم این کارها رو اتراک داریم جامعه چقدر با این روایت اهمیت داریم؟ برای پاسخ به این سؤال ما باید یک تفکیه دقیقی رو قائل بشیم میان دو مقوله افکار عمومی و مردم من دیدم که باید بزیار دوستان دقیقی ندارن روی بکار بردن اینها یا خیلی به طور زمنی اینها رو مترادف همدیگر میگیرم افکار عمومی یک بخشی از حافظه بینال ازحانی هست که در عرصه رسانه نمود پیدا میکنه به مسابق شاید یک نکه کوهیخی باشه که یک عقبه ای دارد ولی مردم به معنای واقعی یعنی در تمام شهرها استانها کوچه ها خیابان ها آیا تمام این مردم آیا هشتاد ملیون هشتاد و اندی ملیون نفر ایرانی فرصت بروز ذهنیات خودشون رو در عرصه رسانه دارن طبیعتا نه هم به دلیل محدودیت یک برایند کلیست دیگه یک برایند کلیست یک برایند کلی به شرط این که این افکار عمومی نماینده مردم باشد یعنی مردم و خواستهای مردم و حرف مردم رو نمایندگی کنه این که بخواییم حالا در باره این بحث کنیم که چقدر مورد پذیرش مردمه یا دیده میشه از سمت مردم دقیقا در همین محل مورد بحثه این که نمایندگی میکند مردم رو یا خیلی اگر بخواییم پاسخ خودم رو بدم با توجه به چیزهایی که میبینیم به نظر میرسه خیلی برای نمونه ما اصلی ترین جریانها و احزاب سیاسی که اولا از موضوع انتقاد در جمهوری اسلامی کنشگری سیاسی دارن اگر بخواییم اینها رو نگاه کنیم میبینیم که در تحولات اجتماعی شاید ده سال اخیر تقریبا هیچ نمودی و هیچ بروز و زهوری نداشتن یعنی کسانی که در تحولات اجتماعی نخش کنشگر میدانی داشتن ابدا ارتباطی با این جریانهای سیاسی منتقد داخلی نداشتن یا این جریانها اصلا اونها رو نمایندگی نمی کردن در بهترین حالت حرف آنها رو تکرار می کردن برای این که یک زریبی بهش بدن یا ممکنه یه جایی بخوند خودشون رو نزدیک کنن به صدای بخشی از جامعه برای این که بگن ما هم نمایندگی میکنیم ولی این که این تحولات اجتماعی برخواسته از نمایندگی این ادباشه خب همچین چیزی رو ما ندیدیم در تحولات گفتم حتی اقل ده سال اخیر مسئله دیگر اینه که جنگی که اتفاق افتاد هر بحران سیاسی اجتماعی بحران نلزومن به معنایی یک وضعیت سیاه یک وضعیت غیر عادی هر بحرانی که اتفاق می افته طبیعتا در ازهان و در انگاره ها تفاوت ایجاد می کنه حالا ما بحث کرونا رو داشتیم اونجا یک سری مباحث تو فضای افکار اومی مورده بحث قرار گرفت بحث همین اتفاقات 1401 رو داشتیم قبل تر بحث اتفاقات 1818 رو داشتیم و الان که مسئله جنگ دوازده روزه هست یک نکته رو باید متوجه باشیم بحث هایی که الان داره صورت می گیره ببین تا قبل از این اتفاقات بحث هایی که صورت می گرفت عمدتا ناظره به یک سری مسائل داخلی بود و صحبت هم بر سر تفاوت در راه حلهای پیشنهادی بود بعد از این جنگ دوازده روزه به نظر می رسه که بحث در باره یک سری موضوعات بنیادین در دستور کار قرار گرفته و این مسئله یک مسئله صرفا جناهی سیاسی داخلی هم نیست که ما بگیم چی بنیادین؟ مفاهمی مثل تعامل مثل استقلال مثل مبارزه مثل هوییت مثل ایرانی بودند خود جمهوری اسلامی معنای اینها در این اتفاق دوازده روزه مورد باستعریف قرار گرفت یا حتی مورد بحث قرار گرفت فکر می کنم لازمه از این نظرگاه نگاه کنیم که اگر ما نسبت به اتفاقی که الان داره می افته نگاه همون یک مسئله جزئی باشه نمی تونیم کنشگری ها درست بفهمیم من به اینجا می خوام برسم که تقلیل میدان منازعه در جنگ دوازده روزه به دو صورت انجام شد و دو صورتش هم اشتباه بود یکی این که تقلیل به میدان منازعه نظامی و رویاروی نظامی ایران و امریکا و رژیم سهیونیستی یعنی این که ما نعیار پیروزی و شکست رو بیاییم بر اساس تعداد موشک بر اساس میزان تخریب و معلفه های مادی بیاییم محاسب کنیم این نوع تحلیل تحلیل بسیار ندرستیست و یک منازعه دیگر تقلیل میدان منازعه به تقابل دو دولت یعنی جمهوری اسلامی با مثلا امریکا یا رژیم سهیونیستی در صورتی که این منازعه تمدنیه یعنی حتی اگر زمانی جمهوری اسلامی هم نبود و ایران شرایط دیگری داشت به این مسئله ایران الان فقط این نیست که مثلا با اسرائیل داره تقابل میکنه یا مسئله اسرائیل فقط ایران نیست اسرائیل الان با تمام کشورهای منطقه تقریبا به نحوی درگیره یعنی تصور نکنیم که اگر جمهوری اسلامی یا نبود یا به گونه دیگری عمل میکرد الان مثلا منطقه خیلی گل و بلبل و همه چیز محیب این میدان منازعه رو قبل از هر چیز باید درست بفهمیم سیاره اشخاص درده چون جان ایران ایران ایران ایران ایران آیا دکتر این که ما اشاره میکنیم در بحث شما هم بود به تاریخ ایران به جامعه ایران به ملت ایران خود سحیونیست ها متصورن و میگوین ما هم یه جامعه ساختیم البته نگاهشون اینه که ما یه اقعه تاریخی طولانی داشتیم خود جامعه سحیونیستی خودش رو جامعه میدونه صاحب تاریخ میدونه ولی اینکه یک اراده خبیسهی باشه که اینا رو دوره هم جمع کرده باشه آیا اینکه با بگیم ما جامعه هستیم اونها نیستند ما تاریخ داریم اونها تاریخ ندارند اشتباه نیست؟ ببینید رژیم چیزی که داره تاریخ قومیته تاریخ دولت ملت نیست دولت ملت ماناییه یک حوویت جمعی در بستر زمان خب رژیم چه بستر زمان و مکان چه بستر مکانی رو برای این مانایی داشته برای این تداوم حوویتی این حوویت جمعی وجود داشته الان بیشتر شهروندانش دو حوویتی خب اونا توند خودشون میگن ما یک بار در آلم دولت داشتیم ولی آواره شدیم یک بار در آلم قدرت داشتن دولت ملت نداشتن یعنی یک حوویت جمعی که در بستر تاریخ این ما تداوم داشته باشه حوویت دینی نداشتن حول محور یهود حوویت دینی داشتن ولی این حوویت به عنوان دولت ملت یه ویژگی داره و اون اینه که قدرت به علاوه یک حوویت جمعی که در بستر زمان زیسته میشه و تداوم داره ما خیلی دولت های باستانی داریم که تداوم در تاریخ نداشتن الان کسی نمیتونه بیاد مدهی اونها بشه بگیه که خب من تمدن مایا هستم امریکای جنوبی برای منه چون این چیزی معنا نداره اما در باره اسرایل در باره رژیم چیزی که وجود داره اینه که اگر میخواییم ببینیم که دولت ملت هست یا نه ایاری رو میخواییم مبنا قرار بدیم اینه که ما منطق و زامن نظم جهان رو برداریم اگر برداریم آیا میماند یعنی اون چیزی که نظم امروز رو داره پشتیبانی میکنه یعنی قدرت امریکا و به علاوه یقدر اروپا رو ما از جهان حصف کنیم کدام دولت ها میمانند مانایی در وضعیت قدی خب این چیزی که به یه تکیهگاه بزرگی بسته است و اگر اون نباشه من نمیگم امریکا نباشه امریکا با تایوان وارد جنگ بشه سر موضوع تایوان با چین وارد جنگ بشه در اون لحظه رژیم چه وضعیتی داره آیا میتونه مانا باشه که اون روز خواهد رسید باید ببینیم تو اون روز چه وضعیتی داره این نشون میده که خب یه چیز ساختگیه نمیشه ساخت دولت ملت رو و در عباره رژیم آیا دکتر یه نکتهی گفتن گفتن که رژیم مشکلش با ما اگر حتی جمهوری اسلامی نبود مشکل جدیه شما جهان رو نگاه رژیم مخالف پیشرفته مهمترین مانه پیشرفت منطقه است یکی از لبهای پیشرفت چیه انرژی هستی هر یکی از کشورهای منطقه به سمتش رفته با خشونت سرسخت رژیم با پشتوانی غرب مواجه شده خب الان برخی مثلا من دیدم توی این پیشنهاداتی که میدن میگن راه برده سازش رو به جای ستیز ما جایگزین کنیم مسئله این نیست که ما ستیز داریم مسئله اینه که ما با یک مانه پیشرفت ما واجهیم ما الان نمیتونیم نسبت به آیندگان و مسئله پیشرفت نسلایی بی تفاوت باشیم ما مسئولیتی نداریم اونا خودشون میدونن انرژیشونو چجوری تحمیم میکنن این آیندگی هم که میگم خیلی دور نیست همین الان هم ما درگیرشیم در باره تحمیل انرژی کشور و این چیزیه که ما باید به این سمت بریم از شما فکر میکنید که من برنگردم به سوال قبلم اگر رژیم ویژگی ملت بودن نداره حالا تاریخ با اون نگاه قومیتی چرا مقامات رژیم اگر میخواد با مردم ما صحبت بکنن مدام تاریخشون رو وسط میارن یا یک در واقع اشاره به تاریخ ایران میکنن یک تاریخ قومی چی میخواد؟ یک تاریخ قومی رو به میان میکشن برای این که یک نقطه تماسی با اون جریان گذشتگیرا که در همه تاریخ ما فقط حقامنشی رو میبینه اونم یک خانشی از حقامنشی رو میده که انشانان با واقعیت متابقت نداره و من اینجا در این موضع نیستم که بخوام تمام دوری حقامنشی رو نفت کنم یا همه رو تعیید کنم تجربه زیسته ما بوده این مدنیتش و این باستازی قدرتش بسیار قابل توجهه مگل میگه در سپید دم تاریخ ایرانی ها دولت تأسیس کردن همین رو فکر هم میگه این قابل ستایشه اما یک باستازی یک تصویر غیرواقعی از اون مخته دادن و کل دوره پس از اون رو عشقانیان رو ساسانیان رو دوره اسلامی رو نادیده بگیریم یعنی چند ست سال بیش از یک هزاره میشه گفت دو هزاره رو ما نادیده بگیریم و بگیم که ایران اونه شما همین روبر پحلوی رو ببینید یک بار از امام حسین اسمو برده تا این سالهای اخیر یک بار همه سا نیبرده حتی یک بار خب این چه نسبتی با ایران میتونه داشته باشه پدرش این چنین نبود پدری که اسمو رو گذاشته این چنین نبود خب این یعنی چی یعنی این که ما با یک جریانی مواجه هستیم که سانسور کرده تاریخ ایران رو یه تاریخ برساخته ساخته یه گذشتگرایی یه گسیلگری اجتماعی میخواد باشه شکل بده بر اساس اون گذشتگرایی رژیم به این امید داره بسیار خیلی ممنونم آقایی تو از سمروی شما هم سپاس گذارم ممنونم مردم وزورگار با از خنده خدمت شما خواهیم بود خدا نگهدارتون ای اشق پاکم اشقت درده چون جان ایران ایران ایران ایران ایران رادیو ماره دریچه این به جهان روشنایی و مرفت تا قطع به اهل غیر روشنگرمان اسلام همیشه سایه اشتباه سر ما پیامه ولاغت ترخط محمد و حلی روح خدا نور دلگو خامنه ای رهبر ما نور دلگو خامنه ای رهبر ما جاهلیت رو یک عمر مربوط به یک مقتعه تاریخی مشخص و معینی نباید دانست که بگیم اون روز پیغمبر در مقابل جاهلیت قرار داشت و گذشت اون روز جاهلیت مخصوص اون روز نیست جاهلیت ادامه دارد همچنانی که به صد ادامه دارد رگ رگ است این آب شیرین و آب شور بر قلایق می رود تا نفق سور این دوجبهی در میان بشر هست این جاهلیتی که در مقابل به اصط پیغمبران است به معنای نداشتن علم نیست این جهل جهل در مقابل علم نیست گاهی علم در خدمت جاهلیت قرار می گیرد تمامی که امروز اینجوره امروز در دنیا دانش بشری پیشرفته است اما در خدمت همون جاهلیتیست که به اصط پیامبران برای زدودن اون جاهلیت بوده است این جاهلیت نقطه مقابل عقل هدایت شده به وسیله پیامبران و پروردگاره وقتی که بر زندگی بشر خرد حاکم بود اون هم خردی که در زیر حمایت و حدایت پیامبران است زندگی سعادتمند خواهد شد باید دنبال این بود اون روزی که این نباشد خرد بشری حاکم نباشد شهوت و غزب حاکم خواهد شد نفسانیت حاکم خواهد شد اون وقت از که بشر در خوره گداخته ای از بدبختی ها خواهد سوخت همچنانی که در طول تاریخ دیدیم امروز هم داریم مشاهده می کنیم وقتی که شهوت و غزب بر رفتاری انسان ها حاکم شد اون وقت شما ملاحظه می کنید در دو جنگ بین الملل ملیونها انسان به خاک و خون می غلتند جان انسان بی مقدار می شود حرمت انسان از بین می رود این حاکمیت شهوت و غزب یا در مقابل حاکمیت خرد راه نمایی شده به دست انبیا در همه سطوه هست در سطوه فرقی در سطوه فردی هم هست در سطوه جامعه هم هست در سطوه بین المللی هم هست اگر در سطح بین المللی اونچه که حاکمه بر رفتار قدرتمندان بین المللیست خرد خدا داد باشد و هدایت شده باشد دنیا یک جور است وقتی حاکمه بر اونها نفسانیات باشد قدرت تلوی باشد فتن انگیزی باشد مسئله جور دیگریست این گرفتاری بشر این هاست به اصد در مقابل این جریان جاهلیست که در همه زمان ها ممکن است وجود داشته باشد و همه انسان ها در مقابل اون موظفند استعمار و تحقیر ملت ها و غارت منابع مالی ملت ها و فاسد کردن منابع انسانی ملت ها ناشی از اون حاکمیت جاهلیت هست وقتی جاهلیت حاکم شد شما میبینید ملت های بسیاری در سطح جهان در زیر چکمه استعمار لح میشوند منابع اونها غارت میشوند خود اونها تحقیر میشوند سالها