بله خدا نگهدارتون خدا نگهدارتون خدا نگهدارتون خدا نگهدارتون خدا نگهدارتون خدا نگهدارتون خدا نگهدارتون خدا نگهدارتون و تنزه را بهی قومن لده سوره مریم آیه 97 فهنما یستنناهو به لسان که لاله هم یتذکرون ما وحی رو به لسانتو و با زبانتو آسان کردیم که بلکه متذکر بشن و همچنین تو آیه قبلی برای این که بشارت باشه برای متقین و انزار باشه برای یددیه این آیه دوم سوره دوخان آیه پنجاب و هشت عنوان دیگه دعا برای باز شدن زبان و به فرمای تزمین قدرت تکلم یا به فرمای تغازای قدرت انتقال پیام معروف همه ما هم به خصوص خیلی جاها استفاده میکنیم قال ربش رحلی صدری و یسرلی عمری و حلول اقدتن من لسانی سوره تاها آیه 25 تا 27 حضرت موسى دعا کرد خدای به من شرح صدر بده و کارم رو وزیفم رو برام آسان کن و گره از زبان من باز کن بسه هزاری دیگه ممکنه بعضی تو گزارش های تاریخی گفته باشن که لکنت زبان داشت یا یک اغده در زبان داشت و از خدای متحال خواسته بود که این برطرف بشه اون داستان آتشی که نرکودکی میگفتن لشانی میگم گزارش تاریخی ولی به نظرم چون پیامبران کمال حیا به حساب میان بسیار قد شناس اصلا در خانهی که بزرگ شد و مواجه میشد با فرعون علا رغم این که تکلیف داشت و باید به تکلیفش از طرف خدای متحال عمل میکرد بعضی از چیزها رو به جهت این که تو اون خونه نمک خورده بود نمیتونست زبانش نمیچرکید خدا یا برادرم رو بیار کمک همون راحت تر میتونه این را بگم من نمیتونم بگم اتفاقا فرعون هم تهنه زد دیگه آه خونه ما بزرگ شدی و مثل اومدی الان دوباره برگشتی که چی؟ ربش رحلی صدری و یسرلی امری و حلل اغلطم من لسانی این سوره تاها آیه 25 تا 27 و سوره شوهر آیه 13 و یزیق و صدری آره سینم تنگ عذیبت هم میکنه ولی انتلق و لسانی اینجا خیلی غشنگتر میگه چون حرف از دل برمیاد قلق میخواد آره برم سخت یزیق و ستنگ شده قلبم و نمیتونم راحت حرف بزنم زبانم آزاد نیست ما برادرم رو به کمکم بفرست سوره شوهر آیه 13 و اخی حارون راحت تا میتونم حرف بزنم من میترسم اینا دستیغم نکنن سوره قصیب سوره قصیب سوره قصیب سوره قصیب ای پیانبر اینا این چیزی که دارن به زبان میارن که اشتغال خانواده و احمال و طلب استغفار اینا دارن دروغ میگن به زبان دارن چیزی میگن که تو قلبشون این نیست اینا رو حساب خودشون و نفاق خودشون اصلا جبه نیومدن هیچ ربطی به باغ و محصولات باغ و خانواده و اینا نداری یه قولونه به علسنته هم ما لیسفی قولوبه هم استفاده غلط از زبان اونم دروغ برای این که از وظیفه ی آدم دریخ کنه سور فتح آیه یازده بازم زیل همین عنوان استفاده غلط از زبان و لا تقولول ما تسفه علسنت کمال کذب حاضا حلالون و حاضا حرام آره میومدن میگفتن دروغ میبستن و بی دلیل میگفتن این چیز حلاله و این چیز حرامه خدای متحال فرمود که دروغ نگید و نگید که این حلاله و این حرام برای این که از وظیفه ی آدم دریخ کنه و به خدا دروغ نبندید سوره نهل آیه 116 و همچنین استفاده غلط از زبان در دیگر آزاری مردم آزاری که بعدم باش کار داریم و تو بحث عذیت به خصوص اونجا مطرح کردیم به زبان دیگران رو عذیت کردن سلغو کم به علسنت انحداد شما رو با زبانهای تند و خشن آزار میدن و مستحضری تو جامعه دینی و شیعه ما دور از انتظار و خلاف توقع مبینید بعضی ها خیلی زبان تیز و تندی دارن و خیلی هم این رو به حساب رکوی خودشون میگذارن که انشالله برسه یه وقتی من همین عنوان رکوی رو ولو در یک برنامه بگم که برای غیر محسوم غالبا رکوی یک رزیلت اخلاقیه رکوی مال کسیه که علم داره و ما غالبا علم نداریم در باره افراد گایی باید حرفی میزنیم تو دلشو خالی میکنیم مسیر زندگیش رو به اسم رکوی خودمون تغییر میدیم و مجاز نیست از این رو بفرد انشالله از این رو بفرد ارخ جامعه ایمار روشنید یک فضیلت به حساب میاد بله یه فضیلت به حساب میاد و تیخیه که انقدر که تلفات داده رزیلت با ادعای فضیلت ارز میکنه اینهایی که مدعیان فضیلته انقدر که باش تلفات گرفتن و دونستن آدم ها رو بهشون لطمه و سطمه بزنن دوزه آبرو، عقیده، اخلاق، منش این مسیر زندگی ما چی کاره یه عالمیم جنبات وکی که باید به بعضی ها روک حرف بزنیم که خدای متحال اگر بیاد میدان با ما روک حرف بزنه جلوه بلاسمون رو باید جمع کنیم و چقدر آیت میکنه غفور و رحیم حالا من ندید میگیرم و افوون خیلی هم میگذر خدای متحال و ندیده میگیریم از جمله همینجا ارز کنم خیلی ها برود کردن و چون امیر المومنین در مواجهه با آدم های منافق و آدم های کافر و مشرک با علم امامت خودش رکوی میکرد بله بعضی خیال کردن باید مثل امیر المومنین رکو باشن در صورتی که رکوی امیر المومنین ریشه در علم امام داشت و تشخیص امام لزومن اگر کسی دوتا خطبه یا دوتا حکمت یا دوتا نامه حفظ گرده نمیتونه عدا در بیار خودش رو رکو بدونه و بخواد در اسلام و مسیر اسلام مثلا و مسیر دین خودش رو یک آدم رکو تلقی کنه و برود کنه و خیلی هم لطمات داره و من دیدم و غیر قابل انکار استفاده غلط هست از زبان اونم اظهار نظر جاهلانه از تلقانهو به السنت کن و تقولونه به افای کن ما لیس لکن بهی علم میخوره با اون حرف قبلی ما آره از صورت که اومدید تهمت رو زبان به زبان به هم انتقال دادید و پخشش کردید و خبرکشی کردید با دهانتون تقولونه به افای کن ما لیس لکن بهی علم در باره چیزایی ارسادید که علم نسبت بهش نداشتید و تحسبونهو حینا و میگفتیدم خیلی راحت بفرمایید به زبان و عرف از آب خوردنم راحت تر تهمت رو به هم انتقال میدادید ولی و هوه اند الله عظیم اصل تهمت زدن هر ثبت که حرف زدن اونم اظهار نظر جاهلانه به اضافه این که از آب خوردنم راحت تر تهمت رو پخش کردن این پیش خدای متعال بسیار گناه بزرگی به حساب میاد سوره نور آیه پونزده این یسقفوکم یکونولکم اعداان و یفسوتایلیکم عیدیهون و السنتهون به سو و وددولو تکورون بیغمبر اینا اگه بشما مسلط بشن اینا خیلی بر شما سخ میگیرن دشمنیشون رو بر شما به سختی بروز میدن و با دستشون و دستاشون و با زبانشون شما رو عذیت میکنن و همیشه دوست دارن که شما از اسلام برگردید تمام این کارها رو میکنن عذیتتون میکنن به شما سخ میگیرن و از ثبت از شما بدگوی میکنن که بلکه برگردید به طرف گفت و از اسلام دست بکشید زیل همون عنوان استفاده غلط از زبان سوره ممتحنه آیه دو و عرض آخره که خیلی مهمه و ما باش خیلی کار داریم شهادت زبان در روز غیرانه اللهم اکبر ما مهمولا زبان و استفاده از زبان و حرف رو مقابل عمل استفاده میکنیم در صورتی که قرآن زبان و حرف رو خود عمل میدونه به ما کانوی عملون زبانها کارهایی که کردن باید شهادت بدن علیه صاحبش میشه شهادت بدن درات بفهمید و صاحبشون با زبان چی کار کرد چه آبروهایی رو برده چه لطمه هایی به وعظی ها زد اهل ایمان زنان بله دلهای رستزون زنان مومن مردان مومن و باز یاداوری عرض میکنم جنوبت و بکی ما اینجا که حرف میزنیم حرفهای خوب یا حرفهای بد این فکر ماست اینجا تو این نشعه وقتی زنده ایم این فکر ماست که زبان ما رو به حرکت در میاره فکر خوب زبان رو خوب به حرکت در میاره و فکر بد زبان رو بد به حرکت در میاره ولی پس از مگ و بعد از مگ اینجوری نیست بعد از مگ هر کس هر جوری هست حرف میزنه نمیتونه تخلف کنه اتحاد پیدا کنه افرین اتحاد پیدا کنه امکان نداره و به اضافه اینجا ظاهر داره و باطن وقتی میمیریم ظاهرمو تمام میشه باطن اینجای ما میشه ظاهر اونجا هرچی که ظاهره حرفه زبانه درست بفرمایی با زبان رو اگه بخواییم بحث کنیم جای تحصیل پیدا میکنه هرچه هستیم زبان ماست اینجا فکر ما زبان ما رو به حرکت در میاره یه جمله میسازیم یه کلمه میگیم فکر خوب حرف خوب فکر بد حرف بد ولی بعد از مرگ ما اگه آدم خوبی هستیم یا آدم بدی هستیم هرچه هستیم میگیم نمیتونیم تخلف کنیم درست بفرمایید اونجا زبان ما رو چی به حرکت در میاره خود ما آره هرچه به عمل اومدیم خیلی مهمه هرچه به عمل اومدیم هرچه به عمل اومدیم زبان ماست و زبان ما رو اونجا به حرکت در میاره برای همین خیلی مهمه و خیلی مراقبت میخواد انشاءالله تو بحث روایات که عنوان بعدی که خدمتون انشاءالله برنامه های بعدی عرض میکنم زبان در روایاته و بیشتر شفافتر بیشتر خودش رو انشاءالله نشون میده خیلی متشکرم باید برای تربیت نفس تربیت زبان اقدام بکنیم به نوعی داریم کلاش میکنیم مقدماتی رو یاد بگیریم تا بتونیم یک مهاری بر زبانمون داشته باشیم و اجازه ندیم به هر نحوی که خواست بگوید و به هر نحوی که خواست عمل بکنه ترخصوص زبان بیشتر میخواییم بدونیم سور مبارکه شعره آیه 195 سور مبارکه ملیم آیه 97 سور مبارکه دخان آیه 58 سور مبارکه تا آیات 25 سور مبارکه آل امران آیه 78 سور مبارکه فت آیه 11 سور مبارکه نهل آیه 116 سور مبارکه نور آیات 15 و 24 سور مبارکه ممتحن آیه 2 میتونه به ما کمک بکنه از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس گذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو و از این که همراه ما بودید باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عمر لحاش یا عبر حسن یا عبر اکتشاه یا آفشت یا رفش از ربعه یا آفشت یا رفش یا عبر حسن یا چهاره یا شیرف errors یا رفتار یا افشار یا رفتار سوره آل امران آیه شدس و یک هستیم آیه که معروفه به آیه مباهله هست با هم بشنویم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاربین ای پیغمبر بعد از آنی که علم و دانشی که به تو رسید به مردم فمن حالا حالا هر که با تو در باره ایسا ستیز کرد محاجه کرد تو ایسا رو معرفی کردی اما اگر افرادی لجبازی کردن در مقابل بیان و معجزه تو و به استدلال ها و اجازتو به خبرهایتو به حرفایتو گوش نددن و درگیر شدن و خواستن جدال و ستیز خونن بشو بگو فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش فراموش دعا کننده حقه شیع و سننی هم نداره یعنی تفسیر سننی ماجره رو آوردن که افراد از سوی پیغمبر معمول شدن که برن در منطقه نجران که از مناطق بلاد یمن هست برن نجران برن مسیحی های نجران پیام پیغمبر اسلام رو بگن مسیحی های نجران هم یه حیط رو به نمایندگی خودشون بره گفتگو فرست دادن مدینه خب گفتگوهای بین اینها رد و بدر شد و اینها بحانجوی میکردن و در حقانیت اسلام خلاصه هی تردید میکردن این آیه نازر شد و گفتن که کسانی که با تو جدر میکنه ناستیز میکنن بگو بیا ما خودمونو میاریم بچه همونو میاریم زنانو میاریم به شما نفرین میکنیم شما بچه ها و زنان خودتون بیایید به ما نفرین کنید هر کس حق باشه دعاش مستجاب میشه نفرینش مستجاب میشه اینا با این پیشنات برخورد کردن و خودشک کردن و گفتن که باشه تو فردا اینا چون به هم نگاه کردن و متحیل شدن و محلت خواستن مشغول مشورت شدن و بزرگ نساره بشه گفت که شما پیشناتو بپذیرید منطقه وقتی خواستید عملی بشه اگر دیدید پیغمبر با تبل و جمعیت و راه پیمای یا یه دیدید با جمعیتی آمده این تبل تو خالیه اما یه دیدید که با افراد که می آمدن بترسید و وارد نفرین نشید که معلوم شد اینا برحقن روز مباحله حال مباحله در کنار مدینه قرار گرفت الان جزو شهر هنوزم جای مباحله یه مسجدی ساختن اسمشم مسجد الاجابه هست اینایی که بیدن مدینه خیلی هاشون این مسجد رو میبینن مسجد الاجابه یعنی مسجدی که دعا اجابت شد دعا مستجاب شد اجابه مستجاب شد این محلیه روز مباحله دیدن پیغمبر اسلام صلی اللہ علیه و سلم آمده علیه بن عبی طارب جوانیه با خودشو ورده فاطمین زهراد دخترشو ورده دوتو کچولو هم ورده حسن و حسین رئیس مسیحی های قیافه ها رو که دید گفت این قیافه هایی که من میبینم اگر نفرین کنن نسل مسیحی هایی هست ورمی افته بنابراین با این قیافه ها مباحله نکنید و بیگه نه بی مسالحه کنیم و حاضر شدن که مسالحه کنن و پیغمبرم فرمود که سوگن به کسی که مرا پیغمبر حق قرار داد اگر مباحله انجام میشد اون وادی پر از آتش میشد حالا بر اساس روایتی که در الموزان اومده دعوت مباحله مخصوص نسارانه بوده با پیغمبر با یهودی ها هم قایم فرمود بید با هم نفرین کنیم و مباحله مخصوص زمان پیغمبر هم نبوده بر اساس بعضی از روایات مؤمنین هم میتونن در جاهای که میبینن طرف لجوازه و هیچ استدلال رو گوش نمیده از مباحله و نفرین استفاده کنن و امام ساده هم در این باره دستوراتی دادن روایاتش در اصول کافی جلد دو باب مباحله اومده در تفسیر رستقل هم اومده خب حالا این جایی که گفتن نساران ها زنها نمیبینیم و همون که یه زن بیشتر نبود یه سؤال اینجاست که خب به یه زن هم میشه گفت زنها چون قرآن میگه که زنهای منو بیاریم زنهای منو بیاریم خب یه زن که بیشتر نبود این طور نیست در قرآن موارد دیگه هم داریم که مثلا گوینده یه نفر بوده ولی خداوند جم میگه مثلا یه نفر گفت خدا فقیره وقتی آیه نازه شد من زل لذی یقرز الله قرزن حسنه کیه که به خدا قرزن حسنه بده یه نفر گفت معلوم که خدا فقیره و حال دیگه از ما قرز وام میخواد یه نفر یه حرف رو زد ولی خداوند که اللذین قالو انالله فقیر اللذینه گفت نگفت اللذینه قالو انالله فقیر یعنی موارد دیگه هم داریم که یه نفر بوده یا حضرت ابراهیم یه نفر بود خدا باشه یا ابراهیم یک امت بود یعنی گاهی به افراد سرشناس ولو یه نفرن میگن ایشان یا مثلا گاهی وقتی یه نفر صحبت میگنه ما گفتیم بانکه یه نفر نگفته بیشتر اون ولی به خاطر عظمتش میگن ما دستور دادیم یعنی هم در عدبیات فارسی هم در عدبیات عرب و هم در عدبیات قرآن این آمده که گاهی جم میگن ولی غلط یه نفره این مشکلی نداره این آیه مباهله که خیلی سندش متبره در المیزان جلد ثوم ماجرای مباهله رو از پنجا و یک نفر از صحابه پیغمبر نخیده یعنی پنجا و یک نفر از صحابه پیغمبر قصد رو گفتن چون این آیه مباهله علامت مقام اهل بیت پیغمبره الان در تفسیر کبیر که مولی فخر رازیه تفسیر آلوسی تفسیر مراقی کامل ابن اسیر مصدق حاکم کتاب مصند احمد هنبل و تفسیر روح البیان المنار تفسیر ابن کسیر و اینا که گفتم همه مولی سنیابود نخشده و در احقاق الحق شست نفر از بزرگان اهل سنیت اوورده که گفتن این آیه دلالت بر اعظمت پیغمبر و اهل بیت پیغمبره خدایا ما رو مشمول دعای خاص حضرت مهدی قرار بده و روز بروز معرفت و عشق و اطاعت ما رو نصد به خودت و پیغمبرت و اهل بیت پیغمبرت زیادتر بفرمان و السلام علیکم و رحمت الله الله الله الله