زبانه می کشید دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب بگذار از پد به تازت خدا نگهدار امیدواریم که برامه روایت کتاب مورد توجه شما عزیزان شنونده به خصوص علاقه مندانی به کتاب و کتابخانی قرار گرفته باشه و زمان تکرار این برامه که شما میتونید مجددن اون رو بشنوید ساعت دوازده و چلو پنج دقیقه امروز چارده همه مرداد ماه خواهد بود از طریق نسب برنامه کاربوردی یا اپلیکیشن ایران صدا بروی تلفون همراه خودتون شما عزیزان میتونید کیفیت مناسبی رو از رادیوهای سراستری همچنین رادیوهای استانی دریافت بکنید از جمعه رادیو معرف و چنانچه قسمتهای قبلی هر برامه رو نشنیدید میتونید از بخش آرشیو یا بایگانی هر برنامه دریافت بفرمایید برامه پارسایان نکاتی از سیره و اخلاق علما رو مطرح میکنه خواهش میکنم شنونده این برامه هشت دقیقهی باشید سرگشتگان کمویت پربای سر نداروند سرگشتگان کمویت پربای سر نداروند آرشفتگان موید از خود خبر ندارد آرشفتگان موید از خود خبر ندارد پارسایان بر درگه تو بحریست از آب چشم اوشان خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارد آرشفتگان موید از خود خبر ندارد حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلم و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان خدا به هممون توفیق بده اهل عمل به دستورات حضرات معصومین علیهم سلوات الله باشیم قرآن کریم به ما دستور میدهد اعوذ بالله من شیطان رجیم یا ایوهالله این دستور انگیز بخش و البته ترسناکه ای کسانی که ایمان آبرده اید از آن چه به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از آن که روزی فرا برسد که در آن نداد و ستدیست و ندوستی و شفاقی و کار فران ستم کارانند روز قیامت میرسه دیگه دستمون بسته است نمیتونیم کاری بکنیم در روایت هست حضرت فرمودن انوال خودتون رو بفرستید برای خودتون به قیامت چجوری بفرستید انفاق بکنید حضرت فرمودن کسی که میخواد از یک گردنهی عبور بکنه و میدونه در این گردنه دوزدانی هستن که مال او رو میگیرند مال خودش رو به یک مطمئن تحویل میده که اون طرف گردنه از او تحویل بگیره گردنه مرگ پیش روی ماست که ما انوالمون رو نمیتونیم به خودمون ببریم و این مرگ انوال ما رو از ما میگیره برای این که بعد از مرگ انوالمون به دستمون برسه باید انوالمون رو در راه خدا انفاق کنیم به فقرها بدیم خدای متعال پس از مرگ انوال ما رو در اختیارمون قرار میده خدا هممون رو اهل انفاق قرار بده انشاءالله خدا هممون رو اهل انفاق قرار بده خدا رحمت کنه مرحوم اخوند خراسانی از علمای بزرگ نجف میگن یه تاجر پولداری از بغداد آمده بود نجف خدمت ایشون و یک عبای بسیار گران قیمت رو خدمت ایشون داده بود و گفته بود که آجان این عبا صدقه نیست سحن امام هم نیست من پول خالص زحمت کشیدهی که خمسش رو دادم حقوق مالیش رو پرداختم و هیچ مال شبهنادی که حرامی هم درش نیست رفتم یه عبای گران قیمت تهیه کردم و خدمت شما دادم مناسب نیست عبای مرجع تقلید پاره باشه کهانه باشه این عبای کهانه رو بگذارید کنار و این عبای نوی گران قیمت رو استفاده بکنید مرحوم اخوند رحمت الله علی تشکر کردن از اون تاجر عبا رو هم قبول کردند و وقتی که تاجر از نجف رفت بلا فاصله مرحوم اخوند رحمت الله علی این عبا رو دادن به یک طلبه و گفتن این رو ببر در بازار به فلان عبا فروش بفروش من او رو میشه ناسم انسان صادقی بی دود و کله که کم قیمت نمی کنه این عبا رو بفروش به او و بعد مقدار زیادی عبا تهیه کن و بین طلبه ها که احتیاج دارن تقسیم کن ایشون میگه من رفتم همون عبا رو فروختم چهارده عبای معمولی میشود اون چهارده عبای معمولی رو اووردیم و مرحوم اخوند رحمت الله علی همه اونها رو به طلبه های دیگری هدیه کرد بعد فرموده بود ما با همین عبای وصلدار زندگی میکنیم ملک الموت که بیاید به عبای آدم نگاه نمی کند ملک الموت به پرونده من نگاه میکند و جان من رو میخواهد بگیرد عبای که میخوام بگذارم و برم عبا رو فروخته بودن و بین فقرها تقسیم کرده بودن آخوند خراسانی رحمت الله علی سه فرزند دارن سه عروض دارن و خودشون در یک خانه محقر زندگی میکنن هر کدوم یک اتاق بهشون رسیده یه وقتی یکی از عروضهای ایشون فرزندان ایشون اومده و گفته آقا جامون تنگه واقعا اگر میشه یک فضای دیگری فراهم بشه مرحوم آخوند رحمت الله علی وقتی خوب گوش داده بودن به حرف ایشون گفته بودن بابا جام اگر قرار باشد با منزلهای این شهر رو ما بیاییم و بین مستحقین تقسیم بکنیم به ما بیش از اینی که الان نشسته ایم به ما نمیرسه همین مقدار ما رو بسه نقل میکنن مرحوم حاج آنجفی قوچانی رحمت الله علی میگن که من شایرد آخوند خراسانی بودم خب در اون زمان میدیدیم اغلب مردم آب شور میخوردن آب لجف آب شور بود عده ای بودن که پول قرض میکردن یا پول داشتن میرفتن آب شیرین تحییم میکردن مرحوم آخوند رحمت الله علی حتی برای برخی از فقرها آب شیرین تحییم میکرد اما خود ایشون با این که میتونست از آب شیرین استفاده بکنه آب شیرین استفاده نمیکن میگفتن آقا جان شما چرا آب شیرین استفاده نمیکنید ایشون میگفتن تا وقتی که همه مردم نجف نتونند آب شیرین استفاده بکنند من از آب شیرین نمیخرم و نمیخورم آنما آقا جان نجفی قوچانی نمیکنن یه وقتی پیشکار مرحوم آخوند رحمت الله علی آمد تو هجره ما نشست و گفت گرمست و به بحانه این که خودش رو باد بزنه بلند شد باد بزن رو از روی تاقشه برداشت مقداری پول روی تاقشه گذاشت و خودش رو باد زد و دو مرتبه اون باد بزن رو گذاشت سر جاش رفت من فهمیدم که برای من این پول رو گذاشته بود بعدن از اون بنده خدا پرسیدم آقا جان این پول رو برای چی شما آوردید گفت مرحوم آخوند رحمت الله علی به من فرمودن این پول رو به هاجه ها نجفی قوچانی برسن کسی هم متوجه نشه حاجه ها نجفی میگن این بختی بود که من در تنگ نای سخت قرار گرفته بودم و این که مرحوم آخوند از کجا متوجه شده بودن که من گرفتار مالی دارم برای من معلوم نشد ولی او به فکر فقراء بود و انفاق میکرد و از اونها دستگیری میکرد خدا به هممون توفیق بده اهل دستگیری از فقراء باشیم انشاءالله موسیقی از زبان حجت الاسلام وحیدی نکاتی از سیره و اخلاق علما رو آموختیم در برامه پارسایان زمان تکرار این برامه هم ساعت 21 شب پیش رو خواهد بود انشاءالله که شب خوب و آرامی رو تا این دقایق سپری کرده باشید و همچنان فرصت همراهی ما رو داشته باشید در بخش شبانگاهی برامه های رادیو معارف مشق راه با موضوع اخلاق توحیدی آماده پخش بشنم و یکی مرحله رهبری یعنی ره رو را با خود در پراه مستقیم گردن پراه مستقیم میخاند تا مشق کنی بندگی را مشق راه بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نست این عرض سلام و عدب خدمت همیشه شما شنونده های عزیز و عرجمند همراهان خوب و بزرگوار و سمیمی و همیشگی رادیو معارف توفیق پیدا کردیم خدمتتون برسنیم مثل هر دو شنبه و سه شنبه دیگه ساعت سیزده و سی دقیقه برای تقدیم کردن یک برنامه دیگه از مجموعه مشق راه امیدوارم که شما هم فرصت همراهی ما رو در این بیست و پنج دقیقه پیش رو داشته باشید سرچراقی برنامه رو مزید میکنیم به ذکر شریف سلوات بر پیانبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفى و خاندان گرانقدر ایشون سلام علیکم محترم عرض فلام دارم برنامه دیگه اصل موضوع برنامه اخلاق توحیدی منظور این است که تربیتی باید در ما ایجاد بشه اصلاحی باید در ما ایجاد بشد که این تربیت و اصلاح بر اساس توحیده یعنی آشنایی با خداوند انس با خداوند باعث تربیت من بشن باعث اصلاح اخلاق و رفتار و ظاهر و باطن من بشن در این اخلاق توحیدی انس با خدا رکن این بخصه برا انس و ارتباط با خدا بخترین وسیل دعاست که انسان رو با خدا معنوص میکنند برا همین دعا یه وسائلی رو قرار دادن یه وسائتی رو قرار دادن که من بختر بتونم با دعا انس با خدا برقرار بکنم و بختر اون تربیت در من ایجاد بشه قبو وسیله چیه؟ اون وسیله بخترین بندگان خداوندی یعنی بخترین تربیت شدگان در حدیث دارد که وجود مقدس پیانبر اکرم صلی اللہ علیه و آله و سلم فرمونن عدبنی ربی پیغمبر تربیت شده یه دست دارده دست خود خداوندن حالا من اگر میخوام تربیت بشم اگر میخوام اخلاق و رفتارم اصلاح بشن میخوام انس با خدا بگیرم قبو برا انس با خداوند بخترین مخلوق خداوند رو که تربیت یافته یه دست خود خداونده و خود خداوند اون رو به انوان پیانبر برما فرستاده خوال لذیب و غصفل امیگین رسولم ما میخوام منوسه با خدا بشیم خود خداوند فرموند من پیغمبرم رو بخترین بندگانم رو اون کسی که بخترین تربیت الهی رو دارد این رو در اقدیار شما قرار دادم و اگر میخوام از اون تربیت الهی بهرمند بشید با اون کسی که من خودم تربیتش کردم برا شما فرست دادم به اون نزدیک بشید این نزدیکیه به پیانبر و اهل ویتره تپی قنبر امده برای اینه که اصلاحی در اخلاق و رفتار من ایجاد بشد قرآن این داستان رو نغل میکند ما کم بهش توجه میکنیم که وجود مقدس پیانبر اکرم دارد که آیه قرآنه فرمودن قل لا اسالو کم غلیه اجرن الا المبدت فلقربا فرمودن من رسالتم اجر و موضع از شما نمیخوام مگر محبت و مودت زوی القربا که حضرت زهرا امیر المؤمنین و حسنین علیه مستلام قول این محبت برای چی میخواییم؟ این که ما هیچ تأکید میکنیم توصیه میشد به محبت حضرت زهرا این محبت را برای چی بیان میکنند؟ یا این که پیانبر تغاظای این محبت میکنند؟ این محبت میکنند؟ علتش چیه؟ این تحلیل نشده صرف محبت برای چی؟ محبت حضرت زهرا محبت امیر المؤمنین محبت امام حسین برای چی؟ قرآن جواب میدهد فرمود و ما سالتو کم من اجرن فهوال لکم این اجری که میگم زوی القربای منو دوست بدارید نه برای این که چیزی گیر من بیاد چون فرزندان منم نه فهوال لکم این به خودتون میگسته خب نتیجهش برای ما چیه؟ بعد قرآن باید جواب میتد فرمود شما اگه دنبال یه راهی میگردید که این راه رو تی کنید و به خدا برفید یه راهی میخواد که اونو به خدا برفتونه تربیت الهی تزکیه درش ایجاد بشه راش راش محبت راهش فقط همین راه محبت خب حالا سلوات باید همین طوره که توضیح شده خیلی اکید فرابانه که همیشه سلوات بفرستید در دعا کردناتون سلوات بفرستید برای اینکه این سلوات محبت پیغمبر و احلو بیت پیغمبر رو در من ایجاد بکنه و این محبت که ایجاد شده من راهم رو پیدا بکنم امده اینه که با این ذکر شریف سلوات و با دعای من که گفتن دعات حتما با سلوات بشه تا مستجاب بشه نه اینکه این یه تشریفات بشه اخو بعضی هم میگه من از یه نفر میخوام برم یه پولی قرض بگیرم یه کاری باش دارم اول یه قضیه ازش تعریف کنم تمجید کنم دلش نرم بشه مثلا حاجت منو بدد اینطور نیم که بگیم همراه دعا باید سلوات باشد نه اینکه حالا بگیم حالا یه تشریفاتیه تعریف و تمجید نه اثر داره باقی این راهیه که خداون قرار داده که این راه رو من پیدا کنم به خدا برسم اون راه چیه محبت پیغمبر و احلا بیتشونه محبت چطور حاصل میشه یکیش همینه که من صادقانه دستامو بلند کنم حالا سلوات هم چند جور میشه فرستادا بله باید آدم تسبیح دست میگیره ست تا هزار تا گایی مردم میگن چارده هزار تا سلوات میفرستن این خیلی خوبه اما بخترینش اینه آدم وضوع بگیره درکت نماز بکنه روبه قبله وایسه بعد از نماز بلند شه بیسته دستاشم بلند کنه سلوات دعاست و بگید خدایا من دارم برای پیغمبر و احلا بیت دعا چقدر محبت ایجاد میکنه و چقدر آدم ها در اون مسیر محبت احلا بیت پیغمبر قرار میده امیدواریم که خداوند توفیقش رو به هممون انایت کنه انشاءالله به برکت سلوات بر پیاندار نور رحمت سلوات محمد و آدم و جل فراجان خیلی متشکرم جنب سطح فقیهی عزیز نکته ارزشمندی رو از زبان شما شنید میشه که هممون بهش امیغن توجه داشته باشیم و به این نیت ذکر شلیف سلوات رو بر زبان هم جاری بکنیم خب دوستان عزیز شنونده یک فاصله میگیریم برمیگردیم و میپردازیم به سآلاتی که شما در برنامه خودتون مشقه را مطرحش کردید прекر ممنون am assemble your self in between your self and your mind در برنامه مشق راه در برنامه مشق راه استاد عزیز و عرجمندمون در حوضه اخلاق و قضوهیت علمی محسسی آموزشی و پجروهشی منخومینی رحمت الله علیه اینجا حضور دارن و پاسخوی سآلات شما هم هستن جنوب استاد اولین سآل رو از آقای یاری براتون بخونم که نوشتن من کلن آدم کمحوصلهی هستم چی کار کنم که باحوصله بشم؟ لطفا راه نمایی کنین خواهش میکنم این کمحوصلهی یا گاهی بعضی هم بیحوصلهی ازش تبیر میکنن یه علتهای متعددی دارد گاهی علتهای جسمی دارد گاهی علتهای روحی روانی دارد گاهی علتهای معنوی دارد اما مجموعا همه اینا را جمع که میکنیم برمیگردد به این که درون من به هم ریخت است یعنی یه آشوب و به هم ریختگی در درون من ایجاد شده حالا یا روحی یا روانی یا گاهی هم مشکلات جسمیه وقتی یک کسی تب میکند بیحوصله میشن کمحوصله میشن خب حالا این به هم ریختگی درونی من چطوری قابل اصلاحه؟ اینه که من در زندگیم فقط یه چیر رو مد نظر داشته باشم تا از این پراکندگی و آشفتگی در بیام و اون این که قرآن فرماده قل اینما اعظكم به واحده انتقومو لله همین اگر ما بتونیم تمرین بکنیم این حالا به زودیم حاصل نمیشد تمرین بکنم که من در زندگیم توجه هم مسیر حرکتم زندگیم فقط به یه طرفه اونم به طرف خدا اون چه که خدا بخواد انجام میدن اون چه که خدا نخواد تحضیم کنم اون چه که برای شخص هم برای همسر و زندگی و فردندانم میخوام همه متمرکز بشد در یه نقطه این برای آدم یه تمرکزی ایجاد میکنه از این پراکندگی آدم در میاد از پراکندگی که آدم در بیاد بیخوصلگی درمان میشه حالا اگه بخواییم اینو خیلی ساده تر بیان بکنی هر بخواد آدم احساس میکنه که بیخوصله هست یا کمحوصله هست بلندش درکت نماز بخونه یا یا الله بکن ببینه آدم با شخص حسله فیده میکنه از بیخوصلگی درمیاد این ریشه این عمل اون آشفتگی و پراکندگی درونیه که اون فقط با یاد خدا توجه به خدا یا درکت نماز برطرف میشه یکی از علال این به همریستگی و بیخوصلگی هم بی نظمیه در امور زندگی وقتی آدم امور زندگیش نظم درستی ندارد اصلا بیخوصله میشه حالا نمیدونم که این که کتابا باید بخونم اون کتابا باید بخونم نمیدونم باید برم بیرون نمیدونم باید کار منزل بکنم نظم در کار که نباشد این منجره به بیخوصلگی میشه که البته اینم باز برمیگردد به همون به هم ریشتگی درونی اگه آدم بتونه نظم در زندگیش ایجاد بکنه این کمحوصلگی درمانه میشه اصلا لازمش نیه که انسان اول خودش رو خوب بشناسته که چه توانندی هایی داره چه امکاناتی داره و بر اساس همون شناخت بره جورو برنامه ریزی بکنه و سعی بکنه که یک نظمی به زندگیش بده اونقه از که اون کمحوصلگیه که معمولا ناشیت بیبرنامه گیه دیگه که شما هم به درستی بله این که آدم هم خودش رو بشناست هم کارهایی که در بیرون باید انجام بده اونها رو اولویت بندی بکنه اولویت بندی کنیم اینا اول اینا دوم اینا نظم که در وجود آدم ایجاد شد اون به همریختگی درمان میشه بیحوصلگی هم درمان میشه انشانده خیلی متشکرم مصنوع دیگه رو بسط و همتون از آیاری عزیز بابت پرسیدن این سال برنامه یه مشکارا همچنان از رادیو معارف ادامه داره فاصلهی بگیریم و برگردیم و از سآلات شما باز هم توی این برنامه مطرح میکنن یه سآل میخواستم از پاشنوست یه سآل لسه خود رادیو معارف تقدیم میکنه مشق را برنامه ارفانی اخلاقی از گروه فقه و اندیشه رادیو معارف خیلی متشکرم از همراهی شما شنونده های عزیز با برنامه خودتون مشق را چنان بستاتقیهی عزیز خانم فضائلی اینطور پرسیدن اولا که تشکر کردن از راه نمایی های شما و گفتن که میخوام هممت بلندی توی زندگیم داشته باشم و زشتی ها رو زشت بدونم و انجامشون ندم لطفا راه نمایی کنید خواهش میکنم اگر کسی بخواد هممت بلند داشته باشد باید به دوتا چیز توجه بکند اول به توانمندی هایی که در وجود خداونده اما انالله اقلا کل شما شیعه انقدیر یعنی ما یه موجودی داریم که اون همه کار از دستش برمیاد گایی آدم با این که اعتقاده به خدا دارد اما خیلی از کارها را از خدا نمیخواییم میگیم شاید نشه معلوم نیست بشد آیا بشد آیا نشد نه حضرت موسا همراه بنی اترائیل از چنگال فران فرار کردن شبانه کم کم هوا روشن شد و صبح شد و رسیدن حالا لب دریا یا رود نیل دیدن رسیدن جلوشون آبه پشت سر نگاه کردن دیدن پشت سرم فران و لشگریانش دارد میاد و نزدیکم شده که گفتن اناله مدرکون ما الان دستگیر میشیم گفتیم تو چنگال فران حضرت موسا پیغمبر خدا توجه به خدا که داشتند که خداوند هممت بلند گفتن انمقیه ربی خدا هست اگر آدم بخواد هممت بلند داشته باشد اگر فقط بخواد به توانمندی های خودش اتقاب کنه توانمندی های ما محدوده آیا من میتونم چنین کاری رو انجام بدن؟ خودم محدوده من میتونم چنین سرمایهی داشته باشم؟ مبارا ضروریات زندگیم لنگم اما اگر توجه به خدا به قدرت خدا به توانمندی های خدا به لطف خدا حضرت یوسف یه بردهی بودند یه بردهی رو اووردن تو شهر مصر فروختن اما وقتی که با خدا بود حضرت یوسف شد عزیز مصر یعنی شد همه کنید حالا تو داستانه حضرت یوسف مفصله آمده حضرت یوسف یه برنامه ریدی کردن که تمام سرزمین مصر شد ملک حضرت یوسف زمین ها رو خریدن حیوانات رو خریدن