پتر بکنیم اما طائف از نظر تمدون خیلی بالا بودن قلعه ها خیلی محکم از نظر تمکن مالی خیلی بالا پیغمبر اکرم با دوازده هزار لشکر اومدن اطراف این طائف رو گرفتن نشون در قلعه ها بسته بود و بالاخره نتوانستن نفوز کنن نتوانستن پیروز بشن پیغمبر اکرم برگشتن مدینه ای طائفی ها دیدن همه حجاز مسلمانه و اینا تو میان مسلمان ها که نمیشه کافر بشن نمیشه بطور اصف بشن بالاخره بزرگانشون اقلاشون نشستن گفتن باید تسلیم پیغمبر اکرم بشین رضا یه عده ای از اقلاشون اینها از طرف همه اهل طائف اومدن خدمت پیغمبر اکرم مسلمان بشن معلومه پیغمبر اکرم خیلی خوشحال شده گفتن یا رسول الله این مسلمان شدن ما شرط داره فرمود شرطش چیه؟ گفتن یکی ما بطمونو نشکنیم به دست خودمون دقیقا بر توسطم کردن گفتن این که چیزی نیست به دست اون کسی که سی سد و شهست بط را شکست بط شما را هم میشکنه قصه شو نخوری خیلی همیت نداره گفتن یاراییم رسول الله به ما گفتن به شما بگیم ما مسلمان میشیم اما نماز نمخونیم تا اسم بی نمازی اومد پیغمبر اکرم عصبانی شد فرمود اون اسلامی که منهای نماز باشه ما اصلا این اسلام را نمخواییم نمیشه بی نمازی نمیشه کم نمازی نمیشه اهمیت ندادن به نماز مرحوم صدوق رضوان الله علیه در خسال هیچده اقوبت بار میکنه بر کسی که نماز را سبک به شما را نه نماز نه خونه ها اون که نشست پاکه اون که من ترک از سلاق متعمده در این این وقت فقط کفر او هیچی نماز سبک میشماره یعنی شد به جماعت شد نشد هیچی شد اول وقت شد نشد آخر وقت و بالاخره نماز تو زندگیش یه میرده عبدالعذافه است مثل خیلی ها خیلی ها که نقص بزرگی است مخصوصا در شیعه خیلی نقص بزرگی است هیچده تا عقوبت برای کسی که نماز را سبک میشماره و از جمله این کسی که نماز را سبک به شما رد این نمیتونه سیر و سلوک بکنه این نمیتونه به مقام معنویت برسه من جمله این کسی که نماز را سبک بشماره در وقت نماز تلاتم درونی در او پیدا نشه این نمیتونه با نفس اماره به جنگه اون نمیتونه در اون جنگ درون پیروز بشه و من جمله اون کسی که نماز را سبک به شما رد خدا گرفتار تو این دنیاش میکنه چکنه این دنیا را برسه و این دنیا را برسه چکنم چکنم بعض اوقات پول داره جا داره مرهم داره اما یه استراع به خواهدتر درد چکنم چکنم به قول قرآن از این قم نجات پیدا میکنه هنو نجات پیدا نکرده قم دوپون میاد قرآن میفرماید جهنمی ها اینجوری هست از این قم تمام میشه قم دیگر گره روی گره گره روی گره این گره ها از کجا پیدا شده این استراع به خواهدتر ها از کجا پیدا شده نمیدونی باید بدون امام صادق فرموده هر کسی که نماز را برسه و سبک به شما رد نماز نفرینش میکنه خدا نفرینش میکنه لعنش میکنه آقا امام زمون دست عنایدش از روی سرش بر میداره دیگه وقتی که دست ولایت روی سرش نباشد معلوم است زندگی تاریک است تاری دیگه معلوم زندگی گرفتاری است گرفتاری دیگه معلوم زندگی پر از غم و قصه و استرابه خوادن قرآن میگه دیگه زندگی اینه که از خود گم شدگی هفتا سال مثل کرم ابریشم تنیدن در خود ناگهان چشمارو باز کردن میبینه وسط جهنمی این دنیا شه دم مرگشو صدوق روایت داره در قبر روایت داره در عالم برزخ روایت داره و بالاخره در قیامت اصل مورد شفاعت احلو بیت واقع نمیشه وای به کسی که مورد شفاعت احلو بیت نشه و معلومه باید جهنم بره بدون شفاعت احلو بیت حتی مثل احلو بیت حضرت ابراهیم باید با شفاعت زهرا و امیر المومنین به بهش بره دیگه اگه مورد شفاعت نشه معلومه جای جهنمه روایت را همه شما شنیدید کم ایتنا هستیم به این روایت ها اینجور روایت ها خیلی ارزنده برون نیزه نیروی کنترل کننده فوق العاده مهم یعنی خودش یک نیروی فوق العاده کنترل کننده هست صحبه شم اینست که از بلایت سادر شده آقا امام صادق دم مرگه همه خیشانشونو خواستن همه همه خیال کردن آقا امام صادق میخواد وسیعت کنه برای همه جمعه اترین روی اینا بود امروز این جمله برون زن امام صادق میفرماید جمله آخر که به اینا گفتن این بود لا تنال و شفاعتنا من استخف به سلاح به شفاعت ما اهل و بیت نمیرسد اون کسی که نماز را سبک بشماره نه نماز نه خونه ها گفتم حساب او جداس او کافره او نکبت زده یه تو این دنیا و آخرته او نمیتونه ایمانشو ببره او شیطان انسی شیطان جنی گلش میزنه بی افت میشه بی غیرت میشه بدبرد میشه در روز قیامت هم محشور با کفار میشه محشور با یهودی ها میشه و نگذارید از این گونه روایات بنابراین اگر کسی نماز بخونه قطعا میتوانه سیر و سلوک بکنه قطعا نماز کمکش میکنه کاری که در سرحد محاله برای این آسان میشه بره البته آیه شریفه میفرماید هممت میخواهد سبر میخواهد سعی سد میخواهد حاضر باشه همه چیزشو فدای سیر و سلوکش بکنه راسی بخواد به جایی برسد اگه این سبر باشه از نماز کمک بگیرد نماز کمکش میکنه و میتواند بهش را در درون خود ایجاد بکنه رواسه همه چیزشو بررانده میخودد نمازی الگجان estr، ماصله ندم روفین جانبی است ویری‌الإله ابداینل bears ملوكت حاضر بزرگادم تrew بوده تُط!"الندسالية тыَشتا انها سرب است أنه همولاسا است حاضره جای پ êtes بکنه با شبه تَُت feather ثلاث?!"متحده است اونم بهشت اندلاهی برای این که در دل شب نماز شبش دیگه میشه رابطه بین او و خدا مکالمه بین او و خدا معاشقه بین او و خدا دیگه از هر بهشتی براش لذت بخشتره مرحوم دیلمی در آخر ارشاد نقل میکند خطاب شد در معراج به رسول گرامی یا احمد بنده های درم که این بنده ها منقمه در عالم وحدت هست دیگه حتی در بهش همه چی فراموش شده هست همه چی نه اون لذات بهشتی اینها رو مشغول میکند نه چیز دیگری منقمه در عالم وحدت هست خطاب شد یا رسول الله اینها رو مشغول میکند اینها رو مشغول میکند اینها لذتشون اینه نظر کنن به من من نظر کنم به اینا و در هر نظری سیر و سلوکشونه در هر نظری ملک اینها رو توصعه بدم یعنی سعی وجودی دنیاشم همینه این روایت راجعه به بهشته این روایت راجعه به بهشته این میتواند در درون خود بهش رو ایجاد کند از اون بهشت دیگه اون چه در بهشته از هور و رعینش یا باقهاش یا قضاها یا قصرهاش همه همه منصرف بشه تمام توجه خدا این حالت حتما میشه پیدا بشه در حسر جنگه چی نماز و من تقاضا دارم این جمعه امام حسین را که روز آشورا نماز خوند به اون کسی هم که گفت یا حسین نماز بخون گفت باریکلا نگفت خدا تو را از شهده قرار بده گفت خدا تو را از نماز گذاره قرار بده یعنی آقا که به من گفتی نماز بخون از شهادت در مقابل من بالاتر نماز از همه چی بالاتر نماز اگر راسی نماز نماز باشه اگر راسی بنده بنده باشه اگر راسی نماز خدا باشه اگر راسی نماز خدا باشه اگر راسی نماز خدا باشه با پسند باشه بتونه رابطه با خدا وصل بکنه در اون وقتی که میگید ایاکن عبدو و ایاکن استعین دروح نگه متابقه با واقع باشه گفته او این نماز همه کار میتواند بکنه ای دل قبول من فن امنه بدا شدید ای دل قبول من فن امنه بلا شدید گر هم ندای خست دلی بی ندا شدید از فرمنه نکاره به خوبا بری نسید گر برم نکاره به خوبا بری نسید گر برم نکاره از خواهد خوش مصطفى شدید از فرمنه نکاره به خوبا بری نسید گر برم نکاره به خوبا بری نسید چیزار مسل علا محمد و آل محمد و عجل فرجه و مکارم خوبان رو شنیدید انشالله که در سخلاق آیت الله مظاهری مورد انایت و استفاده شما شنوندگان عزیز و فرهیخته ی رادیو مارف قرار گرفته باشید اما علاقمندان به دروس حوزوی در این دقایق و ساعت پنج و پانزده دقیقه فقه آل محمد رو بشنوند در سخارج فقه حضرت آیت الله صبحانی وما کن المؤمنون لینفروا كافه فلولا نفر من کل فرقة منهم طالب فقه آل محمد موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلات و سلام على خیل خلقه و آله داهرین ولعنت الله على اعدائهم اجمعیند الى یوم الدین بحث ما در باره متوز سبمه که شیخ انساری اون را متوز پنجم قرار داده وان این از که کسی که وقتی در این دقایقه شرکت می کند در موقع وقت کردن شرکت می کند که اگر روزی در میان اهل وقت اختلافی افتاد یا نیازمد شدند یا به یک شرائط خاصی می توانند اینجا را دفروشند و بین اونها تقسیم کنند آیا چنین شرطی چایز هست یا نیست؟ اگر شرطی چایز باشد قهران به موقفه چایز خواهد بود آمدیم در اینجا این مسئله را مطرح کردیم که آقایان در شروط می خوانند شرط باید موافق کتاب باشد یا لاعقل مخالف کتاب نباشد و مخالف سنت هم نباشد و علاوه بر این مخالف مختزای عرض نباشد عقل برای خودش یک مختزایی دارد به دلالت المطابقه یه بیاد ارز کرم خدمتون که بگد برای بئت و بلا سمن و آجرت و بلا اجرا این تضاده بلا برای این شرطی که بر خلاف مختزای عقله باطل است چرا؟ چون تضاده در انشاءه از این طرف فروختم یعنی سمن از این طرف بگد سمن نیست انتظاده بس در این است که اگر انسانی بگد وقت کردم اما موقع حاجت میتوانند بفروشن آیا این شرط برخلاف مختزای عقله است یا نیست؟ در اینجا تکمت آیون ارز کردم که شرط على قسمه قاهی شرطیست برخلاف مختزا راه شرط است برخلاف اطلاق اولی باطله درگامه صحیحه اگر برخلاف مختزای عقل شد این تناقض در انشاءه اما نه اطلاق عقل اگر کسی بگد و سکوت کند بگد این پارچه را فروختم این اطلاقش منصرف است به نقل بگر این که مقید کند بگد به شرط این که نسیه آیا لایبا و لایرهن از قویر اولی متابقه مختزای عقل در حقیقت اگر بگد اگر محتاط شدن بفروشن این تناقض در انشاءه یا نخی وقت را اگر متلق بگذارن باید فروشن از اول اجازه فروش بدهن بنابراین آقایان در کتاب شروط خیارات این بحث را مفسر خوندن هل شرط و شرط مخالفن در وقت ذرعه او مخالفن در اطلاق العقل فل فقه ها المحققین که هر حاضرین در مسجد اعظم کتاب شروط مقاصده او مخالفن در اطلاق العقل ببینید بفرق هنوک بین شرط برخلاف مختزا و بین شرط که برخلاف اطلاقه مرحوم شیخ میفرمگد ظاهرا این برخلاف اطلاقه برخلاف مختزای وقت نیست مرحوم محقق نائنی آمده یک فرق گذارده گفت اگر بگد در میان ورسه در میان این موقف انعره هم اختلاف افتاد بفروشن بخورن اما بفروشن چیز دیگر بخورن که اختلاف درش کمتره اشکالی نداره چون در اولی وقت را از بین میبرد اما در دومی وقت را ادامه میدهد البته تفسید مرحوم محمد شریفه از این موقف اختلاف افتاده نیست مرحوم محقق نائنی تفسید متابق احتیاطه ولی از نظر ما ظاهران فرق نمی کند چه بگد بفروشن بخورن یا بفروشن وقت نیگر بخورن هر دو برخلاف مختزای اطلاقه اگر وقت را مطلق بگذارن نباید بفروشن اللهم مقجد کنن اطلاق از بمیره بلاورین حق با مرحوم شیخ انصاری از احنا الله مقامه چند سطر بخانیم وظاهران محقق نائنی از تفسید و اند از شرکه مخالف اند وقت زلعه فی معزشتنت اطلاق سمنه و اقتال الوقت بالنسبه اداد بتونه لا بفروشن بخورن گفته جایز نیست دون ما ازا شرکه بی اهو و شراع غیره بسمنه اتفاقا این فرقی را که مرحوم نائنی گفته در مقاسب از بعضی ها نغل شده و قد اشاره شیخ اجزن الی هاز تفسید و قال سُمَّد و سَلَّن الْمُنافَار فَاِنَّمَا هِيَ فِی شرکِ جَيْعِهِ بِالْبَطْنِ الْمَوْجُودِ بِفروشن بَطْنِ موجود بخورد و اکن سمره و اما تبدیلهو به وقف آخر فلا تنافی بینهو و بین مفهوم الورد و چهار تفسید خدا رحمت کند مرحوم آقای بروجرده یه خاصیتی داشت حرف طرف را کنه که نغل می کرد با خیال می کرده مختار خودشه بقدره که دقیقت نغل می کرد با اهمیت که انسان خیال می کرد که حرف خودشه اضافه قدران اشکار می کرد اینجا هم کلام نائنی را ما مردمانش نکنیم یه وچی براش بگیم وچ و تفسید الْمُتَغَا دَرْ مِنَ الْوَقْفِ وَالْتَعْبِيد اما شخصیان و مالیان دستش نزنیم او نه شخصیان دست بزنیم مالیان حفظ کنیم نائنی میگرد باید وقتش را نگه داشت به افتصالت این یا شخصیان و مالیان اصلا به وقت دست نزنیم یلا اقل مالیتش را حفظ کنیم شخصش را بفروشیم مالیتش را به حفظ کنیم در رقبه دیگر نائنی میگرد در وقت باید وقت استادن نگه داشتن حالا گاهی هر دو گاهی یکی اگر یکی دیگر میخرن خوبه اما اگر هیچی نخرن این با وقت بازی کردنه وقت تعبیده ما شخصیان و مالیان که معز آدم یشترت شیعان او مالیان فقط لا شخصیان که معز اشترت بی اهو و تبدیلهو الى وقف این آخر فد منافید تعبید اینکه بگن وقف ابدیت دارد اونی که از به ببری هم شخصش را و هم مالیتش را فد منافید تعبید ها و حد مدوقفه منها این از اساس شخصیان و مالیان دون حدمه شخصیان فقط ما هفتز مالیه اضافه ادلقل غرضه به کلام نائنی همینه که در واقع میگد ما باید در وقت نیجه هشت داریم یا هر دو جنب را یا لا اقل یک ما میگیم البته فرمایش آقای نائنی موافقه احتیاطی اما ظاهرا از کلم پیچ دسته واقعه از اول چلنم وقف کنم میگرد من این سبکه فرق میکنم که اگر روزی محتاط شدن بفروشنم به قول بعضی از آیان که از فرمودن ما همینجا نوشتیم این سبکه وقف که اگر محتاط شدن بفروشن از قبیل وقف منقطع الاخره همه جا آقایان گفتن رقف منقطع الاخر صحیحه وقف کنن بر زیدم هشتاد سالشه خیل و عمر کنن چند سال دیگر تباب میشه شما اگر رقف منقطع الاخر را جایز دارستید این از قبیل وقف منقطع الاخر وظاهر اندل حق معشقه و انهو یجور شرک و متنها از لا تتجاوز سوره انتیدم یجوز هل محقق نائنی لا تتجاوز ان کونه نظیر الوقت برگردن وقف منقطع الاخر مهمه جایزن بالاتخاه از لا فرق بین الوقت الان منقطع الاخر ابتدا ان مثل اینکه بگم زید او ما یسیر و مصدح و فی نهایت الان تممر کنار حالا تا حال بحث ما همه اشنوعی قوائد بود برگردن ببینم از روایاتم میتونم چنین چیز را استفاده کنیم قاهی آبد الایان تمثلو کردن به المؤمنون انده شروره قاهی تمثلو کردن از وقوف انا حسب ما یقفها اهلها اگر آقایون گفتن اشکال اولی چیه تمثلو به المؤمنون انده شروره این اشکال دارد دوتمه هم اشکال دارد اولی هم اشکال دارد چرا؟ از مؤمنون انده شروره هم کراهرن من این کلمه را گفتم اینجور روایات مشرع نیست از مؤمنون انده شروره هم شرکی که شرعیت اون قبلا صابح بشود ما نمیدونم صابح شده یا نه این از قبیله این از قبیله تمثلو که به عام در شبهه مستقیه است این شرط چایز است یعنی تمثلو به این کردن تمثلو هم به دوباره می کردن از وقف و علام حسب ما یقفها اهدها این مشرع نیست ما نمیدونم این سرک وقف در اختیار واقف است یا نیست به این ها نمیشه تمثلو کرد اولا همون که ارش کردیم که این شرط بر خلاف مختزای عمل نیست بلکه بر خلاف اطلاق عمله این دو روایت این دوتا خیلی مهم نیست آقایان این قبائل را حفظ کنید چرا در قدم این بر گفتم المؤمنون در این دشروت هم مشروع نیست حالا کسی شرط کند