موسیقی درود بر شما شنوندگان گرامی راژیو معارف عصرتون بخیر باشه انشاءالله تشکر میکنیم از همکارانمون در برامی زنده عصر جوانی و همینطور از شما که همچنان همراه ما هستید روی موج راژیو معارف FM ردیف 96 مگه هرز یا AM ردیف 1071 کلو هرز دست ساعت دقیقا هجده هست و قروب آفتاب امروز به افق و غم ساعت 19.05 دقیقه و ازان مغرب ساعت 19.24 دقیقه اکنون برامی گنج سعادت را ماده پخش داریم با سخنان استاد محمد حادی فلاه که 19 دقیقه همراه شما میشنویم ای که شدی طالب اسرار هم بشنا و بشناس اشارات را جر ای از جام معارف بنوش گوش کنا یا تو روایات را گوهری از گنج سردی سعادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گنج سعادت بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم خدمت همین شما همراهان ازیده سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنم سلام میکنالم سلام میکنشام سلام میکنم سلام وشه سلام سیyang سلام سیجگی سلام سیجگی سلام خوانستان سلام وستستان سلام سیجگی سلام ، فساده سلام ، عقیم سلامем سلام خrance سلام ??? سلامی سلامی سلام presses سلام دست spor سلام soon سلام ناخذان سلام egg سلاماد آقا رسول الله صلوات الله و سلام و علیه فرمودن زیبایی مرد زبانشه دقیقا به فهم دارن و توضیح ارز میکنن یا باز در روایت دیگه فرمودن رسا حرف سدن فسیح حرف سدن زیبایی مرد شیوائی زبان مرد به حساب میاد خب یاداوری زیل همین دوته روایتی که از آقا رسول الله خوندن بیشتر ارز کنم جمال یعنی جلوه جمال رجول یا الجمال فر رجول جمال یعنی جلوه آشکار کردن معلوم کردن الان شما اگه گلی رو دیدید میخوای جلوش بدید از جمله باید از راه همین زبان بتونید این کار رو بکنید زبان وظیفه داره آنچه که شما دیدید یا مثلا شنیدید حرف خوبی شنیدید یا عطر خوبی رو واسطه یه حس بویایی حس کردید یا بفرمایید پره های یه گل مخملی رو مثلا لمس کردید قضای خوشمزدهی رو بفرمایید که از بانوی کت بانوی خونه مثلا چشیدید راهی که بتونید این حس رو جلوه بدید استفاده از زبانه هیچ کدوم از حواس پنجگانه نمیتونن ادراکات خودشون رو مستقل بروز بدن مگر این که از زبان استفاده کنن اگه یاتون باشید ما تو تعریف زبان گفتیم سخنگو درونی و بیرونی داخلی و خارجی خیلی هم دوست داره حرف بزنه همه ی حواس در این حالی که ادراکات به احده اوناست و زبان مستقل ادراکی نداره یعنی ادراک حواس پنجگانه رو نداره و یه ادراک مستقل به حساب نمیاد گرچه خب حس زائقه و حتی لامسه در زبان هست ولی زبانه زبان از این حس سهم برده مستقل نیست شما اون پنجگانه رو که ذکر میکنیم میبینی توی زبان هم از جمعه هست ولی زبان احده داره طبیعین ادراکات حسی ماست و ادراکات باطنی و اگه یاتون باشه و عزیزان شنونده اونجا ارز کردم که زبانی قدرته یه ابزاریه که ازش برای ارتباطات کلامی و انتقال غراوت ها و پیام های حسی از جمعه همین حس برنجگانه پیام های خیالی آتفی عقلی و به فرماید کشفی و وحیانی از همین زبان استفاده میشه خیلی کلاس زبان بالاست اینجور نبینیم که ماها زبان رو خیلی بیچاره کردیم و اجازه دادیم که زبان در مرتبه نفس ما رو بیچاره کنه ولی حقیقتن کلاسش خیلی کلاس بالایی توی اون خلقت و وجود هست هیچ کدوم از حواس پنجگانه نمیتونن ادراکات خودشون رو به تنهایی مستقل بروز بدن مگر از راه زبان ارز کردم اگر انسان با چشم خودش گلی رو ببینه و ازش خوشش بیاد از جمله از راه زبان همین زبان غال و زبان حس و زبان بدن میتونه ازش تعریف کنه و یا برعکس چیزی دیده و خوشش نیومده باز باید با این زبان اون حس بیزاریش رو نشون بده یه دافع و جازبه اختصاصی به خودش رو داره زیبایی و زشتی زبان به نظرم منحصر به فرده در جزب و دفع دلها بسیار قویه و محصره اگر نبود اونایی که دم از عشق میزنند و اهل عشق و عاشقی هستن همه اون اداثتوارشون یا به فرمات حتی اون کار درستشون هم به زمین میمونده عشق صادقانشون هم به زمین میمونده شما دقیقا بفرمایید با استخدام کلیدواجه های خوب و زیبا میشه خیلی از دلها رو جزب کنید و با استخدام کلامات زشت و بد میشه غالب غلب ها رو از خودمون دفع کنید اینی که عرض میکنم دافعه و جازبه منحصر به فرد خودش رو داره هایی که چه بسا زنا و مردای صاحب جمالی که به خاطر بدزبانی در نظر اکثر مردم جنوبیتو وکی عزیز زشت و کریه شده و چه دلهایی رو از خودشون دور کردن آدم صاحب جمالی بودن ولی بدزبان بودن و همین بدزبانی باید شد که خیلی از غلب ها رو از خودشون دور کنن و حتی اونایی که از قبل بهشون دل داده بودن دلشون رو پس بگیره آره بگم پرخفت و خطا کردیم فکرشو نمی کردیم و چه بسا مردها و زنانی که زیبا نبودن سهمی از زیبایی و جمال نداشتن ولی بدون عمل زیبایی همین زیبایی معهود نرفتن عمل هم نکردن عمل جراحی هم نکردن ولی به خاطر محارتهای زبانی در نظر خیلی ها به خصوص در ذهن و نظر و قلب و همسراشون به شدت جذاب شدن و تونستن تصرف کنن روح طرف مقابل رو چقدر قدر این زبان کلاسش حفظ نشد اومد تو مرتبه نفس رزیلت رها بد بار اومد و بدنام شد به قول مرحوم اراقی چرا راز خیش را خود فاش کردن اراقی را چرا بدنام کردن اینه ای که اهل نفس اماره بودن راز خودشون را با زبان فاش کردن چرا زبان را بدنام کردن آقا امیر المومنی سلام الله علیه فرمدن من علم لسانهو امه رهو قومو کسی که زبانش رو با آرایه های زبانی آراسته کنه قوم و قبیله و بفرماید ایل و تبار و مردم کشورش بهش امارت میدن امیری میدن سلشگری میدن و امیرش میکنند و بهش حرمت میگذارند و بزرگش نگه میدن آقا امیر المومنی سلام الله علیه فرمدن خدای ازا وجل سورت زن رو در چهرش قرار داد و ظاهرش و سورت مرد رو و جلوه و چهره مرد رو در حرف ها و کلماتش خدای ازا وجل سورت زن رو در چهرش و سورت و جلوه مرد رو توی اون کلمات و حرف ها شده خدای ازا وجل سورت زن رو در چهرش قرار داد ای کاش بعضی از مرد ها به جای این که با عشبه و حرف های کشتال به بعضی از زن ها شبیه بشن یه فکری برای حرف زدناشون میکردن به فرمادی یه فکری برای استخدام کلیدواجهاشون میکردن چون جوابت آقا امیر المومنی سلام الله علیه اجازه بدید اینجوری بگم ای کاش بعضی از شیعیان در اداد و ردیف رسیدیگی های زنانه به ظاهرشون برای جمال و زیبایی و فاخر کردن زبانشون هم سادقانه یه فکری میکردن به فرمایید مسئولین، معلمین، اساتید جدا، مردم جدا این آقای شوهر هم جدا جدا چی میشه؟ چه اتفاقی مگه می افتاد؟ حلاوه بر جمله معروف دوست دارم با خلق کلمات و جملات زیبا در هر محاوره ای غلب همسراشون رو تصرف میکردن و خودشون رو جذاب میکردن با همین کلیدواشی اینجوری خودشون بیشتر جذاب و دیگران بیشتر مجذوب میشدن پس مطابق با بیان آب امیر المومنین اگه جمال و جلوه و جذابیت زنان در جای درست بیشتر به ظاهرشون مربوطه جذابیت شخصیت مردها بیشتر در زبان و منطق و بیانشون اصلا رسمن باید منطقیتون تا یک فکری برای زبانشون حقیقتن بکنم حضور جمال مرد هست و فرموش نبوی در زبانشه و شما فرموش خوب صحبت کردن این خوب صحبت کردن یعنی استخدام کلمات قشنگ صرفن یا معدبانو با آداب صحبت کردن حرف کردیم دیگه خوب حرف سدن و حرف های خوب سدن هر دوتاش یعنی هم آداب سخنگفتن قایت بکنی؟ بله بله بله همه اینا اونجا که ما بحث نفاق و نمیدونم ریا و دروغ و این دروغ رو بعدا نرز میکنیم اینا نه کسی که بخواد زندگی صادقانه داشته باشه و مثل زندگی زندگی کنه خود زندگی به شدت شفاف و صادقه به عنوان یک وجود کسی هم که میخواد از این زندگی سهم ببره باید شبیه بشه یعنی هم معدبانه و با آداب با رایت حال مقاتب خب زاهر و باطن شکیل در این حال حرفهای خوب و خوب حرف بزنه خیلی متشکنم امروز از باب زبان در روایات دوتا نکتره برای ما مطرح کردن استاد فلاح اول این که جایگاه زبان هست به فرمایش امیر مومنان علی علیه السلام به گونه ای که اگر وجود نداشت انسان صورتی مبهم و گنگ داشت و حتی شناخته شدن انسان با زبان او اتفاق میفته نکتره دو بومی که از روایات برای ما استفاده کردن هست به فرمایش وجود مبارک رحمت تلال آدمین و حضرت امیر علیه السلام این بود که زبان باعث جمال انسان و جلوه جمال مرد هست خوب حرف زدن حرف خوب زدن جمال و کمال یک انسان مسلمان شیعه احل بیته انشاءالله همه ای ما این نکات رو مد نظر داشته باشیم و به قول استادفالله وقتی بذاریم برای این که در استقلال نام کلمات در چگونگی حرف زدن و استفاده از زبان محارت های اولیه رو انشاءالله به دست بیاریم از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس کذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا المرتبای الامان السبیر النبی و حجتک على من فوق الارض و من تر از این قطعه را برده بوده سهده برای السدیق الشهید سلاة کثیرة تامتا داکیتا متواصلة متواصلتا مترال خایه من های برامده ماهر ما�اب چقابه لما عصل نیست علاید حدا من اولیاء داوکی داوکی یا داوکی جاش ریدیو ماری ریدیو ماری در CSS ترجمه کنید انجام انجام شبکه معارف صدای جمهوری اسلامی ایران روی موجه مهرمان صدای پسیدنگتور فترت جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تا شده لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصان خدمت شنبندگان عزیز رادیو معارف صدای فضیلت و فترت انوان سخن ما کتاب الامان و کفر هست باب چهل و چهارم در این باب دو روایت آمده مرحوم کلینی رزوانون لاله نامی برای این باب انتخاب نفرمودن یا شاید این نام به دست کسانی که نسخه برداری از نسخه های اصلی کردن نرسیده به هر حال بسیار موضوع مهمی در این دو روایت آمده را وقت اول از امام باغر سلام الله علیه از رسول خدا قبل از اینکه روایت را به طور کامل بخونم پیام این روایت در یک جمله این است خدا می فرماید هر کسی وقتی مشغوله یه عبادتی می شه ابتدای نشاتی داره شره به معنای نشات نشاتی در اون عبادتی داره ولی خب ممکنه بعدن اون نشات از دست بره و فترتی درش حاصل بشه یعنی اون شدت اولیه به یک سستی تبدیل بشه ولی نکته مهمی دست که حضرت می فرماد فمن سارت شره تو عبادتهی الازم سنتی فقط احتداد کسانی اهل هدایتن که نشات عبادتشون پیروب سنت من باشه همه هنگی با سنت من باشه یعنی نه افراد نه تفرید اونی که من انجام می دادم الان می بینید در جامعه متاسفانه ما افراد و تفرید زیاد می بینیم حتی در کسانی که خودشون رو اهل عبادت می دانن ادهه هستن نماز می خونه روزه می گیره شب روز عبادت صبح جلسه دعا زهر جلسه دعا شب جلسه دعا سهر بلند می شه اما از زندگی خودش غافله از زن و فرزند خودش غافله از معاشرت با دوستان غافله فکر می کنه عبادت اینست که سراسر به نماز و روزه و اعتکاف و دعای صبح و زهر و شب از خانه و زندگی و استراحت و سایش و تفریح خودش بزنه یه وقتی دیدم در یه جلسه یه آقایی یه جملهی گفت و بقیه یه خندیدن یه جملهی که هیچ اشکالی نداشت حرف بدی هم نبود بلاخره مؤمنه یه مزاهی می کنه دو نفرم تبسامی می کنن خندهی می کنن یه آقایی پیره مردی منجا بود از همین کسانی که با معارف دین آشنا نبود گوها این حرف چی بود گفتی و دیگران خندیدن مگه نشیدی قرآن می فرمات فلیب حکو غلیل و ولیب کن کسی را کم بخندید زیاد گریه کنید همون جایی آدم یه آلم دین رزوان خدا به روانشون گفتن آقایی چرا نمی دونید توجه ندارید این آیه راجب کیه راجب اهل دوزخه راجب کفاره راجب کسانیست که سرکشی از اطاعت خدا کردن اونم در قیامت به اینها خطاب شده خطر شما این آیه را برای جمع چند نفری که مؤمنی حالا یه جلسه داشتن یک ساعت سخندانی معارف دین تمام شده حالا کسی هم یه جملهی گفت و دو دقیقه چند نفری خندیدن این مستاقه این آیه هست آیه ای که در مزمت کفار اونم در احمالات کفار برای روز قیامتی شما این آیه را میخونید برای کسی که چارتو مؤمنی که اینجا نشستن این افراد تفرید ها متاسفانه فراوان دیده میشه و از اون طرفم کسانی که فقط به فکر خنده بود نمیدونم تفریه و اهل عبادت نیستن آقا تفرید جای خودش بسیار خوب اما عبادت نباید در کنال تفرید باشی خلاصه پیام این حدیث و این روایت نورانی و این باب اینست که اعتدال رو حفظ بکنیم اجازه بگیم من حدیث رو بیشتر بخونم فرمود که فمن سارت شرت و عبادته الى سنتی فقط احتداه کسانی هدایت پیدا میکنن که نشات عبادتشون در سنت من باشه اما و من خالف از سنتی کسی با سنت من مخالفت کنه فقط زل گمراهه و کان عملهو فی تبابن تباب عملش در نابودی و خسران و زیانه بعد از را توضیح دادن فرمود دارن اما اینی منو ببینید اما اینی اصلی و انامو و اسومو و افترو و از حکو و ابکی من یه روز روزه میگیرم یه روز افتار میکنم روزه نمیگیرم یه وقتی مشغول عبادتم یه وقتی مشغول استراحتم یه وقتی اهل عشق و گریب و بکا و زدجب و زاری و نالب و دعا هستم یه وقتی هم از حکو نشستم با اصحاب خودم یه جملهی میگن میگه میخندیم انا اصلی و انام عبادت دارم خوابم دارم اسومو و افته روزه میگیرم ببینید در سیره پیامبر هست نه فرمود یه روز من روزه میگیرم یه روز افتار میکنم از حکو میخندم گریه میکنم فمن رقب ان منحاجی و سنتی فلیسم میندی اگر کسانی از سنت من از روش من فاصله بگیرن از من نیستن پس منابرین پیام مهم این روایت اعتدال در عبادت اعتدال در زندگی نماز حدی داره استراحتم لازم داریم روزه گرفتن یه حدی داره استراحتم لازم داره خنده تفریح یه حدی داره گریه و دعا و رازونیازم لازم داره از اون طرف گریه و رازونیاز به حد خودش تفریح هم جای خودش این ها اعتدال در زندگی اهل بیت علیه مستلام بعد فرمودن و کفا بالموته مو ازتن پایان این روایت دوستن تذکره فرمودن کفا بالموته مو ازتن مرگ به انوان مو ازه کفایت میکنه این روایت به مزامین دیگم آمده کفا بالموته واعزن برای وعز انسان مو ازه انسان مرگ دیگران کافیه میبینیم دیگران از دنیا میرن ما هم یه روزی مرگیمون میرسه و کفا بالیقین غنن یقین بلاترین سروت انسان یقین هست بابرهای ایمانی هست و کفا بالعبادت شغلن عبادت بهترین اشتغال انسان هست اجازه بدید روایت دوم این باب رو عرض کردم کلن این باب دوتر رو باید داره روایت دوم هم که هماهنگ با روایت اول هست بخانم از امام صادق صلی اللہ علیه حضرت رمودن لکل احدن شرتن و لکل شرتن فترتن فطو بالمن کاند فترتهو الاخیرن فرمودن هر کسی یه نشاتی داره در اون روایت هم بود لکل عبادتن لکل عبادتن شرتن هر عبادتی یه نشاتی داره ولی خب حالا ممکنه بعد از نشاته اون نشات دائمی نباشه کم بشه اینجا حضرت می فرمان لکل احدن شرتن هر کسی یه نشاتی داره احتمالا باز ناظره به همون نشاتی در عبادته ولی کل شرتن فترتن هر نشاتی هم یه جایی می رسه به فترت به سستین دیگه حالا اون نشات اولیه نیست ولی نکته مهمی که در این روایت هست پایان این روایت حضرت می فرمان فترتو الی خیرن ببینید چقدر احلی بیت علیه موسیل هم موازه به افراد و تفریت در زندگی بودن فرمود خوشحال به حال کسی که اگر از اون نشات در عبادت میاد پایین ولی فترتش سستیش الی خیر باشه به سوی خوبی باشه مرحوم علامه جسیر از وانو لاله در زیده این روایت توضیح دادن فرمودن اینجور نباشه که حالا از اوج عبادت و بندگی و نشات در عبادت برسه به ترک حتی واجبات تا دیروز نماز شبشم میخونده نوافلشم میخونده حالا رسیده به جایی که دیگه نمازشم نمیخونه این خیلی خطرناکه اینو باید موازه بود پناه بر خدا کسی که در اوج نشات در عبادت واجباتشو انجام میداده مصحباتشم انجام میداده حالا فترتش یعنی سستیش برسه به جایی که دیگه واجباتشم بذاره کنار فرمود تو بال من کاند فترتهو الاخیرن اگرم فترت پیدام میکنه اگرم سستی پیدام میکنه الاخیرن یعنی دیگه دقل واجبات خودش رو رها نکنه اینم در حقیقت تکمیلی