خوبی که دارید خواهش میکنم این دعا رو با تمام وجود و قلبتون آمین بگید خدایا به حق ابا عبدالله به مظلومیت ابا عبدالله به حق اهل بیت به مظلومیت اهل بیت به قلب آتش گرفته سید استاجدین علیه السلام قسمت میدیم نصرت خودترو انایت خودترو بر مردمان مظلوم و مقتدر قزه و فلسطین نازل بفرما خفت و خاری و رسوائی و نکبت رو بیش از این بر جنایتکاران سهیونیست و حامیانشون امریکای جهانخار نازل بفرما یا رب الحسین یا رب الحسین اشفی صدر الحسین اشفی صدر الحسین بی غمور الحجت یا رب روزتون بخیر باشه عزیزان شنوانده از پخش رادیو سراسری معارف در خدمت شما بزرگواران هستید کم کم به دقائق پایانی اولی نوبتکاری امروز میرسیم و امیدوار هستیم که از شنیدن برنامه ها لذت کافی رو برده باشید دو برنامه تا پایانی نوبتکاری مونده بر بال سخن که شنیدید و دو برنامه مانده روایت عشق هست که گفته گو با مادران و همسران شاهده و پیام ولایت که بیانت مقام معظم رحبریست خیلی خوشحالم که امروز در هوای شما نفس کشیدم و همراهی آقای قزمفری و آقای رزایی من حقیر حسین نیکرده شما رو به خدا میسپرم و دعوت میکنم ادامه برنامه رو بشنوید روایت عشق به نام خدا و سلام این برنامه رو تقدیم میکنیم به همه مادران و همسران شاهده زنان هماسساز زنان درخواست دلیر و مقاوه زنانی که پا به پای همسر و فرزند شهیدشون ایستادگی کردن زنانی که هر روزشون رو با عشق شروع کردن و با عشق به پایان رسوندن دست این زنان رو میبوسیم و فقط میتونیم بگیم شرمنده ای چند برنامه ی مهمون خانوم زهرا ناصری همسر شهید مدافع حرم جواد اکبری از شاهده افغانستان هستیم بخشی از برنامه قبل رو میشنوید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی مدافع هرم بر یشتد بای شهید بی سر اومد بای لاله پرپر اومد بای شهید بی سر اومد بای لاله پرپر اومد بای تن شبیه جسم علیه اکبر اومد ده برنامه های قبل زهر خانوم از شهادت همسرش برامون گفت و در دو داغی که اون لحظه تحمل کرده از شهادتی که خیلی روح و روانش را آزار داده اونم به علت نبودن همسر و فراغی که باید تحمل کنه به خصوص این که وقتی حرف بچه ها وسط باشه این داغ بیشتر خودش رو نشون میده داغی که هنوز همیشه در حرفهای خانوم ناصری با تمام وجود احساس کرد هر جا هر کس که خواهرهای خودان با شهراشون که بچه ها شون کشه بابا هاشون که میرن سینه من عشق و چجا شم میشود و میومد کنار من میشه یا تو حرم که میرفتیم میبینید که مثلا بابایی داره از بچه هاش چلو حرم اکس میگیره سرش خم میکرد و یه جوری بهش نگاه میکرد جگرم پاره میشه من گفت ماما میشیم تو اکس بگیری ازم هنوزم که هنوزم میگم بچم سینه صادق یه ذره خودش رو سرگرم میکرد تا چار پنی سالگی متظر باباش بود برداشترم که میرفت سوریه برمیگشت برای پسرش که تبلیت گرفته بود یه روز یادمه که از مشهد که برگشتیم رزا اومد اول سینه رو بقل کرد مشکت گذاشت روز نمید بعد ارفانه مشکت قشن بقلش کرد پاشو جمع کرد دور کمر رزا باباش داشت مچش میکرد بعد خندیدم یه نگام افتاد پایین دیدم که ببینم بچم سینه پایی رزاله گره به موهکم بخل کرد قدرم شگفت از اون بارم که تبلیت گرفته و روزش بورده بود اومد میگفت که ماما کیبابایی من میرد تبلیت منو بیانه سنگ بزن بهش بگفت بیا دیگه گفتم بابا مرده میفهمی دیگه نمیاد بچم بود دیگه هیچی نگفت سرکوت کرد و هیچی نگفت گفتم بود دیگه نمیاد متظرش نباش گفت کل از این تو شوش شد افسورده و قرکه که هنوزم که هنوز شرابجیم که از سوریه برگشت برای دخترش سوقاتیو او برد ما این که برای سینه یه چپیه او برد برای دخترش خب کفشو برده بود لباسو برده بود و اینا بعد هی میرفت بقل باباش میرفت ولی برگشت نیست سبور اسناب که شدیم که برگردیم سرکشو گفتش رو سینه گفت ماما چرا بابای من نیومد کریا کرد گفت برام لباس میخری برام خوراکی میخری لباس میخری ببین بابای نازو منده چرا بابای من نموند گفتن چه بگم از این طرف بزرگ هسون جدید گرد از اینciن ورد من سینه گره کرد گفتم چی میگم گفت برم رفته دیگه اونو تنظر باش بهش امید ددم که امامه زمن برمیگرده شوهده هم برمیگردن با امام زمان که هر روز منتظرم اون روزه که امام زمان که میاد که بابای من افتیح بابا نوازشم می کنی و می بوسیم یه حسرت اما به دلم می مونه جد خالیه تو مجلس عروسی مادر با این که بی جا بی قراره ولی برای ما یه کوه سبره یه وقتایی تا بقلم می کنه حس می کنم چشاش هزار تا عبر وقتی با همسران شاهده حرف می زنیم چیزی که همشون گله دارن حرفایی که خیلی خیلی دلشون رو به درد می آره حرفایی که مثل یه داغ وجودشون رو می سوزونه زخم زبانهایی که هیچ وقت نمی تونه فراموش بشه و همیشه به دلشون هست حرفای مردم برای شاهده مدافع حرم خیلی وقتا آزاردهنده است و این آزار رو مادران و همسرانشون بیشتر از بقیه درک می کنن شاید بهتر باشه به این آدم ها بگیم یه کمی فقط یه کمی مراقب دل این عزیزان باشید اونا خودشون با درد و رنج فراغ دارن زندگی می کنن و خیلی خیلی براشون سخته که با حرفای دیگه قلبشون به درد بیاد بیشتر از زخم زمانهای بیشتر از اتفاقهایی که دیگه می افته دینیم چگر من بچه ها پاره کرد یعنی من روز به روز یعنی در اون زره زره هم کنار بچه ها هم دارم آبشم برای میگن که اون روزای اول یا که جوان شهید شده بود میگفتن که بیچار جوانه پرپر شد اینو که زندگیش رو میکنن ولی نیستن که ببینن خود با شاهده یعنی جوان یه بار شهید شد من روزی هزار بار درم ببینم با دینن مثلا خبه بچه ها الان بچه من الان دو ساله از ابازورگم میگه ماما چرا من بابا ندارم چرا یکی نیست باشن باشه چرا ما تنهاییم خود جوانم تو خوب گفت که چرا بچه های من تنها باقی بچه های من تنها خیلی نگرانه بچه هاشه خیلی بچه هاشو دوست داره افراز نگرانی خیلی میکنه ولی خیلی هنو بچه های من الان خیلی محتاجه با ما یعنی یکی گفتم گفتید الان حال روزی چجوره گفتم ببینید به یکی از خانمه استفاده گفتم ببینید گفتم اگه کسی میخواد میبری سوریه گفتم بچه هایشن باش ببریم که شهید بشن اما روزی هزار بار داریم میمیدیم فکر نکنید که ما روز خوش داریم چون من اینکه به هم میگن که مرد باید باشی من اینکه دندون کشید نمیدونم بچه ها رو هشت سال یعنی به اینه بگم که من مثل بچه ها هم یتیمم یعنی احساس یتیمی میکنم با بچه ها وقتی شوهر آدم است کنار آدم برم خودم مثل یتیمم ولی بابام زنده است اشاله سالم باشه سر شوهر بچه ها هشت باشه ولی واقعا مثل خودم کنار بچه ها مثل یتیمم میبینم چون نمیتونم دردم به کسی بگم هر وقت که مثل انا باشید در بازم بشیمید خیلی دیگه میبارم میرم هزد مزد میشنم گریه میکنم گریه میکنم اما از این زمان چند که ارام میرم گریه میکنم میگم آقا تو بابا ایمایی تو خواهان کن به حق مظلومیت افغانستانی ها به حق خونه ای که ریخت شد در زاری ها میخانیم همه در مسیر نجف و کربلا میمانیم بپای مکتب آشورا شبیه سردار و ابو حامد ها جان میدیم براتو با ذکر یا زهرا یا حسن یا حسن جانم مولا یا حسن یا حسن جانم مولا یا حسن یا حسن جانم مولا از شبکه راژیو یه معارف برنامه روایت اشق رو تقدیم شما می کنیم و مهمون خانوم زهران ناصری، همسر شهید مدافع حرم جواد اکبری از شهده افغانستان هستیم. و داریم درد و دلهای خانوم ناصری رو می شنویم. حرفهایی که واقعا آزارمون داد. یه وقتایی باید با خودمون فکر کنیم که نسبت به خانواده های شهده، به خمسوس شهده مدافع حرم باید چه رفتاری داشته باشیم؟ انقدر راحت در موردشون قضاوت نکنیم. چه کسی حاضر می شه به بهای پول و پاداش از جون عزیزش، پدر بچه ها و همسرش بگذره؟ درد و دل خانوم ناصری، درد و دل خیلی از مادران و همسران شهده هست. به خصوص شهده مدافع حرم. ما خیلی چی نمی خواهیم. امیدونیم که شما شمشه تلا گرفتین، حقوقتون فلانه. ببین، حاضرم، ببین فقیر باشم. هیچی نداشتیم. چه به درد می خواهیم؟ ما اینکه الان اونقدر پولی هم نداریم. همه فکر میکنم ما خیلی پول لاریم. ما خیلی پول لاریم. خیلی داره به همون خوش میگذره. از صورتی که دنیا بچه ها هم توی شادی توشون باشه، اصلا نیست. زندگی ما داریم اینجورو میگذرم. تو رفتی و یه عده بی مرفق. چه ساده خونتون لگد می کنم. موهام پریشونه و گود چشمام اب نداره فدا سر رقیب. بابا دعا کن که من آمان درم بشیم فدای. توی این چند سال هم که ماما سالن هم یه ذره به بلوغ رسیده، بچه ها مثلا یه ذره عذیت میکنند، شما مسقرش میکنند که میگن ماما به این حرف رو گوش نده. بعد که عذیتش میکنند، بعد که کارایی که من یه ذره عذیت شدم، جلش رو به جواد کردم. جواد رو باید تو خوابش. اومد تو خواب صادق گفت که تو خجالت نمیگیرشی، عوضه که مرد خونه باشی، الان مرد مامانتی. تو میگیر عذیتش میکنی، چقدر مامانت بیاد سر خواهی که من بگه که جواد عوضت به صادق باشه، تو مرد باید بشی. دلت نمیسوزه به حال مامانت رو داده شه؟ تو مرد شو. یه چی خلاصه ما دیگه اینقدری که توی شهدا من دیدم که مثلا به فکر بچه هاش بشه، اولین نفری هست که انقدر که میگم جواد اولین شهیدی هست که انقدر بچه هاش اهمیت میده. افریقی. خیلی. یعنی بابرتون نمیشه. برادر من ساله اولی که جواد شهید شده بود به دستی محمد صادق و محمد سینه و پول لده بود. اینقدر خوش رو شده. شب اومده بود تو خواب داده شم دست درد نکنه که دل بچه ما آموشاد کرد. اشنا میموند تشکر میکرد. یه سال بعدش پدرشوارم برده بود زیارت مثلا زریفو زیارت بکنن باباشو بخل کرده بود. دست درد نکنه که بچه هم بردی زیارت کردن. قشن به محمد صادق گفته ببین فکر نکن که من شهید شدم رفتم. و هر روز دارم به تو میام سر میزنم. و میبینم تو داری چی کار میکنی. فکر نکن که من نبیبینم. و هر روز کنارتونم. من از همه چیزونتون خبر دارم. نکن که من نیستم. من روحم هر روز همینجاست. نمورده ان شهیدان نمورده ان شهیدان که ماه و خرشیدند که کشتگان وطن زندگان جاویدند زندگان جاویدند حالا میخواییم حرفهای آنها آخر زهر خانم عزیز رو بشنبیم. حرفهایی که میشه بگیم حرف همه ی همسران و مادران شهده است. اونا همیشه در حرفهای آخر بازم از شهیدشون برامون میگن. انگار دلکندن از شهید براشون خیلی سخته. حتی توی تعریف کردن ماجرای زندگیشون. انگار همه چی رو سپردن به خود شهید. ما که با خانواده های شهده در ارتباط هستیم واقعا همشون دارن با شهیدشون زندگی میکنن. هیچ کدوم باور نکردند که عزیزشون در کنارشون نیست. زندگیشون لحظه به لحظه در کنار شهیدشون میگذره. حرفهای پایانی زهر خانم عزیز رو میشنبیم. هر موقع از جواد که من حرف میزنم یعنی تمام خونم به جشن میاد. من مریض میشم یه دو روز. هر موقع از جواد حرف میزنم. ولی میگم بربار جواد برم خیلی. جوادم دلش پاکه. جواد قبل از اینکه بره به کمک بکنه دوازدن افره که برگردونه شبش رفته مثلا قفصل شهادت کرده و بعد بابرادر شاهم صحبت کرده گفته که من فردا شهید میشم. رزام خندیده و گفته که واقعا شهید میشی؟ گفته آره خدا رو چه دیدیم؟ شاید ما هم شهید شدیم. بعد گفته که دلم برای زهره تنگ شده. دلم برای بچه ها تنگ شده. یه بار دیگه ببینم رشون پقلشون کنن. بوسشون کنن. اونجا واقعا دلم یعنی هر وقت یاده به حرفای رزامی افتم یعنی چیکرم پاره پاره میشه. به جواد گفته بودن دوستاش توی سوریه گفته بودن که بچه کچک داری. زن جوان داری. گفتم اینها خدای خودشون ها دارن. گفته من سپردمشون به خدا. میگن تا دل نکنی خدا نمیبرده. بعد تو خواب خواهشدارم هم اومده. خواهشدارم گفته بهش. گفته چه بود؟ گفته جاد خیلی خوبه. گفته آره. بعد گفته شهادت چی جوریه؟ یاده داشت. بعد گفته شهادت خیلی زیباس گفته. آره. قشنگ تو خواب بیشتر قشنگ جاود میاد. قشنگ ابروز نگرانه میکنه. اصلا حرفشو میزنه. آره. یا این که تولد امام حسین بوده. خواهشدارم خوابشو دیدم. گفت اومد سر بزد به ما. گفت برم آقام امام حسین شب جشن گرفته. ما را دعوت کرده. دوستان اومدن که ما همدیگه بریم. میگم که انقدر جاود روحش بلند بود. یه از خود گذشتی با آن کرده بود. یه دعا هم برام بکنیم. برام شما. بر همه خانده ها. چون من داگ انشالله که آقاوتتون ختمه بشه آدن بشه. از شبکه رادیو یه معارف برنامه ی روایت عشق رو تقدیم شما کردیم. و مهمون خانم زهران ناصری. همسر شهید مدافع حرم جواد اکبری از شهده افغانستان بودیم. حرف شما با زهران خانم عزیز چیه؟ استحالتون رو از چنیندن این برنامه به ما بگید. سامانه ی پیامک 3553 در اختیار شماست. حالا با زهران خانم ناصری خداحافظه میکنیم. خداحافظه میکنیم. خداحافظ عزیز دل. خداحافظ. زهران خانم ناصری. خداحافظ. ای کسای صفت همچنان زپید. میدود نگاه. خداحافظ. زدیده من گرچه میگوریزی. به چشم دلم همچنان عزیزی. ببین زپید. نگاه مراه کنون که روی. برای خدا. خدااست展. خدای خدای خدا. به خداقار خواهد نگاه. همین. در این وجهگه در کار درنامه. نگاه نگاه نگاه. مرد جا. همین. چه به. آبی. برو. соی. برو. آبی. زبای. اربعین موج افم ردیف 95 ممیز 5 ده همه میگاهه موسیقی رادیو اربعین همراه با زائران اربعین حسینی موسیقی سرم از آن خودم و قریب میخوانم به پای بغض خودم نیو جیر میخوانم به اربعین نرسیدی وگر نمیدیدی چه بایدیدیم به قطبه ها که پیت بی شکیب میخوانم لب تو سر پر از خونه هرچه سر میزه است به یاد اطره تو از بوی سیب میخوانم به وقت صبح کنار حقوق به یاد همون موسیقی من الغریب الالک الحبیب میخوانم رو غیه دل خوشیم بودونم بعد از تو بود به یاد ماتم شیبال خبیب میخوانم به یاد ماتم شیبال خبیب میخوانم موسیقی رسانه دین سدا موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی رادیو معرف سلام فضیلت و فطرت موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سلام فضیلت و فطرت موسیقی موسیقی سلام فضیلت و فطرت موسیقی چندن تефقیم میخوانده ہے 맛있어요؟ خامده ای رفتر ما سخنگویان امریکایی اعلام کردن که مخالفت ایران با سیاست های امریکا در منطقه قرب آسیا که اونا بشه میکن خواهر میانه این موجب میشود که ما ایران رو تحریم کنیم مثلا یا با ایران مقابله کنیم ینجه یعنی ملت ایران شما که خوشیارید شما که بسیرید شما که میفهمید در منطقه چه خبر هست شما عقب بکشید اجازه بدید ما کارهای خودون رو انجام بدیم هر کار میخواهیم انجام بدیم یعنی ادامه شیطنت ها این وضعیت جاهلیت هست این جاهلیت امروز وجود دارد وقتی که جاهلیت شد وقتی غلبه قدرتهای شیطانی شد اون وقت توقیان هست تاغوت یعنی این اللدین آمن و یقاتلون فی سبیل الله و اللدین کفر و یقاتلون فی سبیل تاغوت این میهیاره برای تقبیت تاغوت هر قدمی که کسی بردارد در جبهه تاغوت قرار میگیرد تیز به دردن ن الرضوس یعنی ها رو trainees من hvis در pupح مرگ كل ه جای samples captain.'' هفت بالازم engaged bell to Druckenberg đây خدم خردาง اله التي لایم صل reserved a بالله الوی حضورست که خداوند السلاح بشری می خواهد تا وای آب فساد بشری می خواهد توی یک به یک بمنی بعدی بر sur Pedronc از این مدت نفر را در یکی دو شهر می کشند از بین می برند بعد از سالهای متمادی هم حاضر نیستند ازخواهی کنند می گنند آقا شما ازخواهی کنید به خاطر حادثه هیروشی ما می گه نه ازخواهی نمی کنند ازخواهی هم حاضر نیستند بکنند زیر ساخت های کشوری مثل افغانستان و مثل اراق و مثل بقیه کشور های این منطقه رو یا خودشون یا اواملشون نابود می کنند به روی خود هم نمی یارند راه را ادامه می دهند این همینه ادامه می دهند این جریان این جبهه جبهه جاهلیت جاهلیت امروز امروز در روح و معنا همون جاهلیت دوران پیغمبر است البته با ابزارهای جدید با شاکله جدید با تدابیر جدید این یک وزیفهی رو بر اهده همه مسلمان ها بر همه امت اسلامی این وزیفه رو مسلم می کند و متحتم می کند وزیفه وزیفه مقابله است جمهوری اسلامی از آغاز کار هیچ جنگی را شروع نکرده است هیچ حرکت نظامی علیه هیچ کشوری انجام نداده است اما حرف خود را شعار خود را با صدای بلند اعلام کرده است امام بزرگبار ما اسلام امریکایی و اسلام متحجر را در کنار هم قرار داد امام بزرگبار ما