الهی براشون خونده میشه قرآن خونده میشه اینا این طور نیستن که اهل تعمل نباشن اهل تدبر نباشن اهل فکر نباشن خدا چی گفته خدا چی از ما خسته لذا این طور بیان میکنن وَالَّذِينَ اِذَا ذُكَّرُوا بَآیَاتَ رَبِّهِمْ زمانه که آیات پروردگارشون بر اینا خونده میشه لَمْ يَخِرُوا اَلَّيْهَا سُمْنَا وَأُمْيَانَا مثل آدمه کورکر نیستن که همین طوری خدمتون که ارز خونم آیه رو گوش بگیرن تدبر نکنن نه این طور نیست تدبر میکنن مراد خدا چی بود تفصیل این آیه چیه خدا چی از ما خسته چجوری انجامش بودیم چجوری عملش به جا بیاریم اهل اقترام اهل تدبرن این طور نیستن که مسائلو سرسری بگیرن خیلی دقیق میشن تو آیات خیلی توجهو دارن بفهمن ایمان بیارن عمل کنن بفهمن درست بفهمن صحی ایمان بیارن و درست عمل کنن بدنبال این هستن این طور نیست عباد الرحمان حرف خداست دیگه خدا منو چی خواسته از این چه مطلبی از اینو خواست وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا حَبْ لَنَا مِنْ اَزْوَاجِنَا برخواه ازدواج نمی کنن یا از پولش می ترسن یا از چیزای دیگهش می ترسن خود خداون میگه ازدواج کنید همه چیز من تحییل میکنم ازدواج خدایی ها همه چیزی من خدا محامده میکنم وَاِنْ يَكُونُوا فُقَرَا یَقْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ برخواه از ازدواج نمی کنن میگه وز خرابه اوزا خرابه که اوزا درست بوده از زمان پیامر که نگاه میکنید یه دونه یه دونه رو خورما میخوردن بنده خداون که ای درست بوده همیشه اوزا خراب بوده یه یهودی بود یه سلواتی برسیم یهودی هم به پول فوقلاده علاقه دارن و خرج هم نمی کنن بچه های یهودی آمدند و گفتند اوه این پدر ما خیلی پول داره این هنوز که هنوز ما یخشال نداریم میره یخ میخره بیرون تنگ میکنه آب یخم نه میوه خونک میخوریم نه گوشتی داریم نه زندگی داریم خیلی تحجب کردن مسلمین و مومنین گفتند شما یخشال نداریم این خیلی دیگه ظلم میکنه رفتن و اطرافش گرفتن گفتن که آقا تو چرا زنه بچهتی همه عذاب میدی دیگه پول داری برای یخشالی بخر بره بچه ها گوی یخشال آقا گرونه خیلی گرونه گفتن بایی چه حرفی تو میزنی تو بانگا پر از پول شماست فلانی برو بخر گو مشکل یخشال نیست خب خب هر روز باید پرش بکنم و اینا هر روز خالیش میکنن من چه اینش چه بکنم خب هر روز باید پرش بکنم اینا خالیش میکنن خب اینش چه بکنم میگه آدم یهودی از دواج نمیکن از پولش میتونه خدا میگه ما میدیم اون بالا که احتکار نیست تورم همون بالا نیست خدا هم پولش داره یه قنوفقرا یا قنه همالله من فضله برخیم خاطر مسائل دیگه میتونست نه خدا میگه شما روش درست بریم انجام میده اما در رابطه با قرآن خیلی حرف ها یکی از یعنی واقعا انسان اگر پیانبر ازش گله بکنه خیلی دیگه جای ناراحتیه پیانبر رحمت روز قیامت از انسان گله بکنه این انسان دیگه باید زیر خاک بره پیانبر یکی از گله هاش اینه که مردم و قوم من و مسلمین اهل قرآن نیستن ربه ان قومی اتخذو ها زل قرآن محجورا یک بار خدای قوم من قرآن کنار گذشته نمیخونن نمتالعه دقیق میکنن که بفهمن فلا اگر اینکار کرن عمل بهش میکنن این گله ی پیانبره و خدابنم قرآن فرستاده لطخر جناس مین الظلمات ایلن نور فرستاده که مردم از ظلمتهای مختلف به سمت نور فهمونه محجورا و دانش و ایمان و بصیرت و کارهای شایست و نیک هدایت بکنه کتاب خداست این همه ثواب هم داره قراعتشو ها فقط بخاطر فهم و عملشو ها و الا انسان قراعت بکنه و نفهمه و عمل نکنه همه این ها برای ثواب ها این تشویقیه که ما تشویق بشیم بخانیم و ثواب هم ببریم و امشالله بفهمیم و عمل بکنیم و الا قرآن بخانیم نفهمیم قرآن بخانیم بفهمیم عمل نکنیم پایده ای که نداره اینی که خدا ون قرآن رو فرستاده برای هدایت ما بخونیم بفهمیم متوجه بشیم همین صوره همدی که در نماز بر ما واجب قراعتش بکنیم یک متقلب بسیار بزرگی داره بسیار راه گوشایی داره سوره همد یک آیه هست که اساسه و اون اهدن از سراط المستقیم خدای ما را به راه راست و درست ادایت کن مابقی اونا مقدمشه مابقی مقدمش اون قبلش مقدمش هست بعدشم مؤخرش هست این آیه مهمه خدای ما را به راه راست ادایت کن همه به دنبال ما این هستیم که چه راهی بریم خدا پسند باشه موفق بشیم خدا میگه این از من بخواهیم میگه شما در روز حد اقل ده بار در بهترین شرائط با وضوع در حال نماس این از من بخواهیم اهدن از سراط المستقیم خدای راه رسوانشون گمرا نشیم ها غیر المغضوب علیهم وللظالیم مثل اون آدم های گمرا ها یا اونایی که غضب شدن نباشیم سراط الذین ات علیهم سلام کن بهش اون خوبی کردی دست نوازش رو سرشون کشیدی اونها اون راه رو به ما نشون بده خودش میگه این از من بخواهیم راه راست ببینید چند نکتهی مهم بیاد شما وقتی میخوایید برید یک جایه اولین چیزی که دنبالش میگرده ای آدرس ما هم تو دنیا آمدیم میخواییم رد بشیم دیگه بهترین چیز برای ما اینه که آدرس داشته باشیم چه مسیری بریم که این مسیر تولدت و مرد رو درست دی کنیم خدا اسم این را گفته سرات مستقیم خودش در قرآن گفته سرات مستقیم زندگی سبک دین هست این راه راسته اعنی عبودونی عبودیت من رو کنید بر دین من زندگی کنید آزام سراتون علی مستقیم این راه راسته نمازمون بخونیم اعنی واجبات رو انجام بدیم محرمات رو ترکنیم ایمان رو به خدا و آخرت داشته باشیم و پیونبر و خواندان پیونبر و قرآن میگه این سرات مستقیم انسانی که اینطور زندگی کرد ات علیهمه هیچ مشکلی براش درست نمیشه اینه که انشاءالله با قرآن عنصر داشته باشیم درست بخوانیم درست بفهمیم خوب عمل بکنیم لذا آدم های عباد الرحمن اینطور نیستند اَلَّذِينَ اِذَا ذُكُّوا بَآیَاتَ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُوا عَلَيْهَا سُمْنَ وَأُمْيَانَا اینطور نیستند که کلوکر هر چیز قرآن هست بخوانند رد بشند الان کار نداشته باشه ملازم میکنند دقت میکنند چی میگه قرآن چی خواسته از ما ایمان میارند بعد عمل میکنند قرآن داره لا یختب بعدا کن بعدا الان من یه نمونه عرض میکنم آقایی ها غیبت هم دیگه نکنید آیا کسی دوست داره گوشت برادر مردش رو بخوره همه بعدشون میاد فکر احتمال میگه لا یختب بعدا کن بعدا غیبت مثل همینه چرا؟ مثل گوشت برادر مردو خوردنه چون آدم کسی رو که غیبت میکنه نیست تو مجلس نیستش دیگه داره غیبتش میکنه مثل مرده که نیست دوم اینه که اون کسی که نیستش اون حکم برادر انسانه برادر دینی انسانه اون هم یه مسلمانه لحمه اخی بعد غیبت کردن مثل این که انسان شخصیت یه شخصی رو مثل گوشت جویدن گوشت شخص جویدن شخصیتش رو میجوید شخصیتش رو خورد میکنه زیر دندونش خورد میکنه این کار خوبه آدم گوشت برادر مردش خورد کنه غیبت کردن انسان اینطوریه کدام کس میخوشش میده گوشت برادر مردش رو به جوه غیبت ها کمین حکم رو داره خب وقتی ما گوشت برادر مرد جویدن رو دوست نداریم منو غیبت هم نباید دوست داشته باشیم غیبت همین داره آلم معنا همین معنا رو داره شاید خیلی بد دار از اونه اینه که باید خیلی مواظب باشیم قرآن رو بفهمیم قرآن رو خوب عمل بکنیم این کلاس هایی که قرآن هست تفسیر یک قرآن هست جلسات قرآن هست ترجمه ی قرآن هست چه کاری خوبیه این شب ها بعد از نماز مغربه اشاق قرآن میکنن ترجمه شو میکنن انسان با دقت ملاحظه کنه جلسه ی تفسیر بره کلاس تفسیر بکنه تا این کارشو روزشو به بتالت تیبه کنه ببینید این زندگی انسان وقتی ملازم میکنه نصفش خوابه نصف زندگی انسان به خواب میگذره نصف زندگی انسان به خواب میگذره چند درصدش هم بکاره ما بقیشم به بتالت میگذره اصلا وقت داشته باشه قرآن رو بخونه تفسیر بخونه مطالعه کنه یک جلسه علمی بره یک جلسه اخلاقی بره جلسه تفسیر بره همیشه که بنشینند نمیدونم از گرانی خدمتون که عرض کنم مرغو نمیدونم گرانی سیبزمینی و بادمجون صحبت بکنند از این حرف ها بزنند قرآن بکنند ملازم کنند اون حرف هم بزنند تحلیل بکنند اشکال نداره ولی با هزار تا تحلیل نه گوشت عرضون میشه نه بادمجون گرون میشه اونا یک سیکلی دیگه داره اونا یک سیکلی دیگه داره این ها را متعلقه کنند بررسی بکنند انشالله خدا هم کمک میکنه انشالله خدا با شما را حفظ کنه انشالله موفق باشید همیشه صعی و سالم و با عزت باشید خدا یزور آقای امام زمان تأجیل بفرما دعا آخیرش نصیب آل ما بگردان حسن آقابت به همه ما مرحمت بفرما و السلام علیکم و رحمت الله و صلوالله علی محمد و آل محمد ایدالغیر اومد ایدالغیر اومد مهفل اهل مهفل مهفل مهفل شمید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی فتح اولی محمد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی اعوذ بالله من شیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم دعوی که با بیل به یمین حل می شود وحدت و جهان و حالا کسرت این دعوا باعث وحدت و کسرت یمین و بیل خواهد بود یه وقت است یک نزا است بیل ین واحد و یمین واحد کافی است یک زمین است که هم باغ است و هم بنا درش است این زمینی که هم درخت فرابان دارد و هم ساختان دارد این مورد نزا دو طرف است گرچه بنا دارد اما یک امرأسی محل اختلاف طرف این دعوا است چون دعوا واحد است اگر یک شهادست باشد نه یک شاهد یا یک بیل کافی است و اما اگر همین این به سه دعوا حل بشود زمین را یکیسی ادعا میکند درخت ها و باغ را یکیسی ادعا میکند دارده به این دعوا است اما ما به اینido Asia و از خط شاهد مثلا ایناتверیستو با تشکر آواز براه بزرگ دن consumed خط شاهد. اما.... نهای خوب خود را جه ه باشد حدود واحد 아� saves یک پاس های هaaaaaaا ساز شاهد این است clap big آنا حل، خود، هشا، تموم، از leicht شهادت واحد یمین واحد مشکل حل میکند و اگر کسیر باشد شهادت کسیر و یمین کسیر لازم است اینه مطلب بخشی از مسائل یمین به کتاب یمین برمیادد اونجا که مسئله یمین و اهد و نظر مطرح است که قسم به چی محقق میشود آیا قسم به غیر خدا محقق میشود یا نه اگر به غیر خدا محقق نمیشود اونا که به خدا معتقد نیستن قسم به چی باشد آیا اونا که به پرشم و سرزمین و اینا قسم میخونن با همون قسم محکمه حل میشود یا نه اونا که به غیر خدا معتقد هستن یمین به معنی همسان با اهد و نظر ندارن اونا که حکم فقهی ندارن اما اونا که به خدا معتقدن مسئله یمین برای اونا مطرح هست چون در محکمه یه ده اقلیت های دینی هستن یه ده مستعمینینی هستن که در پناه دولت اسلام هستن و به هیچ جینی معتقد نیستن این دو اونا یه جزه مستعمینین هستن که در امنیت اسلام و امان اسلام هستن پذیرفتن که توی بمبکت هیچ خلافی نکنن و در پناه دولت اسلام باشن که اینا مسئله جینی هستن این جزه مطرح نیست اینا جزه اقلیت های دینی نیستن که جزه باید دازن اینا مستعمینین یعنی که حکومت اسلامی سلاح دانست اینا رو در پناه خود امان بدهد زندگی کنن اینا اگر اختلاف کردن خواستن سوگند یاد کنن به چی سوگند یاد کنن روایات دارد که در محکمه سوگند جز به الله پذیرفته نیست در مسئله اقلیت های دینی هم جزه مارکه حضرت فرمود به این که شما مختارید خواه اینا رو در محکمه خودت میپذیرید به محکمه حکم قانون خودت دامری میکنید یا اینا رو ارجاع میدید محکمه خودشون در هر دو حال اینا به خدا معتقدن اقلیت های دینی اما مستعمینین چه کنن در باب حلف دارد که شما به این فکر نباشد که او به خدا معتقد نیست شما به این فکر باشد که قسم به خدا کار خودشو می کند این چنین نیست که کسی به الله قسم خورد چون حالا به الله معتقد نیست کار نکند مگر شما کار نمیخوایید مگر شما حل مشکل نمیخوایید او تذر و دیاره بلاغه طور نمی کشد که وساط سهیونیس و امسار سهیونیس جمع میکند این طور نیست که حالا اگر کسی به نام خدا سوگند یاد کرد و عمل نکرد یا به خدا معتقد نبود مثل این اسرائیل این اثر نکرد این چنین نیست قسم جز به الله نخواهد بود و من با دا کسی بگوید همونطور که خدا به خیلی از چیزا قسم بخورد ما هم قسم بخوریم خدا به شاهد قسم میخورد شما اگر تونستید به شاهد قسم بخورید بله خدا غریر رحمت کنه سیدن استاد اللا بهتا و تباریز لطا افه فرما شده دو علمی جان است دیگران قسم بخورند چون شاهد ندارند اما خدا به خود شاهد قسم بخورند وقتی در سور امبارک یاسین فرماد یاسین وَالْقُرْآنِ الْحَشِيمِينَ چِهْرَبِنَ الْمُرْسَنِينَ یعنی قسم به این دلیل تو پیغمبری این که فرماد قسم به قرآن تو پیغمبری مهمترین بیینه رسالتی حضرت مقرآن دیگه موجزه است دیگه ترزیده که اون کسانی که با قرآن منوسن میتوانه حرف بزنند که چند قرن ببونه چون فارسی های قبل از هزار سال الان کار آمد نیست عربی های قبل از هزار سال الان کار آمد نیست اما ترزی قرآن حرف زد که بنا یاد داد چجور عربی بگید به ما یاد داد چجور فارسی بگید الان اونا که مسلمانن فارسی نوشتن فارسی شعر گفتن الان کاملا قب قبوله خود قرآن ترزی حرف زد که کهونه نمیشود بالاخره عدوییات هر اصلی با گذشت چند قرن کاملا نمیشود دیگر اما هیچ تغییری در این قرآن کریم پیش نگهد اون حلاوت و اون شیرینی و اون آب زندگی که قبل از هزار سال داشت اللهم هزار سال دارد ترزی حرف زد که به دیگران یاد داد اینجور حرف بزنید به عرب ها یاد داد اینجور بنویسید اونای که عربیشون همه هنگ با قرآنه تفصیل قرآنه هم و هزار سال قبل این عربی رو نمیشدن اللهم شیرینه این کار قرآنه فمود قسم به قرآن تو پیگمبری این قسم به خود بیینه است سهار موارد هم همین طوره منتا اونا شادی بقدار توضیح بخوند برابر این نمیشه اتگاه که چون خدا به آسمان و زمین قسم خود به آفتاب و فران قسم خود ما هم میتوانیم در محکم به غیر خدا قسم یاد بکنیم پس وحدت و کسرت بیینه نشاهد وحدت و کسرت شهادت و یمین به وحدت و کسرت دعواست اگر دعوا یکی باشه بیینه واحد و یمین واحد کافیست اگر دعوا متعدد باشد اونم بیینه متعدد و یمین متعدد لازم است یمین هم تو کتاب یمین بحث شد که یمینی که خلفش و حلسن یمینش کفار دارد اون فقط به نام الله است دیگه قسم های دیگه حالا هر ملت قبول داشته باشد این طور نیست که کفار داشته باشد این قسمی که در قبال نظر احدست و شکستنش حرام است و شکستنش کفار دارد اونجا که به نام الله باشد خب نه حالا یه احترام می کنن مطلب دیگه است اما از ار فقهی مطلب دیگه است در تمام مبارد فقه فقط هو الله است ولا غیر طور نیست که مثلا غیر خدا در حرم امن عبادت راهیده داشته باشد این ها بندگان خدا در حریم حرم عبادت خدا احدی راه ندارد ما مثل اینا اینا مثل ما بنده خدایی منطقه اینا بنده برکره ما بنده پایینده در حریم توحید احدی راه ندارد وحده وحده وحده هیچ احدی در اونجا راه ندارد لذا خبه دیگه است که خود انبیاء همینجور خاضی هستن با وزیفه ما احترام هست این حرم مشرف میشویم اینجور عرض عدب میکنیم در و دیوارش رو میبوسیم اینو احترام هست اینو ثواب هم داره اما تو بحث جده عبادت احدی از انبیاء احدی از اولیاء احدی از معصومین راه ندارن عبادت مخصوصی ذات اقدس اله هست و خالق اوست معبود اوست مرجع اوست مبدع اوست و امثال از آلی خب پس بنابراین یه مسئله اینست که توحید سر جاش محفوظه احترام به اله هم سر جاش محفوظه و با خدای صبحانم احدی سه سه هم نیست و اگر کسی به خدا معتقد نبود اینجور نیست که قسم بی اثر باشد مطلعه بعدیان هست که این اطلاقات و عموم شامل مسائل مالی و حقوقی هر دو میشن یا حقوق و انوال و اینها در کنار حدود نیستن قبلن برسون رسید که ما این داریم منفیت داریم انتفا داریم حق این امور شاردانه تو محکمه وطره هست این داریم مثل معاملات که خرید و پروش میشه سمن و مصبن این هست منفیت داریم مثل عقد اجاره و امثال اجاره انتفا داریم مثل عقد آریه و امثال آریه حق داریم مثل حق تعریف حق خشد فروندارو حق خشد فروخن از سرعت این حق چهارومیه انتفا داریم این حق داریم این حق چهارومیه این حق چهارومیه این حق چهارومیه اما حد چیزی دیگه هست یک کسی به دیگری فوش داد یا دیگری رو متهم کرد گفت تو سارقی این آمده در محکمه شکایت کرد که این به من بگه تو سارقی خب در اینجا سخن از حد دید هیچ کلام از این عمری چهارگانه که مطرح نیست سخن از این و منفعت و انتفا و حق مالی که نیست این که آبروی منو برد خب چون مستحضرید آبروی مؤمن مال نیست آبروی مؤمن ملک نیست نه مال است نه ملک آبروی مؤمن امانت است هیچ مسلمانی هیچ مؤمنی حق ندارد آبروی خودشی بریزد چون آبروی ما که مالوما نیست خدا غریب رحمت وید مرحوم کلینی رو این تو همین جلد دوم که آفیزه کرده این روایات رو که این الله سبحانه و تعالی فوز عمور المؤمنه الی کلهو و لم یفوز الی ارزهو فموز تا تا اقدس الى مؤمن را آزاد آفرید و خیلی از امو در اختیارو است اما آبروی او را نداد فموز تا امین الله در آبروی فرمود که لکم ما کسبتوم چیزی کسب کردیم اما آبروی را هیچ دلیلی بنادید در اینکه زیاده اقدس الى ملی کسی کرده باشد تا کسی بشه آبروی کسی را بریزد یا خود شخص اجازه داشته باشد که آبروی خودشی بریزد این طور نیست فموز آبروی این حق الله است ملک الله است یک ذات اقدس الى این را به شخص مومن امانت داد او میشه امین الله پس اگه کسی آبروی خودشی عمدن برد این طور نیست که مال خودشی بله مال خودشی داد حالا یا اثر کرد یا اثر نکرد در اختیار خودش بود حالا یا بگیم اصلاف کرد یا نکرد یا بدخرجی کرد اما آبروی نمیشه بدخرجی بکنه لذایی کسی آبروی مومن را برد حق الله را زایی کرد یه وقت است که مال کسی میبره این به اصاله حق شخصی از بین برده به طبع حکم شهر را خلاف کرده اما آبروی مومن تو این روایات است که خدا آبروی را به کسی نداد به هیچ کس اجازه نداد که آبروی خودشی بریزه این الله فوز الى المومره ابورهو کلهه و لم یفوز الیه ارزهی آبروی را به اونه داد لذایی کسی آبروی آبروی را برد حق الله را برد به طبع حکم ناسه است یه وقت این شخص بخواهد همشه آبروی خودشو هدر بدهد این چنین نیست نزیر مال نیست به حال ریخ تو دریان این ارز مومنه برای غیر ما این که این نیست به این روایات مناظه فرمیدتا معلوم بشه که ما تا چند آبروی با روحه حفظ بکنیم یه کاری که برخلاف شعن ماست ما مومنه شعن داریم عظمت داریم جلال داریم شکور داریم خدا به ایمان ما حرمت گذاشته با ما حرف داده ما رو مخاطب قرار داده ما خدا اینا کرده یه کاری بکنیم آبروی خودمون را از بیم