پیامر در بد و ورود و مدینه با اینها پیمان بسته بودن پیمان عدم تعرض پیمان همزیستی مسالمت همیست اما هیچ کدوم عمل نکردن و بدتر از همه یهود بنی قرعیزه بودن که در سال پنجام در حالی که حدود ده هزار نفر سپاه احزاب به مدینه حمله کردن به جایی که همراهی بکنن با مسلمون ها اما با اونها در خفا توته کردن که اینها از پشت مسلمون ها حمله کنن احزاب هم از اون بره خندق و نظر بعد از این که فتن احزاب خابید و احزاب شکست خورده از مدینه دور شدن به امره الهی پیامبر حکم صلوانی رفتن سر وقت قلعه یهود بنی قرعیزه اونها تقاضا کردن که سعد ابن معاز شراجون سعد رئیس قبیلی اوز بود و اوز از جاهلیت در یسرب هم پیمان با بنی قرعیزه بودن تصور میکردن که اگر سعد ابن معاز بیاد به حکمیت به نفع اینها حکم خواهد کرد سعد هم آمد و حکم کرد بر اساس تورات خودشون که اون آیه در خود تورات الان هم موجوده که مضمونش اینه که اگر کسان خیانت کردن خلاف پیمانشون عمل کردن و تو بر اونها غالب شدی مردانشون رو از دم تیخ بگذران زنان و برها کودکانشون اسیر کن پیامبر چنین نکردن اما در این که مردان جنگی که صحیم در این در حال جنگی بوده اند اونها اعدام بشون در این تدریدی نیست و اطباع بر اساس حکم تورات بود و خداوند هم این رو امزا کرد و پیامبر تکبیر گفتن فرمودن این حکمیست که از آسمانها خداوند امزا کرد و تعییدش آمده تا اینجا بنابراین بنا شد که مردان جنگیشون که مقصد در حادثه بودن اینها اعدام بشون و حقشون هم بود به جهت این که پیامبر در اون دو مورد قبلی در بنی قینقا و بنی نزیر لطف کرده بودن و اجازه خروج اونها رو از مدینه داده بودن اینجا خیانت به مراتب بالاتر بود از دو مورد قبلی این یک نکته که بنابراین تردیدی نیست قرآن هم در سوری مورد احزاب اشاره به این مسئله کرده است یعنی اصل کشتن برخی از این اسیرانشون آیه 26 و 27 سوری مورد احزاب و انزلللین الله روه من اهله الكتاب من سیاسیهم خداوند پایین کشید از اون قلعه ها سیاسی قلعه های که یهود درش بودن پایین کشید اونهای که به کمک احزاب رفتن من اهله الكتاب من سیاسیهم و قلعه ففی قلوبهم و روب در دله هاشون روب انداخت فریقن تقتلون و تأثرون فریقانن که همه مردان اینها رو کشتو باشید قرآن می کنه قبل از بعضی احزاب گرفتید بعضی رو هم کشتید کیا رو کشت پیانبر؟ اونهای که انود بودن سحیم در این ماجره بودن از مردان جنگی یهود و نیخ و رئیزه بودن و این نکتره رو از بکنم بنام نیست که پیانبر رحمت از همیشه ببخشه اگر بنام پیانبر همیشه ببخش شد این تشویق افراد خطاکار بود می گفتن اول آخرش که این خواهد بخشید بزار ما هر جور نمی خواهیم انجام بدیم در جای خودش پیانبر ارحم و راحمین بود تجلیه این صفت الهی که ارحم و راحمین هست و در جای خودش اشتداد در معاقبه این فی موضع نکال و نقمه لذا اینجا جای قلزت و پرهار مجازات و دایان و مجازات می شدن اون تا افراد در مجازات پیانبر نمی کرد اونهای که واقعا مقصر بودن اما بس تعداد هست این تعدادی که از افراد بنی قرهزه کشتی شدند حدود هفتش ده تا قول هست خوده این نشون می دهید که نظام آماری مشخصی و درستی در این باره وجود نداشته از هزار تا در اکثرشه بعد نه سد هست، هشت سد هست، هفت سد و پنجاه هست هفت سد هست، شش سد هست و بین شش سد تا هفت سد بین چهار سد و پنجاه هست، چهار سد هست، سی سد هست خوده این نشون می دهید که پس مورین اینو پاش به جای بندیست برخی از بزرگان ما مثل مرحوم علامه سید جفر مرتزاملی با یک حسابگری تقریبا حد زدن این مردان کشتی شده بین سد تا دویز نفر بودن چرا؟ می گن مجموع تعداد افراد ساکن احمد، کودکان و زنان و مردان و اینها در قلعه بنی قریضه خیلی هم وسعت نداشته حدود هفت سد و پنجاه تا هر شمایت که نخصد یا نهایتا هزار نفر گفته شده اگر مجموعی باشد مردان جنگشون حدودا یک پنجام حد اکثر بودن که می شود بین سد تا تقریبا دویز نفر این درستاتی که ما از این برحال مسیر پیش بریم و حدث بزنیم که تعداد این مقدار بوده زمن این که این مقدار اگر مردان جنگ بودن باز همشون کشتی نشوند چون قرآن فرماد که فریق تقتلون و تأثیرون فریقا گروهیم اسیر گرفتید اسیر اینجا ناظر به این مردان جنگشون اونجا که مربوط به زنان و کداغان هست سبایه گفته می شوند اونجا نه اصرا زنان سبیه سبایه به کار می روید تأثیرونه پس ناظر به این مردان هست آخر نقطی که ازمی کنم این که یک کتاب داریم به نام الانبال از ابن زنجویه در اونجا تعداد کشتگان از بنیقورهیزان چهل نفر ذکر کرده ما وقتی که آموار چهل نفر را هم داریم نباید سراغ هزار نفر بریم نگاه های قرزالود می تنسوند این تعبیر هزار خیلی رایه چوده خیلی ممنونم استاد شنوندگان عزیز برای متعالیه بیشتر در این زمینه با اجازه استاد من یکی دوتا کتاب رو نام ببرم اون قسمت پیانبر و یهودیان هجازش رو استاد مصطفى صادقی مصطفى صادقی کاشانی نوشتن کتابی با همین نام پیانبر و یهود هجاز برای یهودیان مدینه هم دوتا کتاب داریم پیانبر و یهودیان مدینه نوشته آقای حسین پالیز پیشه و خانم حمید قفقازی و باز هم پیانبر و یهود مدینه نوشته آقای محمد حسین خوانین زاده برای اطلاعات بیشتر می تونید مراجعه بکنید خیلی ممنونم استاد یه فرصتی از اتاق و فرمان بگیریم و در خدمت شنبندگان عزیزمون هستیم سی سد و چهار این کود شناسایی پرسمان تاریخی سمانه پیامکی رادیو مار ابتدا کود سی سد و چهار را در متن پیامک وارد کنید و سپس پرسش خود را از کارشناس محترم برنامه بپرسید سمانه پیامکی رادیو مار سی هزار پانسد و پنجا و سی جنب آقای علی ایمانی از گرگان لطف کردن و با برنامه خودشون ارتباط گرفتن استاد پرسیدن که معتزلی یعنی چه و به چه کسانی گفته می شود آیا الان هم معتزله هستند یا نه بله بینی جنب جنب معتزله خب بحث زیاد داره یکی از فرقه های مطرح هست که در آغاز قرن دوم تقریبا پدید آمد و مجلسی درسی حسن بسری داشته این شخصیت معروفی که در قرن اول و اول قرن دوم بوده مجلس درسی بوده در اونجا بحثی مطرح می شود که مرتکب کبیره چه حکمی دارد کسی که گناه کبیر انجام بده او چه حکمی دارد چرا این مطرح می شود یک دیدگاه دیدگاه خوارج بود که خوارج که در اصر امیرال مؤمن سلامالله پدید آمدند معتقد شدند به کفر مرتکب کبیره اگر کسی گناه کبیر انجام بده کافر می شه ولی زا بخص خوارج و اون جریانات که کذایی پیش آمد در نقطه مقابل مرجعه هستند یک فرقی دیگری که در جای خودش بعدون معروفی بشند جریان مرجعه که بنامیم یک مقدار مروج بودن نسبت به جریان مرجعه و اینها نه می گفتن مرتکب کبیره دائره ایمان خالج نیست شخصی بوده به نام واسل ابن عطا که از شاگردان حسن بسری بود در حلقه درس حسن بسری این بحث پیش میاد ایشون یک حرف سوامی مطرح می کنه نه کافر و نه مؤمن بلکه منزلتون بین المنزلت هستند بین ایمان و کفر یک منزله بین ایمان و کفر بعد مرتکب کبیره یک چنین جایگاهی داره و از همین جا و حسن بسری گفت اعتذر انن الواسل یعنی الواسل واسل ازلت کذید جدا شد از ما و کناره گرفت از ما رضایت بحث مؤتزله به واسل ابن عطا و بعد پیروانش از همون جا مطرح شد حالا برحال اون چی که در تاریخ مطرح هست برای بروز جریان مؤتزله همین گزارشیست که مطرح می شه گاهی هم ریشه مؤتزله ریشه سیاسی دانستند جدا از این ریشه اعتقادی که الان ذکر کردن و اون این که در عصر امیر المؤمنین سلامون علیه کسانی بودن اینه اصلا مطرح سیاسی به اینها میگن اون که هرشکرم مطرح اعتقادیش کرد بدنی مطرح هم بوده اما ایک مطرح سیاسی قاعدین هستند در واقع کسانی که با امیر المؤمنین سلامون علیه حالا بیعت نکردن یا بنابراین قول بیعت کردن اما در رخدادهای بعدی مثل حادثه جمل امثالی نه این مدن کمکی به امیر المؤمنین بکنن کسانی مثل عبدالله ابن عمر مثل حسان ابن ثابت مثل محمد ابن مسلم و شاید که مثل سعد ابی وقاص اینهایی که اینهایی که به خیال خودشون احتیاط میکردن در جنگ بین دو گروه مسلمان که یکیش امیر المؤمنین هست یکیش هم گروه جمل آیشو و تل حوز و بیرون ها اینها گفتن نه ما حق و تشکیز نمیتونیم بدیم دو گروه مسلمان به جانه هم افتادن ما میشیم سر جامون تا برحال حق آشکار بشد و اینها یا اصلا قاعدین میکن و از اینا تبدیل معتزل سیاسی هم شدن کناره گرفتن از این واقع واقع و بعد جدا شدن از هر دو گروه این خب بوده و انشاباتی و معتزلی پیدا کرده در تاریخ اما یک وجه امده در بار معتزل این که عقل گراه هستن برخلاف احل حدیث و اشاره و امثال اینهای که اونو امده دنباله نصوص و زواهر روایات اینها هستن معتزله بیشتر دنباله تحلیل های عقلانی در مسئله اعتقادی و اینها بودن و فراز و نشیب های بوده انشاباتی بوده خود ابن عبل حدید مثلا از جمعه معتزله از اساتیدش دیرگاه های معتزله رو نقل میکنن در بغداد جریان اعتزال بوده از معاصر مرحوم شیخ مفید و اینها یک برها تعاملات بین اینها وجود داشته برها خیلی بحث مفصلی میتره به اما امروز نومعتزلیان رو بعضا مطرح میکنن کسانی که احیانا در فضای اهل سنت پدید آمده اند و با سعی میکنن که نوعی نگاه عقلانی عقلانی با اون برها تعبیر غلطیش یعنی به زعم خودشون رفتن به سراغ نگاه عقلانی به برخی از مزامین دینی و معارف دینی اما احیانا دو چار افراد در مسئله شدن کسانی اس بردن از این مصریین و غیران ها مثل امین الخولی مثل محمد عبدو مثل احمد خلفالله مثل مصطفى عبدالرزا جابر اصفور حسن هنفی نصر حامد ابو زید حضور رحمون امثال اینها که سعی میکنن تفشیل عقلانی از وحی شریعت و اینها داشته باشن که این هم باز استمرار جریان معتزر هست منتها در شکل امروزیش که حالا دیگه فرصتی بیشتزی میشه حالا باید به حلش باید بردن خیلی ممنونم ممنونم از همراهی شنواندگان عزیز برنامه پرسمان تاریخی و ممنونیم از استاد جباری بزرگوار که مثل همیشه استفاده کردیم از فرموشات علمی و خوب ایشون تا برنامه آینده شما رو به خدای متعال میسپارم یا علی مدد شما رو به خدای متعال میسپارم شما رو به خدای متعال میسپارم از جنبی دور از سوهن میشه یه بدان باید درمانی و جا بدان روی موج مهربان صدای پسیدیت و فطرت از کشوری و شکلی و بیشتر و سایت رادیو اربعین در یاف نمایی رادیو اربعین ساخت بر دعای امام سجاد علیه السلام در طلب باران به گاه قهد سامی نیایش نوزده هم بسم الله الرحمن الرحیم اللهم از غنال غیف و انشور علینا رحمتنک بقیث که المقدر من السحاب المنصاغ لنبات اردن المون غفی جمیل موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی فی جمیع الامصار و تنعش به البهائم و الخل و تکمل لنا به طیبات الرز و تنبت لنا به الزرع و تدر به الزرع و تذیدنا به قوتا الى قوتنا اللهم لا تجعل ذله علینا سرده نبیده و لا تجعل برده علینا حسوما و لا تجعل سوبه علینا رجوما و لا تجعل ماءه علینا اجاجا اللهم لا تجعل برده علینا حسوما اللهم سل علی محمد و آل محمد و ارزغنا من برکات السماوات و الارز انکه علی کل شیء غدید بسم الله الرحمن الرحیم برخدایا ما را از باران سیراب ساز و رحمت خود را با بارانی سرشار از عبری که در گستره آفاق برای روی شگیاهان شگرف زمین تو روانه است برما بگستر و با رساندن میوه ها بر بندگانت منت گزار و با شکوفائی قنچه ها زرده نبیده علینا را برخدایی که رمین خود را زنده دار فرشتگان عالی مقام و سامان بخش را حاضر نما و بفرما تا از سوی تو بارانی آورند سودمند و دامن دار با دانه هایی درشت و پربار با رگبار هایی تند و بیقرار انسان که انچرا مرده است زندگی دوباره دهی و انچرا از دست رفته است بازگردانی و هرچرا روئیدنیست برویانی و مردمان را فراوان روزیدهی با عبری انبوح و شادیاور بیزیان و بیکران و بسی خروشان که نه سیل پدی دارد و نه برقش تنها بفریبد پروردگارا برما بارانی ببار که قهدی زدا و سبزیزا فرهبخش و بیکران و فراوان باشد تا با آن قامت گیاهان روینده را استوار سازی و پجمورده ها را سرف رازی خداونده برما چنان ببار که از تبه ها عاب جاری کنی چاهارا سرشار سرشاری کنی جویها را روان و درختان را برویانی و در همه شهرها ارزانی پدیداری چارپایان و مردمان را شادمان داری و روزیهای پاکیزت را برما کامل گردانی کشتگاه های من را برویانی و چهارپایان را پرشیر سازی و بر نیروی من بیفضایی خدایا چنان مکن که سایه آن عبرها برما باد سوزان شبد و سرمایش گزنده و شون گردد و چنان مباد که بارانش را برای ما چون کیفر سنگ باران سازی و آبش را در کام ما تلخ و ناگوار گردانی باران خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و برکات زمین و آسمان را به ما ارزامی دار که بیگمان تو بر هر کار توانایی حدود یا قوانین نر estruct یا گرفتی استفاده ابادش مدد نرگbian افکار گلوانه ارزامی دیده ميخ пропطی�ratos مر پاریز مقدار م�هاد رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت باشم و میشه تو میخوایی دوباره تو دلم بیایی سنگ دل من قول میدم آقا این دلم و تما چسکو ده کسه دیگه این از بارم واسه همه پونه به رو میهات من تا آخر عمرم بهت بده کارم اگه آلود موفستم به خدا از خدا خستم دلم و من به اون شیش کشه کنم و بلات بستم با همینه عشقا پاکم کن نوکره سینه شا جم کن وقتی مردم سینه باهای موجم تو پاکم کن حبیم دللا یا حسین حبیم دللا یا حسین حبیم دللا یا حسین حبیم دللا یا حسین خوشهرم تموم آرام شمه این آخری خواه شمه وقتی میمیرم پر روزه تو سعادته زیارت تو بشارت شهادت تو از تو میگیرم پرسیدم از آسمون به خوینش تاثیر کدوم طالب و اقباله گفتن همیه ستاره آفاهم با هم همه عاشقیم صدزار ساله همه عشق زمینی نیست توی هیچ سر زمینی نیست همه دیدم که عشقی مثل عشق هر بقیه نیست توی حوجه دم و دردم به تو یک عمر فکر کردم پرمه خونمه آقا باید به خونه بخش کردم حبیعه دل لاسه حبیعه دل لاسه حبیعه دل لاسه حبیعه دل لاسه یه حسچی یه حسچی توی دلم ماش بیزنه حسی که دائم با منه عاشقت استم