چه بود؟ مرد دانا گفت قلام تو مزه یه قرخ شدن را نچشیده بود و قدر آفیت و سلامتی در کشتی را نمی دانست اکنون که مسیبت قرخ شدن در آب را چشیده است آرام در کشتی می نشیند و قدر این ت را خواهد دانست گفتند قدر آفیت آن داند که به بلای مسیبتی گرفتاراید دستان گرامی دستان گرامی اولین داستان کنید و تا ها با نام قدر آفیت شنیدین لطفاً دومین داستان را با نام به دنبال نمک بشنوید خلیفه رو تخت پادشاهی لم داده بود و دو قلام اونو باد می زدن کمی که گذشت دو قلام اونو باد می زدن صدای پای وزیر تو تالار قصر بلند شد اون با احترام خاصی روبروی تخت پادشاه ایستاد و گفت همه چیز آماده است قربان جان نساران در رکابند تا روز خوشی برای حضرت خلیفه رغم بخورد خلیفه کمی رو تخت جا به جا شد و گفت هم بشمیدیم شکار می رویم و همانجا بساط تعام را برپا می کنیم وزیر تعظیمی کرد و گفت همه چیز متابقه نظر حضرت خلیفه خواهد بود هر وقت نظر مبارکتانه است بفرمایید تا حرکت کنیم خلیفه گفت من آماده هم برویم و از روی تخت پایین اومد و از تالار بیرون رفت وزیر هم دنبالش راه افتاد آفتاب بود و هوا لطیف و دلپذیر خلیفه رو از به سفید زیبایی نشسته بود و در حلقه محافظان و سربازان پیش می رفت وزیر هم کنارش بود خلیفه هوای لطیف و با ولع تو ریهاش کشید و گفت عجب روز دلرباییست چه هوای لطیفی وزیر چرب زبونی کرد و با چاپلوسی گفت از برکت حضور جناب خلیفه است خلیفه با صدای بلند خندید و گفت همان از زبان شما مردان سیاست برای خوش آمد پادشاهان چه یا به ها که نمی بافید نان در کاسه تملق می زنید و نان در کاسه تملق می زنید و نوشه جان می کنید وزیر خندید و گفت مرد سیاست باید سخنی بگوید که به مذاق عربابش خوش بیاید وگرنه مرد سیاست نیست و چند روزی بیشتر نمی تواند از کاسه دنیا آب منفعت بنوید وزیر خندید و گفت آفتاب امود بر زمین می تابید زهر شده بود خلیفه تو سراپرده بزرگی نشسته و روبروش زرفای پر از میوه بود بیرون سراپرده و تو محبتی سرسبز شکارگاه آشپز مخصوص خلیفه مشخول کباب کردن شکار خلیفه بود کباب به نمک نیاز داشت و آشپز یادش رفته بود نمک بیاره خلیفه و وزیر تو سراپرده نشسته بودن که نگهبانی قدم تو سراپرده گذاشت و گفت حضرت خلیفه به سلامت باشند وزیر گفت مزاهم ایشنوش حضرت خلیفه نشو بگو چه شده است و زود برو نگهبان گفت آشپز مخصوص تقاظای دیدار حضرت خلیفه را دارد همینک نیز بیرون سراپرده استاده است خلیفه به وزیر اشاره کرد وزیر گفت خیلی خوب بگو بیاید نگهبان رفت و کمی بعد با آشپز مخصوص برگشت خلیفه با دیدن آشپز مخصوصش گفت چه شده آشپز باشی؟ اگر مشکلی پیش آمده بگو تا وزیر برطرف کند آشپز مخصوص گفت شرمندم جناب خلیفه ما با تدارکات کافی آمدیم اما نمی دانم چرا فراموش کردم نمک بیاورم خلیفه گفت کباب بی نمک که لطفاییم لطفی ندارد شکار داغش خوبه است به شرط این که خوش نمک هم باشد قلامی را بپرستید تا در این حوالی بگردد و نمکی تهیه کند قبل از آن قلام را نزد من بیاورید آشپز مخصوص گفت در این حوالی رستای آبادیست اگر اجازه دهید خودم برم و زود بازگردم خلیفه گفت نه تو خودت به بقیه امور آشپزی برس قلامی برود کفایت میکند حال برو و قلامی مطمئن را انتخاب کن و نزد من بیاور آشپز مخصوص ادای احترامی کرد و از سراپرده ادهه بروده بیرون رفت کمی که گذشت آشپز مخصوص خلیفه در حالی که قلامی همراهش بود قدم تو سراپرده گذاشت و با احترام گفت حضرت خلیفه این قلام از کودکی نزد من بزرگ شده و همچون فرزند من است به او به اندازه چشمانم اعتمینان دارم میخواهم او را برای تحییه نمک بفرستم و مطمئنم از پس آن به خوبی برمی آید خلیفه گفت جوان برازندهی به نظر میرسند خلیفه گفت میرسند خلیفه گفت میرسند خلیفه گفت میرسند بعد رو به قلام کرد و ادامه داد بسیار خوب جوان به رستایی که آشپز باشی میگوید میروی و هر اندازه نمک لازم است میخری فقط موازه باش در خرید نمک اصراف نکنی و آن را به قیمت بیش از آنچه عرضش دارد نخری قلام گفت چشم جناب خلیفه قلام اینو گفت و همراه آشپز مخصوص از سراپرده بیرون رفت بعد از رفتن اونا وزیر رو به خلیفه کرد و گفت پرسشی دارم جناب خلیفه خلیفه نفس بلندی کشید و گفت بپرس وزیره از وزیر تک صرفه کرد و گفت شما را سالهاست میشناسم و افتخار سربازی تن را دارم خوب میدانم که در گشاد دستی و بخشش شهرید درچه گفتم که چرا برای خرید نمک که عرضش زیادی ندارد اینگونه سفرده بیرون را دارد خلیفه آب دهنشو فرو داد و گفت ما میتوانیم برای خرید نمک پول خوبی به فروشنده بدهیم و از این کار هیچ زرری هم نکنیم اما بدان که بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرد تا به دین قایت رسید آره اگر ما برای نمک پول زیادی بدهیم این رسم غلطی میشود که فروشنده نمک بعد از این برای جنس خیش و چه زیادتری از مردم طلب کند اینگونه اینگونه ما با عمل خودمان گرانفروشی را تقویت کرده ایم و به خلایق ظلم درست گفتند که اگر زباق رئیت ملک خورد سیبی براورند قلامان او درخت از بیخ درست گفتند که این رسیده برای نمک و اینگونه ما برای نمک موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی اما این به اون معنی نیست که فقط ما بگیم و شما بشنوید ما مشتاق شنیدن صدای شما هستیم دوست داریم از نیازهای رسانیتون از انتظاراتتون بیشتر بدونید نظر شما برای ما مقتنم و محترمه باید با سلیغتون آشنا باشیم تا بتونیم تبقیه میل شما برنامه بسازیم هر جای این دیار که هستید کافیه با شماره 162 تماس بگیرید راه نمای ما باشید تا براتون برنامه های بهتری بسازیم ما به شوق شما اینجاییم شماره تلفون روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و سائل قرآنی رو و سائل تلاوت رو اینا در میان بودشتن بهش توجه داشتن روشتکیه کردن احتمام ورزیدن خب اینا مورد استفاده قرار بگیرن بیستومین نشست تخصصی استادان قاریان و حافظان ممتاز قرآن کریم با موضوع الزامات ابداع قلابت قاریان ایرانی امروز ما در کشورمون و همدلالا قرآنمون خودشون ابداع لعن میکنن انسان این رو در بعضی از قرآن مشاهده میکنه پجموهشگران و کارشناسان قرآنی میتوانند مقالات، ترها و ایده های خود را پیرامون موضوع نشست حد اکثر تا میمه مردم ارسال کنند علاقمندان برای کست اطلاعات بیشتر به نشانی www.quran-shura.ir مراجعه نمایند شورای عالی قرآن موسیقی رای ارمین موج اف ام ردیفه نوهد و پنج ممیز پنج ده همه مگاهه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی رادیو. اربعین همراه با زائران اربعین حسینی موسیقی موسیقی از زیر عربش ای سرفجوی در مصرف آب به سادگی اپ خوردن هست هر بار استفاده ان سیفون های قدیمی معاته در مصرف سیزده لیتر آبه در این سیفون های امکان تنظیم میزان مصرف آب هم وجود نداره قرار دادن یک کیسه نایلونی در بسته پر از شن یا یه بطری پر از آب در مخزن سیفون یا فلاشتانک مصرف آب و یک و نیم لیتر در هر بار استفاده و پانسد لیتر در ماه برای یک خانواده چهار نفره کاهش میده ساده مثل آب خوردن موسیقی موسیقی سلام ها کاظم خوبی؟ سلام علیه ها آقا چطوری پسرم؟ آقا کاظم یه کوله خوب داری میخوام عذیتم نکنه ها بله که داریم خوبشم داریم راستی علی آقا چفیه یه خوبم بخوایی دارم ها امسال انگاری جنس جوره جوره امسال اگه خدا بخواد امام حسین من پیر مردم تلبیده منم کوله بارمو جمع کردم و دیگه آماده یه سفر موسیقی کوله بار کوله بار خیش را بستم از زمان خستم بال پر زدن گرفتم از ندر زدن گرفتم میروم به سوی نور میروم به سوی عشق چه بویست این بوی عشق چه دیدنیست روی عشق به بویمت کجاست کوی عشق کربلای حسین است ماجرای این عالم فقط ماجرای حسین است و خون هر شهی پای حسین است خدا اگر خداست چون خدای حسین است بسم الله الرحمن الرحیم کریم آف خوز آنه خوز آنه به در درگاهت اقرار می کنم به رسالت بنده برگزیدت محمد مصطفی و امامت علی ابن عبی طالب و دنور دیدش گواهی می دهم به امامت نه حجت آسمانی از نسل حسین شهید همانان که اصل تقوی و نشانه های هدایت و ریسمان محکم اتصال بندگان به تو اند به حقانیت این انوار پاک یقین دارم و به بازگشتشان معترفم روحال فرشته ها دارن میان زائرا نجف میشه مبدعو هدف میشه کربلا قصدگی تو این جاده هرچی باشه شیرینه وقتی ما درت زهرا لحظه لحظه میبینه کربلا فقط قطعه خاکی از پهنه زمین نیست آسمانیست نشسته بر زمین و هر ظاهر پرنده ایست که به سوی نور پر می کشد زیارت امام حسین علیه السلام شستن جان در رودخانه اشق است اشقی جاری در رودخانه اشق است و گره تاریخ تا هر دل تشنه ای را سیراب کند سلام هر زائر وقتی به حرمش میرسد در ملکو تنین میاندازد و نام زائر در دفتر آزادگان سرد میشود خوشا به سعادت آن که بر این راه قدم میگذارد هر گامش چراقی بردل میشود و هر نگاهش به ذریح پولیس میان زمین و بهش سلام به شما شنوانده های عزیز رادیو معارف برامه کولبار خدا رو شک میکنیم که بار دیگه با این برامه در عصر جمعه هفته همه مردادما چارده همه سفر المزفر خدمت شما بزرگواران رسیدی همراه و نفس زائران و دلدادگان عبی عبدالله علیه السلام که انشالله دقائق و ساعاتی با شما خواهیم بود و بخشای مختلفی رو در آخرین برامه کولبار تقدیم شما میکنیم انشالله که همراهی بفرمایید و این برامه مورد توجه آقا و امام عزیزمون حضرت سید و شهده علیه السلام قرار بگیره و از دست مادر بزرگوارشون انشالله عجر و مزد بگیریم به خصوص شمایی که زائر عبی عبدالله بودید دارید بر میگردید یا کسایی که برنامه ریزی کردید امروز و فردا انشالله حرکت بکنید به هر حال حال و هوای عجیبیست ما در این برامه گزارشی از حال و هوای زائران عبی عبدالله داریم در مسیر پیادروی عربعین توصیح های عربعینی رو خواهیم داشت از طریق این برامه انکاس تلاش خادمان موکبها در داخل و در کشور اراق رو انشالله تقدیم میکنیم گزارشی از مرزهای ششگانه خروج زائران عزیزمون خواهیم داشت توصیح های بهداشتی برای زائران و لحظات ازان نماز و رازونیاز عاشقانه با خدای حسین که انشالله قسمت های مختلف این برامه مرتوجهتون قرار بگیر سامانه پیامکی برامه کولبار که در آخرین برامه انشالله همراهی بفرمایید سی هزار پانصد و پنجاه و سه هست و شماره تلفون ارتباطی ما سی صد و بیست و نو ده پانصد و پنجاه و یک با پیش شماره یه صف بیست و پنج هست که در خدمت شما هستیم هم پیامک های شما رو بخونیم هم صدای گرم شما رو بشنویم راستی امسال به نیت چه کسی در پیاد روی اربعین قدم بر میدارید همه شکلی به سر ما جمعیت ارهاب و وفا نکسلد از هم دوباره وعده گرفتیم پای ایر بیعت که در ریکاب حسینی ما به هر قیمت دوباره گرد همایی هر وعین حسینی به عشق روز زهور حضرت حجر نغمه ی خیل اصحاب و لسه آب خونک به دست یک زائر مشارکت بکنید انشالله از نتایج ارزشمند و با برکتش انشالله استفاده بکنیم کافیست که عدد 22 رو به سامانه 3122 ارسال بفرمایید و انشالله ترتیب کمک شما از طریق پیامک به اتون اطلاع داده میشه انشالله که از این قافله خیر اقب نمونیم 18 و 57 دقیقه است و روز جمعه در کنار تون هستیم به نتایج در این سلام ها و درود های خودمون رو تقدیم میکنیم به ساحت مقدس آقا جانمون صاحبمون حضرت ولی اصر اد جلاله تاالا فرجه و شریف و به دعای همه شما مردم عزیز مردمی که عاشق امام حسین علیه السلام هستید همه اون کسایی که توفیق زیارت عبی عبدالله علیه السلام رو دارن انشالله به دعای شما خداوند امر فرج مولامون رو نزدیک بکنه ارز کنم که ما از مرزهای مختلف کشورمون از حال و هوای خروج و ورود زائرین عزیزمون گزارش های رو داشتیم از همکاران ارزشمند و پرتلاش هم از چزابه داشتیم از مهران از خسروی از باشماق و امروز میخواییم بریم به تمرچین تمرچین آقای دربندی عزیز سلام علیکم اصر شما به خیل باشه و خدا قوت سلام از بنده اصنم آقای هدایت فرد عزیز بسم الله الرحمن الرحیم ارز عدب و سلام دارم خدمت همه عزیزان شنونده در جا جای میهن عزیز اسلامیمون ایران اسلامی خدمت شما عارضم که به تا زنده و مستقیم صدای بنده رو از مرز تمرچین اصطان ازر بایجان قربی دریافت میکنیم از این گذرگاه عاشقی از این آب و هوایی بسیار خونک و معتدل که همه عزیزانمون ما افتخار داریم