اهدا بکنید و استحضار دارید که اربعین فقط روزی از روزهای سال نیست و یک آینه ایست در برابر چشمهای میلیونها انسان متحد و حق طلب که میتونن در اون تصویری از حقیقت ناب حسینی رو تماشا بکنن. رودهای پرخروش اززتمند و پرشور انسانی در طریق کربلا مثل سیلی بنیانکن انشاءالله تنه درخت پوسیده تکفیر و استقبال رو به لرزه در خواهند آورد. ملتمس دعای خیر عزیزانی هستیم که در مسیر نورانی نجف به کربلا قدم میزنن پیاد روی میکنن به عشق امام حسین علیه السلام. اما آخرین برامهی که تقدیمتون میشه. در این بخش نشان صبح هست فلسفه و اصدار قیبت از زبان آیتولا نجمدین تبسی به اتفاق جمع همکارانم در بخش دوم برامهی رادی مارف. با شما و بزرگاران خداحافظی میکنم. شبتون بخیر. روشنی از نهر رو خط میگیرد. نشان سو. گم نکرده از ترا دیده که پیدا کنم از. بررسی تحقیقی نشانهای مهدوی. گرچه یک نظر جدا از تو نبودم همه عمر باز از شو. به هر لحظه تمنا کنم از. باز از شو به هر لحظه تمنا کنم از. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمين. و صل الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم سلوه و بحمد و بحمد. سیم امام زمان. حجت الله في الارضین. بحث جدیدی را که ما آغاز کردیم. فلسفه و اسرار غیبت بود. روی دو سه تا محور تأکید کردیم. گاهی بحث در علت غیبت. گاهی بحث. در علت طول غیبت. گاهی بحث در این است که از نظر روایات. به غیبت امام زمان اشاره شده یا نه. ما از جلسه قبل به این سه تا محور اشاره کردیم. و گفتیم اما از نظر روایات تقریبا تمامیه. محصومین. به مسئله غیبت امام اصر اشاره کردن. اما در ارتباط با غیبت و این که به استلاح چرا امام باید غائب باشد. چه فرقی با امیدیگه می کند. پس باید امام خائف باشد. این اشکالیست که دیگر اندیشان مطرح کرده بودن. و شیخ توسی سید مرتضی. اما از این امام اصرار و علال غیبت. تا به اعلام الورا تبرسی. تا به مرحوم اربلی. این شبهه را جواب دادن. و ما گفتیم قبل از ورود به بحث از اصرار و علال غیبت. ما این شبهه را. باید امام باید غائب باشد. و فایده امام غائب چیه. این شبهه ایست که قبلن مطرح شده بود. ما جواب می دیم. به اینجا ما منتحی شدیم. که الوجه فی غیبتهی. آقای اربلی می فهمد که وجه غیبت. آقای اربلی می فهمد که وجه غیبت. حقوق امام خوف برخودشه. و کسی که برخودش به ترسد باید خودش مخفی کنه. اما اگر خوف بر اموالش باشد. خوف از ازیت باشد. ازیت غیر از قتله. خوف از ازیت باشد نه. واجب است بر او که تحمل کنه. انوارش اماد دست بره. ایضا اجر هم برش وارد بشه. باید بالاخره اینا را تحمل کنه. تا مکلفین با حضور امام بتوانند به تکلیفات خودشون عمل کنند. بعد می فهمد که وهادا کمان غروف نبی. در نبی هم همینطوره. ازیت ها را تحمل کنه. اما صحبت قتله. می فرماید که اِنَّمَا يَجِبُ عَلَيْهِ ظُهُور وَاِنْ عَدَّا اِلَى قَتْلِهِ در انبیاء دیگر حتی اگر منجرب قتلن باشد. باید ظاهر بشه بره. کما اینکه خیلی از انبیاء دیگر از اینکه خیلی از انبیاء دیگر باشد. کما اینکه خیلی از انبیاء دیگر باشد. و به قتل رسیدن. حدیث از امام حسین نقل کردن براتون در جهات خاطر قبل. که از طلوع فجر تا طلوع آفتاب یهود هفتات پیانبر را سربوریدن. بعد مشهور کارشون میکردن. لمیکنش این مذکوره. خوب. می فرماید که لِأَنَّ هُنَاكِ كَانَ فِي الْمَعْلُومِ اَنَّ غَيْرِ خب چرا استطاع بر انبیاء لازم نیست؟ حتی اگر منجل به قتل بشود؟ چون معلوم بود که نبی دیگه ای هست که جای او قرار بگیره. با شهادت این نبی یه نبی دیگه میاد. که همون مسئولیت را به عهده بگیره. یا مساله که این نبی انجام میداد و به شهادت منجل شد دوره بعد دیگه اون مساله لازم نیست. پس این نبی که الان به شهادت رسیده است اگر جای گذیره نداشته باشد مشکل نیست. چرا؟ چون مسالهی که توسط اون اجرام میشد دیگه الان نیازی ندارد. خب آیا وضعیت این نبی دیگه نیست؟ اما از امام زمان هم همینجوریه. که باید ظاهر باشد و مستطر نباشد. حتی اگر شهید بشه مثل انبیاء یه نبی دیگه جاشون بیاد. میفرماید که خداوند عزوجل میداند که بعد از امام عصر دیگه امام نیست که یقوم و مقامه. بله فی باب الامامه و لطف به مکانهی لمیتغیر. مساله ها چرا تغییر نکرده. خب امام دیگه هم نیست. پس لایجور ظهورهو. هموز که معمولیت اجرای عدل بر کل جهان رو هم که ندارد. خب بر ایشان جایز نیست که ظاهر باشد. و منجر به قتل او بشود. خب چه فرق میکنه پدران امام زمان ظاهر بودن؟ میفرماید فرق میکنه. اِنَّمَا کَانَ آبَاؤُهُ ظاهرینَ بَيْنَ النَّاسِ بَعَيُونِهِمْ مَرْدُمْ اَعِمَایِ دیگر شخصشون به شخصشون در بینه. در بینه مردم ظاهر بودن. و به مردم معاشرت داشتن. و امام زمان اینجوری نیست. چرا؟ چون خوف امام زمان اکثر. برای چی؟ چون امه در واقع اس ندو یا اثر رو الی شیعتهم. امه به شیعانشون اینجوری گفتن. که اونی که براندازی ظلم را دارد حضرت مهدی است. اثر رو الی شیعتهم. که ان صاحب سیف هو ثانی عشر. امام زمان است صاحب سیفه. امام زمان است که براندازی میکند ظالمین را. امام زمان است که املا الارض عدلا وقصتا. و این مطلب اونقدر بین شیعان شیعو پیدا کرد. که حتی اعداهم فهمیدند. اونها هم فهمیدند که اونی که سر جنگ دارد با ظالمین و تا مرز اسقاط و براندازی میره جلو امام اثر است. فکان السلاطین اولم یتوقفون. سلاطینی که سیاست امام زمان را و سیاست اعمی قبل را میدونند از قتل اعمی قبل تعمل و در قبلشون توقف داشتند. چرا؟ چون به حسب ظاهر خطری براشون نبودند. يَتَوَقْفُونَ فِي اَنْ اِطْلاَفِ آبَائِهِ چرا؟ لِعِلْمِهِمْ اَنَّهُمْ لَا يَخْرُجُونَ بِالصَّيْفِ میدونند که اون اعمی سیاست امام زمان را براندازی میدونند. اون اعمی سیاستشون خروج به صیف نیست. وَيَتَشَوَّفُونَ اِلَى حُصُولِ ثَانِ اَشْرِ اما همینجور رسط میکنند ثانی اشر را پیداش کنند بکشنندش. اون نابوی و بیدوه نابود کنند. چرا؟ تقرار کنم. چون میدونند اونی که قائم به صیف است ایشون است. ولی؟ نه اونها است. خب ببینید. این دو تا نکته را ایشون اینجا بیان کردند. نکته اول تا مرز شهادت رفتن انبیاء واجب بوده. چرا؟ چون جای اون نبی نبی دیگه ای بود در علم خداونده عرض و عزیزی که جای این نبی بوده. و همین مسئولیت رو به اهداف میکرده. اما نسبت به نبی نبی مکرم نه. چرا؟ حالا ایشون بیان میکنند. چون دیگه بعد از نبی مکرم اما دیگه نبی دیگه نبوده. لذا اگر خوف به حد قتل برسد نه باید مستطر بشه. خوف به حد قتل برسید پیانبار مستطر شد. رفتم. مخفی شدم. امام زمان هم همینطور. اعمی دیگر حالا عرض میکنم. اعمی دیگر چرا استطر برشون لازم نبود؟ طبق بیان ایشون. اگر به شهادت میرید سیدند امام دیگه جاشون بود. اما چرا امام زمان برش استطار واجب است؟ چون در علم خدا است دیگه بعد از ایشان امام دیگری نیست. این یک نکته. نکته دیگر حساسیت نداشتند. سلاطین. نسبت به امی دیگر. اون همه دیگر. اون همه حساسیتی که نسبت به امام اس دارند. چرا؟ چون میدونند اونها قای مبی سیف نیستند. اونها کاری به دنیا شان ندارند. ولی دنیا شان خطری نیستند به حسب ظاهر البته. اما امام زمان نه. این احاده او ابنیت شرک و نفاق رو سرشون خراب میکنه. این مبید العطاة و المرده. این مستأصل اهل العنادی و تظلیل و الهاد. این قاطع و حباید. با تمام رسامه هایی که بر مبنای کذب است. با تمام این بنگاه ها حضرت درگیره. همه را ریچکن میکنه. با تمام ظالمین درگیره. چون میدونند سیاست آقا اینه. لذا اگر ظاهر بود این ها حضرت را نمی گذاشتند. انایت کنید. ایشون آقای. اربلی البته به نقض از اعلام الورا. میفرماید ببینید دلیل بر حساسیت سلاطین نسبت به امام دوازده هم. شدت حساسیت. و عدم اون حساسیت نسبت به ام دیگر شاهدش این است. سلطان وقت دورانی که زمانی که امام حسن. امام حسن اسکری علیه السلام. به شهادت رسیدند. خب. در همون ایام. وکل بیداره و جواره. کسانی را فرستاد. خونه را زیر نظر بگیرند. و. کنیزه های. امام اسکری را. به اصطلاح چه میگن. تفتیش کنند. که ببینند. حامل هستند. یا حامل نیستند. به چه انگیزه. لیکه یفر بی ولدهی. و. چیکار کنه. یفنی. ولی. از بین ببره. اما این مسئله. نسبت ایم قبل. نبود. امام جواد علیه السلام. خب فرزند. امام رضا. و. میدانستند امامه. مهمون سعی در مطرح کردنشون کرد. اون مناظایی که. با یحیی ابن اکثم و دیگران. که میدانستند. اما نسبت به امام اس. نه. تحت. رسد بود. نظر بود خانه. و حتی جواری. خب بعدشون میگه. کما ان فرعون. فرعون موسی. فرعونی که زمان است موسی بود. لما علیما ان ذهاب ملکی. یه علایت موسی. میدانست. که از بین رفتن ملکش به دست است موسی است. چیکار کرد. منع الرجال من ازواجهم. از. بالاخره تماس مردها. با زنهاشون. جلو گیری کرد. و وکل بی ذات احمال منهنهن یفت بره به. یعنی چه. زنهای. باردار را هم رسد کرد. که چی؟ برای چی؟ که اگر موسایی در بین اینها متولد بشه. زفر پیدا کنه. و موسا را به قتل برسانه. وکذالیک نمرود. نمرود هم همینطوره. لما علم ان ملکهو یزول عراد ابراهیم. حضرت ابراهیم ملک نمرود را از بین میبره. همین کار کرد. وکل بالحباله من نسا قومه. عمل زیر نظر. حامله را زیر نظر قرار داد. و فرق بین الرجال و ازواجهم. بین نظر نشواره. جدای انداخت. برای چی؟ برای که دسترسی پیدا کنه به حضرت ابراهیم را به قتل برسانه. فستر الله ولا حضرت ابراهیم و موسا. خداوند عزوجل اردت حضرت ابراهیم و حضرت موسا را مخفی کرد. کماستر ولا دتر. اولا اولا اوز کنم المهدی علیه السلام. لما علم فی ذالک من التدبیق. چون ببینید حضرت حکیمه وقتی که میاد دیدن امام حسن عسکری علیه السلام. امام فرمان شب اینجا باش. حتما خوندید این نصوص را. چارده زنان چارده تا طریق داره. بعد اینو عرض بکنیم برای چی؟ این شب خدا امیت بخدمان بکنه. از کی؟ میفهمد که از حضرت نرجست. من آثار هم نمیبینم. دبینید؟ تا اون لحظه مخفی بوده. که نزدیک تا نزدیکان چیزی براش روشن نبوده. و بعدش هم همینجور مخفی بودن. استطار. و برای اتمام و حجت یک بار نشان میدادن. این جلده شیش را نگاه کنید. جلده شیش معجم. و بحث عدله ولادت را که ما چند سال قبل مطرح کردیم. که مردم روی سایتمون هم باشد. هم نوشتاریش هم گفتاریش. نگاه کنید. معمولا اگر مقام مقام اتمام و حجت باشد یک بار. و هر کس هم دیده طبق نظر خودش توصیف میکنه. البته همه میگن مثل پاره ماهه. اما یکی میگه ابن ثلاث سنی. یکی میگه ابن اربع سنی. یکی میگه ابن خمس. طبق دیده خودشه. اما بالاخره مستور بود. نامه ای که امام علیه السلام به قوم میفرسته. نامه ای که امام علیه السلام به قوم میفرسته. نامه ای که امام علیه السلام به قوم میفرسته. میفهمد مستور باشد. همین خبر رو مستور بدارید. فقط میخواستیم بالاخره متلعتون کنیم. ما خوشحال شدیم. خدا مارو خوشحال کرد. میخواست شما هم خوشحال شدید. اما اد دیگران دیشان مخفی کنید. و جالب این است. که در جلد ششم ما آوردیم حدیث را. از امام اسکریه. که اِنَّ بَنِ اُمَيَّتَ وَبَنِ الْعَبَّاسِ وَضَعُو فِي نَسْسَيْفَ لِأَمْرَيْنِ تحلیل سیازه میکنه امام. چرا این را با ما اینقدر با خوشحال برخورد میکنن؟ چرا؟ یک، این هم میدانند که احلیت برای خلافت را نداره. اونا کجا به خلافت؟ و میدانند که ما احلیم. وَيَخَافُونَ مِنْ اِدْعَاءِنَائِيَا فَتَسْتَقَرْ فِي نَا ادعا که کردیم گفتیم یا لما بخوام رهبری جهان دست بگیریم، مردم طرف ما میشه در اونکه چی هستند. و ما را هم میشنسند. همه بیان طرف ما. این یکی دومین است که میدانند. که زبال و حکومت ظالمین علاید ایبارت عوض کنند، علاید المهدی. و اینها به تواتر براشون رسیده. اینه ایبارت هست. به تواتر براشون رسیده. اگه حدیث را پیدا کنید. که به آخره علمه، فتستقرر فی مکانه. اینه بر این عمیت و بر این عبات وضعو فینا از سیف لعم لعلتین. خب، اینا میدانستند که خودشون ظالم هستند. و زبال حکومت اونا هم به دست حضرت مهدی هستند. لذا سعی کردند فی عبادت نسله. شمشیر که میزنند برای چی؟ برای اینکه اگر دست مهدی هستند، آنها باید از شمشیر نسل شدند. برای اینکه اگر دنیا آمده باشد، با این قتل ها از بیرون رفته باشد. شهید شده باشد. و اگر دنیا نایمده باشد، با این قتل ها جروب از انعقاد نطفه را میدهند. بعد امام میفهمد که اَبَاللّه اَن يُظْهِرَهُ لِوَا اَحَدٍ مِنْهُمْ اگر دقیقه کنید باشید، معمولا تو این مسئله اختراف دارد. یک دست نیستند. خدا اینها را اینجوری کرده. یکی میگن نیست، اصلا دنیا نایمده. بعضی ها میگن که دنیا آمده، فوت شده، رفته. یعنی برای شما خیلی مسئله روشن نیست. میبینید در اینجا یه ته ته میت من عرض بکنم. پس اینایی که میگن چرا امام ظاهر نیست، غائبه، جوابش؟ چه وقت با امه دیگه میکنه، جوابش واضح شد. صاحب اعلام الورا فرمودند که انبیاء برشون اظهار واجبه، چون نبی بعد دارند. اینجا باید صاحب کتاب آقای تبرسی باید یک استدراک بکنه. بگوید، الا نبی خاتم. الا ایسا. اما حالا نبی خاتم رو باید استدراک بکنه. الا ایسا. اما حالا نبی خاتم رو باید استدراک بکنه. استدراک نکرده. ایشون میفهم من استدراک میکنم. قَالَ الْفَقِيرُ اِلَى اللَّهِ روش، عبارت این چجوری بوده؟ این علمای ما، بزرگان ما، چجوری بالاخره توازع و چجوری خاکی بودند. علی ابن عیسی، افا باه الله تعالی. افا سوابش بده، افا عجلش بده. وَمِمَّا يُعَيِّدُ مَا ذَكَرَهُ الشَّيْخِ اَنِ السَّيِّدِ جلد چند؟ سیزده. میفهمد اون چیزی که تأیید میکند، مطالبی را که شیخ توسی از سید مرتضان نقل کرده است، اینه. اَنَّ النَّبِيِّ اَحْتَمَلَ الْأَذَا فِي نَفْسِهِ الْكَرِيمَهُ ازیتها را تهمل کرده است. وَكُذِّبَ فِی مَدْدَعَاهُ تکذیبش کرده است در ادعاش را. جالب این است که حضرت نبی مکرم با عنوان محمد امین معروف بود. سلام. و تا آخر امانت دار مردم بود. در شب هجرت، یکی از معمولیت های امیر اومینی چی بود؟ که فردا امانتها را به مردم تحویل بده. یعنی این مسئله جایگاه امانت و صداقت پیمبر اکرم تا حتی در اون شب هجرت مختل نشد. اما عصبیت اینها جوری بود که نبوت پیمبر را تکذیب کرده است. و پیمبر تحمل کرد. وَبَانَغَ كُفَّارُ قُرَيْشِ وَالْيَهُودِ میگه اینها تلاش کردن فی ذمهی، کردن سیاه نمائی، وَالْوَقِيعَةِ فِيهِ، جسارت به پیمبر اکرم، بِاَنْوَاعٍ مِنَ الْأَدَا، هرچی دیگه انجام ندادن چون در طوانشون نبود. حتی قال النبی موعودیه، نبیون مثل ما عوضیت، تا این حد، پیمبر کانا یه ختم الظالیکه، تحمل میکردن، درست؟ اما، همین که صحبت و برنامه و توطعه ترور و قتل پیمبر اکرم بمیان آمد، لما ارادو قتله و اعدامه امره الله بالهجره، انبیاتا مردشون، شهادت برن، نبی مکرم همه عذیب داره تحمل کنه، اما قتل نه، چرا؟ آه، جایگزین نداره، این نبی خاتمه، خب، دستور خدا که هجرت کند، عبارت ببینید، فَفَرَّ الَالْغَارِ، برای چه بیامرگن آتش بودن برای غار؟ وَنَامَ عَلِيٌّ عَلَى فِرَاشِهِ، مولا امیر مومنین، جای ایشان خوابیدن، وَاِنَّمَا لَمْ يَصْبِرْ وَلَوْ قُتِلْ كَمَا صَبَرْ غَيْرُهُ مِنَ الْاَنْبِيَاءِ، خب، چرا بیامبر اکن، خب، صبح میکرد کشته میشد، مثل انبیاء دیگر، چرا صبح نکرد؟ لِئَنَّهُ كَانَ خَاتَمَ النَّبِيِّ، دیگه جایگزین، نداره، بعد میفهمد که، چرا بیامبر غائب شد، مستطیر شد؟ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ بَعْدَهُ مَنْ يَقُوم مَقَامَهُ، فِى تَعْذِیَةِ الرِّسَالَةِ وَالتَّبْلِيرِ، تکمین، بله همینست دیگه، یعنی پس کسی نیست جایش بیاد، ناقص میمونه کسی دیگه هم نیست جایش انجام بده، فَلِهَذَا غَابَ عَنْهُمْ فَازِرِ بُزُرْجَوَارِ، غَابَ عَنْهُمْ، وَهَذِهِ اَشْبَهُ الْأَحْوَالِ بِحَالِ الْاِمَامِ فِى غَيْبَتِهِ، می فهمد که حال نبی حال امام زمان، در دعان غیبت همین حال نبی مکرم است، چرا نبی مکرم رفتن؟ چرا غیبت کردن؟ چرا مخفی شدن؟ چرا مستطیر شدن؟ چون قتل ها به خود چون تحمل نکردن، چون رسالت نیموند، وجای گزین ندارد، انبیاء دیگه چرا تحمل کردن؟ قتل را چون جای گزین داشتن؟ می فهمد که امام زمان هم همینه، چرا امام زمان غایبند؟ چون رسالتی دارند، و با اظهار و ظاهر شدن به خطر میرسند، و جای گزین هم ندارند، وَالْعَجَبْ مِنْ اِخْلَالِ سَيِّدِ بِهِ، سید بزرگمان چرا این مکتبه نفرمودند؟ مَعَ دَلَالَتِ عَلَى مُؤَثَّلُهُ یعنی اینجوری که حرکت کردن، بیان کردن، باید ایده ار مطلع مطلع قرار میرد، می فهمد چرا فهمدید؟ وَالْحَمْدُ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ queremos globale وایت سو کرده Woo هه، شروع全部�سوم لстр پرتد!!! موسیقی درسته