حرف های کشاف نر کردی یه چیزی هم خودش اضافه کرده افتراشن عالم با سواد و عدیب و شخصیت منطقی و عالمیه وستعارت و رکس للمعصیت این که به جای معصیت کلمه رکس را استعاره آورده و ترشیح و بتدهیر این از خودش است دیگه الان زیاد کرده که بگه منم خودم آدمی هستم اهل بداغت و اهل عدبم و ترشیح و بتدهیر لب تنفیر انها کشاف گفته بود فقط استعاره کرده ایشون میگنن این استعاره خشک خالی نیست این استعاره ترشیحی هست میخواسته بگم منم میفهمم این چیزها را یه چیزی از ذهن آقای کشاف افتاده دمخشری گفتن استعاره ترشیحی هست استعاره مرشحه یا ترشیحی هست استعاره ترشیحی خرام هست استعاره هست که یک صفتی که مناسب مشبهون به هست هم میارن بله اصفات و مرال مشبهه بهل مشبه یعنی یه چیزی را که مناسب با مشبهون به هست میارن برای چه؟ برای مشبه و وقتی تهارت مثلا بگیر که برای اون مثالی که ازخدیم رعیت و فرمی شاید که رعیت و اصدن یا باید یک صفتی دیگرم بشه مثلا بگیم رعیت و اصدن یک صفتی داشته باشه که مناسبه شیفه شیر باشه یرمی مناسبه چی هست؟ مناسبه مشبه این نه نه آره آره خود وطنش اصدن که دیگه ویدیگی شجاعت هست خیلی شجا مثلا اشجه مثلا یه چیزی که مناسبه شیر باشه و در مانع نفی این میستش که تهارت آمده و یوتهی رکم تتهیرا ایشونون تهارت را میگه میگه تهارت صفتیست که نجاسف را پاک میکنند دیگه یعنی نجاسف مثلا خون ریخته پاکش میکنند میگن تاهر شد بدن تاهر شد لباس تاهر شد این آلودگی هایی را که مربوطه به جسم و بدن هست تهارت را اینجا میارند ولی کلمی تهارت را آورده هست تهارتی که مناسبه است با مشبه هم به یعنی همان ریس و آلودگی باشه ای را آورده برای چی؟ برای مشبه که این در واقع پاکی و چیز معنری باشه یعنی که به لغاز معنری پاکه هست این را میگن استعاره برشت ال استعارتو بریم سرابعه عرف لباس ادعاو معنل حقیقت فی شی للمبالغت فی تشبیح معترخ زکر المشبه منالبین یعنی مشبه را زکنه میکنیم ادعای معنی حقیقی میکنیم میگن حقیقت ادعاییه برای مشبه اون لفظی که مال مشبهه و اون بحث را اطلاق میکنیم بر مشبه ادعا کردیم که این اونه ولی مستاق اونیست میشه مستاق ادعایی مثل رعیت و عصدم رعیت و عصدم یعنی رعیت و عصدم شجاع منطقه به جای کلمه رجول که تشبیح میخواد بکنه به عصد ای را نگفته مشبه هم به را گفته ادعا کرده است که این مقصد شیره این دیگه مبالغه میشه و در چه؟ در تشبیح یعنی دلالتش بر شجاعت اون رجول بیش از این است که بگوید که کل عصد اونجا تشبیحه اینجا استعاره است استعاره دلالتش در مبالغه بیش از تشبیحه خب این اصل مطلب که قوله که رعیت و عصدم و انت تعمی بهی رجول شجاع رعیت و عصدم یعنی رجول شجاع ادعا کردی که اون شیره یعنی خیلی چیزش بالا شجاع داشت ولی استعاره ترشیحیه مرشحه هیه اثبات و ملائم المشبه به اون چیزی که مناسب است با مشبهان به او را برای مشبه بیاری این را فرمودید این میشه از مرشحه از تعریفات جرجانی از تعریفات فاسدالاین من از ریال داشت کردم این در کتاب های معانی بیان همه جا هست حالا چون ایشون هم کلش اهل معانی بیانه در تعریفات آورده سفه 19 پس این شد معانی مرشحه حالا در معانه هنوک آیه شریفه این نمازورید و لاهولیوزه و ارکن اررکسه درسته چی به چی تشکیل شده در اینجا اینجا گناه و معصیت تشکیل شده هست به رشت یعنی آلودگی قضارت شیعه قضیر یا قضارت مشبه ذکر شده هست نه یعنی مشبه که معصیت باشه مشبه ذکر نشده اما مشبهان به که رشت باشه ذکر شده مثل همون که گفت رعیت و اصدم اون مشبه که ذکر باشه ذکر نشده مشبهان به اینجا اینجوریه پس ازواب استعاره هست یعنی ذکر المشبه به و ادعای این که مشبه همون مصداق اینه خودشه یعنی پس اینجا معصیت مراده هست این نمازورید و لاهولیوزه و اینکه ما زنو اول معصیت نفرموده هست از زن و معصیت همون درست ارزش پس این میشه استعاره درسته حالا پشتوندش فرموده در ادامه و یتحرکن تطهیران این لفظ تحارت اختصاص و مناسبت باشه داره با مشبهان به داره که مشبهان به چه بود؟ مشبهان به ارمی شاید که همون آلودگیه دیگه همون ریست باشه درسته حالا این را آورده ولی مراد تحارت از معصیته مصدود تحارت از این آلودگی جسمی نیست مراد تحارت از معصیته پس اینه میشه استعاره در واقع مرشحه ترشهیه یعنی ذکر و ملاعم مشبه به للمشبه تحارتی که مناسبت دارد با جسمانی مثلا از خون و آلودگی های دیگر این را آورده مرادش تحارت از چه؟ تحارت از گناه هست برای چی این کار کرده؟ استعاره ترشهیه برای این که نفرت را زیاد بکنه در دل امسان حسفت به گناه بس ما حسدش این شد اینم عبارت آقای بیزاوی تبری حالا تبری را اگه اول گفته بودیم به لحاظ تاریخی بهتر بود چون اقدم هست نسبت به اینا سی سد و دو فرد کرده تبری و فرمودی اینا چار سد و پون سد و اینا هستن خب گفتیم که تفسیر بیزاوی جلد سه سفه سی سد و هشتد و دو عبارت تبری این طوریست بگوید یقول اینما یورید الله یوزه به انکم سوه مقصود از ریش ایشون گفته هست از سوه بدی و فحشاء یا اهل بیت محمد صلی اللہ علیه و سلیم عبارت تبری هست این اهل بیت فیانبر خدا اراده کرده هست که اینا را از شما زایل بکند و یوتهرکم منت دنست شما را از آلودگی دنست پاک بکنه این عبارت ایشون هست آقای تبری جناب آقای تبری عبارت را یه جلیل معناه کرده تفسیر تبری جلد بیست و دو زیده همین آقای سفه ده فتخ القدیر شوکانی آقای شوکانی میگوید مقصود گناه و محصیت که اعراض ارز را شخصیت را آلوده بی کنن این قشنکرد پرزی داده گفته یعنی آلودگی هایی که شخصیت آدم را روح آدم را آلوده بی کنه در اثر انجام دادن منهیات یا ترکه چه؟ ترکه اوامر الهی این تدخیل خواسته است این را رشد به این معناست بله بعد میگوید که فیت خلو تحت زاله کل ما لیسفیه للاه رضا دیگه آمده است هر چیزی که رضای خدا درش نیست زیده این انوان رشد قرار میگیره این رشد یعنی هر چیزی که لیس مرضی خدای متعاویم در آن حرکت به این ظاهرها گفته اینی از بای بلاغته تنفیر میکنه اینم عبارت اینشان فتح القدیر جلد چهار صفه 270 نوم آقای آلوسی روح المعانی روح المعانی آلوسی سیر محمود آلوسی میگرد رشد فی الاسل از شیع قذر در اصل شیع قذر هست و ارید بهی هنو اند کسیرن از زنب بسیاری گفتن مراد از رشد زنب است مجازن استار و قال صدی از مفسرین الاسم مراد کنار است قال زجاج الفسق قال از فسق قال ابن زید از شیطان خب مثلا انما یوریدن نایل و یزه و انکم و رز یعنی شیطان و شیطان اگر دور بشه همه بدبقی ها از سر این شیطان است شیطان دور بشه دیگه راحت میشه اینشون شیطان معناه کرده ریشه بگرفته و قال الحسن شاید بسکست دیگه حسن که میگن محمود آن اصل بسکست مراده و قیل از شد و قیل البخو و تمه و قیل الاحوا و البده و قیل انرس یقع علالاسل و علالعذاب و علالنجاسه و علالنقائست این را گفتن آه شما چی میگید عزیزت آلی نظر چی هست آقای آلوسی میگه ها و المراد بهی هنان مای امو کل ذارد چرا شما این را قید دارید گفتید چه چه همه اینا هست تواب اینایی که گفتید الاسم و المعطیت و شیطان و عذاب اینا همه هست و ال فیهل الجنس اوله استقرار اینما یودالا یوضهه با انکم ار رشتا یا استقرار هست یعنی اموم و رشت یا جنس هست جنس و رشت هر دو یک نتیجه داره چه اموم بگیرید بنابرای رأی کسانی که اسم جنس محلای یا دبلام را از عدات سیقه الاموم میدانند بنابرای قول اونا امورد اتفاق نیست یا جنس در جنس هم باشه یعنی جنس رجاست و معصیت را از شما بخواد پاک بگوید نتیجه همیشه از همیه گناه هست المراقی محمد مصطفی مراقی تفسیر مراقی ار رشت و فیل اصله اش شیع القدر و المراد به ایهونا الاسم المدنس للعر این همه حرف هایی که دیگران گفته و دنشون هم گفته فهمید همه اتفاق دارن که آقاین گناه معصیت پلیدی آلودگی این هم تفسیر مراقی جلد 22 صفه 5 خب خالا من یه روح البیانم نوشتم اونم بخواهانه براتون؟ روح البیان حقیقی ار رشت و اش شیع القدر ای از زن و المدن نسل ارزکم دیگه چیزی نیست همون هایی که اونا گفتن اینا هم گفتن این مطلب جدیدی دیگه دیگه باقی نیست گناه آلودگیه و یتحرکم من ادناس المعاصی تطهیرن ولیغن و استعارت و رشت المعاصی و ترشیب تطهیر لمازید تنفیر اون مطلب رایشون هم گفته روح البیان جلد 7 صفه 171 من دیگه از مفصلین خودمون خیلی چیز درم نکردم برای این که مثلا مجموعال بیان در این آیه ها ریل این آیه شاید یه جایدگیری معنا کردن مفصل ولی اینجا آیشون بگفت قال ابن عباس ار رشت و عمل و شیطان و مالی صفیه للاه رضا همینو افت کرده یعنی رشت به معنای چیزیست که مرضی خدا نیست و کار شیطانه گناه هم از شیطانه ده کار شیطان مجموعال بیان زیل همین آیه جلد 7 صفه 156 جناب علامه که خودی توضیح داده علامه توا توایی ار رشت و بل کسره فس و کن علامه از عبارت علمی زن صفت من الرجاسه و هیال قضاره پس این رشت صفتیست از رجاسه به معنای قضارت یعنی ناپاکی ار رجاسه به معنای قضارته و قضارتو قضارت چی چیه قضارت هیعتون فی شیط قضارت یک حالته یه هیعتیه صفتیه در شیط توجبو ات تجنبه و تنفر انها یه چیزیست یه صفتی داره که اون صفت تنفر آوره انزجار آوره حالا یا طبعا یا عقلا یا شرعان یا و تکونو به حسب ظاهر شیع گاهی این ظاهرش یه جوریه که تنفر آوره کرجا ستل خنزیر این همچنین ظاهرش اصلا شما یه بزغاله نگاه کنید بزغاله حتی یه اولاق یه توی تلویزون نشان میدن حالا شما که تو شهرزه نگه میدونید کم میدین میدونید آدم گوزفره نگاهش کنه حالا خنزیر میاد نه همچنین دیگه خوشش نگاهش داره دوتر بره اصلا تصویر تلویزون بره حالا این گوزفنده بزغاله حتی برق شیر این چیزا از تنسا مثلا حالا یه چیزایی هست که اینا به حسب ظاهر مثلا شامپانزه اینا هست شامپانزه ها و میمون ها اینا هست چه خیلی ظاهرش هست که جالب نیست که رجا سطح خنزیر قَالَ تَعَالَىٰ آو لَحْمَ خِنْزِرٍ فَاِنَّهُ رِجْطٌ اللهم هم که دهده باشین هست معمولا از چیزی چه در مفردات چه در تصدیقات از قرآن استفاده میدونید آیان و به حسب باطله گیر اگر اون قضارت و اون حیعت نفرت آور باطنیست نظاهری وَهُوَ الرَّجَاسَةُ وَالْقَذَارَةُ الْمَعْنَدِيَّةُ اگر نجاست قضارت چه باشه اون حیعت نفرت آور معنوی باشه مثل چه كَشْشِرْكَ وَالْكُفْرَ وَأَثَرِ الْعَمَلِ السَّيِّ ببین خود عمل را نیمیگه آر خود عمل اثری که به جام میگذاره ممکنه عمل مثلا در قیبت میکنه این ظاهرش چه وجه داره؟ همه دار میخندانه ظاهرش خیلی رشنده اثر میگذاره اون اثرش چیشی هست؟ اون اثرش این هست که منفر هست این دقتهای علامه هستا نمیگه خود عمل رجسه میگه یه اثری داره که اون اثرش اینجوره قَالَ تَعَالَى ببینید علامه هستا خدا شاهده این علامه توا توایی افتخار شیع هست در تفسیر وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضَونَ فَزَادَتْهُمْ رِجْثًا اِلَى رِجْثِهِمْ این بجان علامه هست که از قدمت رو خوندم جلد 16 سفر 312 این همه آیه شریفه تدهیر هست شدل الله على محمد و علیه اللهم صل على محمد و آل محمد و آل محمد و آل جلد درجه ها راژیو معارف www.radiomaarif.ir راژیو معارف دلیل چهید جهانه روشنایی و معرفه بسم الله الرحمن الرحیم kiem و دیان دینه السلام علیکم یا خلیفت الله و ناصر حکم السلام علیکم یا حجت الله و دلیل ارادته السلام علیکم یا تالیه کتاب الله و ترجمانه السلام علیکم فی آنائ لیلكم و اطراف نهاره السلام علیکم یا بقیت الله فی ارده السلام علیکم یا میفاق الله الذي اخذه و بکده السلام علیکم یا بعد الله الذي ذمنه السلام علیکم ایها العلم المنسو و العلم المسقو و علم المسقو والغوث والرحمت والغاصه وعدم غیر مکذوب السلام علیکم حینت قود السلام علیکم حینت قود همه زمزم کنند السلام علیکم حینت غرام و تبیده السلام علیکم حینت سلی و تغنو السلام علیکم حینت ارکعو و تسجعو السلام علیکم حینت عللو و تکفه السلام علیکم حینت احمدو و تستغفر السلام علیکم حینت اصبه و تمسی السلام علیکم فاللیل اذا یقشان السلام علیکم فاللیل اذا یقشان و النهار اذا تجران و النهار اذا تجران از همین را میریم بالتمسل به مز rooting در…"دخلت نیم!" ، فييت بطه رهان و بهزفعgery ، الحامد در حق و آسمان و مخشون دنبال حس habitual وحده اولا شریکه و ان محمده عبده و رسوله لا حبیبه الله و بهبه اهله و اشهد که یا مولای ان علیه امیر المؤمنین حده تو و الحسن خده تو و الحسین خده تو و علی ابن الحسین خده تو و محمد ابن علی خده تو و جعفر ابن محمد خده تو و موسی ابن جعفر خده تو و علی ابن علی خده تو موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی زیاد بشد که لاقل ما بتوانیم به ملتها حالی کنیم که این تبلیغاتی که اینها برزده اسلام و برزده مسلمین و برزده جنبوری اسلامی میکنند اینها تمام قلط هست و شما دیدید که وقتی خبرنگار ها از اطراف می آیند و می بینند اونهایی که انصاف دارند اعلام میکنند که کلیه چیزهایی که ارتش ایران اعلام کرده هست صحیح هست لیکن رسانه های گروهی دست بردار نیستند اونها اگر یک قدم فرض کنید که صدامی ها پیش بیارند او را قلم داد می کنند که کجا را گرفتم کجا چه شد محاصره کردند ارتش ایران را و اگر چنانچه ایران پیش ببرد حتی الانکام ذکری نمی کنم اون وقتی که خیلی رسوایی در می آرد ذکری کنی می کنم و می رم دنبال این که آوات خواهد شد ای وای که اگر اسلام پیروز بشد چه خواهد شد و ما امروز موظفیم که تبلیغات را هرچه بیشتر تقوییت کنیم و دورت و بزارت اشارت موظف از که تبلیغات را در خارج تقوییت کند و همه آقایان که از اول اصل شعنشون تبلیغ بوده است انبیاء شعنشون تبلیغ بوده است اولیاء خدا شعنشون تبلیغ بوده است همه آقایان علمان که هستند اینها همه مبنزی خواهد شدند نبلغین اسلام هستند باید خطبا اعضان ما که نبلغین اسلام هستند علماء علامان و طلاب عزیز ما و قشتهای دیگری که در تبلیغات دخالت دارند و مشغول این عمل شریف هستند باید به صورت خودشون زیادی بدند و تبلیغات خودشون را تصفیح کنند البته روی یک موازینی برونی یک نظامی برونی یک سازمانی که اونطور البته بهتر خواهد بود بسه باران پر از کرامتون شیبه اشتازهی ترابتون در مسیر پر از شکست فسود که بود بوره سیگامتون که بود بوره سیگامتون موسیقی موسیقی