هم مشاهده اعمال شما خواهد نمود سوان ول مؤمنون و مؤمنان نیز شاهد و گواه و ناظر اعمال شما خواهند بود بعدم بازگشته میشید بازگردنده میشید به آلم آخرت در محاسب ای ذات اقدس الهی که آلم به تمام اسرار میباشد و مطالب فیونبه اکن بماکنتم تعملون اونجا هست که به شما خبر میدن فران روز چه کار کردی فران جا چه کار کردی اعمالتون هرچه بودن بس اونجا بهتون اطلاع دادم میشید اخیرگاه از اوقات انسان کارهای بدی میکنن مخصوصا این نکته در باره کارهای بد زیادتر از فراموش میکنه که چه کارهایی کرده از روز تکلیفش تا به حال چه اعمال ناروایی داشته هست گفتار او تردار او گفتار او تردار او معاملات او مناظرات او گفتارش با مردم با پدر و مادر با مؤمنین چگونه بوده هست انسان بدیهای خودش را زود فراموش میکنه در عالم آخرت فیونه باکن بماکنتم تعملون ممکنه خودتونم یادتون نباش کنان این کارهای بدی هست که در بعضی از روایات رسیده است نامه اعمال بعضی را به دستشون میدن میگد این مال من نیست این مربوط من نیست اعمال صالحه من اینجا نیست در اینجا هیچ خبری از کارهای خوب من نیست جواب میاد که این از آن خود تو هست منطقه مراتب در باره کسی سخنی گفتی حرفی زدی و این کارهای خوب من نیست پشت سر این و آن زبانت را رها کردی تمام اون اعمال صالحه او از اینجا منتقل شد به نامه اعمال اون کسی که در باره او سخن ناروا گفتی برای انسان فکور و اندیشمند همین کلمه کافی هست و همین آقای کریمه و قله اعمالو حالا غالبا آیون معنا فرمودن از جمعه مرحوم تبرسی در مجموع بیان که بگو و این مردم عمل صالح بکنید کارهای خوب انجام بدید ولی یک معنای عرفی هم میتوان از اون گرفت حتما پای قرآن نمیگذارم این را ولیکن میشود مراد این باشه که ای پیام بر بگو بین مردم هرچی میخواهید بکنید ای گناهکاران ای بدکاران هر کاری دلتون میخواد انجام بدید اما این را بدانید در کناره فسیر الله عملکم و رسوله و المومنون این را فراموش نکنید خدای متعال کارهای شما را میبینه و این یک تحدید بزرگی هست در از اوقات بین خود ما همینطور محاوراتی واقع میشه که پدر مثلا به فرزندش که کارهای نامناسب انجام میده میگد بکن هرچی میخواهی بکن در جای خودش جزایت را خواهی دید اگر این باشه که خواهید بکنید اگر این باشه که خواهی دید خیلی باید حواست من جمع باشه که خدای متعال بگه من کار به کارتون ندارم هر کاری خواستید انجام بدید اما این نکتر را بدونید این را دیگه فراموش نکنید که گفتار شما اعمال شما رفتار شما اخلاق شما طرز برخورد شما همه اینها برای این نکتر را بکنید ذات اقدس الهی واضح هست و روشن بعدم تبخای کریمه برای رسول الله و جا داره اینطور باشه رسول الهی هست پیاماور پروردگار هست اونم ناظر بر اعمال شما هست که در انزار و که در غیاب و پشت پرده ها و حتی در باطنتون در اونه در اون زوایا و خلایا وجود خودتون اگر اندیشه بکنید فکری را بدید پیامبر بزرگوار آگاه هست و بعدش ولی مؤمنون امکان داره که مراد همه مؤمن باشن این مؤمنان پاک یا حد اقل مؤمنان پاک و بلند مرتبه امکانداره از اعمال شما آگاهی دارن ولو در روز قیامت یا در همین جا که هستن بعضی که از اعمال انسان اطلاع دارن منطقه بنانیست که انسان هرچی میداند بگد که چنانکه هرچی میداند و میگوید نمی نویسد مراهل داره بله ارزونی کنم که در اینجا در باره این ول مؤمنون روایاتی وارد شده است این که گفتم گاهی از اوقات میشد که مؤمنانی هم هستن که اسرار را متوجهند منتا هرکرا اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند حاصل بدانیم مؤمنونم ممکنه گاهی اطلاع پیدا بکنیم ولی روایات عدیده وارد شده که مراد از این مؤمنین اعمه هدات مهدیین علیه مسلام به قرینه این که فسیر الله املكم و رسوله ول مؤمنون دنبال ذکر خدا و یاد رسول مؤمنون آمده اینها مراد اعمه هدات مهدیین و روایات عدیده این معنا را تعیید می کنه عزیزان طبیعی هست کسی که صاحب و زمان هست کسی که امام موجودات هست حیات مردم به او بابست هست اطلاع از کار مردم داشته باشه این چیزه مشکلی نیست که انسان در شهر که امیر المؤمن علیه السلام چقدر وقایه را خبر دادن امه دیگر امام صادق علیه السلام حتما یه جای صفحه است مواردی که بله امه علیه السلام از کار غیبی طرف انجام داده بود و عمل ناساله بود امام علیه السلام در خفا به او تذکر داده بود که این کارها چیه چرا اینطور میکنید همین مطالب در باره امه بعدم هستا حتی رسوله اگر آورده بود و مؤمنونم نبود ما میتونستیم مطلب را پیش ببریم تا امه هدات مهدیین علیه السلام فضلا از این که مؤمنون جدا ذکر شدن و روایاتم سریح در این معناست که اونها امه علیه السلام هستن و معلوم است اونها سران امه هستن سران مؤمنون هستن امه خداعت مهدیین خواد مردم هستن امام مردم هستن بر مشکلی نداره که اونها به ازن الله البته به فرمان خدا بر اسرار و کارهای مردم داشته باشن و اعمال مردم را ببینن و حد اقلش عبارت از اینه که طبق لسان بعض از روایات اعمال عباد را ببرن به حضور امه هدات مهدیین و ارائه بکنن چند روایت در این باب داریم خب من یکیشو عرض میکنم ولی خیلی برای انسان آه گفتنش مشکل هست و شرحان مشکل تر میباشد خیلی اعلان خطر بزرگی هست که هر کاری ما انجام بدیم در زمان ما که امام این زمان و ولی اصر و ناموس ده و حجت الله علی الاباد حضرت ولی اصر امام زمانیم امام زمان ارواحنا و لحال فدا اللهم انشاءالله و لحال مخصومه دلیل و مخصومه دلیل ایشان متله بر اصرار ما و اعمال ما در ظاهر و باطن باشن داود رقی میگد من در نزد حضرت صادق علیه السلام نشسته بودم که حضرت ابتدا به سخن کردن یعنی من هیچ نگفته بودم سؤالی نکردم که امام بخواد جواب بده خودشون آغازگر بودن به صحبت ابتدا به سخن کردن و فرمودن یا داود لقد عرضت علی اعمالکن یوم الخمیس ای داود تحقیقا این طور هست که عرض داشته شد بر من ارز داشته شد اعمال شما لقد عرضت علی اعمالکن یوم الخمیس روز پندچمبه نام های اعمال شما رو همه آوردن و بر من ارز داشتن خلو قسمت بعد فرعیتا فی ما عرض علی من عملکه سلطک لبن عمک فران فسر رنزالک فرمودن یا داود نام ای اعمالتو را در روز پندچمبه آوردن بر من ارز داشتن من نگاه کردم در این سطون اعمالتو و درانجا دیدم که تو صلح کردی پیوند کردی با ابن عم خودتا با عموزادت مهربانه کردی با عموزوادت مهربانه کردی با خانه ابد فرمودان که برداشت روی چه خام چه خود روی خانه جایشان اطلاع کرده دید اموزادت مهربانی کردی پیوند را محکم نمودی به تعبیر واضح تر سله ارهام کرد این را من دیدم در نام عملتون کدام ابن ام فلان اسمشم بردندا اموزاده تو فلان خب حالا چه نتیجه فسر رنی زالک پس این مرا مسرور کرد دل مرا شاد کرد نشادی در جان من برنگیخت یکی از جیان من اینطور باشه که نسبت به ارهامش اینقدر مهربان باشه رسیدگی بکنه به حال اونها عزیزان ما از همین کلمه دیگه زیاد نباید رد بشیم بدام مخصوصا کلمه فسر رنی زالک که خیلی قابل توجه هست حالا برای خاطر این که دل مبارک امام زمان شاد من بشه ما متحد بشیم از امروز که حرف هر کس نزنیم آه هرچه شنیدیم رائج نکنیم بعد آشکار میشد که این دروغ بوده است خلاف بوده و الان برا خودمون اینقدر مقام قائل نباشیم که هر که برخلاف میل ما و سلیقه ما و روش ما عمل کرد ما او رو حسبش بکنیم رو اعتراض بکنیم بدنامش بکنیم آبروش ببریم اللهم صلی اللہ علی محمد و آل محمد اللهم وفقنا لما تحب و ترزا و جنبنا اما لا تحب و جلوه و خواهیم خدا با امورنا خیرا ایده قبول محفل عمل بلا شریف ایده قبول محفل عمل بلا شریف یرهم نهای خست دلی بی نباشریف از قرمان مکارم خوبان بری نسید گرده به برد خود خوش مصطفی شدید دوستان و همراهان شلمنده صحبتون به خیلی باشه همراه بودیم با مکارم خوبان با سخانان اخلاقی آیتالاک کریمی جهرومی مبانی فقاحت رو همینکه تنظیمیم و قرمان مکارم خوبان بری نسید درست خارج اصول فقه حضرت آیتالاک مکارم شیرازی که امیدوارم بحر کافی رو ببرید به مدت سی دقیقه دعوت میکنم با این برنامه همراه باشید گر جلوه حوض را گر جلوه حوض را هدف را فتید گر جلوه حوض را هدف را فتید از این چیز را می bere شود در عذاب دخله بر این اساز جبلا زیاد زیيدو برای سلامت حوتها رود نیزا شده جلوه شرادای سبته هدف را به رچین هم می啊وندارد سبل charitable centers موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم و به نسعین و صل الله علی سیدنا محمد و آله طاهرین لاسیم وقیت الله المنتظر عجل الله تعالی له الفرج ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم کلام در تنبیه دوازده همه استسحاب بود و با بس رسید به مسئله تقدم و تخخور حادث و مجهوله تاریخ در واقع مقام ثانی بود مقام ثانی هم تقسیم به دو بحث می شود مجهوله تاریخ و معلوم احده ما در مجهوله تاریخ هم حالاتی بود اونجایی که شک به صورت اینجایی که کانه تامه است و اونجایی که به صورت کانه ناقصه است و اونجایی که به صورت لیسه تامه است اونجایی که از قبیل عدم نعتیه است تمام اینها بسش تمام شد رسید به آخرین مطلب و آن اونجاییست که از قبیل لیسه ناقصه است گفتیم بین علمین مرغوم شیخ و مرغوم صاحبه کفایه در این مسئله اختلافه که اگر ما در تقدم و تأخراهاده است مثل مسئله ملاقات و کرویت شک کردیم نمیدانیم کرویت قبلا بوده یا ملاقات قبلا بوده آیا استسحاب در اینجا جاری میشود و به تعارض ساقت میشود در هر دو استسحاب جاری میشود تعارض ساقتا یا در هیچ کدام استسحاب جاری نمیشه اینجا بین العلمین اختلاف مرغوم شیخ میفرمود استسحاب جاری میشه اما به تعارض تساقط میکنیم معنیش این است که اگر هر دو اثر داشته باشن تعارض ساقتا و اگر یکی از این دو استسحاب زل اثر و دیگری بی اثر باشد اون یکی که زل اثر است جاری میشه نتیجه تعارضات ساقطا این است که اگر اهده ما فقط محصر باشه اون جاری میشه ولی مرغوم آخون متقد بود نه کار به تعارض نداره اصلا این دو استسحاب ایچ کدام پید ذاته جاری نمیشه ناقص کرا بیان مرغوم آخون رو اجمالا نشاره کردم و بنابود امروز شرح بیشتری در بارش داده بشه چون کمی کمی خالی از پیچیدگی نیست مرغوم آخون کلامش در واقعی مقدبه مطویه داروان این است که لا رعیب که از ظاهر لا تنقص یقین و شک یه اتصالی میفهمی مقدبه مطویه اینه یعنی باید زمان یقین به زمان شک متصل بوده باشه اگر بین زمان یقین و شک فاصله ای افتاد در اینجا استصحاب جاری نمیشه چرا؟ چون میگه بکش از اون حالت سابقه بردارو بیار خب معنیش چیه؟ معنیش اینست از اون حالت سابقه باید بیاری تا حالا بریدگی در این وسط واقع شد لا تنقص یقین و شک شاملش نمیشه ظاهر لا تنقصیم حقا با مرحوم آخونده است که ظاهر خضیه اتصاله حالا اگر جای قطعا انفصال شد داخل در لا تنقص نیست اگرم شبهه مصداقیه انفصال شد بازم نیست چون از قبیل شبهه مصداقیه مخصصه دیگه بازم نمیشه به اون قلاتنگوست یعنی اگر یکی یه جا مردد شد که آیا مصداق انفصاله یا مصداق اتصاله اونجای اتصال میتونیم بکنیم؟ نه اتصال باید قطعا احراز بشه بین زمان یقین و زمان شک باید اتصال برقرار باشه پس اگر انفصال قطعا شد اتصال نیست معنیش اینطوری من حال مثال بزنم ساعت اول یقینی ساعت سوم ساعت شک ساعت دوم نه ساعت یقین باشه نه ساعت شک باشه اگر یه همچین مصداقی پیدا کردیم ساعت اول یقین ساعت سوم شک در اینجا هرگز ما نمیتونیم استصحاب جاری بکنیم نمیتونیم چرا به علت این که بریدگی در اینجا واقع شده باید متصل باشه حالا اگر شک داریم اتصال زمان یقین به شک هست یا نیست مثل این است که شک داریم آیا این عالم عادله که اکرامش کنیم یا عالم فاسقه شبهه مصداقی مخصص چه میگن میگن به عموم عام نمیشه تمسک جوز چرا چون عکم العلمه فاسق ازش خارج شده ما اعتمال میدیم این مصداق فاسقه اعتمال میدیم این مصداق عادله در شبهه مصداقی مخصص قائل نیستن به تمسک عموم عام یعنی که از عام خارج شد فاسق انجام انفصال زمان یقین به شک خارج شد اگر ما شک داریم که آیا این مصداق اتصال است یا مصداق انفصال است باز هم استسحاب جاری نمیشه تاجه فرمیدید مرحوم های آخون این مقدمه مطویه رو ذکر نکرده مطویه است دیگه مسلم گرفته که اتصال باید باشه انفصال اگر قطعا شد یا احتمالا انفصال شد هیچ کدام استسحاب ندارید اینو مسلم گرفته بر اساس آن در ما نحن و فیه میخواد قائل بشه به این که بحث ما از قبیل همون مشکوک و لی اتصاله و لی انفصاله ما نحن و فیه معلوم نیست متصله یا منتصله حالا بیان مرحوم آخون مرحوم آی آخون بیان ایشون رو داریم میگم صحبت این نیست که قبول داریم یا نداریم توضیح کلام مرحوم آی آخون ایشون میفرماید شما این دعا به سر و در رابطه با هم دارید میسنجید اینطور نیست قریت رو فی زمن الملاقات لیسه هم تعمل را رسوم می کنیم لم یکنل ما او کرن سابقن یقین ولا ندری انهو سار کرن فی زمن الملاقات مثالات دونه دونه میگم یاد داشت کنید که روش فکر کنید مسئله دیگه واضح میشه لم یکنل ما او کرن دومل جمعه من قبل آب کرنم قبلم سمن شک این که آب سار کرن فی زمن الملاقات عملم یسه ایشون میفرماید این از قبیل مشکوک الاتصال والانفصاله چرا؟ میگن ما سه زمن در اینجا مرز میکنیم در مثالی که ما از کردیم روز جمعه شنبه شنبه شنبه یه شنبه جمعه نه اعب کر بوده نه ملاقات بود غلیل بوده ملاقاتم نه بوده شنبه عحدهما وقعه شده یه شنبه هم دومی وگه شده یا کرویت شنبه بوده ملاقات یک شنبه یا ملاقات شنبه بوده و کرویت یک شنبه البته گروه یک شنبه هم ملاقات اصل بوده هم کرویت اون برصی به است زمن ملاقات شما مردده بین شنبه و یه شنبه هست درسته؟ مردده بین شنبه هست و یه شنبه پس این که شما میگید ما نمیدانیم آب کر شده و شک داریم کر شده في زمن الملاقات معنیش این است نمیدانیم و شک داریم که آب کر شده روز شنبه یا یه شنبه یکی از این دوتر اگر زمان ملاقات واقعا یک شنبه باشد معنیش این است که ما یقین داریم روز جمعه آب کر نموده بعد شک داریم روز یک شنبه که آیا آب کر شده یا نه تو زمن الملاقات در واقعی احتمال یک شنبه باشده که و بقدر کنیم زمن ملاقات یک احتمال شنبه است یک احتمالش شنبه است اگر زمن ملاقات شنبه باشده شنبه با جمعه متصل است لا تنقضی یقینه به شک شما متصل است اما اگر زمن ملاقات یک شنبه باشده یک شنبه از جمعه بریده جدا است پس ما در اینجا اینکه میگیم لم یکن الما او کرن یوم الجمعه یقینه اون بعد میگیم سم نشک انهو سار کرن فی زمن الملاقات این فی زمن الملاقات بردار جاش یک بار شنبه بذار یک بار یه شنبه بذار اون وقتی که به جای فی زمن الملاقات شنبه رو بذارید متصل است لم یکن الما او کرن یوم الجمعه سم نشک یوم صبت در اینکه کر شد یا نه متصل است اما این کلمه فی زمن الملاقات رو اگر جاش یه شنبه بذارید باید بگید یقین داریم که آب روز جمعه کر نبر سم شک داریم روز یه شنبه کر شده یا نه آی یه شنبه زمن الملاقاته از روز جمعه بریده است فرمان الازالک اتصالی بین زمان یقین و شک حاصل نیست ساعت دوم شک داریم ساعت ثومان شک داریم ساعت دوم هم شک داریم عیب کار این است که ما کار به ساعت دوم ثوم اینجا نداریم کار ما با چیه؟ ساعت الملاقاته ساعت الملاقاته ساعات الملاقات یه احتمال"; یک ساعت دوم و souvenir یه احتمال ساعت ثومه اگر ساعات الملاقات ساعت دوم باشه؟ متصله اگر سعات ثوم باشه؟ برید دست خلاصه برای اینکه مسئله وراتون خیلی روشن بشه شما کلمه الزمن الملاقاتاتاور داری؟ تارتم جش روز شمبه Abs اخرا جش روز یه شishi يششذه بذری... اون وقتی که بر می دارید جاش شمبه می زارید می بینید متصله اون وقتی که بر می دارید جاش یه شمبه می زارید می بینید متصله بعد این شون یه انقلتی به خودش داره که من انقلتشو بگم بعدم روی عبارت بد نیست اینجا رو بخونیم انقلت به این که آقا چشم بندی که نیست هر دو زمان زمان شکه ساعت دوم و ثبت هم هر دو شکه بلخوای ساعت دوم هم شک داریمabile experiencia en Reality هر ک enters crè breaker هم شنبه هم یこش له شما یک دو ایزا سن واحد اتش Taylor ، فئرورد من شاق بهشر رو minions معجوعد اسرام به روی касal د atrás اطفال مجموع شمبه و یه شمبه دو تا ایبا هم متصله با جمعه شما چرا زمانشکت هر دو روز قرار نمیدید؟ چسبیدی و روز یه شمبه