لباس نپوشه یه دونه کلا داشته بود نبین لباس یه عبا نهایتا دوش من گرفتم ظاهره ازشون پرسن چرا من خودم لایق این لباس نمیدونم پناه برخودم حتی این داستان هم هست که چون هم مباحثه های تولازمان برو جدی بوده یه روزی میاد قوم دیدن هم مباحثه خودش های تولازمان برو جدی با همون لباس خودش با همون یه کلای پشمی داشته بود کچرباره یه عبایی میگه من میخوام آقا رو ببینم فکر میکنن الان مثلا یه کشاورزی یه آدم بازاری معمولی مثلا میگن آخو با آقا چه کار داری شما کارتو بگو آقا نمیشه هر کسی که میرسه بگه آقا رو بخواهم ببینم میگه آقا منو میشنسه شما فقط با آقا بگید که رحیم اومده بگید رحیم آقا خودش میشنسه میان با آیتولازمان برو جدی میگن آقا یه پیرمردی با این مشخصات یه کلا پشت میداره و عبایی میگه من رحیمم آقا منو میشنسه تا میگن رحیم آقا متوجه میشه که حاج آقا رحیم عرباب هست هم مباعثه هست آلم فازله میگن اشون به اجله میدوه میدوه دم در میگه آقا چرا گفتی رحیم اومده میگو عرباب اومده حاج آقا رحیم عرباب خیلی مرد بزرگی ها خیلی فوقلاده بوده اشون هست واقعا کسی بتونه این سخن رو بگه خیلی مهمه اشون میفرموده در قرآن نداریم که فردای قیامت ما پنجاه موقف باره نگه میدارم تو هر موقف یه سآلی میپرسن باید جواب بدیم پنجاه موقف مثلا یه موقف مال زکاته یه موقف مال ارهامه یه موقف مال نمازه یه موقف مال حجه پنجاه تا ایسکا پنجاه تا ایسکا قیامت ما باید باید جواب بدیم اشون میفرموده ورمتاله جمهورهی محرب من اگر در هر موقفی معتل بشم خیلی مهمه ها یقین دارم تو موقف زبان معتل نمیشه یقین دارم من با زبانم گناه نکردم خیلی مهمه هست خیلی مهمه هست یعنی الان نگفتیم اول برس گفتیم علماء اخلاق میگن زبان منچه هفتات تو گناهه این این کسی با قاطعیت بگه من یقین دارم هفتات گناه از زبان رو مرتکب نشده تقواه بزرگی داشته خدا رحمت کن این قصه رو بگم ایشون میگه من جوان بودم یه روز رفتم در خانه مرمویت الله جارحیم عرباب ایشون سر حوض میخواست وضوع بگیره سلام کردم و گفتم آقایی مطلبی میخوام خدمت شما عرض کنم بفرماییم گفت من غیبت شما رو شنیدم شما من حلال بکنیم شما میگه نه از کجا میدونی که اون غیبت بوده شاید هر رو مثلا برای خودش محملی داشته نه نه شما اینقدر بیخود میگه نه آقا من حتما باید شما من حلال میگه پس سب کن بوزو بگیر من دارم بوزو میگیرم شما هم بوزو بگیر با هم بوزو میگیرم میگه هر رو بریم مسجد میگه آقا ما آمدیم یه حلالیت بتردیم کجا میبر میگه بیا مسجد من درکت نماز بخونم شما درکت نماز بخون اگر واقعا ما گرفتار این گناه بودیم خدا ما رو بیامارزیم اگر اون آقا گرفتار گناه شده خدا اون رو بیامارزیم خیلی مهمه کسی بتونه بگیر من در میتونم اگه در هر موقفی اگه معتل بشم یقین دارم در موقف زبان معتل نمیشه حالا بگذارید من بعضی از فرازهای نهج البلاقه امیرمونان سلام علیه رو بخونم تقریبا ده ها مورد تو نهج البلاقه از این وجه به زبان سخن گفتن این حکمت اوله من سریع میخونم شماره ها رو دوستان هدفا تو کانال میگذارم حکمت اول حانت علیه نفسهو من امر علیه لسانهو اگر کسی زبان برش حکومت بکنه زلیله حانت علیه نفسهو آدم این که زبانش برش حاکم باشه امیرمون سلام علیه فرمودن به جای این که اول تعمل بکنه اول حرفشو بزنید مورد دوم حکمت سی و شش نهج البلاقه لسانو آقله ورا غلبهی شبیه همین بیان حضرت و قلبو احمقه ورا لسانهی آقل اول فکر میکنه اما احمق اول حرف میزنه حکمت پنجاب و پنج نهج البلاقه بلاقه امیرمون سلام علیه حضرت میفرماد اللسان سبعون لسان یه درنده است انخلی انهو اقر یه درنده ایست اگه راهاش بکنی نیشد میزنه انخلی راهاش بکنی نیشد میزنه شست و شش ازا تمال اقل نقص الكلام اگه اقل انسان کامل شد کلامش کم میشه این ادامه پرهرد مشکل فکری دارن شبیه این تعبیرم داریم که اکثر سمتک یا تبفر فکروک سکوتتو زیاد کنش فکر دو وقت زیاد میشه خدا رحمت کنه در حالات مروم علامه تبا تبایی رزوانو لعلایه میدیدم شاگردانشون میفردن علامه خیلی کم حرف بوده خیلی کم حرف همینه علامه اینکه وقتی که باید حرف بزنه مپسل هم سخن میگفته بعد این حرف های معمولی کم هد میگفتن آقا شما کم حرفی فرموده پر حرفی مغزو از کار میاندازی اینجام حضرت میفرماد اکثر سکوت زیاد کن یه تبفر حکمت هفتاد و هفت لا يستحین احدون الله حکم حیانه کن خجالت نکش ازا سئل اما لا یه احدون علم ان یقول الله علم با این چیز نمیدونیم که نمیدونیم از اینکه از مشکلات ما اینه همه خودمونو تو همه رشته ها علامه میدونیم فکر میکنیم تو همه موضوع ها باید ازار نظر بکنیم من دیروز توی جلسه باز عرض کردم دفتره که از آینه مراجعه بودم گفتم شما تا حالا دیدید آین مخاطبین عزیز اگه این مورد دیدید بر ما پیامک بزنید ما ندیدیم تا حالا دید مثلا اینکسی استفتاء بکنه از دفتره مراجعه تقلید حضرت آیت الله از ما این پدر ما بیمار شده بیماری قلبی داره نمیدونیم باید آنجیو کنیم یا عمل قلب باز بکنیم نظر مبارک شما چیه بیماری اینی مراجعه تقلید جنر راجعه به این اظهار نظر منی تو مسئله دینی که تخصص اون مراجعه تخصص کارشناس دینه همه اظهار نظر میکنه همه اظهار نظر میکنه باز حکمت صد و شمزه این آنجیو البلاقه توبا خوشابهال کسی که این چند ویژگی داره یکیش اینه ام سکلفزلم لسانهی ام سکلفزل زیادی حرفش رو امساک بکنه البته میدونیم کار کار آسانی نیست واقعا کار آسانی نیست من این شعر رو مکرر خوندم امروزم باز بخونم خدا رحمت کنه مرحوم حاج آقا حسین فاطمی منبری بوده ولی یه چهره اخلاقی بسیار بسیار عجیب صاحب نفس تو قوم منبر میرفته علما مراجع میمدن پای منبرشون من از پیر مردای قوم شنیدم که امام رزوانو لاله شرکت میکرده در جلسه اخلاق ایشون امام کسی رو به پسنده خیلی مهمه به تعبیر یکی از عزیزان امام خیلی سخت پسند بود امام حاج آقا حسین فاطمی رو میپسندیده نه هر هفته مثلا یه هفته در میان میرفته پا درس اخلاقشون آیتولا بحجت خیلی به ایشون علاقه داشته میرفته خیلی از علما میرفتن درس اخلاق داشته شبا جمعه خونه خودش از شاگردان مرحوم آیتولا ملکی تبریزی بود وقت ایشون من شنیدم این شعرو حاج آقا حسین فاطمی این شعرو تو هر منبری میخونده تو هر منبری تو هر جلسه اخلاقی سمت و جوع و سهر و ازلت و ذکر به دوام ناتمامان جهان را کند این پنج تمام آقا سیر و سلوک و مقامات معنوی این پنج دست اولی سمت سمت باسات ما تو همیه اولیش مونیم سکوت حاج آقا واقعیت یه بار دیگه اینو فرمودی بعد من این بند زادم امیر حسین اینو برداشت نوشت خوش نویسی من که رفتم از اینجا به منزل به همین سرعت ما شدیم آقا بعد کنار یخچال چسلونده بودن که مثلا هر خانواده گفتن بنویس جلو چشمون باشه ولی هر چی فکر می کنم میام تو همون اولی ما هنو گیریم همین اولی سخت واقعا سخته ما فکر می کنیم در حالت بعضی از علمای بزرگ هستیم اما مثلا میامدن سر درس می گفتن آقا ما بیس سال بوده بیس پنج سال بوده تلاش کردیم مثلا تکبر رو ریشکن کنیم الان احساس می کنم دیگه تکبر ریشکن کردم بعد از بیس پنج سال یعنی به این آسانیست که ما بگیم آقا الان تصمیم گرفتیم و از فردا دیگه مواظب زبان واقعا کار سختی اونو ارس کردم گناهی که من شد شد سفتات تا هشتات تا این حکمت 138ه المرعو مخبوع تحت لسانه انسان پنهانه زیر زبانش تا مرد سخن نگفته باشد ای به هنرش نه نهفته باشد تکلمو شبیه این تعبیرم داریم تکلمو تعرفو تکلمو حرف بزنید تا شناخته باشید این آقا هم دیگه توی جلسه میره این کسی هنوز حرف نزده فکر میکنه این مثلا چه موقعیتی داره چه شخصیتی داره ما چیزی باید ازش حریم نگه داریم یه کلمه حرف میزنه بابایی خیلی پیاده است اصلا مشکل اختلالی داره تکلمو تعرفو حکمت 172 این تذکر خیلی مهمه ببینید الان که داریم وجه به سمت و سکوت میگیم سکوت کجا اونجا این حرفه که ما داریم میزنیم همین حرفه نماناسبی که ما میزنیم اما اگه حرف حرف خوب باشه نه حکمت 172 لا خیرف سمت ان الحکم اگه حرفت حکمت آمیزه سکوت نکن کمه اما انهولا خیرفل قول بل جهل اگه حرف جهلانست نزن از امام صدید علیه السلام رواهت سوال کن آقاما حرف بزنیم بهتره سکوت بهتره یا کلام سخن گفتن حضرف امون لکل منهما آفاتون هم سکوت آفت داره هم حرف زنن ولی ازاسل امامنا لآفات اگه آفت نداشته باشه فل کلاما افزن چرا حرف زنن بهتره فرینی استدال جالبیه حضرف امون لأن الله ما به اصل انبیاء به سکوت خدای متعال پیامبران رو به سکوت مبعوث نکن پیامبران رو به سخن گفتن مبعوث کرد پیامبران آمدن که حرف بزنن نه سکوت بکنن بنابراین اگر میگیم سکوت سکوت هایی که حرف هایی که ما میخواییم بزنیم باز حکمت دویست و چارده نهجل بگن دویست و چارده نهجل به کسرت سمت تکون الحیبه به کسرت سمت اگر آدم سکوت زیاد داشته باشه حرف زیادی نزنه حیبت داره بزرگیشه حیبتشه باز یه تعمیر دیگهی بعد از این اینم به نظر من امروز مخصوصا ما تو جامعه همون خیلی گرفتار هستیم امیر معاملان سلامون این حکمت دویست و پنجاب و شش نهجل بلاغه هست این کلام الهکمه آنش میکنم یک کمی مخاطبین بیشتر این کلام الهکمه ازاکان سوابن کان دوا ببینید هر کسی حرف بیخودی بزنه بدی هر کسی حرف خوب بزنه خوبه ولی مخصوصا امسال هایی که یه چهرهای شناخته شدن مردم پیامشونو میبینن توییدشونو میبینن حرفشونو میشنون اعتبار قائلند اعتبار اونا اگه حرف خوب بزنن ازاکان سوابن ازاکان سوابن اگه حرفشون درست باشه کان دوا حرفشون دواست درمانه اما ازاکان خطا هم کان دوا اگه حرفشون خطا باشه درده من واقعا به نظرم این که از گرفتاری های جامعه ماجن آقای مولاینه اینایی که قلمشون دیده میشه خونده میشه صداشون شنیده میشه توییداشون فوری منتشر میشه زیاد حرف میزنن زیاد مینمیسن حساب شدم نمینمیسن اگه حرف خوب بزنن کان دوا برای جامعه درمانه برای اخی بد حرف میزنن برای جامعه درده میدونید انسان هرچی شخصیتش بالاتر شد بزرگتر شد تأثیر کلامش تأثیر موزعگیریش به همون اندازه بزرگه آقا من یه جایی حرف بزنم منی که سلام به هیچ کجا نمیرسه یه جوره منی که تریبون دارم دیده میشم خیلی مهمه من به گمانم مشکلات جامعه ما اینه همیجور مینمیسن من دیروز بازده به جلسه گفتم ببینید ملاحظه فرمیدن تو سخنرانی ها نوشته دارن نه این که کلیات مطالبو بنمیسن احساس من اینه من از جایی نقله میکنم به گمانم اگه دقیقه بفرمایید ایشون حتی بعضی از واجه ها که میخواد انتخاب بکنن چه واجه بگن واجه رو نمشته نگه من دقیقه کردم از آن وقت دقیقه بفرم هست صوتهایشون ببینید فیلمهایشون یه واجه رو میخواد استفاده کنن تو اون واجه یه لحظه باز به یادداشیشون نگاه میکنن با چه واجه یه حرف بزنن آقا دنیا رو این کلام حساب میکنه سلح و جنگ با این کلامه آرامش مردم و نارامی مردم با این کلامه آقا یاد بگیرید ایشون از رو نوشته یادداش میکنن اصلا من هستم اینه واجهگان رو هم انتخاب میکنن الان ببینید بعضی اصلا وخوا پامشی یه توید میزنن یه وطن میمیسن جب و آرام کشور رو به هم میزنن دل مردم رو میلرزونن آرامش رو به هم این کلام الهکمه حکیم از آکان سوابن حرفش درست باشه درمانه کان دواه و از آکان خطه هم اگه خطه ها باشه درده تو رو خدا مماظب باشید به درمان جامعه کمک کنید به درد جامعه اضافه نکنید خیلی سپاس کذاری میکنم از حاجه های حسینی قومی و عزیز واقعا اگر اینا رو عمل کنم من بهش نمیدونم زندگی چقدر تغییر خواهد کن خیلی ممنونیم از حاجه ها صفحه 520 520 قرآن کریم رو محضرش خواهیم بود که آیات پایانی سوره مبارکه غاف هست و آیات آغازین سوره مبارکه زاریات سبابش هم تقدیم کنیم محضر آقا رسول الله صلی اللہ علیه و علیه و سلم که فکر میکنم دیگه این روزها یعنی پانزده همه سفر به بعده که حضرت دیگه آرام آرام در بستر بیماری قرار میرن و آغاز غزل در واقع پرواز برای حضرت رسول صلی اللہ علیه و علیه و سلم همین روزهاست اللهم صلی علیه و سلم محمد و آل محمد و اجل فرجهم خداحافظ محمد اللهم صلی علیه و سلم محمد و آل محمد اللهم صلی علیه و سلم محمد و آل محمد و اجل محمد و آل محمد و اجل محمد و آل محمد و اجل فرجهم اللهم صلی علیه و سلم محمد و سلم محمد و سلم محمد و سلم محمد و سلم محمد و سلم محمد و سلم محمد و سلم محمد و سلم محمد و سلم محمد و سلم باید بگم درانی من با شما صورت می کنم هوای نیزان تقریبا نزدیک به 49 درجه هست هواکری در ما در دل و قلب آشقان آقا عبادالله و لحظه به لحظه به خیل عظیم زائرین عزیزمون اضافه می شند در محضرین خدا رو شکر می کنیم خدا رو شکر می کنیم که این مراسم برقرار هست و خوش به سعادت شما و دیگر زائران عزیز که مشرف می شند به اتباعات آلیات و به حرم متحر آقای محمد حسین علیه السلام حضرت اول فضل لباس سلامون لعیب آقای ابن عمی طالب علیه السلام مشرف می شند التماس دعا داریم از همشون و از شما هم بسیار ممنون هستیم جنب آقای جهانگیری عزیز که در این فرصت اطلاعات خوبی رو به شنواندهای خوب رادیو معارف فرمودید سویان و زیان سری کنند ایشالله سفر شون رو سفر معنیت رو مدتر کنند به منطقه رود عربه اگر ایشالله می شوند از اینکه اصل ترکیب بیارند مردم ایران در آرامیت و امنیتی کاملی برخوردار است همه درش های دولتی ناظره نظامی و انتظامی دباره دولتی پایی کار هستند خوشبخوش بسیار با خواهد شما نداشتید و همه از شما خواهی خواهد باشه که با شما خواهد نفرو باشم برای همین جایینه خانشه رو خدا قوت میگیم به شما و همه این عزیزان که زحمت میکشند در این مسیر مسیر آشقی آقای جنگری با شما خداحافظی میکنیم و دیگر بار تشکر میکنم شما با شما خیلی ممنون از شما خداحافظی سپاس کذارم خداحافظی نجف میشه مبزه و هدف میشه کربلا قسطگی تو این جاده هرچی باشه شیرینه وقتی مادرت زهرا لحظه لحظه میبینه قلوبو نالدیکه طریقو نالیکه با هر قدم میخونم لپایجا یاسف لپایجا لپایجا یاسف لپایجا لپایجا یاسف لپایجا لپایجا نفس نفس نفس نفس با حسن قدم قدم تا خدا نفس نفس با حسن قدم قدم تا خدا علم علم روی دوش هرم هرم جرولا قطرم اما هل لحظه آرزوم در یاشم عرب این میام میخوام تو سپاه تو باشم قطرم اما هل لحظه آرزوم در یاشم عرب این میام میخوام تو سپاه تو باشم سلام و نا علیکم و علاوال دیکم با هر قدرم با هر قدرم با هر قدرم با هر قدرم با هر قدرم با هر قدرم با هر قدرم یک پنجره یه باز به آفاق بلند است در دیده روشنگ و حران زمزمه اتا جنگ ننزه یه پر باز به آفاق بلند است در دیده روشنگ و حران زمزمه اتا جنگ ننزه یه پر باز به آفاق بلند است در دیده روشنگ و حران زمزمه اتا جنگ ننزه یه پر باز به آفاق بلند است در دیده روشنگ و حران زمزمه اتا جنگ ننزه یه پر باز به آفاق بلند است در دیده روشنگ و حران