رحیم و بهی نستعین اللهم مسل علا محمد و آل محمد و اجل فرجهم عرض سلام و عدب خدمت همیشه مشهرمده های عزیز و ازاداران اربعین شهادت سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام یک شنبست 19 همه مرداد ماه 1404 شمسی 16 همه سفر 1447 هجی غمری و به لطف خدا در نوبت کاری اول با شما همراه خواهیم بود دعوت میکنم که اولین برنامه رو بشنوید برکرانه نوب که امروز اختصاص داره به بیان بخشی از نکتای تفسیری آیه شریفه 120 سنوی مبارکه ماعده توسط مفسر آلی قدر حضرت آیت الله جوادی آمولی حفظه الله برکرانه نوب برای متفقیات جاهی شما و ح스ینین رادف 해�bild گوامت کرده ق pressures حسین آبهاده گیاه گوامیت هم ننزده au mon قرانه کتي به سهنگان گ rounds مشترون تفکر خبارنگ نیابسون series ش likely want to try anymore شكنه والده نوب خومدین سنوید 244 شکر میشيرةro menna rashe Fine決انه؟ blow then I don't want so much I know pro kimse I want to tell you all that there is a lot of wrong with Therefore, I thought about who you of. بحث در عدب انبیاء علیه و سرات و علیه و سلام بود که در پایان سوره مبارکی ماعده مطرح شد سیر بحث و عدب وجود مبارک موسیٰ صلی اللہ علیه و سلام رسیدید راه بحث هم این شد که اون چه که قرآن در باری یک پیغمبر علیه و سرات و علیه و سلام در باری مدارج علمیشون ذکر می کنن آیاتی دیگر که در باری معارف علمی اوست باید به این اصل کلی برگرد و همچین اگر قرآن کریم یک مسلمی را به عنوان محکم ترین مدارج عملی برای پیغمبر علیه و سرات و علیه و سلام ذکر می کنن سائر مسائل عملی اون پیغمبر باید به این برگردن چون در جریان یوسف صلی اللہ علیه و سلام در باری وجود مبارک موسیٰ صلی اللہ علیه و سلام دعایه در قرآن کریم هست که هر دو جز این محکمات هست و سیری علمی و عملی اون حضرت را تشریف می کنه اما اون چه که مربوط به سیری علمی اون حضرت هست همین آیه سوره مبارکی تاهاست که ذات اقدس اله جریان برخورد وجود مبارک موسیٰ صلی اللہ علیه و سلام در دیدار با فرعون این چی نیاد می کند سوره تاها آیه پنجاه وقتی فرعون به موسیٰ و حارون علیه و سلام گفت من ربکم آیا موسیٰ قال ربونا الَّذی اعطا کل شیئن خلقه و سُمَّهَده این آیه در این حال که مختصر است جامعه سه اصل کلی است اصل اول بیان نظام فائلی است که حلقات آفرینش به اللہ برمی گردند هیچ چیز در عالم نیست مگر اینکه مخلوق خدا است این اعطای خلق کانه ناقصه است و این فرع کانه تامه است یعنی اصل خلقه ناقصه است یعنی اصل خلقه ناقصه است این راجب آفرینش هر چیزی را خدا بهده گرفت چین که فرمود الله خالقه لشیئن و نظام داخلی او را برای رسیدن به کمال به او عطا کرد فرمود اعطا کل شیئن خلقه او یعنی اونکه که لائق آفرینش او است و صلاح خلقت او است به او داد این راجب نظام داخلی و برای هر موجودی هدفی مشخص کرد هیچ موجودی یا موجودی در این حال کانه ناقصه است و برای نیل به اون هدف سرات مستقیم قرار داد و او را مجهز کرد به جهازی که با استفاده از اون جهاز به اون هدف میرسد فرمود ربنا لذی اعطا کل شیئن خلقه او سم هدا یعنی هداهو الی خماله خب پس هم نظام داخلی را مشخص کرد که هیچ موجودی در دستگاه درون او بی ندارد هم نظام فاعلی را مشخص کرد که معتی کل خدا است هم نظام غایی را تبین کرد که هر چیزی هدفی دارد و به سوی هدف حرکت میکند چنین فکری اجازه نمیدهد که در یک گوشه از لذر نظام داخلی کسی گرفتار تردید باشد یا از در نظام فاعلی دشار شک بشود یا از در نظام غایی دشار ابحام بشود پس هر مسئله بیان از هر نظام نظام فاعلی دشار شک بشود از مطالب علمی که درباره موسی صلی اللہ علیه و سلامه از دن محکم قرآنی برگرد و اما درباره سیری عملی همونطوری که درباره انبیاء دیگر فرمود درباره وجود اون باره که موسی صلی اللہ علیه و سلامه از دن محکم قرآنی هم زه کرد در سوره مریم آیه ۵۱ این چنین فرمود وَقِرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَىٰ اِنَّهُ كَانُ مُخْلَصًا وَقِرْ فِي الْكِتَابِ مُوسی صلی اللہ علیه و سلامه از دن محکم قرآنی هم زه کرد مخلص را هم در سوره مبارکه ساد آیه ۸۳ این چنین معرفی کرد که شیطان سریعا اعتراف کرد قُفْ فَبِعِزَّتِكَ لِعُقِيَنَّهُمْ اَجْمَعِينَ اِلاَ عِبَادَ كِمِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ و این نه برای آن است که نسبت به مخلص ارادتمند است بلکه نسبت مخلص توانمند نیست چون اگر او به تواند رهبران مخلص را بفری بد فری به دیگران آسان است و اصولا اگر معاذ الله رهبران مخلص اغوا بشون خب یقینا اون امت پیروام اغوا خواهد شود اما شیطان دسترسیب او ندارد همونطور که ذات اقدس اله درباره شیاطین فرمود مَنْ يَسْتَمِ اِلْآنَ يَجِبْ لَهُ شَهَابًا رَسَدًا امود اگر کسی بخواهد استماع بکند شهاب رسد به حیات او خاتم میدهد اگر شیطنت بخواهد به حرم امن ولی از اولیاه الهی راه پیدا کند اون عقل عارف و مخلص او این شیطنت را ترک می کند مَنْ يَسْتَمِ اِلْآنَ يَجِبْ لَهُ شَهَابًا رَسَدًا در درون هم این چیل است اونایی که عادلا اگر شیطنت را بخواهد شیاطین فرمود بکند اگر چون که وهم و خیال یا شهوت و غضب بخواهد اونا را فریب بدهد به گناه عمدی وادار کند ببینند یجد لهو شهابًا رسدهد همونطور که شیاطین در بیرون توان اون را ندارند به مله اعلا راه پیدا کند نفس اماره و ابزار نفس اماره و عدوات شیطان در درون نمی توانند به مرحله عقل و ایمان یک انسان عادل راه پیدا کند و اگر کسی معصوم شد نه تنها گناه عمدی نخواهد کرد گناه صحوی هم نمی کند در مطالب علمی خطا و صحب و نسیان ندارد و مانندهد خب این دو تا آیه دو تا اصل محکم است که یکی به علم دیگری به عمل در جریان است موسیٰ کریم برمیاد انگاه هر آیه ای که از در علمی این مقداری مردد باشد یا از در عملی این مقدار مبهرده باشد باید به این دو اصل کلی که در باره علم و عمل یاد شده است برگرده چون بحث در عدب این هاست و بهترین عدب عدب توحیده است دعاهایی که وجود اون باره که موسیٰ کریم صلی اللہ علیه و سلم می کند همه این ها نشانه تعذب است یعنی همون موسیٰ کریم که فرمود ربنا خداییست که اَلَّذِي اَعْطَىٰ كُلِّ شَيْئٍ قَلْقَهُ سُمْحَدَىٰ در همه مشکلات مگاد ربه در هیچ حالی او تردید به او دست نداد وقتی که مثلا بران شد که آل فرعون را تاقیب بکنند اینها به دستور الهی به سمت این دریای روان به نام نیل حرکت کردند آل فرعون فهمیدند اینها را تاقیب کردند حالا جروح دریای روان است پشت سر هم شمشیر خونبار آل فرعون این در وسط بین دو خطر قرار دارد اونا که همراهان موسیٰ کریم صلی اللہ علیه و سلام را بودند احساس خطر کردند گفتند بیرویم غرق است برگردیم مرگ است بین خطره این فهمید نه کلا اِنَّمْ مَعِيَ رَبِّسِ اَهْدِي این کلا را بطور قاطع بیان کرد تا حرف اونها رعب کند فقالون نه اگر خدا دستور در جروح برویم جروح میرویم برگردیم برمیگردیم خب این نشانه مخلص بودند از دیگر این را که به تعارف برگزار نکرد که نفهم بود بلاخره ما سبر میکنیم گفتند بیرویم کلا اِنَّمْ مَعِيَ رَبِّسِ اَهْدِي اون گوی خدا آمد که همین راه جروح اعدام بدید فضلالله هم طریقا به البحر یبسا خب کسی که بین شمشیر و دریا قرار میگیرد بگوید اِنَّمْ مَعِيَ رَبِّسِ اَهْدِي معلوم میشود که علا بینت این رب به قرار دارد چیز این کسی در هر مشکلی از ذات اقدس ربوبی کمک طلب میکند گوی توهم میشود که خب حالا وقتی خدا آمد موسیٰ کریم دستور داد که برو به طرف فرعون او را راه نمایی کن او چرا گفت که مثلا من مشکلی دارم برادر مرا به عنوان دست یار و کمک و معین و معاون برای من انتخاب بکن این را خود ذات اقدس احلا در سوره مبارکه احزاب تبیین کرد فرمود به این که بر انبیاء حرجی نیست که مشکلات خودشون را در باب رسالت و نبوت با خدا در میون بگذارند برای هیچ کسی خدا مشکل آفرین نیست همونطور که در مسائل عادی در جزئیات امروما جعل علیکم فی الدین من حرج در مسائل کلی که به نبوت و رسالت و امثال زارش برمیگردد اونجا هم فرمود ما بر اینا حرج قرار ندیم اونا میتوانند مشکلاتشون را با ما در میون بگذارند ما حل کنیم آیه سی و هشت سوره احزاب این است که ما کان عالی النبیه من حرج فی ما فرده الله له سنت الله فی لغین خلو من قول و کان امر الله قدر نقدوره چون چنین بود موسیٰ ای کنین وقتی که معمولیت یافت که برای هدایت فرعون حرکت کند این پیشنادهارا داد ارز کرد به این که یعنی از آیه 24 بعد سوره تاها وقتی خدا فرمود اذهب الى فرعون انهو تقا ارز کرد را بشره ری صدری خب حالا ملازم فرمید که این دعاها را برای اون نکد که کار برای او آسن بشود این دعاها را برای اون کد که در نیل به هدف معفقتر بشود ولی اینکه در پایان این دعاها اون مقصود ذکر میکند ارز کرد را بشره ری صدری وی از صدری امری وحل العقدتن منه لسان یفقه و قولی بهترین کار و بهترین راه برای هدایت مردم تبلیغ است تبلیغ یه زبان رسایی میخواهد خوب حرف بزنند حرف خوب بزنند من حرف خوب میزنم اما خوب حرف زدن مغلورم نیست اون اغده که در زبان من هست نمیگذارد من خوب حرف بزنم برادر من که از من افسه هست او را کمک من قرار بده که این را در بخشهای دیگر فرمود که در سوره قصه است که آیه 30 و 34 سوره قصه است این است و اخی هارونو به افسه منی رسانم او از من فسیه تر از شیواتر سخن میگوید خوب او را به عنوان کمک معمولیت بدهید که من را همراهی کند فرسله معیرد ان یصدقون اینی اخواب و ان یکذبون که فرمود سنشد آل سنشد و علاوه دکیر با اخیه که من از عهدکمان سلطان خوب این که عرض کرد فهلال اغده من لسانی که مهمترین ابزار تبلیغ همون سخن است اگه کسی اغده ای در قلم او است اغده ای در لسان او است او که در تبلیغ موافق نیست این باید روان بنویسد حرف را آسان تحبیل بکنه نه بر خودش تکلف را تحبیل بکنه و نه اگر مشکلی دارد به این کار اقدام بکنه این وحلال اغده من لسانی را چون قلم هم عهد و لسانین است یه نویسنده از خدا مسالت کند وحلال اغده من لسانی چون قلم عهد و لسانین است که با زبان آرام انسان حرف بفهماند که وقت صرف فهمیدن الفاظ نه اون گوینده و نویسنده مقداری از اون را صرف کند که الفاظ را قولم به سرم ببیان کند نه اون خوانندی یا شنوندی بیچاره وقت را صرف بکند که این الفاظ و استراحات درک کند عرض کرد وحلال اغده من لسانی چرا؟ ولی اینکه یفقه و قولی حرفمون خوب بفهمند وَجْعَلْلِي وَزِیرًا مِنْ اَهْلِ هَارُونَ اَخِي اُشْتُدْ بِهِ عَذْرِي وَاَشْتِكُوا فِي اَمْرِي همین خواستهارا که من ارز میکنم كَيْ نُسْبَّهَكَ كَثِيرًا وَنَدِكُرَكَ كَثِيرًا مگر شما نمیخواهی که ذکر شما در جامعه رواج پیدا کند اذکرالله وکر ان کثیره اختصاصی به امت اسلامی ندارد نسبت به امت های دیگر است در حقیقت همه مسلمان هستند که اینه دینند دلال اسلام ارز کرد نه من تنها نه من و برادرم تنها هستند من وقتی خوب حرف زدم حرف خوب زدم برادرم خوب حرف زد حرف خوب زد جامعه حرف ما رو فهمید و پذیرفت وقت این جامعه و امت اسلامی مسبه به مذاکر تو این كَيْ نُسَبَّهَ كَثِيرًا همه ما شما از یک صوفه مود یا ایوها لذین آمانش قررالله وکر ان کثیران اختصاصی به امت مرگونه در آدست و همه است در حقیقت ما میخوایم ذکر کثیر داشته باشیم تصمیه فراوان داشته باشیم ما چنین جامعه ای میخواییم اون وقتی حاصل است که این تها رو به ما مرحمت کنیم درباره جانی و نست ابراهیم سلامون لره ملازفه رو دید که خواسته های ابراهیم را خدا مستجاب شد ایبراهیم نفرمود لغد اوتیت سعلک یا ابراهیم ولی به طور متفردقه قرآن نشان داد که همه خواسته های ابراهیم برآورده شد و این در جریان اصل موسی فرمود لغد اوتیت سعلک یا موسی هر چه خواستی گرفتی خب در چنین حالی وجود مبارک موسی ارز کرد همه این خواسته ها برای آن است که كَيْ نُسبَّهَكَ كَثِيرًا بَنَذِكُرَكَ كَثِيرًا همه اشغون امت من به تسبیح و ذکرتو ختم شود اِن نَكَ کُنْتَ بِنَا بَسِيرًا خدا یا این حرف هایی که من عرض بکنم شما وضعی ما رو میدونید ما نه کشورگوشایی داریم نه کشورگوشایی میخواهیم هیچ خدا هم نمیخواهیم ما فقط میخواهیم کلمت اللهی الانیه همین رو میخواهیم توم که از اصرار ما با خبری پس ما رو با این توفیقات مسلح بکن قَالَ قَدْ اُوتِیْتِ صُعْرَكَ يَا مُوسَىٰ اون قدر ذات عقدس اله نسبت به موسیٰ اکلی مهر و محبت کرد که هر چه خودش کرد و احیاناً یادش رفت همون حرف ها را دوباره با وسیل خضر راه دیکته کرد دارای موسیٰ اکلی خدا وقتی بخواهد کسی را بپروراند چگونه او را به هر کمالی هم متکامل میگوند خب سه دو کار غیر ایمانی هست این ایمانی آدی در باره خود موسیٰ کریم انجام شد یکی اینکه در دوران کدکی او را در صندوق چگونه داشتن و تسلیم انواجی دریا کردن و سر انجام نجات پیدا کرد فَلْيُلْغِهِ الْجَمُوبِ صَاحِلَيَ خُدْهُ وَعْدَوْهُ النِّي وَعْدَوْهُ النَّا این یکی بعدم که جوان شد قبل از نبوت حق طلبی کرد به سود مظلوم ظالمی را از پادر آورد و بکزه و موسیٰ و قضا علی او را از پادر آورد و کشد بعدم که خواهفا یک ترقب از مصف مدین آمده برای فرزندان شعب در کمال افاق و حیا رایگان خدمت کرد برای اونا آبیاری کرد از چه با دل آب کشی گسپنده این شعب را که به چوبانی دختران شعب اداره بیشتر اداره کرد خب این سه تکار را در دوران قبل از نبوت کرد همین سه کار را خدا برای او دیکته کرد به وسیله خیز که خوب تبیین بشود که پشت پرده دیگری دارد کارها را اداره میکند با خیز هم سپر شد رفتن تو دریا کشی را سراغ کرده گفته میخوای قرغ بشی بقرغ بکنی دیگه یادش رفته بود که او هم در وقتی در کودکی تو دریا تو سندوکشه افتاده بود و خدا او را حفظ کرد خب همون خدا از آن اینجا هم حفظ بکند دیگه یه وقتی از دریا پیاده شدن خیز زرد یک کسی را کشت گفت چرا کشتی؟ یه وقتی هم رسیدن به جایی که عبا و ان یزیفو هما وجود اون باره که خیز به موسی صلی اللہ علیه و سلام دستور داد که این دیوار را ما بچینیم بعد موسی ای کریم اعتراض کرد دوش اعتراضتخصط علیه اجرا فبود نه اینجا من موظفم رایگاه این کار را بکنم خب همین سه کاری که خود موسی ای کریم کرد همین سه کار را بعدها خیز براه اون دکته کرد تا براه اون ملکه بشود این خزر راه است این معلم است تا کودکی را به یاد آدم بیاره جوانی را به یاد آدم بیاره اون خدماتی که انسان شد به یاد آدم بیاره که خزر راه هست این کار را انجام میدهد تو هم باید همین کار را انجام بدید این معلوم بشود که مستقیمن تحت اینایت الهی است لذا خدام فهمد ولی قد منم نه علیک مر تنها فکر میکنم اخراز او حینا الى امه که مایوها تا پایان جریان خب چنین وجودی یعنی وجود بارک موسی حالا دارد با خدای سبحان در مقاطع گناه کن درد دل میکند راز نیاز میکند دعاها و نیاش خود رازه میکند در جریان هسته نوح ملازه فرمودید که نوح ارسکت خدا یا اینا اگر شما رها کنید اینا بندگان تو را گمراه میکنند جز کافر چیزی تحویل نمیدهند و مانند مشابه همین دعا را وجود امبارک موسی کریم به ذات اقبصی اله ارسکت موسی کریم ارسکت پروردگارا اینا ها جز گروه کم هیچ کدام ایمان نیمونده و اون قدرتی که اینا ها دارن از این قدرت حده اکثر سو استفاده را خواهند کرد در سوره امبارک یونس آیه هشتاد و هفت به بعد این است و قال موسی ربنا ارسکت که شما همه تها را به اینا دادید به جای اینکه اینا در راه هدایت خود به دیگران صرف بکنن در راه زلال اصلاح دیگران صرف بکنن ربنات مصعلا انباله هم وشتد على قلوبه هم فلا یعبنو حتی یراب و العذاب عدید در باری نوه پیغمبر همونطور که مرازفه موسی را بیشتر کنند در باری نوه پیغمبر همونطور که مرازفه شینا ایمان نیاورن مگر اینکه عذاب عبیم را ببینن اون وقت هم که ایمان فایده ندارد چون ایمان وقت سودمند است که انسان به حال احتضار نرسد در سوره امبارکی انعام مشخص کرد که اگه حالت احتضار فرارسید نشانه ی قیامت ظهور کرد ایمان مغبول نیست خب چنین حالی را وجود امبارک موسی از ذات اقدس اله در باره آل فرغون مسئلت میکند ارز میکند که لذا ایمان نیاورد فرعون مگر اون وقتی که داشت قرار میشود اون وقتی هم که الان وقت از ایتقاد این همون کاری که نو سلام اللہ لکرد هم مشابه اون کار را وجود امبارک موسی کرد در جریان نفرین ها اینطور بود مثل موسی کنید در جریان طلب مغفرت هم باز مثل نو سلام الله لکرد در جریان ملاقات با خدا قوم اون چیزی خواستن گفتن که ما با خدا را بگیریم لن نوم لکهتا نرال لا هجره در سوره اعراف آیه 155 دارد که وقتا را موسی قوبه و سبعین رجلون لمیگاتنا فلما اخذت همون رجفه قال ربه بازم در کمال تعدب و تخزه ارز بکن ربه لو شیطه احلکته همه قبلو و ایان خدای قدرت از آن توست اگر میخواستی من به اونها را یک جا قبلن حلاک میکردی اما الان بازم به ظاهر مهمان منم به دعوت من آمدن من تنها برگردم جواب اون مردم بانجور شی بگوین ربه لو شیطه احلکته همه قبلو و ایان اتوهر کنا به ما فعلستو فهمینا ما الان همون بزهنت میفتیم انهیه لا فتن توک امتحان شما تو دلو به ها منتشاه او به تحتی منتشاه انت و این دعای موسای کلیم مستجاب شد به دلیل این که در سوره مبارک بغره قبلن بحثش گذشت که فرمود آیه 55-56 این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد این دعای موسای کلیم مستجاب شد هلو فروات دیگری در این مسئله هست؟