اربعین شیخ بهایی از دانشمندان اصر صفاوی که ابن خاتون از شاگردان شیخ بهایی بر اربعین استادش شهر نوشته دومین مورد اربعین محمد باقر مجلسی مجلسی پسر مجلسی دوم که ایشون هم تقریبا همدوری شیخ بهایی بودن و در زمان صفاویه بودن ایشون هم شرح مفصل عربی بر چهل حدیث دارن که البته تقریرات درس ایشون هستش مورد ثبوت کتاب اربعین شهید اول هستش اربعین ایشون مشتمل بر چهل حدیث هست بدون شهر که این چهل حدیث رو شهید اول در باره عبادات اومرده احادیث رو جمع کرده که رنگ و بوی عبادی دارد و آخرین موردی که من لازم حتما خدمتون ارز کنم چهل حدیث حضرت امام قومینی رحمت الله علیه هست که ایشون چهل حدیث اخلاقی رو جمع آوری کردن و به فارسی شرح نوشتن اولین جایی که مثلا میشه ریشه هایی از دماغ آثار همین اربعین حدیث رو پیدا کرد گفتن که کوهندترین اثاری که تو این زمین شناخته شده تحلیف شخصی است بسیاری ابدالله بودن افتیه کتاب به دست ما نرسیده تو منابع زک شده ولی به دست نرسیده اون کتابی که الان کوهندترین اثاری که موجود باشه یه کتابی از بسمه این مثلا از چلتا صحابی مختلف جمع کرده بوده این رو نمیشته این رو گفتن تقریبا مثلا از اواخر قرن دوم هجری این شروع شده قرن پنجم گفتن مثلا اینجا کتاب های اربعین رفتن رفت به سمت فضایل اهل بیت یعنی چهل حدیث در فضایل اهل بیت مثلا تدوید شد مثلا گفتن که یه کتابی از بسمه یه شخصی بسمه که اشون نوشته بعدن ابن شهر آشور از این کتاب استفاده کرده برای کاری که خودش داشته یا مثلا وقتی که دانش کلام توی سنت اسلامی رشد بیدا کرد مثلا همون قرن پنجم و اینها کتاب های کلامی و مفصل شد و اینها که تو عربین های عربین حدیث های با مهوریت بحثای اعتقادی و اصول دین نگارش شد مثلا گفتن این کتاب نگارش شده که چل حدیث رو در زمینه اسماع و صفات الهی مثلا جمع کرد باز در واقع میگن توی قرن ششون مثلا اموزوات متنوه شده مسائل کلامی بحثای مثلا حتی جهاد مناغم احلبیت اینجا گفتن که یک شخصی به اسم محفظه نحمد خارزمی که شخصید محروفی هست ایشون فضایل امیر المومنین رو یک چل حدیثی در فضایل حضرت امیر نوشت که اینم جز منابعی بوده که ابن شهرانشو بدن ازش استفاده کرد کلا هم رو به احترام علمایی برمی دارم که احتمام به عربین نویسی داشتم چون فهمیدم خیلی از این احادیث که برای ما مونده به هممت همین علما بوده و جالب توجه اینجاست که کار عربین نویسی انحساراً مربوط به شیعه ها نبوده بحث اونقدر جذاب بود که گوشیم کامل کنار رفته بود و گوشم تیز شده بود واسه بحث این جریان توی شیعه بوده توی اهل سنت بوده و فرقه های مختلفی که داشتن با موضوعات جالبه بودن مثلا موضوعات کلامی مثلا موضوعات معارفی اشتماعی اخلاقی اینها نوشته شده حتی با سبکای مختلف مثلا برخی مدن چی کار کردن مثلا حالت در واقع منظوم اونو درش رو بردن اگه دوستان با فضای تاریخی استرال سنت اسلامی هاشنو باشن تو قرن هفته ما یه اوجی داریم توی علوم مختلفه مثلا فلسفی ارفانی بحثای اشتماعی و اخلاقی ما اونجا یه اوجی داره ولی از اون موضوعات اخلاقی اشتماعی ارفانی همونجایی ذره پررنگتر شده من یک نمونه شو که عرض بکنم مثلا یک شخصیتی هست بسمه صدردین قونوی ایشون معاصر خاج نسیر توسیه حالا در مورد صدردین قونوی میشه بحث کرد الان من میگذرم یه کتابی داره بسمه شرح الاربعین حدیثا موده چی الهدیث رو از انتخاب کرده و با فضایی ایشون خب یک آرفه با فضای ارفانی خودش رو چگار کرده شرح کرده و کتاب کتاب خیلی قویمیست توی این فضا تو فضایی دیگه همونها کتابهای دیگه مثلا اون الاربعون حدیثا ان نوویه فی الهدیث نوویه اما اگه مال یهیه من شرح نوویه ایشون هم در واقع این کتاب رو توی همون قرون تعلیف کرده همینطور که تاریخ جلومیاد و علما دستشون برای فعالیت باستر میشه چهل حدیث نویسی هم اوج میگیره و کارای قوی تری اراعه میشه تا مثلا میرسیم به قرن نهوم و دهم که قرن نهوم و دهم از جهتی یه اوجی میگیره یعنی نگارش های عربینی و چهل حدیثی توی اونه یه اوجی میگیره که گسترش بدن میکنه تو زمینه در واقع بحثای تفسیری بحثای حدیثی یه در واقع اقبتی میشه بعد برخی هم حتی مثلا گفتن ما عربین های منظوم هم توی همین فضا مثلا نگارش شده نسبت دادن به جناب عبدالرحمن جامی که یک شاعر هست و عارف هم هست که ایشون چهل حدیث کتا از رسول رو به نهوه به صورت منظوم داراورده این تقران الان کلیت یه بوجود داشت اگه بخواییم به صورت خاص به فضای عربین نویسی توی شیعه اشاره بکنی گفتن اون همسابقه دیدی نداره شخصت های دیگه هم رو مثلا نام بردن این هم هم هستن این هم هستن بعد از زمان صفحه بیه مثلا توی قرن دوازده هم مثلا گفتن از جناب قاضی سعید اوه این هم هستن این هم هستن شاخص عربین نگاری توی فضای معاصر بلکه به نحوه جدی باید گفتیم شاخص در کل فضایی مثلا عربین ما کتابیست که هستمام دارن به نام چهل حدیث به زمان فارسی نمیشتن انصافا کتاب درخور و قابل استفادهی هستش و برای افرادی که میخوان اطلاعات اخلاق اسلامی خودشون رو بالا ببرن برای کسانی که میخوان توی سیر و سلوک باشن کتاب چهل حدیث امام خومنی اگرچه در زمان جوانی حضرت امام این کتاب رو نوشتن اما کتاب قابل استفادهی هست که چهل حدیث بسیار زیبا و کاربوردی رو حضرت امام انتخاب کردن و در چهل حدیث شرح کردن به فارسی حضرت امام اصل جریان چیز رو چجوری تعریف میکنن اصل جریان نگارش کتاب رو بیانشون اینه من اول بیانه خودشون تو مقدره نمه یه کتاب دارن ارز میکنم بعد برمیگنم توضیح میشتری میدن ایشون میگه که حالا با تعاوری که خودشون دارم میگن من مدتی با خودم فکر میکردم که چهل حدیث از حدیث احل بیت اسمت و تعارض علیه مسلم رو که در کتاب های معتبر اصحاب و علمات جمع شده صفت شده اینا رو جمع بکنم و اول بکنم هر کدوم رو شرحی بکنم شرحی بکنم بعدش میگه این کار رو بکنم شاید انشاءالله مشمول حدیث شریف ختمی مرتبت سلالله علیه و آله شبم که از این طور پرمونن چی؟ من حفظ علا امتی اربعین حدیث یه انتفعون به ها به اصحال لاهیه و ملقیامه فقیهن آلما اصلا ما میتوانید برای این که من مشموله این بیانه حضرت رسول بشم این تو زهنم بود و دیگه مشخور شدم روح امام خمینی رحمت الله علیه شاد که بین انبوه دقدقه هاش به این کار همت گماشت حجتورستان صداقت کتاب چهل حدیث امام خمینی رو توی کتاب پونش داشت باید میرفتم پیشش و سؤالاتی که توی زهنم جرق زده بود ازش میپرسیدم این که امام خمینی چه سالی این کتاب رو نوشته و سبک نگارش کتاب چطوریه؟ آیا اصلا من میتونم مخاطب این کتاب باشم یا نه؟ حضرت امام یه درس اخلاقی داشتن که توی مدرسه فیزی مرسه مولا صادق برگزار میشده این کتاب تغریرات حضرت امام یعنی یادداشت های نوشته هاییست که مال اون بحث داشتن این کتاب رو تو چهارمه محرم سال 1358 هجری قمری به پایان رسوندن تقریباً حدود سال 1317 شمسی میشه یعنی امام اون زمان چیزی حدود مثلاً به 38 سالگی شده از این چهل حدیث حدود 33 تا حدیث مربوط به بحث های اخلاقی و این فضاهاست و 7 تا حدیث پایانیه که تا هم در باید بحث های معارفی و بحث های اعتقادیه و بحث های این صافن خیلی فنمی و سنگینی هم توی بعضی بحث های معارفی و اعتقادی از دماغ مطرح کردن سبک حضرت امام اینجوریه که ایشون اولاً حدیث رو ذکر میکنن نقل میکنن و مثلاً با اصنانی که داره اونها بعد به فارسی ترجمهش میکنن در ادامه توی گام ثوم کلمات اصلی حدیث مثلاً تعابیری که توش وجود داره اینا رو شرح میدن بعد که این تعابیری و اسطلاحات رو شرح دادن و وقت میدن چی؟ شروع میکنن توی فصول متعدد حدیث رو به نحوه تفصیلی شرح کردن و توضیح دادن آراه مثلاً ننگیشمندان رو میارن نقل رو بررسی میکنن و کلن از دمام یه روی کردی که توی این کتاب دارن روی کرده وعظ خاصی که از دمام حالت در واقع حالت این که یعنی بیدار کردن پشتار دادن توی کار استمان پی این کتاب خیلی جدیه دیگه به نظر میرسید آشنایی من با عرب این نویسی حدیث و چهل حدیث امام خمینی داره کامل میشه و فقط مونده حمد کنم کتاب رو بردارم بخونم از اونجا که چهل حدیث نویسی سمرات و برکات زیادی داره دل هم میخواست اطرافیانم رو ترقیب کنم که همشون چهل تا حدیث رو بنویسن و این کار رو به بقیه هم توصیه کنن تا در حد و اندازه خودمون ارتباطمون با حادیث امامان معصوم علیه مسلم حفظ بشه و این سنت بینمون بمونه از این کار رو بردارم بخونم که همشون چهل حدیث رو بنویسن ارتباطمون بردارم که همشون چهل حدیث رو بنویسن ارتباطمون بردارم که همشون چهل حدیث رو بنویسن ارتباطمون بردارم که همشون چهل حدیث رو بنویسن آزادگان و بزرگ مردانی که با صبر و استقامت مثال زدنیشون نام ایران رو سربلند نگه داشتن موسیقی موسیقی در برنامه امشب حکایت آزادگی میزبان آقای بهروز امدادی هستیم که در برنامه قبل هم در خدمتشون بودیم و خاطرات دوران اصارتشون رو با گوش جان شمیدیم. در برنامه گذشته آقای امدادی فرمودن که در سال 1360 و در عملیات خاتم و نبیگین مجروح و به دست نیروهای بعثی اراق اسیر شدن. ایشون در خاطراتشون از اوضاع بد اردوگاه ها و شکنجه های دوران اصارت گفتن و از همدلی و اتحاد همرزمانشون تعریف کردن. اما امشب ادامه خاطراتشون رو به اتفاق هم میشنویم. مسئله دیگه مسئله یاد گرفتن ناجبالاقو قران و زبانه خارجی بود که افرادی که توی ایران بودن به اصارت در اومده بودن. هر اون چه که در چند تا دشتن اینا سای میکردن به طرق های مختلف مخفیانه به دیگری انتقال بدن تا اون علمی که خودشون دارن دیگری هم ازش بهره بگیره. این مسئله قران مسئله مهمی بود که بچه ها اونا به عشق امام حاج آقا ابو ترابی به اینا قول داده بود که اگه قران رو حفظ کردید من چند تا تنو میبرن پلو امام اگه رفتیم ایران. و پلو امام سعی بکنید حفظ بگید. اینقدر بچه ها عشق داشتن که تو اردوار ما سی ست دفع قران حفظ کردید. اینها یعنی از صبح تا غروب کارشون فقط حفظ قران بود. و این یکی از مسئله دیگه بود که بچه های ما اکثرا با علم اومدن به سرزمین اون ایران اسلامی. و این اومدیون افرادی هستیم که اونجا این مایر داشتن و به دیگری انتقال دادن. و مسئله دیگه مسئله امادت بود بچه های ما همیشه روزه بودن. با اینکه غذا خیلی کم بود روزه می گرفتن. و گذشت توی ایسار اینقدر تو بچه ها زیاد بود. صداقت اینقدر زیاد بود که خدا شاهده ادم چشماش عشق می ریخت. یعنی اون یکی سر می کرد با اینکه گشنه بود شب و گشنه بخوابه روز و گشنه بخوابه. اون یکی که ایکل شمیادر بزرگ تره که توانایی گشنگی رو نداره از حقش به اون یکی می داد. که خدا اینکرده به طرف دشمن سخ پیدا نکنه نره. در حیاهوی جنگ، اردوگاه های اصارت نقاط گنگ و ناگفتهی بودن که برای دنیا بیرون پر از پرسش باقی می موند. در این بین، حضور خبرنگاران بین المللی روزنه هایی بودن به سوی جهان بیرون. اما حضور خبرنگاران در دوران اصارت آزادگان داستانی دیگه دارد. این حضور برای نمایش چهرهی مطلوب از رفتار نیروهای بعثی با اصرا و ایجاد وضعیت مناسب در اردوگاه ها بود. آقای امدادی، شما هم از حضور خبرنگارها در دوران اصارت خاطره دارید که برای ما و عزیزان شنونده تعریف کنید؟ لحظه به لحظه اصارت رو به نظر خودم خاطره می دونم و یک لحظه های تلایی می دونم. مسئله خبرنگاران خارجی بوده که پنجاب و پنجاب، کشور اومده بودن تو اردوگاه ما که یک محیط مصنوعی درست کرده بودن، یک میز و به غذا و مرگ و فلان و که بانمود بکنن به ما گفتن بانمود بکنین که شما دارین مصرف می کنید. اما مصرف نکنید. فقط ما فیلمرداری بکنیم و بگید که به ما می رسن و از هر نظر، از هر حس در رفایی. و ما به خاطر این مسئله اقدام رو منفی کردیم و دوربیدیم. اینشون رو شکوندیم با سابون و با سم. علا و اکبر گفتیم و فرار کردن و به بهای این مسئله و این اقدام، ده روز زندانی شدیم تو آسشکاست، ده روز آب غد شد، غذا غد شد و به اردوگاه دیگه منتقل شدیم. شب ساعت دو نیمه شب ما رو به اردوگاه موسیل آوردن. دو ردیف سرباز تردود سی ست متر با چوب و کاب، ردیف که ما باید از داخل اینا آور می کردیم. و باید بدن ما همه سیاه می شد. به هفت روزم تو زندان موندیم. اینا رو مبارزه می دونستیم. همینطور که تو جفه سر می کردیم خوب بجنگیم و خوب دفاع بکنیم، سر می کردیم تو اصارتم زینبار اصارت بکشیم و اصارت خودمون رو حفظ بکنیم. قفص، زندان، شکنجه و گرستنگی، باجه هایی که زندگی روزمره ی آزادگان رو تعریف می کرد. اما در بین این همه سختی، چیزی بود که هیچ وقت از اونها گرفته نشد. دلبستگی به خاندان اسمت و تهارت علیه مسلم، و دلیل از اینجا. از این ازا و ازا و ازا و ازا، آرزوی زیارت مرقد نورانی این خاندان این آرزوی زیارت نه تنهای خواسته شخصی بلکه نمادی از تعلق خاطر امیق آزادگان به اهل بیت علیه مسلم و یاداوری رسالت عظیم این خاندان بود موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی و اما در این فرصت از برنامه ی حکایت آزادگی کتابی در حوضه دفاع مقدس خدمت شما عزیزان معرفی میکنیم به نام تنها گرگه کن موسیقی این کتابی در حوضه دفاع مقدس خدمت شما عزیزان معرفی میکنیم کتاب نوشته ی اکرم اسلامیه و روایتگر زندگی خانوم اشرف سادات منتظری مادر شهید محمد معماریانه که آشقانه و خالصانه برای فرزندان این سرزمین از جان و دل ماگه میزاشد این کتاب از مبارزات انقلابی مادر شهید معماریان تا بعد از شهادت فرزندش رو روایت میکنه و نصری شیرین و مادرانه داره موسیقی کتاب تنها گریه کن رو در دویست و شست و پنج صفحه انتشارات هماسه یاران منتشر کرده در این کتاب تصویری کتاه و مختصر اما پرمعنا از یک عمر زندگی و فرمانبری و ولایت پذیری زنی میخونیم که فرزندش رو فدای پا برجاموندن و استقلال این سرزمین کرد و خودش هم در راه اسلام و انقلاب از هر چی که در توان داشت فرو گذار نکرد علاق مندانه به عدویات پایداری و خاطرات مادران شهدائی هشت سال دفاع مقدس مخاطبان این کتاب ارزشمند هستن از دفتر زندگی آقای امدادی تلخترین خاطرهی که شما از دوران اسارتتون دارین چیه؟ به ذهن روفر پایی همی کنید تاریخ در اینکه است moghra بزرگت ادا Vallahi مؤمن بوvenān خیلین یکی خانداе ادامه گفتنا، که روئیه چهاد به چاب вже کانال بهه است، تک fin destroyed تحصیل گفت و ما چهال رو اعضا داریم اگر خدا قبول بکنه و مسئله دیگه مسئله زلزله بود که باز از طریق رسانه های گروهی به گوش ما رسید و برای اونم هفتاد روز اعضای عمومی گرفتیم و خیلی سعی میکردیم با چه هایی که در شهرهای در سرزیمه های زلزله خیزستان رویه ببخشیم به اونا که تو موقعیت سعی نکنن از نظر رویه و جسمی تخلیب بشن و سعی میکردیم همه زنجیربار همدیگر رو حفظ بکنیم مثل یه خونباده بودیم واقعا این کلمه وعدتو ما اونجا در عمل بهش رسیدیم و من میتونم به جورت سوگند بخورم که ما تو احسارت با این که اصلهی نداشتیم اما چشمای ما حرکات ما مشتای ما دستای ما پاهای ما قدم زدنهای ما نشستنای ما و حتی خابیدنای ما اصله بود مثل یه نارنجه بود دشمن وحشت میکرد خیلی حساب میبرد به پایان برنامه امشبه حکایت آزادگی رسیدیم امیدواریم که از شنیدن این برنامه هم بحرمند شده باشید باز هم ازتون میخواییم که از نظرها و پیشنادهای سازنده خودتون ما رو بی نصیب نزارید تا فرصتی دوباره خداوند مهربان یارو نگهدارتون برنامه گ Robertsداد جسد فرموشی م الجسد فرموشی همجOR page جسد كرشی که ارمتم termine مجеди تشخیкв شبیه نهره كان در آصفه بوده او لنده خاصی بوده از آینا غریب تمخیص موج دریا تو گلومه تا همیشه با تو بودن آرزومه عاشق کبوترهای دنبه داتم ظاهره گم شده امام رزاتم ایران از درسته در این ویدیو باید برداریم از درسته در این ویدیو باید برداریم