ادارهی توی بازار توی معامله آدم با شریکش هرکی باید حق خودشو بدونه و برحال مدافع حق خودش باشه اما تو خونه و خانواده اخلاق که فراتر و بالاتر از حقوق هست باید حاکم باشه یعنی ایچه بسا خود من میدونم که حقم اینه ولی میگذرم حقم رو میدونم چی هستش ولی بخاطر اینکه سمیمیت حفظ بشه بخاطر اینکه صفات تو خانواده حفظ بشه الان از حقم بخاطر یه مسلحت بزرگتری میگذرم بخاطر مسلحت حفظ خانواده سمیمیت تو خانواده آدم یه جایی از حق خودش میگذره به جایی بر نمیخوره شیطون آدم رو تحریک نکنه که حق گرفتنیست برو حقتو بگی مو سوارت بشه اگه بخوای از اول کتابی هایی این ها بسوست های شیطونی هستش که بخواد آدم رو تحریک بکنه برای اینکه به جان همدیگه بیافتن گفتن که شوهر من اصلا منطق نداره و حرف خودشو میزنه براش هم مهم نیست اصلا جلوی کی داره حرف میزنه و جلوی کی بی احترامی میکنه هر کسی باید باشه چه خانواده من چه خانواده خودش چه بچه همون کلن حرف خودشو قبول داره و نظر منو توی کارهای مشترکمون دخالت نمیده ببینید اینکه توی زندگی شما حس کنید جایگاهی نداری نظرتو مهم نیست خیلی تجربه تلخیه و ایشون رو حتما آزرده کرده و این مدت درگیره چنین ارتباطی بوده ببینید بیایید با این مسئله ما استلاحا میگیم حیجام مدار روبرو نشین که آخ همسر من بد است به من فکر نمی کند من را قبول ندارد من چه زندگی بدی دارم بیایید مسئله مدار نگاه کنید ببینید آدم ها در مقابل مسائل و مشکلاتشون دو مدل عمل میکنند بعضی ها حیجام مدارم مثلا از دور میاد میبینه ای وای خدایی نکرده خونش آتیش گرفته میشینه زمین میزنه رو سرش وای خونم آتیش گرفت بدبخش شدم چه خاکی به سرم بریزم از حال میره دگرگون میشه به این میگیم برخورده حیجام مدار یه برخورد داریم مسئله مداره میاد میبینه ای خونه آتیش گرفته خب سریع همسایه ها رو خبر کنم به آتش نشانی زنگ بزنم کی تو خونه هست یا نیست کی رو میتونم کمک کنم بکشم بیرون آیا آتش به همه جای خونه رسیده یا نرسیده به این میگن مسئله مدار مسئله مدار یعنی من با یک مسئله روبرو هستم باید راهکارهای مختلف رو بررسی کنم و بهترین راهکارها رو اعمال کنم حالا چرا این مسئله ایجاد شده ببینید بعضی از آدم ها خود مهور زندگی میکنن به خاطر سبک خانوادشون مثلا خیلی در خانواده مرد مهوری بزرگ شدن پدر سالارانه تو خانواده پدر حالا همون الگو رو یاد گرفتن و تو زندگی خودشون با همون الگو زندگی میکنن یعنی منظورشون این نیست که خانوم من شما رو قبول ندارم الگویی که از تعامل و مدیریت خانواده یاد گرفته اینه الگوی دیگه بلد نیست گاهی مشکلات شخصیتیه یعنی فرد فقط دیدگاه خودشون میبینه هنوز اونقدر به بلوغ شناختی و حیجانی نرسیده که به این درک برسه تفاوت شناخت ها لزومن به این معنی نیست که نظر من برتره یا یه حرف درست مطلق وجود داریم یا گاهی وقتا محارت حل تعارض بلد نیست یعنی نمیدونه مسائلشو چجور حل کنه همین باعث میشه اصلا حرف هیچ کسو گوش نده کار خودشو بکنه و یه احتمال آخر رو هم بدیم و ممکنه بلد نبودیم با این آدم چجوری حرف بزنیم آهان اینم هست یعنی هر آدمی بلاخره با یه آدمی که خیلی دوست داره اون تسلط داشته باشه مثلا تو اوامل شخصیتیش آمل سلطگریش مدیریتش بالاست خب به این آدم بیایی بخوایی تند بگی نقدش کنی از بالا به پایین نه حرف من درسته تو اشتباه میکنی معلومه اصلا حرف تو قبول نمی کنه ما گاهی میگیم که ما ترکای زربل مسئله داریم میگیم گام میازم گالاسان یا نا یا نا یعنی یه جوری نمی فهمم که بسوزی یعنی خودم خودمو به نفهمی میزنم به نفهمیدم میزنم بعضی وقتا اون مردانی که چنین ویژگیهایی دارن یا اون زنانی که چنین ویژگیهایی دارن وقتی با هاشون تند و تهاجمی حرف میزنی باعث میشه که اینها برن تو موزه این که هر چقدرم هر استدلالی بیاری قبول نکنن الان آیده عربی میکنه پرسه که خب پس چیکار کنیم من به جای شما پرسیدم خب پس چیکار کنیم ببینید با این جور آدم ها یه راهکار خیلی عملیاتی میخوام بدم با این جور آدم ها باید به صورت پیشنهادی نظرت رو مطرح کنی بگی به نظر شما این کارو کنیم خوب نیست حالا هرچی تو بگی یعنی خودمونی بگم حرفو بذاریم تو دهن خودش حس کنه آره حرف من بود این باعث میشه که آرومان به این میگن زرنگیه در ارتباط به این میگن فوت کوزگری ارتباط هر کسی رو یه جوری میتوان همراهی کرد باهاش به اون میگی که به نظر فردا شب بریم خونه باباتینا بهتر نیست میلادم هست خوبه براشون بریم از تنهای دربیان حالا اگه میگی امروزم بریم اشکالی نداره من آماده میشم بریم اجازه میدی نظر خودت رو کنار نظر اون میذاری ولی میگین خودت میدونی این جور آدم ها اون موقع منطقشون فعال میشه میگی راستم میگی همون فردا بریم بهتره البته میگه ممکنه تو دو بارم تحلیلش فرق کنه بگه نه همه امشب میریم هم فردا اشکال نداره با این مودل بری جلو آروم آروم میبینه که میگه نظریات اینم بد نیست افرین و به صورت پیشنهادی بگی از بالا به پایین نگی بگی نظر من اینه به نظر تو درسته یعنی یه جوری بگم اون اگه برای خودش جایگاه قائله خود تو هم به اون جایگاهش احترام بزن ما توی یه روایت بخونم توی سیره آقا رسول الله صلی اللہ علیه و سلم داریم وقتی از سیری رو میگرفتن که تو قوم خودش یه جایگاهی داشت میگفت به جایگاهش احترام بذارید بالاخره اونجا جایگاهی داشت درچند ما پادشاهی جایگاه اونو قبول نداریم بزرگ قوم خودش بوده با اون بزرگیش احترام بذارید چقدر رفتار زیبا حتی با اسیر این که همسر ماست ما یه استادی داشت میگفت اگر یکی خیلی تو جایگاه استادی و بزرگیه از جایگاه شایردی بهش چیزی یاد بده همراهش کن با خودت بعد میبینید آروم آروم همسرد میشید بسیار عالی تو همه ی جوانب زندگی هم جواب میداری بله بله واقعا هم تو ارتباط با فرزند هم تو ارتباط با پدر و مادر هم تو ارتباط با دوستان کلن با هر کسی که میخواییم صحبت بکنیم امرو نهی و از بالا به پایین و عربابگونه نباشه بله بله خیلی اثر منفی داری آره خیلی ممنونم استاد گفتن که ما از یه خانوادی مذهبی هستیم پنج تا بچه داریم پسر بزرگم پونزه سالشه که الان فصل امتحاناتشه میخواستیم خانوادیگی به شهرستان بریم ولی میخواییم پسرها متنازه خودش رازیه پسر آرومیه بچه مسجدی و حیعتیه این رو صلاح میدونید شما؟ ببینید نکته اول اینه که برهه نوجوانی یک برهه حساسیه و پسر شما در وسط برهه نوجوانی قرار گرفته و یه مقدار نیاز به دقت و حساسیت داره حالا بخاطر امتحان یا هر دلیل دیگری بخاطر حجم سوالات خب دیرتر فرصتی این سوال رو جواب بدیم ببینید به صورت کلی آیا ما فرزندانمون رو میتونیم تنها بذاریم به خصوص سن نوجوانی بلاخره به یک بلوغی رسیدن نمیشه یه قاعده کلی بدیم کلن میخواییم بگیم که یه قاعده وجود داره احدیات کنید حالا برای تصمیم گیری باید چه جوانبی رو بسنجیم؟ اولا شرایط خانوادگی خودمون سانیان پختگی فرزندمون شخصیتش روحیش پختگیش سو و من میزان شناخت والدین از روابط فرزند دوستاش برنامه های زندگیش شرایط زندگیش بعدی این که آیا مراقبی هست بهش بسپاریم یا نیست و مسئله بعدی مدت زمانیه که او میتونه تنها بمونه یا شرایط تنهایی هست ببینید تو نوجوانی فرد یک سری استقلال ها میخواد بر ظاهر بزرگ سال داره میشه ولی با تجارب کمه بزرگ سالی با تجارب کمه لذا ممکنه خطرهایی داشته باشه برای ایشون چه کار باید بکنیم اولا هتمن باید مطمئن بشید که فرزند شما آمادگی تنها ماندن رو دار شرایط اخلاقی شرایط شخصیتش دو هتمن یک نفری که به او بس بریم از فامیلمون از همسایه مونه تو محل مون یک آدم بسیار مطمئن که خبردار باشد او تنهاست و سر بزنه هتمن بهش یا اگر میشه حتی اقل موقع خابیدن بره خونه اموش خونه داییش خونه اون فامیلمون که موقع خابیدن شب تنها نمونه اینو تو روایت داریم تو تجربه نوجوان چون تخیل قویی داره و ممکنه دوچار ترسی خوفی به جونش بیفته نگرانستی می نمونه نکته بعدی حتما باید قوانینی برای این تنها بودن وز کنید با پسرتون با دخترتون گفتگو کنید با فرزندتون گفتگو کنید شرایط چه دو ساعته چه سه ساعته این تنهایی چه یه روزه چه دو روزه گفتم هرچی زمان بیشتر میشه باید محتاط تر باشید هرچی وسایل مورد نیاز هست و براش تنظیم کنیم داشته باشه نکته بعدی حتما تماس با او پیگیری کردن تماس تصویری داشتن تماس تلفونی داشتن با او هم باید مراعات بشه این اتفاق بیفته در کل تا ضرورتی اتفاق نیفتاده تنهایی که کل یک شبان روز و بیش از اون تنها بماند رو ما پیشنهاد نمی کنیم ولی تنهایی های چند ساعت مشکلی نداره با این قواعدی که گفتم میشه اجرا شکل پس مراقب فرزندانمون باشیم مختصا تو سن بلوغ تو سن پونزده سالگی خودش یک بحران دوستان خوبم این که سوالاتتون رو به ما میگید و ما رو محرم خودتون میدونید واقعا خدا رو شکر میکنیم و از شما خیلی خیلی تشکر میکنیم 3553 سامانه پیامکی ما هست که شما میتونید پیامکاتون رو سوالاتتون رو نظراتتون رو در مورد برنامه پرسومان خانواده 329-10551 و 329-10552 با کود شهر مقدس قوم 025 میتونید به امون زنگی بزنید سوالاتتون رو بپرسید در فضای مجازی هم ما رو همراهی بفرمایید به ادرس ادساین رادیو معارف سپاس کذارم که با ما دارید همراهی میفرمایید سوالی که اینجا مطرح هست و میخواه براتون بخونم اینه استاد عزیز گفتن که خوهر شوهر من چند ماهیه که با ما زندگی میکنه مجرد میره سر کار و میاد خونه بدون این که بخواد تو خونه کاری انجام بده شوهرم برادری ندارن برای همین میاد خونه ما خونه خوهراشم که فکر کنم راحت نیست من به عنوان یه زن بعضی وقتا حسودیم میشه که با شوهرم اینقدر حرف میزنه نگرانم باعث بشه رابطه من و شوهرم خراب بشه شوهرم که نمیتونه بهش بگه برو خونه پیدا کن خوهرش دیگه لطفا راه نماییم کنید من چجوری باید این قضیه رو باش کنار بیام ببینید این چالش رو معمولا اوائل زندگی زوجهای جوان دارن چون تازه وارد زندگی همسرشون شدن از اونور میبینن که همسرشون با خوهر برادر با پدر مادر با فامیلای خودشون حتی با پسر اموش با دوستاش یک سمیمیت بلند مدتی داره درسته بلند برادر این که به زوج نزدیک بشن میخوام بیان بگن که آره من و مثلا برادرم خیلی با هم دوستیم من و پسر اموم خیلی با هم دوستیم تجارب مشترک گذشته زیاد داشتیم خود همین ممکنه یک حس حسادت یک حس غریبگی یک حس نگرانی که رابطه من سرد نشه ایجاد بکنه پس نکته اول اینه که ببینید ما بلاخره قبل از رابطه ما و همسرمون همسرمون با خانوادش بیست ساله بیست و خوردهی ساله در ارتباط بوده تجارب مشترک داره دنیای مشترک داره و سمیمیت و گفتگوشون ممکنه بیشتر باشه طبیعیه نکته بعدی چیه خیلی دقیقه اینو بدونیم ما ها اوائل زندگی ایک انحسار تلبی نسبت به همسرمون پیدا میکنیم و این احساس انحسار تلبیه وقتی میبینیم همسرمون با کس دیگری ولو خاهرش مادرش پدرش احساس سمیمیت داره انگار این انحسار تلبیه باعث میشه که ما نگرام بشیم نکنه همسرمو از دست بدن محبتشو از دست بدن در حالی که جایگاه افراد مودل تعامل و مودل محبت کاملا متفاوته یعنی اونگونه که من مادرم رو دوست دارم آنگونه که خاهرم رو دوست دارم آنگونه که فرزندم رو دوست دارم با اون مودلی که همسرم رو دوست دارم کاملا متفاوته و در سیستم روانی انسان جایگاه های مختلف و شرایط مختلفی داره یعنی این طوری نیست اگر من مادرم رو خیلی دوست داشته باشم خاهرم رو خیلی دوست داشته باشم از محبت به همسرم کم میشه اصلا جنس و مودل محبتشون فهم کنه ببینید این طوری نیست که مثلا ما ست درجه محبت در درونمون هست که اگر اومدیم شست درجه از این محبت رو سرمایه گذاری کردیم رو ارتباط با خاهر برادرمون پس شست درصد از محبت ما کم شد نسبت به همسرمون اصلا این طوری نیست که فکر کنید مثلا یه جعبه ای از انرژی و محبت داریم اگر جای دیگه خرج بشه اینجا کم میشه اتفاقا انسان ها این گونن هرچه بیشتر به اطرافیان محبت کنن آدم های با محبت تری میشن شوهری که به خاهرش محبت زیادی داره لطیفتر میشه به شما هم بیشتر محبت خواهد کرد با شما هم سمیمیتر خواهد شد راه کار الان آقای دارابی میپرسه که چی کار کند خب باشه میگیم چی کار کند ببینید به جای این که تمرکز کنید رو رابطه همسرتون با خاهرش و اعضای خانوادش خواهدتون رو تقوییت کنید آن چیزی که زمانت میکند محبت بین شما و همسرتون باقی بماند تمرکز شما رو رابطه خودتون و تقوییتون یکیش دو نفره ها نیست آفرین مدیریت کنید دو نفره هاتون رو مدیریت کنید ابراز علاقتون رو مدیریت کنید ابراز حیجانات مصبت خوشحالی محبت عشق در محیط خانواده اما در مورد تعامل با خوهر شوهری که گفتید حتما روابط مخترمانهی داشته باشید چون ببینید رابطه شما اگر با خوهر همسرتون بد بشه غیر مستقیم رابطتون با همسرتون هم خراب خواهد شد بلاخره خوهرش خودتون هم گفتید تو عدبیاتتون بلاخره خوهرش نمیتونه بگه بره بیرون که یه نکته ای هم گفته بودید که کار نمی کنه و اینا شروع کنید آروم آروم خوهرش رو تو محیط خانواده خودتون که بلاخره شب گفتید صبح میره شب میاد یکم فعالش کنید یعنی یه بار یه کاهوها رو بذارید جلو بگید من تا غذا را اماده میکنم این کاهوها رو خورد کن اتفاقاً او هم احساس راحتی خواهد کرد خجالت نکشید خب بذارید یک حالت واقعی تری از ارتباط شکل بگیره شما هم راحت تر میشید و در نهایت با همسرتون صحبت کنید که این حضور خوهرت باعث نشد دو نفرها و خلوتاتون از بین بره این مهمه دو نفرها و خلوتاتون باید مدیریت بشه در روز در شب شرایطی بوجود داشته باشد که حتماً گفتگوهای خصوصیتون با هم بودنهای دو نفرتون دوتایی بیرون رفتنتون باشه ستایی با هم گفتگو کردن ستایی بیرون هم رفتن بد نیست اونم باشه ولی هیچ کدام نباید باعث بشه اونوری کم رنگ بشه بسیار عالی خب امیدوارم که این خانواده هم در واقع اون اتفاق مصبتی که میخان بیفته بیفته توش مخصوصاً این عروس خانواده که گاهی اوقات چون خاندار هست و کار نمی کنه حسی که داره حس اینه که خدمتگذاری داره می کنه و این من فکر میکنم چون سوالات زیادی در این زمینه داشتیم اینو عرض میکنم استاد عزیزم این حس خوبی نیست که فکر کنه من همش دارم خدمت رسانی میکنم خودش هم به قول شما میتونه جلوشو بگیره با دادن همون کاهوها با گفتن مثلا زرفارو بشور تا من فلانکارو انجام بدم من خونه رو جارو میکنم تو فلانکارو بکن در مواقعی که خسته نیست و همه چی مرتبه ممنون و سپاس گذارم که تو این برنامه هم کنارمون بودید دوست داریم و سپاس از همراهی شما شنوندگان گرامی درخواست میکنم یک جمعبندی هم داشته باشیم لطفا از این که چی کار بکنیم زندگیمون بهتر بشه یا در مسیر همون شناخت تفاوت ها بیشتر تلاش کنیم یه نکته تلایه ارز کنم اگر میخواید زندگی روبه رشدی داشته باشید خیلی دنبال این نباشید که رابطه ما چه مشکلی داره و اونا رو برطرف کنیم یا همسرم چه مشکلی داره اونو برطرف کنم یا خودم چه مشکلی دارم اونو برطرف کنم پس رو چی تمرکز کنیم رو این که چه نکات مصبتی زندگی ما رابطه ما و همسر ما و خود من داره که اونها رو قوی ترش کنم اگر ویژگی های مصبتتون رو قوی تر کنید نقاط زرف رو پوشش میده یعنی برعکس نگاه کنیم روبه جلو نگاه کنیم نقاط مصبتتون رو ببینید و اونا رو تقویت کنید خودش باعث میشه مشکلات کم تر شد خیلی ممنونم نکته بسیار زریف و تلایی بود انشاءالله در همین مسیر هممونه هم تلاش بکنیم با شما خداحافظی میکنم خداحافظ شما محفظ باشیم و با شما شنواندگان گیرامی هم خداحافظی میکنم زمن تشکر مجدد درخواست میکنم لطفا پیامکاتون رو سالاتتون رو به سامانه 30553 ارسال بفرمایید روز به خیل خدا نگهدار تا هفته بعدی خداحافظی میکنم خداحافظی میکنم وقتی تو با منی قمی ندارم وقتی تو با منی قمی ندارم انشاءالله که سرود زیبای زندگی همیشه در خانوادتون نقبا شنیده بشه سلامت باشید کانون گرم خانوادتون مملو و صفا و سمیمیت باشه این آرزوی ماست که بعد از پرسوان خانواده تنبیلیده باشید و بعدیمه شما میکنیم با اشتیاق و استهده اینجا رادیو معرف هست بخش سه وان برنامه ها رو میشنوید ما با کمال میل و با افتخار در خدمت شما هستیم این بخش از برنامه ها رو خط به خط برنامه به برنامه با شما هستیم تا ششه بامداده فردا انشاءالله و امیدواریم که همراهان خوبی برای شما باشیم شما هم با ما در ارتباط باشید میتونید با 329-10-551 یا 329-10-552 با پیش شماره 0-25 یا از طریق دیدگاه های خودتونو به ما منتقل کنید توی برنامه های مختلف مثل پرسمان میمونید که دیدگاه های شما در واقع با دقیقت بررسی میشه و ما خوشحال میشیم که از شما گرامیان در مورد برنامه های مختلف پیشنهادی مصنبی انتقادی بشنبیم که بتونیم بهتر در خدمتون باشیم برنامه های تیعیه و تورید کنیم انشالله به شرط توفیق تا شما شرمندگان عزیر از برنامه ها راضی باشید و اوقات گرامبه های شما به نحوه احسن پر بشه انشالله که در این کار مبفق باشیم محضر مبارکتون ارز میکنم که با بیانات حضرت امام خمینی رزوانو لا تعالی این برنامه ها رو با کلام امام پی میگیریم و انشالله از ساعت 23 با برنامه زنده هبول حسین همراه شما شنوندگان عزیز خواهیم بود که مناسب این ایام هست انشالله که ما رو همراهی بفهمید کلام امام تقدیم شما شنوندگان عزیز موسیقی کلام امام کلام امام کلام امام راه روشن تو راه من گمانم اینست که بین ملت ها اگر اتفاق آرانه باشد اکثریت قاتل هست که امریکا اون کسی که از اون ور دنیا میاد به این ور دنیا و تحدید میکند که من چه میکنم و چه میکنم این وحشی هست یا اون که میگد بذارید ما سر جای خودمون و کشور خودمون را آزاد باشیم در منطقه اونها وحشی اونست که رام اونها نباشد چنانچه تروریسم هم اونست که تابه اونها باشد بله ها ازا دیدید که اراق را تا اون وقتی که رام نبود برای امریکا در چیز تروریست ها اصاب کردن همچنین که رام شد اون را سر از بین بردم وقت به جای اون جای دیگر را بزنید بی حساب انسان اگر حساب کند این طوریست وقتی که سر خود انسان بخواد مسایه ال را بگرد اینست که این روحسای جمهوره دنیا الا معدودی اونها فکر میکنند اونها فکر میکنند که هر کس که مساله ما را در نظر گرفت و هر کس که گاو شیر به ما شد این وحشی نیست و اما اون که سرپیشی کرد از این فرمان این وحشی نیست این منطقه امثال ریبان است و شما باید ملتهای زعیف باید این منطقه را بکوبند روی این منطقه است که دارن آلم را میچپند دارن مظلومین را زیر پاه له میکنند اگر یه قدری سستی کنید له میشید اینهایی که میگن باید سازش کرد اینها میفهمند که ما اگر سازش کنیم له میشیم اونها رازی هستند به این که ازش بشد اونها میگن مطیب باید باشید هرچی ما گفتیم عمل کنید خودتون دیگه قدرن است که فکر کنید فکر خودتون را باید غلاف کنید اونها میخوان که آرامش حاصل بشد در دنیا آرامش وقتی حاصل میشد باید پیش اونها که همه تابع باشند ملتها باید به فکر باشند ملت ایران باید به فکر باشند اگر لحظه ای سوالیه باشند سوالیه باشند تا بدله هست الان که سدام رو به جهنم دارد میرد و انشالله مهدره وقت این است که شما جدیتون زیادتر بشد چه قوه مسلحه از هر سنطی حسمند و چه ملت مثل باران بر از کرامتون از کرامتون چیمه اشتاد در ازگی تنابتون تنابتون تنابتون در مسیر پرست شکست خسون که بود و پرست قامتون که بود و پرست قامتون دلها به اشقان دلها به اشقان اشقان میتپد و خیلی ها توفیق حاصل شده که به کربلای معلا برن و خیلی ها مثل بنده نشده توفیق حاصل نشده و نتلبیدن اما دوستان من در برنامه