ولذا خداوند متعال می فرماید امنج الولذین آمل و عمل سالحات کل مفسدین فلعرض امنج الول متقین کل فجار کسانی که ایمان آوردند و عمل سالح انجام دادند آیا اینا را مثل مفسدین فلعرض قرار می دین یا مردم متقین را مردمی کنترل کننده خودشون را مثل فجار و مردم فاجر که فقط می خوان جلاو خودشون باز کنند و پیش برند و هیچی سر راهشون نباشد نه اخلاق نه افت نه قانون نه حق جامعه هیچی امی بشکافن و پیش برند فرقی بین این ها نباشد این یک بیان است بیان دویم آوجش بالاتر است برای خاطر این که در این بیان همین مقدار گفته می شود که ما محسن و نیکوکار داریم بدکار هم داریم تفاوتی هم در این آلم نمی بینیم پس باید یه جای دیگر دیگری باشه تا ظلم لازم نیاد اما بیان دویم این هست که در این آلم ما نیکوکار داریم اونم نیکوکارهای صد درصد درجه اعلا و در این آلم چیزی نیست که به تواند پاداش اونها باشه این نکته اضافی اینجاست که این آلمیه این آلم چه چیز داره که به تواند پاداش عمل نیک صد درصد خوب مردم صالح قرار بگیره چه چی داره نه تنها مردم صالح در این آلم بدکارهایی هستن که از نظر نمره بدکاری اونها هم در آلی ترین درکات هستن از نظر بدی زیر صفر هرچی بتونید پایین تر تصور بکنید یه ادام اون رخم تا از دستشون آمده جنایت و خیانت و بدی کرده اند او وقت در این آلم چه هست چه عقوبتی هست که بشه اون عقوبت را عقوبت کارهای زشت اونا قرار داد و در این آلم چه هست تمام شدنیه اولا خیلی محدود هست خودش و علاوه زمانشم محدود هست حالا یک کسی را بفرمایی ست سال شکنجه بکنن عمرش بیشتره دیوی سال شکنجش بکنن ولی یه جنایتهایی کرده در باره بشر خیانتهایی کرده که با ست سال و دیوی سال شکنجه بکنن دیوی سال عقوبت این مقافات نمیشه و از اون طرف انسانها خوبیهایی کرده اند که در برابر اون خوبیها آلم ماده چیزی نداره که بتواند تلافی خوبیهای اونها را بکنند حالا بیان و توضیح این مطلب باز یک مقدار از آیات شریفه استفاده میشه که خداوند آلم آسمانها و زمین و تشکیلات آلم خلقت همه را برای امتحان بشر کرده و این خیلی مطلب عجیب و بحت آوری هست که خداوند آلم در سوره مبارکه حود بیان کرده در سوره مبارکه حود در سوره مبارکه حود آیه شریفه هفت میفرماید و هوواللزی خلق السماوات والارضه فی ستت ایام وکان ارشهو علل ما لیبلوکم ایوکم احسنو امله خلاصه ترجمه آیه شریفه این است که اوست آن خدایی که آسمانها را و زمین را در شش دوره آفریده است وکان ارشهو علل ما این جمله هم یک معناش اینه که اساس خلقت بر آب بوده یعنی اونی که اساس ماده اول بوده و او هست که دیگه جلوه ها پیدا کرده تمام تجلیات عالم ماده از اونجا دیگه پیدا شده با تغییر و تبدل ها و رنگ های مختلفی که پیدا شده اصل اصلش آبی بوده وکان ارشهو علل ما خب همه اینها برای چی چی؟ آسمانها را ساختیم برای چی چی؟ کهکشانه ها را تهیه کردیم برای چی چی؟ زمین با این وسط با این همه ت این را ساختیم برای چی چی؟ در این آیه میفرماد لیبلو بکن تمام این تشکیلات و سرمایه ها برای اینه که شما را امتحان بکنیم برای اینه که امکاناتی فراهم بشه انسانهایی باشند و این انسانها را در بوته امتحان بگذاریم و به شکلهای مختلفی که شما را امتحان بگذارید بشنید به وسیله مال، به وسیله جان، به وسیله خوف، به وسیله گرسنگی به وسیله نقص در اموال، نقص در میوه ها، به وسیله فرزند با ابزار دیگری که در قرآن مجید ذکر شده با این ابزار بشر را امتحان بکنیم بلکه در سوره مبارکه کهف اونجا آیه هفت میفرماید که اِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْعَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَكُمْ هرچه روی زمین هست که زینت زمین شده دِل فریب هست، دِل رباه هست، هرچه هست همه اینها برای اینه که ما شما را امتحان بکنیم لِنَبْلُوَكُمْ اَيُّكُمْ اَحْسَنُ اَمَلًا و در سوره مبارکه انعام اونجا آیه شریفه دیگری هست آخرین آیه سوره مبارکه انعام اونجا میفرماید که تمام اون چه به شما داده شده است برای خاطر اینه که شما را امتحان بکنیم حتی رفعت درجه ها و رفع بعضکم و رفع بعضکم فوق بعض درجات لِيَبْلُوَكُمْ فِی مَا آتَاکُمْ یعنی درجه بعضی بالاتر از درجه بعضی قرار داده خداوند تا شما را امتحان بکنه در این درجه هایی که به اتون داده در این تفاوت هایی که به شما داده وقت مفسرین فرمودند فِی الْغِنَا وَفِي الْغِنَا وَعَلْاقْلِ وَشَرَفْ شرف اجتماعی یک کسی خدا بیشتر می کنه یک کسی یک خورده کمتر باهم امتحان می کنه که آیا حسد نمی برند ناراحت نمیشن که چرا اون جلو افتاده عقل و خیرد و آوزا فکری یک کسی را بیشتر خداوند عالم می کنه تا دیگران امتحان بشن آیا ناراحت نمیشن خودش امتحان میده غرور نمیدیرتش مال یه مقدار مال حلال اسلامی در اختیار یه کسی بیشتر میگذارن تا این که خودش امتحان میده دیگران امتحان میدهند پس هر چه در آلم هست همه برای امتحان تبقی این آیات شریفه خب امتحان بشن برای چی چیز امتحان بشن که کی به نه و احسن عمل میکنه و کی هست که از نظر عمل و کار میاد در قمعه اعلا اون درجه بالای بالا به اختیار خودش به میل خودش به آزاده خودش و به راه نمائی دین همین مقدار اما اون میاد رای امتحان بشن رد میشه از همه رد میشه رد میشه در درجه اعلا قرار میگیر لیبلوکم ایوکم احسن و عملا خب پس هر چه در این آلم هست خدای متعال میفرمایی برای امتحان شماست امتحانم برای خاطرینه که اشخاص سعود کنند آج بگیرند آلی ترین مراتب خلوص آلی ترین مراتب خدمت به جامعه آلی ترین مراتبی که در دنیا میشه به دست بیاری از راه ایمان و عمل صالح به دست بیار اون کسانی که احسن و عملا میشن و اون کسانی که یه خورده پایین ترن دو درجه پایین ترن فرض کنید مثلا آلی ترین درجات هزار درجه خب یک کسی هزار تاش رو به دست آورده در این آلم مثل انبیاه اولیا ائمه علیه مسلم حضرت صدیقه تاهره علیه السلام و یک کسانی پایین تر پله های پایین تر ولی بالاخره به اونجا نزدیک هستن به اونجایی که نزدیک به احسن و عملا هست اینا ارتباط دارن خب اینها رو ما داریم و نمونه های پایین تر هم داریم از اون طرف هم بدکار های رزلی که قرآن میفرماید توم رددناه و اسفل سافلین یه اده هستن دیگه چاره نیست مگه این که برشون گردونیم به اسفل سافلین و پایین ترین درجات از بس جنایت کردن در گذشته و حال صداکاری هایی بوده که این صداکاری ها نمیشه بگی چه چی مضبشه مثلا اون کسی که با اختیار میره شهید میشه شهادت رو اختیار میکنه میدونه شهید میشه ولی فقط برای خدا پیش میره تا شهید میشه خب این چی چی بهش بدن در این عالم هرچی دنیا تلا داره هرچی دنیا مقام داره بدن به اون بگن این اوزی این که شما شهید شدید عمل اون بالاتره یا هرچی تلا در این دنیا هست تلای این عالم که براخره تمام میشه یه روز میاد فانی میشه دیگه ولی اون یک کاری کرده که هرچی داشته داده اخلافش در یه مرحلهی رسیده که نمیشه قیمت براش معین بکنی این یه فداکاری فداکاری های دیگر داریم از نظر عمل که انسان یه فداکاری های میکنه بدون شهادت در باره مرحوم میرزای شیرازی رزوان الله تعالی علیه نقل شده که وقتی که روزگار رسیدن ریاست و مرجعیت برای مرحوم میرزای بزرگ شیرازی پیش آمده در همون وقت کسان دیگر هم بوده اند که در همون حدود در همون شراعت قرار گرفته بودند از جمعه عالمی بسیار بزرگ به نام مرحوم نجمابادی خب در جلسه ای که گفتگو بوده که بالاخره مرجعیت به نام کی تمام بشه مرحوم نجمابادی میگوه یاد چون مرحوم میرزا مدیریتش از ما بهتر است باید او معرفی بشه کسی که خودش از هر نظر شایستگی داره اما چون تشخیص میده یک کسی مدیریتش بهتر است مرجعیت ریاست هرچیه به نام او برای او و به تعبیر یکی از علماء بزرگ پس ازانی که مرحوم نجمابادی این کار کرد دیگه شرائطی قهرن پیش میاد که ممکنه خیلی از علماء هم او را نشناسن اسمش هم نشنوند تا دنیا تمام بشه تا برسن به مردم دیگری که در اون صفت شناسایی مرحوم نجمابادی نیستن او این فداکاری را کرده اون شهیدی که در میدان جنگ و جبهه فداکاری میکنه یا یک کسی که در یه جبهه دیگری تا این اندازه فداکاری میکنه این چه بهش بدن بگن آقا این مزد شما در دنیا همین دنیا فقط باشه چه بهش بدن این اندازه فداکاری خب حالا این عمل صالح امتحان داده احسن و عملاء یا مراتب پایین ترش دارا هستن ادعی انبیا اولیا احسن و عملاء خب حالا چیزی هم که در این عالم نیست بهشون بودن چه کار بشه در این آیه شریفه میفرماید تمام آفریه اینش برای خاطر امتحان هست که کی احسن و عمل هست و در سوره مبارک یونس آیه چهار اونجا میفرماید که اینهو یبدع الخلق سمه یو ایدوه لیجزی الازین آمنو و عملو صالحات بلقیست او کسیست که خلق و آفرینش را شروع کرده اپتدا کرده بعدم بر میگردونه برای خاطر اینکه جذا بدهد آنانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند به عدل با عدل و قصد جذا بده به اونها در اونجا جذا بهشون بده و الا اینجا که چیزی نیست که بشه جذای عمل کسانی که در نظام ایمان و عمل صالح قدم بر میدارند اونا مخصوصا وقتی که دیگه به مراحل عالی ایمان و عمل صالح میرسند اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم مکرم سلوه محمد و عال محمد و عجل فرجهم از کارم خوبان را شنیدیم با سخنون اخلاقی مرحوم آیتالله شب زنده دار از این که همراه ما بودید در بخش سه وم برنامه رادیو معرف بسیار سپاس گذارم آرزو میکنم که انشاءالله دو شنبه خوبی در پیش رو داشته باشید با اتفاقهای خوب خبرهای خوش انشاءالله و با موفقیت در کارها تون من سید حمید حسینی به اتفاق دیگر همکاران بزرگ برم آقایان سید احمد محمودی تیه کننده امید روحی صدا بردار و شاه روخ نظری همه انگیه پخش با شما بزرگ بران خداحافظی میکنیم شما رو به خدای بزرگ و مهربان میسپاریم هنگام طوله و خرشیت هم پنج و بیست و چهار دقیقه خواهد بود انشاءالله با دعای خیلی شما بتونیم باسم خدمت گذار شما باشیم در روزهای آتی در بخشهای مختلف و بتونیم آنطوریکیه که بایسته و شایسته هست در خدمت شما بزرگ بران باشیم خدمتون ارز میکنم که فقه آل محمد درس خارج فقه حضرت آیتالله نوری همدانی رو آمده پخش داریم بعد از این برنامه هم انشاءالله همراه قرآن میشیم با تنفس صبح ترابط صبحگاهی قرآن میکنیم و انشاءالله بعد از اون هم دوستان من در بخش اول برنامه های امروز در کنار شما بزرگ بران خواهند بود ممنونم از لطف و محبتتون فقه آل محمد تقدیم شما و خدا نگهدار فقه آل محمد و دیونذر قومه اگر رجعون ایلیهم لعله یکدهون سلام علی خیر خلقه و اشرف بریته سیدنا و نبینا عبالقاسم محمد و علی اهل بیته طیبین اتاخرین المعصومین سی ما وقیتنا رزیم بحث ما درباره طبقه سومه از عرص طبقه اول عبوان و اولاد بود طبقه دو اخباب و اجداد طبقه سه اعمام و اخمال این طبقه سه با طبقه دو و یک تفاوتهای داره یکی از تفاوتهای اینه که طبقه اول و دوم در قرآن مجید زک شده بود اما طبقه سوم که اعمام و اخباره در قرآن زک نشده فقط یک کلیات اول و در هام بعض مولا و بعض فی کتاب الله خب این تفسیرش اما خودش اونا این طور نیستن اونا عبوان و اولاد و اخوه و اینا در قرآن کریم زک شده و فرضهای اون هم معین شده اما این در قرآن مذکور نیست فردش بر اساس روایاتی که عرض کنیم بایستی توجه داشته باشیم خب مدد دو بوم اینه که خب اینا از لحاظ تعداد بیشتر از اونا هستن برای خواستینا اونجا عبوان هست اولاد خب هرچنین که اولاد اولاد اولاد هم مشبول همین حکمه طبقه دوم اخبار و اجداد اجداد در قرآن نیسته برای روایات ما اجداد رو هم مثل اخبه معرفی میکنه حکم همونها داره عرصه همون داره این برای اما طبقه سه بوم که اعمام و اخبار از لحاظ تعداد برای این که اعمام کسانی هستن که اینا برادران پدر معیت هستن برادران پدر معیت اعمام هستن برادران مادر معیت هم برادران مادر معیت هم اینها اخبال هستن خب وقت این پدر معیت هم برادر داره هم خوهر برادرانش میشن اعمام خوهرانشون میشن بیشه امات امه امه اینسان خب خوهر پدر انسان هست دیگه بنابراین این که این که اعمام هستن برای این اplat پدرش برادرانی داره که اونا اعمام معیتن پدرش خوهرانی داره که اونا امه های معیتن این پدر مادرش هم برادرانی داره که اونا خال این معیتن که فارسی میگم دائی اون مادر خوهران داره اونا خاله این معیتن خوب برابر این دویاه چهار تا اما اماد خال و خالات برادر و خوهر پدرن خال و خالات برادر و خوهر مادر انسان میباشن مادران مگهت نیباشن خب اطرافی هم باز اینها هر کدامشان سه فرقه ممکنه سه جور تصور بشه و وجود داشته باشه بران که همون اعمام که برادران پدر مگهتن اینا برادران عبه وینی هن برد برادران عبیه نگاه برد برادران امه برادران امه برادران مادر انسان میباشن اونم سه جور هستن برای اینکه برادر مادران آیا برادر پدر و مادره مادرین مادرین برادر مادره مادرین یا برادر پدره و بادره اونم سه جور بشن و همه طور خالات خوهرهای مادر مگهت اونا چجور خوهرن خوهر و پدر مادری هستن یا خوهر فقط پدری هستن یا خوهر فقط مادری در روای خود دوازده قسم خود همین موضوع اعمام و امات و خال و خالات دوازده شکل تصورن هست تحققن هم هست محقق میشه خب ارسای اینا را حالا ما خواهیم بررزی کنیم با این شکل این مئیت که مرده مالش ما بین اینا اگر همشن دارن به چه شکل باید خسمت بشه اینجای باب دومه باب دومه از اوابی که مربوط به اعمام و اخوال بود از جلد هفته وسائل دیروز ما ارز کردیم خب در جلد هفته وسائل در باب اعمام و اخوال در جلد هفته وسائل صفحه 503 شروع کرده به اواب میراس اعمام و اخوال البته به یک من اعمام شامل اعمام و امات میشه اخوالا شامل خال و خاله هر دوم میشه خلاصه اینا را همه را ذکر کرده خب ما باب دوم را خدمتتان مقداری ارز کردیم از باب دوم چند تا مقداری هستیم ارز کردیم از باب دوم چند تا خبر خاندیم که در این باب دوم نه تا خبر وجود داره خلاصه اینه خلاصه این نه خبر دقیق کنید چون برای اینجا فقه های ما اقوال از راه اجتهاد اقوال زیادی به وجود آمده شما هم از راه اجتهاد باید این را دقیق کنید تا روشن بکنید در باب دوم از اواب میراس اعمام از اواب میراس اعمام و اخمال در وسائل جلده و ده صفحه پانه ساعت و چهار نه خبر وجود داره خلاصه شو بگیم تا خبر اول که خبری بود مولا عبو وسیل مرادی این خبر صحیح هم بود در سندش هم یک کفر بود که بعض رفقا از من سؤال کردن که بعدا ارز کردم یک خبر در اینجا وجود داره خبر این بود در سند یان خبری را خبر lam نیز ابی مریم بود یک ابی مریم وجود داشت خوب ما در جال برخورد میکند به خیلی یکی اینو باید بدانیم در رجال برخورده میکنیم به خیلی چه ابی فلان یا ابن فلان خوب اخوای ما اینو پیدا کنیم اسمش باید بدانیم تا پیدا کنیم بگیم چجور آدمیه بنابراین در کتاب رجال مثل جام و روات آخرش بابی هست اون کسانی که اب و اب معروفان بابی که اسم اب در اونجا هست اونجا میگه بگیم که این که ابی مریمه اسمش چیه اسمش رو ایده کردیم بینستر آقای اسمش بگیم در رجال چجوریه و همینطور بسیاری در فراد با ابن معروفان اون میگه یعنی ابن حسن که اسمی این معروفه اسمش چیه اسمش پیدا کنیم و همینطور در موجم روات آیت الله ازم آقای خویه همینطوره در این بیستس جلد در اون جلده که داره که دلیل یک جلده کنیم دلیل این هست در اون جا هم یک بامی داره مسدره به اب هر کسی که ابش فلانه ولی اسمش زکنه شده میگه این اسمش چیه و در کجاست یا اگر ابنه میگه این ابن فلان میگن معروف بوده و ابن حسن ولی اسمش چی بوده اسمش زک کرده و محمایین کرده کجا مراجعه کنید برای نمونه این عرض کنم عبی مریم در عبی مریم که ایشان در موجم رجال احدیس میگه اسم عبی مریم در موجم رجال احدیس جلده بیست دوم صفحه چهل نو میگه عبی مریم اسمش عبدالغفار ابن قاسمه عبی مریم که در سند بود همین عبی مریم این اسمش عبدالغفار ابن قاسمه رفتیم اونا سراغ عبدالغفار ابن قاسم ببینیم چجور آدم یه این رفتیم ما سراغ عبدالغفار ابن قاسم این رایشان در جلده بیست دونزمه کرده بود در ذکر 22 در اونجا هم حواله داده به جلد 10 در جلد 10 صفحه پنجاه و پنجام اونجا گفته که این عبدالغفار ابن قاسم سقه است و از نجاشی و غیر اون ذکر کرده منابرین جیف قایدهی به دست محمد هر کجا که ابن و اب هست و به این معروفن در اواخر کتاب