این با مبانی شیعه ما در تغرز است مگر این که قبول کنیم که ایشان افراد عادی هستن که اگر این مطلب رو قبول بکنیم که این تفکر با مبانی ما شیعه یا سازگار نیست لطفاً بفرمایید حقیقت اهم چیست جنب استاد بفرمایید این که امام علمش چه نوع علمیست ما اشارت قبلن داشتیم تو بحث امامتن بیشتر صحبت خواهیم کرد علم امام علم شعنیه یعنی اگر اراده بکنه میتونه بدونه بخواد بدونه میتونه بدونه اما گاهی نه نمیخواد بدونه و نمیدونه دو علم امام هم سبب میخواد یعنی علم امام هم منبع داره گتری نیست یعنی هوا انمنصورانی تو هوا نیست منبعش گاهی قرآنه گاهی تعلیم پیانبره گاهی الهام الهیست گاهی کتب آسمانیه گاهی تحدیثه گاهی خود اون عقله و راه های دیگه پس این که ما خیال کنیم که علم امام بدون منبع هست بدون سبب هست این درست نیست اصلا آلم آلم اسبابه خب یکی از راه های علم امام همین الهامه الهام با دعای ایجاد میشه پس امام برای این که به علمی برسه که از دعاش اینه که بگو خدا این علمو به من بده به پیانبر میپرماید و قل رب زدنی علما یه امام که از پیانبر که بلاتر نیست منو زیاد کن این دعاست دیگه و قل رب زدنی علما بله امام هم نیاز به علم داره و علمش هم باید زیاد بشه و این که از راه هاش دعاست میگه خدا یا علم منو زیاد کن علم امام نامحدود که نیست نه امام محدوده و از خدا هم هست از خودش نیست از خیلی مطلب مطلب امامت انشاءالله مفصل خواهیم گفت که علم امام و علم هر مخلوق دیگه یک ذاتی نیست بخلاف علم خدا دو بیحد نیست بخلاف علم خدا سه این ذات نیست چهار این سایر استفاده نیست م ano تصور من از امام نه باید تصور علم خدا باشه اون علم خداست که حد نداره اون علم خداست که ذاتیه اون علم خداست که این ذاتشه امام که اینجوری نیست پس علم امام باید از خدا گرفته بشه بهتر این راه هم برای این که علم از خدا دریافت بشه شیه دعا کردن میگه من یک سال دنبال هر نمازی دعا میکردم که خدا اسم اعظم رو من یاد بده دعا میکنه اون اسمی که با اون اسمی تونه همه حقایق رو بفهمه رو بهش تعلیم بده چه اشکال داره کجاست؟ بله اگر ما علم امام رو بیحد بدونیم و علم امام رو از خودش بدونیم این اشکال وارده که امام خودش که علم داره دیگه برای چی بخواد از خدا علم بگیره ولی این علمش از خودش نیست از خداست مثلا بعد که یاد بکنم این که اسم اعظم یعنی چه؟ اگر فرض کنیم که اسم اعظم چند تا لفظه بعد امام این الفاظو بلد نیست میگه خدا این الفاظو من یاد بده که من به اون مقام اسم اعظم برسم اینجوریست یا نه؟ از جنس لفظ نیست چند تا لفظ که یه خوبیت ذهنی دارن این بخواد مرده رو زنده کنه یه لفظی مثلا حالا به هر زبانی که باشه به هر شکلی که باشه این لفظ علت هست برای این که زمین آسمان رو به هم بدوزه مثلا فرض کنید هر کسی هم خواست بخونه بخونه آره کوهار از جا بکنه اگر کافر هم اومد مثلا فرض کنید این چند تا لفظ رو گفت اون وقت دیگه با یه اشاره همه آلم رو میمیراند چون پذیره دیگه کسی این اسم رو داشته باشه اگر گفت موتو جمیعن همه اهل آلم بمیرید چی میشه؟ همه میمیرن دیگه میشه اسرافیل این نقش سور اسرافیل رو پیدا میکنه اگر بخواد اراده خود نه اینجوری نیست بله الفاظی هم هست من هم تو همین برنامه شرکت کردم در رواد هم داریم که اسم عظم خداوند در بسم الله الرحمن الرحیم هست اسم عظم خداوند مطلب در آیات اول سور حدیده در آیات آخر سور حشت آیات آخر سور حشت بله بسم الله الرحمن الرحیم اسم عظم خداوند یهو یامن لاهو اللهو اسم عظم خداوند یازل جلال و اکرام یا حی و یا قیوم اسم عظم خداوند درست این همه بنابراین لفظ هست اما اینکه این لفظ رو کیه بگیه؟ اون مقام و اون شن یعنی متجلی شده باشه به این اسم به عبارتگی این اسم درش اشراب شده باشه شده باشه مظهر حی و قیوم بله اون وقت میگه یا حی یا قیوم چون دیگه مظهر اینه چون مظهر حی شده دیگه اما کسی که مظهر این حی نیست حالا هزار برم یا حی یا قیوم یه پشن هم زنده نمیشه اتفاق نمیفته چون در این رابطه دوتا نظر وجود داره بعضی خیال کردن که اسم عظم از جنس لفظه گفتن خب قافیه که انسان یاد بیره امام اگه بلد نبود خدایی یک سال زمت میکشه خدا این اسم رو من یاد بده چطور شما چند تا کلمات بلد نیستی امام یا این کلمات بلد نیستی که ما این رو قبول نکردیم یه دم خیال میکنن که اصلا لفظ هیچ تأثیری نداره این رو هم ما قبول نداریم ولی زم گفتم این ها اسم عظم خداست ما معتقلین دوتا باید با هم باشه هم باید اون شن و اون مقام رو داشته باشه یعنی متجلیب اون اسم شده باشه هم باید اسم بلد باشه چون مخیر اینسان متجلیب یه اسمی شد اون اسم در وجودش هست دیگه اون اسم بلده من یه مثال ساده بزنم شما یه هواپیمارو در نظر بگیرید بنابراین از پرباز کنه دوتا شرط اینجا وجود داره که یکیش نباشه پرباز روخ نمیده یک اون کسی که میخواد این هواپیمارو حرکت بده باید خلبان باشه خلبان نباشه بلده این که پادشاه اون مملکت باشه حق چی باشه نمیتونه درش هم نمیتونه باز کنه حتما باید این تخصص داشته باشه این شن و این مقام باید داشته باشه دو باید مجووز پرباز داشته باشه اون دالان پربازی پرشن مشخص شده باشه بهش اجازه بدن برجه مراقبت اگه مجووز ها نباشه خلبان هست هواپیمار هست اما حرکتی نیست این دوتا باید باهم باشن اگه دوتا باهم بودن اون وقت پرباز رخ میده یکیشون نباشه پرباز رخ نمیده پس باید هم اون اسمها رو بلد باشه که قصد این اسمها رو بلده هر وقت اون شن داشته باشه امام سجاد علیه السلام اینجا دوستو تقاضا داره یک خدایا مقام منو ببر به جایی که متجلی به اسم عظمتو بشم یک سال امام سجاد بعد از هر از کنم که نمازش دعا میکنه که اون مقام رو پیدا بکنه و همین که اون رمز رو میخواد اون مجووز هار میخواد مجووز هار بهش میدن میگن تو به این مقام رسیدی اگر این الفاظ رو بگید در ادامه رو باید این داره که حضرت میفرماید که من از کنم که نشسته بودم خواب چشمی این حادث منامیه هست خواب نیست خواب چشمی من رو فراد گرفت و ازا انا بره جلن که البته باید فرشتی باشون قالمون بین یده در مقام رو من استاد یقولولی سالتالا تعالی ان یعلم که الاسم العظم از خدا خواستی که اسم العظم به تو یاد بده قولتو نه هم گفتم بله قال قول اینجوری بگو اللهم اینی اصلا رو که بسمت الله الله الله الله الله اللذی لا اله الا هو رب العرش العظیم این لفظه این لفظو بگو و تو اون مقام رو داری یا تو این یک سال به دست آوردی اون مقام رو خدا به اداد اینم مجووزش خدا دیگه داری بعد امام فرمونتیه فولله ما دعوتو به حال شیعن الار ای تو نجحه هیچ جا دعا نکردم مگر این که پیروزی و اون نتیجه رو دیدم پس اینجا دو مطلب باید از هم جدا بشه امام سجاد دعا میکنه برای این که دو چیز بهش داده بشه یک اون مقام تجلی اسم اعظم رو پیدا بکنه و دو اون جواز بهش داده بشه در طول این یک سال اون مقام رو به دست آورد تو اون حالت هم اون مجووز بهش داده شد اون رمز راز بهش داده شد اون الفاظ بهش داده شد گفت الفاظ هم این هست به زمین آسمان لازم نیز بیری بسم الله رب العاشره همین تمام شد میشه اسم اعظم بسم الله بگو تمامه اسم اعظم میشه پس هیچ اشکال نداره تصور این که امام علمشو از خدا نمیگیره غلطه امام هم باید زحمت بگیره باید دعا بکنه باید از خدا بخود که علمشو زیاد کنه فرمودن اگر علم ما زیاد نمیشد که جمعه ها غالبا زیاد میشه ما هم تموم شد علممون امامان هم علمشو مرتب زیاد میشه از چطوری از همین طرق با دعا کردن با عبادت کردن و بهترین راهش همین دعاست رب زبنی علم جنب استادی آی کمالی نیا یه مطلبی رو پیشفرز گرفته در سآل خودشون این که میگن با موانی شیعه ما در توروز این که بگیم امام اسم عظم رو نمیدونه ایشون این رو پیشفرز گرفته که امام در زمان امامتش زمانی که به امامت رسید تلازم داره که مثلا اسم عظم رو هم بداند آیا همچین تلازمی توی موانی شیعه ما هست که شخصی که به مقام امامت میرسه این باید یه سری شرایط و ویژگیری داشته باشه درست این که فرمودید علمش از خودش نیست از خداوند درست ولی این که ایشون وقتی که به این مقام رسیده مقام امامت چه شرایط ویژگیری داشته باشه آیا داشتن اسم عظم از شرایط و ویژگیری تلازمی این مطلب هست که ایشون پیشفرز گرفته علم فعالیست نخیر امام نداره آیا امام شعن این که متجلی به اسم عظم بشه رو داره بله اگر بخواهد یه اسم عظم رو لفظش رو بدونه این علم رو داره بله انشاءو علمو یا قلمو این شعن آگه فقط برای امام هست یا برای افراد دیگه هم هست نه برای امامه نلعیم علیه السلام انشاءو علمو امام فقط اگه این شعن شعن خاص امام هست این شعن رو دیگران ندارن بله بعد شما میخواییم که الان اسم عظم رو بدونین به ما گفته نیشه نمیتونی پشت فرد رو نگاه کنین قدرت این که بخواییم پشت فرد قیب رو نگاه کنین اما این قدرت رو داره اما آیا نگاه میکن در خیلی از موارد خیلی خیلی از موارد صلاح نیست که نگاه کنه رضای خود در این نیست که امام بخواد به اون پشت فرد قیب کال اسم عظم رو از مسادی قیب هست نگاه کنه و امام هم تبقیه رضای خدا حرکت میکنه و میل خودش رو در نظر نمیگیره بله با همین نکته که حرکت کردم خیلی از سوهات و خیلی از سوال ها حل میشه مثلا پردیو فرمایید که امام روزه علیه السلام میدونست که الان که بره پیش معمون او رو به شهادت میرسونه یا این انگور که الان بهش تقدیم میکنه این انگور توش سمه اگر میخواست بدونه میتونست اما این اراده رو کرد خیلی این اراده رو نکرد چون سلاح نبود به عباسلت گفت که من میرم پیش این مرد چون بی وقت بود وقت اداری ملاقات نبود وقت روز قبلشم اون فضلن سر رو تو هممه سرخص خوشت بودن دیگه من میرم پیش این مرد احتمال میداد یعنی امام این احتمال رو میداد من میرم پیش این مرد اگر وقتی برگشتم سرمو پوشونده بودم بدان که مصموم شدم نه پوشونده بودم اتفاق نیفتده این یعنی که نمیدونم چه اتفاق میفته اگر بخواد میدونه صد در صد اراده میکرد میگفت من میرم اینجا حتما مصموم میشم حتما شهید میشم این اشکال دوالی میشه خب نمیرفتم چرا با پای خودش رفت چرا با پای خودش شهید بشه چرا با پای خودش شهید بشه اگر نگاه میگردن چی میشد مسئلهتشون نبود و اون امتحانم معقد نیست امتحانی دیگه نبود دوستان هنر پیشه بودن نبایش بازی میکردن نه سلاح نیست و رزا نگاه نمی کنه که متوجه میشه که این امتحان بوده و قضیه زفه فرزند نبوده زمانی که فرزند خبونده رو زمین چاقو گرفته به دستش با قدرت چاقو به گلوی اسمایل میکشه میبینیم چاقو نمیبره در نقل ها داریم که چاقو زد به سنگ سنگ دونیم شد این عجب چاقویست که سنگو میبره ولی گلوی نازو که اسمایلو نمیبره که در نقل ها داره که چاقو گفت که خلیل میگه ببر خدا میگه چی نبر اون وقت این وحی اومد که قد صدقت رویان دیگه امتحان تموم شد قبول شدی ولی اگر این مسئله حل بشه خیلی از این شوهات که از این دست مطرح میشه اونو همه حل میشه آیا حتی یعقوب نمیتونست که بدونه که یوسفش در چند قدمی خودشه یعقوبی که از مصر بوی پیراهن یوسف رو استشمام میکنه فلما فسلتل ایر تازه قافله از شهر مصر اومد بیرون ایشون در کنان ست های کلومت فاصله هست گو من بوی پیراهن یوسف رو استشمام میکنم همین یوسف بود همین پیراهن بود در نصران چند ست متری هم شد نبود خودش بود دیگه اون صلاح نبود که بخواد پشت فرد رو نگاه کنه اون زمانی که اجازه داده شد ولی این قدرت رو داره از مصرش بوی پیراهن شنیدی چرا در چه های کنانش ندیدی به گفت احوال ما برق جهان هست گهی پیدا و دیگرگه نهان هست گهی بر تارم اعلان نشینیم گهی تا پیش فای خود نبینم وقتی این شعر رو من اینجا اصلاح میکنم که اگر مصلحت باشد بر تارم اعلان نشینیم اگر مصلحت نباشد مثل بقیه مردم تا پیش فای خود مونم ممکنه نبینیم بسیار سپاس بازارم امیدواریم این شنوانده عزیز هم پاسخو سآلشون رو شنیده باشن با برنامه پرسومان اعتقادی از گروه فقه و اندیشه راژیو معارف در خدمت شما عزیزان شنوانده هستیم شما گرامیان برای شنیدن قسمتهای قبلی این برنامه میتونید به پایگاه اینترنتی ایران صدا و یا نرمفصار ایران صدا مراجعه کنید و قسمتهای قبلی این برنامه رو دریافت کنید و بشنوید با ما همراه باشید پاسخهای کتا پرسیدند چرا کسی که میمیرد صبح روز بعد قبل طلوع خرشید مردم میروند سر قبر او چیز مرتبه ما جایی ندیدیم اون چیز هست اینه که شبه اول قبل برایش نمازه لیتا دفن بخونن صدقه بدن و خیلات کنن و بعد هم به زیارت قبرش برن اما این که قبل از طلوع فجر برن رو ما جایی ندیدیم اون روز اول بله داریم که اگر شما روز جمعه قبل از طلوع فجر به زیارت احلق و بور برید شما رو میبینن و صداتونو میشنون بعد از طلوع فجر یا در روزهای دیگه صداتونو میشنون ولی دیگه شما رو نمیبینن این رو داریم ولی خب روانم باز نیاز به توضیح داره بنابراین این مرتب رو ما جایی ندیدیم 86 پرسیدند خدا فرموده با رکوع کنندگان رکوع کنید منظور چیست و چرا نگفته با سجد کنندگان سجد کنید آیا خاندن کل قرآن بهتره یا مداومت بر خاندن سوره های خاص نسبه به سال اول رکوع اینجا به معنی اون رکوع مستلح نیست به معنی خود نمازه به معنی برکعت نماز رکوع گفته میشه به خود نماز رکوع گفته میشه بنابراین میگه که نمازو با جماعت بخونید برکعوم ارراک این نمازو به جماعت بخونید نه این که فقط رکوع رو با دیگران باشید سجد رو دیگر با اونا نباشید نه با جماعت نمازو بخونید سال دومشون بهتره اینکه انسان جمع کنه بین این دوتا هم همه قرآن رو بخونه هم سوره های خاص رو اون تا حالا یه مقدار از اون خوندن قرآن کم کنه یه مقدار از سوره های خاص کم کنه تا بتونه جمع کنه بین این دوتا اما اگر ام دایید باشه که نتونه این حال جمع کنه طبعا اون سوره های خاص بهتر است از اینکه انسان بخواد همه قرآن رو بخونه پرسمان مجالی برای پاسخویی به پرسش های شما همراهان گرامی صدای ما رو از روژیو معارف میشنوید برنامه پرسمان اعتقادی بخش پاسخ های کتار رو به اتفاق شما عزیزان شنونده شنیدیم شما گرامیان از طریق دو شماره تلفون 329 و 329 552 با پیش شماره 025 میتونید سالات تلفونی خودتون رو از برنامه بپرسید و یا اینکه سالتون رو به صورت سوتی زبط کنید و از طریق پیام رسانی ایتا به شماره 0900 ارسال کنید تا انشالله جناب استاد محمدی این سالات رو پاسخ بدن سال تلفونیه ای که از عزیزان شنونده آماده پخش هست میشنویم از استاد محمدی خواهش مندم که لطفاً معنای اصولی و اخباری و یه مقدار توضیح بدن خیلی ممنون ممنون از شما شنونده یه گرامی جناب استاد در خدمتون هستیم بفرمایید اخباری یا احل حدیث یا گاهی کلمه سلفی مثلاً بهشون گفته میشه یکی از این قبیل به کسانیم گفتن که اینها معتقد بودن که ما برای فهم حقایق دین تنها باید از اخبار و از دلائل معصور استفاده بکنیم و حق نداریم که از پیش خودمون مثلاً استنباطی داشته باشیم استدلالی داشته باشیم و بنابراین هرچی که تو قرآن و روایت داشته باشیم همون مورد قبوله اون که امام صادق داره ما قابل قبوله نه اون چیزی که شما بگید اقل ما اینجوری میگه اون روایت هم چیز داریم که امام مثلاً فرسکنون کسانی که اقل خودشون در مقابل امام قرار میدن اونها تختهه کرده که میگنید خب دیگه نشته ها در مقابل نست دیگه وقتی نست داریم دیگه اشتباه به انا نداره اینها میگن ما باید مقید به روایات باشیم متسلب به اخبار باشیم و حق این که انسان بخواد از خودش نظری بده رو نداره اون یک نوع جمعود فکری ایجاد میکنه و طبیعی خب خیلی از چیزها رو انسان از این طریق خیلی از چیزها تو خبرها نیست ما چی کار کنیم مقاددش پیش نیامده شما میخواد مثلاً راجب کامپیوتر مثلاً صحبت کنید حدیث راجب کامپیوتر دارید شما؟ نه حکمش رو مثلاً استنباه بکنیم حکمش چیه؟ اگرم هم قیاس کنیم که خب قیاس هم که بادله اول منقاس ابلیس این یک نظره که بینم میگن اخباری قصولی یا مشتهدین کسانی هستن که میگن بله ما قرآن رو قبول داریم حدیث رو هم قبول داریم اما خود فهم آی قرآن فهم حدیث این که این حدیث صحیح هست یا نیست حدیث گاهی با هم تعارض دارن گاهی آموخاس دارن گاهی مقاید و مطلق دارن گاهی آموخاس دارن اینا نیاز به بررسی و تحلیل تجزیه داره دیگه این یعنی اشتهاد یعنی اصلاً از اصول استفاده بکنه اصول بهش میگه که اگر آم میبود و خاصی اون خاص میاد این آمو تخصیص میزنه دیگه شما به عموم شخص ندارید که تمسک کنی بعد از تخصیص اون وقت اون حدیث عرضش داره عموم اون حدیثی که اینجا از بین رفت این کار مشتهده بسیار ممنون و متشکرم امیدوارم این شنونده عزیز هم پاسخ سآلشون رو شنیده باشن اشاله که توفیق داشته باشیم در برنامه های بعدی هم در محضر شما باشیم و استفاده کنیم از حضرت علی از شما شنوندگان گرامی که تا انتهای برنامه با ما همراه بودید تشکر و قدرانی میکنم شما عزیزان میتونید نظر انتقاد پیشنهاد و یا رضایت خودتون از برنامه رو به سامانه پیامکی سی هزار سد و شست و دو پیام بفرستید و یا این که با شما نتلفون سد و شست و دو تماس بگیرید تا ما هم از نظرات شما عزیزان استفاده بکنیم همه شما گرامیان رو به خدای بزرگ میسپاریم تا برنامه بعد خدا نگهدار التماس دا آغاز من تو بودی و پایان من تویی آرامش پس از شب توفان من تویی حتی عجیب نیست که در آج شک و شد زیبا ترین بحانه ایمان من تویی زیبا ترین بحانه ایمان من تویی احساس هایی از متفاوت میان من احساس هایی از متفاوت میان من آباد از تو هم من آباد از تو هم من آباد از تو هم من ویران من تویی خب دوستان شنونده برامه پرسمان اتفاقی برامه پرسمان اتفاقی برامه پرسمان اتفاقی برامه پرسمان اتفاقی برامه پرسمان اتفاقی برامه پرسمان اتفاقی برامه پرسمان اتفاقی برامه پرسمان اتفاقی برامه پرسمان اتفاقی یک هماسه بود و هست نام جاودان تو با تو عرق بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را اون که نخواهد گذشت اعمالیست که ما انجام بدیم که اینها ثابت هست در دفترهای خدا ثابت هست اعمال خوب به ما بر می گردد اعمال بد به ما بر می گردد همه چیز از خود ما هست و به ما بر می گردد اکسال عمل ما هست باید توجه داشته باشند همه توجه داشته باشین به این که آفت انسان هوای نفس انسان هست و این در همه هست سرچشمه می بیرد از اون فطره فطرت توحید فطرت فطرت توحید هست فطرت کمال طلبی هست کمال مطلق را انسان می طلبه خودش نمی فهمد خیال می کند که مقام می خواد لیکن وقتی به اشتصیب می بیند این هم نیست همه عالم را اگر کنانچه جمع کنند و به دست انسان بدند قانه نیست می بینید که قدرتمند هایی که قدرتشون در این کانه نیست اگر انسان زیاده هست بیشتر دنبال قدرت هستند بیشتر دنبال توسعه قدرت خودشون هستند اونها هم اگر کنانچه فضا را بگیرند و دریا را بگیرند و زمین را بگیرند و آسمان را بگیرند قانه نیستند اگر انسان جلو خودش را نگیرد این سرکشی که حد و حدود ندارد انسان را به بادفنا می دهد باید سرکشی را جلوش را گرفت و این نفس را مهار کرد در همه امور در تمشیت همه امور باید انسان اون چرا که مسلحت اسلام هست کسانی که متصدیه امور هستند اون چیزهایی که مسلحت اسلام هست اون چیزهایی که مسلحت ملت اسلام هست در نظر بگیرند از هواهای نفسانی که سرچشمه همه فساد ها هست جلو بگیرند گمان نکنند که ما حالا اینجا را می خواهیم کافی است خیلی هیچ چیز برای انسان کافی نیست قلب انسان قدرت مطلق طلب است یعنی قدرت خدا می خواد فانی در اون بشد و این حد ندارد لاحد است لیکن چون ما متله نیستیم نمی فهمیم از این جهت گمان میکنیم این چیزها را می خواهیم و همه عذابهای انسان برای همین است که نمی دوند چی می خواده این چند روز دنیا رفتنیست این ریاست ها رفتنیست اون چی که به جامعی ماند این است که ما چه کردیم و در محضر مقدس اطالا چه کاره هستیم این اگر اصلاح بشد همه چیز اصلاح می شد و من امیدوارم که برای همه و خصوصا اونهایی که کارهای کلیری در دسته این مسئله حل بشد و اگر حل شد مسائل دیگرم حل می شد این مسئله حل بشد