بیلهای العالمین ابن قاسم محمد قسمت های از مباعث رسول الله صلی اللہ علیه و سلام به حضرت عبیزر بود امدتاً یکی تحذیر از حب دنیا و تعلقه به دنیا بود و یکی تشویق به ذکر خدا و خضوع و خشوع و بکای از خوف الهی اینجا باز برمیگرده به همین نکته اخیر یعنی اهمیتی اهمیت گریه کردن برای خوف از خدا یا شوق الالقا الله که البته اون خیلی افزل است برای کسانی که چنین معرفتی را دوشتور میفرماید خدای متعال به من خبر داد که خدای متعال قسم خود به عزت و جلال خودش که هیچ کس به اندازه کسانی که برای خدای متعال گریه می کنند به اون چیزی که اونها میرسند نخواهد رسید یعنی یک کمالیست یک فضیلتیست یک پاداشیست مخصوص بکا است اگر کسی بکا نداشته باشه به اون پاداش هیچ وقت نخواهد رسید ولو هزارها عبادت دیگه داشته باشه و این نیل عب نیل همه فر رفیق الاعلا قصرا لا یوشارکهم فیه احد خدای متعال می فهمد برای کسانی که برای من گریه کنند یا از خوف یا از شوق قصری را برای اونها منامی کنند که هیچ کس با اونها مشارکت نداره مخصوص کسانیست که دارای این فضیلت است قال قل تو یا رسول الله ایل مؤمنین اکیس هبوزر سآل می کند در قسمت های گذشتن بود خیلی جاها ایشون سآل می کرد بعدی جاها ابتداعا حضرت بیاناتی می فهمدند اینجا باز بر می گرده سآل می کند که در میان مؤمنین چه کسی زرنگتره کیاستش بیشتره قال اکثرهم للموت ذکرن و احسنهم لهو استعدادن زرنگترین مؤمنین کسی است که بیشتر یاد مرگ باشه و بهتر آماده برای مردن باشه روشن هم هست کسی که در این مسیری در حرکت می کنه اگه باهوش باشه همیشه توجه به این داره که هدف کجاست تا راهی به سویه او را پیدا بکنه و زودتر به هدفش برسه اگه کسی در راه غفلت بخونه خب گیج می شه و این کوده نیست تو راهی داره می ره ولی متوجه نیست که هدف کجاست کجا می خواد بره طبعا هرگه بیشتر توجه به هدفش روشه که نهایت این راه به کجا خواهد رسید مقصد کجاست اون زرنگتره چون مقصد ما ما بعد الموته کسی که توجه به مرگ داره از همه زرنگتره اونایی که توجه به مرگ ندارن مثل آدم هایی هستن توی راهی راه افتادن هم نمی دن کجا می خواد برن یا یادش هست اما آمادگی نداره زاد و توشه ای تیه نکرده آدم که توی راه تورانی می خواد بره اما بی زاد و توشه کار خطرناکی می کنه پس کسی که بیشتر یاد مرگ بکنه و بهتر آمادگی برای مرگ داشته باشه از همه مردم زرنگتره یا عبادر اذا دخلن نور القلبه انفسده حل قلبه وستوسع این یک بیان جدیدیست مشابهش تابه ها نداشتیم می فرماید قلب ها ابتداعا خودشون تاریک هستن البته با توضیحی که من درست میکنم خدای متعال نوری افاظه می فرماید و قلب هایی که مستعد هستن اون نور را در یافت میکنه خب نوری نیست که ما با چشم ظاهری ببینیم یه نور معنوی است وقتی این قلب این نور وارد قلب میشه علامت هایی داره قلب گنجایشش زیاد میشه از هم باز میشه مثل چیزی که مثل مثلا به انوان تشکیه معقول و محسوس اگر فرض کنید یک ظرفی داشته باشید که خوشکیده باشید اگر فرض کنید مثل مشک خوشکیده باشید یا ظرف هایی که مثل این ظرف هایی مثلا پلاستیکی یا ایستادگیه که قابل واسعت هست یه وقت جن هست مثل این باد کنک ها یه وقت هست محف واسعت پیدا میکنه واسعت دل از نور الهیست خدای متعال نوری به قلب میده مثل اجسام که در اثر باد کردن واسعت پیدا میکنه ظرفیتشون زیاد میشه قلب یک خصوصیتی داره قلب که البته اینجا میگن منظور عضو جسوانی نیست اون چیزی که محل ادراک هست محل ایمان هست عمر معنوی هست وقتی نور وارد قلب میشه که البته هم نور معنوی هست هم قلب معنوی هست ظرفیتش وسعت پیدا میکنه این فسح وستوسع خب این چیز محسوسی نیست که ما بتونیم بفهمیم اینه که عبوزه سؤال میکنه اینجا که علامتش چیه از کجا میشه تشخیص داد که خدای متعال نور افاظه کرده به قلب ما وسعت پیدا کرده قل تو فما علامت ذالک به ابی انتباه اون میارسون الله علامت این که بفهمیم خدای متعال نور به قلب ما حنایت کرده یا نه چیه قال الانابتو الادار الخلود و تجافی وندار الغرور و استعداد للموت قبل نزوره اگر در خودت احساس میکنی که توجهت به آلم عبدیست این علامت این است که قلب زرفیت پیدا کرده از محدوده تنگ دنیا فراتر رفته توجه پیدا کرده به یک آلم وسیع و عبدی خب متقابلن وقتی توجه اونجا باشه و شوق رسیدن به آلم وسیع عبدی باشه آدم نسبت به این آلم تنگ و محدود احساس میفرد که میخواد از اینجا خارج بشه و تجافی وندار الغرور یعنی توحی کردن خود از آلم غرور آلم غرور دار الغروری که از اسماییست که قرآن به دنیا داره برای دنیا اسمایی از ایک شده اصافی در قرآن کریم و روایات ایک از اصافی معروفش اینست که دنیا دار الغرور است یعنی آدم رو گل میزنه به این مناسبت بزرگان رو فهمودند بند از علامه تواطبایی رضوانالله علیه یاد گرفتم این کلمه رو بزرگان دیگه هم فهمودند انسان یک مطلوب فطری داره که فطرتش دنباله وست ولی دلست تشخیص نده که چی ها میخواد ولی ایک گمشده فطری داره که بالفطره تلاش میکنه تا اون گمشده خودش رو پیدا کنه هرچند آگاهانه نمیدونه چی ها میخواد اون گمشده اصلیش رسیدن به قرب الهیست ولی خودش توجه نداره یا به تعبیر دیگری رسیدن به کمال مطلق دنیا آدم رو گل میزنه یعنی زرق و برهای دنیا چنین وانه مود میکنه که گوی گمشده ما همینه ما گمشده داریم ورای اینها خیلی باراتر از اینها ولی دنیا خودش را اینجور پیشون به ما نشون میده که گمشده شما من هستم وقتی آدم میره با علاقه زحمت میکشه دنبالش میره نائل که بشه بس میرن چیزی همچین آش درسته چیزی هم نبود ولی برحال عمری طرف کرده در این راه اینه که دنیا رو دارالغرور میگند جاییست که آدم رو فرید میگند مثل بچه ها که مثلا پسونک میزنند در اینشون به جایی این که شیر بخوره این پسونک رو هی میمیکه ولی چیزی نیست گلزنکه قایان میگن گلزنک میگن دنیا هم گلزنکه اون چه مطلوبه انسان هست اون آب حیاتیست که از قرب الهی سرچشمه میگیره و کام فطرت رو سیراب میکنه ولی دنیا خودش رو نشون میده که من اونی که تو میخوای اینجا من هستم حالا از مالش باشه از خانش باشه از ماشینش باشه از وسائل دیگه باشه هرچه از لذاییز دنیا جازبه داره برای انسان اینو غروره گلزنکه حقیقتش اینه که اینا وسائلیست باید به عنوان ابزار برای رسیدن به کمال الهی و رضای الهی ازش خودم استفاده کنه ولی اونچنال خودشون رو به ما نشون میدن که گویی هدف ما اینها هستن اصلا خود اونها مطلوب به ذاتن بس اگر کسی نور پیدا کرد قلبش دیگه حقیقت رو میابه دیگه اشتباهی نمیگیره آدم تو ظلمت هست که چیزی رو عوضی میگیره اگر دل نورانی باشه دنیا رو بجای آخرت نمیگیره تعلقش و شوقش به آلم آخرت خواهد بود و از دستوپاش از دنیا جمع میکنه این حالت جمع کردن دستوپا که خودشون میخواد آدم رها کنه یه چیزی رو اینو میگن تجافی تو نماز هم که میگن در حال تشهد اگر امام نشسته به تجافی بشینید دستوپات رو جمع کنید آماده برخواستن بشین اگر آدم اینجوری بشه که دل از دنیا خاریر کنه توجهشی نداشته بشین بخواد آماده پرواز کردن بشین این علامت اینه که دلش نور داره حقیقت فهمیده فهمیده که این دنیا جای دلبستن نیست اون که نپاید دلبستگی را نشاید دل بستگیره و به دنبالش ولستعداد للموت وقتی آدم تعلقی به دنیا نداره و تعلقش به آخرت هست همیشه باید محیا بشه برای رفتن مطلوبش اونجاست اونجا کاری نداریم اومدیم اینجا تا خودمون را برای اونجا آماده کنیم دلبستگی به اینجا نداریم دائما باید آماده بشه من که شوق داشته بشه که زودتری از مقدمه بگذره و به زلمقدمه برسه همه شما برای شما اتفاق افتاده من که بچه صفتتر هستم بیشتر تو ماشین که آدم سوار میشه این بخواه زودتر بره از یه ماشینی هم که صفتت میگیره خوشحال میشه که ماشینی من جروفت برای چیه این درسته که یک خواست حوث بچگانه هست اما یه منشه فطری داره آدم زودتر میخواه به مقسم درسته ما تو راه کاری نداریم راه را برد تقیی کنیم زودتر به مقسم برسیم اینه که هرچی زودتر بریم خوشحالتر میشیم ریشه فطریش اینه حالا حوثهای بچگانه هم تو هم میشه که ما بگیم ماشین ما تنتر میده خب اون یه حوث بچگانه ایست اما ریشه فطریش اینه که آدم نخواه زودتر به مقسم درسته و این عمر اغلاییست کسی که فهمید مقسم اینجا نیست خب میخواد تو تا از اینجا بره به مقسم درسته دیگه ول استعداد للموت قبل نزوله آماده مرگ شدن پیش از این که مرگ فرا برسه ما آماده باشیم اگه کسی اینجوری شد این علامت اینست که خدای متعال نور به قلبش داده دلش حقیقت را از غیر حقیقت تشخیص میده وسیله را از هدف تشخیص میده وسیله از کدوم هدف راه را از مقصد تشخیص میده راه کدام از مقصد بجازه اما کسی که اینجور نیست نه تو تاریکیست نور نبره دلش انشالله که خدای متعال به همه ما شیرینی مناجات با خودش ول از نفع از نماز را بششاند پروردگارا ترا به ازت و جلالت قسم حق اولیا و انبیا اد قسم و حق اون کسانی که نمازهای مقبول در درگاه تو به جاگ زشتن توفیق عبادت مقبول و خالص به همه ما انایت و فرم روح پرفتوح امام بزرگوال را با اینمه اطهار محشور بفرما به ما توفیق شناختن وزایف و انجام انها مرحمت بفرما دلهای ما را از شبهات و وساویس و انحرافاتیمه خواد مسون بدار آقابت امر ما ختم بخیر بفرما و السلام علیکم ورحمت الله و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات و شبهات fåهر~? زدن یه مرة هم×ить نخحمت بوج commanders چجون بك FUCK تانموتיתُ ذیparty خburkar احس Lake انگASS انخبار مکارم خوبان سدای فضیلت و فطرت بخش سوه برامه هایی که از ساعت 22 گذشته آغاز شده و همچنان ادامه داره با دو عنوان دیگه ما در محضرتون خواهیم بود انشالله که فرصت همراهی ما رو داشته باشید پنج و بیست و شش دقیقه موقع طل و آفتا به افق شهر مقدس قوم خواهد بود برامه فقه آل محمد رو لحظاتی دیگه خواهید شنید و پنج و چلو پنج دقیقه در انتهای بخش سوه برامه ها تنفس صبح رو میشنویم که تلاوت آیاتی از کلام الله مجید هست پایان بخش این قسمت از برامه های رادیو معرف آغازیست بر بخش اول برامه روز چارشنبه که دوستانو هم انشالله به موقع خدمتون خواهند رسید من رضا هدایتفر افتخار داشتم به اتفاق همکارانم تیه کنند آقای امیر عباس خاقانی صداوردار آقای سید عبدالله موسوی و همانگی وحشای روحالله محسنی در کنر شما عزیزان باشیم علاقه مندان به دروس حوزوی فقه آل محمد رو سی دقیقه بشنوند در سخارج فقه حضرت آیتالله مکارم شیرازی صبح شما بخیر باشیم موسیقی فقه آل محمد بسم الله الرحمن الرحیم قوهتا الا بالله العلی العظیم بحث ما در مسئله سبون بود راجع به این که اعمال مکر و باید بعد از اعمال منا در حال اختیار به جا بیادن الا چهار طایفه که اینها باید باید باید باید اعمال استثنا کردیم معذورین و زنان مبتلا به عادت و خوف عادت در بعد از منا رو و پیر مرد و مریض و معلول اینهایی که از کردیم استثنا کردیم چهار طایفه رو که قبل از رفتن به عرفات میتوانن اعمال بعد از منا رو انجام بدن یعنی تواف حج نماز تواف سعی به این صفا و مروه و همچین تواف نسا و نماز تواف نسا این پنشتا رو قبل از رفتن به عرفات انجام دن عدل نشو گفتیم و بحثاش تمام اما بقیه هناش شیعون و آن این است آیا تواف که گفته شد هم تواف حج رو میگیره و هم تواف نسا هر دو و همچین سعی آیا اون هم ملحقه خب زنیست تخاف العاده تخاف الهیست چه مانعی داره برامونیهی داره بعد از آنی که از منا فارغ شد حائزم شده تواف به جانم یاره سعی که مانعی نداره سعی به این صفا و مرده صفا و مرده خارج از مسجده بنابراین حائز میتونه در سعی تهارت شرط نیست حائز مانعی نداره سعی انجام بده آیا این احکامی که ما گفتیم شامل تواف زیارت و تواف نسا و سعی و همه اینها رو میشه قبلن انجام بده یا نه در کلمات یه اختلافات کمی پیدا میشه ولی ظاهر اصحاب این از هر پنشتا رو میتوان در حالتی که این احکامی که ما گفتیم در حالتی که ما گفتیم در حالت اوزر قبل از رفتن به عرفات انجام داره هر پنشتا ظاهر بارات اینه سعی ترتیبو به هم میزنه سعی جداگانه به جامیاره چه اشکال داره ترتیب به هم میخوره لعقل سعیش بعد از منا واقع میشه چه اشکال داره در اینجا اما راجب تواف نسا در اینجا به خاطر این که ترتیب اعمال منا به هم میخوره ما سعی رو خارج از نوبت انجام میدیم حالا بحثش من هنوز تمام نکردم اما راجب تواف نسا الهانگش به تواف زیارت که همون تواف اول باشه ممالا شکه شیه نبا دارون تردید داشت چرا قلت این که در بعضی از روایات داره تواف الحج ظاهر تواف اول حج تواف اولیه ولی در بعضی از روایات داره اتتواف کلمه حج نداره اتتواف شماره روایتشو عرض میکنم روایت حفظ ابن بختریه شماره روایتشو بله کدام قد میزنیم نه اون بیانم اصلاقه نه قد نمیزنیم سؤال از تواف اول حجه جاملان تواف اول حج مانی نداره در روایت حفظ ابن بختری که گفتیم این چندین نفر هستن که نقل میکنن حدیث سه باب سیزده از اقسام حج جل هشتم که قبلن هم خونده ایم حدیث چاره الان میخونم براتون حدیث چاره بعده باب سیزده از اقسام حج عن ابی عبدالله علیه السلام قاله نابعثه به تعجیل تواف مقید به تواف حج نیست للشیخ الكبیر والمرأه تخاف الحیز این داره تقدیم تواف تواف هم تواف اولو میگیره هم تواف دوم که تواف نسائه عرض فعل آزاده انا ببرین لا شک که اینجا جای الهاء خصوصیته چه خصوصیتی داره؟ در تواف اول و تواف دوم هدو تواف است که شرطش این از تارت باشه این زن تارت نداره تو تواف اول نمیتون به جا بیاره قبلا به جا میاری تواف دوم هم نمیتون به جا بیاره قبلا به جا میاره اگر جای الهاء خصوصیت باشه انجا هست هدو توافه هر دو مشروط به تارته هر دور زن میترسه که بذار بعدن نتونه خب هر دور قبلن به جامیاره این جایلقا خصوصیت تردید نباید کرد پس علاقه بر این که بعضی از روایات توافر و مطلق گفته که شامل توافر اول و دوم و هر دومی شود جایلقا خصوصیتم این جا هست بدون تردید اتفاقا من میخواستم بگم این که در رواد داره توافر حج انسراف به تازیات نسانم خود توافر حج هم هر دور شامل میشه چی گفته توافر حج یعنی توافر اول ؟ نباید با چی؟ نسا هر موقعی دلشون بخواه انجام بدن دادن فره نمی کنیم هر دور رو میگیم تا آخر ما میشه انجام داد هر دور رو تا آخر ما وقت زیاد داره اما چیز اجازه نمیده خاربان اجازه نمیده برن بمونن تا آخر ما ولی بکنه اجازه بده هر دور رو به جام یاریم چون هر دور تا آخر ما میشه انجام داد ما گفتیم اعمال منا وقتش و اعمال مکه وقتش وسیع تا آخر زلحجه بنابراین فرق بین توافر اول و دوم از نظر وسط رخت نیست پاک میشه هر دور به جام یاریم پاک نمیشه هر دور مبنیم به جام یاریم خاربان اجازه نمیده برن خاربان اجازه نمیده برن حضورم قبلن به جان بیاره نسبت به توافره نسابه عصی نباید کرد بعضی ها اینج را باز کردم اما راجع به سعی fuckutt معني این Lynek یعنی دست شیت när توافر جنسه توافر جنسه جنس شامل عصناТ معنی جمعی اعداد وチャویز جم ت inconsistent حال افلام جنس و اما راجع به سعی مط woah راجع به سعی راجع به سعی حمیت توان تبخشنRIS سر راجع به سر تفاوت میکنه سر مشروط به تارت نیست سر در داخل مسجد الحرام نیست اضافه بر این اون زهام و ازدهامی که پیر و معلول میترسن در سر کمتر از توافه زهام ازدهام