در مطلع مجموع برموهای چهار شنبه 22 مرداد ماه 1404 تقدیم شما باشه تا ادامه برموها رو بعدن خدمت رو عرض کنم فسألو اهل ذکر این کنتم لا تعلمون بر چرانه نور بالبینات و الزبور بر چرانه نور و انزلنا ایلیک الذکر رای تو بین الناس ما نفذید ایلیهم و لعلهم یتفكرون بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بسم الله رب شکرم بلکه به بهده اون خدایی که منظه از نقص هست میداند و اون خدا که رفع نقص اینها را بهده گرفته هست م هست لذا در برابر ت او را سناگوی و یعنی میشود همد به این در زبان فطرت تمام موجودات هست لذا این دو مسئلت دستور انبارک اسرا کنار هم ذکر شده هست که این من شیعن الا یسبه و حمده نه تنها همه تسبیح گوی اویند و نه تنها همه تحمید و حمد گوی اویند بلکه تسبیحشون با تحمید همراه هست هم مسبه هم هم تامد به حمدشون در کنار تسبیح هست و تسبیحشون در کنار هم یه وقت راست انسان از کسی حق شناسی میکند و سناگوی اوست ولی او را تسبیح نمیکند ولی که او هم ناقص هست و از دیگری گرفته اما در بال ذات اقباس اله تحمید با تسبیح همراه هست و تسبیح با تحمید همراه هست خدا اون کامل نیست که محتاج به غیر نباشد و بس تا بشه تسبیح بلکه اون کاملیست که مشکلیست مشکلی دیگران را هم حل میکنه میشه مکمل لذا تحمید هم در کنار تسبیح هست انبیای الهی چون به این حد رسیدن میشنن اندلاهی وقتی اندلاه شدن عدب را چه در کیفیت ایسال پیام الهی به مردم را آیت میکنن چه در محاروره ها و برخوردهای عادی را آیت میکنن چه در محاجه ها و جدار ها را آیت میکنن چون اندلاهیم اندلاهن و ذات اقدس اله اوصافش با رحبری رحمت مطلقه تأمین هست هم ارحم الراهمین از فی موز العف و الرحمت و اشدال ماغمین از فی موز النقال و النقمه اینها هم اشدال کفار رو همه بین همه و اگر خدا ارحم الراهمین از فی موز العف و الرحمت و اشدال ماغمین از فی موز النقال و النقمه و این چنین نیست که خدا رحمتی دارد و قذبی و اینها ادل همه بلکه قذب خدا معموم است و رحمت خدا امام یعنی قذب خدا به امامت رحمت خدا شروع بکار میکنه هر جا رحمت دستور داد قذب میبارد خدا چون میخواهد بر یک ادهی رحمتی دارد المرمض تا بین یه ش немного رحمت بر Хرتص peach تبه کارぉ از بها میبرد قذبی در مقابل رحمتی او نیست بلکه قذب او فقط معموم است و رحمته او امام قهران پیشا پیش همه کارهای او رحمت حرکت می کند این که یا من سبقت رحمته او قذبه به این معناه نیست که رحمته او بیش از قذبه است بلکه رحمته او پیش از قذبه است لذا تو بیانات نورانه امام سجاد سلام و داده و امید دیگر این است که یا من تسعا رحمته او امام قذبه ای خدایی که رحمته او پیشا پیش قذبه او حرکت می کند خدا چون می خواهد یه اده رو نجات بدهد جهنم درست می کند که ادی از ترس جهنم جلوی دین و دیندارا رو نگیرند چون می خواهد کلمت الله یا العلیه عذاب را تنظیم می کند مثل این که طبیب مهرمان چون می خواهد سلامت رو نگیرند که بدن را تأمین می کند دست به چاقو می برد و عضو را قطع می کند یعنی این دست به ابزار برش بردن به فتوای رحمت است نه فتوای قذب یا من تسعا رحمته او امام قذبه خب انسانهای کامل مثل انبیا و اولیا و ایمان و سلام که اندلالا هیان این وصف را میابند وقتی این وصف را یافتند به این وصف متصف می شود و متخلقه به اخلاقه با این اخلاق تخلق الهی بار سفر را می بندن از حق معموریت پیدا میکنن و ارسال می شوند این که خدایم فرمود ما فیرستادیم معروف می شود اینا پیش خدا بودن آمدن پیش خدا بودن خدایی که معکم اینما کنتم کسی پیش اوست که از ما سوا بگذرد تا کسی اندلا بودن که از ما سوا بگذرد این که رسول الله نیست رسول الله یعنی فرستاده الله فرستاده الله باید اندلا باشد و بیاید چه این که قرآن و کتاب های آسماندر خدا انزال کرده است خب کتاب الهی وحی الهی که نازل من الله است اندلا هست که نازل شده است و رسول خدا اندلا هست که مرسل هست اگر اونجا نبود که رسالت نبوده است برای اون منطبق نبود چه این که وحی اگر از ذات اقدسی اله نبود که نزول نداشت وگنه خدا همه جا هست خب وقتی انسان کامل در اون مشهد این اوصاف را دید و به این اوصاف متصف شد با این اوصاف برمی گردد وقتی با اون اوصاف برگشت هرگز تسبیح خدا را فراموش نمی کند چون می داند تنها ذاتی که از هر نقص منظه است یعنی عالمی نست خدا است این یک و هر کمالی که خدا به اون داد است این کمال را از خدا می داند و هرگز خود را براتر از دیگری نمی داند انا خیر و نه نمی گوید این دو و هر کاری که امتهای اونها بخواهند می گوید باید به ازن خدا باشد این سه هر محفظیت و پیروزی که در بحثای علمی یا در جنگهای عملی نسیب اون شد منالله می داند این چه ها این می شود عدب انبیاء بر نهوه رسوندن پیام خدا به مردم باز عدب انبیاء علیه مستلام در نهوه پیام رسوندن و کیفیت ابلاغ این است که هر انسانی هر اندازه تونت خوباشد انبیاء موظفن برای اولین بار با نرم رفتاری با او سخن بگوید چیزی از فیرغون بدتر نبود در اون اصله موسا کریم سلام علیه و همچنین از هامان وجود مبارک موسا و هارون علیه مستلام معمول شدن که به اون دو نفر و در باریان اونها یعنی به فیرغون و هامان با قول لیین سخن بگوید و قولا لهو قولا لیینن لعلهو تذکر و یخشون چنین که خود ذات اقدسی اله با انران یا عبده یا عباده یا ایوهاللزین اسفو علو انحسهم لا تغنتون من رحمت الله با این لسان سخن میگوید خب و قولا لهو قولا لیینن لعلهو تذکر و یخشون با این که مبود از هم اله فران انهو تغاوت این چیه نیست که تقیان او بعد ظهور کرده باشد در تلیعه معمولیت مبود از هم اله فران انهو تغاوت اما با این تغاوت قول لیین داشته باش لعلهو تذکر و یخشون بعد از این که این مرحله تمام شد هر اندازه که موسای کلیم تهمون کرد او بر تغیانش افزود اونگاه فمود فقشیه هم میال دمه ما قشیه هم اونگاه نوبت به این میرسد در باره ابراهیم خلی سلام الله علیه فرمود این تعبیر نیامده ولی مشابه این هست این هم گفت یا عبتک لیمه تفعلو کذا لیمه تعبدو کذا لیمه تعبدو مالایی ربسرو ولای اغنی و مانند اوم تا رسید به جایی که اونا گفتن هر روح و انصرو آلهتکم این هم گفت افن لکن ولی ما تعبدون مندون الله وقتی نوبت به اونجا رسید این هم خدا دستور میرد که بگو افن لکن ولی ما تعبدون مندون الله این میشود اشدادو على الكفار اما اینا کسانی هم که تسعا رحمتهم امام غذا به هم مثل کسی که بخواهد یک شهری را نقشه جامعه شهر بکشد اون مهندس حکیم فرزانه و خیردمندانه نقشه جامعه شهر را میکشد برای شهر یه زندانی هم در نقشه پیشبینی میکنه خب هندسه که چیزی بدی نیست این حکیم فرزانه که دارد هندسه و نقشه جامعه شهر را میکشد که آدم مبسیلی نیست این پیشبینی کرده که در شهر ممکنه از بزهگارانی پیدا بشن مهاجمه امنیت مردم باشن جایی باید باشد که از ترس اونجا اینها مزاهم امنیت مردم نشنن این زندان را هندسه تنظیم کرده است یعنی رحمت نقشه زندان کشید است نه قذر یک حکیم نقشه جامعه شهر را کشید است داری کنید اینجا زندان هم لازم است برای سود مردم برای پهمین امنیت مردم ذات اقبس اله که نقشه جامعه دنیا و آخرت را تر کرده است جهنم را هم در این تره جامعه پیشبینی کرده است رحمتن لزمست از افهی در ایقدر رحمت است همین مهنه را انبیاء علیه موسیقی و علیه موسیقی دنباله لذا میبینید وقتی به انبیاء میگون ساهر تحمل میکنن شاعر تحمل میکنن کاهن تحمل میکنن دیوانه تحمل میکنن صفیح تحمل میکنن وقتی که شروع کردن به برندازی دین اونها وقت اینها میگن افهندکن بله ما تعبدون من دون الله تا اونجا که سخن از بدبویه های لحظی است اینو عدب را آیت میکنن به نوح گفتن که انا نراو که فی صفاحه را بود ما بیمی صفاحه من صفیح نیستم انا نراو که فی ذرال مبین را بود ما بیمی ذراله ویا در باره خود بیغمبر صلی اللہ علیه و سلم فهم بودن نکل مجنون ذات اقباسه الله حمایت کرد فرمود ما زلو صاحب کن و ما قبا یا ما انت و ت و ربکه مجنون دیگر نگفت دیوان خودتونی اما وقتی شروع کردن به برندازی دین اونها اینو هم دست و شمشی کردن شدن اشده و عرال کفار خب این پنج احانت را کاملا در کمال عدب تحمل کردن گفتن ساهر اینو گفتن ما ساهر نیست گفتن شاهر گفتن ما شاهر نیست گفتن کاهر گفتن ما کاهر نیست گفتن سفیه گفتن ما سفیه نیستیم گفتن دیوانه گفتن ما دیوانه نیستیم همین برنگردوندن که شما دیوانه یا شما سفیه این چیه نیست خب این نهایت عدب و توازو هست چده همه فرشار تحمل بکند بعد بگد ما این اصافه نداریم نه شما داریم وقتی حجت به نصاب شسی اونا شروع کردن به برندازی نظام دینی از اون به بعد یهله که من حلقه انبیمه و یهیه من حیان بیمه اینوش عدب انبیام خب همین موسای کلیمی که معبور بود در تلیه عمر به فرعون و حامان از بابه و قولا لهو قولا لینا لعلهو یتذکر و یخشا اونها گفتن این نیل از اون که مصبورن یا موسا این نیل از اون که مصبورن تو دیگه حلا به حلاکت رسیدی این آخرهای حرفه از نه اولا اول هرش گفتن که این مجنون است این ساهر است اینو نقشه دارن بخوان یزهبا به طریقت کنون موسلا اینو بخوان تمدن شما را از بین ببرن اینو گفتن نه ما مفسد نیستیم ما دین کسی را از بین نوردیم حد دین با تل را دارم از بین برین نه دین حد را و اما اونجا که شروع به براندازی عملی کردن اینو هم دیگه دفعه این یکی از راه های اثبات عدل انبیان محل ایرادیان است که اینو چون در مشهد اللاهن به ذات اقدسی اله هم کارهای او بر سرات مستقیم است این نرابیر علا سرات مستقیم و هم حدف مقدسی دارد که میخواد این قافل را با تیه سرات مستقیم به هدف برساند انبیان همین دوتا کار دارد میگن ما یه حدفی داریم یک برای نیله به هدف هم یک راه وجود دارد به اون سرات مستقیم است دو نمیشود کسی در سرات مستقیم بیاید به این سرات مستقیم را بحانه قرار بدد برای اهداف شومش یک نمیشود بیراهه برود و هدف برستد این دو اگر این نرابیر علا سرات مستقیم این هم در همین سرات مستقیم هست خب اینجا از اون بیانات روشن قرآن کریم است که برای رسیدن به هدف پاک چار جز وسیله پاک نیست هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند یعنی برای رسیدن به هدف نمیشود از هر وسیله استفاده کرد برای رسیدن به هدف پاک از سرات مستقیم باید مدد دره و دیگر هیچ و سرات مستقیم هم انسان را به همون هدف معین میرساند و دیگر هیچ یه ربط ضروری و خارجی بین سرات مستقیم و اون هدف هست و ذات اقدس اله فرمود و ما کنتم متخز المذلینه عددا من شیاطین را و امثالین ها را در آفرنش نظام الهی راه ندادم موجود مذل را در خلقت راه ندادم کمک نگرفتم دستیار نگرفتم فرشتگانی هستن که اینها بندگان صالحن اینها دستیاران الهی هستن اینها مدبرات امنن به ازن الله اینها بر سرات مستقیم حرکت میکنن مأموریت را ما به اینها باگذاریم و ما کنتم متخز المذلینه عددا خب خدا که از اد نمیخواهد کمک نمیخواهد خدا لطفی دارد و به بعضی ها سمتی را به عنوان زهور اتامی کند نه به عنوان تفریز ولی این زهور را به دست طبهگاران نمیدهد به دست پارسایان میدهد کارها را ذات اقدس اله به عنوان زهور رو آیات به فرشتگان که مدبرات امنن میدهند نه به شیاطین و با ما کنتم متخز المذلینه عددا وجود اون بارک سید شادا سلام الله در همون سفر تاریخیش وقتی به اون پیشنهاد داده کسی از حضور در کربران دریخ کرده کمک مالی داد هزد این آیرات علاوت کرد و ما کنتم متخز المذلینه عددا ما برای رسیدن به اون هدف پاک از هر کسی کمک نمیگیریم خب برای نیل به هدف پاک باید از راه پاک کمک گرفت نه از راه ناپاک پس هدف وسیله تبریل توجیح نمی کند باید حالا چون هدف خوب است ما از هر راهی برسیم از هر راهی نمی شود به مقصد رسید از راه خوب به مقصد خوب از راه بد به مقصود بد آدم می رسد این مبارد را که شما در قرآن کریم رازم کنید می بینید در موقع احتجاج ها همین عدب مطرح است ایشون می فرمون که شما براهی نتونه اقام بکنید قل حات و برهان را کنید یا گاهی می گونه حاضر ذکر من مایه و ذکر من قبلی حرفا و عدله ما این است همه ما همین حرفا داریم انبیاه گذاشتم همین حرفا داشتم ما هم همین حرفا داریم شما اگه دلیل دارید اقام بکنید حالا به عنوان نمونه بعضی از این آیات را بعد از ذکر اون اصل بخانیم اون اصل هم در پایان سوره مبارکه اعراف آمده است هم در قصتهای سوره انبیاه در پایان سوره مبارکه اعراف این است که کسانی که اندربم اینا هیچ گونه تکبری ندارد که سجد مستحب هم دارد آیه پایانی سوره اعراف آیه دیسوشش انلدین اندربکه لا يستکبرون عن عبادتهی و یسبرون بهونه و لهویسجدون که این هم شامل فرشته ها میشود هم شامل انسان های کامل در باره بعضی ها مثل مسیح سلامون لره دارد که کان وجیه اند الله به من المغربین این اند الله اند الله در باره خیلی از انبیاه هست انسان های کامل اند اللهی هست فرشته ها هم اند اللهی در سوره مبارکه انبیاه آیه نوزده بیست این است که ولهو من فی السماوات والعرض و من عندهو لا يستکبرون عن عبادتهی ولا يستحصیرون يسبهون اللید و النهار لا يفترو چون این ها این چهین هم در محضر و مشهد ذات اقدس اله هم هر کاری را که با مردم دارن فیضی که خدا بونها داد همه را از ذات اقدس اله میتونن و هرگز خود را برتر از دیگران نمیشمارن حالا به عنوان نمونه این برای شبهه نوزده بشه باید انبیاه دیگران مشخص باید بود در سوره مبارکه این است وَلَقَدْ اَرْصَبْنَا نُوْهَنَ لَقُومِهِ اِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ این انبیاه برای تبشیر و انذار آمدن مبشرین و منظرین بشیر و نذیر آمدن اما در هیچ جای قرآن به عنوان بشیر مهز ذکر نشده ولی نذیر مهز ذکر شده سرشان است که اکثری مردم از نذیر و انذار پراسناکند نه با تبشیر خیلی ها از ترس جهنم است که گناه نمی کنند تشویق به بهشت اون اثر را ندارد که تخریف از جهنم اون اثر را دارد لذا این انت الا نذیر یا این نما ان نذیر که به صورت حسرست آمده یا در جریان هسته نو این نیلکونه نظیرون مبین آمده و بشیرون نیامده با اینکه همه انبیاء در اون چیزی که در سیرون بارکه نسا گذشت رسول المبشرین را منده ایم همه برای تبشیر و انذار آمدند اما بشیر مهز در هیچ جا در لسان هیچ پیغمبری نرم نشده است خوب اینی لکم نظیرون مبین و اللا تعبدو الا الله اینی اخاف و علیکم عذاب و یوم علیم فغال الملعه اللذین کفر و من قومه ما نرا که الا بشر المخلنان تو هم مثل ما هستی و ما نرا که تبعه که الا الذین هم عرازلون و بادیر افراد پست اونم صادلو اونم ابتدائیندیش اینا تو بودن برای تو رافتادن و ما نرا لکم علیکم من فضل اندر نظنن کم کاذبین خوب این سوء عدب را نو سلام ولله با این وضع پاسختم آل یا قومه در همه اینها لسان تحریک تحبیب و عاطفه هست یا قومه یا قومه که این تعبیر عاطفه برانگیزی بالاخره یا قومه عرعیتو من کن تو علا بینت من ربی و آتانی رحمتن من عندهی فعمیت علیکم انو لزموکو موها و انتو لها کارهم شما ما آزادید تراهای در کار نیست فی یا قومه لا اسالکن علیهم مالا این اججه الا علالله و ما انا بقار به الذین آمنو این گفتید اینا را ترک کن این چون اشراف پیشنهاد دادن که این فهرا و مستضعفا و پابراه اینها را ترک کن تا ما بیاییم نو فرمود ما انا به تار دلدین آمنو اینها مراه و ربه ایم اینا بلغای حق می روند من حق ندارم اینها که ها را محروما اون را ترک کنم ولیکن نیعرا کن قومن تجهلو و یا قومه من ینسر و نمینالله انتردتون افراد من اینها را بیرون کنم چی ناثر من هست اینها را بیرون کنم نه اینکه اینها سبب هست اگر من اینها را حفظ بکنم مشمود رحمت خدایم فرمود اولا تعلمون انقومتون سرون به زعافایتون این بیان پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم اتردیگ از سحنا فرمود ولا اقول لکن عندی خزاقن الله ولا اعلام القیب ولا اقول لنین ملک هیچ کدام از اینها ذاتا در اختیار من نیست ولی اخبار غیب را خدا به من اعتام می کند ولا اقول للذین تزدری اعیوم کن لن یعتیام الله خیرا اینها که چشم شما با ازدراع و تحقیر اینها را می بینند من نمیتونم بگم خدا به اینها خیر نداده الله اعلام معافی انفسم این نیه ذل من اللال من اگر من اینها را ترد کنم یا تحقیر کنم مشم ظالم قال يا نوغ جادل تنافع اکسرت جدار نافع اتناب امرا تعیدون انکنت من از صادقی اونها را خسته کرده دیده البخار چگوار می خواب بکنی هرکار لحظه ات گست درمیاد بکن اینجا کمال ادب رعیت خواهد کنید قال انما یهده کن به الله انشاء و ما انتون به معجزین خدا باید تصمیم در کارتگیرد من که تصمیم گرنده نیستم ولی شما در برابر خدا معجز نیستید که اون را آجز کنید قدرت اون را آجز کنید دین اون را آجز کنید و ما انتون به معجزین شما نمیتوانید دین خدا قدرت خدا وحی خدا را آجز کنید و من اگر شما را نصیحت میکنم تا خدا نخواهد نصیحت بر شما اثر نمیکنه خدا از در اراده تکوینی شما را آزاد گذاشته و خواست که شما با میلتون به طرف هدایت برده این کار تکوینی نخواست شما به طرف به اجبار به طرف هدایت برنده خداوند شما را آزاد آفرید و با اراده تکوینی اراده کرد که شما با میل و اراده خود مؤمن بشدید و با اراده تشکیی در شما واجب کرده است که شما ایمن بیاورید اگر گنهکاری به تبهکاری شما ادامه پیدا شد ممکن است خدا لطفشو از شما بگیرد اون وقت است که لاینفعکم نسی این اردوان انسه لکم این کانالا اوی ریدوان یقبه کم و رب بکن به علیه ترجم اگر ذات اقدس اله لطفشو از شما بردارد هرچن من نصیت کنم اثر ندید کنم خب این تحبیق نشون میداد که تمام این قدرتها را وجود و مبارک نوع از ذات اقدس اله میداند آوردن موجوده را از نایه خدا میداند و تأثیر در دلها را هم به انایت الهی میداند هیچ کدام از اینها را به خود اصناد نمیده این اصاره ادامه رب انبیاء علیه مصطلح علیه مصطلح در کیفیت ایسال پیام الهی به مردم در کیفیت محاوره و در کیفیت مجادله و منشاش همون نکته است که در طبیعه بحث عرض شد والحمدلله رب را داریم در کتاب بیداری آیه هایی از ایمان میرسد به گوش جان یک ندای بی پایان در کتاب بی داریم در کتاب بی داریم در کتاب بی داریم در کتاب بی داریم در کتاب بی داریم