در سجد گفته بشه از ظاهر همینه که از ظاهر همینه که اون که پس تجابنالله و نجینه و منالقام ممکنه داره که نجین مومنین منظورشون باشه اگر منظور دیگه داشته باشه ما محتوجی نشیدیم که از همه زکت منظورش چیه چون زکت اینه لا اله الا اند سبحانه کنی کنت منظور ظالم این دیگه نسبش که معنی نداره بله زکت یونسی همینی که فرمودی اگر منظور ادامه آیه هست که از کردم اب نداره یه بار اونو بگه خوبه بسیار ممنون و مستشکر از ازدادت حالی امیدواریم این شنانده عزیز پاسخه سآلشون رو شنیده باشن و اگر هم باز مطلبی هست و سآلی ابخامی برایشون هست میتونم به صورت جزیه تر و دقیق تر بپرسن تا انشالله جنوب استاد پاسخش رو بیم کنن همراهان گرامی صدای ما رو از روڈیو معرف میشنوید شما گرامیان از طریق دو شماره تلفون 321 و 321 552 با پیش شماره 025 میتونید سآلات تلفونی خودتون رو از برنامه بپرسید و یا این که سآلتون رو به صورت سوتی زبط کنید و از طریق پیام رسانی ایتا به شماره 0 900 195 25 95 ارسال کنید تا انشالله جناب استاد محمدی این سآلات رو پاسخ بدن سآل تلفونی ای که از عزیزان شنونده آماده پخش هست میشنوید سلام خواستم از استاد محمدی بپرسم میتونیم بگیم منظور از آیه 38 سوره انعام که میفرماید ما فررت نافل کتاب منشیعن اینه که اگه به دستورات و احکام الهی در قرآن بر روی زمین عمل بشه یعنی همه احل زمین احل ایمان و تقوی و عمل صالح بشن بشریت به نهایت خوشبختی و آرزوی خودش و زندگی با سعادت دست پیدا میکنه ممنون میشم که اگر جواب بدید ممنون از شما شنونده گرامی که سآل خودتون رو از برنامه پرسیدید جناب استاد در خدمتون هستیم بفرمایید این که این آیه و آیات از این قبیل و روایت هم که داریم روایت از این داره که قرآن همه اون چه که باعث سعادت انسان میشه یا اون چه که باعث شقابت انسان میشه همه رو بیان کرده چیزی رو پروگذار نکرده خودن لناسه پس هر کس پاته ادایت بشه براش قرآن راه رو مشخص کرده اینه ها از قرآن یهدی للتی هی اقوان ادارت گرست به استوارترین راه هایی که انسان میتونه بره یا این که از این دست آیات ما تو قرآن زیاد داریم که حکمت از این داره که اگر کسی به این نقشه راه تزمین شده الهی و سعادت بخش عمل کند به مقصد میرسه کاملا درسته در بوده نظر که خالا تجلیه عملی هم داشته باشه اما خب قرآن یکی ادری داره که اهل بیت باشن این دوتا اگه باهم شدن اگر این قرآن سامت با اون قرآن های ناتق یکی شدن قطعا انسان به مقصد میرسه همه بشریت به سعادت میرسن اما اگه نه این دوتا را از هم جدا کردن گفتن هست بنا کتاب الله نه دیگه حسن زهره فرمودن اگر مردم از امیلون رسیلان پروی می کردن همه خوشبخ می شدن همه سعادت من می شدن اما اگر این قرآن ناتق کنار گذاشته بشه منزوی بشه این قرآن سامت میرسه سر نی و اون ولایت را نابود می کنه ولایت را کنار می زنه اینجاست که مصدقان پیانبری که اینی تارخ و پیخ و مستقلین یا سقلین کتاب الله و اطلتی اهل بیتی ما ان تمسکتون بههما لن تزل و عبدان این دوتا فانهما لن یفترقا جدایی ندارستم جدایی کردید هیچ کدامو ندارید گفتید هست بنا کتاب الله نه کتاب الله را دارید نه اطلت رسول الله گفتید هست بنا اطلت رسول الله نه کتاب الله را دارید نه اطلت رسول الله این دوتا قرآن با همهن این نهما لن یفترقا حتی یرده علیه حوض بنابراین اگه این دوتا با هم باشن بله باقی انسان به سعادت میرسه این فرماش پیانبر که فریقه نعاو کردن همین مطلب را براند می کنه و زمین این که بله اگه شما بخواید حقیقت قرآن رو تجسم یافتش رو ببینید باید در احل بیت ببینید اگر هم میخواید احل بیت رو بشناسید قرآن ترجمان احل بیته از همسر پیانبر سواره کردن که اخلاق پیانبر چطور بود قف کان خلقهو القرآن اخلاق پیانبر همه قرآن بود یعنی جماعی میخواید که خلقهو احل بیت رو بشناسید به خدمت قرآن هر جا که وصف نیکوی هست اون از احل بیته این یایهالدین آمنو که در قرآن اومده این خطاب رئیسشون شریفشون اولشون و همه شون امیرون مومین رسیلان هست بله پس در قرآن شما هر صفت پسندیدهی دیدید در رأس اون صفت اوج اون صفت در احل بیت وجود داره و هر صفت نپسندیدید اوج اون صفت در دشمنان احل بیت وجود داره که از گردم یکین راوته هست احل بیت قرآن ناتقن اگر شما باید قرآن رو بفهمید مفسر قرآن مبین قرآن و عارف با قرآن احل بیت علیه مسلمان اینما یعرف رو قرآن من خوتب به لا یمسهو الا المتحرون متحرون کیا هستن؟ احل بیت هستن اینها با قرآن تماس دارن اینها با قرآن تماس دارن اینها با باطن قرآن راه دارن اینها قرآن رو به حرف میارن به سخن وال میدارن و هرچی بخوام قرآن بهشون میگه خبر میده بهشون پس احل بیت ترجمان قرآنه چنانکه قرآن ترجمان احل بیته میخواید احل بیت رو بشناسید بیاد خدمت قرآن هر صفت پسندیدی در قرآن دیدی احل بیت اونجوری هست هر صفت نپسندی در قرآن دیدی دشمنان رهنبیتون جوریه از این حیث میشه این مطلب رو جمعش کرد اینجوری که این برادر پرمودن بسیار متشکرم امیدوارم این شنوانده هم پاسخ سالشون رو شنیده باشن برنامه پرسامان اعتقادی از شبکه رادیوی محارف تقدیم حضور شما گرامی هم میشه شما عزیزان میتونید برای شنیدن قسمت های قبلی این برنامه به پایگاه انترنتی ایران صدا و یا نرم افزار ایران صدا مراجعه کنید فرصتی میگیریم برمیگیریم در خدمت شما عزیزان هستیم با برنامه پرسامان اعتقادی از رادیو محارف در خدمت شما عزیزان شنوانده هستیم سامانه پیامکی سی هزار پانسد و پنج و سه در اختیار شما از این طریق میتونید سآلات خودتون رو به صورت پیامکی از برنامه بپرسید و پاسخش رو از برنامه دریافت کنید جنب استاد شنواندهی با شماره سفر نوستد و سه سی و شش هفت و دو چار این سآل رو از برنامه پرسیدن که کدام یک از این دو مثال به واقعیت دنیا شبیه تر است دنیا شربتیست که در اون آنچند مگست افتاده یا این که بگوییم دنیا زهریست که در اون آنچند حب غند است اولا سآل رو میدونید که مذکراتون از دنیا چیه اگر موضوع از دنیا یکی از نشطه هاست یکی از عوالم هستیه که حالا عالم دنیا بهش میگن دیگه بله این باشه که چه فرقی با سهر عوالم داره مخلوق خود است این سآل روش اینه که بگید که مثلا فرض کنید که پشه مهم تر است یا فیل دوسته مخلوق هست همه چیز که فیل داره پشه داره دو چیز داره که فیل نداره یعنی خورتوم داره همه چیز که فیل داره بله این سآل به این شکل نسبت به دنیا درست نیست دنیا اتفاقا امتیازاتی داره و چیزهای در دنیا هست که هیچ جای دیگه نیست شما هیچ جای نماز پیدا نمی کنید توی نشطه جهاد پیدا نمی کنید انفاق پیدا نمی کنید حج و روزه و اینا پیدا نمی کنید نه توی برزخ نه توی قیامت نه توی بهش به این معنا خب دنیا خیلی خوبه مسجد اولیاء خدا هست و متجر اولیاء خدا هست اینجا محل تجارته اینجا مزرعه ایست که انسان تنها اینجا میتونه که شکار داشته باشه که هیچ جای دیگه نمیتونه بکاره اینجا مرسه ایست که چیزهای انسان اینجا یاد میگیره هیچ جای دیگه یاد نمیگیره خیلی خوبه پس باید اول ما دنیا رو معنا بکنیم پیمان زیر از دنیا چیه دو تا دنیا داریم از دنیا دنیا آن یا دنیا وان در روایت داریم از ماما سجاد علیه السلام دنیا بلاغه و دنیا ملعونه که دنیای بلاغه این دنیا خیلی جای خوبیست هر کس به هر جا رسیده از این جا رسیده اینجاست که انسان بهشتو کسب میکنه قرب خدا رو و رزوان الله رو و شهادت رو و چند تا نقطه چاش اینجاست هیچ جای دیگه انسان به شهادت نمیرسه هیچ جای دیگه انسان مرسه ای نیست به این معنا دنیا بسیار آلیست نه زهر است که توش قند افتاده باشه نه شربت است که توش مرگرست افتاده باشه ایش کنم درست نیست این واقعیت نداره اعتباره دیگه مثلا پست و مقام و پول و مال و ایل و تایپ هیچی از این قبیل که این حقیقت نداره اون دنیا دنیا ملعونه است اون دنیا است که انقدر در قرآن و نحج و بلو جایدی بهش تاخته شده که خب دنیا رأس و کل خطیه محبت دنیا سرچشمه همه خطاها و گناهان و اشتباهاته اگه منظور اون دنیا باشه باز باید توجه کرد که تا این که ما همون دنیا رو هم چطور بهش نگاه کنیم بله مال و سربت حقیقت نداره اعتباره اما میشه با همین اعتبار شما به حق برسی همین مال اگه در راه خدا مصرف بشه میشه انفاق که دیگه هیچ جایی دیگه پیدا نمیشه ماله بله همین مال ایش این چیزی میشه قدرته مسئولیته پست مقامه اگه با این مقام انسان از حق مظلومی دفاع بکنه حق مظلومی از ظالم بگیره این میشه آخرت که دنیا نیست همین دنیای مردم رو عرض میکنه اما همین پست مقام یک اقت اینسان پست مقام او رو چشمشو گرفته و تو پست مقام مونده و از این پست مقام بهره اخراوی نمی کنه این مال رو به دست آورده این مالی که در دنیاست هیچ به درد نمیخوره یعنی به درد اون طرف نمیخوره همه سروت های دنیا هم که داشته باشید چی امرو خود میتونی ببری؟ هیچ اما میشه که این مال رو تبدیل کرد به جنس اخراوی آره خودت نمیتونی ببری ولی دوشت دیگران بذاری برات میارن در نحج بلاغه داریم نامه سیگه که نحج بلاغه از این برمایی هست که این مال رو بذار رو داشت که اینسانی که براتو میارن همین اموال براتو میارن اون طرف چند برابر گاهی هفت ست برابر اونجا تحویلت میده خواهی اینسان از مال اینجور استفاده بکنه که این مالی که اینجا الان خودش نمیتونی یک ریال شده اگه ببره گناه شده اصلا سکه ها رو براتو ببر مال مردم ببر ببرم به درش نمیخوره به درش نمیخوره تازه کار حرام هم انجام داده داره اما میتونی با این سکه ها مشکلی که بیچاره حل کنه انفاقی در راه خدا انجام بده در راه خدا انجام بده اون شخص برات میاره فوددوش اون گذاشتی اون از گردنها عبور میده اون طرف تحویلش مامیده خب با این مثالی که من زدم هر دو دنیا مشخص شد که میشه انسان هر دو دنیا رو ازش استفاده بکنه نردبانیست که انسان رو پله پله بالا میبره مزرعیست که انسان میتونه خیلی شده توی مزرع کشتو کار بکنه مدرسه است که انسان خیلی کمالات میتونه توی این مدرسه تحصیل بکنه ما حالا اگه بخواییم اون دنیا مرعونه رو مثال بزنیم شد این تو مثال هیچ کدام خیلی گویا نباشه اون مثالی که قرآن زده از اینها قشنگتره که این زندگی دنیا یه بازیچهه یه سرگرمیه یک چشیدن حیاته کسی محاد قضا رو ببینه که مزش چی جوری چی کار میکنه میچش میچشه زبان میزنه ما در دنیا زندگی رو حیات رو فقط میچشیم در حد همون زبان زدن ولی اون هم حیاتها منتا این چشیدن کجا و خوردن کجا این مثالی که قرآن زده این خیلی زیباست سیار سپاسگزارم امیدواریم این شنونده و عزیز هم پاسخه سآلشون رو شنیده باشن فرصتی برای برنامه نمونده ممنون از این که مثل همیشه با سبر و حسله به سآلات شنوندگان عزیز ما پاسخ دادید و وقت عزیزتون رو در اختیار این برنامه و شنوندگان گرامیمون قرار دادید از شما عزیزان شنونده که تا انتهای برنامه با ما همراه بودید تشکر و قدرانی میکنم شما عزیزان میتونید سآل انتقاد نظر و یا پیشنهاد خودتون رو تصد و تماس بگیرید تا ما هم از نظرات شما عزیزان بهرمند بشیم تا برنامه بعد و پرسمان اعتقادی دیگر از رادیو معارف همه شما رو به خدای بزرگ میسپاریم خدا نگهدار التماس دار مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد مرد moins موسیقی اینجا سرزمین زیتون و سفر است خودکی خواب نان میبیند در آغوش مادری که لالایی هایش خاموش شدند و لپند نورسیدهی پشت مرزهایی که گردها ساختند پیر شدند برای زنده نگه داشتن دین و انسانیت همه ما ایرانیان همدلانه همراه مردم مظلوم غزه هستیم اون یش ایران همدل ادامه دارد و شما عزیزان از این دو طریق میتوانید به مردم مظلوم غزه کمک کنید از طریق شماره کارت و یا خود دستوری ستاره مربع از در چشم این جهان امروز داد لا هه بزرگ بجدان است با افتخار مجدد از پخشه را دیم عارف حضور شما عزیزان سلام میکنم امیدوارم سلامتو تن درست باشید در این لحظات صبح چار شنبه احیام کامه همی گیریم شما خوبان باشه پیشا پیش اربعین حسینون خدمت همه شما عزیزان و عاشقان ابو عبدالله تصدیق و تحضیت حرس میکنم حضرت دیگر همراه میشیم با برنامه خط مقدم و این مصنعت رادیوی رو به مدت حدودن 20 دقیقه خواهیم شنید با برنامه تشرف ارزده بی خواهیم داشت و محضر ایمه اتحار علیه و سلام بعد از اون برنامه زندگی زیباست توسط همکارن خوبان به صورت زنده از پخش رادی معارف تقدیم شما عزیزان خواهد چود و در ادامه رست ساعت 11 همراه میشیم با اخبار معارفی نشانی عنوان برنامه از که در ساعت 11 و 10 دقیقه پیشکش شما عزیزان خواهد چود 11 و 15 دقیقه همراه میشیم با برنامه پیام حرم و در ساعت 11 و 25 دقیقه زمزم احکام رو دنبال خواهیم کرد ایشالله ادامه برنامه ها رو در فرصت های بعدی که حضورتون خواهم رسید و زمان خواهم داشت حضور شما عزیزان معرفی خواهم کرد اما مستند رادیوی خط مقدم آماده پخش هست همکتون به مدت حدودن 20 دقیقه از پخشی رادیو معارف تقدیم شما عزیزان بکاریم من و همسرم سالها بود که منتظر فرزند بودیم خوروبا لب شد میشستم و توی ذهنم فرزندم رو مجسم میکردم که داره آب بازی میکنه توی بروبیای دو درمون بودم و برای شنیدن صدای قلب بچ لحظ شماری میکردم که یهو خوشدار جنگ به صدا در آمد و مفهوم آن هیمده که حمله هوایی انجام خواهد شد محل کار خضا تر در پنه قاه بردیم مسترب و ترسان و لرزان اومدم توی حیات چه خبر بود؟ توی آرامش محله های با صفای احواز آبادان ما از این صداها نداشتیم از لا بلای پرچین های شمشاد حیات سرک کشیدم روزای اوزاییب آخر شهری ورماه سال پنج و نو بود منم بیخبر از همه جا یه صداهای رو شنیدم یه صداهای تاپوتوپو تاپوتوپو اینا بعد دیدم یه چیزهای سیاه رنگ کف حیات رخته رفتم دست سردم دستم سوخ بعدم فرمیدم که اینا ترکشه ترکشه و باز بازم فکر نمی کردیم که داریم درگیری همچین جنگی میشیم اینو من دقیقا به چشمم دیدم حالا نمی دونم اون موقع برنامه این رادار و این زده هوایینا چی بود ولی اینقدر این خلبان ایراقی به پاسله پایین حرکت می کرد که اولا که دیوار صوتی رو که شکست و یک صدای خیلی وحشتناک اومد و تمام این شیشه های خونین خاله من ریخ پایین این دیوارا میلرزیدن دقیقا انگار که زلزله اومده با شیارل نمی دونم با هفت رشته هشت رشته ولی میلرزید یعنی واقعا من بخوام برشم مجسم کنم اینه این علفی که تو باد میلرزه این خونه ها دقیقا میلرزیدن هر آرسون هممون ریخیم تو خیابونی اصلا نمی دونستیم چه قبره بعد همون ریخیم تو خیابونی همه همدیگر نبا می کردیم صدای جیغ می اومد مردم وحشت کرده بودن بس توها داد می کشیدن اصلا یک اوزا به هم ریخ دادیم این صدای سوهیلا فرجانفره کسی که توی بیمارستان باشاش نشدن چیزی که می دیدم باورم نمی شد وحشت همه وجودمو پر کرده بود اون روز وقت سونوگرافی داشتم و باید جواب آزمایشو از بیمارستان می گرفتم چودرمو به سر کشیدم و رفتم تو خیابون خیابونی که مردمش آشفته بودن و از این ور به اون ور می رفتن چه خبر بود؟ واقعا جنگ شده بود؟ باورم نمی شد متوقعاتن لحظه خیلی بود این آدم وقتی فکر میکرد که کانال یه تلویزیونی بیگانه رو روشنگ کرده و داره میبینه که دشمن چجوری وارده خاکش شده و خاکی که خب حالا شاید چون من بچه لب مرزم این حسات دارم ببینید شما وقتی بچه لب مرزی اون وریا رو مثل یه همسایه میبینید یعنی من از بچه که عادت کرده بودم که وقتی روی مدرود میریم یا به قول خودمو کذستانه روش شرط میریم قایق سواره میکردیم ما آدم های اون برا قشنگ میدیم براشون دست کن میدادیم اونا بر ما بای بای میکرده ما بر آنها بای بای میکردیم خب این یه خورده برای آدم وحشتناکه که همین آدمی که تو تا چند روز پیش مثلا باباش دست کن میدادی حالا همین آدم از راه خاکی اومده و داره شهر رو منبقیتون رو داره میبره این صحنه از جلوی چشمم کنار نمیره و اینو فهمیدم که همه نه ترس و شجاع پای کارند یک کمی خیالم راحت شد واقعا روزهای اول جنگ خیلی شرایط سخت بود هیچ چی نداشتم هیچ چی نداشتم ولی به اذن الله با فرمان امام که جنگ در اوجه به واجبات هست پزشکان باقیرت پرستاران عزیز امدادگران شجاع توی تمام بیمارستان های بزرگ تیم های استرانی شکل کرده ما یکی از مقاومترین مجموعه هایی که از اول جنگ تا آخر جنگ استاد روشن موند و مقاوم استاد بیمارستان تعلقانی آورده اند زیر آتش این چقدر فاصله بود این بیمارستان هرگز خاموش نشد توی این بیمارستان هیچگاه بدون تیم پزشکی و متخصص و جراح نبود یا بیمارستانی که در شوش بود در خط مقدم تو عملیات فتن روی از این گلوله خانپاره روش میخورد چی شد نتیجه؟ صد هزار عمل جراحی حیات بخش صد هزار اینا رو سردار فتیان داشت توی رادیا میگفت وقتی اینو شنیدم که جواب آزمایشم توی دستم بود و چشام پر از عشق شده بود من بلخره مادر شدم آخی مثل مامانش چه ریزه میزه است همین روزا باید تکن خوردناشون رو حس کنی آه باید استرات مطرق کنی وگرنه یه بخطو چار زایمان زود رست میشی آه اینم صده قلبش خیلی دلم میشه خیلی دلم میشه خیلی دلم میشه دلم میخواست همه رو جمع کنم و خبر مادر شدنم و بهشون بدم دلم میخواست شهر رو چراقونی کنم و شیرینی بدم ولی جنگ شده بود یکی از بزرگترین قصه های من این بود که احواز و آبادان امکانات آنچنانی نداشت که مقابل دشمن بیسته و همزمان مجروحینش رو درمان کنه همش فکر میکردم تکریف من چی میشه؟ آیا این نو ماه به سلامتی میگذره؟ این آمبولانسی اومد بهش گفتم اشتباه مدی برادر گفت نه مدت که این کاری که هم درست مد مرد نقشیشی گرفتیم دیدیم وای موقعیتی موست گفتم چی باره؟ گفت مجروح ما تقراراً که از ساعت نوی شب مجبور شدیم در بیمارستان رو بازیم بیمارستانی که همه درسته بوده همه هنو آبش راه نیافتده بود بیمارستانی که هنو برقش نمیتونست دایم باشه برقش رو وقت داشتن و بیمارستانی که هنو اتاق آمده شده باشه ما تو ساعت یازده تقریباً اتاق آمده شده چی؟ منابع آبمون رو راه انداختیم موتو برقه هم روشن کردیم و یازده بود که عملیات وارده درگیری شدید شد من حید دارم اینکه اون شب ما یک چیز پون ست نفر بر اون قهوه هست رو بردن که این قهوه هست رو رو بسایشون رو میچیدیم ریختیم اون کنار تویتون بشون کمک بود دکتر مرداد معمارزاده ایکی از پزشکانی بود که از اسفحان اومده بود احواز خیلی دکترهای دیگه هم بودن که از شهرهای دیگه اومده بودن اومدنشون قوت قلب بود توی دلم تحسینشون میکردم که نترس و شجاع هم بمباران امونمونو بریده بود و از صداها و اخبار هر روز بند دلمون پاره میشد روز خست کننده ای بود اومدیم خونه بود دیدیم نه دیگه واقعا مثل اینکه جنگ شروع شده تلویزیون خودمونو گرفتیم ایران زیاد خبری نبود البته اعلام کرد که امروزم در پایگاه مهراباد و نمیدونم چند تا فردگاهی بود در اینکه اینکه ایران باید باید برداری کننده ایران بود اما ما به وحشت بخشت بیشتر شد که کانالا عوض کردیم دیدیم که ای تلویزیون ایراقی و داره پیش روی میروه هاشو در خورمشهر نشون میده من هنوزم با اینکه این هم مثال از این موضوع گذاشته جدا موبتها نمصیف میشه وقتی که دیدم که ایراقی ها ریختند توی خورمشهر و دارند بازار زرگراش رو قارت میکنند