دال پیش اوائل انقلاب وحابیت مزدورانی را در ایران استخدام کرده بود علیه سجده برخاک تبلیغ می کردن می گفتن سجده برخاک شرک از بود پرستیز من تو مسجد قبای تهران حاضر بودم آماده داشتم می شدم که نماز بخونم خلاصش این بود داستانش خیلی مفصله دیدم یه جوان تحصیل کرده ای عبا انداخت رو دوشش با یه حالت خیلی زیبایی اصداد به نماز ولی مح جلش نگذاش نمازش که تمام شد گفتم چرا مح جلتون نگذاشتی برمح سجده نکردی برفشت سجده کردی گفت که سجده برمح شرک بود پرستیز ما باید برخدا سجده کنیم نه برخاک من جوابشو دادم گفتم که سجده برخاک سجده بخاک است برای خدا ما برای خدا سجده میکنیم للاهی اسیود و محفظ سماواته و محفظه هست سجده برای خدا است تو پیشانی برفرش میسایی ما پیشانی برخاک میساییم و این سنت از زمان امام سچاد راید شد اولین کسی که طربت امام حسین علیه السلامه را مهر سجده قرار داد امام سجاد بودن و اصلا فلسفه سجده برخاک اینه که امام صادق علیه السلام میفرمایین مردم برده پوشیدنی ها هستن برده خوردنی ها هستن از این جهت ما پیشانی من که بهترین عضو منه بر پوشیدنی ها نمیگذاریم بر خوردنی ها نمیذاریم بر خاک میگذاریم اوج برورتنی و اوج توازعه که این داستان مفصلی داره امام اسکری فرمودن نشان شیعه سجده برخاک هست اینم از افتخارات شیعه هست یه نشان دیگر شیعه سلات و نماز پنجا و یک رکتی هست یعنی چه یعنی هبده رکت نماز واجب و سی و چار رکت نماز مستحبی نوافلی که شریع شده هست اینم از نشانه های شیعه هست آخرین نشانه شیعه را حضرت فرمودن زیارت اربعین هست خوب دقیق کنید زیارت اربعین این از علاقه میشه هست زیارت اربعین دو معنا داره یکی این که ما روز اربعین یعنی بیستوم سفر به زیارت امام حسین علیه السلام برویم همانطوری که جابر ابن عبدالله انصاری رفت و همانطوری که اتیه رفت یه معناشه یه معناش دیگه که میتونه این داشته باشه سخن امام اسکری علیه السلام اینه که ما روز اربعین اگر نمیتونیم به زیارت قبر امام حسین علیه السلام بریم از راه دور یه زیارت نامهی داریم تو مفاتیح هم نخش شده به نام زیارت اربعین این زیارت اربعین رو از راه دور بخونیم که نکات مهم یا این زیارت اربعین داره لِيَسْتَنْقِذَ الْعِبَادِ یا لِيَسْتَنْقِذَ الْعِبَادِ که منم جهالت و حیرت زلاله از سخنان بسیار درس آموزیست که در همین زیارت اربعین آمده است از اون روز و با توجه به همان مقدماتی که نقل کردم اربعین در تاریخ شیعه یه جلوه خاصی پیدا کرد من قبل از اینکه ذکر مصیبت بکنم از حضور همه شخصیت ها رو همه اعلام همه بزرگانی که در این جلسه تشریف دارند سپاسگزاری و تشکر کنیم اگر از فراموش کردم از اینکه اینکه شخصیت همه شخصیت همه که در اینجا از اینجایی محسوس می کنند و حضورشون را در مجلس مختنم می دانند ایسی ذکره مصیبت منه ژابر ابن عبدالله با عطیه می دونید که در زبان عربی عطیه اسم پسر بوده امروز در ایران راهید شده اسم دختران را عطیه میذارند بود قندقه این عتیهیه رو گرفت با قندقه اومد خطرات امیر المومنین علیه السلام و گفت خدا چنین پسری به من داده است میخوام شما اسم روش بذارید و حضرت امیر المومنین اسم عتیهیه رو بر اون گذاشتند این همراه جابر ابن عبدالله انصاری به زیارت آمد این داستان رو مکرر شما شنیده اید و من تکرار نمی کنم فقط من یک نکته میگم و از همه تون التماس ده ها دارم و اون نکته اینه ما یه زیارت آبدانه داریم و یه زیارت آشگانه زیارت آبدانه چیه؟ اینه که بر اساس سنت ها یه کسی قصد رو کنه مثل جابر عتیه به لباس هاشو بپوشه یه زیارت آشگانه بم داریم زیارت جابر و عتیه یه زیارت آبدانه بود بر اساس آداب و سننی که در معارف اسلامی هست ولی یه زیارت آشگانه داریم زیارت آشگانه دیگه این آداب رو در اشراهایت نمی کنن تو تاریخ هست عزیزان من وقتی که یوسف را دستشو بستن و به قلامی سوار بر منیمه مرکبش کردند و می بردندش رسید به قبر مادرش راهیل این دیگه عدب رهایت نکرد زیارتنامه نخون از بالای مرکب خودش رو انداخت رو قبر مادرش میخوام بگم زیارت آشگانه اینطوریه بعد براتون بگم عزیزان جابر زیارتش آبدانه بود ولی اهل و بد زیارتشون آشگانه بود اینا وقتی که وارد شدن زیارتنامه نخوندن گسل نکردن عطیب لباساشونو نبوشیدن آشگانه خودشون روی قبرها انداختن و چه زیبا بود این زیارت آشگانه عزیزان من اینا یه زیارت آشگانه از قبر کردن چند نوع زیارت امام حسین علیه السلام داشت زیارتاش همه زیبا بود یکی زیارت از قبر که در طول تاریخ رفتن زیارت کردن و میروند یه زیارتهای خاصی هم امام حسین داشت یکی زیارت بدن بدون سر این زیارت اون چه که من میدانم نصیب دو نفر بیشتر نشد یکی نصیب زینب کبران اوه بله شد یکی نصیب دختر امام حسین علیه السلام زینب کبران قروب آشوران دنبال برادر میگشت شما تو مقاتل دیدید سر بریده امام حسین سخن گفت بله درست هست بدن امام حسین هم سخن گفت یعنی بدن بدون سر هم سخن گفت کجا سخن گفت زینب دنبال برادر میگشت یه وقت یه صدای از حلقوم بریده شنید علیه علیه خوهر بیای ترفه من یه زیارتم زیارت سر بدون بدن بود اونم پیوست نصیب زینب و دختران حسین ابن علی شد هم در دروازه کوفه هم در جلی عبید الله تو تشت تلا هم جلی یزید اینا پیوست سر بریده را زیارت کردن و سیعلایی من حکم من را با oft اوفیش خریده دارد و به درگاه ل prepared مهینه من الوگ خرم تاثیف شده سر رو گ chunks حد ماییم ا پاییگاه كلمه مايید زوسَ ب الس lol الله من را بزرگ میکند خول و حکم میرم سور defend سورbea حضرت بقیت الله علیه از امام زمان علیه السلام برسن قلب منورشون پی بسته از دست ما و زوریه ما شاد و خورم بگردن در ظهورشون تأجیل بفرما ما و زوریه ما ما و دوستان ما را از اصحاب خاص اون حضرت قرار بده خدا یا این انقلاب را در چنف اون حضرت از هر حادثه و آفتی مسون و محفوظ بدار ایران ما شیعان ما ملت ما فرهنگ ما حوییت فرهنگی ما حوییت دینی ما را در چنف اون حضرت از هر آسیب و گزندی مسون بدار نسل جوان ما محافظت بفرما علماء ما دانشگاهیان ما رحبر معظم ما همه را معظم منصور بدار ارواح تیبه شهده و مراجع گذشته ما روح رحبر فقید ما روح حضرت آیت الله الازمه بروزه و جردی با علیه خاص خودت مشهور بگردان خدایا به ازت و عظمت و قهاریتت مسلمانان را در همه جبهه های سیاسی و فرهنگی و نظامی به ویژه فلسطینیان را بر احریمن اسرائیل پیروز بگردان اسرائیل و انگلیس و امریکا نابود و رسلاب و مخزول و مقلوب و منکوب بدار به ازت و عظمتت به روحانیتشیه به حوزه های علمیه به ازت و عظمت این آیت بفرما به رحمتیکا یا رحمه راهمین خاکا جامون دار سرد روح یه نی همراه هم بود صدای عریف و فریادم صدا مادرم تو هم بود چهر روزم چهر ماه چهر سال دل زینب کنار تو تو گذاره چهر روزم چهر ماه چهر سال دل زینب کنار تو تو گذاره چهر روزم ج معر مستwed cale صغرنه studied روم مهی کلی هست از عهد ثلاثه زز من کوران روم Razeder مهم میمدخله به چه قابل توجه از مسائل قرآنی رو، مسائل تلاوت رو اینا در میان بذاشتن، بهش توجه تشتن، روشتکه کردن، احتمام ورزیدن، خب اینا مورد استفاده قرار بگیرند. بیستومین نشست تخصصی استادان، قاریان و حافظان ممتاز قرآن کریم، با موضوع الزامات ابداع در تلاوت قاریان ایرانی. اگر از ما در کشور اون به همدلله قرآن اون خودشون ابداع لحن می کنن، انسان این رو در بعض از قرآن، مشاهده می کنن. پجوهشگران و کارشناسان قرآنی می تمانند، مقالات، ترها و ایده های خود را پیرامون موضوع نشست، حد اکثر تامیمه مهرماه ارسال کنند. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی www.qranshorad.org ای آر مراجعه نمایند. شورای آلی قرآن و اما روایت کتاب که تقدیم شما علاقمندان می شه. روایت کتاب بر اساس کتاب سیدمن حسینی نوشته ی تقی شجاعی. نویسنده تقی کننده و کارگردان حسن توقل ایزاده راوی ماکان رزایی پور بازیگران امیر عباس توفیقی محمد آقا محمدی ماکان رزایی پور سداوردار رامین آریا شکر به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام روایت کتاب و از راژیو معارف می شنم در این بررامه گذیده ای از کتاب سیدمن حسینی در ساختار روای نمایشی اقتباس و روایت می شه این کتاب روایت از پیاده روی عربین و فتح من در این مسیر عاشقانه است در بررامه های غرب تا جایی شنیدید که از طرف محسسه فرهنگی پونزده نفر برای کار فرهنگی به سفر پیاده روی عربین رفتن معلمی به اسم محمد تقیی که در یک از شهرستانهای اصطان زنجان دوره تعهد معلمیشو می گذروند به اصرار حاجه های حسینی به این گروه ملحق شد گروه بعد از برام رزی تو خونه یعبو علا در نجف به سمت کربلا راه افتادن قرار شد محمد تقیی و رزا برای انجام دادن مساهبه های جذاب و نوشتن موضوعات دلنشین کنار هم باشن هر دو بین جمعیت راه می رفتن که یک دفعه نگاه محمد تقیی به جوانی افتاد که تسبیح به دست و سربند به سر بین جمعیت پیش می رفت و حالا ادامه ی روایت کتاب سیدمن حسینی در قسمت ششم جمعیت کیپ در کیپ تو مسیر پیاد روی هر بین پیش می رفت محمد تقیی و رزا به سمت جوان تسبیح به دست رفتن محمد تقیی همینطور که تونتون قدم بر می داشت رو به رزا کرد و گفت رزا دستگاه زبط صدا آماده است؟ رزا دستو کنید رزا دستگاه زبط صدا رو بیرون آورد و روشنگ کرد کمی بعد محمد تقیی و رزا به جوان رسیدن محمد تقیی رو به اون کرد و گفت سلام برادر اهل کجایی؟ جوان استاد بعد لبخندی زد و گفت سلام خداقوبت من به چه سونم؟ کارتون چیه برادر؟ طلبم زربازه آقای مام زمان البته اگه آقا قبولمون کند جوان شیرین حرف می زد محمد تقیی رو به اون کرد و پرسید به نظر شما وقتی امام زمانم تشریف بیارن همین جمعیت با همین شوق به استقبالشون می آن؟ این پیاده روی اگه به قصد پیمان بستن با امام زمان باشو در طول سال این پیمان شکست نشد میتونه به اون شوق که شما ها میگین منجر بشه؟ محمد تقیی و رزا با طلبه جوان اسفهانی خداحافظی کردن و به مسیرشون ادامه دادن محمد تقیی رو به رزا کرد و گفت محمد تقیی وحید چی کار کرده بود؟ تازه حرف محمد تقیی تمام شده بود که رزا گفت محمد تقیی و رزا به سمت پرچم رفتن پرچم کشور استرالیا بود کنار پرچم گروهی سی نفره نشسته بودن محمد تقیی و رزا به سمت اونا رفتن تو گروه سی نفره یکی فارسی بلد بود محمد تقیی رو به اون کرد و پرسید شما با چه نیتی اومدین اینجا؟ مرد به زبان فارسی و با لحجه گفت ما از استرالیا اومدیم و هم میخواییم با این پرچم به همه اعلام کنیم که شیعه های اهل بیت همه جا هستن شما اولین باره که میان اینجا؟ بله اولین باره که میام اگه خدا به هم پول بده هر سال هزاران نفر از مردم استرالیا رو به این سفر میارم و اونقدر هر سال این کار رو تکرار بی کنم تا همه مردم استرالیا یه بارم که شده بیان اینجا رو ببینن ببینن که گشاد دستی سخاوت و کرامت به پول زیاد نیست ببینن که مهم نیست که دستت پره یا خالی مهم اینه که دلت چقدر وسیع و پره بغز به گلوی جوان استرالیایی چنگ انداخت و نتونست حرفش رو ادامه بده محمد تقیی و رزا عشق در چشم با جوان استرالیایی خداحافظی کردن و به راهشون ادامه دادن محمد تقیی و رزا عشق در چشم با جوان استرالیایی خداحافظی کردن و به راهشون ادامه دادن محمد تقیی و رزا عشق در چشم با جوان استرالیایی خداحافظی کردن و به راهشون ادامه دادن محمد تقیی و رزا عشق در چشم با جوان استرالیایی خداحافظی کردن و به راهشون ادامه دادن دوست فرامش آن اس کنه کنید Hanne Boas Boas Boas Boas Boas Boas Boas Boas Boas Boas Boas Boas Boas هیچ جوری نمیشه توصیبش کرد محمد تقی و رزا شونه به شونه هم راه میرفتن کمی جلتر محمد تقی و رزا جوانی تایلندی رو دیدن که کنار جده استاده بود و پرچم کشورشو تکن میداد رزایی رو دیدن که رزا به سمتون رفت و پرسید فارسی بلدی؟ جوان با اشاره سر به رزا فهمون که بلدی رزا پرسید خیلی خوبه ببینم شما آیت الله بحجتو میشنسین؟ بله میشنسم مرد بزرگی بودن ایشون میفرمودن وقتی امام زمان تشریف بیارن خودشونو از طریق امام وسیع معرفی میکنن به نظر شما چه رابطه بین آشورا و زهور وجود داره؟ ایشون ببینم شما آیت الله بزرگی بودن ایشون مسیر با اصرار از ما میخوان بریم خونه شونو مهمونه شون بشیم این برام خیلی جالبه محمد تقی و رزا تا قروب با چند نفر دیگه حرف سدن با جوانی از جمهوری آزربایجان که هر چقدر بهش گفتن ترکی بلدن با لحچه بانمکی فارسی حرف سده بود و با یه جوان مشتی کف بازار که ارتفاعی به اندازی قد محمد تقی و عرضی حدود دو برابر پهنایی رزا رو داشت محمد تقی و رزا به سمت اون رفتن و ازش خواستن اجازه بده باش صحبت کنن اما جوان قبول نکرد و راهشو ادامه داد محمد تقی و رزا به مسیرشون ادامه دادن و به جوانی زنجانی رسیدن که بی اتناب به نوع سؤالای اونا فقط یه کلمه میگفت اشق حتی در جواب سؤالای همیشگی محمد تقی و رزا که از همه میپرسیدن نظرشون در باری اشق چیه؟ فقط جواب داد اشق محمد تقی پرسید اگه امام زمان بیاد همین مردم گفتم که فقط اشق دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب سیدمن حسینی خدا نگهدار محمد تقی پرسیدن صدای فضیلت و فطرت محمد تقی پرسیدن صدای فضیلت و فطرت محمد تقی پرسیدن صدای فضیلت و فطرت محمد تقی پرسیدن صدای فضیلت و فطرت محمد تقی پرسیدن خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارن حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلم و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله