تو بر خیر هستی و صورت الحال و سبب و نزول آیه یقتزیان المدحط و تشریفه این گفتگو و این که مسلم سآل کرد منم هستم که قبلن بحث کردیم مفصل دیگهشون خیلی اصرار داشت که مشمول بشه و پیغمبر موند حالا اهل و بیتی این نکه علاقه انت من ازواج نبید این دلالت میکنه که این یک نوع فضیلت و منقبت ریجه هست و لا مدحطه و لا تشریفه فر ارادت المحضه اون اراده محضه تشریعی عامه که دیگه مدحه ویجهی ندارد که اولتی تعم و ساقل المکلفین من الکفار و غیرهم اون ارادهی که حتی ابو جهلم شامل میشه کافر را رم شد میشه چه مدحی هست چه ویجهی هست اون مسلمه آرزو داد که داخل او بشه در یکی رو بعد درد میگرد دوست میداشتم پیغمبر یک کلمه بگرد اتخلی بهتر از همه اون چه آلم شرق و غرب و آلم خرشیر بهش میتابد میبود اون مسلمه میگه دوست میداشتم که این همه پیغمبر درخواست کردن یک بار جواب بداد که بله بله یک بار پیغمبر جواب بله داد طبقه ایک روایاتونان کهی بود وقتی که دعا تمام شده بود تشریفات تمام شده بود میگه آره من بدفع دخلت و بعدت دعا لعیت ابن امهی و بندهی و سبتهیه دیگه یعنی کار تمام شده بود اون وقتی دیگه آدوی شد شرایط در شرایط آدوی منم رفتم داخل شدم ولی اون وقتی که مسئله اختصاص به اونها داشت اجازه نداد پس این دلالت میکند بر یک مده و منقبتی در این شکی نیست دار در این اصلا بین شیعت و سننه اختلافی نیست که این یک فضیلت هست لذا یعنی هم که مثلا میگن آه میگن امامت نیست نهارتا یک فضیلت هست سنونایی که قدر این ها میگن آه ما قبول کردیم دیگه دستا منو بردیم بالا ولی یک فضیلیست از فضایل امیرال مونین فضایل زیاد داشته اهل وید فضایل اینوی که از فضایل باشه در فضیلت بودن بحثی نیست که یک فضیلته یعنی اگر کسان میگفتن ازواج رو هم شامل میشه میگن یک فضیلته ای را به انوان یک مده میگیرن خب باز دوباره همون استدلال میاریم این آیه شریفه دلالت بر مده و منقبت و فضیلت اهل بیتی میکنه مده خاص فضیلت خاص مضییت خاص و اون اراده عامهی که لایستت به اون مراد که اراده تشریح باشه اون مستالزم مده و منقبتی نیست برای کسی اگرم باشه عامه چون شامل کفار هم میشه مرافقی نمیشه پس اینم شده یک بیان این وچه دوبو خوب دقیق کنید وچه ثبوم ایشان چیه؟ گفت به وجوه هم دیگه گفت نمیتونیم ما اراده در آیه را اراده محضه بگیریم اون اراده یک مستطبع مراد هست وچه ثبومش چیست؟ وچه ثبومش طبق اون روایات کلانم خوندیشان که پیانبر اکرم اهل کسا را جمع کرد در زیر عبا قرار داد و دعا کرد به خدای متعال ارز کرد خدا یا ها اولا اهل و بیتی اینا اهل و بیتی خواست من فارهم ان همه رشته و تهرم تدفیره خود پیغمبر اینا خواست پیغمبر مستجاب و دعویز یعنی قطعا این دعای پیغمبر مستجاب شده درسته؟ برابرده شده ایشان میفرماید اگر چنانچه پیغمبر از خدا اینجوری خواسته بودا اللهم ها اولا اهل و بیتی فارد ان توریه خزه به انه مر رشته این یه نوع درخواسته اگر اینجوری درخواست کرده بود فارد یعنی درخواست اراده از خدا کرده بود خدا هم اراده میکرد ممکن بود تشریحی باشه تتلیمی باشه اما اونچه که پیغمبر درخواست کرده است نگفته است که خدا یا اراده کن ازهاب رشته را خدا یا رشت ازهه بر رشته درخواست ازهاب کرده اگر بگیم اضحاب نبوده یعنی این از اون اراده هاییه که این اضحاب به دنبالش نبوده و مستطبه این اضحاب ریچ نبوده که تکمینیه باشه دعای پیغمبر باید مستجاب نشده دیگه یعنی پیغمبر یه چیز خاص خدا یه چیز دیگه براورده کرد به جای این که اضحاب بکند ریچ را اراده کرده از به اراده تشریحیه که این به شرط خود این پیغمبر که این ها نخواسته بود که پیغمبر که نخواسته هست که خدا یا ارد اضحاب ریچ انهم درخواست اضحاب ریچ کرده به قول مرحوم علام مجلسی حالا ایشون این ها اضافه کرده تو بهار میگه اصلا اگه اینجوری معنا کنیم معناش این هست که خلاف درخواست پیغمبر براورده شده یعنی خدای متحال درخواست پیغمبر را اجابت نکرده او گفته هست که دلم درد مفرد دلم درد مفرد خورس دلدردی به من بده گفته حالا ما اراده میکنیم بعد یه نسخه بنویسیم حالا اون نسختش خورس دلدرد باشه نواشه معلوم نیست حالا خورس دلدرد به این بده جندم معلوم نیست این درخواست براورده نشد که اگر اون چیزی که درخواست کرده وقوع این مطلبه خدای متحالم وقوعش را اراده کرده این اراده وقوع اراده تکلیمی هست ولی اگر اراده وقوع نباشد میشه اراده تشریحی ها دیگه اون اراده تشریح مهزه هست پس متابق بودن در واقع پاسخ خدا به پیغمبر و اجابت دعای پیغمبر اختزاد دارد چیز را اختزاد دارد که این اراده اون ارادهی باشد که وقوع اضحاب رشد هست نه این کار را ما اراده میکنیم یا طرف انجام میده یا طرف انجام نمیده دیگره و ایزن رزبان خدا و سید مرتضا هندالله مقامه شروع میگه خاج نسیر خاج نسیر و دین توسی مرد قهرمان نابقه ده وقتی میرسید به سید مرتضا میگفت سلام الله علیه مروم خاجه وقتی اسم سید مرتضا میامد میگفت سلام الله علیه بعد میگفتن آقا شما سلام الله علیه مال این که میگن شما چطور رحمت الله علیه میگن رزبان الله علیه شما میگه میگفت این مذهب ما را سید مرتضا بستوار نگه داشته طبیعیم کرده کارهای این علم های بزرگ کردن قهرمان است استاد بزرگوار ما میفرمود که سید مرتضا از اون ملاها عالم هاییست که الان هم آثارش بدون سانسور در کل جهان اسلام قابل چاپ است اینجوری آثار الان بعض علم ها را بخوای آثارش چاپ کنی باید سانسورش کنی نمیشه تنده ولی عدوییات سید مرتضا محتواش محکم عدوییات خیلی رسیم منطقی استدلالیه تندی نداره بعض علم ها را بخوای آثارشون چاپ کنی حتما باید یک خودی سانسور کنی یک خودی پیرایش کنی ایشون میفرمود سید مرتضا اینجوره ببینید اینطوری هایینا فرم میکنه باقی هست ولی مرمون سید مرتضا اینجوره چی کنیم دیگه باید یاد از این بزرگان بکنیم خدا شاده اینا شخصیت ها ستاره های درخشانی هستن در عالم فضیلت و علم و اینا خدا میدانه اینا عبالعلای محرم یک دیداری با سید مرتضا داشته یک ملاقاتی با سید مرتضا داشته وقتی که آمده بیرون اولا به تحریر این بوزه قبرنگارا دورش جمع شدن گفتن آقا کی بود؟ چی بود؟ چی شد؟ گفت لاجئته لرعیت ناسفی رجل و ده رفی ساعتم ولعرزفی دارم بگه از من میپرسی من یه چین اعجوبه دیدم که اگر با من آمده بودی نزده او لرعیت ناسفی رجل یعنی انگار کل مردها آدم ها توی این خلاصه شده و دهره رفی ساعتم انگار کل زمان خلاصه شده است در همین ایک ساعتی لحظه که من پیش ایشون بودم ولعرزفی دار کل زمین توی خانه سید جمع شده است که شخصیت است خدا شاهده من اینها اقرار نمی کنم این واقع یعنی تبیان شیخ و طایفه تبرسی و هرچی فکر کردن که اینهایی که صد سغور کرده سید هم این مطالب سگانه را آوردن در تقریر این آیه و ایدم فَاِنَّ النَّبِيَّنْ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَالِهِ عَلَى مَا وَرَدَتْ بِهِ الرِّوَایَةُ الظَّاهِرَةِ یعنی روایت واضحه لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ اَنْ يُرِیدَ اَنْ يُذْهِبَ اَنْ هُمُ الرِّسَد سوال نکرده است که اراده کند که اون وقت تو اراده اش بحث کنیم که اراده تکرینی است و تشریحی است این سوال نکرده وَاِنَّمَا سَأَلَ اَنْ يُذْهِبَ اَنْ هُمُ الرِّسَد حَاُلَ اَهْلُ بَيْتِی فَاَبَهِبَ اَنْ هُمُ الرِّسَد يُذْهِبَ اَنْ هُمُ الرِّسَد فَنَّزَلَتِ الْآیَةُ مُتَابِغَةً وَدَعْوَتِهِ جبریل آمد آیه را آورده که این دعوت شما براورده شده ازهاب رجت است نه و اراده کنیم اراده ای که شاید ازهاب بشه شاید دشد پس این بیشه اراده چه اراده تکرینیه متزمنتن به اجابتی فَیَجِبْ اَنْ يَكُونَ الْمَعْنَا فِی هَا مَا ذَكَرْنَاهُ پس باید معناش چه باشه اول اراده ای که مستتبع المراد است که مراد که ازهاباش محفظ شده دیگه ادامهش دارا اسمت ثابت میشه پس سه وقتی شد این وجوه سگانهی که بعدم علمایی دیگرم گفتن که دلالت بکند که اراده در این آیه شریفه اون اراده یه آمه مهزه استلاحاً هشریه نیست خب میشه در اسمت دیگه وقتی که این ازهاب و رشد محقق شده است به اراده الهیه اونم بعض و رشد لا کل و رشد جلس و رشد دیگه اسمت هست دیگه یعنی شما در حوضی اعتقادات صفات رفتار هر چیزی که اسمش برچسبش رشد باشه گناهی باشه سقیره کلیره امدی سهری همه از بمیره بشه در اسمت و صلی اللہ علی محمد اللهم صلی علی محمد و آلی محمد و عدید رجعون سلام و سلامات خداقند بر محمد و آل محمد درس کلام اجتیت الاسلام و مسلمی ربانی گل پایگانی رو در مبنا شنیدیم انشالله که مورد توجه و اینات شما باگه شده باشه 24 مرداد ماه هست 21 سفر و مزفر آرزی میکنیم در این ایام پایانی ماه سفر هر جایی که هستید ازاداری هاتون اشق و ارادتتون تبسطراتتون مقبول درگاه حضرت حق واقع بشه و همه محتاجین دعا رو از دعای خیلتون فراموش نفرمایید این بخش از برنامه ها رو در محصر شما گرامیان پی میگیریم و دوت میکنیم تا لحظات دیگه همراه برنامه تبیان باشید تفسیر روای قرآن کریم توسط آیتالاه سیفی مازندرانی که امیدواری مورد توجه شما باگه بشه و بحر لازم رو ببرید تبیان امیدواری مورد لاصیه ما بقیه تلاله فی الاراغین ارباخنا و ارباخ العالمین لطراب مقدمه الفدا خب آیه که ما درش بودیم آیه ادلدین یومنون بالغیب لفظ غیب در لغت به معنای کل ما غابه اندر انسان هست و انتها در اهل لغت مشخصه معلوم این که اونی که به ایکی از حواس قابل درد چیاغا نباشه مرموشی قیبارتی دارد که غیب میگه اونی نیست که از ادراک غائب باشد چرا؟ چون اونی که معلوم است و مشاهدم نباشد به چشم سر و اونی که معلوم باشد اما به چشم سر معلوم نباشد مشاهده نباشد این غیب نیست دارن ابادتش مقصودش این است که میخواد بگید که در غیب دو چیز شرطه یکی این که معلوم نباشد یکی این که مشاهد نباشد تجه فرمودی و میخواد مرد بکنیم که نه اینجور نیست حتما هر دو تا شرط باشد ممکن است که خیلی از چیزها به اسطلاح مشاهد نیست توجه فرمودی و ولی معلوم هست برای بشر و مثلا با چش نمیبینه خیلی چیزها رو مثلا چی مثلا خبر رو بردن متباطرات براش از این واقعی ندیده نه هیچی نه حسن نکرده فقط خبر رو بردن براش این براش چی حاصل میشه آقا علم حاصل میشه آیا این الان غیب حساب میشه اینا غیبن نه غیب اونیست که ببین اونی که معلومه معلوم هست برای بشر معلومات بشر من کلن عرضو کنم اونی که معلوم هست برای بشر این دو قسمه یه قسمه از این معلوم اونیست که اصلا قابلیت ادراک حسی ندارد به اهدل حواس الخمس قابلیت ندارد این فقط از راه برهان و استلال و عقل و ایمان باید برای انسان چی بشد آقا معلوم باشد این های نیمقید اون معلوماتی از بشر که قابلیت ادراک حسی رو چی آقا داره اون دیگه داخل قیم بمیشه ولی این که الان به یکی از حواس این رو اصلا ندیده نه خودش این رو در اون تاریخ بوده که شنیده باشه از اون شخص توجه برمودید نه زوغ کرده نه سعم داره نه هیچی هیچی که از این حواس اون رو ادراک ندارد اون رو ادراک ندارد نه کرده ولی خب معجره رو شنیده توجه برمودید شنیده اون وقتش اون علم پیدا میکنه به این که اون آقای که من قوله انه این حرف رو چی آقا زده یا اون واقع کذایی که واقع شده هست برای اون معلوم میشه اعتمال خلافش هم چی آقا نمیده دیگه چون راوی متباطل بوده ناقل چی بود آقا متباطل بوده این علم علم هست اما معلوم اون قابلیت احساس و فیضاتی چی آقا دارد در این گونه مبارد ولی این که به یکی از حواس خودش ادراک نکرده معلومون لیکن معلوم این که در این حالی که مشاهد اونیست و در این حالی که به یکی از حواس ادراک نکرده اما اون معلوم در ذات خودش قابلیته بفرمایید که ادراک هستی رو چی آقا داره همین که ذاتش باشد این رو در اسطلابش غیب نمیگن یومنون به غیب یعنی اونی که اصلا قابلیته نه تنها مدرک به یکی از حواس نباشد قید دوبار ما بیاریم قابلیت ادراک به حس رو چی آقا به یکی از حواس نداشته باشد نمیشه خب اینا منحصر در چی میگنید؟ منحصر میشه در اون جوره که با استردال عقلی و یا با ایمان به قدوی اون رو ایمان بیارد که همین مثل بعد وجود ذات باری روح ملائکه جن و امثال ذاتک توجه فرمودید و حوادث قیامت بهش جهنم و و و خیلی از اینها که ما اسمش میداریم مغیبات بله البته در معنای لغوی صحیحه میگن فلانی قایبه الان شما در این عدویات میخونید که زمین مغایب توجه فرمودید یا فلانون غابه توجه فرمودید بله در لغت چرا؟ اما در قرآن مجید وقتی که غیب گفته میشد مثل همین آیه شریفهی که الان داریم یومنونه بالغیب مقصود از این غیب کدوم هست آقا؟ اونی کسی قابلیت ادراف به اهدالحواس به چی آقا؟ نداره و معذالک ایمان میارن با استلال عقلی و مشاهده معجزاتی که از پیانبر هست به آنچرا که او خبر داد از مغیبات به قول او ایمان میارن خب این در معنای غیب هست که افکردیم بعد دارد که یوغیمونه سلات یوغیمونه سلات فرق بین اقامه و اتیان اینه دیگه همین مفسدین دارن من دیگه اینجا نقل اقبال نکردم چون بازه هست به مراجعه بکنید روشنه اقامه یعنی که ادامه اتیان و اتیان به کمالهی فلزایی غیمونه سلات یعنی یعتونه سلات دائمان و مراعیان شرائطهی و جمیع مایوتب اوقاتهی به مایوتب و رفی و خازهان یعنی با تمام اون خصوصیات به کماله ها ادامه میدن این رو یعنی یدیمون و یحافظون فی اوقاتهی و خازهون یعنی با تمام اون چرایی که به نحوی که جهد شده خدای تعالی سلات رو جهد کرده ولی چی اقا مخلصن له دینی فی سلاتهم خادعون خاشعون تقجه و فرمودی و سلواتهم اقا یحافظون یعنی به همون کیفیتی که صاحب نماز ذات مقدس حق اون رو تشریح کرده اینها همون رو به پایی میدارند یعنی ادامه میدن بیدون وقته این رو انجام میدن اما اتیان ولی یک بارم انجام بده اتیان برای چیست اقا صادقه فلزا فرمود یعنی یعتون از سلات در باره منافقین دارن ولی یعتون از سلات الا و هم خساله این هر دفعه که نماز بکنن دو شامل میشه اتیانه من بکنم که روایاتی که در اینجا اومده خب یکی دوستت روایاتی بکنم خدمت شما یکی روایات عبی بسیر هست خب این روایات همین که تحبیل به روایت کردی بین زعیف سندش خب این دارد که یعنی و یعنی خب اینجا چرا این را گفته این روایات بدن این که اصل این که مالی رو خدای تعالی انسان بدد و خدای تعالی به انسان بدد و انسان از این مال انفاق بکند این که مدرون وضعی رفضیه درسته؟ اونی که خفا دارد علمیست که خدای تعالی به انسان بدد و این علم رو نشر بکند که خود نشر علم این عبادت هست اگر خالصانه باشد برای خدا باشد بعد این رو از این آیه نمیدونیم بفهمیم ما رزقناهم از این آیه چیه است اقا؟ یعنی این عرضا عرضا قلان شما میگید چیه؟ یعنی چرا که ما از مال این رو میدیم این انفاق بکن در راه خدا کمان که در آیات انفاق نگاه بکنید اومده که بعد در عبادت سور بغره غیر و غیرو که انفاق ماله یایدون و انفاق و انفاق و انفاق در آیات هشون نگاه بکنید و انفاق ماله خب این کن واضحه معنی موزونلهه درسته اقا؟ روایت چیزی رو میشه کافت که بگه نتنون رو بیان بکند به در شبک وزع و الفاظ و مدالی لفظیه چیه اقا؟ نگنجد خب این روایت بی بیان کرده حالا این روایت ضعیفه امتحانه باعتبرانی باید موجود هست حام مایوور ! تغییر نامقرار روی زن چیم خلابی از معاملت Food چی بودش مال میمره نحن آن هو آمده درسته به تعامل که معلومه لکن عرض کردم به شما ت говорил بغیر ایانیت این کردن تا قريم کاملتاه lens و بالا بابا ajuda برامار دعم داره کسی بایر که ادامهه هم خیلی دسترس داریم حالا قرآن غیر قرآن این لفظ اصلا زهور میده به این یعنی اصلا زهور پیدا میکند توجه فرمونید فردزا این بازهه این معنا نیازی به بیان چیه آقا نداره اونی که خفا دارد و نیاز بیان دارد همین مسئله علم هست روایت بعدی معتبره همین یحیب نعریب امران هست همین روایتی که ما الان خونده بودیم گفتی معتبره من بخشش تو خونده بودم بخشش که در این زید هست من اینجا زیدشو فقط میخونم خدمت شما که به مقام مربوطه فرمود که این الان در غالب مدلولی چی هست آقا لفظیه امون لفظ رو بیان کرده دیگه و همه اینایی که استفرده اینا حقیقتاً چی هست آقا غیبن دیگه و هم تعریف غیبن میان روایت دیگری دارد که صدوق در کمال الدین به سندش به امر ابن عبدالعزیز ان غیرواحدن ان داود ابن کثیر رقی اینایی که اسم برده شده اینا که سند و غیرواحدن که زره نمیزند من پس سندش به امر ابن عبدالعزیز در کمال الدین باید خود کمال الدین دید من دیده بودم مجاهد بوده اینو نیه بردم به ذهن ابتدایی من ها محضرک رجوع بکنید به کمال الدین در مشیخه اصلا نمیشه پیدا بکنید هر گز یعنی مشیخه صدوق اصلا ربطی به کمال الدین ندارد فقط مرمود منلای حضوره ارتفاع فرمودید فلزار در اینجاها که میگیم به اصنادید به خودون کتاب باید چی آقا؟ مراجعه کرد خب این روایت مطمئنشی که خودم للمتقین الازین یومنون به غیب قال من اقرر به قیام الغائم سلوات الله علی انهو حقون خب دینم قاعده جریه دیگه یکی از مسادقش اینه چون خود امام که غائب باشد در اصل غیبت ایمان او میشه ایمان چی؟ به غیب و به قیام او هم میشه ایمان به چی آقا؟ به غیب میشد قاعده جریه میرسه که یک انبان کلی دارد که بر همه مسادقش چی است آقا؟ صادق هست هرچی که صدق غیب بکند غایب بکند الغران و یجری مجل شمس و غمر در روایات اومده یعنی این که غران کلیاتی رو میفرماد اموماتی رو میگرد متلقاتی رو میگرد تا قیام قیامت هر مسداقی که ازش ایجاد بشد بر همه اینا چی است آقا؟ صادقه غیب همینجوره یک انبانی جامل کلی هست که در هر برهی از زمان مسداقی پیدا بکند این غیب شامل وی چی آقا؟ خواهد شد بخون آقا بخون خوب خوب خوب خوب خوب خوب خوب خوب خوب و اقواب و ساغت ایشون فکر کنم من در جایی گفتم دیگه گیری ندارد معتبره میشه این روایت توجه فرمودی فقط این اومر ابن عبدالعزیز باید یک کمی چونفی مافی هست درش بحث کنم توجه فرمودی و اینلا گمان همین هست که ما در اومر ابن عبدالعزیز بنابرای اعتبار روایتش که داشتیم و این روایت خوبیه خب روایت دیگه داریم همینجور تا میرسیم و مرسل هست این روایت دیگه هست خیلی جالبه روایت یهیب نعب الغاسم این هم بازه کمال دین آورده ایشون دارد که سالتو صادقه جعفر ابن محمد صدات الله علی ان قول الله عزوجل عدف لامیم داریکل کتاب لا ریب فیه هدن للمتقین الاخر فقال علیه السلام و الغیبه و بل هجه ان غائب و شاهد و ذالک این خیلی لطیفه و شاهد و ذالک قول الله عزوجل و یقولون لولا انزل علیه آیت من ربه فقال انم غیبه لله فنتدرو انی من المنتظرین یعنی غیبه لله رو خود امام گرفته انتظارم که انتظار ظهور حضرت گرفته توجه فرمود این رو حضرت شاهد گرفته که برای این قضیه که این شاهدشه فاخبر عزوجل ان ال آیه هیه الغیب و غیبه و بل هجه و تصدیق و ذالک قول الله عزوجل و جعل نبن مریمه و امهو آیتن یعنی هجتن چطور اینا رو آیه ذکرده یعنی به معنی هجت هست اینجا هم در حقیقت در اون آیهی که گفته که لولا انزل علیه آیت من ربه یعنی این که خود هجت بعد لفظ آیه به خود هجت که امام اصل رساله باشه اتداق شده این روایتیست که ملاحظه بفرمایید چی رو؟ شاد و ذالک شاد و ذالک عباده چیه؟ بله؟ بعد این شاد و ذالک عباده کی؟ صدوق یعنی؟ آه درست پس اگر اینجا خود صدوق باشد این کلام اشون هست و استشاد میکند به اون آیه تا اون مجهت و الغایب خود روایت هست درسته و السلام عليكم و رحمت الله و برکاته و الفجر و لیال عشر این الانسان لفی خسر والفجر و لیال عشر این الانسان لفی خسر این الانسان لفی شغل و بدمه منیته تجری این الانسان لفی خسر imanisto ون تجوری ما دایان دستانing بزرگوار صابتان برنامه تبیان را دیو معارف پیوستن بخش اول برنامه