اون ولید ابن مغیره مخزومی محروف بوده از تیره بنی مخزوم بوده قسمت دوباره سؤال اینه که چه نسبتی با رسول خدا داشته نه نسبت نزدیکی نداشته ولی اونم از قریش بوده رسول خدا از یکی از تیره قریش یعنی از تیره بنی هاشم بوده بنی مخزوم هم یکی از تیره قریش بوده تیره های قریش که بیست و پنج تیره بودن در بالا به هم می رسیدن ولی از اینا به صورت عام قوم و خیش اصام می شدن ولی نسبت نزدیکی با رسول خدا نداشت نداشت بسیار خوب خیلی متشکرم انشالله که جناب ترکیپورم پاسخ سالشون رو شنیده باشند سال یه رو مطرح بکنیم که به شکل مکتوب در اختیار بنده قرار دادن اینگونه سوال نمیشته شد در کتابی خاندم که در جنگ خیبر یک چوبان یهودی به سپاه اسلام می پیوندد ولی وقتی می گوید گوزفندان هم امانتن پیانبر خدا دستور می دهد که او برود و پس از تحویل دادن گوزفندان به صاحبانشان بازگردد اولا آیا ماجرا درست است یا خیر سانیان آیا احتمال کشت شدن آن فرد داده نمی شد که بگویند چرا به مسلمانان پیوستی سالسن مگر چند گوزفند چه عرضشی داشته پیانبر خدا احتمال رفتن و برنگشتن آن فرد و ناچیزشون بردن به ویژه با توجه به تداد کم مسلمانان و ضعف نیروی نظامیانان بفراد اصل ماجرا درسته یا نه اگر درسته رفتار پیانبر علتش چی بوده اصل ماجرا درسته در جریان جنگ خیبر این را نقل کردن و بنوان نمونه ابن هشام در کتاب از سیرت و نبویه جلد دو صفحه پنجه و هش نهر کرده سیره ابن هشام که من دارم چاپه مثل اون چاپه تحقیق مصطفى سقاینا تحقیق کردن اون چاپه در کتاب سیره از سیرت و نبویه تلیف ابن هشام در جلد دو صفحه پنجه و هش آمده ولی جزیات قضیه به این صورت که این سوال کنندگی را مطرح کرده و با اشکال موازه شده جزیات قضیه اینجوری نبوده جزیات قضیه اینجوری بوده که در مدت محاصر قلعه های خیبر یه چوپان سیاه پوستی که چوپان بعضی از یهودی های خیبر بوده آمد محضر رسول خدا صلوات الله و سلامه لئی مسلمان شد مسلمان شد گفت این گله گسفندی که در اختیار منه مال عرباب من یهودیه میخواید این را به شما بدم حضرتم نه امانت دست شما این را باید با اونا برگردونید و فرمود که گسفنده را ببرید به طرف منطقه اونا رها کنید خود گسفنده میرند چون حیوانات به آولش و این را عاشنا باشید نزدیک باشید میرند حیوانات غریزه راهیابی دارند البته این از افتخارات اسلامه که رسول خدا در موضوع قدرت حالا مثلا یه گله گسفند از دشمن دست این را افتاد حالا اینم یه قنیمت از خرسی مهم قنیمت حضرتم نه امانت در روایت اسلامی داریم که سه چیز هست که مسلمان و غیر مسلمان فرنهی میکنید که امانت دارید امانت را باید به صحبهش پستاد این از افتخارات رسول خدا در زمان جنگ و درگیری اون از شای اسلامی را حضرت آیت می کرد و به دیگران هم یاد می دهد فرمود نه اینا امانته و گسفنده را ببر رها کن در منطقه اینا و خودشون میرن و خودت بیا بنابراین این چوبان گسفنده را تا نزدیه های منطقه بسیار عربابش برد و اینا را رها کرد به طرف اون محلی که می باید برن آغولشون اینا گسفنده رفتن و خود این جوان برکشن این نکته اخلاقی داره و این نکته اخلاقی داره دنباله قضیه جالبه که این جوان تازه مسلمان برگشت یه سات پیش یا کمتر از یک سات پیش مسلمان شده بود سنگی از طرف یهودی های خیبر آمد به این اصابت کرد و به درش شادت رسید گاهی در مسابقات اینا حالت معماب و چی لغز بهش میدن میگن اون کدوم بهشتیه که نماز نخونده و روزه نگرفته بهشتر مثل شادی مستاقش در اون ساعت اولیه بله رفت بسندار رهاشه به طرف محل چیز عربابش برمیگرش سنگی از طرف یهودی ها آمد و بهش اصابت کرد و به شادت رسید پرسمان تاریخی بسامید؟ سآل داشتم ازدهده خانم در سفر اخری که کرای داشتم اونجا یه سآلی مدرش شد به ما گفتن که حوضه علمی نجف رو شیخ توسی تحسیس کرده میخواستم بپرسن که شیخ توسی کی بوده؟ چه زمانی اقبام به تحسیس حوضه علمیه کرده؟ اینو لطف کنید یه جوابش بدید. ممنونم خداحافظ رو بله گفتن که در باری تحسیس حوضه علمیه نجف توسیت شیخ توسی پرسیدن و در باری شیخ توسی سوال کردن که چه شخصیتی بوده و این که برحال چرا اومدن نجف و حوضه علمی نجف رو تحسیس کردن. بفرمایید برای سوالیست که برای زهران عتبات عالیاتم دونستن پاسخ این سال حتما جالب خواهد بود بله ارز کنم که مرحوم شیخ توسی از بزرگترین علمای شیعه بوده و بعد از مرحوم شیخ مفید شاید در تاریخ تشیعه در تاریخ علمای شیعه شاید کسی به عظمت شیخ توسی نباشه من یه وقتی یه جا میخوندم که در میان حکمای یونان بعد از ارستو اینقدر ارستو سیتری علمی داشته تا مدتها بعد از ارستو کسی نمیتونسته برخلاف نظریات فلسفی او ازار نظریات در کنه یعنی سیتری علمیش اینقدر بوده نظریات علمی او حجت قاطع اصابه شده قاطع بوده تا مدتها و نوشته بود که حداقل در تاریخ تشریعه و علمای شیعه چنین سیتری علمی را نوشته بود شیخ توسی داشته به قدری عظمت علمی داشته تا مدتها بعد از فوت شیخ توسی از علمای شیعه کسی برخلاف فتاوای او و نظر او نمیتونستن جورت نمیکردن نظر بدن میخوام بگم که برام شیخ توسی عظمت بالایی داشته و در قرن پنجم زندگی میکرده به عنوان نمونه و نمودار میتونیم ارز کنیم که از چهار کتاب شیعه از کتب عربه شیعه دوتش مال شیخ توسی معلف دوتا از کتب عربه شیعه مرحوم شیخ توسی تحذیب و استبصار شیخ و طایفه منظور شیخ توسی شیخ و طایفه یعنی شیخ شیعه بزرگ شیعه طایفه منظور طایفه امامی شیخ و طایفه بزرگ و استاد شیعه دوتا از کتابای چارگانی شیعه شیعه تعلیفه مرحوم شیخ توسیه سه تا از کتابای مرجب و مهم رجالی شیعه تعلیف شیخ توسیه ارز کنم که رجال که به رجال شیخ توسیه معروفه الفهرست فرقه بین کتاب رجال و الفهرست اینه که رجال به استلاح نام اصحاب رسول خدا و عیمه هست به صورت فهرست مانند شرح توضیح نداره مگر خیلی مختصر ولی در فهرست از نظر موضوع شبیه کتاب رجال نجاشیه یعنی معلفین شیعه هست روات و معلفان شیعه که صاحب کتاب بودن ناظره به آثار افراد هست بسیار خوب پس یکی کتاب رجال به همین نام معروفه میگن رجال شیخ توسیه یکی کتاب الفهرست و یکی هم کتاب اختیار معرفت رجال که برهم شیخ توسیه رجال کشی را که از قدیمترین کتاب های رجال شیعه بوده که امروز اصلش از به این رفته مرهم شیخ توسیه آمده اون را تحذیب کرده تحذیب کرده و عرض کنم که اسمش گذاشته اختیار و معرفت رجال کتاب رجال کشیه معرفت رجال بوده بله بله بله بله بله بله توسیه آمده این را تحذیب کرده درسته پس سه تا کتاب از کتاب های معروف رجالی شیعه هم مال تحلیف شیخ توسیه از تحلیفات عرزنده مرهم شیخ توسیه تفسیر تبیانه که از کتب تفسیری قدیم و مرجعه و منبعه و از نوع تفسیرهای اجتهادیه میدونیم که تفسیرها گاهی تفسیرهای تفسیر روی المعثوره یعنی آیات قرآنی را با حدیث تفسیر میکنن بله بعضی هاش تفسیر عدبیه لغاتش فقط مثلا معنام میکنن اینا نوعی تفسیر هست تفسیر اجتهادیه مثل تفسیر المیزان در زمان ما از این نوع تفسیر هست یعنی مفسیر اجتهاد میکنه برای کشف معنای واقعی آیه درسته هیچ مفسیری بینیاز از کتاب تفسیر تبیان نیست مرحوم شیخ توسه 75 سال عمر کرده و حدود 45 اثر داره 45 تعلیف داره که بعضی از اینا را من اسم بردم چون فرصت کمه سوال اینه که چطور شده که ایشون تشبه برده نجف و حوضه علمی نجف را تحسیز کرده از کجا تشبه برده نجف؟ از بغداد علسونت بوده آل بویه هم شیعه بودن حامی تشایب بودن لیکن توازن را بین شیعه ها و سنیه ها حفظ میکردن نمیذاشتن بحران به وجود بیاد نمیذاشتن درگیری به وجود بیاد ولی خودشون حامی شیعه بودن و شیخ الاسلام اونها هم مرحوم شیخ مفید بوده مرحوم شیخ توسه در سال 400 هشت تشبه برد از دمی خورستان دیگه از توس و در محضر شیخ مفید بود در مکتب علمی شیخ مفید بود و شاگرد شیخ مفید بود تا اون که شیخ مفید در سال 413 فوت کرد یعنی پنج سال دیگه فوت کرد و نوبت رسید به مرجعیت سیدمرتزای علم الهودا از شاگردهای شیخ مفید و مرجعیت شیعه 23 سال با سیدمرتزا علم الهودا بوده و مرحوم شیخ توسه همچنان در خدمت سیدمرتزا بوده تا اون که سیدمرتزا هم از دنیا رفت در سال 436 سیدمرتزا علم الهودا هم از دنیا رفت و مرجعیت علمی و فقهی شیعه در بغداد منتقل شد به شیخ توسه مرحوم شیخ توسه به خوبی از اهده این مسئولیت بر آمد تا سال 448 مرحوم شیخ توسه در همون بغداد مرجعی بزرگ شیعه بوده خامی شیعه بوده مرویج علوم تشیعه بوده مرویج علوم احلی بیت بوده لیکن در سال 448 یه فتنه به وجود آمد زمانی بود که دیگه آل بویه سقود کرده بودن سلسله احلی سنت سلجوغیم روی کار آمده بودن و اون توازنی که آل بویه حفظ میکردن بین شیعه و سنی درگیری تشنوز به وجود نیاد اون فضا دیگه از بین رفت و درگیری به وجود آمد بین دو دسته در محله کرخ بغداد دو محله داشتن در دو طرف دجله و محله کرخ محله تمرکز شیعه هم بوده و شیخ توسی هم مغرش در همون جا بوده فتنهی به وجود آمد و درگیری به وجود آمد در محله کرخ و کتابخانه مروم شیخ توسی را آتش ددن کرسی تدریسش را آتش ددن و محله مغرش رش آتش ددن کان به جاهای باریک رسید و شیخ احساس کرد که نمیشه در بغداد موند اینجوری شد که تشیب بردر سال چهارصد و چهل و هنش به نجف که نجف شهر خیلی مهمی نبوده ولی شهر کچی شهر بوده ولی به هر حال اهمیت زیارتی داشته ولی محل کانون علمینا نبوده علمینا اصلا نبوده و شیخ تشیب برد و طبعا شایرده و علمه و اینا به خاطر شیخ جزب شدن در اونجا و کم کم تبدیل شد به حوضه علمیه و از اون زمان پایه حوضه علمیه نجف گذاشته شد بسیار خوب خیلی متشکرم قبلشون میترمید کجا کسانی که مشرف میشن اتباط بتونن برن بله من اون وفاتی شیخ را میگن در سال 460 بوده که ایشون وفات کردن و در خانه خودشون دفن شدن خانه ایشون را بعدا تبدیل به مسجد کردن الان معروفه به مسجد شیخ توسیه و در شارع توسیه قرار گرفته همون دری که پشت به قبل خارج میشن اونجاست دیگه توی نجف جایی که الان مسجد شیخ توسیه در شارع توسیه قرار گرفته خانه مسکونه شیخ توسیه در خانه شده حالا من همینجایی حاشه میزنم جا داره که زا ایران محترم اتباط آلیات فرصت را قنیمت بشوارن و قبور علمای بزرگان شیعه را در اعتاب مقدسه شناسایی کنن سر قبر اینا برن بزرگان علمای ما نه یکی نه دوتا نه دهتا در اعتاب مقدسه امدتا در نظف اشرف در کربرا و امثال اینا دفت شدن و برن سر قبر اینا فاتحه بخانن و با زندگی پرفتخار اینا آشنا بشن بسیار خوب انشاءالله که اینطور باشه از همه زهرانی که مشرف میشن التماس دعا داریم از همه تشکر میکنم جلو استاد پیشبایی که در این برنامه هم حاضر شدی دوستان شنونده فرصت به پایان رسید تا فرصتی دیگر که باز هم توفیق داشته باشیم با پرسمان تاریخی در خدمت شما خوبان باشیم تک تک شما عزیزان رو به حضرت حق باریت حالا میسپارم حقیار و همراهتان و آل محمد و آل محمد اللهم افلع على محمد و آل محمد اینجا ایران است شبکه معارف صدای جمهوری اسلامی ایران ای ایران ای مرز پرگوهد ای خاکت سر چشمه هند دور از تو هم میشه یه بدان بایم دمانی و جا بدان روی موجه به روان صدای پذیرت و فطرت به نام خدا سلام آقا ما یه دوست داریم به اسم امار ایشون چون توی رشته معماری درس خونده هفته پیش بعد از مدتها یه کار براش توی تبریز پیدا شد خلاصه رفت اونجا و قراردادش رو نهایی کرد و برگشت اومد وسایل و زندگی رو آماده کرد برای این که بره و حد اقل ده سال توی تبریز ساکن بشه چون قراردادش با اون مجموعه حضور حد اقل ده ساله دیروز که داشتیم با همدیگه راجب کارش و شرایط قراردادش صحبت میکردیم گفت میگم آه راستی همید جان کسی که مثل من در شهری مثلا قصد سکونت ده ساله داره بعد از انتقال به اونجا برای چه مدتی باید سکونت داشته باشه تا حکم وطن رو پیدا کنه من مقلد رهبری هستم میدونی نظر و فتوی ایشون چیه در این مورد گفتم خب امار جان این که ساده هست به فتوی ازرت آقا اگه با قصد توتون یعنی به این نیت که اونجا بشه وطن شما خونه ای اجاره بکنی یا بخری یا کسب و کاری پیدا کنی از همون ابتدا که در محل مستقر میشی حکم وطن جاریه و نماز شما کامل روزتونم صحیحه و گذشتن یکی دو ماه برای تحقق وطن لازم نیست پس به فتوی رهبری کسانی که به قصد توتون یعنی به این نیت که در اون شهر ساکن بشن و اونجا وطنشون بشه برن و مثلا خونه اجاره کنن یا یه خونه بخرن یا کسب و کاری رو در اونجا را بندازن و پیدا کنن از همون ابتدا که در اون شهر در اون محل مستقر میشن حکم وطن رو براشون داره یعنی نمازشون کامله روزشونم درسته و این که بخواد یکی دو ماه بگذره بعد حکم وطن براشون داشته باشه هم لازم نیست ارادت من خیلی ها که آشغ کشورشون هستن دوست دارن فرصتی خاص پیش بیاد و نشون بدن که تا چه اندازه حاضرن برای سرزمین مادریشون با تمام وجود قدم بردارن ما باید دوباره نقاشی کنیم رنگای رفته دنیا رو ببینیم اگه هم دل اگه هم زبون باشیم میرسیم به فصل سبز زندگی من به شما پیشنهاد میکنم منتظر روخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشین خاموش گردنه و این که باید نکاشی کنیم یه لامپ اضافه بستن شیر آبی که چکه میکنه بوغ نزدن در جایی که اصلا نیاز نیست خاموش گردن تلویزیان وقتی نگاش نمیکنیم نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و مهمتر از همه خوندن چند صفه کتاب یا دخالت نکردن در کار دیگران و حتی اندکی سکوت بیشتر در طول روز و کلی کاره یه دیگه هر کدوم از اینا گامی کوچک اما معسره فقط تصور کنیم که هر روز هر ایرانی یه گام کوچیک و حوشمندانه برداره اون وقت روزی هشتاد میلیون کار خوب خواهیم داشت هشتاد میلیون قدم برای سرزمینمون ایران ای سرزمینه اش ای کشور خوبان ای خاک دامنگیر جان من ایران ای نام شورنگیر در دفتر تاریخ آینه فرهنگ در باور تاریخ اگه فکر میکنید انجام همین کارای به ظاهر کوچیک و توصیه به سایر همبتنان میتونه قدمی برای آرامش خانواده بزرگ ایران باشه این کار رو تبلیغ کنید من در تو میبینم خرشید فردا را من با تو میخواهم فردای دنیا را تا در تنم جانیست میخواهم ات از جان هر لحظه میخانم پایند با دیران پایند با دیران با دیران با دیران حسین جان جانم حسین حسین جان جانم حسین بسم رب الحسین سلام دوستان عزیز مردم خوب ایران آشقان آقا سید و شهده درود به شما و عرض تسلیت به مناسبت عربعین حسینی که پشت سر گذاشتیم و ایام حزن و ماتم دهی آخری سفر به شما دوستان عزیز معارفیاران گرانقدر تسلیت و تعذیت باد یه سلام و درود و زیارت قبولی ویجه هم عرض میکنم به همه کسانی که توفیق داشتن در ایامی که سپری شد در مسیر بهشت قدم بردارن تا برسن به حرم ششگوشه سید و شهده علیه السلام در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا در آقا خب اگر موافق باشید بریم اولین کار که محروض میشه به آقای مجید مقدم رو به اتفاق هم بشنویم و کمی در مورد صحبت کنیم بسم الله الرحمن الرحیم عشق یعنی نام زیبای حسین عشق یعنی نوکری های حسین عشق یعنی سرورت باشد حسین عشق یعنی دم به دم گویی حسین سلام و درود و مرخ خدمت شنوندگان عزیز صدای من رو از مسیر آشقی از مسیر شور و شیدائی و راقیمایی عظیم از آداران و آشقان حسینی در مسیر عربین حسینی از کشور عراق و از مسیر نجف به کربلا شد مرخیم در یکی از محکب های این مسیر حضور دارم که دوستان عراقی و همچنین دوستان ایرانی از شهر مشهد در این محکب مشغول خدمت رسانی هستم و میخوایم با یکی از محکبداران این محسس صحبت کنم با ما در این گفتگو همراه باشیم حاجه آقا سلام خدا قبول علیکم السلام سلام علیکم خدا نگهدارتون باشه مشغول فعالیت در این محکب هستید میخواستم قدری برای شنواندگان ما بفرمایید و از حال و هوای مراسم عربعین در این راپه مایی عظیم بفرمایید برای مراسم عربعین کسی نمتونه نظری بده چون ما خودمون که اینجا میان کماشا میکنیم ما تو محبوتیم این چه کاریه چه چیزیه چه کاری که اینو جمعیت کشونده اینجا بله درست دارم بله درست دارم از این شکلی میان کنار خیاب این واقعی روزه لازم نیست کسی برای روزه بخونه خودش روزه هست کسی برای روزه لازم نیست بگه اگر آقامون بیاد آیا کسی هست هامیش بخونه اینا همه هامی های آقا حاجه ها شما توی این مسجد دیدید دوستانی از شهرهای مختلف از کشورهای مختلف وزور پیدا کردن خسته میشن میان به شما مراجعه میکنن شما افترین کاری که میکنید چی کار میکنید برای این مسجد دارم ما افترین کاری که بخواییم انجام بدیم دعوتشون میکنیم بیان تو حسینیه هایی که موجود هست استراحت کنن همه مجه هز به کلره همه چی هم حاضره انواع مختلف غذا تبک میشه افرادی هستن برای ماساج افرادی که پاشون درد میکنه افرادی هستن که واقعا مخلصانه شبان روز خدمت میکنن خدا خیلیتون بده حالا بنده خودم ممکنه دست همه شما رو میبوستم که باقی باید ممکنه اصلا ما کاری که انجام میدیم توقف که کسی بیمون بگه خسته نباشی توقف ما ندارید از هیچ کسی چون صاحب اصلیش فقط صاحب اصلیش رضای خدا مهم پرین از همچین دارید درست میدونیم