با قرارت بخش از آیات و روایت طبیعی شد و مسادیق ایسال رو در سلوک اصابه مونسا اشاره کردیم در این بخش پایانی بازم تأکید منه کمترین بر این هستش که جامعه منتظر موقعی منتظر راستین حضرت بقیت الله لازم هست و موقعی متصف به صفت مهدی یا وری می شود که بتواند در مقام عمل و رفتار رضایت حضرت رو کسب بکنه در جامعه منتظر منتظران دگر خواهن خودخواه نیستن در جامعه منتظر مرزهای نجادی قومی و جغرافیایی نمی تواند تبدیل به یک دیوار بشه در ارتباطات اجتماعی ما همه برادر هم دیگه هستیم من در تمنین این عمر بسیار مهم بگذارید اشاره بکنم به علی ابن یقتین که از اصابه مومه کازم علیه السلام بود شو مشرف شده بود حج در برگشت از سفر حج در مدینه اومد دسید محضر امام کازم علیه السلام اجازه و ازن خواست که والد خانه امام کازم بشه امام کازم بهش اجازه ندادن و با این عدم اجازه امام کازم دلخوریشون رو به علی ابن یقتین منتقل کردن اون رو متوجه شد که عدم ازن امام امام دلخوره فردای همون روز امام کازم رو بیرون منزل دید عرضتش آقا جا من مگه چه کردم که شما از من دلخورید ببینید همه توجه داشته باشن امام بهش فرمودن علی ابن یقتین شیعه ما در مکه با تو کاری داشت و تو بهش محل نگذاشتی ابراهیم جمال تا دل اینو به دست نیری من ازن ورود بهه نه نمیدونه علی ابن یقتین گفتش که مراسانه هشت تموم شده ابراهیم جمال هم برگشته در کوفه است من چجوری برم رضایت اونو بخواهم که تقوی موجزه امام تیول عرض شد علی ابن یقتین رفته به منزل ابراهیم جمال اوزخاهی کرد ابراهیم جمال گفت قفر الله لک علی ابن یقتین بازم رضایت نداد گفت من سرم رو زنم رو زمین تو پا بذار رو سر من که اینقدر خاک ساری کرد بعد گفت اللهم اشهد که دل امام رو به دست بیره ببینید میخوام بگم خدای نا کرده تو جامعه منتظه ما دل مومنین رو بشکنیم احانت بکنیم جسارت بکنیم در حقیقت ازن ورود امام زمان به ما نمیده این رو به مبابستا به تأکید مطرح کردم در انتهای برنامه جامعه حسینی عزیز خدای متحرم میخانم و از اون میخواهم که دل همه ایمون تظران رو پر از تراوت اطر حضور مهدی فاطمه بکند انشاءالله انشاءالله تشکر از شما جناب جدول سلمان مسلمی دکتر امیر محسن ارفان و از شما شرمندگان عزیز که با ما همراه بودید اللهم اجل بلی یک الفرنج من شک ندارم میرسدان فرصت موت سر سب میگردد زمین از برکت موت می آید آن مردی که میگویند میبارد از آسمان دستهایش رحمت موت گفتن می آید روشن میکند یک رو می روید چشمان من را آفتا به قامت موت شبتون بخیر باشه شنمندگان گرامی همراهان بخش سه بمای برنامه رادی مارف تکرار تا جمعه ظهر رو تقدیمتون کردیم و در خدمتون هستیم در ادامه این بخش از برنامه ها هر جایی که هستید در این روزهای پایانی ماه سبیتیمه فر آرزو میکنم که انشالله ازاداریاتون مقبوله درگاه حضرت حق واقع بشه و همه محتاجین دعا رو از دعای خیلتون فراموش نفرمایید برنامه مبنا رو آماده پخش داریم درست کلام اجتیات الاسلام و المسلمین ربانی گل پایگانی و مصیریه قضیه امامت و دلایت اونچنانی که در تاریخ اسلام هم مشخص هست معلوم هست یه قضیه الهی هست مبنام بررسی کلامی مسئله امامت ندعو که اذا ما دبرنام الهمنا خیر التدبیر فالامر بیدیک و سبحانك فالامر بیدیک و سبحانك فالامر بیدیک و سبحانک اگر از این آیه شریفه استفاده کنیم اسمت آنها را از هر گونه گناهی خطایی اون وقت میتوانیم مدعای خودمون را که امامت اهل بید علیه السلام هست نتیجه بگیریم در درست قبل اشاره شد دلالت این آیه بر امامت اسمت متوقف است بر دو چیز یکی این که مقصود از ریچ که در آیه میفرماید اینما یونید الله لیوذه با انکوم ریچ سه اهل البیت این ریچ به معنای هر گونه گناهی باشد یعنی هر گونه زنبی و معصیتی کلمی ریچ بران دلالت کنه این را در جلسه قبل ثابت کردیم که همینطور هست اماطوری که ملاحظه فرمودید مفسرین هم نوعا به همین مطلب تصریح کرده بودن یا اشاره کرده بودن که الف بلا معرش یا استقراغ هست یا جنس هست بعضی گفته بودن جنسه بعضی گفته بودن استقراغ هست ما فعلا میخواهیم از آیه شریفه از اهل البیت استفاده کنیم که ریچ ایه ریچ سن کانه حالا فعلا این کلمی ریچ یا استقراغ هست یا جنس هست پس عموم فهمیده میشه اما حالا تطهیر چه تطهیریست که عموم ریچ را بر میداره دفت میکنه رفت میکنه چطوری حالا این رکن دوبم میشه این رکن اول دیگه تمام مشخص ما فعلا میخواهیم اسمت اهل البیت را استفاده کنیم بیش از این مقدار حتی ما الان در مقام بیان دفع یا رفع آلودگی های جسمانی هم نیستیم که بعضی ها به اطلاع آیه ما فعلا مقام نیستیم اونی که قدر مسلم میخواهیم بحث بکنیم اینه این که حالا مثلا اونها به لحاظ جسمانی هم مثل بقیه انسان ها نبودن فرست کنید چیزهای دیگه حالا فعلا در این مقام نیستیم اون چه که الان میخواهیم از آیه استفاده کنیم اون امور باطنی معنویی است یعنی عقیده علم عمل و صفات درونی خب این پسانوارین امومش فهمیده میشود بدانش کن رکن دوبامینه که این اراده چه اراده ایست آیا از اون اراده هاییست که خدا اراده فرموده مراد به دنبالش قطعی الوقوع هست یا نه دو حالت داره دیگه خدای متعال ارادهی که مراد قطعا به دنبالش حاصل بشه و این یه نوع اراده هست یک ارادهی هم هستش که مستطبع المراد به نهوه لزوم نیست که مراد حتما واقع بشه به اون قسم اول استلاحا میگوین اراده تکوینیه به دوون میگن اراده تشریعیه مقصود از اراده تشریعیه این هست که خدای متعال سلاط را مثلا تشریع فرموده اراده تشریعیه اراده تشریعیه اراده تشریعی از سلاط و شرعه ها و کلف الاباده بسلاط و ها کذا الهج و ها کذا از ذکر و ها کذا بقیه باید ها و نباید ها استلاحن همه باید ها و نباید های دینی و شرعی این ها مصداق اراده تشریع الهی هستن درست؟ این ها خدا خواسته حالا خدا که از عباد خواسته از کفار هم خواسته اینا را مکلفن دیگه یعنی کفار نمیتونن بگن که ما چون به اصول معتقد نشدیم پس فروع دیگه از ما برداشته شده نخیر کفار اول باید به اصول معتقد بشون یعنی به خدا و به نبووت تا به دنبالش فروع امریا مکلفن همه مکلفن یعنی کل انسان بالق و آقل که شرط تکلیف داره بلوغ و عقل را داره میخواد مؤمن باشه میخواد کافر باشه میخواد هر کس مخواد باشه مکلفن دیگه شعرات تشریع الهی یعنی الان مثلا 7 ملیارد قرده جمعیت و کره زمینه هست حالا یک ملیاردش بگید مثلا بالق نیستن شش ملیاردش پس کن بالقه 6 ملیارد اراده تشریعی خدا دارد اراده تشریعی برای شش ملیارد دارد مثلا اگر شش ملیارد بالق باشه که مکلف باشه خواهد این شش ملیارد بعضی ها این اراده الهی را عمل می کنن یعنی نمازشونو می کنن نماز واجهشونو انجام می دن بعضی هم انجام نمی دن این شاده اکثرشان اجام نمیدن پس اراده تشریعیه به ماهی ارادتون تشریعیه مستلزم و مستطبع مراد نیست یمکن ان یتحقق و یمکن ان لایتحقق چرا؟ چون وصل است به اراده عبد یعنی وقوع مراد تشریعی خوب دقیق کنید وقوع مراد تشریعی خدای متعال وابسته است به چه چیزه؟ گفتید به اراده تکوینی بشر نه تشریعی بشر این دوباره تکرار میکنم این عبارت را وقوع و ارادت لاه تشریعیه متوقف است وقوعشا متوقف است بچه بر ارادت انسان تکوینیه یعنی انسان باید اراده بکنه تا نماز بخانه تا اون اراده تشریعی خدا چه بشه؟ واقع بشه تحقق المراد به اراده تشریعیه یتوقف و علا تحقق ارادت الانسان تکوینیه اون وقت انسان ها تکوینن چند جورن دیگه یک کار خیری را اراده میکنن انجام بدن وقت اراده نمیکنن لذا اون مراد به اراده تشریعیه این جور نیست که دائمان محقق بشه قد یتحقق و قد لایتحقق این دیگه واضحه دقیقاً دقیقاً پس اگر اگر اراده در آیه به این معنا باشه کمان که آیون احل سنده همینو میگن میبوین که اینما یورید الله بل ارادت تشریعیه لیوضه و انکمر رجس احل البای یعنی خدای متعال همون اراده تشریعیهی که دارد برا دیگران که کار خوب انجام بدن کار بد انجام ندهند اراده اراده کرده همونو از شما هم خواسته حالا ممکنه مثلا به نحوه خاص نهایتش اینه به نحوه خاص شما رو مخاطب قرار داده ولی جنس اراده اراده تشریعیه است پس اسمت به دنبالش نیست دیگه آیا حالا احل البای که ازشون به اراده تشریعیه خدا خواسته است که رجس را از انها بزداید این تابعه چه خواهد شد تابعه اراده تکمینی خودشون خواهد شد آیا حالا اونها دائمان و همیشه اراده می کنن تااتا انجام بدن معصیتها را ترک بکنن که نتیجهش بشه و همواره پاک باشن ممکن است بله ممکن است لا دیگه نمیتونیم بگیم طبقی این معبون ها مثلا مثل از بقیه شده خود خواسته این ملازمه که نداد اراده تشریعیه که بگوییم از احل البای به اراده تشریعیه خواسته پس حتما اینها واقعی انجام بدن کجا؟ این میشه اراده تشریعیه از نظر اونها اراده اراده تشریعیه است بس اراده چه تشریعیه؟ طبق نظر آقایان دلیل بر اسمت نقاد شد مثل بقیه این موارد ممکن است احل البای بعضی از این تاات را انجام بدهن به نحوه مطلوب به همون مقدار ازاله رجتم یا ازغاب رجتم بشه و ممکن است انجام ندن به همون مقدارم نمیشه میشن مثل بقیه حالا نهایتش مثلا فرسون یه قدری مورد احتمام بیشتر قرار گرفتن حد اکثر اینه اما ملازمه با این که معصوم انرکس باشن نخواهد شد اگر اراده تشریعیه باشه این اما اگر بگویم نه این اراده از اون جنس اراده های الهی هست که به قول مرحوم سید مرتزا مستتبعن للمراد اراده الله اراده اراده مستتبعن للمراد مستلزمت للمراد یک اراده که قطعا مراد محققه و بله اگر این باشه اراده حق تعالی تعلق گرفته هست به اضحاب رجس و این اراده هم قطعا محقق شده تحقق خیلا کرده پس هیچ رجسی در باره اهل بیت در آی شریفه راه پیدا نکرده و نمی کنه بله اگر این طور باشه میشه مرز پس دائر مدار اینه خوب دقیقا فرمایی که حلل ارادتو ارادتون مستتبعتون و مستلزمتون لتحقق المراد ایه تکریمیه او ارادتون غیر مستتبعتن و غیر مستلزمتن للمراد ایه اراد تشریعیه اگر تشریعیه باشد اسمتتش استفاده نفت شد و اگر تکریمیه باشد استفاده خواهد شد خوب بله اسمتت از همجا ناشد خدای مطالعه که اراده ویجه غیر از اون اراده عمومیه که اراده تشریعیه اصلا مال کافر هم هست فاسق هم هست این اراده فاسق و کافر و منافق و مؤمن و صالح سیانه اراده تشریعیه از ابو جهل و ابو زر ایچی فرق نمی کنه اراده الله تشریعن از ابو جهل اونطوری که از ابو زر فرق نمی کنه حتی از تیامبران تا از افتق فاسقی اون اراده تشریعیه عامه ولی اینش اراده ویجه اون وقت اراده ویجه است که به هرکس تعلق بگیره یا در حق هرکس تعلق بگیره ارادتون مستلزمتون و مستطبعتون للمراد پس رجت دیگه هیچ جرعت نمی کنه اونجا راه فیدا کنه چون در مقابل اراده خدا چیزی نیست که بخواهد قلبه کنه معارضه کنه که اراده یه حق تا حالا مغلوب نیست اگر اون اراده باشه اینما امرو ازا اراده شیعن ان یقوله لو کن فی کن حالا دقیق کنید علمای ما چی میگن علمای ما میفرمن این نمیتواند اراده تشریعیه باشد به چه دلیل به چند دلیل نمیشه اراده تشریعیه باشد باید تکوینیه باشد که مستدبال مراده به چند دلیل یک اولین دلیل اینست که میفرمایم این آیه شریفه با انما شروع شده کلمه انما کلمه انما در فارسی اگر بخواهیم ترجمه کنیم اینست و جز این نیست هست کلمه انما را اگر بخواهیم در فارسی فقط فقط یک لفظیه مرکبون کلمت و انما من کلمتینه کلمت اننا که تحقیق را میفهماند بگیم به تحقیق هر جان بگیم اننا انهو علا کل شیعه به تحقیق همانا به تحقیق و ما که مای نافی هستم مرکب است از دو تا کلمه انما انهش دلالت میکند بر تحقق و تحقیق و وقوع ما هم نفر میکند هست و نیست در واقع کلمه انما دو تا جمعه هست هست نیست این هست جز این نیست اون وقت در عدویات بیان فرمودن که بله اثبات و نف اثبات و نف که ما اثبات بکنیم و نف بکنیم دیگه هัسره این هست و جز این نیست مثلا انما لکه اندی درهمون اینجور میگه انما لکه اندی درهمون این معنیش یه معنیش این هست که اثبات میکند یک درهم شما از ما میخوایی یعنی اثبات میکند ا frei album اثبات مدیون هست اثبات مدیون بودن در حد در demonstری setting of payment بیرهم را میکنه ولی نفی میکند بیش از آن را این معنیش در فارسی اینه میگه آقا فقط جناب آلی یه درهم از ما میخوای نه بیشتر نه کمتر یک درهم یعنی فقط یا این از تو جز این نیست این میگن حسره پس یک وجه هش اینه که کلمت اینما من عدوات الحسره و القصره دلالت میکند که اینما یورید الله لیوزه و انکم و رجدون قیر کن اینجوری میشه دیگه خدای متعال ارادهش تعلق گرفته هست به این که رجد را بردارد اولا به قول الله تعالی دو تا حسر هست دو تا حسر درایه هست اینما یکی این که در بین همه امور تو این آلا خیلی چیزا هست خداوند ارادهش فقط در اینجا تعلق به ازهاب رجد گرفته هست نه چیز دیگه فعلا خدا اینها اراده کرده چیزای زیادی میتواند خدا اراده کنه فعلا یختست و ارادتهی سبحانه به ازهاب رجد یک قصر هست نه چیز دیگه نمیخواد چیزی به کسی بده نمیخواد چیزی از کسی بگیره اینجا فقط تو آلم فعلا خدا اراده فهموده هست این کار را انجام بده چه کار را که ازهاب رجد کنه اون وقت این ازهاب رجد را از کی انجام بدهد میشه قصر دوم ازهاب رجد من فقط از اهل بهید پس اولا اراده خدای متعال که یک کاری انجام بدهد فعلا نه کاری دیگه و اون ازهاب رجد هست اون را از کی انجام بدهد این را از فقط اهل بهید دون قیده هست میشه باید هست پس اختصاصیه خب حالا برگردیم دیگه با اون توضیحاتی که داده شد قیاس شکل دوم اخترانی که دیگه چارچوبه منطقی قشنگ استدلال منطقش روشن باشه قیاس شکل دوم اخترانی قیاس شکل دوم اخترانی چجوری هست که مقدمتن اختلاف در کیفی دارن مخکب اول خنکب ثانی یا مخکاین ثبت اختلاف در کیفی دارن درسته آیا از کنید بردی نه خب از شما خدمتتون که خب دقیقا فرمایید حسب ما قلنا دیگه واضحه دیگه از هر کس سؤال کنی ابن تینیه رو بیاریمش اینجا بگیم آیا ابن تینیه بله جناب آلی قبول دارید که اراده تشریعی مال همه هست قطعا میگه بله دیگه اراده تشریعی مال همه هست دیگه نمیتوان منکر باشه اراده تشریعی خدا آمده خب حالا میگیم اراده در این آج خاص هست لیس به آم چرا چون انما میگوید که فقط براده کرده هست از اهل بیت نه از غیر اهل بیت انما لکه اندی درهم معنی شد دیگه یه درهم میخوایی غیر از این نمیخوایی اراده اراده کرده هست ازهابیش از اهل بیت را و اراده از ازهابیش از غیر اهل بیت نکرده هست پس اختصاص دارد این اراده به اهل بیت خب حالا قیاس را به فرمایی اراده در این آیه خاص هست اراده تشریعی خاص نیست پس اراده در این آیه اراده تشریعی نیست هر موجود مادی مکان دارد جز دارد نفس انسان مکان ندارد پس نفس انسان مادی نیست شکل دوم اختران مخکب اول خینکب ثانی یوم بقایین ثبت اختلاف مقدمتای در کیف و کلیت الکبرا خوب دقیقا نه حرب و شرط هستد اختلاف مقدمتای نفل کیف و کلیت الکبرا اراده در این آیه اصغراست نیست اراده در این آیه خاص هست اختصاص به اهل بیت دارد اراده تشریعی خاص نیست آم هست پس اراده در این آیه اراده تشریعی نیست این یک بیان خب من حرف سید مرتضی را بخانم جانب خب حالا اون را میرسیم سرخوین ازم کنم اجازه بدید ته تا سؤال بعد از این مطرح میشود دقیقه کنید را اجازه بدید ازم کنم اجازه بفرمایید اول ما پایه و اساس بحث را روشن کنیم اینجا این یقینا تشریعیه نیست تکبینیه است بلایش خاله و این که امنا مادر با اختصاص داره قیاس هم شکل دوم اخترانی استدلال مادتن و صورتن کامل هست دیگه ولی اگر بخواییم این استدلال ها را زیر سؤال بباریم هیچی روی هیچی بند نمیشه اگر قیاس های منطقی را ما درش خدش کنیم بله حالا طرف برمیگرده میگه اگر اراده تکبینیه باشد سؤال یک دو سه سه تا سؤال هست باید جواب بدیم این را اما الان نباید وارد این بحث بشدیم فیلن ما قراهن و شواهدی این که این اراده اراده تشریعی عاملیست تکبینیه است آیا اگر تکبینیه شد فضیلت هست یا نه یک آیا اختیار را از به میبرد یا نمیبرد دو آیا تبعید هست یعنی سه سه تا سؤاله سه تا سؤال کلامی دقیق این را باید حل کنیم ولی فیلن با ما این را کار نداریم ما اول باید بگیم لذکره مثل حضر لونسیه فقیه کارش فیلن اینه که بگویی از حق و عرص مد دو برابر زنه حالا از اول بگی آیا خلاف عدالته آیا این را میگه آیا خلاف عدالته حتی نمیتونیم بردحس کنیم اون سؤال بعدیه سه تا سؤال بعد از استظهار الان ما در مقام استظهار و استدلالیم به مدلول آیه اون سؤالات سؤالات مدلولی نیست سؤالات بعدد دلال هست اول دلالت باید تان بشه بعد سؤالاتی میکنن که اگر اینی که شما گفتید باید چنان میشود اگر تونستیم حل بکنیم فنه من مطلوب اگر نتونستیم حل بکنیم اون وقت حق با شما هست دوباره برگردیم دوست دیگه دایی جای اشتباه کردیم اینهایی بفرمایید من این ارواد من رو سید مردسا بخوانم که اول نکته اول وجه اول فهوه این قوله تالو وجه اول هست مرهوم سید مردسا صفحه 134 شافی اش شافی جلسه وم صفحه 134 در رد عبدالجبار که گفته هست کنه استدلال به این آیه بر امامت امیر المومنین تمام نیست اش شافی جلسه وم صفحه 134 وجه اول که حالا بعد از شافی سید مردسا همین مطلب رو دوباره مرهوم شیخ و طایفه اد تبیان آورده مرهوم تبریسی در مجبول بیان آورده مرهوم مجلسی در بحار الانوار آورده ارز کردم خد شکم اونه که پیشاهنگه در در مرهوم سید ایلن ما یورید الله لا یخلو خوب برزند دقیقه ایبارت را من ان یکونه معناهو الارادت المحزه التي لم یتبعها الفعل از دو حال خارج نیست یا این اراده اراده ایست که محزه صرف اراده ما گفتیم میشه تشریحیه که لم یتبعها بر فعل اراده کرده است که ازهاب رشد شد ولی کم ازهاب رشد شد ازهاب رشد شد ازهاب رشد محقق نیست لم یتبعها و ازهاب رشد این یک فرض او ان یکونه اراده ذالکه و فعلهو اینم احتمال دوم دیگه ستا احتمال که نداریم دوتا احتمالی یکی باید انتخاب کنید یا خدا اراده و اراده به دنبالشم ازهاب رشد محقق شده است یا نه نشده است ممکنه بشه ممکنه نشد از این دو حال خارج نیست فایمکان الاول اول کدام بود که مستصفه مراد نیست همونشه تشریحیه فهوه باطلون من وجوه اینا نمیتونیم بگید این وجه را نمیتوانیم بگید باطل است چرا یک لان لفظت الایه یقت از اختصاص احلالبید به مالعیسل غیره لفظ آیه دلالت میکند که این اراده ازهاب رشد اختصاص به احل بیت داره به مالعیسل غیره الاترا انهو قال انما یورید الله و نیوزهه آیا کجاش اختصاص میفهمیم میگه مگه نمیبینی که میفهمد انما یورید الله و هازه لفظه یعنی انما تغتزی ما زکرنا منت تخصیص کلمه اینما از عدوات تخصیصه الاترا باز مگه نمیبینی نمیبینی یعنی میگه نمیبینی ان القائله اذا قال انما العالم فلان و انما الجواد حاتم و انما لک اندیدرهم این موارد فکلامه یفید تخصیص الاتر زکرناهو و حالان که ول اراده لتهار من الظنور من غیر ان یتبعها فعلون اون اراده ای که بدمباره اولای شخصیه بمسکرنن که میرد براد کل ازی ما ما که برداریم وbeat