و سلام به ها قلوه به اون هیچ گونه اختصاصی ندارن بلالله یورید من کل مطلف مثل ذالک دیگه استدلال به این روشنی الی اراده خاصتون فل آیه ولی اراده تشریعی که لایست بد به اون مراد آمتون فا این اونیست دیگه این شکل دوست داره مستشکلی بگه اون مراده تشریعی نمیتونی در شما شما چی بگید که؟ نگه یک اراده تشریعی خاص نه ازن معنی نداره تشریعی خاص نه معنی نداره اولان معنی نداره اگر برفلا معنی داشته باشه صرف کنید که بشه بدی یه اراده تشریعی باشه که در این این که مستتبه المراد�یس مستتبه المراد باشه یعنی یک اراده تشریعی باشه تشریعی خاص مثل نماز بارا پیغمبر شبارا پیامیش dogs این خود عام است دیگه در بادیگران شریک هستن این خاص است اون آمه است پس این اون نیست این اراده اون اراده تشریحیه نیست این یک وجه وجه دومی که ایشون میفهمن این هست و ایزن و ایزن فا این وجه دوم ها گفتن وجوهی داریم که دلالت میکند که این اراده در اینجا آمه نیست اون ارادهی که مستطبع فعل باشن نیست ارادهی که به دنبالش فعل میشه و ایزن فا اینل آیتت حق تزید این آیه شریفه در مقام مده هست یک فضیلتیه یک مدهیه یک منقبتیه و تشریفه و تعظیمه این در مقام بیان یک مده هست اراده ای آمه که مده خاصی نداره اراده ای آمه اگرم مده نداره ماله همه هست این نه این به طور زیجه داره اینان مدهشون میکنه تکریم میکنه از کجا مدهشون میکنه از کجا مدهشون میکنه فنظرت ال آیه پیغمبر این کار رو کرد بعدم آیه نازل شد فقالت لهو امه سلمه و پیغمبر گفت فقالت لها اینکه علا خیره نفرمود بله شما هستید فرمود تو بله شما هستید فرمود تو بله شما هستید و صورت الحال و سبب و نزول ال آیه یقتزیان مدهت و تشریفه این گفتگو و این که امه سلمه سآل کرد منم هستم که قبلا بحث کردیم مفصل دیگه اشون خیلی اصرار داشت که مشمول بشه فقالت لها امه سلمه و پیغمبر گفت فقالت لها احل و بیتی اینکه علا خیلی انت من ازواجم نرید این دلالت میکنه که این یک نوع فضیلت و منقبت ویجه هست و لا مدهت و لا تشریفه فر ارادت المحظه اون اراده محظه تشریعیه عامه که دیگه مده ویجهی ندارد که اون ارادهی که حتی ابو جهلم شامل میشه کافر رو هم شامل میشه چه مدهی هست چه ویجهی هست امه سلمه آرزو داد که داخل و بشه در یک روزه هست میگرد دوست میداشتن پیغمبر یک کفر من بگرد نه ادخلی بهتر از همه اون چه آلم شرققه اردو آلم خرشیر بهش میتابد میبود امه سلمه میگه میگرد دوست میداشتن که این همه پیغمبر درخواست کردن یک بار جواب بداد که بله بله یک بار پیغمبر جواب بله داد طبقی ای روایاتونان کهی بود وقتی که دعا تمام شده بود تشریفات تمام شده بود میگرد من بده و دخلت و بعدت دعا ابن عمهی و بندهی و سبتهی دیگه یعنی کار تمام شده بود اون وقتی دیگه آزمی شد شراعه در شراعه آزمی منم رفتم داخل شدم ولی اون وقتی که مسئله اختصاص به اونها داشت اجازه نداد پس این دلالت میکند بر یک مده و منقبتی در این شکی نیست در این اصلا بین شیعت و سننه به اختلافی نیست که این یک فضیلت هست لذا یعنی هم که مثلا میگن آقا میگن امامت نیست نهایتا یک فضیلت هست سنونایی که قدر این ها میگن آقا ما قبول کردیم دیگه دستا منو بردیم بالا ولی یک فضیل نیست از فضائل امیرال مانونی فضائلی زیاد داشته اهل وید فضائل اینو بیگه از فضائل باشه در فضیلت بودن بحث اینست که یک فضیلته یعنی اگر کسانی گفتن ازواج رو هم شامل میشه میگن یک فضیلته ایرا به انوان یک مده میگیرن خب باز دوباره همون استدلال میاریم این آیه شریفه دلالت بر مده و منقبت و فضیلت اهل بیتی میکنه مده خاص فضیلت خاص مذیعت خاص و اون اراده عامهی که لایستت به اومرات که رادی تشریح باشه اون مستلزم مده و منقبتی نیست برای کسی اگرم باشه عامه چون شامل کفارم میشه مرافقی نمیشه پس اینم شده یک بیان این وچه دوباره خوب دقیق کنیم وچه ثبوم ایشان چیه؟ گفت به وجوه هست دیگه گفت نمیتونیم ما اراده در آیه را اراده محضه بگیریم اون اراده یک مستطبع مراد هست وچه ثبومش چیست؟ وچه ثبومش طبق اون روایات که اگرم خوندیشان که پیانبر اکرم اهل کسا را جمع کرد در زیر عبا قرار داد و دعا کرد به خدای متعالی ارز کرد خدای حاولا احل و بیتی اینا احل و بیتی خواست من فَأَذْهِبْ اَنْهُمَرْ رِجْسَ وَتَهِرُمْ تَدْفِیرَا خود پیغمبر اینو خواست پیغمبر مستجاب و دعویز یعنی قطعا این دعای پیغمبر مستجاب شده درسته؟ برابرده شده ایشون میفهم میاد اگر چنانچه پیغمبر از خدا اینجوری خواسته بودا اینا درخواسته اگر اینجوری درخواست کرده بود فَأَرِدْ یعنی درخواست اراده از خدا کرده بود خدا هم اراده میکرد ممکن بود تشریحیه باشه تکلیمیه باشه اما اونچه که پیغمبر درخواست کرده است نگفته است که خدا یا اراده کن ازهاب رجس را خدا یا رجس ازه به رجسه درخواست ازهاب کرده خب اگر بگیم ازهاب نبوده یعنی این از اون اراده هاییه که این ازهاب به دنبالش نبوده و مستطبه این ازهاب رجس نبوده که تکلیمیه باشه دعای پیغمبر کن مستجاب نشده دیگه یعنی پیغمبر یه چیزی دیگری خواسته یه چیزی خواسته خدا یه چیز دیگه براورده کرد به جای این که ازهاب بکند رجس را اراده کرده از به اراده تشریحیه که این بشه از پیغمبر که این هم نخواسته بود که پیغمبر که نخواسته از که خدا یا ارد ازهاب رجس انهم درخواست ازهاب رجس کرده به قول مرحوم علام مجلسی حالا ایشون این ها اضافه کرده تو بهار میگه اصلا اگه اینجوری معنا کنیم معناش این است که خلاف درخواست پیغمبر براورده شده یعنی خدای متعال درخواست پیغمبر را اجابت نکرده او گفته است که دلم درد مفترد دلم درد مفترد خورس دلدردی به من بده گفته حالا ما اراده میکنیم بعد یه نسخه بنویسیم حالا اون نسخه داشت خورس دلدرد باشه نباشه معلوم نیست حالا خورس دلدرد را به این بدن ندن معلوم نیست این درخواست براورده نشد که اگر اون چیزی که درخواست کرده وقوع این مطلبه خدای متعالم وقوعش را اراده کرده این اراده وقوع اراده تکلیمی است ولی اگر اراده وقوع نباشد میشه اراده تشریحی دیگه اون اراده تشریح محزه است پس متابق بودن در واقع پاسخ خدا به پیغمبر و اجابت دعای پیغمبر اختزاد دارد چی چیز را اختزاد دارد که این اراده اون ارادهی باشد که وقوع اضحاب رشده است نه این کار را ما اراده میکنیم یه طرف انجام میده یه طرف انجام نمیده اون میشه تشریحیه اینم بیان دیگره و عیزم رضوان خدا و سید مرتضا حالا مقام آشتر میگه خاج نسیر خاج نسیر و دین توسی مرد قهرمان نابقه دهر وقتی میرسید به سید مرتضا گفت سلام الله علیه مردم خاجه وقتی اسم سید مرتضا میامد میگفت سلام الله علیه بعد میگفتن آقا شما سلام الله علیه مالا اینمه میگن شما چطور میگید رحمت الله علیه میگن رضوان الله علیه قدس الله نفسه شما میگید سلام الله علیه میگفت کیفه لاعقول زاله این مذهب ما را این سید مرتضا بستوار نگه داشته تبیین کرده چه کارهای این علم های بزرگ کردن قهرمان است ها استاد بزرگوار ما از تاتل و سبحانی میپرمود که سید مرتضا از اون ملاها آلم هاییست که الان هم آثارش بدون سانسور در کل جهان اسلام قابل چاپ است اینجوری آثارش الان بعض علم ها را بخوای آثارش چاپ کنید باید سانسورش کنید نمیشه تنده ولی عدوییات سید مرتضا محتواش محتم عدوییات خیلی رسیم منطقی از پدلالی تندی نداره بعض علم ها را بخوای آثارشون چاپ کنید حتما باید یک قدید سانسور کنید یک قدید پیرایش کنید ایشون میفرمود سید مرتضا اینجوره ببینید اینطوری ها اینها فرم میکنه همه علم ها ارادت در زاید جایی کنید باقی هست ولی مرحوم سید مرتضا اینجوره چی کنیم دیگه باید یاد از این بزرگان بکنیم خدا شاده اینا شخصیت ها ستاره های درخشانی هستن در عالم فضیلت و علم و اینها خدا میدانه اینا اول علای محرم یک دیداری با سید مرتضا داشته یک ملاقاتی با سید مرتضا داشته وقتی که آمده بیرون اولا به تغییر امروز خبرنگار ها دورش جمع شدن گفتن آقا کی بود؟ چی بود؟ چی شد؟ گفت لاجئتهو در عیت ناسفی رجله و ده رفیه ساعتم ول ارزفی داره دیگه از من میپرسی من یک چین اعجوبه دیدم که اگر با من آمده بودی نزده او لرعیت ناسفی رجله یعنی انگار کل مردها آدم ها توی این خلاصه شده ول ده رفیه ساعتم انگار کل زمان خلاصه شده هست در این ایک ساعتی لحظه که من پیشیشون بودم ول ارزفی دار کل زمین توی این خانه یک جمع شده هست که این شخصیت است خدا شاهده من اینها اقرار نمی کنم این واقعه یعنی تبیان شیخ و طایفه تبرسیم ولی هرچی فکر کردن دیدن که اینهایی که سد سقور کرده سید همین مطالب سگانه را آوردن در تقریب این آیه و ایدن فَاِنَّ النَّبِيَّنَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَالِهِ عَلَى مَا وَرَدَتْ بِهِ الرِّوَایَةُ الظَّاهِرَةِ یعنی روایت واضحه لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ اَنْ يُرِيدَ اَنْ يُذْهِبَ اَنْهُمُ الرِّيسَ سوال نکرده است که اراده کند که اون وقت تو اراده اش بحث کنیم که حالا این اراده تکوینی است و تشریحی است این سوال نکرده وَاِنَّمَا سَأَلَ اَنْ يُذْهِبَ اَنْهُمُ الرِّيسَ حَاُلَ اَهْلُ بَيْتِی فَاَبْهِبَ اَنْهُمُ الرِّيسَ يُذْهِبَ اَنْهُمُ الرِّيسَ وَتَهِرَمْ تَدْیِرَا فَنَّزَلَتِ الْآیَةُ مُتَابِغَةً وَدَعْوَتِهِ جَبْرِیل آمَد آی راوَرده که این دعوت شما براورده شده اِذْهَابُ الرِّيسَ نَهَوَ اِرَادَ کُنِمْ اِرَادَیی که شاید اِذْهَاب بشه شاید نشد پس این بیشه اراده چه اراده تکوینیه متزمنتن به اجابتی فَیَجِبْ اَنْ يَكُونَ الْمَعْنَا فِی هَا مَا ذَكَرْنَاهُ پس باید معناش چه باشه اول اراده ای که مُسْتَتْبِعُ الْمُرَاد که مراد که اِذْهاباشه محقق شده دیگه ادامهش که الان اسمت ثابت میشه پس سه وحشی شد این وجوه سگانهی که بعدم علماء دیگرم گفتن که دلالت میکند که اراده در این آیه شریفه اون اراده آمه محضه استلاحاً تشریحی نیست خب میشه در اسمت دیگه وقتی که این اِذْهاب و الرشد محقق شده است به اراده الهیه اونم بعض و رشد لا کل و رشد جلس و رشد دیگه اسمت است دیگه یعنی شما در حوضی اعتقادات صفات رفتار هر چیزی که اسمش برچسبش رکست باشه گناهی باشه سقیرهی کلیرهی عمدی سهری همه از بمیره میشه در اسمت و صلی اللہ علیه و سلام اللهم صلی علی محمد و آنی محمد و عدی درجه سلام جلوی از جامعه دینی رادیو معارف دریجهی به جمهان روشنایی و معرفت رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت بسم الله الرحمن الرحیم سلام علی ولی و حبیب سلام خلیل و نجیب سلام سفی و ابن سفی اصل السلام علی الحسین المذلوم الشحیب السلام علی اسیر الكربات و قتیل العبرات اللهم انی سلم اشهد انهو ولیوکا و ابن ولیک و صفیوکا و ابن صفیک الفاظ بکرامتکا اکرمتهو بشهاده و هبوتهو بالساده و اجتبیتهو بالولاده و جعلتهو سیده من الصادت و غایده من الغادت و زایده من الغادت و عطیتهو مواریس العنبیه و جعلتهو هجتن على خلقک من العوصیه فاعزر فدعا و منه النوس و بزل محجتهو فیه و بزل محجتهو فیه و بزل محجتهو فیه و بزل محجتهو فیه و بزل محجتهو فیه و اشهدو انک امین الله و ابن امینه اشت سعیدن و مزید حمیده و متفقیدن مظلومن شهیده و اشهدو ان الله منجزونه ما وعداک و محلکون من خزلاک و معذبون من قتلاک و اشهدو انک وفیتا باحد الله و جاهدتا في سبيله حتی اتاکلیه فلعن الله من قتلاک ولعن الله من زلمک ولعن الله امتان سمعات بزالکا فرزیات بزالکا فرزیات به اللهم امیدو انک اشهدو انک شب انیم ولیون لمن والاك وعدون لمن آداک بابی انتا بامی یبن رسول الله اشهد انکم کنت نورم فی العسلاب شامخه والعرحام المتهره لم تنجس که الجاحلیت بانجاسه ولم تلبس که المدلحمات من خیاب نوب واشهد انکم من دعایم الدین وارکان المسلمین وماغل المومنین واشهد انکم الامام بر تقییر رزیر زکیر الحاد المحدیم واشهد ان العمت من بلد کب شلمت التقوام واعلام الحدا والعروت الوسقام والحجت على احل الدنیا واشهد انی بکم مؤمن وبئیاب کن بالله من حرف کنم بشرایع دینیم وخواتیم عملیم وقلبی لقلبكم صلمون وامری لامركم متبعون ونصرتی لکم معدتون حتی یعزن الله لکم فما اکم ماکم لما ادوكم سلوات الله عليكم وعلى ارواحكم و اجسادكم و شاهدكم و غایبكم و ظاهركم و باطنكم آمین رب العالمين یا مولانا یا حسین یا مولانا یا حسین یا مولانا یا حسین یا ایچه ای به جمهان روشنایی و معرفت ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جا پر شد از شمیمه اش ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جا پر شد از شمیمه اش آمدی و باق جا پر شد از شمیمه اش کلام امان سایوان اشکون دست مهربان تو یک هماسه بود و هز نام جاودان تو سایوان اشکون دست مهربان تو یک هماسه بود و هز نام جاودان تو سایوان اشکون دست مهربان تو یک هماسه بود و هز نام جاودان تو نام جاودان تو نام جاودان تو با تو عهد بسته ایم ایمام داله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو راه ظاهر عمل از یک فاجر فاسق ظاهر بشد یا کافر ظاهر بشد و از یک مومن مبهد یا از یک ولی خدا ظاهر یکیست شمشیری که ابن مرجم می کشد و بهترین خلق الله را شهید می کند و شمشیری که بهترین خلق الله می کشد و عدو الله را ادام می کند در صورت یکیست شمشیر از تو قدرت عمل از تو خوشتن اون طرف یا شهید کردن اون طرف اما اون که ممتاز می کند این دو عمل را از هم و همه اعمال صادره ایم از بشر به واسطه اون ممتاز می شد اون عبارت از غایات عمول است انگیزه های عمول است این شمشیر برای چه کشیده شد و برای چه زده شد این نداب برای چی بلند شد و برای چی فت شد اگر شمشیر برای خدا بلند بشد و برای خدا به پایین بیاید این انگیزه انگیزه الهی است ارزشمند است اگر برای شیطان باشد این ابلیسی است و ارزشمند نیست این در همه اعمال مردم است در همه اعمال خصوصی انسان و در اعمال اجتماعی سیاسی انقلابی است انقلابات در دنیا زیاد واقع شده است و یک حکومت رفته است حکومت دیگه آمده است یک رژیم رفته است رژیم دیگه آمده است ولی انقلاباتی که آمده است باید دید انگیزه انقلاب چی بوده است و برای چه چیز انقلاب واقع شده و سمره این انقلاب چی هست و چه بوده انقلاب فرانسر شورری سایر انقلاباتی که در آلم واقع شده است یه انقلاباتی بوده است یک رژیما تغییر کردن به رژیم دیگر حکومت تغییر کرده به حکومت دیگر اما انگیزه انگیزه مادی بودست انگیزه دنیایی بودست اون وقتی که روسیه قیام می کند و رژیم سابق را از من می برد انگیزه این بودست که این دنیا دست من باشد نه دست من الان هم که همه رژیم های دنیا در سر کار هستن این ها اعمالشون اعمال دنیاییست یعکلون کما تعکلالانام مثل همون حیواناتی که با هم جنگ می کنند و یکی دیگری را از من می برد انگیزه یک انزیگه طبیعیست یک انگیزه دنیاییست این دنیا را اون می خواد برا خودش حفظ کند اونم می خواد برا خودش قدرت را اون برا خودش می خواد اما انگیزه انبیا در امقلاباتشون در قیامشون دنیا نبوده است اگر دنیا را اصلاح کردن طبع بوده است انگیزه الهی بوده است مثل باران پر از کرامتون چیمه اشتازهی تراوتون در مسیر پر از چکست فسود که بوده بوده سه بامتون که بوده بوده سه بامتون موسیقی سرزده دو دو نه بردو با مراد مولود موسیقی