از سؤال و تمنای من و خواهش من اونجا بود که دیگه خود خدا میاد به میدان با سبوری و استقامت در ایمان انسان تمام وسائد کنار میره و خدا میاد به میدان زندگی و بندگی ما در هر یک از پیانبران الهی ما در قرآن نام 25 پیانبر ذکر شد از این 25 پیانبر 3 پیانبر فقط نامشون آمده 22 پیانبر خداوند ذکر میکنه سیره اونها رو زندگیشون رو بندگیشون رو 22 پیانبر داستانشون به نمایش گذاشته میشه آقا بگیم اصاره اخلاق پیانبران الهی چی بوده سبوری و استقامت لله ای پیام تمام پیانبرانه پیام تمام امامان معصوم علیه مصطلام سبوری و استقامت لله سبوری و استقامت سبوری و استقامت نباشه انسان به تمام فلاکتهای دنیا و آخرت دوچار میشه امتی عزیز میشه به عزت میرسه و عظمت میرسه در اقتدای به عبا عبدالله حسین علیه السلام استقامت ایمانی نشون بده اون پیامی که مردم قدز و فلسطین هرچند دیر اما خیلی به حق و به جا بهش رسیدن استقامت ایمانی در مقابل دوشانه دوشانه دوشانه اسلام در مقابل دوشانه خدا رحبر الهی ما حضرت امام فرموده بود اسرائیل باید از سحنه روزگار مهد بشه اسرائیل دوشانه خداست اسرائیل دوشانه امام زمانه اسرائیل دوشانه قرآنه از همون اولم فرمود سحیونیزم بین الملک که بدونیم فقط اسرائیل اسرائیل که یه مترسه که خیم شببازیه اگر حمایت سلطگران عالم مستکبران عالم ظالمان عالم معتدین عالم مثل امریکا انگلیس فرانسه آلمان پشت سر این مترسه که نباشه که 24 ساعت هم دوام نمیاره همین الان هم یک خط 24 ساعته یه هوایی مرتب داره از این کشورهای امریکایی و اروپایی داره تجهیزات نظامی قوی ترین مشکا قوی ترین تجهیزات نظامی رو میبره برای اسرائیل رحبر الهی ما که از سیره پیانبران الهی سیره امامان سیره حضرت سید و شاهدا سبوری و استقامت ایمانی رو رمز پیروزی امت اسلام تشخیص داده بود پیام داد اسرائیل باید از سحنه روزگار محف بشه بعد هم فرمودن هر مسلمانی به میدان بیادیه سطر آب بریزه ای قده سرطانی محف میشه رحبر الهی دوم امام که سایش مستدام باشه بر سر ما تا این ظهور امام زمان من ای پرچم رو انشالله نائب الامام و حجت الامام من علمدار اول فضلی امام زمان من تحلیل امام زمان بدن به زودی که بشارت دادن که ما به ظهور امام زمان این محبوب و حقیقی دلها نزدیک شده ایم فرمودن سنسلی فلقوتس ما به زودی در قوتس نماز میگذاریم فرمودن فلسطین کلید رمزالود ظهور امام زمان روی فدا نم ماها پیش رحبر معظم انقلاب فرمودن قبل از صوفانال اقصا الان که تمام توجهات الام اومده روی سرزمین مقدس و فلسطین و تمام آرایش نیروهای رحمانی آلم مقابل نیروهای شیطانی آلم داره به اوج خودش میرسه و فلسطین شده میلاک و میعیار آرایش نیروهای رحمانی داره به اوج خودش میرسه در مقابل آرایش نیروهای شیطانی آلم اینوکتر رو خواستم عرض بکنم مردم غزه و مجاهدان فلسطین از دو نائب الامام ما مدد گرفتن پیام اول که اسرائیل باید از سحنه روزگار محب بشه اون موقعی که 36 کشور عرب رفتن سازش کردن با اسرائیل حضرت امام سالها پیش از انقلاب میفرمود اسرائیل قده سرطانیه باید محب بشه از اصل و اساس رحبر الهی دوممون پیام دادن بهشون با استقامت ایمانی که باید سبوری کنید استقامت کنید با جهاد مسلحانه به هر قیمت و حزینهی که شده اینا در عمل دارن اون استقامت ایمانی حسینی و کربلایی رو دارن نشون میدن ببینید مادران قزده پدران قزده چه استقامت ایمانی و این قطعا این امت به پیروزی میرسه و نصرت الهی به زودی شامل حال اینها میشه و چنان اززتی و چنان برکتی خداوند به اینها خواهد داد انشالله همرکابان مجاهدان در رکاب امام زمان ارواه نفدا خواهند بود و تمام حامیان فلسطین حامیان قزده مظلوم از یمنی ها از سوریه اراق لبنان اینها همه به اززت و برکت خواهد نسید این پیام حضرت سید و شاهده و پیام تمام پیامبران امامان استقامت ایمانی استقامت لله نصرت و پیروزی نهایی رو در فی خواهد داشت این پیام برای امام زمان ارواه نفدا خواهند بود انشالله از خداوند طلب میکنیم که خداوند چنان استقامتی و چنان حکمتی و چنان صلابتی به مجاهدان ما به پاسداران ما انایت بفرماید و چنان برکتی به کارشون بده که نتیجهش مح و نابودی اسرائیل جنایتکار کودکش از سحنه روزگار باشد انشالله تعالی سلام من به حسین و به کربلای حسین سلام من به حسین و به کربلای حسین امام عالم امکان شود فضای حسین بی همگان به سر شود امام عالم امکان شود فضای حسین قشعست و بیاسا قبل قبای حسین حسین پشت سر ما درست در محشر حسین پشت سر ما درست در محشر به هر کهل بهشت است در قفای حسین به هر کهل بهشت است در قفای حسین سلام من به حسین و به کربلای حسین سلام من به حسین و به کربلای حسین رادیو اربعین همراه زائران و دلباختگان حسینی حسین بیشتر موج افقیم ردیف 95 ممیز 15 مگه هرز رادیو اربعین را میتوانید از طریق اپلیکیشن تلفون همراه رادیو به نشانی ایران صدا دات آی آن و نیز گیرنده های دیژیتال دریافت نمایی جاهای ارتباط با رادیو اربعین از طریق پیامت به شماری 3095 پیام رسان سروش به نشانی رادیو اربعین و سایت رادیو اربعین دات آی آن رادیو اربعین رادیو اربعین رادیو اربعین رادیو اربعین رادیو اربعین رادیو اربعین رادیو اربعین رادیو اربعین رادیو اربعین همین جوری سینه بزن ماشالله دلمد میشه خواد پیرو جمع یه بار دیگه همه با هم بخون نبایی نبایی یار کربلایی به جان و دل ما تو فرمان رو بایی غمت در لحان خانه ی دل بشیند به نازی که لیلی به محمد بشیند به نازی که لیلی موسیقی موسیقی جلوی از جامعه دینی موسیقی صدای فضیلت و فطرت موسیقی موسیقی رادیو معارف موج FM ردیف 96 مگاه هرتز موج AM ردیف 1071 کیلو هرتز موسیقی موسیقی روایت کتاب بر اساس کتاب سیدمن حسینی نوشته ی تقی شجاعی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی رفتن که اعضای گروه فرهنگی در اونجا مستقر شده بودن در بررامه قبل تا جایی شنیدید که اعضای گروه فرهنگی بعد از زیارت حرم امام حسین و حضرت عباس سوار ون احراقی شدن و به سمت مرز مهران برگشتن و حالا ادامه روایت کتاب سیدمن حسینی در قسمت ده هم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی امام زمان بله جمعیت به سمت مرز مهران پیش میرفت کمی که گذشت پیره مردی استاد بعد دستشو سایبون چشماش کرد و گفت به نظرم ده پونزه کلومتری بیشتر تا مرز نمونده جلوتر دیگه از راه بندون و ماشین خبری نبود گاهی کامیون نیرد میشد و ادهی رو سوار میکرد پیره مرد روبه جوونا کرد و گفت اجازه بدین خانوما و بچه ها سوار بشن آروم آروم کامیونا زیاد شدن حالا دیگه همه سوار ماشین شده بودن پیره مرد هم سوار شد اعضای گروه فرهنگی کنار بقیه مردم پشت کامیونی سوار شدن ادهی چفیه شنو تو هوا میچرخوندن تا خونکشون بشه به هر سختی بود ماشینا به مرز مهران رسیدن اغربه های ساعت دوازده زهر نشون میداد نزدیک مرز نگاه محمد تقیی به تابلوی افتاد که روی اون جملهی نوشته شده بود محمد تقیی زیر لب جمله تابلو رو خوند کربنا رفتن خیال نیست با خوندن این جمله عشق تو چشم محمد تقیی حلق زد محمد تقیی زیر لب زد محمد تقیی بین جمعیت مرد آشنایی رو دید اونو شناخت کارشناس هراست ادارتشون بود محمد تقیی به سمتش رفت و برگه مسابقه رو به اون داد همکار محمد تقیی برگه رو گرفت و بعد از کمی خوشبش رفت مدتی گذشته و هنوز برگه های مسابقه فرهنگی کاملا پخش نشده بود حاج آقای حسینی رو به اعضای گروه فرهنگی کرد و گفت باید را بیفتیم و بقیه برگه های فرهنگی رو سر را به موکبای احتمالی و رانند اوتوبوس ها و مغاز دارا بدیم اول باید وسیله پیدا کنیم که ما رو داخل شهر ببره از مرز تا شهر حدود 8 کلومتر راه بود گروه فرهنگی کمی منتظر شدن تا وسیله گیرشون بیاد اما خبری از ماشین نبود بناچار پیاد راه افتادن آسمون نبری بود کمی بعد صدای رد و برقلن شد و بارون نم نم شروع به باریدن کرد مدتی که گذشت بارون تونتر شد رزا همینطور که تونتون قدم بر می داشت رو به محمد تقیی کرد و گفت سرشت های مسئول بارون فلکه رو تا آخر باز کردن محمد تقیی گاهی هم با سائقه هایی که می زنن از جمعیت فیلم می گیرن محمد تقیی و رزا و اعضای گروه فرهنگی دویدن سمت تکوتوک چادر موکبایی که هنوز جمع نشده بود همه منتظر بودن بارون بند بیاد کمی که گذشت شدت بارون کمتر شد آج آقای حسینی رو به اعضای گروه کرد و گفت دیگه باید راه می افتیم اعضای گروه فرهنگی راه افتادن همینطور پیاده پیش می رفتن که اوتوبوسی از راه رسید و اعضای گروه فرهنگی همراه مردم سوار شدن مدتی بعد اوتوبوس تو شهر مهران ایستاد از اونجا تا توقفگاه ماشین زائرا بیش از پونسد متر راه نبود هنوز بارون قعد نشده بود اعضای گروه فرهنگی به سمت توقفگاه ماشین رفتن اعضای گروه مجاهدان فرهنگی تا نیمه شب تو ماشین ها استراحت کردن تا اونایی که قرار بود رانندگی کنن تو جده خواب نمونن نیمه شب بود که ماشین ها راه افتادن محمد تقیی بیدار بود و نگاهش به جدهی که خیال خلبت شدن نداشت محمد تقیی همراه پنج نفر از دوستانش به سمت زنجان می رفتن نزدیک زهر بوده که محمد تقیی روب دوستانش کرد و گفت امروز میخوام به تبعید از همه موکبایی که ما رو مهمون کردن بهتون نهار بدن اینم نزدیک من برای آقای ماموسه همه سلوات فرستادن بعد از نماز دوستان محمد تقیی مهمان صفری حسینی شدن ماشین به سمت زنجان پیش می رفت از زنجان تا شهرستان محل زندگی محمد تقیی چیزی حدود 120 کلومتر فاصله بود راننده بعد از رسیدن به زنجان به سمت شهرستان راه افتاد محمد تقیی و رزا کنار هم نشسته بودن گوشی محمد تقیی خاموش بود نزدیک زنجان پیش می رفتن بودن برای آقای محمد تقیی نزدیک شهرستان محمد تقیی لحظه گوشی شروع شنگ کرد کلی پیامک سرازیر شد رزا رو کرده محمد تقیی و گفت چقدر پیامک؟ بنده های خودم می خواهم بدونم کجام تا بیان استقبالم آخه من اولین باری که رفتم کردم خب بگو کجایی؟ چرا گوشی تو خاموش کرده بودی؟ آخه یه درصد بیشتر شراج نداره بیا با گوشی من زنگ بزن نزدیک اولین میدون شهر که رسیدیم زنگ زنم بلش کن ماشین جادر رو میشکافت و پیش میرفت نزدیک اولین میدون شهر محمد تقیی گوشی رزا رو گرفت و به یکی از دوستانش زنگ زد همین که ماشین وارد اولین میدون شهر شد محمد تقیی چند نفر از دوستانش رو دید که به استقبالش اومده بودن اونا محمد تقیی رو به سمت خونش بردن محمد تقیی با دیدن دیوار خونه با خودش گفت همین که محمد تقیی از ماشین پیاده شد خونواده خودش و همسرش به استقبالش رفتن بوی اسپند و صدای سلوات همه جا پیچیده بود کمی که گذشت پیره مرد چاوش خونه محل شروع کرد به چاوشی کوچه پر از صفا و سمیمیت شده و اطره کربلا همه جا پیچیده بود محمد تقیی با خودش گفت شبه روستیم اونقدر محبوب نشده بودم که حرام شدم خیلی قربونیت برم اقا اینا همش به خاطر اینه که ظاهر تو بودم محمد تقیی با این فکر و همسرش نگاه کرد که عشق در چشم به اون خیر شده بود نگاهش پر از حرف موسیقی دوستان عزیز تا فردا و آخرین بخش از روایت کتاب سیدمن حسینی خدا نگهدار موسیقی موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید