همین ها عبزار ساخته شدن روح ما هستن روح ما با همین ها ساخته میشه حالا الان این حدیث را که میخواییم بخانیم دنباله اینه که رسول معظم اسلام سرموده است در زیل این آیه شریفه سوره مبارکه امه که فردای قیامت انسانها با همون ملکات با همون ملکوتی که دست آورده اند در این دنیا با همون چهره محشور میشن و از این عجیبتر مطلبی هست که بعض بزرگان نقل کرده اند و اون اینه که نه این که انسانهایی فردای قیامت قیامت وقتی که محشور میشن یه چهره ناپسند دارن بعضی وقتا ممکنه یه انسان میمون باشه خنزیر باشه حیوان دیگری باشه با تمام این چهره ها محشور بشه برای خاطر این که در دنیا که بوده خدای نخاسته رفتارهایی داشته که باطن جان خودش را به همه این شکلات ساخته و این مطالبی که اسلام برای انسانها بیان کرده است بسیار ارزنده است حتی برای همین دنیا برای خاطر اینکه در همینجا مواظب میشوند و هستند که نکنه اینها یه ملکات زشتی بشه که این رقم محشور بشن حالا حدیث شریف در مجمع البیان در زیل همین آیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یومیان در الآیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یوميان در زیل همین آیه شریفه یومیان در زیل همین آیه شریفه یومیان اللهم صل على محمد و آل محمد یعنی معاذ ابن جبل که از اصحاب بود اون نزدیک رسول خدا نشسته بود فی منزل ابی عیوب الانساری در منزل ابی عیوب فقال معاذ معاذ سؤالتر یا رسول الله ارعیته قول الله تعالی یوم یون فخف سور فتعتون افواجا بفرمود که معنای این آیت چه هست فقال یا معاذ سؤالتر انعظیم من الامر فرمود خیلی مطلب بزرگی سؤال کردی خیلی مطلب مهمی پرسش کردی سم ارسل اینه بعد پیغمبر اکرم خطرات عشق از چشم خودش ریخد برای این که پیغمبر اکرم اون سحنه را میدید که کسانی اینطور محشور میشن سم ارسل اینه قال یوه شرو عشرت و اصناف من امتی عشتاتا فرمود ده سنف از امت من از امت من اما اینها به شکلهای مختلف محشور میشن خدمیزه همالله من المسلمین خدا اونها را از سایر مسلمین امتیاز داده و یک جدائی زشدی داده و بدل صوره هم چهره اونها را عوض کرده بعضهم الى صورت القرده بعضی به صورت بوزینه هستن و بعضهم الى صورت الخنازیر و بعضی به صورت خوک هستن و بعضهم منکوسون ارجلهم من فوق و وجوههم من تهد بعضی وقتی محشور میشن وارونه محشور میشن پاها به طرف بالا اما صورت روزمین است و همینطور راه میره و در یک روایت سآل شده چطور اینطور راه میرن فرمود اون خدا ای که توانا بوده انسان رو طوری حالا قدرت بوده که روپا راه بره فردای قیامت اون قدرت رو بهش بوده که رو صورت راه بره بره او که قدرت مطلقه دارد اینا مشکل نیست و بعضهم عامی یتردددون بعضی ها نابینا و حیرت زده و بعضهم سمم بکمون لای اقلون و بعضی کران و لالانن که چیزیم درک نمی کنن و بعضهم یمزغون الفنتهم فیسیل القیح من افواههم بعضی ها زبانهای خودشون رو هر لحظه می جوند و چرک از دهان اونها سرازیر است لعابن یتقذرهم احل الجم یک لعابی از دهان اونها می رزه احل محشر همه ناراهت هم همه اونها را پلید حساب می کنن و بعضهم مقتعتون ایدیهم و ارجلهم بعضی ها دست ندارن پا ندارن بی دست و پا محشور می شن و بعضهم مسلبون علا جزو ام منار بعضی ها وقتی که محشور می شن به یک ستونهای از آتش بسته شده اند و به همی شکل محشورمه از اول با آتش محشور می شن و بعضهم اشد و نتنن من الجیف و بعضی بقدری بوی افن و گندیده دارن که از بوی مردار افنتر و گندیده تر هست و بعضهم یلبسونه جبابن سابقه من قطران لازقتن به جنود و جنوده از این بوده ام بعضی ها لباسهای دربر دارن لباسهای عجیبی که از مس گداخت شده تهیه شده و به اونها پوشانیده اند فَأَمَّا الَّذینَ عَلَى صُورَةِ الْقِرْدِ حالا اینها اجمالش اونهایی که به صورت بوزینه محشور می شند فَلْقَتَّاتُ مِنَ النَّاسِ اونها سخنچینان هستن نمامانن نمام اون کسی هست که یه حرف از شما می گیره ولو راست باشه اما برای فتنه می بره جای دیگه نقل می کنه از اون هم یه مطلب می گیره ولو راست باشه ولو برای ایجاد فتنه میاد برای شما نقل می کنه فَلْقَتَّاتُ مِنَ النَّاسِ وَأَمَّا الَّذینَ عَلَى صُورَةِ الْقَنَازِيرِ اونهایی که به چهره های خود محشور می شند فَأَهْلُ صُحْد اونهایی هستن که در زندگی حرام می خورند رشوه سایر محرمات این غذای اونها خوراک اونها از این راه ها تهیه می شه وَأَمَّا الْمَنْكُوسُونَ عَلَى رُعُوسِهِم اونهایی که وارونه محشور می شند فَأَكَلَتُ رِبَا اونهایی هستن که رِبَاخَار هستن و در دنیا درامدشون از این راه بوده وَالْاَمِ اونهایی که نابینا محشور می شند الْجَائِرُونَ فِي الْحُكْمِ اونهایی که حکم و حکومت دستشون بوده و جاور ظلم در هنگام حکومت کرده اند وَصُمُّ الْبَكْمِ اونهایی که کران و لالان هستن الْمُعْجِبُونَ بِاَعْمَالِهِم اونهایی هستن که گرفتار عجب خودپسندی خودبینی هستن و عمل خودشون را از هر کس بالاتر و بهتر می بینند وَالَّذِينَ يَمْزَغُونَ بِاَلْسِنَتِهِم اونهایی که زبانهای خودشون را هر لحظه می جوند و لعاب بسیار قذری از دهان اونها می ریزد فَالْعُلَمَاءُ وَالْقُضَاطُ لَّذِينَ خَالَفَ اَعْمَالُهُمْ اَقْوَالَهُمْ دانشمندان و قاضیانی که عملشون مخالف با گفتارشون بوده راهنمایی هایی می کردن اما عمل خودشون برخلاف بوده وَالْمُقَتَّعَتُ اَيْدِيهِمْ وَاَرْجُلُهُمْ اونهایی که دست و پا ندارند وقتی محشور می شند الَّذِينَ يُعْزُونَ الْجِیرَانِ اونهایی هستند که آزار به همسایگان می کنند و همسایگان از دست اونها آسایش ندارند وَالْمُسَلَّبُونَ اَلَا جُزُوِ مِنْ نَایِهِمْ اونهایی که به استوانه هایی از آتش بسته شده اند و محشور می شند از اول در آتش هستند فَسْتُعَاتُ بِنْ نَاسِفِ الَىٰ سُلْتَانِ اونهایی هستند که گزارش های بد برای اشخاص به حکومت ها می دهند و به مقامات بالا زبان بد برای اشخاص می گذارند وَاللَّذِينَهُمْ اَشَدُّ نَتِنَن مِنَ الْجِیْفِ اونهایی که بوی بدنشون از هر مرداری بدتر هست فَاللَّذِينَ يَتَمَتَّعُونَ بِشَهَوَاتِ وَاللَّذَّاتِ وَيَمْنَعُونَ حَقَّ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ اونها کسانی هستند که غرق در شهوات شدند و اموالی که خدا در مال اونها قرار داده برای مثلا موارد مخصوصی و حق الله هست نمی پردازند وَاللَّذِينَ يَلْبَسُونَ الْجِبَابِ اونهایی که لباسهایی از مثل گداخت شده به اندامشون می پوشانند فَأَهْلُ الفَخْرِ وَالْخُوْيَلَاءِ اونهای هستن که در دنیا خیلی با کبر و بزرگ بینی خودشون بین مردم رفتار می کردن این ده فوجی هست که رسول خدا ارواهنا فدا در این حدیث شریف بیان فرموده در خود قرآن مجید شکلهای مختلف ذکر شده مثلا در یک سوره مبارکه که سوره اسرا هست اونجا می فرماید و نحشرهم یوم القیامتی علا وجوههم امین و بکمن و سمما آیه نوود و هفت از سوره اسرا یعنی محشور می کنیم آنها رو روز قیامت علا وجوههم یعنی ورونه این سریح خود آیه شریفه سورت ها زیر پاها بالا امین در حالتی که نابینا هستن بکمن لال هستن و سممن و کران هم هستن در سوره مبارکه تاها آیه شریفه 126 می فرماید که و من اعرز انذکری فانه لهمه و او معیشتن زنکا اون کسی که اعراز از ذکر و دین من بکند برای او یک معیشت تنگ هست و نحشره یوم القیامت اعما روز قیامت محشورش می کنیم در حالتی که نابینا هست اون کسانی که اصل دین را پازده باشند بی اعتنائی بهش کرده باشند خال رب لیمونه خال رب لیمونه خال رب لیمونه خال رب لیمونه خال رب لیمونه خال رب لیمونه خال رب لیمونه خال رب لیمونه خال رب لیمونه خال رب لیمونه توفیق داشتم با عنوان گوینده همراه شما خوبان باشم انشاله که این روز داشتم 27 دوم مرداد ماه براتون یه روز بسیار خوب باشه لحظه ی طول آفتا با افق شهر مقدس قوم 5 و 29 دقیقه خواهد بود دعوت میکنم با برنامه فقه آل محمد همراه باشید موسیقی فقه آل محمد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی همون اعمام آیا اعمام عبوینین یا عبین یا امین امات امات عبوینین یا عبین یا امین اخبارم همون اخبار اخبار عبوینی عبی امی خالاتم خالات عبوینی عبی به امی بنابراین دوازده قسمت به نظر میرسه خب در اینجا اون که ما در باب دوم روایات خاندیم تفاوتی بود بین طرف ام و طرف خال که میگه دو سلس بدن به طرف ام یک سلس به طرف امات به طرف خالات خب در اینجا فقه های ما اقوال مختلفی دارن همش مربوط است به اجتهاد و استنباط چون با چند موضوع ما مواجه هم یکی مواجه هم بی این که با یک اصلی اون اصل نست گر مالی مال چند نفر شد اصل اولی آن است که به سویه قسمت کنن اصل اولی اگر مالی مشترک بیلی چند نفر باشه اصل اولی به سویه قسمت کنن اگر مثلا کسی وقف کرده مالش رو برای اولادش تو مزکره و معنیش به سویه قسمت بکنن این باب ایرس است که بین زن و مرد این تفاوت ولی اصل اولی در مالی که مورد اشتراکه بیلی چند نفره به سویه قسمت شد این یک اصل است اصل دیگه اینه که در باب ایرس فرق است بین زن و مرد لذکره مثل حضر اونسین اینم باید ایک اصل است که در این جا با بکار بردن میشه باز یک برطبع دیگه است که با در کلاله خاندیم در اول سوره نسا که کلاله امی را یک نفر بود سوتس بود بیشتر بود مردوزن هم باشن شرکان آفرستلست آیه صده افتاد و ششم سوره نسا که آخرین آیه است اونجا کلاله کلاله این کلاله امیه که در آیه دوازده اونجا کلاله اووینی لذکره مثل حضر اونسین بود ها با این چند موضوع داره اینجا ما مواجه هستیم که چجور باید بشه تقسیم بین اموه و خوره و امات و اعمام و اینا چرا تقسیم بشه اینی که ما اینجا اول کلامه امام را به خانمشان چه استمباد کردن بعدن کلمات دیگران صاحب جواهر با دیگران فرد داره در اینجا در مفتاح کرامه اقبالی هست خلاصه در این حال که شاید خیلی مبتلا به نوشه اما از لحاظ مواهس فقهی مواهس فقه وسیعی داره در اینجا خب الان کلامه امام خانمی که میشه را شنا بشیم امام رحمت الله تعالیه بعد از اینکه مسئله اخوال و امام را ذکر کنیم که چند تا مسئله ذکر کردیم مسئله یک لوکان الوارس منحسرن بالعمومه منقبل الاب ولعمومه منقبل الاب اگر وارس منحسر به عمومه ولعمومهی که از قبل عب و عم در جایی که عب و عم ماشه به عب نمیرسی مگر نشد عب لوکان الوارس منحسرن بالعمومه منقبل الاب ولعمومه منقبل الاب خب یک شخص مرده وراسی داره وراسش منحسر اول بحث کرده در اینکه تک تک بعدا منظمه به هم اینجور بحث کرده که روشن تر میشه که بالاخره وارس منحسر به عمومه هست یعنی به کسانه که اینا برادران یا خوهرانه پدر مگه تستن برادران برادران برادران پدر عموم میشن خوهران پدر عموم میشن خب وارس منحسر به عمومه منقبل الاب ولعمومه منقبل الاب خب ترکت الله هم چون وارس منحسر دیگه حالا اختلاف جنسیگر باشه چطوره گره لذکره مثل از درمونسه برای خاطر که اینجا اینا همه عمومه هست اما امات امات تقرب از جهت عبه میت با میت دارن نه اطراف مادر تا این پدر عبه میت دارن خب در ما به ارسم که هر کزا که تقرب میان ترتیب باشه لذکره مثل حضر انسین و از امام رزمناندان قائلا به این که اگر منقبل عب یعنی عمومت داشه چه از عمومت عبه بینه چه عمی اینطور باشه ترکت و مال اونهاست اختلاف جن شد لذکره مثل حضر انسین اینجا ام دو برابر اممی بره لذکره مثل حضر انسین خب این مسئله اول مسئله دومون دوکون الوارس اون حسره منقبل عم اون که خاندیم وارس منحسره بود به عمومه منقبل عبه عم یا عب حالا عم میداریم میگیم اگر وارس اون حسره باشه به عمومت منقبل عم این چخص مرده این عمومتی داره ولی منقبل عمشه یعنی از طرف مادرشه منوالله فترکت الله ترکت مال اونهاست وارس عمومت منقبل عم یعنی اینا خوهر پدرش هستن نه خوهره خوهر مادرش نه اون خوهره هست که میرسیم خوهر پدرش هستن بله یا این که برادر پدرش هستن یا خوهر پدرش هستن منحسر به عمومته منقبل عمومت عم پدرشن ولی عم پدر اطلاف مادر پدر مادر پدر صرف صرف در پدر لکن از وارس منحسرم بالعمومت منقبل عم عمومت ور منقبل عم یعنی اینا برادر و خوهر پدر مگهت هستن بله منتها برادر و خوهر عمی پدر و مادر هستن اون اولی برادر و خوهر عبی پدر بودن اینجا برادر خوهر عمی پدر مگهت هستن وارس منحسرم به عمومت منقبل عمومت و ترکت اللهم رومه و معتدد حالا گر متعدد شدن همه اینها مذکرن امن یا همه اینا اما هستن و اتحاد الجنس همه اما باشن منقبل عمومت یا همه ارسانم به اینکه اما باشن منقبل عمومت جنس یکیه مذکر به من نیست یقین هستن به صویه خب حالا اگر آمدن اینها با اینکه عمومت منقبل عم من یعنی برادر و خوهر پدر مگهت هستن اونطور برادر و خوهر پدر مگهت عمی هستن نه عبه وینی و عبی دقیق کنید چرا لوکان الورسه مرسلیه هستن مثلا بالعمومت منقبل عمومت فترکتالهو معلومه و معتحدد و اتحاد جنس یقسم به صویه یکی همه شان مردن یا همه شان زنن همه شان امن همه شان امن و معل اختلاف حالا گر بازشان مرده بازشان زنه ام و امه منقبل عمومت خب نه مال خودش مال مقیده خب اینجا خب ایشان گه لای اتراکل احتیاط به تساله و ترازی اینجا احتیاط باشه به تراز خب این سه قول تقریبا اینجا وجود داره بعض گفتن که اینم رزقرم سهزرانسه اینی مثل اون اولی بعض گفتن نخیل به صبیه قسمت کنن بعض گفتن نخیل احیدیتیه احتیاط بکنیم با هم سل کنن چون برای خاطر که ما نمیدونیم جانب عبر را ترجیح بدیم رزقرم هزار و آسین باشه یا جانب ام ترجیح بدیم به صبیه باشن خب اونو نمیدونیم چون نمیدونیم از این جهت احتیاط اینست که با هم سل کنن اون زن و مرد خاخر و برادر با هم سل کنن سل هم یک میدان وسیعی داره که ها خود اینسان هست حق خودش میگذاره اینه هست حق خودش حق خودشان اگر اینجا بناسک رزقرم استخدام اون سیه باشه اون مذکرها سل میکنن با معنیس حق خودشان را میدن به معنیس ها اینطور قرار میذارن که به صبیه قسمت نمیدونیم دمعال اختلاف را یک تکره احتیاط به تساله و تنظیم خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خب خبر خبر امومه هستند از قبل عبوین یعنی برادران عب مید یا من قبل او برادران پدر مید خب شد یکم من قبل او یکم برادران مادری مید برادران پدر با پدر اون برادر اطراف مادر برادر بودند