با نام اسلام در صفوف مسلمان نفوذ می کنند ولی بعد از پشت خنجر می زنند. همو کاری که منافقین می کنند. مسلمان نباید ساده اندیش باشند، زود باور باشند. مسلمان نباید به هر اظهار ایمانی دلخوش کنند. منتها خب این طرح رو خداوند به پیغمبر وحی کرد. که پیغمبر، یه طرحی است دوازن نفر از دانشمندان یهود صبح ایمان می آرند، قروبا برخوان گشت و منتها یهودی خوان شد. ای پیغمبر به مسلمان ها بگو که اگر یه دوازن نفر از دانشمندان یهود مسلم شدند، دلتون خوش نباشد. اصل اسلامشون تاکتیکی است. اسلامشون مصنوعی است. اسلام واقعی نیست. اینا صبح مسلم شدند، قروبا برخوان گشت. پیغمبر وقتی متره شد، وقتی به مسلمان ها گفت، گفت مسلمان ها امروز یه دست ایمان خوانه برد، قروبا برخوان گشت، نه از اومدنشون شاد شید، نه از رفتنشون خسته بخواند. اصلا اومدنشون و رفتنشون یه تاکتیکه. حواست رو دونیم باشه. علاوه بینی که مسلمان ها باید از ایمان به مرحلهی برسند که با آمدن و رفتن گروهی متزلزل نشند. یعنی انسان باید در نماز به قدر قوی باشه که، حالا اگر همه مردم هم تارک و صلاة بودند، این تنهایی باشه نماز بخوانند. یعنی تو نباشه که اگر جامعه نماز خوند منم بخونم، اگر جامعه نخوند منم نخونم. مؤمن باید به قدر قدیقه بی باشه که در عقایدش محکم باشه. و یکی از سیاست های خارجی دشمن هم همینه که ارتباط برقرار میکنه، بعد ارتباط رو قطع میکنه. خب آمنو، بلذی اون زلع علالذین آمنو، آمنو وجهن نهار، ایمان بیارید وجهن نهار، یه انتر به صبح، بامدادان، وکفر و آخره، آخر روز وکفر و کافر بشید. چرا لعلهم یرجعون؟ شاید این مسلمان ها از اسلام برگردند، دل از اسلام بکنند، بگن دین ما قبیل نیست، علما یهود را چا آمدن نتونست سیراب کنند، برگشتند، پس ما هم دیگه مسلمان نباشیم. اینو میگن تعاجم فرهنگی. یهودی ها را در یهودی بودن محکم کنیم، مسلمان را در اسلام دوچاره شک و ترقید کنیم. تعاجم فرهنگی همینه، و مشابه زیاده. گاهی وقتا از تو مجلس ممکنه انسان پاشو بره، بره که مدلسو بشکنه، گاهی وقتا جاشو عوض کنه، شغلشو عوض کنه، این برحال مثلا در لباس همه میتواند. مثلا بنده الان لباس امامه میپوشند، بعد از مدت امامه میپوشند، امامه هم ور میدارم تا به مردم بگم که نه لباس خوبی نیست مثلا. لباس رو مسخره کردی، مکتب رو مسخره کردی، روحانیون محترم رو مسخره کردی، خود رو مسخره کردی، قرآن رو مسخره کردی. به هر حال آزادی معنیش چیه؟ ولی من عروض میخوام ببینم آزادم ای وقت شب بغ بزنم؟ درست نیست. من شب آشوراس میخوام دو بعد از شب تبل بزنم، آزاده. من از اجازه دارم سهر خونی کنم قبل از ازام، کی گفته شما سهر خونی کنی، مردم بیدار کنی؟ فقط اونجا که اسلام اجازه داده، اعضان رو گفته بلند بگو، به چه دلیل شما قرآن بخونی سهر خونی میکنی؟ مناجات خوبه، متا تو اتاق مخفیانه، پشت بلندگو، به چه دلیل تو مناجات میکنی، مردم از خواب بیدار میکنی؟ مردم ازاری حرامه، ولو به شب آشورا باشه، ولو به اسم مناجات باشه، ولو حرم امام رضا، حرم حضرت مرسوم، حرم حضرت عبدالعظیم، شاد شراب، و هر امام ازادهی باشه. میگه که از کسی امام ازاده شد یا امام شد، دیگه تو خونش میشه، گناه کرد به اسمی که اینجا حرمه. ببینید، ما دین رو باید از مراجع تقلید بپرسیم، دین رو باید از اینها بگیریم، نه از آدم هایی که عوامن و ساده اندیش نستطی نگرد، دین رو باید از مراجع تقلید گرد. سوال کنید، مراجع تقلید، به اسم آشورا میشه مردم از خواب بیدار کرد؟ به هر حال ما گاهی وقتا باید برخورد اون برخورد انقلابی باشه و کرمه آزاده رو هم یدک نکشید. هیچ جایی کوره زمین، در هیچ تاریخی، هیچ کس اجازه نمیده که یک شخصیت که در حرف میزنه، گره و بیاد پامبرش کفتر پرونه کنه، بیاد ملق بزنه. هیچ اصلا دانشگاهی در هیچ دانشگاهی و هیچ دبیری در هیچ دبیرستانی اجازه نداره یه بچه ورسط کرده از پشتک بزنه. هر کاری که در اسلام تو همه رساله ها نوشتن، لباس شهرت حرامه، یعنی من یه لباس باشم که همه مردم به من نگاه کنن، ولو ریش، ولو امامه، ولو آخون، از انگوشتر، من یه انگوشتری دست کنم عقیقه خیلی کلوف باشه، بعد رو منبر بگم امام صادق فرموند، خواهی ضربه به امام صادقه. چون مردم بیرون نگاه به انگوشتر بکنن، حواسشون از حدیث امام صادق پرد میشه. خواهی ضربه به امام صادقه، ضربه به تبلیغه. حتی بعضی از مستحبات اگر ضربهش بیشتره، یه مقداری باید در دینشناسی یه خورده ساده لوهی رو گذاشت کنار، طبقه فتحه مراجعه عمل کرد. و السلام و حالیکم و رحمت الله ما سورد مولا قرآن ما اللہ ما بخAc mOro ما مولا کهل جانوان ما مولا خود она ما الله ما اللا ما comfortable موسیقی این ها در میان گذاشتند، دشت توجه تشتند، روشتکیه کردند، احتمام ورزیدند، خب این ها مورد استفاده قرار دیگرند. بیستومین نشست تخصصی استادان، قاریان و حافظان ممتاز قرآن کریم با موضوع الزامات ابداع در تلاوت قاریان ایرانی امروز ما در کشور اون به همدلله قرآن امون خودشون ابداع لعن می کنند انسانی رو در بعض از قرآن مشاهده می کنند پجوهشگران و کارشناسان قرآنی می تمانند مقالات، ترها و ایده های خود را پیرامون موضوع نشست حد اکثر تا میمه مهرماه ارسال کنند علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی www.quran-shura.ir مراجع نمایند شورای آلی قرآن قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله للارواح روحو به تحیی النفوس وتستریحو قرآن الله للارواحو به تحیی النفوس وتستریحو وتمتلئ القلوب به طموحا وللفردوس يحملها الطموحو قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله قرآن الله موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته ك inteligن نکته ایست که موسیقی درسته موسیقی درسته قرآن کریم موسیقی درسته موسیقی درسته سراحت اومد نقطه مقابل و مخالف اون دوری از دروغ و فاصله گرفتن از کاذبان و دروگویان از نظر قرآن کریم دروغ مریضیست که قلب انسان رو درگیر میکنه و بیماریست که در قلب شکل میگیره و نقطه مهمی که بر اساس آیات قرآن مطرح میشه دروغ نقطه آغاز است و به واسطه همین دروغ دروخ های بعدی شکل میگیره و در واقع انسان رو از اون حوضه صدق و راستی دور میکنه و نفرین الهی رو شامل حال انسان میکنه در قرآن کریم این وسطه اومده که وقتی این مرض در قلب شکل گیره فضاد همالله و مرض و به واسطه این مرض ازدیاد بیماری در قلب شکل میکره دروغ ظلم جهل گمراهیست در این حال ازلاله یعنی گمراهی برای دیگران رو هم کنید دروغ الان و اگه ظلم به مردم محسوب میشه ظلم به خود هم هست به اساس کریمه 144 سوره انعام جنب استاد اشاره کردن که ازلال دیگران رو به واسطه این دروغ داره شکل میگیره و آمل دروغوی هم در این کریمه مطرح شده که جهل تشخیص نادرست که نقطه مقابل عقل و جنود عقل وقتی سهت موشه جنود جهل میشه کذب و دروغوی استاد در خدمت شما هستیم ارسابت که اون نکته رو که توی برنامه قبل یادواری کردیم که دروغ هم زلالت گمراهیه و هم ازلاله یه قاعده کلی داریم به اون این که هر عمل اجتماعی یا هر رفتار اجتماعی و از جمعه رفتارهای اخلاقی یک فراخان به اصاب میاد چه فضیلت چه رزیلت چه اینجا صداقت چه کذب و دروغ آدمی که میاد تو فضای اجتماعی و روابط اجتماعی دروغ میگه عملا دیگران رو دهوت به دروغ میکنه خود این دهوت یک ازلاله دقیقا بفرمایید مثلا نفس گفتن دروغ حلاوه بر این که خبر میده یک گمراهی اتفاق افتاده نقدن داره دیگران رو هم به گمراهی دهوت میکنه راجب همه ی رزیلت های اخلاقی قابل تطبیقه خب یکی دیگه از عنوان هایی که از قرآن استفاده کرد همه تناسبیات کنم اینه که علام زیادی راجب دروغو مطرح شده از جمعه علام و نشانهای آدم های دروغو اینه که معمولا خودشون رو راست کنشون میده و اصرار دارن که راست میگن و غسم هم میخورد گفتن بابا ما رفتیم مساوقه بدیم یوسف رو پیشنگیرم تصبه و اساسیه گذاشتیم پیش این خورجین و وسائل و بخچه و نون و این وسائل گذاشتیم و رفتیم ترکنا یوسف و هنده متا اینا یوسف رو پیش وسائل گذاشتیم حواسمون نبود و اکله و زب گر یوسف رو خورد و ما انتبه دیدن تو چهره پدر دیدن که با تردید یا اصلا باور نمی کنه و ما انتبه مؤمنن لنا آره ولی تو حرفمون رو باورد نمی کنی ولو کن نا صادقین سوره یوسف آیه 17 آدم های دروق و وحی و قرآن و اغایر آسمانی و الهی رو وارونه نشون می دن خدا و پیغمبر رو هم دروقو نشون می دن به خدا و پیغمبر رو اهمه تحمت دروقو می زنن و برای این که دروق خودشون رو پنهان کنن با وارد کردن اتحام دروق به خدا کتاب خدا وحی اغایر آسمانی شخصیت هایی که با سطح فیض و فیضان الهی هستن دروق خودشون رو قایم می کنن و خودشون رو قایم می کنن به عنوان دروقو این هم یه عنوانی بود که خواستم از بین مجموعه علایه می کرد بابت دروقو در قرآن اومده این رو به خصوص پرجسته یاد کرده باشم و مشتری های دروق عنوان دیگه یه که ارز می کنم و من اللذینه قدوس سماعون للکذهب ماعده چلو یک بعضی هاشون که یهودی هستند و یهودی بودند خیلی به دروق گوش می دند تقبیح می کنه قرآن کریم که اهل ایمان شما دیگه به دروق زیاد گوش ندید بعدن شاید استفاده کنیم از بعضی از روایات هست که برای این که آدم مبتلا به دروق بشه کافیه که هرچی که شنیده رو هر دروغی رو که شنیده بیاد نخل کنه اصلا نرززبان مومن یاداوری از می کنم نرززبان مومن که گوش مومن هم باید مهار بشه نرززبان در مرتبه نفس که گوش مومن هم در مرتبه نفس باید مهار بشه به هرچیزی گوش نده از جمعه به دروغ همونجوری که باید زبان نفس اماره مهار و مدیریت بشه گوش نفس اماره هم باید مهار و مدیریت بشه تا مشتری دروغ و دروغگوها کم بشه آره دیگه اونو اگه مشتری نه داشته باشن که نمیشینه یه گوش مفت گیر نه یاره که غیبت نمی کنه درست بفرمایید خب این دکته دیگه و من اللذینهاد و سماهون للكذب یاد آوری عرض میکنم که به غیر مسلمان شبیه نشیم به این یهودی ها تشبه پیدا نکنیم از جمله کار اینا گوش دادن به دروغه اینایی که دشمنان اسلام و مسلمین هستن لای اسماهون فیها لقوان ولا کذابا سوره نوه آیه سی و پنج بهشتی ها توی بهشت نه حرفای بیفایده میشنون نه دروغ میگن و نه همو تکسیب میکنن و نه به هم نسبت دروغ میدن چرا؟ چون بهشتی هستن دیگه چون بهشت هستن دیگه و اصلا استفاده میکنم هر جا که دروغ نیست بهشت حقیقتن هر جا که دروغ نیست حتما صداقته و صداقت تنظل بهشت به حساب میاد در این نشید خب اونجایی که دروغه چی؟ جهنم جهنمه دیگه آدم ها با دروغ دیگران رو عذیت میکنن منافهشون رو به خطر میندازن خونشون رو اعتبارشون رو مالشون رو ارثبت منافه دنیایی و آخرتیشون رو مادی و معنویشون رو باعث عذیت آزار میشن بهشت آنجاست که آزاری نباشد کسی را با کسی کاری نباشد برای این که کسی با کسی کاری نداشته باشه بره سراغ صداقت که هیچی صداقت نمیشه و باز از منظر قرآن کریم علل و عوامل دروغوی مهمترین عامل از منظر قرآن بی ایمانیه اینما یفتر الکذبال لذین الای اومنون به آیات الله سوره نهل آیه 105 فقط کسایی سراغ دروغ پردازی میرن که به آیات خدا ایمان ندارن چون ایمان ندارن سراغ دروغ میرن ایمان چهره دیگه ای از عقل چون عقل ندارن سراغ دروغ میرن که اگر عقل داشتند و ایمان داشتند سراغ صداقت میرفته ایمان یک حقیقت نامریه یاداوری عرض میکنم یک عمل قلبی باتنیه قابل ادراک حسی و اشاره نیست ما نمیتونیم الان ایمانیه و ایمان رو و ایمان هم رو نشون بدیم وقتی با حواس قابل ادراکه که به حرف در بیاد خود ایمان به حرف در بیاد میشه صداقت قابل ادراکه که در رفتار دیده بشه ایمان اگر از موتن خودش سیلام پیدا کنه جرایان پیدا کنه سرایان پیدا کنه بیاد اینجا از جمله در صداقت ظهور پیدا میکنه و خودش رو نشون میده قاعدتا اگر اینجا دروغ باشه و ما از این ور از راه معلول به علت بخواییم پی ببریم و رسن دروغ رو بگیریم بریم جلو به سرمنشک بی ایمانیه میرسیم یعنی به کفر به شرک و به نفاق همان نفس اماره ای که گفتی دروغ در بی ایمانی ریشه داره آقا امیر المومنین سلام الله علی فرمودن فرز الله الامانه تطهیرن منه شرک خدا ایمان رو برای پاک کردن از آلودگی و آلودگی شرک واجب فرموده و ترک الکذبه تشریفن لسهد یعنی و دروغ نگفتن رو واجب کرده برای بزرگ داشت صداقت و برای تشرف به مقام صدق ازن ورود به مقام صدق ترک دروغه یک سلوک سلوی آقا امیر المومنین سلام الله علی فرمودن علامت ایمان اینه که صداقت رو هرچند به زررت باشه برامونه در دروغوی هرچند به سود و منفعتت باشه ترجیح بدی ایمان اگر به خود بروز کنه اینجوریه توی صداقت بروز پیدا میکنه و دستور میده که صادق باش هرچند بر زررته و دروغوی رو رها کن و ترک کن هرچند به سودته و منفعتته عرض کردم زیل عنوان علال و حوامل دروغوی به این مهمترینش که بی ایمانی باشه اشاره کردم و اما حواقب دروغوی از منظر قرآن کریم حواقب دروغوی یک نفاق دو محرومیت از هدایت الهی سه محرومیت از آقابت به خیری و چار عذاب دردناک اما نفاق فعقبهم نفاقن في قلوبهم الى یوم من یلغونهو بما اخلف اللهما وعدهو و بما کانو یک سبون توبه هفته دار اینا به این خاطر که با خدا خلف وعده کردن و همیشه دروغ میگفتن در دلشون نفاق نشسته پس یکی از حواقب دروغوی ابتلا به نفاق مورد دو محرومیت از هدایت الهی سوری زمر آیسی خدای متعال کسی که دروغوی ناسپاسه هدایت نمیگون خب میشه همینجام استفاده کرد اون نشانها که گفتیم از جمعه ویژگی ها و مختصات آدم های دروغو ناسپاسیشونه کفار بودنش کفر ت میکنه کفر ت زبان به خصوص نمیدست دلینش خدای متعال کسی رو که با زیاده روی دروغ میزنه و دروغ زنه هدایت نمیگونه و عنوان سبون محرومیت از آقابت بخیری محرومیت از رستگاری و نجات اینالذین یفترون علاللهیم لا الکذبه لا یفلهم سوره نهل آیه 116 با زبان و دروغ پردازی نگیدین حلال این حرامه و به خدا دروغ نبندید از خودتون حلال درست نکنید از خودتون حرام درست نکنید و جای حلال خدا و حرام خدا رو جا به جا نکنید کسایی که به خدا دروغ میبندن آقابت بخیر نمیشن رستگار نمیشن نجات پیدا نمی کنن و یادواری عرض میکنن بر این که یادواری عرض میاد بر این که دو زار سود کنه حرام خدا رو حلال میکنه و حلال خدا رو حرام میکنه آدم نجیب این جوری نیست آدم آقال دروغ نمی کنه و دست به شریعت نمیزنه و توی شریعت بدعت نمیاره آدم نجیب دروغ نمی کنه فلا رستگاری و نجات مال آدمهای نجیب اینجوری بگم نجات مال نجابت نجات مال نجابته و آدم دروقو نجابت نداره در نتیجه نجات هم نفرده شاید نمیرسه و آخرین اقوبت عذاب دردناک فی قولو به هم مرزون که آیه رو قبلن استفاده کرده بودیم فی قولو به هم مرزون فزادهم الله مرزا ولهم عذابون حلیم به ما کانو یک سبون تو دلاشون یه بیماریه بیماری باتنی و خلوی خدا به این بیماریشون اضافه کرده چون همیشه به دروق آویزون بودن دیگه الات دوام همه جا دروق زن بودن و همین خاطر عذاب دردناکی در انتظارشونه ولهم عذابون حلیم به ما کانو یک سبون اگه نکته یست بگید نه جانا رسطان همین عوامل عوامل مهم است که البته خب با توجه توضیحاتی که دادید اون بحث اصلیه در وسط دردنی دروق بحث عدم نجات و رستگاری از عذاب دردناکی خوب فاصله گیره محرومیت از هدایت الهیم خودش نتیجه این مسئله است این مهمترین نکته شانی عدم سعادت پس عنوان دروق از منظر روایت باشه بر برنامه بعد من زیل فرمایه شما این رو هم عرض کنم وقتی از ایمان نیاد اون خلق و اون خوی و اون خسلت از ایمان نیاد منتحی به جهنم میشه منتحی به آقابت به شرری میشه اگر آدمی میخواد و اگر کسی میخواد که آقابت به خیل بشه باید از مسیر ایمان بیاد چون ما علال دروقوی و عوامل دروقوی رو مهمترینش رو بی ایمانی بیده کسی که از بی ایمانی بشه غایدتاً به نفاق کشیده میشه محرومیت از هدایت الهی سهمشه محرومیت از آقابت به خیلی و نجات و عذاب دردناکت هم سهمشه بره سراغ صداقت نوشه جانش گواراش بهشت الهی خیلی استفاده کردیم جانستاد فلو از وضعشون شکر میکنم از شما شدهندگان مختلف هم که تا این لحظه ما همراهودید سپاس کذارم و در پایان برنامه سلام و سلوات خودمون رو نصار روح حضرت اسلام نرهجج علیه السلام میکنیم سلواللہ غله یام و لاغیه علی ابن موسر رزا مرتبای الامان سبیر نبی و حدتك علامه خوب و من تهدد رای را را را را را سبیر than شاردهای قى را دخل و سران را الان لا plan o x لآ تا مپیۼ و را