از خدا بترس از این که وانمود بکنی چقدر را جوری جلوه بدی تو مردم که خیال بکنن تا آدم خوبی هستی از خدا میترسی حالات خشیت داری حالات بکار داری ولی در دلت اون خشیت لازم نباشی ظاهرت بهتر از باطنت باشی از این بترس در واقع حقیقت ریا همینه که آدم جوری وانمود بکنه که اون چرا ارا امیده بهتر از چیزیست که در واقع هست حالا یه وقت خدای متعال پرده روی گناهان آدم میندازه و عیوبشو میپوشانه اون لطفیست از خدا و شکرش واجب و خدا هم اجازه نداده که مؤمن حتی گناهان خودش را اظهار بکنه اون غرد خدای متعال به مؤمن لطف داره که نه تنها خودش آبوره مؤمن را نیزه حتی اجازه نمیده مؤمنی گناه خودش را برای دیگران نقل کنه نخواسته خدا آبوره مؤمن را بریزه ولی اون به دست خودش اجازه بهش نداده در روایتی به همین مضمون داریم البته این مضمون شهوده وسیع تر یه از اینه که خدا به مؤمن هر اجازه ای داده جز این که خودش را زلیل کنه و طبعا در جو مؤمنی زلتی براتر از گناهکاری نیست زلتی براتر از فیض نیست خدا اجازه نداده که مؤمن خودش را وانمود بکنه که اگه گناهی مرتکب شده یا عادت به گناهی داره این را به کسی بگیره خود خدا هم پرده میندازه رای گناه های مؤمنین تا فرصت میده بهش که توبه بکنه مگه یه وقتی کشف سرش خودش وسیله تربیتی باشه گاهی ممکنه کار آدم به یه جایی بکش گره هر چیز تنبه بهش میدن متنبه نمیشه بهترین راه تربیتش اینه که یه خورده پرده ش را بدنن تا اینکه متنبه بشه به زشتی کار خودش بیبره یه خود آبروش تو جامعه بریزه تا جلو مفاصله ش گرفته بشه اون یه حساب دیگریست این ها اهمال تکفیه نیست مجبور که خداست ما حق نداریم در این کارها دقیقا حتی کنیم آبروش یه کسی را بریزیم برای اینکه تربیتش کنیم این ها به ما اجازه داده نشده اون عمر تک تدبیر خداست هر چیز پیش آورد به اون مربوطه به بندگان اجازه نداده که نه خودشون آبروش خودشون را بریزند و نه آبروش همدیگر را بریزند سطر اسرار دیگران و کتمان اسرار دیگران از وظایف احنای مومن اما اگر کسی برعکس به جای اینکه گناه خودش را ارائه بده چنین وانبود بکنه که خیلی آدم خوبیه همچین وانبود بکنه که اهل عبادت هست اهل خشیت هست اهل تقوی هست اهل بوکا هست ولی واقعیتی نداره اون قدا نیست این خیلی بده این همون ریاه اتق الله تقوی داشته باش از خدا بترس ولی طور الناس طوری ارائه دادن همون ریاه در واقع طورایی ریاه اون طوری هم از ماده افعالشه خود اینجور ارائه نکن اینجور نشون نده که اَنَّكَ تَخْشَ اللَّهُ فَيُكْرِمُوكْ وَقَلْبُكَ فَاجِرٌ چنین وانبود نکن به مردم نشون نده که تو اهل خشیت هستی اون وقت مردم به تو احترام بگذرن در حالی که دل تو این خشیت را نداره یا عبادت باز یک مطلب جدیدیست و بسیار مهم و آموزنده و از نظر تربیتی بسیار سازنده هست و مبتنی هست بلکه اصل مهم علمی فلسفی که باید خیلی در اطرافش بحث کرد و اهمیتش مثلا اینکه آدم توجد و شوش این کارهایی که انجام میده ورود کارش هم کار خوبی باشه عبادت باشه ارزشش اون وقتیست که آدم نیگرد داشته باشه در اون کار مثلا فرض بخیرمدید شما دوستتون دعوتتون میکنه امشب بیا منزل ما خب شما رفیقات تو پا میشین در این منزلش و کار خوبیه اما اون وقتی از این کار ثواب عبادت میبرید که قصد قربت داشته باشید چون خدا دوست داره که شما اجابت دعوت مومن بکنید این کار را کم بکنید یا مثلا روزه هستید شما میرید منزل یک کسی میگه که روزه ها بیا به خاطر ما افطار بکن نمیخواد داره روزه باشید و غذایی میاره و شما هم تناول میکنید این اون وقتی ثواب داره که لله فقط به خاطر اینکه دوستتون خوشحال بشه این کار را بکنید نه به خاطر اینکه میله به غذا دارید میخواد غذایی تناول کنید میبینید غذایی چرب شیری میگه و نیمته حالا امروزم میخونیم فردا روزه شو میگیریم روزه مستحب نیست دیگه این ثوابی نداره ثوابش و تأثیلی که در کمال انسان را در قرب الهی داره بستگی به نیت تاره و آدم در همه چیز میتونن نیت کنه اگه آدم دقیقت داشته باشه تمام 24 ساعتش را میشنه میتونن عبادت کنه خوابیدنش از خواب برخواستنش نشستنش حرف زدنش نگاه کردنش چشم بستنش گوش دادنش گوش ندادنش خنده کردنش شوخی کردنش گریه کردنش هم چی شما تصور پیدن همه میشه به صورت عبادت باشید در صورتی که ببینید آدم وظیفه چیه و به خاطر اینکه خدا میخواد انجام بده اگه این را ما یاد بگیریم و سعی کنیم هر کاری را میخواد انجام بدیم نیت داشته باشیم درش از بعضی ها را اشخاص نقل میکنند که وقتی میخواستن یک کاری بکنند یا کاری پیشنهاد میکردن بهشون یک کاری تعمل میکردن زود جواب نمیدادن سعی میکرد که استهزار نیت بکنه و در دلش توجه داشته باشه که این کار را برای خدا انجام بده اون وقت قبول میکرد یا هر کاری میخواست ابتداعا نمیتونه امروز داری تعمل میکرد تا نیت ازش متمشی بشه با توجه اون کار را شروع باشه اونهایی که در پی خودسازیشون هستن خیلی میتونن زرنگ باشن و لحظات عمرشون به هر صورتی استفاده کنند دستور کلیش اینه یا عبادر لیکن لکه فی کلش این نیه حتی فی نوم و لعکل در خواب و خوراکتن نیت داشته باشه نیت قربت داشته باشه تا بشه عبادت نیت قربت داشته باشه تا بشه عبادت نیت قربت داشته باشه تا بشه عبادت نیت قربت داشته باشه تا بشه عبادت چگونه بخوابه که خدا دوست داره؟ چقدر بخوابه که خدا دوست داره؟ و به همون خاطره که خدا دوست داره انجام داره خوراکش هم همینطور و همه این مسائله دیگه حتی مثلا زینت کردنش حتی روغن زدن موی سر اصلاح صورت شانه زدن ریش مصباق زدن دهان دندان عطر زدن لباس تمیز پوشیدن و تا مسائل دیگه مسائل که خیلی هیوانی هست آدم باور نمی کنه که اینا دیگه عبادت باشه ولی نامیشه اونا رو به صورت عبادت انجام دارد وقتی تنها عبادت عبادت های خیلی پر عرضش و پر ثواب در صورتی که آدم حدودش الهیش را رعایت بکنه و قصد قربت داشته باشه لاعقل قصد قربت عالی البته قصد قربت هم مراتب داره اقلا برای اینکه اون را از گناه حفظ کنه این هم یه قصد قربت داشته میتونه همه اینجور کارها را برای اون که هیوانی ترین کارها باشه فکر کنه و این نیت صحیحی براش پیدا کنه و به صورت عبادت انجام داره هم لذت برده و هم عبادت هم دنیا است و هم آخرت جمع بین دنیا و آخرت در اینجاها خیلی میسره اونجایی که نگن دنیا و آخرت وررتان است و لا تجتمعان اونجاییست که تضاد بشه اینجا یا این باید بشه یا مثل حرام و حلال مثل حرام و واجب اما اونجایی که عمری است مباح یا مستهم اگر آدم قصد بکنه و از اینجایی براش پیدا کنه و به صورت عبادت انجام داره هم لذت دنیاویش تأمین شده هم نیروی بدنیش تأمین شده هم نشاطش حفظ شده و هم هم ثواب یه روایتی من خودم این روایت را یادم نیست دیده باشم معلوم آی تواطبای رضوانالله علیه نرمی فهم داره که حضرت امیر صلواتالله علیه شبها که بلند میشدند برای نافله غسل میکردن لنشاط نشاط نشاط برای اینکه نشاط داشته باشند البته اون کسی که مثل امیر المومنی صبح و شب یا در جنگ شرکت کرده یا در مزرعه بیل زده یا آبیاری گرده اون وقت شب خیلی خسته است منم بعد از اینکه پونسد رکعت یا هزار رکعت نماز خونده حالا یک ساعتی خوابیده حالا بیدار شده میخواد برای تحجد طبعا کسله خسته است برای اینکه نشاط پیدا کنه با آب سرد آب تنین میگه این آب تنین کردن آدم نشاط پیدا میکنه شاد میشه بلی عبادت برای اینکه آمادگی پیدا کنه برای عبادت بهتر یا عبادت لِيَعْظُمْ جَلَالُاللَّهِ فِي صَدْرِكِ فَلاَ تَذُكُرْهُ كَمَا يَذْكُرُهُ الْبِيَادِهِ لَمَا يَدْكُرُهُ الْجَاهِلِ اِنْدَ الْکَلبِ اللهمَ اَخْزِهِي وَاِنْدَ الْخِنْزِيرِ اللهمَ اَخْزِهِی به نظر من یک بار دیگه هم مضمونشو گفته باشم و عبارتشو نخونده بودیم ما خیلی وقتها از که یاد خدا میکنیم اسم خدا میبریم به زبان ولی تاثیری در قلبمون نداره لغلغه زبانیست حتی ممکنه کسی که اصلا معتقد به خدایی هم نیست گاهی از این اسم خدا را ببریم آدت زبان فرهنگه مثلا از این کومونیست ها بودند که معتقد به خدا نبودند اما وقتی میخواستن خداحافظ کنند گفتن خداحافظ خواستن معتقد به خدایی نبود عرفه دیگه بود احترام میبود خداحافظ خدا خیلیت بده مثلا نه والله مثلا توی عرب ها خیلی مرسوم کریمه الله را زیاد استعمال میگنند شاد الان دیده باشید البته اونها که برادارهای مسلمانه خوب ما هستند ولی اون وقت ها هم که هنوز تازه عهد به اسلام بودند و تربیت اسلامیشون کم بوده معمولا اسم الله و اسم خدا و اینها را زیاد کریمه ها استعمال میگنند و مرسوم بود که مثلا وقتی نگاهشون به سگ میافتاد یا به خوک میافتاد میگنند الله مخزی اینجور نیست که واقعا توجه پیدا کنند به خدا و از خدا را بخواند که مثلا خدا خفت کنه اینجور تعبیراتی که ما میگیم خدا خفت کنه اینجور نیست که واقعا دعای توجه را کنیم و خدا را داریم نفری نیمی کنیم تعبیری سازه لغت عادی همینجوری به زبان میاد توجهی به معناش هم نداریم حضرت رسول صلی اللہ علیه و سلم به عبوظهر میفرماید که یاد کردن خدا مثل این نباشه که نگه وقتی سگ ببینند نگه الله مخزی یا نگاهشون به خوک میفتاد میبینند الله مخزی اینجور نیست که دل توجهی هم پیدا نمی کنه اینجور نمیخواد یاد خدا بکنیم یاد خدا اگر میکنید دلت متوجه میشه زبان به عنوان تعبیر کنند باشید زبان به عنوان تعبیر کنند باشید قلب و ترجمان قلب باشید نه مثل منتر خوندن مثل افثان خوندن جادوگر ها یک چیزی میخواد خودشون بیمونده است هم همیشه هم چی هست توجهی هم نداره این یاد خدا نیست ما هایی بگویم الله اکران الله اکران الله اکران اسمهان الله اسمهان و اصلا یاد رو من میبینیم چی داریم میگیم لغوه در این لسانیست که عادت کردیم داریم اینا حساب نمیشه البته از فرش دادن بهتره اما این اون عبادتی که میخواد یاد خدا موجب اتمینان قلب میشه علاوه به ذکر لا تطور ان نور قلوب این نیست اون یادی که قلب را نورانی میکنه اونی که عقم الصلاة لذکری اون ذکر این نیست اون چیزیست که در از در نماز مقدمه است برای این عقم الصلاة لذکری اونقدر اهمیت داره که عبادت نماز وسیله است برای اینکه دل اون حالت توجه را برده است اونجا سفارشش میکنند میفرمند لِيَعْضٌ جَلَالُاللَّهِ فِي صَدْرِكِ باید عظمت خدا در سینه تو در دل تو وجود داشته باشید جلال خدا در قلب تو عظمت داشته باشید یاد کردن خدا مثل چیزی لغلغه زبانی نماشید فَلَا تَذْكُرُهُ كَمَا يَذْكُرُهُ الْجَاهِلِ اِنْدَ الْكَرْبِهُ اینجور یاد خدا نکن که مثل یه جاهلی وقتی سک میبینه میگه اللهم اغذی و اندل خنزیر اللهم اغذی این لغلغه زبانها این را بذار کنار سعی کن دلت متوجه خدا باشه عظمت خدا در قلبتو جلوه کنه خدا را با عظمت بشناسی با خشوع یاد خدا باشه چنین یادی سازنده است روح را تکامل میبخشه دل را نورانی میکنه و آثار دیگر خوبی که انشالله خدا هم روزی ما کنه هم روزی شما انشالله که خدای متعال به همه ما شیرینی مناجات با خودش و لذت از نماز را بششاند پروردگارا تو را به عزت و جلالت قسم حق اولیا و انبیا ات قسم به حق اون کسانی که نمازهای مقبول در درگاه تو به جاگذاشتند توفیق عبادتو با این نمازهای مقبول در درگاه تو بجاگذاشتند و همه ما انایت بفرم روح پرفتوح امام بزرگوار را با اعمه اطهار محشور بفرما لما توفیق شناختن وزایف و انجام اونها مرحمت بفرما دل های ما را از شبهات و وساوس و انحرافات مسون بدار آقابت امر ما ختم بخیر بفرما و السلام علیکم و رحمت الله ای دل قبول ما فل عمل بلاشری یرهم نبای خست دلی بی نباشری از فرمن مکاره از فرمن مکاره از فرمن مکاره به خوبا برین سید گر بر برز خلق خوش مصطفی شدید از فرمن مکاره به خوبا برین سید گر بر برز خلق خوش مصطفی شدید از فرمن مکاره به خوبا برز خلق خوش مصطفی شدید آگاه از فیدون اولوین قربٌ شب day رضیل می‌عطیم تاجیب را نیاز به صرف شوهر از سبزی به صورت مستقیم زیر شیر اونا رو توی کاسه یا سینک پر از آب بشورید کتری رو به اندازه که لازم دارید آب کنید آبی که توش برنج جوشندین رو دور نریزین چون میشه با هاش سوب دارست کرد ویتامین های برنج هم حروم نمیشه به جای یخ زودایی مواد غذایی با آب جوش اونا رو از شب قبل از فریزر در بیارید و توی یخچال بذارید آبلمه ها و زرفایی که غذا بهشون چسبیده رو قبل از شستن توی آب خیست کنید اگه زرفا رو با ماشین زرفشوی میشورید به جای استفاده از پیش شست و شو اونها رو با یه دستمال یا اسفنج تمویز کنید اگر هم زرفا رو با دست میشورید اونا رو تو سینک پر از آب با مقدار کمی مایه زرفشوی بشورید و بعد آب کشی کنید مقدار زیاد مایه زرفشوی زرفا رو تمیزتر نمی کنه فقط برای پاک کردنش آب بیشتر یه در میره برای شستن آشپسخونه هم اول با جارو آشخالا رو جمع کنید بعد به جای تی با یه دستمال نمدار لکی های کف آشپسخونه رو پاک کنید صبح شما به خیلی باشه عزیزان شنونده رادی مارف سپاسگزارم که بخش ثومه براموها رو تا این ساعت پیگیری میفرمایید پنج و افتح دقیقه و پنجاه ثانیه و دو براموی دیگه تا انتها تقدم حضورتون خواهیم کرد ابتداف قال محمد و پنج و چلو پنج دقیقه تلاوت آیاتی از کلام الله مجید در براموی تنفس صبح پایان بخش براموهای ما در بخش ثوم خواهد بود همکاران من در این بخش حیکننده آقای امیراباس خاغانی صدا بردار آقای علیه میرزاییان همانگی پخشای شاروخ نظری و من رضا هدفر که در کنار شما افتخار خدمت گذاری داشتم انشالله که این براموها مورد توجهتون قرار گرفته باشه از علاقمندان به دروس حوزوی دوت میکنم در این فرصت سی دقیقه فقه خال محمد رو بشنوند درس خارج فقه حضرت های تولا مکارم شیرازی صبح شما بخیر مکارم شیرازی صبح شما بخیر سیده اولی محمد یه درون از مسائل مربوطه به اعمال مکه بعد از پایان اعمال منا عبارت امام رحمت الله علیه و میخانم لبن کشفل خلاف زن خوف ابتلاع به عادت داشت اعمالشو قبلن به جا بود ولی بعدن مبتلا نشد پاک بود آیا اعاده باید بکند یا اعاده لازم نیست لبن کشفل خلاف فیما عدل اخیره منت طواعف چار تو طایفه بود طایفه اولا زنانی که ممکنه مبتلا بشن به عادت یا نفاس طایفه دوم پیران بود طایفه سوم بیماران بود اگر در این سه مورد که اینا خایف بودن از این که اعمال مکه رو انجام بدن بعد از منا قبلن به جا بودن ولی بعدن انکشاف خلاف شد انکشاف خلاف به این است که عادت نشد بیمار خوب شد پیرمهرد پیرمهرد طبانایی کمال اولم یتفقه الهیز و نفاس او سلم مریض مریض خوب شد اعمال هم به جا قبلن اولم یکونه ازدهام ازدهامی نبود پیرانم میتوانستن بما یخاف و مینه بما یخاف و مینه ازدهامی که موجب خوف بشه بما یخاف و مینه ازدهام موجب خوف نبود لا تجب علیهم اعادت و مناسکهم لازم نیست اونهایی رو که قبل از رفتن به عرفات انجام دادن اعاده کنن لا تجب علیهم اعادت و مناسکهم لا تجب علیهم و انکان احوال اگرچه احتیاط آنست که اعاده بکنیم اطلاع مستب و اما طائفت و لاخیره طائفه شارم چی بود اونهایی که نه مریضن نه پیرن نه عادت نه چیزی فقط یه مانه خارجی ممکنه پیدا باشه سیل بیاده حبسش کنن زندانیش کنن یه مانه خارجی در درون خودی این انسان مانه ای نبود جوان قریبه کرد آماده برای انجام تواف و سعی اینها اما خوف مانه خارجی داره منتهایشون علم میگن علم به وجود مانه خارجی داره من میدانم اون وقت من رو دستگیرم میکنن اون وقت دشمنانی هستن که مزاهمن و اما تایفت الاخیره ایشون در تایفه چارون که موانع خارجی باشه قائده به تفصیل یه صورت اعاده یه صورت اعاده لازم نیست فانکان منشعو اعتقاده اعتقاده ایم المرز اگر منشع اعتقاد یعنی علم داره علم داره مریض میشه مریض میشه الان مریض نیست اول کبر علم دارد که اون وقت اون کبر بهش اجازه نمیده اول الا یه مایع درون ذاتی یه هیمل مریض استرلم واین کبر باناین این هر غام این字 باران باطن منتقاء ببین کجور که کدام یجزیه ایم از این اٹلو کاءه البه که مودی که istant یو؟ مثل اون منا плохо let me مسکله تنسیح استرلاف آمان استرله مسایش اطمئن الليرة منشع mesael ايکی یه مسائلی یکی که از قبیل خوف مرز عادت علم داره عادت میشه یجزیه ملعامال متقدمه این صورت اول از طایفه چهارم اینم مجزیه و الا اگر از این قبیل نباشه مرز و بیماری و موانه از این قبیل و الا فلای جزیه هم و الا مجزینی از نوباد به جا بیرن دوتو مثال میزنن برای و الا صورت دوم طایفه چهارم کمن اعتقد انسیل یمن اوه کمن اعتقد انسیل یمن اوه من میدونم سیدی در راه خواهد بود میاد و ما نمیتونیم بریم او انهو یحبست میدونه به نمارش آمدن هورو خواهن گرفت و عبس خواهن کرد فنکشف خلافه بعد انکشاف خلاف شد نه سیدی آمد نه عبسی شد خب برعمال تو بچهد جا بیار دوباره دوباره برو به جا بیار دوباره برو به جا بیار فعلا من حرفشونو دارم میخانم تا بریم سراغ دلیل تفصیل ببینم چیه و مسئله را حلش کدامه آیا همه هنگ میشیم با فتوای امام یا همه هنگ نخواهیم شد در اینجا من لازمیم شما را ببرم در علم اصول و بحث اجزا رو به طور فشرده خدمت شما عرض کنم در مسئله اجزا اگر خاطر مبارکتون باشه در این که الامرو امتصال الامر نه الامر امتصال الامر یکون و سببا لل اجزا املا اگر امتصال الامر کنیم مجزیه یا نمجزیه یعنی لا یحتاج الالعادت والقضاء عاده نمیخواد قضا نمیخواد اینو میگن مجزی آیا امتصال الامر سببا لل اجزا املا اوامر چهار قسم کردن خوب دقیق کنید اول اوامر اختیاریه اوامر اختیاریه املا اوامر چهار قسم کردن خوب دقیق کنید تومع و امتصال الامر تقضی آماد نمیدوند کیا Marcel منتصار امر یمار after تصور خ Abstract ميروم تمام خوبدقی ق prés خصوصی اخ kisses باب einfach احساس ادب ние پس قسم اول چی شد؟ اختیاری مثل سراتی، صومی، حجی رفتم به جا آوردم به صورت اختیاری و بدون استرار و ضرورت این که ما صدامن اجزایی چرا اجزایی؟ به علت این که دعوت امر ساقط میشه از من خواست ماهیتو در زمنه مصداق انجام بدم خب دادم دیگه هر چی میخواست انجام دادم دیگه امر باقی نمیمانه دعوتی امر نداره وقتی دعوتی امر نداره