کتبی نشانه شیعه است یکی از علماء بزرگ جهان تشیع رفتند یه شهری دیدن که اینا نافله نمیخونن بین نماز مغربش گو من اینجا نمیمونم تو این شهر نمیمونم سریع باید برگردم و از این شهر برم چون شهری که درش نافله خونده نشه خطرناکه احتمال نزول بلاست کلامشون نوافل اینقدر مهم هست که بسیار از خیر و برکات ارفانی و کشش و خدای ارفانی در نمازهای نافله و نمازهای مستحبی ایجاد میشه چون نماز نافله گفتن دلت میخواد بخون خوبه اون گفتن واجبه اون حالا بخاطرشون واجبه چوب بالات سر انسان هست میخونه با نافله که بخونه با میل رقبت خودم بخونه برخیر فکر میکنن چون اون نماز واجبه تکلیفه خالی میگه آره از جامش بدیم چاره نیست در اکو اون نماز از نماز نافله هم مهم تره اونی حدیه خداست تمام نمازهای ما حدیه خداست ولی نماز نافله یه بیجیگی داره که واجب نیست اما انسان خودش میخونه ازا خیلی خیلی تبرکات داره خیلی آگلهی دارن که آقا وز زندگی اون خوب نیست از جهت مادی بزرگان میگفتن نافله بخونید استخفار کنید صدقه بکنید زندگیش خوب بشه هرچی انسان به خدا نزدیکتر بشه خدا اینهای اینسان بیشتر بشه دیگه نافله خوندن هم خیلی سخت نیست شما قبل از نماز زور انسان اصداده که بهتر دوبارابر سواب نشد نشسته امام صدقه علیه السلام فرمان رکعتان فی جوف لیل یعنی درکت نماز شب افزلومینه درکت نماز شب دنیا و مافیا بالاتر از دنیا و هرچی که در دنیا است ما قدر این حرف ها رو نمیدونیم قدر این اعمال نمیدونیم اگر بگن نصف شب بلند بشید یک چیزی پخش میکنن با تخفیف صف میکشیم اما نماز شب حضرت میگه افزلومینه دنیا و مافیا خیلی رختخواب و روحانه میکنن میخوابن بزن نوافل خیلی مهمن نشانی شیعه هست نشانی انسان مؤمن هست و خیلی آثار و برکات داره به امام سجاد گفتن چرا اونه که نماز شب میخونن چهرشون نورانیه گفتن به این خاطره که اینها وقتی نماز شب میخونن خدا یه لباسی از نور اطراف اینها میپوشنه این نور ساته و نماز شبشونه کوشش کنیم انشالله فرصت هست خدا بند به انسان توفیق داده در ایکی از تکلمات حضرت موسا با خدا بند حضرت موسا در رابطه باشه و قد سآل میکن گفت خدا یا رضایت تو رو میخوام خدا یا قر به تو رو میخوام خدا بند فرمود که یکی از کارهای بزرگ آثار و برکات زیاد داره و رضایت من داره من سل رکعتین در رکعت نماز باشم خدا بند نیاز به درکت ما نداره نمازهایی که برخیام ما میخونیم این طوریه دیگه تکبیر که میگیم تو نماز خارج میشیم السلام علیکم که میگیم تا در میگیم تو نماز میگیم چی خوندیم این علتش اینه که بیست و سه ساعت خورده ای ما تو دنیا غتور بودیم در اندیشه این که خودمون در محضر خدا هستیم و خدایی زندگاهیم نیستیم میخوایم این چند رکعت نمازاتو فکر خدا باشیم نمیشه اگر انسان اون ساعت خودشو در محضر خدا دید و خدایی زندگی کرد این تو نماز هم حال و خوشی داره لذا نوافل خیلی مهمن چنان مهمن؟ که خداوند فرمید یا رسول الله این بر تو واجب امیده که بخاطر همین نماز شب به تو خداوند مقام محمود بده محمود یعنی مقام شفاعت کسی که نماز شب بخونه کسی که احل تحجد باشه احل قراءت قرآن باشه این خیلی فرق میکنه زندگیش اصلا زندگیش متحول میشه دیگه تو فکر لعب و لعب و نمیدونم تو فکر از دست دادن فرصت و این ها نیست همه اش در این این اندیشه هست که انشاءالله رشد کنم رشد علمی رشد مذهبی رشد خانوادگی رشد اجتماعی با میار الهی این ها خیلی مهمه ازا خیلی حواسمون باشه انشاءالله این نوافل همین ازان که میگن ازان رزار میگن آدم نشسته عوضی که با بغلدت حرف بزن عوضی که حرف های دیگه بزن این نه بلاش رو اینجا شاید بگه آن زانو میکنم درز گرفت یا نمیدونم با دوستم سمویل آثار برکاتش هم تو دنیا مشخص میشه هم در آخرت همین درکت نجاته ازا انسان باید از این فرصت ها استفاده کنه گایی با واقع انسان برید درکت خابیده درکت نماز خابیده التماس میکنه خدایی باید مولد بده ازرائیل مولد بده که نماز با اخلاس این خابیده بخونم خدا بند همیم و عمرو داده این رسم کنیم تو زندگیمون که اهل نافله باشم اهل نوافل باشم نشد استاده نشسته نشد نشسته سجده و نمیدونم رکو نمیتونه پا دلده با اشاره چنجم و انگشت نشد تو خیامون داری رامیری وقت تلف نشه بخون خدا رحمت کنه من رو محل میتونه تو باید گایی تو خیامونم تا که میرفتن نوافل شد نوافل کم مثلا نخونده بودم قضا هم کنم این ها عرضش هاست این ها گذشته از سباب انسان رو تربیت میکنن انسان رو معماری میکنن انسان رو رشد حد اکثری میدن این کار رو ما به انجام بدیم اون وقت آثار و برکات عالی و زندگی من جاری و ساری میشه انشاءالله نکته دیگری که هست انسان وقتی میره یک قالب یخ بخره چقدر باید بره هاشیه شهر اون یخ میفروشند اونجا بره پول بده اونو بخره خدمتون که عرض کنم به دستشوند بیاره خوب این همه رو باید بره این رو خرج باید بکنه تو صرفه ایسته سابق اینطوری بود دیگر من یادم میاد یک قالب یخ میخره خیلی زهمتر بله مهمتر از خریدنش و کسبش نگهداریش که تا خونو برسونه تا آفتان بخواد بیار تشکل نگاه میکنه تا هیچ ایسی نمانده ثوابهای ما همینطوره ثوابهای ما همینطوره ثوابهای ما همینطوره ما هم با چه زحمتی میاد مسجد و نماز جماعت میخونه و صدقه میده و اینا خیلی کارهای خوب ولی خب به اندازه خودش سخته اینا به دست آوردیم سختر از این نگهداریش خداوند در قرآن مثال میزنه میگه پیرزنی بود این پنبه داشت پنبه ها رو با دو کرشته میکن رشته میکرد تا از از صبح این پنبه ها رو رشته میکرد تا از از که میشود شروع میکرد اینا رو باست پنبه کرده اینطوری دست میکرد پنبهش میکرد خراب میکرد میگه انسانهایی که این همه ثواب جمع میکنن بعد با گناه نابودش میکنن مثل همین پیرزنه ولاتکنو کلتی نقدتن قدلها مثل اون زنی نباشید که رشته هاش رو پنبه میکن و انسان اینطوری میشه چقدر ثواب بریم و نوشته چقدر گناه ها برداشته شد به تعبیر آمین روشون سنگ گذاشته شد چقدر نوشتن ثواب برامون حالا انسان گناه بکنه سنگه رو گناه بر میدارند و ثواب ها میشه هبا ان منصور رو ضابط مراقبت کرد بند حواس جمع بود نکنه خدای نکرده سفاحت کنه انسان به این همه کرامت و بزرگی و ثواب جمع کرده باید غیبت باید تهمت باید بدخضاوت کردن باید تخریب بین دوت و دوست زن شوهر پدر و بچه ده میدونم هم بازون خلابه یه اوزوز که عمر اوت تباهی کردین صدقافلی گناه راهی کردین در دفتر ما نمان یک نکت سپید از بس به شب و روز سیاهی کردین خلاب نکنین خلاصه این ساختمانی که عظیم ساخته شد با گوی بزرگ آهنین گناه بهش نزنیم با جگونشو کنیم خدا یا زهور آقای مام زمان تعجیل بفرما دعا خیرش نصیب حال ما بگن دان طول عمر با ازداد به صحابت حضرت مهدی نصیب مقام و معظم رحبری بفرما شهده امام شهده رفتگان این جمعی خدا این عزیزانی که همه الان چشم امید به این دست داد دارن به بیشه والده اینمون که از دار دنیا رفتن الان اونجا آرزو دارن کاش بودی ما قرآن میخوندیم الان آرزوشون میبین خدا یا قسمت میدن مقربان درگاه تمام درگذشتگان شهده امام والدین این جمع اونهایی که از دار دنیا رفتن خدا یا اصحاق غریق رحمت واسه از ما راضی و خوشنودشون به گردان حسن آقابت به همه ما مرحمت بفرما و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته موسیقی اعوذ بالله من شیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم یکی از مسائل مربوطه به قضا همون جریان حرمت رشوه است که یه چیز باید نقیش برای همه شما بزرگواران روشن است و در تلقیه بحثم بی اقداری اشاره شده است بحثای روایی او خیلی شفاف و روشن است اقوال فقه ها رو روشن است اینها رو مقدمه قراریم اینها رو برای بیان قرآنی که قرآن در بای رشوه چیور حرف دارد و در بای بسیاری از اومر که تحلیم میدهد تربیت میکنند چیور حرف میدهد این یا علم و همونی کتاب و حکمه این اصلا لسان مخصوص قرآن کریم است اما اصل مطلب که برای همه روشن است این است که قاضی هیر باجد شراعیت نبود و رو محکمه قضا نشست هر خطایی که کرد اشتباهی که کرد شرعن زامن است گلشتین که اصل تصدیش هم مشتون است مطلب دوم این که قاضی اگر باجد شراعیت بود اصل سمتش مشتون است یک هر اشتباهی کرده است اگر مراعات شد احتیاط شد برای اشتباهی کرد بیت المال موظف است که اون اشتباه رو جبران بکند خود قاضی زامن نیست بیت المال زامن است زیرا او رو صلاحیت علمی و عملی که داشت این سمت غذا رو قبول کرده است مطلب سه بومر است که قاضی را باید با یک حقوق کافی و عبرومند اداره کرد قیان رسمی است امیر سلام الله رای بعد از زریار حکومتش چون تو نامه های رسمی اون حضرت است این است که قاضی را گرامی بدار محترم بشمار کنید احساس کمبود نکند هم از در شخصیتی به او حرمس بخواست بده و هم از در حقوق او رو کاملا تأمین کن که دیگه نیازی به دیگری نداشته باشد حدیه قبول نکند چه رسد به رشبه مطلب پنجامان است که به وجود بارک پیغمبر علیه و علیه الله و تعدیر و سنا عرش کردن که فرونکار مندی شما مثلا مالی گرفته رشبه گرفته حضرت ایشون رو خواست و ازش سال کرد که به من گذارش داری شما از بعضی پول میگریم عرش کرد کانت حدیتن یا رسول الله من حدیه دادن حضرت طبقی نال فمود عرعیت این عرعیت این اخبر نیست نه به باید دیدی این تو قرآن و این هاست و عرعیتو من اخبرونی عرعیت این اخبر نیست عرعیت احد کن غد فی منزلهی بل امن و ولیهی عمله اکانه ناس یه دونه ایشه ها اون روزی که بازدشت شدی از این حدایی ها خبری هست از این نه بس فرمود این رشبه هست به صورت حدیه تغییر نام مصممه رو عوض نمی کنن این امور پنجگانه تو روایات ما هست که بعضی از این روایات رو باید بخونیم مطلب بعدی که جداگانه هست اینست که خود رشبه دادن گاهی به نیابت هست گاهی به الوکالت هست گاهی به اجاره هست گاهی به جعاله و فروعی دیگر به نیابت این هست که یک کسی میخواد وارد این کشور بشه یک قاضی به یک آقای میگوید که من که نمی کنم در فرودگاه به استقبال برم شما از طرف من بیدید در فرودگاه استقبال کنید من جبران بکنم این نیابت رشبه ایست نیابت یعنی نیابت که هیچ ارتباطی با بکالت ندارد این نیابت رشبه ایست یا در روز گرامی داشته فرون شخص میگه من خودم نمیتونم بیم شما به جای من برید نه از طرف من وکیل باشید به جای من در اونجا حضور داشته باشید از اونها احترام کنید این نیابتیست رشبه ای فرق نیابت و حکالت و امثال ظالحی هست که در این نمازی که شخص میخونه برای متوفا آیا این وکیل اون مرده است آیا این نائب اون مرده است یا لا هزا و لا زاک عجیر است اگر بگیم وکیل است یه حکی دارد اگر بگیم نائب است و اگر اگر کسی از طرف زن نیابت شد که نمازی او را غذا به جا بیارد نمازی رو باید آهسته بخونه منی که نائب او سیگرده نیابت یعنی نیابت این شخصی که نماز غذا انجام میده این نائب او متوفا نیست وگرنه نماز زهر و عصر رو که خب همه آهسته بخونن نماز مغرب شام او باید آهسته بخونه چون نائب از منوبانه دیگه یعنی این تن به جای اون تن استاده از صنق یامت نیست از صنق وکالت هم نیست از صنق اجاره است یا نسال زالک از صنق وکالت هم نیست گاهی تن به جای تن هست من نمیتونم بیام در فرودو از اونا استقبال کنم یا در رونبای فرونکار نمیتونم در فروندارشکده شرکت کنم شما از طرف من نه وکیل منی نائب منی یعنی تن تو منزل تن منه گاهی این نیابت رشویست گاهی شما از طرف من برو اونجا من جبران میکنم از نیابتون محرمه یه وقتی کاریست بخواد انجام بدنی این کار رو من بخواد انجام بدنم شما از طرف من وکیلین این کار رو انجام بدید این در محدود فعل است نه در محدود تن نیابت چیز دیگه است وکالت چیز دیگه است این کار او وکالتن از اوست این کاریست محرم گاهی اجاره رشویست گاهی جعاله رشویست دو قسم اول که روشن شد یعنی مطمئن این عمل رشویست یعنی این که میده فرودگاه وابسته تا اون آقا بیاد حضور این شخص محرم است این خود این حضور رشویست این رشویست با امیده چون فرداد کارش انجام بده یا اون وکالت که گرفت خود این وکالت رشویست نه این که از طرف من وکیلین پول رو برادر برسونی گاهی اجاره رشویست نه این که این از طرف من عجیری که این رشوی رو بخورون شخص برسونی اینا از بحثی ما بیرونه گاهی جعاله رشویست در انتخابات است این شخص اینجا میده باید اونجا میده باید برای اون رنج جمع بکنند ایشون گفت هرکی به من رعی بده یا هرکی در ادخال تبلیغ کنه برای من اینقدر بیدم این میشه جعاله چون شخص ما یعنی که نیست که گاهی جعاله رشویست گاهی اجاره رشویست گاهی نیابک رشویست گاهی بکالت تمام این امور شارگانه از مسئله این که این پول بگیر بوره عابده جداست اون رشوی رو ساپول داری میده این دلال مزلمه است رشوی او را بازی میده اینا از بحثی ما بیرونه اونجای که مسن خود کار رشویست اینی که میره اونجا یک ساعت با همیسته تا اونها بیاد بانوان نیابت از ورونقاسی یا از اونها کن مسن این حضور رشویست پس نیابت محرم داری بکالت محرم داری اجاره محرم داری جعاله محرم داری که این شخص باید بدونه که رشوی دادن تنها این نیست که پول بونه آبیدی همینی که در فرمون براسم رونمایی حضور پیدا میکنه یا استقبال فرمون شرس حضور پیدا میکنه به جای اون این رشویست بلی که این کار داری میکنی که تا فردا اون کارو برای تو انجام بده اینی که گفتن محاسب کنی شبان دوست حد دقیقا یه چند دیگه بسیاری تصابت برسید بر همین جهت است خلاصی نیست که گاهی عجیر میشود که رشوی را به غازی برسی آمد این از بحث ما بیرونه گاهی خود اجار رشوی است گاهی نیاوت رشوی است گاهی به دنبال این صندوق اون صندوق میگرده تا اون رعی بیامرد و یه کار دیگه انجام بده خود این دویدن این جعال رشوی است به هر تقدید به این انهای عربهی که اینجا یافت شد یا نه اصلا رشوی رسید باشد پوری بشمیده تا این کار را نیموند این چیز بیارغهی است همه ما میدونیم همه ما شهیدیم و رمایات ما هم فراوان است تبرکن چند ترباتی میخودیم تا اون نقطه اصلی که تره بحث ما واسد که قرآن کریم در بار رشوی تعلیم فقهی را با حکمت بیام میکنند یا علم حل کتاب و حکمت این با رساله عملی خیلی فرام میکنند این کار نکن حرام است اون کار نکن حرام است این تو فقه اما این کار چیز دیگه است این تو قرآن کریم هر دو را دین تحریم کرده دو جور حرف میزند یک مقعد فقهانه حرف میزند یک مقعد آرفانه حرف میزند یک مقعد فقهانه حرف میزند یک مقعد حکیبانه حرف میزند یک مقعد حقیبانه حرف میزند یک مقعد فقهانه از فقهانه حرف میزند شما که این قسمت آیاتی شه به خودیم روشن میشه اما روایات فراوانی است که دیگه همه تبرکت چنداش میخونیم استش دیگه یقینیست دیگه باید عرضش داشته باشه همه این کارهایی که گفته شد عرضش دارد منطقه این عرضشش به اینه که این رو سرف بکن یک سرد که اونجا میره و همیشه تو فرودگاه خب این میتونه در برابر این اوجهت بگیره در برابر این جالب بگیره کار بی عرضشی نیست میتونه در برابر این حق بگیره منطقه این رو سرف رشوه میکنه در جلد 27 و سفه 220 باب و اندل مفری ازا اخته اسمه و زمینه اونجا این حرفی هست که اگر قاضی اشتباهی کرد واجد شرایط نبود خودش زامن است واجد شرایط بود طلبال زامن است در صفه 221 باب و تحریم رشرف الهک فر رزق من از سلطان علالقذا روایت اولش که عبدالله مصنان خب محمد مصنان یه مقدار حرف درش هست که از سه مرحومه قهران رون رزقان لاتاله علیه و ساری این بزرگان از اون کاملا حمایت کردن اما عبدالله مصنان هیچ حرفی درش نیست این دیگه بیدان رشد هست ایشون از وجود بارک امام ساده سلام الله نغره میکند که سوال ابو عبدالله علیه السلام انقاضن بین قریتن یخزون من از سلطان علالقذا رزق فرمون زالکه و سلطان سه این که از دستگاه برای عباس حکمه اون بومت حکومت باطلیست خب این از اونجه هرام هست اما اگر قاضی واجد شرایط بود اشتباهی کرد تو این روایات این باب هست که اشتباه او را بیتلمان ترمیم میکند از صفه دویست و بیس بی دو بر می آید که قاضی میتواند از بیتلمان استفاده کند ولی در روایت سوام این باب آمده هست که از وجود باید همانستان سلام الله از اون معصی کفیر هست البته کفر عملیست نه کفر اعتقادی در روایت ششوم این باب آمده هست که جابر از وجود باید پیغمبر علیه و علیه آله و تعالیه حدیه یتال اومراه قلولون اینا به فرم روایان به حکام به غزاد یه حدیهی که میدن این ظاهرش حدیه است باطنش رشوه است اما استدلال حضرت این است که فرمون وقتی بازدشت شدید از این حدایه که خبری نیست که عرض کرد نه از این حدایه خبری نیست و از فرمون امروز حدیه نیست این قلول و رشوه است به صورت حدیه روایت نهوم این باب که محمد امیدوارم