متزل یک طرف اشایر و عله حدیثیه تنبیر از این حالت های مردم از این حالت های مردم روایات رو شروع کردیم روایات رو از نظر سندی بررسی کردیم خب آیات گفتیم دلالتی نداره چنانکه خود اهل سنتم بعد از کلی بحث گفتن این آیه دلالتی در حد و در حد زهورم نداره چه رسد به نصف بنابراین میمونه روایات روایات هم خب در هفت دسته از نظر سندی بررسی کردیم خب گفتیم در صحیحه این که نیست در سنن هم نیست در کتاب های بعدیه ولی هیچ کنون سند صحیحی نداره راویاش تضعیف شدن بعد گفتیم خب بعضی ها گفتن بله این به تنهایی سند درستی نداره تواتر معنوی رو مطرح کردن اونم گفتیم تواتر معنوی نداره اولا که همه شیع معنی رو نمیگه ثانیان هم اونقدر زیاد نیست که یقین حاصل بشه بعد اومدیم بحث به صلاح محتوی و دلالی بکنیم گفتیم بهتره که اینها رو دست دسته بحث بکنیم از ذره محتوی یعنی اون تقسیم بندی قبلی بر اساس سندی بود تقسیم کردیم به هفت دسته این تقسیم که به چهار دسته بر اساس محتوی و دلالتیه دسته اول روایاتی بود که عرض به خدمت شما اون بحث دعا رو مطرح کرد که پیانبر چند دعا کردن برابرده شده یکیش برابرده نشده اونی که برابرده شده اینه که اومد برخطا اجماع نبی کنن اینا گفتیم که به احتمال زیاد چندن که خود اهل سنتم اشاره کردن این روایت مجعوله یعنی درستش کرد جهتش اینه که این روایات به صورت خیلی خیلی بیشتر متواتر در صحیح هست در سنن هم هست بدون این تکه و حقا ستا دعاست که دوتا چی قبول کرد خدا یکی قبول نکرد اصلا این جز اونا نیست و بعد اون وقت میبینیم که مثلا در ارنسه وم میاد یه حدیث یا اینم اضافه میشه که حالا اینم وضعیت سندشه این به احتمال زیاد این رو اضافه کردن بر اون روایات چون اون روایات هم سند درستی داره هم در صحیح این روایات حالا حد دقل صحیح این اصلا سند نمیخواند از در اونا دیگه صحیح این رو قبول دارن در گروه دوم هم که سننه اومده در گروه سه و چارم هم که اومده ولی این روایات نه به احتمال زیاد گفتیم این اضافه شده مثل انرد جولن فلان که احمد ابن هنبن نقل کرده احتمالا اون یا یکیسی که از اون نقل کرده اضافه شده خب این روایت دعا کمه چند تا بیشتر نیست این که این توشه اما اون روایت هایی که این توش نیست خیلی زیاد بنابراین به احتمال زیاد مخصوصا این از یه زمانی از قرن سبون پیداش میشه اون قدرترش هست دست دوم روایتیه که این هم حالتی کمه تدادهش ولی خب این هم یه دست هست به هر حال که میگه که نکنید اجتماع بر زلال یا گمراهی نکنید نهی میکنه که روایت ابو داود بود که میگفت که پیانبر گفتی که خدا انالله اجارک و منسلاس خلاد از شما حمایت میکنه از سه مسیر یکی این که یعنی به تعبیر سلام علیکم و رحمت به سه شرط یکی این که پیانبر بر علیه شما دعا نکنه یکی این که احل باطل و احل حق قلم فیدان نکنه یکی همین که بر زلالت اجتماع نکنید خب این روایت که حالا وضعیه ابو داود نرکه این ابو بکری نبی آسرم نرک کرده با همین طریق این نفی خطای مسلمان نمی کنه که اجماع اونو میگه اجماع میگه هر وقت اجتماع کردن اجتماعشون اسمت داره خطا نیست میگه نکنید مثل خیلی چیزایی که قرآن میگه نکنید مسلمان انجام میدن بنابراین این روایت که اصلا هیچ دلالتی نداره ما تا ما میخویم از این روایت یه استفاده ما نهال دیگران این کار کردن خود اهل سند این مهمه این نکتش مهمه و الان این روایت که دلالت نداره که خیلی روشنه که دلالت نداره نه که دلالت بر اسمت نمی کنه نهی امت بر این که خطا نکنید یعنی مناشی نیست خطا نمی کنم که روشنه اما این نکت مهم بینه که بعضی اومدن گفتن اصلا این لا تجتمعو علا زلاله جمبه سلاح نشوید بر گمراهی یعنی نه این قرینه از که اصلا اون روایت دسته بعدی که مهمترین دسته است که امت پیام لا تجتمعو امتی علا زلاله اونم لا تجتمع بوده نه لا تجتمعو یعنی اونم نهی بوده و خب این اگه باشه اون دسته بعدی رو هم اون دسته اصلی رو که اون به هر حال ظاهرشی که دلالت داره اونم از کار میدازه اینو ما نمیگیم خود علیه سنت دارن گفتن بعضی هاشون گفتن از شیعه عملتو گفتن حالا به هر حال گفتن این رو مثلا تبری میگه انا این لا تجتمع یعنی این الفه لا تجتمع ساکه نتونه در واقع اون البته این روایت نیست داره این که نهیده اون روایت هایی که بعدن میاد که اونا خبره میگه اون اینه یعنی لا تجتمع ساکه نتونه اون لا تجتمع بوده و راوی نتقه ها به زم افن افن او انهو لا یرفو علم الاعراب یا اشتباه کرده یا بلد نبوده علم الاعراب ها مثلا نمیدونستی که این الاعراب باید بذاره قدیم ها که اصلا نخته و الاعراب نمیذارشتن که اصلا الاعراب که الان هم نمیذارن حتی نخته هم نمیذاشتن و اصلا اعراب بذاشتن و نخته بذاشتن دلیل بر بی ثوادی میدونستن اون لا بوده بعد ها اومدن این را اعراب بذاری کردن حالا اون کسی که این را اعراب بذاشته اشتباهی اعراب بذاشته اشون اینجوری میدونه یعنی این به یه معنی میدونسته بلد نبوده هم مسیح رازی باز همینو میگرد دوتا احتمال یا اینه تا اگر بگیم لا تجتمعو باشه باز خبر اخبار در موزه انشاه اینم یه احتمالی یه احتمال که از یه بغرینه این روایت هایی که نحی میکنه اینم نحی بوده یا اگرم اخبار بوده اخبار در موزه انشاه افرادش منال جایز ان یکون رسول صلی اللہ علیه و آله قالن لا تجتمع امتی مجزومن الان نحی مجزومن الان نحی یعنی لا تجتمع امتی جمع نمی نشود اجتماع نکنن امت من بر خطا ای لا ین بغیرن تجتمع امتی الان خطا یعنی سزاوار نیست نباید این کار رو بکنم اما فلم یحفظ ناقل اون ناقل ناقل کننده حفظ نکرد فلم یحفظ ناقل ال جزم ال رم فنغلهو مرفوعن به اصطلاح اون جزمه رو در واقع حفظ نکرد و متوجه نشد که این جزمه و رفت نیست اما مرفو خوند یا تجتمع او خوند این یه احتمال که ایشون میده منال جایز و منها احتمال دیگه اینه که انال خبر و این سلم ناسحتهو مفصلن و انهو ورده الان نفت قبول کردیم فرض بکنیم سندش درسته قبول هم بکنیم که رفت دونال جزم فمنال ممکن ان یکون المراد بهی ان نه منظور نهیه کمافی قول علیه السلام لا یلدق المؤمن من جهرن مرتع مؤمن از یک سراخ دوبار گزیده نمیشود خب فانن المراد به هازال خبر ان نه میخواد بگه که مؤمن نباید گزیده بشود از یه سراخ یه بار از یه جایی زرب خوردید دفعه دوم و واضح باشید اینو میخواد بگه ولو به صورت اخبار میگه گزیده نمیشود خب خیلی ما داریم دیگه اخبار در موضع ایشا زیاد داریم قرینه همون روایت هایی که نهی میکنه که این هم احتمالا نهی بوده میگن اولش اینی که اصلا نهی بوده اشتباه اعراب بزرگ شده ثانی اگر هم نهی نبوده حالا خودش استدلالشو میگه چرا میگه که و الا اگه بگیم در موضع خبر نهی در موضع اصلا نهی ایشا فلاکان المراد بهی الاخبار لکان کذبه درست دروغه چرا لأن المؤمنه قد یعود کسی لما قد استذر بهی مؤمن از این سراخ گذریم که باز دوباره باز دوباره باز دوباره از همون جایی که بر میگرده به همون جایی که از همون جایی زرر دید و کم اغالتاالا و من دخل اوکانه آمننه فالمراد بهی الامر ایفه امنو یعنی هر که وارد حرم اسطلاح مکه میشه حرم که مشخص شده دورتا دور مکه کان آمنن یعنی بهش کار نداشته باشید حق جنگ ندارید خون ریزی ندارید کشتن نهی که اینه چون این ممکنه نشده چون اینکه نشده هم خیلی وقت خبر ظاهرش ولی به صورت خبرش ما نمیتونیم قبول کنیم حالا در این مورد هم میشه گفت که به اسطلاح اگر خبر باشه ما میبینیم اگر امت مخصوصا اونجوری که شما میگید همش که اجتماع کردن بر خلاف کسیرم ما اونجوری که ما میگیم باشه نه اما اگر منظور همین قوم مخصوصا اگر بگیم اکثریت نگیم همه خب اینکه کسیرم ما کردن این کارو ما میبینیم بنابراین قطعا این منظور نیست یا امت اونجوری باید منابو کنیم که درست در بیاد یا بگیم نه اجماعی همه همه که اونم هیچ فرق معقق نشده یا اگر اونی که اهل سنت میگن گروهی از مثلا اکثریت یا مثلا اهل حلق یا فلان فلان اینم که بر بداها میبینیم که فیلی وقت اجتماع کردن بر خلاف بنابراین منظور نیست پس داره پیانبر نه می کنه البته ما میگیم این یه احتماله ما حالا فیلن میخواییم استدلال اونا رو رد بکنیم نمیخواییم خودمون به صورت قاطع اینا بگیم اولا سندش اشکال داره سانیانه به فرضم سندش درست باشه این احتمالات دلالی داره یکی این که اصلا اون اشتباه اعرابشو گذاشتن و منظور نهیه بوده دوباره که حتی اعرابشم درست گذاشته باشن خبر در موضع انشائر و نهیه فیلن خب البته الان بحث ما این نبوده بحث ما اون روایت هایی بود که نهی می کرد نه این هنوز وارد این دسته نشدیم منطقه قطعا اون که دلالت نداره اون نهیه خواستیم شاهدی بگیریم برای اون روایت های دیگه که نهی هم نیست اونم نهی بوده یا در موضع نهی بوده خب گروه ثوم روایتیه یا روایاتیه که میگه اگرم مردم اجماع نکردن برید سراغ اکثری هست اولا تا این دوتا دبارته اون قسمت اولش دسته چهارم که بحث میکنیم اون قسمت دوباره میشه که حالا من متنه میخونم که به این صورته که سمیتو انسرم مالک یقول سمیتو رسول الله صلی اللہ علیه و سلم یقول ان امتی لا تجتمع علی زلاله ف ازا رعیتم اختلافن خب اجماع نشد حالا چگار کنیم ف علیکم به سواد العظم حالا اون لا تجتمع اون دسته چهارمه فیلن این قسمتی که کار داریم ف علیکم به سواد العظم چون برحال اجماع یک اشکالی که کلن به این روایت هست که اجماع هیچوقت تحقق پیدا نمی کنه بر اساس این روایت یه خوب تحقق پیدا نکرد به سواد العظم یعنی به اکثریت خب این روایت از نظر محتویی بحث ما الان محتوییه دید سطوری سند اشکالاتی زیادی داره به فرضم این روایت که سند که سند درستی نداره به فرضم داشته باشه ما نمیتونیم این روایت رو بپذیریم چون اولا این مخالف قرآنه چون قرآن سریعا میگه که ملاک پیروی از اکثریت نیست ملاک حقانیت یک مطلبه نه پیروی و اتفاقا مزمت میکنه که اکثریت چرا اینجوری میکنه چرا اینجوری اکثریت که ملاکی مثل این آیات و انتوته اکثر من فیل عرضه یو زلو که ان سبیل الله پیروی بکنی از اکثریت ممراهت میکنن از راه راست اصلا اکثریت در آیات قرآن همیشه منفیه یا ام تحصبا ان اکثر هم یسماون ها و یغلون انهم الا کل انام الهم ازل و سبیل ها اتفاقا قرآن میگه که به اصلا وقتی وقتی وقتی بحث برنگیز شد خدا و رسول چی میگه کتاب سنت چی میگه هیچ وقت نگفته ببینید اکثریت چی میگه نمیگه هرچی اکثریت گفت اکثریت رو مزمت میکنه اگه اکثریت هرچی گفتن شما باید بپذیرید نه ببینید کتاب سنت چی میگه خب پس بنابراین روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت روز کتاب سنت عرض و خدمت شما اینا رو گذاشته اینا چون معصومن خدا اراده کرده که به اصلا این گروه اجتماعی برخطا نکنن چجوری این کار رو انجام داده اینو میخواییم تحمیل کنیم ما میگیم ما جوریشو الان برای شما میگیم خداواد در بین امت گروهی روی که خطا نمی کنن معصومن یعنی چی اینه خطا نمی کنن خطا نمی کنن خب وقتی اینا تو امت باشن اجتماع کل امت برخطا روخ نمی ده این راهیه که ما میگیم درسته روایت فرض کرده روایت که صادر نشده سندش هم که گفتیم زعیفه تازه غریب هم هست میگه خود نقل کننده میگه غریبه اما فرض کنین اصلا مشکل سندی نداریم میگیم بله خدا چون صحبت اینه که اراده کرده خدا خدا نمیذاره چجوری نمیذاره یعنی مردمو مجبور میکنه جبره خدایی که صندتش جبر نیست که باید یه باید سیستمی باید روش این کارو بکنه ما میگیم روشش خود خدا گفته در قرآن گفته اهل بیت متحرم تطهیر کرده اونا رو یعنی محسومن تو روایات گفتن روایات پیانبر گفتن اصلا ساز و کار این کار رو خود خدا و پیانبر خدا گفتن چیه و خیلی هم چیز عقلی عقلانیه چرا وجود اینا باعث میشه که خطا نکنن چون اینا محسومن محسوم یعنی چی یعنی خطا نمی کنه دیگه بس این اونجوریه که خداون در واقع به این روش کاری میکنه که خطا نکنن گمراه نشن پس بر اساس این ریشه ها بیاد تحلیل اجما به ماه و اجما منبع نیست بلکه به ماه و این که معصوم داخلشه یه هم مبنیه نهیه که ما راجع به اجما داریم لذا ما اجما رو به صدق کلی رد نمی کنیم اما ملاکشو میگیم میگیم تحلیل میکنیم اجما رو میگیم اجما حجته به خاطر این که معصوم داشته خب این روایاتی که ما داریم حالا دیگه عبارتشو نمیخواد بگم بخونم مثلا از ایمه از امیر المومین داریم که در زمین همیشه حجته هست این حجته حجته خداست اما ظاهرم مشهورم و اما خواهرم مغبورم لالله تبتلو حجج الله و بیناتو کمزا و اینه اولائکه اولائکه والله الاقلون اددا والعزمون اندالله قدرا یحفظ الله به هم حججهو و بیناتی حتی یودهوها نزراه اهم و یزرعونها فی غلوب اشباه حجم به هل علم علا حقیقت البسیره و باشی رو روحا یقین و استلانو مالا الاخر تعریف میکنه که اینا یه گروهی هست اینا حجت خدا هست اینا باعث میشن که حق در مسیرش قرار بگیره و اینا همون معصومین هستن احلی بیت هستن این الان از شیعه فکر کنم نهجور بلاغه باشه بله نهجور بلاغه هست از احل سنتم ابو یعلا در مصندش از پیامبر اینجوری نرمی کنه یحمل و هازدین فی کل قرن ادولون ینفون انهو تعویل مبتلین و تحریف الغالین و انتحال جاهلین میگه در این دین در هر زمان یه افرادی هستن که اینها اون مبتلین رو تعویلشونو نفی میکنن و تحریف ها رو جلوشونو میگیرن و در واقع اون حرف های غلط جاهلین رو اصلاح میکنن یعنی اینا ملاکه به اصطلاح پابرجا بودن دین هستن ما نمیگیم اینها خود احل سنت دارن از پیامبر نرمی خب اینا کی هستن غیر معصوم میتونه این کارو بکنه غیر معصوم که خودش خطا میکنه خودش اشتباه میکنه چجوری میخواد جلو اشتباهات رو بگیره خب این معلومه یعنی معصوم میتونه این کارو بکنه و این رمز این که به اصلا به این صورتی که اجماع امت خطا نمی کنه یا خدا اراده کرده به این صورت که اراده کرده یه عده معصوم رو به حججش رو در بین امت قرار بده علامه مجلسی در کتاب بحار و لنوار تو باب افتراق الامه بعدن نبید اونجا همون بحث 72 سفرقه رو مطرح میکنه و میگه 72 فرقه بر زلالت و گمراهی هستن و یک گروه اهل نجاته و اون گروه کدوم گروهی هست همون گروهی هست که پیروه این معصومی هست معصومی هست و کسان که همون هایی که معنای امت به معنای دقیق کلم هست باز یه روایت دیگه از پیامبر قال سمیت رسول الله صلی اللہ علیه و سلم یقول لا تزالو طائفتو من امتی و قاتلونه علالحق ظاهرینه الى یوم القیامه طائفه از امت علیه این به نفر شما هست طائفه از امت اینجوری هست گاهی امت به معنای آمشم بکار میره گاهی به معنای خاستش بکار میره اونا دیگه مجازنه این روایت اهل سنت ها در کتابه شیعه هم هست در صحیح مسلم هست و در کتابه دیگه اهل سنت هم هست در کتابه شیعه هم هست یه گروهی هستن که اینجوری هستن که علالحق یه گروه هم میگه طائفه دوری اصلا مخالف اون روایت هاییه دیگه اون روایت هایی که اجتماع کردن این میگه نه یه گروهی از امت هم که همیشه برحق خب طبیعتا اگه کل امت هم با اینا باشن که اون اجماع واقعی روخ میده اگه نه که اون اجماع نیست اصلا یه گروهی هست اون گروه به چه دلیل حقه اکثریت هم که گفتیم نه منطق ورآنه نه منطق سنت بنابراین این که بگیم قاعده دفع زران مختمر مبناش اجماع درست نیست مگر این که بگید مبناش نقله اونم بعدم بررسیم ما میگیم مبناش عقله منطق کتاب سنت هم ارشاد میکنه به حکم عقل اینا چون حسنقوه و عقله قبول ندارن نمیتونن بگن عقله بنابراین بحث اجماع رو مطرح کردن حالا ما مبانی دیگر رو در این بحث بعدا عرص میکنیم ولی فعلا دیگه این مبنای اشایرو و بحث اجماع به همین مقدار خاطره پیدا میکنه و السلام علیکم و رحمت الله محمد و عجل فرجه