تلخ کرده و تلخشی میخواه از بین نمیره چرا که امریکایی این جنایت رو در حق ملت ما کردن بسیار ممنون و مچکرم از جناب استاد ابو طالبی و همچنان سینمانده عزیزی که این سوال رو برای ما احسال کردن شما هم میتونید به 3553 پیامک بزنید و سالات خودتون رو برای ما بفرستید همچنان با ما باشید این تجربه نهزت ملی جروب چشم ماست دیگه در نهزت ملی حالا دکتر مصدق به امریکایی ها خسن زن داشت بلکه ارادت داشت با انگلیسی ها البته بده اما مایل نبود تکیه کنه با اونا مایل به استقلال بود اون کسی که آمل کودتا علیه دکتر مصدق شد نه یک انگلیسی یک امریکایی بود و پشت سرش بیش از دستگاه انتریجن سرویس ایمانی امریکایی بود امریکایی بود امریکایی بود در زمین عشق ای کشور خوبان ای خاک دامنگیر جان من ایران ای نام شورنگیست در دفتر تاریخ آینه فرهنگ در باغر تاریخ من در تو میبینم خرشید فردا را من با تو میخواهم فردای دنیا را تا در تنم جانی نیست میخواهم اتجان هر لحظه میخانم پایند با ایران پایند با ایران ایران ایران ایران ایران ایران ولی خیلی ممنون و متشکرم که تا به نجا با ما همراه هستید و برنامه پرسامان انقلاب را برای شنیدن اتخاب کردید از این رسانه دینی راژیو معارف بنده در کنه جنابای ابو تادرین خدمت شما هستیم تا انتهای برنامه بریم سراغ سوالاتی که شما برنامه ارسال کردید شنانه محترمی که به سامانه پایانگوتا سوال میفرستن و در برنامه همون پاسقوی سوالاتشون هستیم 912 1521 چرا خل اصلاح فقط برای مسلمانان و جبهه مقامت باید اجرا شود در حالی که فوج فوج سلاحای سنگین برای اسرائیل فرستاده میشه چرا کشوری منطقه برای خل اصلاح اسرائیل موزه نمیگیرن بله اصلاح خب بحثیست که امروزه مطرحه ای که مثلا حزبالله لبنان بیاد اصلاحش رو تحویل بده و اصلاح در دسته ارتش لبنان فقط باشه یا هشتو شعبی عراق تر شد بحثش ببینید واقعیت اینه که اینا بر میگرده به منافع همون استقبال و قدرت های بزرگینا اصلا اصلا عملا در تعریف هم میان تفاوت ایجاد میکنن و قلب ایجاد میکنن یعنی میان به فلسطینی هایی که دارن مقاومت میکنن میگن تروریست به اسرائیلی ها میگن دارن از منافع خودشون دفع میکنن لذا عملا در حقیقت لبنان حزبالله لبنانی که مقابل اشغالگری اسرائیل در لبنان ایستاده و این در محل اول خود لبنان رو از اشغالگر آزاد کرده و بعدم حالا در حمایت از فلسطین داره حرکت میکنه این میشه تروریست اونا میشن به حقیقت یک عتشی که داره یک رژیم جعلی که داره دفع میکنه لذا اینا به طور مقام عزب رحبری جای جلد و شهیده کلا نوزن کنن سلاح که سهله لذا با این نگاه متاسفانه خب چون مقاومت رو و گروه های مقاومت رو مهمترین مانع برای اسرائیل و نفوز امریکا در منطقه میدونن لذا رفتن به سمت این که اینا باید خلی سلاح بشن و الا این که ملت های دنیا خود اروپایی ها کشور های مختلف انگلیس فرانسه و مردم خود اروپا و امریکا حتی به عنوان ملتی که اونجا هستن اعتراض دارن نسبت به این مسئله که چرا این ها دارن به اسرائیل در حقیقت با این جنویت های واقعا وحشدناک و میشه کف شاید بی نظیر در تاریخ دارن این همه زن و کدک رو می کشن جنویت جنگی میکنن برای چی واقعا داره به اینا سلاح داده میشه لذا حرف ملت های دنیا همینه که این ها در حقیقت قاسبن این ها زورگو هن این ها ظالم هن اونا خب بیچار ها دارن از خودشون دفع میکنن شما میگید از اون که داره از خودشون دفع میکنه سلاح رو بگیرید و به اینو ندید و خب متاسفانه کشور های منطقه هم تحت سلطه هستن دیگه یعنی چون تحت سلطه امریکایی ها هستن به این راحتی از خودشون استقلال ندارن که بیان بگن که آقا ولو این که ادعا هم گاهی میکنن بعضی از کشور های عربی که مثلا از هماس دفع میکنن یا از فلسطین دفع میکنن اما در مقام عمل نه تنها در حقیقت مقابله با اسرائیل و رژیم قاسب نمی کنن و نمیگن سلاح ندهید بلکه کمک ها و حمایت های مادی معنوی فراوان میکنن پایگاه هاشون را در اختیار قرار میدن و از فضای سیاسی در حقیقت از اینا حمایت میکنن خود همین حرکت هایی که بلاخره اسرائیلی ها دنبالش هستن یک نمونه هست همین پیمان ابراهیم هست پیمان ابراهیم در حقیقت بین اسرائیل و کشورهای مسلمان داره اتفاق میفته و میخواد اتفاق بیفته که حالا به همدلات و فانعفصات تحدی زیادی جلوش رو گرفت این که هم کشورهای اسلامی که هستن و بسیارشون هنوز اسرائیل رو به رسمیت نشتاختن بیان به رسمیت بشنستن سفارت خونه افتدا کنن و این عادی سازی کنن روابط با رژیم اشخالگر یعنی اونزی که به رسمیت نمیشتاختن به رسمیت بشنستن خب اونا تمع دارن به همین کشورها متاسفانه و به همین حاکمان متا خب شرایط حالا اجازه نده این اتفاق بیفته اما عملا اینها منافع اسرائیل و آمیکا برشون مهمه و به خاطر همین هم هیچگاه علیه اسرائیل علیه جنایت هاش علیه سلاح داشتن هاش صحبت نمی کنن چه به از اینکه بخواهم بگن آقای اسرائیل خلی سلاح بکنید و به حسای سلاح نرسونید این متاسفانه همون سلطه هست همون نظام سلطه هست همون تحقیر و نداشتن اختیار از خودشون با این که عرض میکنم در زبان و لغلقی زبان اکثر کشورهای اسلامی و مسلمان حتی حکومت هاشون بلاخره اظهار مخالفت میکنن با اصل این اتفاق اسرائیل ولی در عمل هیچ یعنی یکی گام هم که مقابل اسرائیل برنم دارن بلکه گاهی حمایتهای جدی میکنند لذا مشکل از همین جاست یعنی همون چیزی که دقیقا ما در انقلاب اسلامی روش تحکید کردیم به نام استقلال و نفی سلطه و نفی استقبال این چیزیست که کشورهای منطقه گرفتارش شدن بلذا همدین خودشون همزبان خودشون یعنی عربهای مسلمانی که در حقیقت ناموس خودشون داره لح میشه و مورد تعرض قرار میگیره ولی عملا سکوت میکنن و هیچ حلکتی انجام نیست بله بسیار خوب این نشان از اون سیاست های دوگانه آکن بر غربه که از ایک طرف سلاهای واقعا حالا نه تنها سنگر شکن بلکه سلاهای پسر امثال بوم بعتوم رو دارن و مدام دارن خودشون شعارش میکنن و به رجیم سیونیستیم میدن اما نسبت به ملتهای مظلوم که میرسه اونها رو بخاطر این سلاها تحریم میکنن و تحت فشار قرار میدن و این سیاست های دوگانه واقعا اون چهره واقعی غرب و امریکا رو افشام میکنه و خلاصه نشون میدهید که اینها چه نیت هایی دارن نسبت به منطقه ما و ملتهای مسلمان ممنون و سپاس گذارم تا به دینجا و از جناب آبو طالبی و همچنین شما عزیزانی که ما رو همراهی کردید بر میگردیم همچنان با شما هستیم سرود عاشقانه شکوه ترانه سرزمین رهایی گنج آریایی موج موج خزر آغوش گرم خرشید پیچو تو به عرست تا گلده های جاوی جای جای این خواد غیرت و رشادت شکت دلیران فایده هایی آجه شهادت سرود عاشقانه شکوه ترانه سرزمین رهایی گنج آریایی و اما شنوانده محترمی صف 914 این سوال رو فلسطین در رابطه با حالا مسئله محروض به اتفاقاتی در منطقه شمال غرب ایرانیه از ایران در منطقه همجواری ما به آزربایجان خلاصه هر چند یک بار اخباری میاد میشنویم و تحلیل رو از زبان جناب استفاده ابو طالبی هم بشنویم ببینیم که به چه صورت هست این حوادث کشور آزربایجان اعلام کرده کوریدور زنگزور اجرا خواهد شد سوال این است که این کوریدور چه نفعی برای آزربایجان و چه زرری برای کشور ما داره و چرا ایران زنگزور در حقیقت این کوریدور زنگزور یک منطقهی حدودن به طولش 36 کلومتره که آزربایجان یک منطقه اینور هست در جهار درخزر بله درخزر و ارمانستان بعدی منطقه نخجوان هست که به نوعی بخش خودمختاری زیمجمون آزربایجان بله بین این قسمت با آزربایجان یک 36 کلومتر یک فضای فاصلهیست که مرز ما با ارمانستان آره که خب مرز ما با ارمانستانه و یک فاصله بین این قسمت آزربایجان با نخجوان هست و البته بعدش اون ورش هم ترکیه هست بله لذا این در حقیقت زنگزور این فاصله هست که حالا اینها اهمیت این منطقه برای آزربایجان اینه که هم راه ارتباطی که حالا آزربایجان برای ارتباطش با همون منطقه نخجوان میاد از تو ایران میره کامیوناشون رفت آمداشون از اینجا میره به دره اختلافاتی که با ارمانستان داره لذا نقطه اتصال از ترکیه به آزربایجان و کشورهای ترکیه دیگه اون طرف مثل ترک ارمانستان و اینها از ایران عملن داره اتفاق میوفته به نوعی این زنگزور اگه اتفاق بیفته حالا یه موقع اینا اصلا میخواستن این منطقه رو بگیرن یعنی کلن مرز ایران با ارمانستان دیگه از بین میرفت اگه اتفاق میفتاد هم ترکیه دوست داشت این اتفاق بیفته هم آزربایجان دوباره بود که خب این نشد تو منطقه چند تا جنگ هم تو هم بله جنگ هایی که آن سر قراباق داشتن با هم آزربایجان و ارمانستان و این منطقه یه منطقه یه که میخواستن اینو زمیمه آزربایجان بکنن که دیگه اصلا ارتباط ایران با ارمانستان قطع میشد اما حالا این کاری که نمیتونن بکنن متاب میخوان یک کریدور به معنی یک منطقه عبور و مروری به این شکل ایجاد بکنن که دیگه نخواهیم بیان از تو ایران برن و این راه اتصالی اتفاق بیفته خب این اگر اتفاق بیفته از جهت اقتصادی بالاخره اون مذیعت ترانزیتی که ایران داره تا حدی ضربه میخورد هرچند اون از بین نمیره ولی خب بالاخره ضربه اقتصادی برای ایران داره از اون طرف حتی امریکایی ها گفتن ما میخواییم بیانیم ست سال این کریدورو اجاره کنیم که در حال اقتصادی آره به نوعی راه به سمت آسیه میانه آره در اختیار اینا باشه بله لذا غیر از حالا اون بحث اقتصادیش که به نوعی ممکنه یک منافع اقتصادی ما رو یه ضربه بزنه و کلن راه ارتباطی شرق به اروپا و غرب رو که حالا ما سر بحث گاز و بحث های دیگه این مذیعت اقتصادی رو ما داریم و دنبالش هم هستیم این یک زرار اقتصادی به ما میزنه اگه این اتفاق بیفته از اون طرف بود امنیتیشه چون اگه این به صلاح کوریدور در اختیار آزربایجان قرار بگیره هم حضور امریکایی ها هم حتی حضور اسرائیل در اونجا و ناتو حتی ممکنه بخواد بیاد مستقل بشه رضا از لحاظ امنیتی به شدت از این لحاظ برا ما تحدید محصوب میشه که این کوریدور شکل بگیره از اون طرف هم حالا یه تحدید کلی که از قدیم وجود داشته هرچند تو فضای کشور ما این تحدید خیلی تحدید جدی نیست ولی بلاخره بحث پانترکیسم و بحث اتحاد در حقیقت این ترک ها چون باعث میشه که ترکیه و آزربایجان و بعدا ترکمنستان و اینا یک ارتباط خلاص قومیتی ترکی شکل بگیره که محصوب تجزی تلوی تحریک میکنه در حقیقت میتونن تحریک کنن آزربایجان رو و این فضا رو لذا بلاخره یه تحدید تجزی تلوی قومیتیه دیگه برقم این که مردم آزربایجان ما به شدت نسبت به وطنشون نسبت به انقلاب و نسبت به نظام الغه دارن و واقعا این خطر نیست هرچند هرچند وقتی یک بار بحثای پانتوکیزم اجمالا مطرح میشه و هست اینجوریست که نفیش کنیم ولی عموم ملت آزربایجان هیچ فرقن چینگاهی ندارن اما بلاخره یه چیزی که باید هر کشوری مراقبت کنستد به این تحدیدها و احتمالات خطر لذا از این سه حوزه شکلی این کوریدور زنگزور میتونه برای ما یک تحدیدهای اقتصادی امنیتی نظامی داشته باشه از طرف دیگه ارمانستان هم به لازم ترانزیتی همیشه دروازه ورود ما به اروپا بوده بله دیگه از قدیم و لیان ارمانستان و گرژستان و دیگه این ارتباط هم میتونه قصد بشن درسته بسیار خوب خیلی ممنون مچکرم بنابراین میبینیم که یعنی آن چیزی که میشه الله برداشت کرد اینه که دشمن در هر حال به دنبال توته هست اشاله شرق و غرب و جنوب و شمال فرقی نداره مچکترین نقطه ها و تیز ها میخواد استفاده کنه برای سلطه بیشتر خودش درسته و خب دلاشرم کردید مردم ما مخصوصا مردم غیور ما در استانهای اردبیل ازربایجان شرقی و غربی و منطق شمال غرب کشور خب هموره در به قول من رو پای کار بودن حشیار بودن بیدار بودن و در واقع همیشه توتهای دشمن رو خونسای کردن خیلی ممنونم و چکرم از شما جناب استاد عبود طالبی و همشنین از جناب آقای جوادی و از شما شنمنده هایی که ما رو همراهی کردید در انتها سی هزار پانسد و پنجاسه سامانی پیامکوتای ما هست پیامک بدید اگر نکته داشتید انتقاد پیشنادی حتما شنواه استیم و پیامکای شما میتونه که در واقع با مشارکت شما بتونیم برنامه بهتری رو تقدیم شما عزیزم کنیم در انتها از شما التماس دعای خیر دارید در ایام ازادری در انتهای مایی سفر ما رو از دعای خیر خودتون محروم نفرمایید خدایی کنون کن سرانجام کار تو خوشنود باشید اما رستگار التماس دعای و خدا نگهدار اما رستگار تایند بادخواج ایران ما تون آشنا باشیم تا بتونیم طبق میل شما برنامه بسازیم هر جای این دیار که هستید کافیه با شماره 162 تماس بگیرید راه نمای ما باشید تا براتون برنامه های بهتری بسازیم ما به شوق شما اینجاییم شماره تلفون روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمعه اموری اسلامی ایران میدونی فتوی رهبری در این مورد چیه؟ بابای من هم که خودش مقلد حضرت آقاست تعملی کرد و در جواب امو بحرام گفت اخوی تا جایی که من یادمه در مورد سوال شما نظر حضرت آقا اینه که سر سال خمسی باید قیمت روز سحام در بورس محاسبه بشه و خمس اون رو پرداخت کنی پس یه بار دیگه بگم کسانی که در بورس فعالیت میکنن و سحام خرید و فروش میکنن سر سال خمسیشون باید قیمت روز سحام در بورس رو محاسبه کنن و به فتوی رهبری خمس اون رو پرداخت کنن ارادت من توس را سرمه ی کشمان ملائک کردن این چونین است خراسام شما مشهور است السلام علیک یا اول حسن یا علی ابن موسر رزن مرتضا در ایام پایانی ماه سفر و ازای آل الله با رادی و معارف از مشهد و رزا همراه باشید میشه برنامه مرسیه هر روز برنامه مرسیه ساعت نه تا یازده سود روزه خرشید ویجه برنامه شبهای پایانی ماه سفر بیست و یک تا بیست و دو هر شب رادیو معارف مشهد مقدس حرم متحر آقا امام رزا علیک السلام مدرسه خونه دوم دانش آموزانه و دوستان و همکلاس ها مثل ازای یه خونواده هستن که خوب همدیگر رو میشنسن اگه بخواییم در باره یه نوجوان بیشتر بدونیم باید پای حرف دوستان و همکلاس هاش بشینیم بچه ها کی میخواد انشا بخونه؟ امیر مجادی بیاد موضوع انشا موضوع انشا همکنون که این انشا را میخانم میدانم که وی این انشا را میشنبد او پسری آران فعال و چوختبی بود تنها خاطره ای که یادم میاید مربوط به همین چند روز پیش بود در حال غذا خوردن در مدرسه بودم که در به زرف غذایم را برداشت و پا به فرار گذاشت به دنبالش دویدم انقدر دوید این که دیگر تاب و تمانی نداشتم او برگشت در زرف غذایم را برگردان خشنگی آدم هست به من گفت شوخی که من ناراحت نشو ما با هم دیگر دوست هستیم من امیرالی اسکندره هستم رو سندلش می نوشتی که خب چندره میاد کسی بینن بر نداره به سندلش اقدیری و ایچیا کلشون خودش نوشت گفت شاهد باشو شندره وقتی من کسی ننوشت بعدش می مرد نوشتش گفت اسپیالا چون مسابقه که تاشت بودیم سه شندر او یکی از بهترین دوستانم بود و هم سندلی هم بود و من از کلاس اول دوهم و سه وهم همراه هم بودیم و الان کلاس شیشم هم با هم بودیم و زنگهای تفریه با هم بازی می کردیم و سه شندر با هم قرار رو داشتیم که شندر هر چیز سریتر برسه خب سندلی اقدیری رو برداره و من تانسی مسابقه رو انجام دهیم پنج شنده بود پنج شنده شنیدم ولی باورم نمی شد چون که هنوز داشتن حوییت ها رو شناسایی می کردن اینا من از طریق مدیر مدرسه گفتن آقای قدیری دانش آموز شماست گفتم آره گفتن مثل این که توی لیست شهده اعلام شده و من اولش باورم نشد خودم رفتم آل سایت ها و رسانه ها اینا ببینم آیا واقعا هست اسمش توی لیست هنوز تو اونا وارد نشده بود ولی این که بعد از یک ساعت گفتن نه قطعا و قطعی شده من باورم نمی شد و بغض عجیبی منو گرفت پسر نوجوانی که بسیار مهربان و دلسوز مادر بود و همین موضوع دل مادر رو خیلی می سوزونه مهدی بدرابادی هستم مامان محمدت ها قدیری فرد محمدت ها درست سنش یازده سال بود دو برابر یازده سال تو خونه اصلا گوش به حرف می کرد تو جمعی بارد می شد به خدا دست می سنش رو سینش سرش کج بیکن و می گفت سلام دختر چجوری تو خون کار می کنه اونا نه دختری یازده سال مثلا دختری هفته ایجده سال چقدر خیالش راحت وقتی دختری تو خونه هسته محمدت ها ایجوری بود تو خونه پشت دست من به خدا ای می بوسید رخت بودن صبح جمعه مسجد صاحب از ما با دادشش بعد دوستش پیام داده بود تو گوشی جواب کار برگارو بفرست برام بعد همچی اومد گفتم ماما چرا تو مشکات جواب می دی می فرستی؟ تعدیدت کردن گفت نه ماما به خدا نه ما خودم می فرستم گفت همچی اومد نه باید جواب باید بفرستی برا اونا دیگه گفت همچی اومد گفت همچی اومد باشه ماما دیگه نمی فرستن یعنی بگن اون روز همه با از گناهی ها شدن که این نفرستن خب اونا خودشو باید بشینن درساشو بنویسن اینجوری خب آقا خاطرشم دار درس می ده بچه ها فهمیدن تجاری می کنی انگار در حق او داری ظالم می کنی گفت باشه ماما دیگه نمی فرستن معلم محمدتاها از رفتار شایسته او و توجهش به کارهای علمی می گه من رزا دهش معلم کلاس شیشون محمدتا خیلی بچه بیهاشیهی بود کارهایی که انجام می داد همه خوب بود خیلی به کارهای علمی علاقه داشت دوست داشت کاردستی درست کنه چیز جدید بسازه روزنامه دیواری بسازه کاردستی مربوط به درس علومشونه که باید یه آتش بهشان درست کنن هر گروه یک آتش بهشان درست کنه بیاره و محمدتا و همگروهیاش جانباز شده اینا با هم یک آتش بهشان رو درست کردن که این آتش بهشانه هم به صورتی بود که اومده بود با چسب خیلی رگه های بهش داده بود که روشن بشه و حالت گدازمانندی به خودش بگیره خیلی جالب بود برا من روز حادثه محمدتا ها که مشتاق زیارت مزار حاج قاسمه به همراه مادر و خوهر کچیکتر و خاله و دختر خالهش راهی گلزارش و حدای کرمان میشن روز چارشنبه روز مادر سالگرد حاج قاسم ما اومدیم ساعت دوازده یعنی فکر میکردی ساعت دوازده ما باید از خونه بریم بیرون فقط نمیبشه میگفتم تا زود باش ماما من آماده بشم تا جامونده باشی من نمیبرومه گفت باشه ماما من دیگه وایستادم رو قیم بقیل هم بود گناردر ای تون گرفت شهربارش عوض کرد بعد لباسش هم دیگه تا آن نزداشت تون تا سر جاش گذاشت و اومد دیگه نم اومدیم به صبح با خوارم هموهن کردیم حرف زدیم قرار شد خط واید بریم دیگه نه آقام زن زدن گفت نه بیا با ماشین و برنم پدر از روز حادثه میگه که اتفاقا روز مادر هم بود و محمدتاهایی که برای غافل گیر کردن مادر و خرید هدیه برای او برنامه داشت صبح با مادرش گفت میخوایم بریم گرزا که من گفتم نه و اینا من ماشین من صاحب کارم صاحب نه بود تهران بود به من گفت برو خونه به اode همی اومدن برای دکورین نسپود و من ماشین میخواستم اینا گفتن میخوا بریم گرزا گفتن ماشین رو من میخوا گفتن ما با خط واید بریم بريم با محصوم گفته بیای با خط واید بریم گفتم نه خط واید نه دوار خوده ای زنی زن گفت بابا یه دقیقه ایزی بهت میگم گفت چی؟ گفت بابا مانی کنار منی من پول میخوام هفت روز مادر برای مانی ایزی بگیرم گفت بابا سب که من شب میایم اصلا نمیدونم چی شد به دلم داد گفتم زنی زن گفتم بابا بیا ماشین ببرین میخوام بره ای بچه اومده خونه صاحب کار ما که ماشین رو بگیره بابر نمی کنه علامت داده ایم که مانش نفنگو فرمی کنه میاد زیر خیمه امام حسین در گلزار شهدائی کرمان شاید لحظه این نگاه ها حاج قاسم به جمعی بود که در اون مادر ذکر میگفت و خاله زیارت آشورا زمزمه میکرد و دختر نوجوانش نماز میخند دیگه حرکت کردیم رفتیم رفتیم رسیدیم قبل از پخت دریا قلیبه ایک ماشین پار کردیم دیگه یه تکی را کم پیاد رفتیم دیدیم خط واید وایستاده سوال خط واید شدیم رفتیم به ساب بریم سرخای که حاج قاسم رفتیم زیر خیمه یه خیمه اونجا هسته ما زیر خیمه نشستیم خوهرم نشست من نشستم محمدتا زینب رو قیم همی رو پا میبر بلند میشود من ایجادی نگاه کردم خوهرم تو گوشی در زیارت آشورا میخوند یه تصویر داد من گفت تو تا موقع زکش بگو تصویر مشکی بنداد و سلوات فرستادن گوشی به دست رو قیب بود این اومد حیداش اخ خودش یعنی رو پا مابود سلفی میگرف خوهرم از همه گفت زینب ماما اکس دست جمعی همه مو بگیر اصلا نمیدونم اکس گرفته نشده فقط من اومدم ایجوری گفتم خودم اکس تکی ازشون میگیرم تا اومدم اکس بگیرم محمدتا ایجوری روش برگرداند چند دقیق نشستیم تا اومدم بلنشین بیان یه دفت زینب گفت من نماز نخوندم یه آقا تو سدر گل نرگست میدن ما ایجا بایستادیم تو سفر گل نرگست گرفتیم یه چند تا خوارم گذاشتر قبل چند تا شهید ها دیگه به دست محمدتا بود به دست زینب هم بود یه شاخه هم دادیم به دست رو قیب هموژا محمدتا گفت زینب خاک دایر صوف کمرنگ شده بیا پررنگش کنی گفت باشه گفت با غلطگیر پررنگش کنی من گفتم با غلطگیر که نمیشه گفت چرا ماما دیگه همون لحظه یه صدا انفجار بدی اومد مثل تانکر منفجر بشه اینقدر صداش بد بود بلند شدیم حرکت کردیم از خانواده بسیار خوهرشور خوهرم اینا هی به گوشیج زن میزنن گفتن زیرنویس نویشته شمارتون خوبه خوهرم گفت بل خوب و محمد ویدی پسر بزرگی من تو مسجد بود تو گلزار بود قرار بود بیا سر خاک داداشم برس کنار ما با هم بریم تو ماشین پوتیناش بیاره گفت ماما امشب بابریم تو گیت امشب بازرسی گفتن باش من تو گلزار بودم پشت انفجار اولی شد من خب ببینم تو گیت ها ایس بازرسی بایست پوتین ها تو ماشین بودن زنگ زدم مامانم گفتم شما بینید سنت ماشین منو بین سنت ماشین پوتین ها میگیرم منو بینم تو گیت بایست دیگه صدا انفجار اولی اومد منو گفتم ما نمیخواد شما بینید سنت ماشین ما هم میگیم چون نگرانم شده بودن بایش مامانم بینید سبر خط فراد شدن رفتم سنت پایی منو داشتم میدویدیم