مایوز امکان نداره و جالبه که اگر اینجا بند شدی و بند شدی اون حریت به وجود میاد و اون آزادگی شکل میگیره بله آزادی منوی آزادی روحی مرحوم شهرمترم بس کرده این نتیجهش میشه آزادی در من از آن روز که در بند تو هم آزاده یعنی کسانی که به این نقطه نرسیدن حتما معامله میکنند امام معامله نکرد تغییر شد معامله نکرد خیلی تحت حصار شد معامله نکرد یعنی به یه جایی رسیده است که معدن اونجاست وقصن اونجاست همه چیز اونجاست یعنی خالی نیست دستش تا بیاد معامله بکنه دستش پره در روایات ما فصل گفتن که لا تکن ابن خیلک بقید خلقه که الله هر را خدا تو رو هر خلق کرده است اطباب غرقیت که زلت است برای خود درست نکن چه اثیر باشه برای تا خود چه اثیر باشه برای نفس و زلیل باشه برای پول برای دولار برای کاله های سرمایه که ملدان زندگیشون بابسته است نمیتونه ازش رو گذره میبیند که ایچه زبینی خوبی این همه تعلقه دیگه اون وقت استفاده از استرار درست شد بله بله بله استرار مردم خدا نکرده کسی هوریت نداشته باشه بیره سراغ اینا حیوان پوزه داره ممکن است چیزی رو بخوره ببینه تلقه بریزه یکی از ملحما اخلاق میکرد بعضی انسان هم به اندازه حیوان نمیستن که پوزه داشته باشن که این رشو خوردنیه ربان خوردنیه ابن عبی امیر وقتی از زندان اومد بیرون ده سال تو زندان موند اومدید خونه خراب شده همه چیز از به نفته هست کتاب ها از به نفته هست اومد همین طوری خرابه رو نگاه میکرد هیچ چی هم نداره برو زندگی یکی سی ست دینار آورد کنی چیه گفت به تو مقروض بودم ده سال پیش شنیدم از زندان بیرون اومدی خونه مو فرخ دار دیلتو بتونم گفت والله به یه دینارش به درهمش احتیاج دارم ولی والله دست بشنمیذارم گفت چرا گفت از آقایم امام صادق شنیدم که خونه جواز مستثنیات دینه تق نداشتی خونه تو بفروشی زن و بچهت بیرون بمونن برو پدر برگردون من بهش دست نمیزنم این خوردنی نیست قدرت روی اینه تما این هست خوریت هم این هست کار دین پاره کردن این تعلق هاست چه تعلق فردی چه تعلق اجتماعی اگر یه ملت تعلق پیدا کرد فسقی نگاه کنید شد محتاج محتاج شد شد اسیر شد امیر المومنین گفت وقتی که محتاج شدی احتج الان منشکت تکن اسیرن یه ملت اگر محتاج بشه در عرصه های حساس میشه اسیر حالا من سوال میکنم که فل جمعه حالا ما باید به امام حسن گریه بکنیم یا امام حسن گریه بکنه برای کسانی که براخره اسیرن اون آزاد است اون خودش میگرد که فکرون و احرار هستی دنیا کن برای اهل دنیا بزرگترین خطاب فاقیدترین خطاب کل دنیا احتیاج داره برین فکرون و احرار هستی دنیا کن ما حالا به امام حسن گریه میکنیم اگر بیاد ببیند که این اصارت هایی که ما داریم باید قضیه عکس شده که اسیر شده بره قضاوت مردم که مردم چه قضاوتی داشته باشن آیات قرآن چقدر افتاد از حجاب صحبت کرده فرمایش خداست دستور خداست با خدا داری معامله میکنی با خدایی که در ملکتش زندگی میکنی خدایی که مسبب از رابطه بر نظام کائناتی که خدا درست کرده داری میکنی پلها رو خراب بکنیم حالا در این قصوص من این مطلب رو وارد میشم که هرریت ما با فاصله که ما با محسومین داریم این اول وحله که کار باشروش بکنیم قضیه هرریت است این هرریت فاصله ما با محسومین از جهت هرریت که آزاد بتونیم تصمیم بگیریم چرا دروغ میگه میترسه چرا رشفه میگیره میترسه چرا جنایت میکنه میترسه این ترس همه قید است همه ایش بند است یه سروت حرام یه شندرگاز رشفه یه نگاه حرام یه شروط حرام نمیتونه بگذاریم امام حسن از جان خودش پراخره از جندگی خودش بزشت این هرریت کجا این هرریت کجا چقدر روزه خوبی خوند برای هر گفت انت هر رون از امت و امت تو واقعا هر هستی که به یک زندگی فاخر پشت پا کرد به یک سروت فاخر پشت پا کرد و حالا آزاد و رهان هر این رکن اول بس علیه که انبیام متمرکز میشن بس هرریت است یک تمایلات نفسانی ما رو به قید نکشه زندگی رو که هر قیدی پشترش تالی فاصلت های مفصلیست دوامش هم تاغوت بر برابر تاغوت هم مفصلیست بوده رکن دوم همان از که ساده زیست بود از استطاعاتون مخارجی نشد از مردم فاصله نگرفت دنبال تشریفات نبود به هر دقل دنیا اکتفا کرد از تشخص متنفر بود از استعصار استعصار یعنی به جلوی خودش بکشه به اطرافیان خود جلوی اطرافیان خودش بکشه به ای تون ما رو متنفر بود همه این ها ضروریاته یک زندگی سالم هست من شروع می کنم از همه این که حضرت از بساطت خارج نشد از استطاعات عمومی خارج نشد اگر خارج بشیم بخش عظیمی جامعه لح می شه می شکنه اگر از بساطت خارج بشیم غرور مقدس انسان ها می شکنه از استطاعات عمومی خارج بشیم این پیامه یه مرچه هست لای احتمال نکنم و جنود هم و هم لایش هم به مرچه ها گفت که برید داخل لونه ها تا لشکر سلیمان ها نبینید اگر ببینید می شکنید سلیمان گفت اینه بیارید گفت چه عرضی بود زدی گفت این شوکتی که درست کردی این تشکیفاتی که درست کردی اینای تشکیفات ببینن می شکنن تبروچ خودنمایی تفاوق طلبی میله به برجستگی مادی در میان اقران در میان افرادی که زندگی میکنیم هی تلاش میکنیم که از جهت مادی برجسته بشیم منور تجمع سنب مولک هست سنب برای فرد سنب برای جامعه این گاهی در ارسای مختلف خودش نشون بده این روحیه که از استطاعات خارج بشه من میخوام برجسته دید روشن گاهی خانه ریایی درست میکنه خانه ریایی یعنی خارج از نیازه انسان باشه اونقدر پیغمبر ما نهه کرده گفته اگه کسی خانه ریایی درست میکنه با همون به محشر میاد و خانه ریایی رو پروری آتش میکنن داخل خانه میکنن شخص شما نیاز دارید به سید سرپناه سرپناهی متناسب با شهن خود رو درست کردید متعارف اگه بیشتر از اون شد میشه خانه خانه ریایی و بدتر پولی که انسان یه مومن پولش رو مستن بکنه همونجاست پیغمبر ما فرمد اومد دید که از سفر اومد دید که اون مسلمه اومده از خونه رو رستگی کرده گرد جده چی کار کرده اتاقش رو و مثل بقیه نیست از استطاعتمون خارج شده گفت بدترین جایی که پول انسان فرج بشه خانه ریاییست یعنی خانه زائد بر نیاز خودش درست بکنه ببین همین اجرابشه مشکل مزکن ببین حل میشه نمیشه بله خب خدا گفت است که اگه از پیغمبر فاصله بگیرید حلی احزار لزینه یو خالفون انامره انترسی به هم فتنه ایوسی به هم عذابانه گاهی در لوازم خانه کداشی درست نشون بیده در روایت است که در آخر از زمان مردم به همدیگه تفاوت تلریف میکنه در لوازم خانه که من اینا دارم اونا داره میاد خونه میگه شما از تو خونه چیز اومده ندارید باز این باعثه تحقیل میشه باعثه اغده شدن میشه مخصوصا در اطفال اثر خیلی در موجبانه بدی میگذاره گاهی در لباس است گاهی در آراش است خروج از استراتوط امومی گاهی در عروسی است گاهی در سفرهای خارجی است همه اینا نشان کمبود روحی است انسان ساخته و پرداخته احتیاج به رنگ و آب نداره احتیاج به خودن مایی نداره مامن احدن تکبر اوتره تجبره الال زلتن وجه دافی نفته هر کس بیاد اینجوری کارها رو بکنه بخواده کمبودی در درون خود است بخواد اونو جبران بکنه یه جمله بگم خیلی عرضش داره ما هر چقدر طرف تشریفات بریم از همتیگه فاصله میگیریم و میشیم آهاد متفرق دیگه جهند نیستیم ست هزاران خیطی اکتارا نباشد قوتی چون به هم برتافتی اسفندیارش نکترد خورن پیغمبر ما مبارزه با پستی مولندی های قاضی به زندگی است اونقدر حضرت مخالف بود گفت دائره بشینید چرا؟ گفت نمیخوام صدر زیل منتیز معلوم بشه اکده بشن صدر نشین اکده بشن زیل نشین وقتی احترامو بیشتر میکردن گفت با من اینجوری معامله نکنید اینی اکده ها انعتشه بر بل ملوک من نمیخوام شبیه پادشان بشم من پادشان نیستم من پیغمبرم پادشان یه اخصوصیاتی داره پیغمبریه قدر یه بن حاتم وقتی اومد حضرت رو مسکده وارد شد پیغمبر همه جاره گرفته بود جلسی محل حکومت اون آقا رو تا اف خودش با پای خودش اومد گفت اومدم خوهرم رو آزاد کنم نه اینکه اومدم به تو ایمام یرم گفت پاشه بریم خونه گفت ایران نداره رای پیزن حضرت گرفت هجیغه بود یعنی هوا داغ داغ بود اون قعد باش تابت کرد با پیغمبر پیغمبرم خودشو در اختیار پیزن گذاشت وقتی قضیه تمام شد شهادت اینشو گفت این پسر حاتم تایی گفت چی شد؟ گفت تو پیغمبر تو شاه نیستی پادشان اینجوری خودشون در اختیار پیزن نمیگذارن یه سائل اومد اونقدر به پیغمبر احانت کرد اصحاب خواهشتن که قبوتش کنن گفت شما کاری نداشته باشید پاشا بریم خونه رفت خونه دیدید خونه مثل مسجد میبونه هیچی توش نیست اونقدر از فیقمبر ازخواهی کرد یعنی در هر دو زمینه پذیر شفره هم کرد حرف نمیزنه سلوک اجتماعی زبان داره اینها یه جمله هم بگم نزدت ببرید مسجد درست میکردن هر زد سنگهای سنگی رو برمیداشت با خودش میابرد یه استعیده بن حاضر گفت یا رسول الله بده بده شما کار بکنید پیغمبر خود هم بعد شما بشید هر زد ترموت من اگه بشینم شما سنگها رو هم بکنید من میشم متمایز خدا مبغوض خدا میخوای من مبغوض خدا بشم گفت پس اون سنگه بده من ببرم گفت او رو یه سنگه دیگه بردار من نباید خاصله بگیرم از خواب خدا ببینید این بساطت رو انشاءالله چون به ربی وارد میشیم ادامه در حضرت این بساطت سادگی به یه فرهنگی باید تبدیل بشه در جامعه ما ریخت و پاشها استاف آزادی در محصب اونقدر جمع ما زیاده در حالتی که الان در طورت تحولاتی که کشورها دارن یک ریال یک دیگر هست نباید ما کچکترین اصلاف کچکترین ازائی ت رو داشته باشیم بسیار عالی خیلی ممنونم و چکرم همین شد که پیغمبر ما نامش یادش جهانی شد یه پیغمبر نازنینی با این عظمت امیدوارم که شفی اما باشه دستگیر اما باشه از اون مقام محمودش که مقام بسیار عظیمیست همه که ما بحرمند باشیم و همه میگفت بخشیست شکر کلامتون بخشیست شکر کلامتون همه میگفت لبک هر کسی راش میزد گفت لبک لبک میدونی چیه یعنی همیشه قدمت گذار شده است جانم خیلی خوب الایه که تو همین روزها و شبها تو ایام ماه ربی زیارتش رو برای ما بنویسن زیارت مدینه رو امیدوارم اولایی که مشرف میشن حتما برای ما دعا بکنن خاجای آمری خیلی عزیزم هم خیلی محضر شما سعیتون رو مستدام لگه داره خیلی بمنونم از لطف و نگاه و مرحمتتون باور کنیم لطف خدا را که سرمد است باور کنیم لطف خدا را که سرمد است باور کنیم سکه به نام محمد است اللهم سلغ اللهم سلغ و آل محمد و عجل برجه هم تا سلام دوباره خیلی بمنونم از سلام و علیک یا رسول الله السلام و علیک یا نبی الله السلام و علیک یا محمد ابن عبد الله السلام و علیک یا خاتم النبی الشfast ساحات آ سا report والنهایی تاعه المنكة و امرت ب электرینهای ماه رساله بال aspirationЧيه رسالتي spots and workplacerarekin.com و عبد الله مخلصا حتی اتاک الیقین فصلوات الله علیک و رحمته و علی اهل بیت که طاهرین اللهم صل على محمد و آل محمد و اجل فرجهم از راه دور سلام دادیم به پیامبر مهربانمون در شب شهادت آقا مام حسن مشتبه شب رهلت پیامبر اکرم صلی اللہ علیه و آلیه وسلم و شب جمعه شب زیارتی آقا مام حسین دعوت میکنم از رادیو معارف یک ساعت برنامه زنده همنشین رو بشنوید نشستم گوشه از صفره هموار رنگینت چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت همه زیر بایند و بالا حسین است همه زیر بایند و بالا حسین است همه زیر بایند و بالا حسین است همه قطر از دلد و دریا حسین چه رسم خوشی که زمان تولد کلام نخست دین ما یا حسین همه زیر بایند و بالا حسین است همه زیر بایند و بالا حسین است همه زیر بایند و بالا حسین است بسم الله الرحمن الرحیم اللهم سل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم سل الله علیک یا ابو عبدالله و ببینین اگر چون الافرنم ارزو از بلای سردنی شده است پرم خیلی از جنگس او summ glued نرموش نک tokens می privacy amam به عباره بھی از mettre ل��ه porta موقفیcap از او مرمبر و کباره مtownan جفت جور کارها اینجا به دست فاطمه است کار را او می کند از ما بشکر می کند سلام علیک یا ابا عبدالله دوستان عزیز شنوندگانی گردونی سلام عرض میکنم خدمتون امیدوارم هر جای این عالم صدای ما رو می شنوید در شب زیارتی آقا امام سین علیه السلام همراه ما باشید پایان ماه سرفره بیست و هفتمین شب از سفر رو داریم تیمی کنیم در شب رهلت پیامبر اکرم سلالله علیه و آلیه وسلم و آقا امام حسن مشترم مجتبا علیه السلام که خیلی عزیز بودن هم امام حسن مشتبا علیه السلام هم حضرت عبا عبدالله علیه السلام برای پیامبر نور و رحمت حضرت محمد سلالله علیه و آلیه وسلم انشاءالله که ما هم ارادت خودمون رو آنگونه که باید در این ماه محرم و سفر نشون داده باشیم و این پایان کار پایان ماه سفر که آغازیست دوباره بر همه تقسیم خوبی ها برای ما در حقیقت و واسطه این دو ماه از آدادی که کردیم توجه کنن پیامبر نور و رحمت به ما انشاءالله سلالله علیه السلام سلالله علیه السلام شما هستیده؟ موسیقی موسیقی خب دوستان ازیز بهتون تسلیت و تحضیت میگم قبول باشه از آداری های همه شما شنوان بندگان عزیز و عجمن به درگاه حضرت حق صدای گرفته بنده رو ببخشید انشاءالله سوقاتیست شاید از سبت کربلای محلا به ما اینگونه رسیده دیگه دوستان عزیز ما که رفته اودن به کربلای محلا بلاخره با خودش این سوقاتی رو شاید برای ما اووردن و انشاءالله که خیر است بر ما ببخشید ما به همینش هم راضی هستیم و لذت میبنیم ازش شکر روزنجی نگاه نکن چه اشکاری داده به ما همینقدر اش رسیده شاید سختی راهش به شما رسیده این سختی یکی دو روزش هم به ما انشاءالله که اگر سلامی هم شما دوستان عزیز دادید به آقا عبا عبدالله نانه سلام همون سلام مرسوم همیشگیی که میگیم از راه دور بدید بیاد زیر آسمون دستی به ارادت بر سینه بذارید دستی بلند کنید سوی کربلا و سه مرتبه بگید سلنن نه حاله که یا عبا عبدالله همین سلام شاید ما رو کفایت کنه و ببرتمون تو همین فضایه همین فضایی که الان زیر صدای بنده هم دارید میشنوید خوشا به سعادت کسانی که در پایان ماه سفر توفیق دارن زیر قبه امام حسین باشن درکت نماز عشق بخونن سلامی بدند و شاید بد نباشه شما هم همراه من باشید و بگید سلام سلام آقا منم اومدم زیر قبت اینجا که وایسادم حس میکنم همه دنیا از یادم رفته هیچ صدایی نیست جز صدای قلبم که داره میگه حسین حسین و صدای این زایرایی که هر کدومشون دارن دردادگی میکنن با حضرت عبا عبدالله آقا این همه راه مدیم فقط واسه این چند لحظه واسه این که زیر این قبه این سلواته رو بفرستیم اللهم سل علا محمد و آل محمد و عجل فرجه یه ابن رسول الله یا امام حسین از ما برپسید سلام علیک یه ابن رسول الله عبایبن کب میگه من نشسته بودم پیش پیغمبر حسین ابن علی خورد سال کچکه میگه اومد پیش پیغمبر پیغمبر یه نگاش کرد گفت مرحبا بگی یا زین از سماوات بلد آفرین به تو بهبه برکه از سماوات بلدیم که تو زینت آسمان ها و زمین عبایبن کب من تحجب کردم گفتم که آقا مگه کسی غیر از شما هم زینت آسمان و زمین میشه فرمود عبایبن کب اشتباه نکن حسین تو آسمان ها بزرگتره تا در زمین تو آسمان ها بزرگتره فرمود عبایبن کب در یمین در یمین عرش الهی نوشته شده که حسین مصباح هدایت و سفینه نجاته اون قطنباس اون راه رو نشون میده مسیر رو نشون میده امامون غیروهنن و زخرون و علمون و ازون و فخ حسین ابن علی مساویه با اززته مساویه با فخر مساویه با اززته برای هر انسانیه کدوم انسانی رو پیدا میکنی که مسیر حسین ابن علی رو رفته باشه و به اززت نرسیده باشه همی اززت در مسیر حسین ابن علی است دین منی علت عاشق شدنی برای تبغل و نیزبون شمق زبون باز کردنی دین منی دین منی علت عاشق شدنی برای تبغل و نیزبون شمق زبون باز کردنی کرم و بلات میخونه ی دیمونهات با یه اشارت پیش پاک میمیرم چه مردنی کرم و بلات میخونه ی دیمونهات با یه اشارت پیش پاک میمیرم چه مردنی دوای دردان حسین آقام آقام آقام حسین کربلا میخوام حسین آقام آقام آقام حسین دوای دردان حسین آقام آقام آقام حسین که مدیریتی در درون حسین بود که از موقع رهرت پیغمبر با مسائل سخت تنشدار زربید میدید از دست پدرکشه ها را گرفتن میدید یا نه؟ میدید که را؟ که را مارکشتر را ابو زر را اماروی آسر را همین را دیده با چشمش بر لبش قفلست و در دل زازها لب خموش و دل پر از آوازها چوخی بود مدیریت این شخصیت من خود را کافیش نشان میدهد هدف حیاتیه عزیزان بعد از دوران اریبی تاره دوران برادرش مامزن مجتبان چه سختی ها چه فشار ها یک دونه جملهی که مخل باشه بر مدیریتی که کشید به داستان نینوا هدیشون دیگه نشد السلام علی الحسن و علیه الحسن و علی اولاد الحسن و علی اصحاب الحسن و علی اصحاب حسن و علی اصحاب حسن و علی اصحاب حسن و علی اصحاب حسن و علی اصحاب حسن و روزی که باید آقا بیان بلا سرمون این فکر میکنم قرار خوبیست برای این پیومک ارسال کردنه و حالا بگید در شب جمعه شب زیارتی آقا موسیقی در شب رهلت رسول خدا سلالله علیه و آله شاده از این کاریه ایمانیستیم در شب جمعه و همجاز زاهرین این عزیزان انشاءالله خوب حالا ما رفتیم به زیر قبه آقا موسیقی ندهه سلام